روزنامه جمهوري اسلامي 31/02/1383 صفحه عقيدتي

* از مبارزه با اشغالگران تا ستيز با صهيونيسم
آنان كه براي رسيدن به هدف از هر وسيله اي استفاده مي كنند!
از مبارزه با اشغالگران تا ستيز با صهيونيسم




به مناسبت 27 ربيع الاول سالروز رحلت آيت الله العظمي سيدمحسن حكيم
« الشيوعيه كفروالحاد »
جمله عربي بالا , فتواي معروف و تاريخي آيت الله العظمي سيدمحسن حكيم است , يعني همان مرجع بزرگي كه با رحلت او در روز 27 ربيع الاول سال 1390 هـ . ق , نه تنها ايران و عراق تا روزها و هفته ها در سوگ نشست , بلكه مردم در بسياري از شهرها و محافل مذهبي جهان اسلام , گريستند و با برگزاري مجالس و مراسم متعدد , اندوه خود را ابراز نمودند. البته حزن و اضطرابي كه از رحلت آيت الله حكيم در عراق ايجاد شده بود , جلوه ديگري داشت و مردم در جريان مراسم تشييع و خاك سپاري پيكر پاك مرجع بزرگ خود چنان صحنه هايي از وحدت و اعتقاد به مرجعيت نشان دادند كه حكومت بعثي دچار وحشت شد و تدابير بسيار ويژه اي براي حفاظت از كاخ هاي حكومتي , وزارتخانه ها , راديوتلويزيون به كار بست . به عبارت ديگر , حكومت بعثي از اواخر ربيع الاول تا روزهاي نخست ربيع الثاني به طور غيرعلني حالت ويژه برقرار كرد و تا زمان خاك سپاري و برگزاري مراسم سوم و هفتم رحلت آيت الله حكيم كه مردم با ايجاد تجمعات ميليوني به سوگ مشغول بودند , همچنان عراق حالت فوق العاده داشت , زيرا بعثي ها با مشاهده ميليون ها افرادي كه در بغداد به تشييع پيكر آيت الله حكيم پرداختند و صفوف فشرده اي به طول 5 كيلومتر تشكيل دادند , حساب كار خود را كردند و براي مقابله با هجوم احتمالي مردم , آماده شدند.
مرجع مبارز آيت الله سيدمحسن حكيم , سال 1306 هـ . ق در يك خانواده اصيل و پرسابقه روحاني ديده به جهان گشود. آيت الله حكيم , مرجعي بود كه در عرصه هاي مختلف فعاليت داشت . آيت الله حكيم در عرصه دانش , علاوه بر اين كه شاگردان بسياري تربيت كرد , ده ها آثار مكتوب نيز از خود به يادگار نهاد. آثاري مثل : مستمسك عروه الوثقي در 14 جلد , حقايق الاصول در دو جلد , شرح تبصره در سه جلد , دليل الناسك , نهج الفقاهه , شرح النافع , منهاج الصالحين و...
آيت الله حكيم در عرصه عمران نيز كوشش هاي فراوان نمود و مدارس و مساجد و بناهاي متعددي ساخت . بناي مدرسه ديني شهر حله , مدرسه علميه نجف اشرف , مدرسه افغاني ها و تبتي هاي نجف اشرف , مدرسه شريف العلما در كربلا , مدرسه دارالحكمه در نجف اشرف , توسعه مسجد هندي در نجف , مسجد جلولا , مسجد غماس , مساجدي در لبنان و پاكستان و سوريه و افغانستان , حسينيه هايي در كركوك و كراده شرقي بغداد و حله و مدينه منوره و الرحباوي , بازسازي حرم مطهر حضرت مسلم , بازسازي مقبره ميثم تمار و تعدادي بناها و مساجد و مدارس ديگر از يادگارهاي آيت الله حكيم است .
يكي از جلوه هاي مهم و شكوهمند زندگي آيت الله سيدمحسن حكيم , مبارزه با تجاوز بيگانگان به سرزمين هاي اسلامي است . آيت الله حكيم كم تر از 30 سال داشت كه با آغاز جنگ جهاني اول , بخش هاي مختلفي از سرزمين هاي اسلامي هدف تجاوز استعمارگران غربي قرار گرفت . در اين زمان , عراق به علت موقعيت خاص و همه جانبه اي كه داشت , هجوم ويژه اي براي اشغال آن صورت گرفت و سربازان انگليس از سمت دريا (فاو) تجاوز به عراق را آغاز كردند. به محض ورود سربازان اشغال گر به خاك عراق , علما به پاخاستند و هر يك به شيوه خاص , فرمان جهاد صادر نمودند. علما صرفا به صدور فرمان جهاد اكتفا نكردند و با كوشش و تلاش فراوان به تهيه سلاح و جمع آوري نيروهاي رزمنده مشغول شدند. سرعت عمل علما و مراجع عراق در تشخيص موقعيت زمان و اقدامات پيگير و مجدانه جهادي سبب شد كه در كوتاه ترين مدت لازم , انبوهي از رزمندگان در قالب گروه هاي رزمنده تشكل يابند و به سوي جبهه ها بشتابند و سربازان مهاجم انگليس را در محورهاي مختلف زمين گير نمايند.
در اين زمان يكي از عالمان جوان و پرتحركي كه با شور و حرارت فراوان با مراجع و علماي بزرگ همراه شد و در صف مقدم عالمان مجاهد و مبارز قرار گرفت , آيت الله سيدمحسن حكيم بود. وي همراه عالمان مبارزي مثل آيت الله سيدمحمدسعيد حبوبي و ده ها عالم بزرگ ديگر , رهسپار جبهه نبرد با اشغال گران شد و همراه استادش (آيت الله سيدمحمدسعيد حبوبي ) جبهه شعيبيه را فرماندهي كرد. گرچه آيت الله حبوبي شور و ايماني سخت به جهاد داشت , ولي كهولت سن و ناتواني جسمي اجازه تحرك لازم به وي نمي داد. به همين دليل , فرماندهي جبهه نبرد را به آيت الله سيدمحسن حكيم سپرد و خطاب به رزمندگان چنين گفت : آقاي حكيم , حفظ الله , امين و مورد اعتماد من است . هر حكمي كند , بايد انسجام بگيرد و به آن عمل شود.
گرچه آيت الله حكيم به دليل موقعيت ويژه اي كه در جبهه هاي نبرد داشت , هر نوع امكاناتي برايش مهيا بود , ولي كم ترين بهره اي از امكانات موجود نمي برد و همه را در اختيار رزمندگان قرار داده بود. حتي اسب كه در آن زمان براي فرماندهي ضروري بود براي خود تهيه نكرد و همه اسب ها را در اختيار كساني قرارداد كه در جبهه ها به نبرد روياروي با دشمن مشغول بودند. به همين دليل بود كه وقتي خواست جهت هماهنگي رزمندگان جبهه هاي مختلف به قرارگاه مركزي عزيمت كند , آيت الله حبوبي اسب خودش را در اختيار آيت الله حكيم قرارداد و حفاظت از جان وي را مهم تر از جان خود دانست و گفت : اگر حكيم سالم بماند و من از ميان بروم , مانعي ندارد. وجود حكيم , سودمندتر كه از وجود من است . روزي خواهد رسيد كه او به رياست مسلمين مي رسد.
آيت الله حكيم هيچ گاه مخالفت و مبارزه با اشغال گران انگليسي را كنار ننهاد و همراه ساير علما تا زمان نجات عراق از چنگال متجاوزان , تلاش كرد. بعد از فرار اشغال گران و افتادن امور عراق به دست عوامل بيگانگان و روي كارآمدن فرمانروايان دست نشانده , آيت الله حكيم همچنان مبارزه و مقاومت مي نمود و سازش با بيگانگان و بيگانه پرستان را زشت تر از آن مي دانست كه حتي لحظه اي به آن بينديشد.
علت مبارزه و مخالفت آيت الله حكيم با دست نشاندگان استعمار كه به ظاهر , عراق را مستقل اعلام كرده بودند تا مردم را بفريبند اين بود كه آن مرجع بزرگ مي خواست در عراق حكومتي به مبناي تعاليم دين و احكام شرع مقدس اسلام پديد آيد. به همين سبب بود كه وي در پاسخ به پرسش سفير آمريكا , كتاب منهاج الصالحين (رساله عمليه آيت الله حكيم ) را به او داد و گفت : آنچه ما مي خواهيم در اين كتاب نوشته شده است .
به همان ميزان كه آيت الله سيدمحسن حكيم با دست نشاندگان استعمار غرب مخالف بود و با آن ها مبارزه مي كرد , با دست نشاندگان استعمار شرق نيز مخالفت و مبارزه جدي داشت . به همين دليل , مردم را از پيوستن به احزاب الحادي كمونيست , برحذر داشت و فتواي تاريخي و مهم زير را در اين باره صادر كرد :
بسم الله الرحمن الرحيم ـ پيوستن به حزب كمونيست جايز نيست . اين كار كفر و بي ديني بوده , موجب گسترش كفر و بي ديني است (الشيوعيه كفر و الحاد) خداوند شما و همه مسلمانان را از آن حفظ كند و برايمان و تسليمتان بيفزايد ـ والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته ـ محسن حكيم 17 شعبان 1379
صدور اين فتوا سبب شد مردم از اطراف احزاب الحادي دور شوند و آن ها با شكست بزرگي مواجه گردند.
مبارزه با صهيونيسم و اشغال گران سرزمين فلسطين , از ديگر جلوه هاي بعد مبارزاتي آيت الله سيدمحسن حكيم است . وي از همان ابتدا , مقابله با صهيونيست هاي اشغال گر را از اهم واجبات و وظايف همه مسلمانان اعلام كرد و از همه جهان اسلام خواست آرام ننشينند و به هر نحوي كه ممكن است در نجات فلسطين بكوشند. آيت الله حكيم اعلام كرد كه در نجات فلسطين همه مسلمانان مسئوليت دارند و بايد بي درنگ به انجام اين مسئوليت قيام نمايند. علاوه بر اين , آيت الله حكيم با ارسال پيامي به سازمان ملل متحد نسبت به شناسايي رژيم اشغالگر قدس شديدا اعتراض كرد و فلسطين را بخشي تجزيه ناپذير از جهان اسلام اعلام نمود. آيت الله حكيم از همان ابتدا , مبارزه مسلحانه و ستيز قهرآميز با رژيم صهيونيستي را تنها راه نجات فلسطين اعلام كرد و به همه كساني كه دل به فلسطين و آزادي آن بسته بودند , توصيه كرد فقط به ستيز مسلحانه با رژيم صهيونيستي بينديشند و از روش ها و سياست هاي سازشكارانه و ديپلماتيك مآب به طور جدي بپرهيزند.
آيت الله سيدمحسن حكيم بارها كوشيد رژيم پهلوي را نيز وادار به تغيير روش بدهد و به جاي حمايت از رژيم اشغال گر صهيونيستي , با جهان اسلام همگام شود و در برابر اشغال گران بايستند. هنگامي كه آيت الله حكيم از شناسايي رژيم اشغال گر صهيونيستي توسط رژيم پهلوي آگاه شد , پيامي به علما و مسلمانان ايران فرستاد و رفتار زشت پهلوي را به شدت محكوم كرد. خلاصه اين كه آيت الله سيدمحسن حكيم در تمام دوره حيات پربركتش حتي لحظه اي از فكر مبارزه با صهيونيست ها و حاميان آن ها غافل نشد و پيوسته در انديشه نجات فلسطين بود.
مبارزه با مستبدان و منحرفان و دست نشاندگان استعمار , ستيز با صهيونيسم , مقابله با متجاوزان به حريم سرزمين هاي اسلامي و... سنت و روش و پسنديده اي است كه بعد از رحلت آيت الله سيدمحسن حكيم , مثل يك ميراث گران بها در خاندان و فرزندان وي باقي ماند. به همين دليل , بسياري از اعضاي خاندان آيت الله حكيم گرفتار خشم و توطئه استكبار جهاني و مزدوران او قرار گرفته و شربت شهادت نوشيده اند. آخرين شخصيت مهمي كه از اين خاندان بزرگ به شهادت رسيد , آيت الله سيدمحمد باقر حكيم رئيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق بود كه هفتم شهريور سال پيش به دست مزدوران استكبار به شهادت رسيد. يقينا اين راه خونين همچنان تا آزادي سرزمين اسلامي عراق از اشغال بيگانگان ادامه خواهد يافت و بهاي خون هايي كه اكنون در عراق برزمين جاري مي شود , چيزي غير از فرار اشغال گران و تشكيل حكومت اسلامي در اين سرزمين نخواهد بود.
نام برخي ديگر از شهداي بزرگ خاندان حكيم كه در راه اسلام و عزت ميهن اسلامي خود به شهادت رسيدند , چنين است : آيت الله حاج سيدمحمد مهدي حكيم , آيت الله سيدعبدالهادي حكيم , آيت الله حاج سيدعبدالصاحب حكيم , آيت الله سيدعلاالدين حكيم و آيت الله سيدمحمدحسين حكيم .
علي وزوايي
يكي از جلوه هاي مهم و شكوهمند زندگي آيت الله سيد محسن حكيم , مبارز با تجاوز بيگانگان به سرزمين هاي اسلامي است . در آن هنگام كه عراق هدف تجاوز انگليس قرار گرفت , آيت الله حكيم , همراه ده ها عالم مبارز ديگر به ميدان نبرد با متجاوزان انگليسي عزيمت كرد و فرماندهي بخشي از جبهه هاي جنگ را برعهده گرفت
مبارزه با صهيونيسم و اشغال گران سرزمين فلسطين , از ديگر جلوه هاي بعد مبارزاتي زندگي آيت الله حكيم است . وي از همان ابتدا , مقابله با صهيونيست هاي اشغال گر را از اهم واجبات اعلام كرد و از همه مسلمانان خواست به هر نحوي كه ممكن است در نجات فلسطين بكوشند و با سلاح عليه صهيونيست ها قيام كنند

آنان كه براي رسيدن به هدف از هر وسيله اي استفاده مي كنند!


جنگ صفين شروع شده بود , علي (ع ) به ميدان آمد و فرياد زد : اي معاويه چرا اينقدر مسلمانها را به كشتن ميدهي (به جاي اينكه مردم را به سوي مرگ بفرستي ) خودت به ميدان بيا تا با هم نبرد كنيم .
عمروبن العاص كه مجسمه شيطنت و رذالت بود , پس از شنيدن اين سخن , رو كرد به معاويه و از روي تمسخر گفت : اي معاويه , علي درست مي گويد , تو هم كه مرد شجاعي هستي !! اسلحه را بگير و جواب علي را بده .
معاويه كه مي دانست حريف آن حضرت نيست و اگر به ميدان برود كشته خواهد شد , سخن او را نپذيرفت . بالاخره روزي معاويه با خدعه و نيرنگ توانست عمروعاص را به جنگ بفرستد.
عمروعاص كه نسبتا " مرد نترس و بي باكي بود و حتي مصر را هم او فتح كرده بود , لباس رزم پوشيد و به ميدان جنگ آمد و مبارز طلبيد و ضمنا گوشه و كنار را هم نگاه مي كرد كه در جواب او علي (ع ) به ميدان پا نگذارد و گرنه خوب مي دانست كه حريف آن حضرت نمي باشد.
ولي با اين حال فرياد مي زد , مي زنم شما را ولي نمي بينم ابالحسن را (چرا از علي خبري نيست )
اميرالمومنين (ع ) خيلي آهسته , بطوري كه عمروعاص نفهمد كم كم و كم كم جلو آمد تا اينكه نزديك او رسيد , آنگاه فرياد زد : اناالامام القريشي الموتمن , من امام قريشي و موتمن هستم , منم علي !
عمروعاص خودش را باخت و فورا سر اسب را برگرداند و فرار كرد , علي (ع ) او را تعقيب كرد و شمشيري بر او انداخت , عمروعاص خود را از روي اسب برزمين پرتاب كرد و چون مي دانست كه اميرالمومنين (ع ) مردي است كه خلاف شرع كاري را انجام نمي دهد , فور كشف عورت كرد , در نتيجه حضرت از او روي برگرداند و عمروعاص به اين وسيله نجات يافت و معركه را ترك كرد.
اين است منطق افرادي مانند عمروعاص كه از هر وسيله اي براي رسيدن به هدف استفاده مي كنند , ولي به عكس علي و ساير ائمه دين در سخت ترين شرايط حتي در گرما گرم جنگ از ضوابط شرعي كه عدول نمي كنند جاي خود دارد , حتي خود را ملزم به رعايت مكارم اخلاق مي دانند . (1 )
پاورقي :
1 ـ سيره نبوي , ص .75 (نقل از حكايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد مطهري )