روزنامه جمهوري اسلامي 29/02/1383 صفحه عقيدتي

عدل و احسان
بدمستي
اعطاي امتياز به ناكس دارسي و آغاز چپاول نفت ايران توسط انگليس
عدل و احسان


ان الله يامر بالعدل و الاحسان .
در اين آيه شريفه خداوند اقامه عدل و احسان را در يك جمله و در رديف هم بعموم مردم , امر فرموده است . عدل زائيده عقل است و احسان مولود عواطف .
بدون ترديد هر يك از دو نيروي عظيم عقل و عاطفه در تامين خوشبختي و سعادت بشر سهم مستقل و موثري دارند. بشر زماني بكمال لايق انساني نائل مي شود كه از اين دو قدرت عظيم بطرز شايسته و بااندازه گيري صحيح استفاده كند.
عاطفه واخلاق
عن ابي عبدالله عليه السلام قال : يحق علي المسلمين الاجتهاد في التواصل والتعاون علي التعاطف و المواساه لاهل الحاجه و تعاطف بعضهم علي بعض .
امام صادق عليه السلام فرمود : مسلمين موظفند در راه پيوستگي و كمك نسبت به نيازمندان كوشا و جدي باشند , از عواطف اخلاقي و كمكهاي مالي مضايقه نكنند. همچنين درباره تمام طبقات مردم لازم است جهات عاطفي و اخلاقي را مراعات نمايند.
(نقل از « الحديث » )

بدمستي


در يكي از ايام , شخصي به مغازه عرق فروشي رفت , و به فروشنده گفت : آقا يك شاهي عرق بده .
عرق فروش گفت : يك شاهي كه عرق نمي شود !
هر چقدر مي شود بده .
با يك شاهي هيچ مقدار نمي توانم بدهم .
آقا هر مقدار كه ممكن است ولو اينكه خيلي هم كم باشد بدهيد
آخر بيچاره ! مردم عرق مي خورند كه مست بشوند , اين مقدار به اين كمي كه مستي نمي آورد و بنابراين چه فايده و اثري دارد
قربان اثر بدمستي آن ظاهر است , لااقل اين بهانه اي براي بدمستي كردن كه مي شود!
واقعا بعضي از مردم هم همين طور دنبال بهانه اي هستند براي بدمستي , مثلا اينكه به ما اجازه داده اند تا براي اهل بدعت هر دروغي را جعل كنيم , بياييم از اين مطلب سو استفاده كنيم و به هر كس كه خصومتي شخصي داشتيم فورا به او برچسب بزنيم كه او اهل بدعت هست , و بنا كنيم به تهمت زدن و دروغ ساختن و ناسزاگويي , آن وقت بهانه هم داريم , اگر كسي اعتراض كرد , فورا مي گوييم : به ما اجازه داده اند كه نسبت به اهل بدعت , هرچه خواستيم بگوييم , دقت كنيد و ببينيد فقط اين سو استفاده از يك مطلب شرعي بر سر دين چه خواهد آورد (1 )

1 ـ سيره نبوي , ص .67 (نقل از حكايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد مطهري )

اعطاي امتياز به ناكس دارسي و آغاز چپاول نفت ايران توسط انگليس


در ارديبهشت سال 1280 هـ . ش , حدود 9 سال از پيروزي قاطع ملت مسلمان ايران در نهضت تنباكو گذشته بود و استعمار انگليس همچنان آثار ضربه قيام مردم ايران را در پيكر خود داشت . به همين دليل , سازمان هاي جاسوسي و استعماري انگليس , پيوسته به فكر انتقام و جبران شكست خود در ماجراي نهضت تنباكو بودند. برنامه توطئه آميزي كه استعمار انگليس در اين زمان عليه ايران و عليه ملت مسلمان ايران دنبال مي كرد , به طور كلي دو جهت عمده داشت . به عبارت ديگر , استعمار انگليس از يك سو خواست با اخذ امتيازاتي مثل امتياز توتون و تنباكو , به روند غارت ايران ادامه دهد , و از سوي ديگر , در حال اجراي توطئه بود تا از نظر فرهنگي , فكري , سياسي , اجتماعي , مذهبي و... بين مردم ايران چنان اختلاف عميق و پايداري ايجاد كند كه ديگر نتوانند تحت فرمان يك مرجع ديني جمع شوند و با قيام عليه استعمار گران , نهضت تنباكو را تكرار كنند. در اجراي توطئه اخير بود كه جاسوسان انگليس به اشكال مختلف و به طور پنهاني به ايجاد حلقه هايي و هسته هايي مشغول شدند تا افكار غربي و انگليسي را در بعد اجتماعي , سياسي , فرهنگي و ... در ميان طبقه حاكمه و طبقه به اصطلاح نخبه آن زمان رواج دهند و در برابر تفكر ديني كه اصالت و حقانيت و قدمت 1300 ساله داشت و ضامن دوام و قوام و مايه تعالي جامعه ايران بود , جبهه فكري , سياسي و فرهنگي جديدي بگشايند. بعد سياسي جبهه مذكور , همان بود كه در نهايت به مشروطه انگليسي ختم شد , مشروطه اي كه ماجراهاي فراوان دارد و در اين جا قصدي نيست كه به آن پرداخته شود.
برنامه توطئه آميزي كه استعمار انگليس براي غارت ايران و جبران امتياز توتون و تنباكو دنبال مي كرد , به سبب خيانت و بي عرضگي حاكمان آن زمان , زودتر از توطئه ديگر به نتيجه رسيد و روزهاي پاياني ارديبهشت 1280 و اوايل خرداد اين سال , اوج تكاپوهاي استعماري براي اخذ امتياز انحصاري استخراج و بهره برداري از نفت جنوب ايران بود.
كساني كه از طرف ايران در اعطاي اين امتياز سهم عمده داشتند , عبارت بودند از : مظفرالدين شاه , امين السلطان (صدر اعظم ) , ميرزا نصرالله خان مشيرالملك (وزير خارجه ) , ميرزا نظام الدين خان مهندس الممالك (وزير معادن ) , روساي ايل بختياري و تعدادي افراد ديگر . به همين دليل بود كه انگليسي ها به اين افراد , مبالغ قابل توجهي رشوه دادند. به عنوان مثال , در يك مرحله , شاه 30000 ليره , صدراعظم 10000 ليره , مشيرالملك 5000 ليره , مهندس الممالك 5000 ليره , روساي ايل بختياري 3000 ليره رشوه و سهم دريافت كردند تا به مردم و ميهن خود خيانت كنند.
از طرف انگليس نيز افراد و تشكيلات زير در توطئه اخذ امتياز انحصاري نفت جنوب ايران پيشگام بودند : دولت انگليس , سفارت انگليس در تهران , آرتورهاردينگ (سفير انگليس در ايران ) , ويليام ناكس دارسي (سرمايه دار انگليسي ) , هنري درومندولف ( وزير مختار سابق انگليس در ايران ) , ماريوت (نماينده ناكس دارسي ) و تعدادي ديگر.
واسطه اوليه اين قرارداد استعماري نيز يك سرمايه دار ارمني به نام كتابچي خان بود كه در گمرك ايران مسئوليت داشت .
هنگامي كه قرار شد استعمار انگليس از طريق ناكس دارسي امتياز استخراج و بهره برداري از نفت جنوب ايران را به دست آورد , سفير انگليس با امين السلطان ديداري به عمل آورد و از او خواست تلاش براي اخذ امتياز نفت جنوب ايران را براي ناكس دارسي آغاز نمايد. امين السلطان در همان ديدار نخست , با اعطاي امتياز به دارسي موافقت كرد و به سفير انگليس قول داد موافقت شاه را نيز در اين موضوع اخذ كند. سفيرانگليس ماجراي اخذ امتياز نفت جنوب ايران را در خاطراتش نوشته است . او در بخشي از اين خاطرات چنين مي نويسد : بعد از ورود به ايران , اولين كار مهم من اين بود كه امتياز نفت جنوب ايران را براي ويليام ناكس دارسي اخذ كنم . به همين منظور با امين السلطان ملاقات كردم و از او به طور جدي خواستم در اين مورد اقدام كند مي دانستم كه براي تسهيل روند امور , بايد سهمي براي افراد متنفذ ايران در نظر گرفته شود. به همين سبب به ناكس دارسي و ساير اعضاي مهم شركت در اين مورد توصيه هايي نمودم . امين السلطان در همين ديدار اعلام كرد كه با اعطاي امتياز به ويليام ناكس دارسي مخالفتي ندارد , ولي بايد كاري كرد كه روس ها تحريك نشوند...
امين السلطان و سفير انگليس براي اين كه روس ها را اغفال كنند و به اصطلاح , سر آن ها كلاه بگذارند , چنين تصميم گرفتند كه در غيبت مترجم فارسي سفارت روس , نامه اي به آن سفارتخانه بفرستند و در ظاهر , روس ها را از موضوع مطلع نمايند تا آن ها بهانه اي نداشته باشند.
سفير انگليس و امين السلطان مترصد اوضاع ماندند تا دبير شرقي سفارت روس ( مسيو اشترتر كه تنها مترجم فارسي سفارت روس بود) چند روزي از سفارتخانه دور شود. بعد از مدتي , جاسوسان خبر بردند كه قرار است اشترتر چند روزي سفارت روس در زرگنده را ترك كند و براي شكار و تفريح به كوهستان هاي اطراف جاجرود برود.
به محض اين كه اشترتر سفارت خانه را ترك كرد , امين السلطان نامه اي را كه بسيار بد خط و شكسته نوشته شده و موضوع امتياز نفت به انگليس در آن مطرح گرديده بود , براي نظر خواهي به سفارت روس فرستاد. سفير انگليس و امين السلطان مطمئن بودند كه حداقل تا يك هفته اين نامه در سفارت روس ناخوانده باقي خواهد ماند و در نتيجه , سفير روس از محتواي نامه اطلاعي به دست نخواهد آورد.
بعد از آن كه چند روز از اين واقعه گذشت , قرارداد اعطاي امتياز نفت جنوب ايران , بين نماينده ايران و نماينده ويليام ناكس دارسي امضا شد.
بعد از بازگشت اشترتر از شكار و تفريح و مطلع شدن سفير روس از محتواي نامه , به شدت خشمگين شد و به حكومت ايران نسبت به اعطاي چنين امتيازي به انگليس , شديدا اعتراض كرد و اتمام حجت نمود. امين السلطان نيز كه نيرنگش موثر واقع شده بود , به سفير روس اطلاع داد كه چون سفارت روس تا يك هفته جواب نامه حكومت ايران را نداد , ما چنين استنباط كرديم كه آن سفارتخانه با اعطاي امتياز نفت جنوب به انگليس موافق است .
در آن زمان , هنوز نفت اهميت زيادي نداشت . به همين دليل , سفير روس بر لغو قرارداد اصرار زيادي نكرد ولي از حكومت ايران قول گرفت كه امتيازي كه با همين اهميت به روس ها بدهد و در موقع مناسب غرامت بپردازد.
به هر حال , امتيازي كه به ناكس دارسي داده شد , سرآغاز غارت مهم ترين و گسترده ترين و گرانبهاترين ذخيره ارضي ايران توسط استعمار انگليس شد و از آن تاريخ به بعد , انگليس به طور وحشيانه به چپاول نفت ايران پرداخت و از همين طريق نفوذ خودش را نيز در ايران گسترش داد.
گرچه اخذ امتياز استخراج و بهره برداري نفت جنوب ايران در ظاهر فقط جنبه اقتصادي داشت , ولي توطئه هاي ديگري نيز در پشت اين ماجرا دنبال مي شد. يكي از اين توطئه ها , توطئه فرهنگي و مذهبي و فكري و سياسي بود و قرار بود در پوشش اين قرارداد , فرهنگ و تفكر و مذهب مردم ايران نيز عوض شود. بخشي از اين توطئه ها در قالب مشروطه پيگيري شد ولي در بخش مذهبي اين توطئه , به دليل باور عميق مردم ايران به تعاليم اسلام , استعمار انگليس هيچ توفيقي به دست نياورد. توضيح اين كه ويليام ناكس دارسي از مسيحيان بسيار متعصب بود و احساس مي كرد خدا به او ماموريت داده است تا مسيحيت را در تمام جهان گسترش دهد! او هيچگاه و در هيچ شرايطي , صليب و تمثال منتسب به حضرت عيسي را از خودش دور نمي كرد. علاوه بر اين , ناكس دارسي به هر جا مي رفت چندين انجيل به زبان هاي مختلف با خود مي برد تا با هر قوم و ملتي كه روبه رو مي شود , بتواند براي آن ها از مسيحيت بگويد و انجيلي كه به زبان آن قوم و ملت نوشته است , تكثير نمايد و در اختيار آنان قرار دهد.
يكي از آرزوهاي بسيار مهم ناكس دارسي اين بود كه بتواند دين مردم ايران را تغيير دهد و به جاي اسلام , مسيحيت را دين مردم ايران نمايد. اين آرزو به قدري براي ناكس دارسي اهميت داشت كه جاذبه هاي مالي و پولي امتياز نفت را تحت الشعاع قرار داده بود. البته همان طور كه اشاره شد , ناكس دارسي هيچ گونه موفقيتي در اين زمينه به دست نياورد و احساس كرد كاملا شكست خورده است . شايد همين ياس و احساس شكست بود كه سبب شد بعدها امتيازي را كه با آن همه دغدغه و آرزو و زحمت اخذ كرده بود , به دولت انگليس واگذار كند.
همان طور كه مشاهده مي شود , در آن زمان نفوذ روس و انگليس به حدي در ايران شدت داشته است كه حاكمان قاجاري در دست ماموران و سفراي اين دو كشور كاملا ذليل بوده و در اداره كشور هيچ اختياري نداشته اند. اين ذلت از ضعف , بي كفايتي و فساد همه جانبه حاكمان قاجاريه ناشي مي شده است .
علي وزوايي
امتيازي كه به ناكس دارسي داده شد , سرآغاز غارت مهم ترين و گسترده ترين و گرانبهاترين ذخيره ارضي ايران توسط استعمار انگليس شد و از آن تاريخ به بعد , انگليس به طور وحشيانه به چپاول نفت ايران پرداخت و از همين طريق , نفوذ خودش را نيز در ايران گسترش داد.
گرچه اخذ امتياز استخراج و بهره برداري نفت جنوب ايران در ظاهر فقط جنبه اقتصادي داشت , وي توطئه هاي ديگري نيز در پشت اين ماجرا دنبال مي شد , يكي از اين توطئه ها , توطئه فرهنگي و مذهبي و فكري و سياسي بود و قرار بود در پوشش اين قرارداد , فرهنگ و تفكر و مذهب مردم ايران نيز عوض شود. بخشي از اين توطئه ها در قالب مشروطه پيگيري شد , ولي در بخش مذهبي اين توطئه به دليل باور عميق مردم ايران به تعاليم اسلام , استعمار انگليس هيچ توفيقي به دست نياورد.
يكي از آرزوهاي بسيار مهم ناكس دارسي اين بود كه بتواند دين مردم ايران را تغيير دهد و به جاي اسلام , مسيحيت را دين مردم ايران نمايد. اين آرزو به قدري براي ناكس دارسي اهميت داشت كه جاذبه هاي مالي و پولي امتياز نفت را تحت الشعاع قرار داده بود.