روزنامه جمهوري اسلامي 30/02/1383 صفحه هنر و ادبيات

ترسيم وضعيت كنوني مركز هنرهاي نمايشي و لزوم تغيير و تحول در آن
رويدادهاي فرهنگي هنري
ترسيم وضعيت كنوني مركز هنرهاي نمايشي و لزوم تغيير و تحول در آن


علي ارسنجاني
اشاره
سرانجام مهندس ايماني , معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , تصميم به تغيير رئيس مركز هنرهاي نمايشي گرفت و اين فرض را كه « قرار است مركز هنرهاي نمايشي طبق روال سابق و با همان سياست هاي قبلي به كار خود ادامه دهد » , منتفي كرد. اين تصميم مدبرانه , نمايانگر اعمال تغييرات اساسي در ساختار مركز هنرهاي نمايشي است و انتخاب يك مدير كل كه سابقه مديريت در دو استان خوزستان و اصفهان را دارد نيز نشان از توجه معاون جديد هنري به شهرستانها و حل مسائل و معضلات تئاتر در كشور است و نه در تهران . خسرونشان , رئيس جديد مركز هنرهاي نمايشي به واسطه مديريت در دو استان مختلف و نيز پايه گذاري جشنواره تئاتر ايران زمين در خوزستان , باتئاتر و مسائل و مشكلات آن آشناست و پذيرفتن مسئوليت مركز هنرهاي نمايشي در شرايطي كه گفته مي شود نزديك به يك ميليارد تومان بدهي دارد , (كه بايد بررسي شود اين بدهي ـ در صورت واقعي بودن ـ چگونه به وجود آمده ) اقدام خطيري است كه « نشان » آن را قبول كرده و قطعا آمده است تا تغيير اساسي ايجاد كند و به ويژه به وضعيت اسف بار تئاتر شهرستان سرو سامان دهد. مطلبي كه ذيلا از نظر شما مي گذرد , ترسيمي از وضعيت گذشته تا به حال مركز هنرهاي نمايشي است كه شايد مورد توجه مسئولان جديد مركز هنرهاي نمايشي نيز قرار گيرد.
امور بين الملل
واحد امور بين الملل مركز هنرهاي نمايشي , يكي از مهم ترين و حساس ترين واحدهاي اين مركز است كه در دوره رياست « شريف خدايي » (رئيس سابق ) فعال ترين واحد مركز هنرهاي نمايشي بود.
شريف خدايي در دوران مديرتيش تلاش فراواني براي ايجاد ارتباط مستمر بين تئاتر ايران و ساير كشورها و جشنواره هاي خارجي به عمل آورد و توانست برخي گروه هاي ايراني را به كشورهاي گوناگون اعزام كند. گستره اين اعزام نيز وسيع و متنوع بود و شامل كشورهاي اروپايي و آسيايي و... مي شد. كشورهايي همچون فرانسه , آلمان , ايتاليا , كره , هندوستان و... بازتاب سفر به اين كشورها نيز به نقل از روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي كاملا مثبت بود. اين روابط عمومي همواره اعلام مي كرد كه گروه هاي ايراني مورد استقبال چشمگير و حتي خارج از حد انتظار تماشاگران خارجي قرار گرفته و مسئولان تئاتر كشورهاي مذكور نيز (باز هم به نقل از روابط عمومي و سرپرستان گروههاي اعزامي ) از نحوه اجراي نمايشهاي ايراني راضي و خشنود بوده اند. اما هيچگاه به همراه گروهاي اعزامي , منتقدان و يا كارشناسان كاملا بي طرف اعزام نمي شدند تا وضعيت واقعي استقبال و نقطه نظرات تماشاگران را منتقل كنند و نسبت تئاتر ايران را در مقايسه با تئاتر روز جهان به درستي و كمال , عيار سنجي نمايند.
از سوي ديگر , در ايام برگزاري جشنواره هاي بين المللي تئاتر نيز , گروه هاي خارجي از برخي كشورهاي دنيا عازم ايران مي شدند كه مهمترين و معروفترين آنها , گروه تئاتر « روهر » آلمان به مديريت « روبرتوچوئي » ايتاليايي الاصل بود. چوئي مشتري دائمي تئاتر ايران بود و تجربه اجراي مشترك با هنرمندان ايراني نيز داشت . وي نمايشنامه « خانه برنارداآلبا » را با بازيگران ايراني آماده اجرا كرد.
عليرغم استقبالي كه از چوئي و نمايشهايش مي شد , بسياري از كارشناسان و ناظران و منتقدان تئاتر كه شناختي نسبي از تئاتر جهان دارند , اذعان مي كردند كه گروه چوئي گروهي درجه اول در تئاتر دنيا به شمار نمي آيد ولي در مقام مقايسه با تئاتر ايران اين گروه , از حد و اندازه هاي قابل قبولي برخوردار است .
اما مهمترين نكته منفي در كارنامه واحد امور بين الملل كه شريف خدايي شخصا بر آن نظارت تام و تمام داشت , عدم كارشناسي و بازبيني گروه هاي خارجي توسط هياتي مركب از كارشناسان و استادان تئاتر بود. در واقع تمامي اين امور را رئيس مركز هنرهاي نمايشي شخصا رتق و فتق مي كرد و خود عموما در سفرهاي خارجي حضور يافته و دست به انتخاب مي زد. حاصل اين انتخابها به ويژه در آخرين دوره جشنواره تئاتر فجر , نمايشهايي تكراري و نسبتا ضعيف بود. ديگر چوئي هم آن جديت قبلي را براي ارائه نمايشهايش در ايران نداشت !
اكنون امور بين الملل نيازمند كارشناساني خبره است كه هم بر تئاتر و هم بر زبان تسلط داشته باشند. شايد با كمي دقت بتوان حداقل پنج نفر را با اين ويژگيها از ميان استادان و هنرمندان تئاتر انتخاب كرد كه در كنار تخصص , تعهد كافي نيز داشته باشند.
اين واحد نيز مانند تمام واحدهاي مركز نياز به هيات كارشناسي دارد كه با برنامه ريزي و نياز سنجي اداره شود.
امور جشنواره ها
با وجود آنكه جشنواره هاي متعدد و متنوعي در سراسر كشور برگزار مي شود كه برگزار كننده آنها عموما وزارت ارشاد و گاه مراكزي ديگر هستند , اما هيچگاه تقويمي منظم از سوي واحد امور جشنواره ها منتشر نشد تا نظم و انضباط را در برگزاري جشنواره هاي تئاتر در كشور ايجاد نمايد. به اين ترتيب , در ساليان گذشته , نيروهاي بسياري اعم از هنرمندان جوان و پيشكسوت هدر شد و هرز رفت و جشنواره ها كه زماني قرار بود ياري دهنده تئاتر كشور باشند , تبديل به غده سرطاني شدند و اكنون كار به جايي رسيده كه تئاتر به خاطر جشنواره ها كار مي شود نه اينكه جشنواره ها به خاطر تئاتر برگزار شوند.
در اين سالها , ما شاهد تداخل جشنواره ها با يكديگر بوديم . هر كس ساز خود را مي زد و متولي اصلي كه مركز هنرهاي نمايشي و مشخصا واحد امور جشنواره هاي مركز بود , هيچگاه نتوانست و يا بهتر است بگوييم كه وقت نكرد تا به امور جشنواره ها بپردازد و در اين اواخر نيز برخي از مديران و دبيران جشنواره ها كه قبلا زير نظر اين واحد فعاليت مي كردند , عطاي آن را به لقايش بخشيدند و مراحل برگزاري جشنواره را خود عهده دار شدند.
مثلا اين واحد مي توانست با رايانه اي كردن سيستم جشنواره , همواره اطلاعات برگزاري را ارائه دهد و از بي انضباطي موجود در برگزاري جشنواره ها جلوگيري كند. و اساسا طبق قانون , برخي از جشنواره ها را متوقف و يا منطبق با برنامه ريزي هاي خود كند. ظاهرا مدير اين واحد نيز انگيزه هاي لازم را براي بهبود شرايط نداشت و مديريت نيز از اين اوضاع راضي بود.
تئاتر شهرستانها
طي اين سالها , واحد تئاتر شهرستانها روندي كاملا تكرار شونده و عبث را مي پيمود. عمده فعاليت اين واحد , معطوف به برگزاري جشنواره هاي استاني و منطقه اي بود و يكي از مهم ترين كارهايش , چاپ پوسترهاي جشنواره هاي استاني و منطقه اي و اعزام كارشناس و داور بود. به اين ترتيب به راحتي مي شد واحد امور جشنواره ها و تئاتر شهرستانها را با هم ادغام كرد بدون اينكه آب از آب تكان بخورد. اگر در چند سال گذشته , اساتيد و كارشناساني هم به سراسر كشور براي آموزش اعزام مي شدند , اين روند نيز تقريبا قطع شد.
مركز هنرهاي نمايشي سياستگذاري و هدايت مناسبي در خصوص تئاتر شهرستان انجام نداد و همان پيكره نصف و نيمه انجمن هاي نمايش را نيز ترميم نكرد و اوضاع به گونه اي درآمد كه هنرمندان پيشكسوت شهرستان نيز خانه نشين شدند , در لاك خود فرو رفتند و در حالتي بهتر , شغلي ديگر پيشه كردند. آنهايي كه جوانتر بودند و استعدادي داشتند , هم آنقدر تلاش كردند تا تهراني شده و به مركز جذاب فعاليت هاي تئاتري در تهران متصل شوند.
شايد رئيس جديد مركز هنرهاي نمايشي بيشترين مساله و مشكل را در همين بخش داشته باشد. چرا كه بايد خون تازه اي در رگ تئاتر شهرستان تزريق كند. تئاتري هاي شهرستان را اميدوار به كار در همان شهر خودشان كند. به انحا مختلف به آنها بها دهد و... از آنجا كه خود مدير كل دو استان مطرح بود , راهكاري براي ترغيب مديران كل براي حمايت از تئاتر پيشنهاد كند.
او مي تواند با بازنگري در اساسنامه انجمن نمايش كه حالا ديگر مندرس و فرسوده شده , انجمن هاي نمايش را احيا كند و در اين راه از فارغ التحصيلان تئاتر مقيم شهرستانها كمك بگيرد.
اين واحد قطعا مديري پرشور , تصميم گيرنده و تاثير گذار مي خواهد كه با تلاشي طاقت فرسا , جسارت تغيير را داشته باشد و آب رفته را به جوي باز گرداند. شايد در اولين قدم , برگزاري همايش هاي تخصصي براي آسيب شناسي تئاتر شهرستان مفيد و كارگشا باشد.
انتشارات و مجله نمايش
ماهنامه تخصصي نمايش , در بدو انتشار و با مديريت دكتر علي منتظري , در بين انجمن هاي نمايش شهرستانها شور و حال ايجاد مي كرد. اخبار و گزارش هاي تئاتر از اقصي نقاط كشور را منتشر مي كرد. در كنارش ويژه نامه هاي كوچكي منتشر مي شد و... اما طي اين سالها , تئاتري هاي مقيم مركز و دانشجويان تئاتر , رغبتي براي ورق زدنش نداشتند.
فصلنامه تئاتر عمدتا مقالات و مطالب چند نويسنده محدود را به چاپ مي رساند و جاي بسياري از منتقدان , پژوهشگران و نويسندگان , چه در ماهنامه نمايش و چه در فصلنامه خالي بود. و مديريت مركز نيز هيچگاه تلاش نكرد تا انتشارات نمايشي را از اين حالت خارج كند. در اين انتشارات نه از شوراي دبيران خبري بود و نه از تحريريه و...
مجله , هميشه با تاخير منتشر مي شد. گرافيك ماهنامه نمايش هيچگاه تغيير نكرد و اگر مطلبي خوب هم در مجله منتشر مي شد با اين شكل و شمايل , خريداري نداشت .
شايد نقطه مثبت انتشارات نمايش , چاپ آثار برخي نمايشنامه نويسان و پژوهشگران بود و صرفا چاپ چنين آثاري , توانست اندكي از ضعف هاي اساسي انتشارات را بپوشاند و جبران كند.
شوراي نظارت بر نمايش
يكي از بزرگترين معضلات اين شورا , حضور برخي از افرادي بو دكه در بدو ورود , هيچ نسبتي با تئاتر نداشتند و برخي از آنها , آرام آرام تئاتري شدند! اگر هدف از حضور چنين افرادي , صرفا مميزي و تطبيق نمايش با شرع و عرف و... بود. ايرادي نداشت , اما اين افراد آمدند كه كاملا نظارت تخصصي بدهند و نتيجه كار نيز آن شد كه طي يك روند حدودا پنج ساله , نمايشهاي اجرا شده به سمت سطحي نگري , ابتذال و... سوق پيدا كردند. حتي حضور شخصي چون « حسين مسافر آستانه » نيز كه از هنرمندان متعهد و با انگيزه هاي مذهبي بود نيز نتوانست از اين تغيير روند و استحاله جلوگيري كند.
اين شورا قطعا نياز به تغييرات اساسي و چشمگير دارد و نيز تنظيم آيين نامه اي كه در آن تكليف همه چيز روشن شده باشد , به ويژه اكنون كه بسياري از نمايشهاي سال گذشته در صف اجراي عمومي ايستاده اند ضمن اين كه در تركيب اين شورا مي بايست كارشناسان جوان و پيشكسوت در كنار هم قرار گيرند تا هم گروه ها تركيب را قلبا بپذيرند و هم روند سطحي نگري و ابتذال موجود , آرام آرام قطع گردد.
تئاتر خياباني
فعاليتهاي اين بخش نيز كاملا تكراري شده است و مدام در جشنواره تعدادي گروه شناخته شده و خاص كارهايي ارائه مي كنند و حد و حدود خود را ارتقا نمي دهند.اين بخش نيز مدير محور است . و نياز به تشكيل شورا دارد. مدير فعلي از زمان شكل گيري اين واحد تاكنون , فعاليت هاي مثبت زيادي انجام مي داده و توانسته تئاتر خياباني را رسما در واحدهاي مركز بگنجاند. اما حالا طرحي نو مي بايست در افكند و تئاتر خياباني را به جرياني عمومي تبديل كند. ظاهرا مديريت مركز با اين واحد به صورت كجدار و مريز رفتار كرده و آن را در اين حد و حدود نگه داشته است .
روابط عمومي
شايد تنها بخشي باشد كه حسنهايش از عيب هايش بيشتر است . هر چند در زمينه انعكاس اخبار تئاتر شهرستان , مطلوب عمل نكرده است . گو اينكه خبر خاصي هم در شهرستانها رخ نمي دهد. اما از حق كه نگذاريم , روابط عمومي وظايفش را نسبت به واحدهاي ديگر بهتر انجام داده است . و از ياد نبريم كه روابط عمومي منعكس كننده اتفاقاتي است كه در مركز رخ مي دهد.
و مركزي كه اتفاقات مثبتش قابل توجه نيست , توقع زيادي هم از روابط عمومي اش نمي رود.
تئاتر شهر
قطب تئاتر ايران ! كعبه آمال همه تئاترهاي تهران و شهرستانها! قطعا هيچ كس به اندازه حسين پاكدل در ايجاد اين قطب موثر نبود. پاكدل چه آن وقت كه مدير تئاتر شهر بود و چه پس از آن كه شريف خدايي با حفظ سمت بر صندلي رياست تئاتر شهر تكيه زد , مهمترين تصميم گيرنده تئاتر شهر به شمار مي رفت . او بود كه با حمايت هاي رياست مركز و معاون هنري سابق , تمركز گرايي شديدي را در تئاتر شهر ايجاد كرد و با شعار اهميت دادن به جوانها. ساختار تئاتر شهر را به كلي عوض كرد و آن را تبديل به سوپرماركت تئاتر با انواع و اقسام توليدات تئاتري نمود.
اين تمركز گرايي باعث شد كه حتي سالنهايي مثل سنگلج , مولوي و هنر كه فاصله چنداني با تئاتر شهر ندارند , تحت الشعاع قرار گرفته و حتي سالني مثل « محراب » متروكه شود.
اين تمركز گرايي حتي باعث شد , مركز هنرهاي نمايشي كشور با صرف وقت بسيار براي تنظيم امور تئاتر شهر , تبديل به مركز هنرهاي نمايشي تهران ! شود. پاكدل هر فضاي خالي را كه در اين مجموعه ديد تبديل به سالن كرد. و چون سالنها مي بايست همواره اجرا داشته باشند , هر كاري در اين سالنها اجرا شد , از نمايشهاي كاملا دانشجويي و بي مخاطب تا اجراهايي سست و مساله دار. او با قرار گرفتن در تركيب بازخواني و بازبيني جشنواره تئاتر فجر , عملا سليقه هاي خود را در انتخابات اعمال مي كرد. چون او بود كه در نهايت بايد مي پذيرفت كه نمايشي در مجموعه تحت امرش اجرا شود يا نه .
نتيجه
با اين اوصاف , مركز هنرهاي نمايشي وزارت ارشاد , تبديل به مركز امور بين الملل و تئاتر تهران شد. ديگر مهم نبود كه در اقصي نقاط كشور , استعدادهاي تئاتري چه مسايل و مشكلاتي دارند. شيوه حمايت از آنها چگونه است و...
شايد عده اي عنوان كنند كه رئيس جديد مركز هنرهاي نمايشي در يك سال احتمالي باقي مانده چه كار مي تواند بكند اما نگارنده اين سطور اعتقاد دارد , معاون جديد هنري اگر نمي خواست كاري كند , قطعا دست به تغيير رئيس مركز موسيقي و نمايش نمي زد و اكنون كه اين تغيير ايجاد شده , ولو اينكه يكسال فرصت كار باشد , براي اهل كار و عمل , يك سال هم فرصتي طولاني است !

رويدادهاي فرهنگي هنري


آثار نقاشي « گرهارد ريشتر » در موزه هنرهاي معاصر نمايش داده مي شود
بنابه گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي رئيس موزه هنرهاي معاصر تهران گفت : نمايشگاه آثار نقاشي « گرهارد ريشتر » هنرمند معاصر آلمان روز سه شنبه در موزه هنرهاي معاصر گشايش يافت .
« عليرضا سميع آذر » روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگاران گفت : در اين نمايشگاه تصوير اجمالي و جامع از آثار اين هنرمند در سبك هاي مختلف به نمايش در آمده است .
« گرهارد ريشتر » در سال 1932 در شهر درسدن آلمان متولد شد و پس از تحصيل و آشنايي با آثار هنرمندان بزرگ آلمان و جهان , نمايشگاههاي متعددي در شهرهاي مختلف آلمان از جمله مونيخ , دوسلدورف و برلين برگزار كرد.
رئيس مركز هنرهاي تجسمي , ريشتر را مهمترين چهره هنري سه دهه اخير اروپا و جهان دانست و ادامه داد , نقاشيهاي اين هنرمند در حال حاضر در صدر فهرست موزه ها و بازارهاي جهان قرار دارد.
به گفته وي تنوع سبك و گوناگوني شيوه ها از ويژگي هاي نقاشي اين هنرمند است و نام وي به عنوان هنرمندي مستقل در دوران معاصر شناخته شده است .
وي ادامه داد : ريشتر به سبك پاپ گرايش داشت و با استفاده از اين سبك , سبك نويني به نام پاپ اروپايي يا آلماني را پايه گذارد.
به گفته سميع آذر , اين نقاش در سال هاي 1962 توجه خاصي به عكس نشان داد و با استفاده از قدرت فوق العاده در بيان مضامين و القاي مفاهيم نخستين آثار مبتني برعكس خود را به تصوير كشيد.
در اين نمايشگاه 26 اثر از اين نقاش به سبك هاي سوسيال رئاليستي , پاپ آلماني , تصويرهاي كدر خاكستري و انتزاعي به نمايش گذاشته شد.
نخستين نشست بازرسان خانه تئاتر برگزار شد
بنابر گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي نخستين نشست هماهنگي بازرسان صنوف مختلف خانه تئاتر , در خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
در اين نشست « عبادالله كريمي » بازرس هيات مديره مركزي خانه تئاتر در گفت وگو با بازرسان انجمن هاي مختلف در خصوص فعاليت هاي آنها به تبادل نظر پرداختند.
بازرسان انجمن هاي « بازيگران » , « كارگردانان » , « طراحان صحنه » , « نمايشنامه نويسان » , « نمايشگران عروسكي » , « منتقدين تئاتر » و « نمايشگران خياباني » از جمله شركت كنندگان در اين نشست هستند.
براساس اساسنامه خانه تئاتر , بازرسان صنوف مختلف تئاتر در يك دوره چهار ساله و از طريق مجمع عمومي انجمن هاي تخصصي تئاتر انتخاب مي شوند.