روزنامه جمهوري اسلامي 31/02/1383 صفحه سياسي

آموزش ملي , فرار مغزها و مبارزه با حجاب , دردسر دولت فرانسه
* بحران آجاريا , بازي پنهان قدرتهاي بزرگ براي تقسيم منافع در قفقاز
آموزش ملي , فرار مغزها و مبارزه با حجاب , دردسر دولت فرانسه


اعتصاب ها , تظاهرات گسترده معلمان , دانشجويان و دانش آموزان , اعتراض محققان به كمبود بودجه تحقيقاتي و قانون منع حجاب اسلامي در مدارس از جمله مشكلات و چالشهاي فراروي وزارت آموزش ملي فرانسه طي يك سال گذشته بوده است .
وزارت آموزش ملي كه شامل بخش هاي آموزش عمومي , عالي , تخصصي و تحقيقاتي مي شود در بازسازي دولت جديد آقاي رافرن به خانه تكاني پرداخت و سرانجام « لوك فري » وزير فيلسوف اين وزارتخانه جاي خود را به « فرانسوا فيون » وزير كار و امور اجتماعي سابق سپرد.
دشواريهاي پيش روي « لوك فري » كه در نهايت نيز به جنبشي سنديكايي ختم شد و با اعتصاب بخش هاي تحقيقاتي و مراكز علمي به عمر وزارت او پايان داد نشان از ابعاد گسترده وظايف اين وزارتخانه از سويي و انتظار و چالشهاي مختلف دولتي و سنديكايي از سوي ديگر دارد.
اكنون جامعه تحقيقاتي فرانسه بدترين روزها را طي ساليان گذشته تجربه مي كند , فرار مغزها و نيروهاي تحقيقاتي از اين كشور به سوي آمريكاي شمالي در ماههاي اخير بارها زنگ خطر را براي دولتمردان اين كشور به صدا درآورده است .
در زمان حاضر افسردگي نيروهاي تحقيقاتي و علمي از كاهش بودجه دايمي و حذف پست هاي تحقيقاتي به مسئله اي آشنا در فرانسه تبديل شده است .
نظام ديوانسالار تحقيقاتي و مبتني بر نيازهاي قديم از سوي ديگر همه اعتبار جهاني فرانسه را به عنوان چهارمين توليدكننده علمي جهان امروز زير سئوال مي برد و از اين روي شخصيت هاي سياسي و علمي با طرح نقد مدام اين مسايل درصددند سمت و سوي بهتري به نظام آموزشي و تحقيقاتي خود بدهند.
مسئله حجاب اسلامي و برخورد با سلايق ديني نيز از جمله مشكلاتي بود كه وزير فكور ولي غير سياسي گذشته را مدتها به خود مشغول داشت و گرچه با تعيين كميسيون استاسي راه براي يك سويه كردن برخوردها با حجاب اسلامي از سوي شيراك هموار شد ولي به نظر نمي رسد كه اين مسئله در سالهاي آتي نيز بتواند گريبان آموزش و پرورش فرانسه را از دست چند ميليون مسلمان مقيم اين كشور برهاند.
مسئله آموزش ملي در كنار مشكلات اقتصادي به واقع پاشنه آشيل دولت فرانسه بشمار مي رود و در سال گذشته در نظرخواهي ها اين دستگاه پر هزينه و حساس دولتي عملا در معرض نقد و داوري آراي عمومي قرار گرفت .
به هر ترتيب لوك فري وزير آموزش سابق كه در آغاز به شيراك و رافرن اعلام كرده بود كه زير بار سلايق سياسي نخواهد رفت و رويه خود را همچنان بكار خواهد گرفت مجبور شد اين وزارتخانه را ترك و به « فرانسوا فيون » بسپارد.
وزير جديد آموزش ملي نيز در آغاز راه با شناخت نسبت به گرفتاريهاي اين وزارتخانه شروط خود را تنظيم و به نخست وزير ارايه داد , اساس شرطهاي فيون درايجاد تسهيلات مالي و امكانات استخدامي و رفاهي خلاصه مي شود ولي نبايد فراموش كرد كه همين فيون در كابينه پيشين با ساركوزي وزير كشور سابق رقابت جدي داشته و رسانه ها معمولا از اين دو به عنوان « دو وزير درگير و دو چهره رويارو » ياد مي كرده اند.
امروزه گرفتاريهاي مالي فيون در دست ساركوزي است و او بايد با سياستي كه لازمه يك وزير خبره است بتواند از اين رقيب سرسخت كه اكنون متصدي امور مالي و اقتصاد كشور فرانسه است , امكانات لازم را بگيرد.
« فرانسوا فيون » كه از آغاز دهه 1360 در مجلس فرانسه حضور داشته است تاكنون چندين بار وزير شده و در مذاكرات اجتماعي با سنديكاها و افراد شهره است .
نام وي با مسئله اصلاحات بازنشستگي در فرانسه گره خورده و در حقيقت اقدام او در اين زمينه بود كه منجر به اعتصابهاي گسترده خياباني معلمان و سنديكاهاي آموزشي شد و لوك فري را درگير بحراني بزرگ كرد.
وي از سال 1372 تا 1374 وزير همين وزارتخانه در كابينه دست راستي « ادوارد بالادور » بوده است و با مشكلات كوچك و بزرگ اين وزارتخانه بخوبي آشناست .
مسئله ممنوعيت حجاب اسلامي نيز از سال آينده تحصيلي شكل قانوني و رسمي به خود خواهد گرفت و وي علاوه بر اين بايد كار اصلاحات نظام آموزشي و مسئله عدم تمركز دراين وزارتخانه را نيز بتواند بخوبي هدايت كند.
سنديكاها كه از عدم پاسخگويي وزير پيشين خشمگين بودند آماده اند تا با وزير جديد مذاكراتي پيگير داشته باشند.
بسياري از آنها اظهار مي كنند كه از دوره وزارت « فرانسوا فيون » در دولت بالادور خاطرات خوشي دارند و وي را مرد مذاكره , آشتي و تجربه مي دانند.
وزير جديد آموزش ملي فرانسه كه با ماهيت بهار و ارديبهشت ماه در فرانسه براي راه اندازي اعتصاب و درگيري سنديكايي آشناست از هم اكنون آماده شده است تا با بررسي مثبت مسئله پست هاي تحقيقاتي و آموزشي اين خطر پيش رو را از سر راه بردارد.
مخالفان وي نيز همين انديشه را در سر دارند تا از اين فرصت بهترين بهره برداري را كنند.
وي در مقابل يك دو راهي است يا بايد به محققان حق دهد و نيازهاي آنان را برآورده كند و يا با يك اشتباه كوچك آنان را به اعتصاب و خيابانها كشانده و براي دولت تازه نفس « رافرن سه » مشكلات و دردسر ايجاد كند.
سال گذشته دولت رافرن بحث بازسازي و مشاركت ملي در آموزش و پرورش را با 26 هزار نشست در سراسر فرانسه برگزار كرده است و امروز اولياي مدارس و دانش آموزان در انتظار نتايج اين نشست ها هستند.
در اين نشست ها 22 موضوع مورد بررسي قرار گرفته و يكي از مهمترين آنها كاهش تعداد دانش آموزان در كلاسهاي درس است .
كاهشي كه انگيزه درس خواندن را در دانش آموزان بالا ببرد و مشاركت درسي بيشتر آنها را فراهم كند.
در اين موضوع اين مسئله لحاظ شده است كه براي يادگيري بهتر , دانش آموزان بايد زحمت بيشتري كشيده و رنج بيشتري متحمل شوند ولي كارشناسان در عين حال محرك و لذت يادگيري در اين مورد را نيز فراموش نكرده اند.
دومين مسئله اعمال مصوبات و قوانين سخت براي ايجاد نظم درمدارس است .
يك چهارم مباحث اين نشست ها به ايجاد نظم جدي در مدارس و مقابله با خشونت برخي دانش آموزان پرداخته است .
اولياي دانش آموزان و مدارس در نشست هاي سال گذشته بر اين نكته تاكيد كرده اند كه كاهش ارزشها و رقيق شدن اخلاق در ميان دانش آموزان مدارس يك خطر فرهنگي است و بايد با آن مقابله كرد.
به عنوان مثال راههاي برخورد با فحاشي برخي دانش آموزان و استفاده از الفاظ توهين آميز مورد بررسي قرار گرفته و واكنش , تحميل مقررات انضباطي تنبيه و محروميت از ورود به مدرسه به عنوان راههاي مقابله با آن پيشنهاد شده است .
بهبود كيفيت آموزش در برخي مدارس و ضرورت مشاركت اولياي دانش آموزان در برنامه هاي مدرسه , اگاهي آنها از مسايل آموزشي و هماهنگي هاي فرهنگي براي كاهش اختلاف سطح از جمله موضوعات مورد بررسي بوده است .
« فرانسوا فيون » همه اين موارد را مي داند و در بازديدهاي اخير خود در مقابل معلمان عاشق حرفه خويش ولي خسته و نااميد فرانسه وعده داده است كه اوضاع از اين بهتر خواهد شد.
اين وزير 50 ساله كه سومين دوره وزارت خود را تجربه مي كند در ماههاي آينده در پست حساس آموزش ملي با مسائل و مشكلات بسياري روبه رو خواهد بود.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
اكنون جامعه تحقيقاتي فرانسه بدترين روزها را طي ساليان گذشته تجربه مي كند , فرار مغزها و نيروهاي تحقيقاتي از اين كشور زنگ خطر را براي دولتمردان فرانسه به صدا درآورده است .
موضوع حجاب اسلامي و برخورد با سلايق ديني مردم از جمله مشكلاتي بود كه وزير آموزش ملي سابق فرانسه را مدتها به خود مشغول داشت .

بحران آجاريا , بازي پنهان قدرتهاي بزرگ براي تقسيم منافع در قفقاز




تحولات اخير در جمهوري خودمختار « آجاريا » و استعفاي فرارگونه « اصلان آباشيدزه » رهبر اين جمهوري پس از دوماه كشمكش با حكومت مركزي گرجستان , يكي از رخدادهاي مهم سياسي جاري در منطقه قفقاز بشمار مي رود.
روند بحران آجاريا كه با مسدود شدن بندر « باتومي » به عنوان گلوگاه ترانزيت كالاهاي كشورهاي آسياي ميانه و حوزه خزر به اوج خود رسيد و خروج دور از انتظار « اصلان آباشيدزه » از صحنه كه توسط « ايگور ايوانف » دبير شوراي امنيت ملي روسيه صورت گرفت , در كانون توجه كارشناسان و تحليگران سياسي قرار گرفت .
به عقيده برخي ناظران , در رخدادهاي اخير آجاريا كه به پيروزي « ميخاييل ساآكاشويلي » رئيس جمهوري گرجستان منجر شد , روسيه با خالي كردن زمينه از دخالت مستقيم در اين بحران خودداري كرد.
كنار رفتن روسيه از صحنه آجاريا , شرايط را براي سلطه آمريكا در گرجستان كه با كمك هاي سياسي و مالي به ساآكاشويلي دنبال مي شد , فراهم كرد.
تسلط سريع دولت جديد تفليس در جمهوري خودمختار آجاريا كه يكي از كانون هاي تجزيه طلبي در تماميت ارضي گرجستان به شمار مي آمد , هرچند غيرمنتظره بود , ولي برخي كارشناسان آن را قابل پيش بيني مي دانستند.
به دنبال فروپاشي شوروي سابق « اصلان آباشيدزه » رهبر سابق آجاريا , در سال 1370 در حالي كه جمهوري خودمختار آبخازيا و ايالت خودمختار اوستياي جنوبي جدايي خود را از دولت مركزي گرجستان اعلام كرده بودند , زمام قدرت را در دست گرفت .
روسيه در آن هنگام علاوه بر جمهوري هاي خودخوانده آبخازيا و اوستياي جنوبي از آباشيدزه كه از حمايت محافل هوادار روسيه در گرجستان برخوردار بود , پشتيباني كرد.
استقرار يكي از پايگاههاي نظامي روسيه در « باتومي » مركز آجاريا و همچنين هم مرز بودن اين منطقه با تركيه كه يكي از كشورهاي عضو ناتو و رقيب سنتي و تاريخي روسيه به شمار مي رود , مسكو وجود رهبر وابسته به خود در اين جمهوري را ضروري مي دانست .
تلاش « ادوارد شواردنادزه » رئيس جمهوري سابق گرجستان براي تحت نظارت قرار دادن آجاريا همانند آبخازيا و اوستياي جنوبي با دخالت مستقيم و غيرمستقيم روسيه ناكام ماند.
به رغم آنكه آجاريا برخلاف دو جمهوري خودخوانده ديگر از دولت مركزي گرجستان اعلام جدايي نكرده بود , ولي آباشيدزه از هرگونه دخالت تفليس در امور اين جمهوري خودمختار بدليل قرار گرفتن در مسير راهبردي ترانزيت كالاهاي منطقه بويژه نفت و فرآورده هاي نفتي جلوگيري كرده و به اين وسيله درآمدهاي سرشاري را عايد خود مي ساخت آغاز جنگ در چچن باعث دگرگوني در منطقه قفقاز شد و روسيه كه تا آغاز اين جنگ بدون توجه به خواسته هاي تفليس در امور گرجستان دخالت داشت و از جمهوري هاي خودخوانده و خودمختار در قلمرو اين كشور بطور آشكار حمايت مي كرد , ناگهان دريافت كه گرجستان در مساله چچن مشكل ساز شده است .
گرجستان نيز با توسل به روشهاي مشابه , چشم خود را بر روي تردد نيروهاي چچني و انتقال سلاح از گذرگاه پانكيسي اين كشور بست و در برخي موارد از نيروهاي چچني بطور غيرمستقيم حمايت كرد كه اين امر مشكلات جدي در منطقه براي مسكو به بار آورد.
از طرف ديگر اجراي برخي طرحهاي اقتصادي فرامنطقه اي در گرجستان از جمله عبور خط لوله انتقال نفت باكو ـ تفليس ـ جيهان و همچنين برنامه هاي « ناتو » و آمريكا در قفقاز , سلطه كامل روسيه در اين كشور را براي واشنگتن غيرقابل تحمل مي ساخت .
براساس اجلاس سال 1378 « سازمان امنيت و همكاري اروپا » در استانبول , روسيه تعهد كرد چهار پايگاه نظامي خود را از گرجستان خارج سازد و اين امر به نوبه خود گام مهمي در مسير محدودسازي حضور مسكو در قفقاز بشمار مي رفت .
روسيه به رغم برچيدن دو پايگاه نظامي خود از مناطق وازياني و گوداوتاي (آبخازيا) گرجستان , بعد از حوادث 20 شهريور 1380 در نيويورك , اقدامات خود در چچن را مبارزه با تروريسم بين الملل معرفي و بدين ترتيب سعي كرد توجه غرب را از اعمال خشونت عليه چچني ها منحرف سازد.
متعاقب آن , روسيه موضوع تردد نيروهاي چچني از دره پانكيسي را در سطح بين المللي مطرح ساخته و موفق به خاتمه دادن به اين مساله شد , بطوري كه با اين كار عمليات چچني ها عليه نظاميان روسي كاهش قابل توجهي يافت .
ناتواني « ادوارد شواردنادزه » رئيس جمهوري سابق گرجستان براي جلوگيري از تحكيم نفوذ روسيه در اين كشور از يكسو و وابستگي بيش از پيش اقتصادي تفليس به مسكو از سوي ديگر , واشنگتن را براي تغيير حكومت در اين كشور تحريك كرد.
« ميخايل ساآكاشويلي كه پرورش يافته مكتب سياسي آمريكا ارزيابي مي شود , پس از روي كار آمدن در گرجستان , نخستين اقدام خود را در آبان ماه سال گذشته , بر محدود ساختن جمهوري خودمختار آجاريا متمركز كرد كه از نظر كارشناسان , در واقع هدف وي تضعيف نفوذ روسيه در اين كشور بود.
تحرك روسيه در تحولات آجاريا در مقايسه با ديگر جمهوري هاي خودخوانده در خاك گرجستان , بدليل نبود مرز مشترك با آن و پيگيري جدي آمريكا محدود بود.
روسيه به اين مهم توجه داشت كه ادامه حمايت از « اصلان آباشيدزه » كه عاملي براي پيشرفت گرجستان معرفي مي شد و همچنين بين المللي كردن بحران آجاريا توسط ساآكاشويلي و آمريكا بر چهره بين المللي مسكو تاثير منفي گذاشته و توجه دوباره غرب به مساله چچن را ممكن مي ساخت .
به عقيده برخي كارشناسان , مسكو كه در چنين شرايطي توان رويارويي نداشت سعي كرد از بحران آجاريا با خسارت كمتر خارج شود و با كنار كشيدن خود از اين مساله , امتيازاتي از آمريكا و گرجستان بگيرد.
« گئورگي سرتلي » رئيس حزب استقلال ملي گرجستان عقيده دارد , « موفقيت ميخايل ساآكاشويلي در آجاريا در قبال رضايت وي با تمديد مدت زمان حضور پايگاههاي نظامي روسيه در مناطق باتومي و آخالكالاكي اين كشور عملي گرديد » .
كارشناسان سياسي همچنين عقيده دارند گرجستان با حمايت آمريكا به عمر جمهوري هاي خودخوانده آبخازيا و اوستياي جنوبي در حالي پايان خواهد داد كه هژموني و اهرم فشار مسكو در منطقه رو به ضعف گذاشته است .
چنين به نظر مي رسد جمهوري هاي يادشده نيز به شرايط پيش روي خود پي برده اند , به طوري كه « نوگزار آشوبا » رئيس پارلمان آبخازيا اخيرا اعلام كرد : تنها راه حفظ استقلال در قبال حملات احتمالي گرجستان , در گرو پذيرش تابعيت مشروط روسيه است .
اين در حالي است كه « ادوارد كوكويتا » رئيس جمهوري خودخوانده اوستياي جنوبي پس از حوادث آجاريا از رئيس مجلس اوستياي شمالي در قلمرو روسيه خواست , مساله اتحاد اين دو جمهوري را دنبال كند.
روسيه , اتحاديه اروپا و آمريكا كه در زمان حاضر قدرتهاي تاثيرگذار در منطقه قفقاز به شمار مي روند و در ميان آنها روسيه كه در گذشته با تقويت جريانات تجزيه طلبي براي تحكيم نفوذ خود در اين منطقه تلاش مي كرد , خواه و ناخواه در صحنه رقابت , فضايي براي رقيب اصلي خود يعني آمريكا باز مي كند و در قبال آن امتيازاتي بدست مي آورد.
از سوي ديگر , به نظر مي رسد اتحاديه اروپا در عين حالي كه به گسترش مناسبات اقتصادي در منطقه قفقاز توجه بيشتري كرده و اجراي طرحهاي اقتصادي را به نبود مناقشات در آن منوط ساخته است , با يكجانبه گرايي آمريكا نيز مخالف بوده و به مواضع روسيه گرايش بيشتري نشان مي دهد.
بنابراين در بحران آجاريا بار ديگر قدرتهاي بزرگ دست به بازي پنهان براي تقسيم منافع زدند , همانگونه « ميخاييل ساآكاشويلي » رئيس جمهوري گرجستان در 21 ارديبهشت ماه اعتراف كرد كه دولت گرجستان در ماههاي اخير براي مرعوب ساختن و به انقياد در آوردن « اصلان آباشيدزه » رهبر سابق آجاريا از شيوه هاي مختلفي از جمله مانور نظامي استفاده كرد , ولي هيچ كس تصور نمي كرد كه وي بركنار شود.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
اجراي برخي طرح هاي اقتصادي فرامنطقه اي در گرجستان از جمله عبور خط لوله انتقال نفت « باكو ـ تفليس ـ جيهان » , برنامه هاي « ناتو » و آمريكا در قفقاز و سلطه روسيه بر اين منطقه از نظر واشنگتن غيرقابل تحمل كرده است .
ناتواني « ادوارد شوارد نادزه » رئيس جمهور سابق گرجستان براي جلوگيري از تحكيم نفوذ روسيه در اين كشور از يك سو و وابستگي بيش از پيش اقتصادي تفليس به مسكو از سوي ديگر , واشنگتن را براي تغيير حكومت در اين كشور تحريك كرد.
« ميخائيل ساآكاشويلي » كه پرورش يافته مكتب سياسي آمريكاست , پس از روي كار آمدن در گرجستان , نخستين اقدام خود را بر محدود ساختن جمهوري آجاريا متمركز كرد و در واقع هدف وي تضعيف نفوذ روسيه در اين كشور بود.