ان الله يامر بالعدل و الاحسان .
در اين آيه شريفه خداوند اقامه عدل و احسان را در يك
جمله و در رديف هم بعموم مردم , امر فرموده است . عدل
زائيده عقل است و احسان مولود عواطف .
بدون ترديد هر يك از دو نيروي عظيم عقل و عاطفه در
تامين خوشبختي و سعادت بشر سهم مستقل و موثري دارند.
بشر زماني بكمال لايق انساني نائل مي شود كه از اين دو قدرت
عظيم بطرز شايسته و بااندازه گيري صحيح استفاده كند.
عاطفه واخلاق
عن ابي عبدالله عليه السلام قال : يحق علي المسلمين
الاجتهاد في التواصل والتعاون علي التعاطف و المواساه لاهل
الحاجه و تعاطف بعضهم علي بعض .
امام صادق عليه السلام فرمود : مسلمين موظفند در راه
پيوستگي و كمك نسبت به نيازمندان كوشا و جدي باشند , از
عواطف اخلاقي و كمكهاي مالي مضايقه نكنند. همچنين
درباره تمام طبقات مردم لازم است جهات عاطفي و اخلاقي را
مراعات نمايند.
(نقل از « الحديث » )

|
بدمستي
|
در يكي از ايام , شخصي به مغازه عرق فروشي رفت , و به
فروشنده گفت : آقا يك شاهي عرق بده .
عرق فروش گفت : يك شاهي كه عرق نمي شود !
هر چقدر مي شود بده .
با يك شاهي هيچ مقدار نمي توانم بدهم .
آقا هر مقدار كه ممكن است ولو اينكه خيلي هم كم باشد
بدهيد
آخر بيچاره ! مردم عرق مي خورند كه مست بشوند , اين مقدار
به اين كمي كه مستي نمي آورد و بنابراين چه فايده و اثري
دارد
قربان اثر بدمستي آن ظاهر است , لااقل اين بهانه اي براي
بدمستي كردن كه مي شود!
واقعا بعضي از مردم هم همين طور دنبال بهانه اي هستند
براي بدمستي , مثلا اينكه به ما اجازه داده اند تا براي اهل
بدعت هر دروغي را جعل كنيم , بياييم از اين مطلب سو
استفاده كنيم و به هر كس كه خصومتي شخصي داشتيم فورا به
او برچسب بزنيم كه او اهل بدعت هست , و بنا كنيم به تهمت
زدن و دروغ ساختن و ناسزاگويي , آن وقت بهانه هم داريم , اگر
كسي اعتراض كرد , فورا مي گوييم : به ما اجازه داده اند كه نسبت
به اهل بدعت , هرچه خواستيم بگوييم , دقت كنيد و ببينيد فقط
اين سو استفاده از يك مطلب شرعي بر سر دين چه خواهد
آورد (1 )
1 ـ سيره نبوي , ص .67 (نقل از حكايتها و هدايتها در آثار
استاد شهيد مطهري )

|
اعطاي امتياز به ناكس دارسي و آغاز
چپاول نفت ايران توسط انگليس
|
در ارديبهشت سال 1280 هـ . ش , حدود 9 سال از پيروزي قاطع
ملت مسلمان ايران در نهضت تنباكو گذشته بود و استعمار
انگليس همچنان آثار ضربه قيام مردم ايران را در پيكر خود
داشت . به همين دليل , سازمان هاي جاسوسي و استعماري
انگليس , پيوسته به فكر انتقام و جبران شكست خود در ماجراي
نهضت تنباكو بودند. برنامه توطئه آميزي كه استعمار انگليس در
اين زمان عليه ايران و عليه ملت مسلمان ايران دنبال مي كرد , به
طور كلي دو جهت عمده داشت . به عبارت ديگر , استعمار
انگليس از يك سو خواست با اخذ امتيازاتي مثل امتياز توتون و
تنباكو , به روند غارت ايران ادامه دهد , و از سوي ديگر , در حال
اجراي توطئه بود تا از نظر فرهنگي , فكري , سياسي , اجتماعي
, مذهبي و... بين مردم ايران چنان اختلاف عميق و پايداري
ايجاد كند كه ديگر نتوانند تحت فرمان يك مرجع ديني جمع
شوند و با قيام عليه استعمار گران , نهضت تنباكو را تكرار كنند.
در اجراي توطئه اخير بود كه جاسوسان انگليس به اشكال
مختلف و به طور پنهاني به ايجاد حلقه هايي و هسته هايي مشغول
شدند تا افكار غربي و انگليسي را در بعد اجتماعي , سياسي ,
فرهنگي و ... در ميان طبقه حاكمه و طبقه به اصطلاح نخبه آن
زمان رواج دهند و در برابر تفكر ديني كه اصالت و حقانيت و
قدمت 1300 ساله داشت و ضامن دوام و قوام و مايه تعالي
جامعه ايران بود , جبهه فكري , سياسي و فرهنگي جديدي
بگشايند. بعد سياسي جبهه مذكور , همان بود كه در نهايت به
مشروطه انگليسي ختم شد , مشروطه اي كه ماجراهاي فراوان
دارد و در اين جا قصدي نيست كه به آن پرداخته شود.
برنامه توطئه آميزي كه استعمار انگليس براي غارت ايران و
جبران امتياز توتون و تنباكو دنبال مي كرد , به سبب خيانت و بي
عرضگي حاكمان آن زمان , زودتر از توطئه ديگر به نتيجه رسيد و
روزهاي پاياني ارديبهشت 1280 و اوايل خرداد اين سال , اوج
تكاپوهاي استعماري براي اخذ امتياز انحصاري استخراج و بهره
برداري از نفت جنوب ايران بود.
كساني كه از طرف ايران در اعطاي اين امتياز سهم عمده داشتند ,
عبارت بودند از : مظفرالدين شاه , امين السلطان (صدر اعظم ) ,
ميرزا نصرالله خان مشيرالملك (وزير خارجه ) , ميرزا نظام
الدين خان مهندس الممالك (وزير معادن ) , روساي ايل بختياري
و تعدادي افراد ديگر . به همين دليل بود كه انگليسي ها به اين
افراد , مبالغ قابل توجهي رشوه دادند. به عنوان مثال , در يك
مرحله , شاه 30000 ليره , صدراعظم 10000 ليره ,
مشيرالملك 5000 ليره , مهندس الممالك 5000 ليره , روساي
ايل بختياري 3000 ليره رشوه و سهم دريافت كردند تا به مردم
و ميهن خود خيانت كنند.
از طرف انگليس نيز افراد و تشكيلات زير در توطئه اخذ
امتياز انحصاري نفت جنوب ايران پيشگام بودند : دولت
انگليس , سفارت انگليس در تهران , آرتورهاردينگ (سفير
انگليس در ايران ) , ويليام ناكس دارسي (سرمايه دار انگليسي ) ,
هنري درومندولف ( وزير مختار سابق انگليس در ايران ) ,
ماريوت (نماينده ناكس دارسي ) و تعدادي ديگر.
واسطه اوليه اين قرارداد استعماري نيز يك سرمايه دار ارمني به
نام كتابچي خان بود كه در گمرك ايران مسئوليت داشت .
هنگامي كه قرار شد استعمار انگليس از طريق ناكس دارسي
امتياز استخراج و بهره برداري از نفت جنوب ايران را به دست
آورد , سفير انگليس با امين السلطان ديداري به عمل آورد و از او
خواست تلاش براي اخذ امتياز نفت جنوب ايران را براي ناكس
دارسي آغاز نمايد. امين السلطان در همان ديدار نخست , با
اعطاي امتياز به دارسي موافقت كرد و به سفير انگليس قول داد
موافقت شاه را نيز در اين موضوع اخذ كند. سفيرانگليس
ماجراي اخذ امتياز نفت جنوب ايران را در خاطراتش نوشته
است . او در بخشي از اين خاطرات چنين مي نويسد : بعد از ورود
به ايران , اولين كار مهم من اين بود كه امتياز نفت جنوب ايران
را براي ويليام ناكس دارسي اخذ كنم . به همين منظور با
امين السلطان ملاقات كردم و از او به طور جدي خواستم در اين
مورد اقدام كند مي دانستم كه براي تسهيل روند امور , بايد
سهمي براي افراد متنفذ ايران در نظر گرفته شود. به همين سبب
به ناكس دارسي و ساير اعضاي مهم شركت در اين مورد
توصيه هايي نمودم . امين السلطان در همين ديدار اعلام كرد كه با
اعطاي امتياز به ويليام ناكس دارسي مخالفتي ندارد , ولي بايد
كاري كرد كه روس ها تحريك نشوند...
امين السلطان و سفير انگليس براي اين كه روس ها را اغفال كنند و
به اصطلاح , سر آن ها كلاه بگذارند , چنين تصميم گرفتند كه در
غيبت مترجم فارسي سفارت روس , نامه اي به آن سفارتخانه
بفرستند و در ظاهر , روس ها را از موضوع مطلع نمايند تا آن ها
بهانه اي نداشته باشند.
سفير انگليس و امين السلطان مترصد اوضاع ماندند تا دبير
شرقي سفارت روس ( مسيو اشترتر كه تنها مترجم فارسي
سفارت روس بود) چند روزي از سفارتخانه دور شود. بعد از
مدتي , جاسوسان خبر بردند كه قرار است اشترتر چند روزي
سفارت روس در زرگنده را ترك كند و براي شكار و تفريح به
كوهستان هاي اطراف جاجرود برود.
به محض اين كه اشترتر سفارت خانه را ترك كرد , امين السلطان
نامه اي را كه بسيار بد خط و شكسته نوشته شده و موضوع امتياز
نفت به انگليس در آن مطرح گرديده بود , براي نظر خواهي به
سفارت روس فرستاد. سفير انگليس و امين السلطان مطمئن
بودند كه حداقل تا يك هفته اين نامه در سفارت روس ناخوانده
باقي خواهد ماند و در نتيجه , سفير روس از محتواي نامه
اطلاعي به دست نخواهد آورد.
بعد از آن كه چند روز از اين واقعه گذشت , قرارداد اعطاي امتياز
نفت جنوب ايران , بين نماينده ايران و نماينده ويليام ناكس
دارسي امضا شد.
بعد از بازگشت اشترتر از شكار و تفريح و مطلع شدن سفير روس
از محتواي نامه , به شدت خشمگين شد و به حكومت ايران
نسبت به اعطاي چنين امتيازي به انگليس , شديدا اعتراض كرد
و اتمام حجت نمود. امين السلطان نيز كه نيرنگش موثر واقع شده
بود , به سفير روس اطلاع داد كه چون سفارت روس تا يك هفته
جواب نامه حكومت ايران را نداد , ما چنين استنباط كرديم كه
آن سفارتخانه با اعطاي امتياز نفت جنوب به انگليس موافق
است .
در آن زمان , هنوز نفت اهميت زيادي نداشت . به همين دليل ,
سفير روس بر لغو قرارداد اصرار زيادي نكرد ولي از حكومت
ايران قول گرفت كه امتيازي كه با همين اهميت به روس ها بدهد و
در موقع مناسب غرامت بپردازد.
به هر حال , امتيازي كه به ناكس دارسي داده شد , سرآغاز غارت
مهم ترين و گسترده ترين و گرانبهاترين ذخيره ارضي ايران توسط
استعمار انگليس شد و از آن تاريخ به بعد , انگليس به طور
وحشيانه به چپاول نفت ايران پرداخت و از همين طريق نفوذ
خودش را نيز در ايران گسترش داد.
گرچه اخذ امتياز استخراج و بهره برداري نفت جنوب ايران در
ظاهر فقط جنبه اقتصادي داشت , ولي توطئه هاي ديگري نيز در
پشت اين ماجرا دنبال مي شد. يكي از اين توطئه ها , توطئه
فرهنگي و مذهبي و فكري و سياسي بود و قرار بود در پوشش اين
قرارداد , فرهنگ و تفكر و مذهب مردم ايران نيز عوض شود.
بخشي از اين توطئه ها در قالب مشروطه پيگيري شد ولي در
بخش مذهبي اين توطئه , به دليل باور عميق مردم ايران به تعاليم
اسلام , استعمار انگليس هيچ توفيقي به دست نياورد. توضيح اين
كه ويليام ناكس دارسي از مسيحيان بسيار متعصب بود و احساس
مي كرد خدا به او ماموريت داده است تا مسيحيت را در تمام
جهان گسترش دهد! او هيچگاه و در هيچ شرايطي , صليب و
تمثال منتسب به حضرت عيسي را از خودش دور نمي كرد. علاوه
بر اين , ناكس دارسي به هر جا مي رفت چندين انجيل به زبان هاي
مختلف با خود مي برد تا با هر قوم و ملتي كه روبه رو مي شود ,
بتواند براي آن ها از مسيحيت بگويد و انجيلي كه به زبان آن قوم
و ملت نوشته است , تكثير نمايد و در اختيار آنان قرار دهد.
يكي از آرزوهاي بسيار مهم ناكس دارسي اين بود كه بتواند دين
مردم ايران را تغيير دهد و به جاي اسلام , مسيحيت را دين مردم
ايران نمايد. اين آرزو به قدري براي ناكس دارسي اهميت داشت
كه جاذبه هاي مالي و پولي امتياز نفت را تحت الشعاع قرار داده
بود. البته همان طور كه اشاره شد , ناكس دارسي هيچ گونه
موفقيتي در اين زمينه به دست نياورد و احساس كرد كاملا
شكست خورده است . شايد همين ياس و احساس شكست بود
كه سبب شد بعدها امتيازي را كه با آن همه دغدغه و آرزو و
زحمت اخذ كرده بود , به دولت انگليس واگذار كند.
همان طور كه مشاهده مي شود , در آن زمان نفوذ روس و انگليس
به حدي در ايران شدت داشته است كه حاكمان قاجاري در
دست ماموران و سفراي اين دو كشور كاملا ذليل بوده و در اداره
كشور هيچ اختياري نداشته اند. اين ذلت از ضعف , بي كفايتي و
فساد همه جانبه حاكمان قاجاريه ناشي مي شده است .
علي وزوايي
امتيازي كه به ناكس دارسي داده شد , سرآغاز
غارت مهم ترين و گسترده ترين و گرانبهاترين ذخيره
ارضي ايران توسط استعمار انگليس شد و از آن
تاريخ به بعد , انگليس به طور وحشيانه به چپاول نفت
ايران پرداخت و از همين طريق , نفوذ خودش را نيز
در ايران گسترش داد.
گرچه اخذ امتياز استخراج و بهره برداري نفت
جنوب ايران در ظاهر فقط جنبه اقتصادي داشت , وي
توطئه هاي ديگري نيز در پشت اين ماجرا دنبال
مي شد , يكي از اين توطئه ها , توطئه فرهنگي و
مذهبي و فكري و سياسي بود و قرار بود در پوشش
اين قرارداد , فرهنگ و تفكر و مذهب مردم ايران نيز
عوض شود. بخشي از اين توطئه ها در قالب مشروطه
پيگيري شد , ولي در بخش مذهبي اين توطئه به دليل
باور عميق مردم ايران به تعاليم اسلام , استعمار
انگليس هيچ توفيقي به دست نياورد.
يكي از آرزوهاي بسيار مهم ناكس دارسي اين بود
كه بتواند دين مردم ايران را تغيير دهد و به جاي
اسلام , مسيحيت را دين مردم ايران نمايد. اين آرزو
به قدري براي ناكس دارسي اهميت داشت كه
جاذبه هاي مالي و پولي امتياز نفت را تحت الشعاع
قرار داده بود.

| | |