علامه محمدتقي جعفري
قسمت دوم
براي درك اهميت موقعيتي كه ائمه معصومين عليهم السلام
در حفظ تعادل دين و جلوگيري از انحراف و كجروي هايي كه
همواره دين را تهديد مي كند , داشته اند , مقدمه اي را متذكر
مي شويم .
از يك نظر هم قوانين و كلياتي كه وارد قلمرو معرفت
بشري مي شوند , بر دو نوع عمده هستند :
نوع يكم : قوانين و كلياتي كه از نظم جريانات جبري انسان
و جهان انتزاع مي شوند. در اصطلاح عمومي , آنها را قوانين
علمي مي نامند.
نوع دوم : قوانين و كلياتي هستند كه منشا جبري ندارند ,
بلكه بايستگي ها و شايستگي هاي فردي و اجتماعي را نشان
مي دهند.
ضامن بقا و اجراي قوانين نوع يكم , خود نظم جريانات
جبري است كه در انسان و جهان وجود دارد. مثلا كيفيت
ساختمان عضوي انسان , خود ضامن بقا و اجراي تنفس از
هواي مناسب است و احتياجي به بايد و شايدهاي وضعي و
قراردادي و كمال جويي ندارد. تشكل آب به شكل ظرفي كه در
آن قرار مي گيرد , تابع پديده ميعان آب است كه از هر گونه
سفارش و دستوري بي نياز است . براي مقدار حركتي كه درنظر
گرفته شده است , لزوم نيرويي به اندازه مناسب آن حركت ,
قانوني است كه از نظم جبري علت و معلول سرچشمه مي گيرد
و براي استمرار و بقاي آن قانون , حافظ و نگهباني مورد
احتياج نيست .
نوع دوم قوانيني هستند كه همواره و در هر محيط و هر
گونه شرايط كه فرض شوند , به شخصيت هايي نيازمندند كه
حفظ و نگهداري و اجراي آنها را به عهده بگيرند.
تفاوت ميان اين دو نوع , يك موضوع كاملا اساسي است و
آن اراده و اختيار آدمي است كه در عمل به نوع دوم قوانين
دست اندركار است . به اين معني كه انسان بايد با اراده و
اختياري كه دارد به قوانين عادله عمل كند و از ارتكاب ظلم
اجتناب بورزد , حق كسي را پايمال نكند , در پاك كردن درونش
از آلودگي ها فعاليت كند , درباره زندگي خود هدف والايي را كه
تفسير و توجيه كننده حيات اوست درك كرده براي وصول به
آن بكوشد.
از طرف ديگر , طبيعت حيواني انسان , اراده و اختيار و
ساير نيروهاي او را تحت تاثير جريان طبيعي خود قرار داده , او
را از توجيه اراده و اختيار در راه بايستگي ها و شايستگي ها
جلوگيري مي كند.
بنابراين آدمي آن جاندار است كه هر لحظه روي نوار مرزي
ميان سقوط به طبيعت حيواني و اعتلا به مقام انساني قرار
گرفته است . همين كه بخواهد حركتي را آغاز كند , به يكي از دو
طرف (طبيعت حيواني , اعتلا به مقام انساني ) مايل مي شود.
البته اين نكته را درنظر خواهيم داشت كه طرف اعتلا به مقام
انساني مي تواند قوانين منطقي طرف طبيعت حيواني را
مراعات كند , ولي طرف طبيعت حيواني نه تنها قوانين اعتلا را
مراعات نمي كند , بلكه همواره چهره متضادي به آن قوانين
نشان مي دهد. و با درنظر گرفتن قدرت طبيعت حيواني انسان و
گسترش فعاليت هاي گوناگون آن كه با سهولت و سادگي راه
فعاليت را هموار مي كند , تمايل و گرايش به سوي آن طبيعي
بوده , ورود به اعتلا احتياج به عامل كمك كننده دارد. اين عامل
عقل و يا وجدان آدمي است كه پيامبر دروني ناميده مي شود.
اساسي ترين و مقدس ترين كاري را كه عقل سليم يا
وجدان انجام مي دهد , اين است كه بارور شدن خود را به دو
عامل مستند مي داند :
1 ـ تكاپو براي شناخت جهاني كه در آن زندگي مي كند .
2 ـ پذيرش تعليم و تربيت از عظماي كمال يافته كه اسرار هستي
و حيات آدمي براي آنان روش است .
به نظر مي رسد كه اگر عقل يا وجدان آدمي اين كار مقدس
را انجام نمي داد , آدمي در همان مراحل نخستين حيات , راكد
مي شد و تدريجا از بين مي رفت .
اين عظماي كمال يافته , پيامبران الهي هستند كه با معرفي
اوصيا براي پس از حيات خود , و با عرضه داشتن كتاب هاي
آسماني , ماموريت بارور كردن عقول و وجدانهاي آدميان را
تكميل كردند. لذا مي گوييم كاري كه اوصيا و كتابهاي آسماني
انجام مي دهند , دامنه فعاليت پيامبران است .
نتيجه روشني كه با اين ملاحظات به دست مي آوريم , اين
است كه وجود مربيان كمال يافته براي بهره مند شدن انسانها از
بايستگي ها و شايستگي ها , كه بايستي از روي اراده و اختيار
مورد عمل قرار بگيرند , ضرورت دارد.
ما مي دانيم كه تنها ائمه معصومين عليهم السلام بودند كه
بدون اندك تمايل شخصي و با هر گونه گذشت و فداكاري ,
نگهباني تعادل دين را چه در قلمرو عقايد و چه در قلمرو
احكام و وظايف , به عهده گرفته , تا نفس هاي آخرين با انحراف
و شيوع بدعت هاي ويرانگر مبارزه مي كردند. تاريخ اسلام اين
جريان با اهميت را به ما نشان داده است كه ائمه معصومين تا
آخرين سر حد امكان از عهده ماموريت نگهباني دين اسلام بر
آمده اند.
در شرايطي كه اجتماع دورانشان مساعد و آماده پذيرش
بوده است ماموريت خود را در سطح اجتماع انجام داده اند , و
در هر زماني كه شرايط اجتماعي با اجراي ماموريت آنان
مساعد نبوده , به ترتيب افرادي مي پرداختند كه بتوانند در
صورت امكان نگهباني تعادل دين را به عهده بگيرند و آن را
انجام بدهند.
در سرگذشت زندگي هر يك از ائمه معصومين
تربيت شدگاني ديده مي شود كه هر يك از آنان شايسته منصب
پيشتازي در سازندگي هاي انساني بوده اند.
مقام علمي اهلبيت (ع )
« وعندنا ـ اهل البيت ـ ابواب الحكم وضيا الامر. الا وان
شرائع الدين واحده , وسبله قاصده . من اخذ بها لحق و غنم , و
من وقف عنها ضل وندم » .
و در نزد ما اهل بيت است ابواب حكم و روشنايي همه
امور. بدانيد كه طرق دين يكي و راه هاي آن در مجراي اعتدال
است . هركس راه هاي دين را پيش بگيرد و در آن مسير گام
بردارد , به حقيقت و حمايت گران آن ملحق گردد و به غنيمت
برسد. و هر كس كه توقف كند و از حركت در آن راه ها امتناع
بورزد , گمراه گردد و عاقبت كار پشيمان شود.
همان گونه كه تاكنون مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته
است , و براي هر محقق بي غرض و حقيقت جو اثبات شده
است , خاندان عصمت , درهاي حكم و معرفت و حكمت الهي
هستند. آنان امور مزبور را سينه به سينه , با كمال خلوص و
تادب به آداب الله و تخلق به اخلاق الله , از پيامبراكرم (ص )
گرفته اند. پيامبراكرم , يا به وسيله وحي به طور مستقيم از خدا ,
و يا به جهت تهذب نهايي كه براي او ممكن بود , انعكاس آن
امور را در درون مبارك خود دريافته بود. احكام و معارف و
حكمي كه مغزهاي معمولي بشري به دست مي آورند , هر اندازه
هم كه عالي و عميق باشند , از جهاتي محدود و وابسته به تقليد
و اصول پيش ساخته هستند , و توانايي روشنگري مغزها و
ارواح بشري را ندارند. بلكه اگر خود آنان هم بتوانند از
جاذبيت محصولات مغزي خودشان رها شوند , و آن احكام و
معارف و حكم را كه با دو عامل « بازيگري » و « تماشاگري »
اندوخته اند , مورد بررسي و تحقيق قرار بدهند , تاريكي هاي
درون خود را در آن امور مي بينند. اگر درونشان از يك روشنايي
ناشي از خلوص و صفا بهره اي داشته باشد , توجه به
محدوديت و وابستگي معلومات به تقليد و اصول پيش ساخته ,
آن روشنايي را از تاثير مي اندازد , و آن آرامش نهايي كه مطلوب
هر صاحب نظر عميق است , حاصل نمي شود. شايد بدين جهت
است كه گفته شده است :
فلاسفه و حكما و ديگر متفكران در واقعيات عالم هستي ,
مانند آن بنايان هستند كه همه مردم را به ورود به ساختماني كه
با تفكرات خود ساخته اند دعوت و تحريك مي كنند , ولي خود
از ورود به آن ساختمان امتناع مي ورزند!
يكي از فضلا در تاييد اين مطلب به اينجانب گفت كه در
يكي از نوشته هاي يكي از متفكران ديده بود كه نوشته
است :
« يك چيز حقيقت دارد , و آن اين است كه من منسوب به مكتبي
كه خود بنيان گذار آن هستم , نيستم . »
يعني مثلا يكي از پيروان سرسخت هگل نوشته است
چيزي كه حقيقت دارد , اين است كه « من هگليانيست نيستم » !
مانند اين كه ماركس بگويد :
« چيزي كه حقيقت دارد اين است كه من ماركسيست
نيستم ! »
اميرالمومنين عليه السلام مي فرمايد :
« ابواب حكم در نزد ما اهل بيت است و ماييم كه روشنگر
واقعيات هستيم . »
براي كسي كه از مكتب ها و نظام هاي فكري بشري اطلاع
عميق ندارد , نمي تواند عظمت اين مطلب را درك كند كه
چگونه و از چه راهي ابواب واقعيات , از جهان شناسي و
انسان شناسي و خودشناسي گرفته تا خداشناسي , و از مديريت
يك خانواده محدود تا حاكميت بر جوامع بشر , در اختيار
خاندان عصمت و طهارت قرار گرفته است ولي در طول
تاريخ پر معناي بشري , بارها اشخاصي ديده شده اند كه با اين
كه نه داراي مقام نبوت و امامت بوده اند و نه حتي از تادب به
آداب الله و تخلق به اخلاق الله به طور كامل برخوردار بوده اند ,
با اين حال به جهت انواعي از انقلاب و جهش هاي روحي ,
ابوابي فراوان از واقعيات به رويشان باز شده است كه قطعا با
تحصيل و اكتساب معمولي امكان ناپذير بوده است .
براي هر محقق بي غرض و حقيقت جو
اثبات شده است خاندان عصمت , در هاي
حكم و معرفت و حكمت الهي هستند
كاري كه اوصيا انجام مي دهند , دامنه
فعاليت پيامبران است
تنها ائمه معصومين عليهم السلام بودند كه
بدون اندك تمايل شخصي و با هرگونه
گذشت و فداكاري , نگهبان تعادل دين را چه
در قلمرو عقايد و چه در قلمرو احكام و
وظايف , به عهده گرفته و تا نفس هاي آخر با
انحراف و بدعتهاي ويرانگر مبارزه كردند

|
معرفي كتاب
|

علي عليه السلام هستي بخش ايمان
حسين درگاهي ـ محمد دولتي
انتشارات نبا (تهران 8 ـ6421107 ) چاپ اول 1382
رقعي 56 ص
آيا مي خواهي طعم ايمان را بچشي
آيا مي خواهي بداني كه نماز و روزه و حج و زكات از ايمان
است اما تمام ايمان , اينها نيست
آيا مي خواهي مدار ايمان را بشناسي
آيا مي خواهي راه به عبادتي پيدا كني كه مقبول درگاه الهي
افتد
تنها و تنها يك راه در پيش داري و آن سرسپردگي به علي
عليه السلام است , كه اوست : « هستي بخش ايمان » .
كتاب « علي هستي بخش ايمان » براساس منقبت « علي يعسوب
الدين و الايمان » تنظيم شده است .
در اين كتاب , پس از پيشگفتار چند فصل زير مي آيد :
ضرورت امامت
اولين روز و آخرين ساعات
نفس و جان نبي
از اين كتاب مي آموزيم كه :
1 ـ براي دوام دين , خليفه نبي لازم است .
2 ـ خليفه نبي بايد از هر لغزش , مصون باشد چه رسد به گناه و
ظلم .
3 ـ اهليت براي نبوت و خلافت آن , به فرزند بودن ! و همسر
بودن ! نيست . بنابراين پسر نوح ! و همسر لوط ! از اهل اين دو
پيامبر نيستند.
4 ـ اهل بيت در تعريف دين , اشخاص خاصي هستند كه به
شهادت قرآن , هر رجس و شكي از آنها مرتفع شده و شديدا
پاك شده اند. آنها حضرت امير و زهرا عليهما السلام و دو
فرزند گرامي شان حسنين عليهما السلام اند.
5 ـ سخن اول پيامبر(ص ) با سخن آخرش يكي است . آنچه در
روز اول دعوت به مردم اعلام كرده در برادري , وصايت ,
وزارت , و خلافت حضرت اميرالمومنين همان است كه در
جاي جاي حيات مباركش و در غدير و بعد از آن , به مردم
اعلام كرده است . و نداي « فاسمعوا له و اطيعوا » در يوم الدار ,
همان نداي غدير است كه فرمودند : « معاشر الناس لاتضلوا عنه
و لاتنفروا منه و لاتستنكفوا عن ولايته » تا از همان آغاز همه
بدانند « علي » عليه السلام عدل نبوت است و اگر چه نبي نيست
اما براي كسب منصب خلافه النبي , هيچكس از او سزاوارتر
نيست (اگر روا باشد كه آن حضرت را با ديگران مقايسه
كنيم !)
6 ـ و نه فقط سخن اول و آخر , كه در طول زندگاني با بركت
پيامبر اكرم (ص ) نيز اين پيام بارها و بارها به گوش مردم رسيد ,
اگر چه در عمق جان فرو نرفت , يا بر جان خود ترسيدند كه
رهايش كردند.
يكي از آن موارد معروف , « مباهله » بود كه اميرالمومنين « جان
نبي » لقب گرفت و كدام شخص , احق به خلافت براي نبوت
جز آن كه نفس نبي بود !
7 ـ و باز هم در لا به لاي زندگاني نوراني رسول خدا , تعريف و
تمجيد از علي عليه السلام و سفارش به ايشان است . از آن
ميان , در اين كتاب , به يكصد و ده منقبت اشاره شده كه « نمي »
است از « يم » فضائلش و به يك جز آن نيز مي توان احق بودن
آن حضرت را به خلافت و امارت ثابت كرد.
8 ـ به دوازده مورد تيمنا از ميان آن همه موارد , اشاره مي شود :
علي سيد المسلمين
علي يعسوب الدين
علي اميرالمومنين
علي ديان هذه الامه
علي ركن الايمان
علي عمود الاسلام
علي الصراط المستقيم
علي الهادي
علي المولي
علي صاحب لوا المحمد
علي قسيم الجنه و النار
علي باب مدينه العلم
9 ـ پذيرش ولايت چنين وليي الهي , همراه است با بهره وري از
عصمت در علم و عمل , امنيت از شر در دنيا و آخرت , نورانيت
ايمان و علم و هدايت به معرفت و چشيدن حلاوت
محبت .
10 ـ تا دنيا است اين سير هدايتي به بركت آن ولي الهي داير
است و امروز پرچمدار ولايت , وجود مقدس و مسعود صاحب
الامر(عج ) است كه پاك از هر خطاست و مبرا از هر گناه , از
خاندان پاك امامان اطهار است و بيعت كنندگان در غدير , كه ما
نيز راضي به آنيم بر ولايت ولي اين دوران نيز , با پيامبر
اكرم (ص ) تبعيت كرده اند.
و سخن آخر آن كه :
آن ها كه علي عليه السلام را نخواستند , از همان آغاز , بناي
مخالفت نهادند , در يوم الدار , ابوطالب را به تمسخر گرفتند ,
آثار مباهله را تخريب كردند , و پيامبر را در آخرين لحظات عمر
مباركش « هذيان گو » لقب دادند تا اثري از علي عليه السلام
نماند و نامش بر زبان ها نيايد. و همان ها بودند كه اجازه ندادند
تا حديث نوراني آن ها منتشر شود! مبادا نور كلامش در دلي
بتابد و « حقانيت » ايشان بر مردم ثابت شود! و به اين ترتيب
مردم گرد « باطل » را رها كرده و راه ايمان در پيش گيرند كه
« علي » عليه السلام اصل دين است و محور ايمان , اما
« نورخدا » هرگز خاموش نخواهد شد.

|
نرم افزار نور 2 شامل مجموعه اي كامل از احاديث
اهل بيت (ع ) ارائه شد
|
نرم افزار نور 2 حاوي 187 عنوان كتاب از 90 مولف
بزرگترين كتابخانه احاديث اهل بيت عليهم السلام را در اختيار
علاقه مندان قرار مي دهد.
در اين نرم افزار , قرآن كريم , نهج البلاغه , صحيفه
سجاديه , كتب اربعه , وسايل الشيعه , مستدرك الوسائل , كتب
هشت گانه رجالي , بحارالانوار و منابع ارائه شده
است .
عرضه 76 جلد كتاب با اعراب كامل , امكانات متنوع
پژوهش در احاديث , امكان مقابله متون با يكديگر , ارتباط
آيات قرآن با احاديث , تطبيق متن نمايشي با فهرست كتابها ,
ارتباط متن با لغت نامه و قابليتهاي گوناگون پژوهشي از
ويژگيهاي اين نرم افزار به شمار مي رود.
گفتني است امكان استفاده از چهار محيط كاربري مستقل
در بخش جستجو و ثبت پژوهش ها از شاخصه هاي ديگر اين
نرم افزار است .
نرم افزار نور 2 با شماره 1250 در كتابخانه ملي به ثبت
رسيده است .
علاقه مندان مي توانند اين نرم افزار رااز مركز تحقيقات
كامپيوتري علوم اسلامي تهيه نمايند.

|
| |