روزنامه جمهوري اسلامي 29/02/1383 صفحه جبهه و جنگ

* معرفي كتاب
شجاعان نبرد

يادها و يادمانها
* علل وقوع جنگ تحميلي ; يك بررسي همه جانبه
معرفي كتاب
شجاعان نبرد




« شجاعان نبرد » عنوان كتابي است كه توسط هيات معارف جنگ سپهبد شهيد علي صياد شيرازي منتشر گرديده است .
« سرتيپ فرض الله شاهين راد » راوي خاطرات و نويسنده اين كتاب , خاطرات خود را در قالب نقش قرارگاه نصر 2 در عمليات فتح المبين نگاشته و در اختيار هيئت معارف قرار داده است .
« شجاعان نبرد » در نه بخش به نامهاي عملياتهاي اجرا شده قبل از عمليات فتح المبين ـ انتصاب فرماندهان ـ بازديد از آمادگي نيروها ـ ادامه وضعيت پدافندي ـ نقل مكان و جابجايي مقدمات عمليات فتح المبين ـ اجراي عمليات فتح المبين ـ خاتمه عمليات فتح المبين و تحليل عمليات فتح المبين در 302 صفحه قطع وزيري و در شمارگان 5000 نسخه به زينت طبع آراسته گرديد.

يادها و يادمانها


دهمين يادواره شهداي محله درب دوم قلهك پنج شنبه 31 ارديبهشت ماه همزمان با نماز مغرب و عشا در مسجد المتقين واقع در خيابان دكتر شريعتي , بالاتر از قلهك , نبش پل شهيد صدر , خيابان ستار كشاني با حضور خانواده هاي شهدا برگزار مي گردد.
ستاد يادواره شهداي محله قلهك ضمن اطلاعيه اي اعلام نمودند در اين يادواره نمايش كوتاهي با مضمون دفاع مقدس و شهدا اجرا و در پايان مدعوين بر سفره احسان شهدا پذيرائي خواهند شد.

علل وقوع جنگ تحميلي ; يك بررسي همه جانبه




بررسي مسائل , ابهامات و نتايج جنگ تحميلي و نظرات مسئولين درباره جنگ .
محمدمهدي بهمني بخش نخست
اشاره : روز سي و يكم شهريورماه 1359 را همه مردم ايران بخاطر دارند. در چنيني روزي هواپيماهاي جنگده بمب افكن رژيم بعثي عراق , با بمباران فرودگاههاي عمده و استراتژيك كشورمان عملا به مرزهاي بين المللي كشورمان و حريم هوايي آن تجاوز كرده و جنگ نابرابري را به مدت هشت سال به ملت مظلوم ما تحميل كردند كه از آن به عنوان هشت سال دفاع مقدس ياد مي شود.
جنگي كه به شكلي بي سابقه و در حجم و ابعادي متفاوت با نمونه هاي مشابه آن , همه اذهان را متوجه خود ساخت . جنگي كه بر خلاف شكل و دسته بنديهاي معاصر از لحاظ توازن قواي بين المللي , به تدريج از حالت جنگ ميان دو كشور همسايه , به جنگي بزرگ ميان يك انقلاب و همه مخالفين آن اعم از ابرقدرتهاي شرق و غرب و نيز ژاپن و اروپاي ظاهرا بي طرف , در منطقه درآمد.
اكنون كه تقريبا بيست و چهار سال از شروع جنگ تحميلي مي گذرد. اميدواريم اين مقاله بهانه اي شود تا صاحب نظران , روشنفكران متعهد , پژوهشگران و بخصوص دست اندركاران امر جنگ , به تجزيه و تحليل بيشتر جنگ بپردازند و به بسياري از سوالهاي نسل جوان كه در ذيل به تعدادي از آنها اشاره خواهيم كرد; عنايت فرموده و پاسخ دهند :
.1 چرا جمهوري اسلامي ايران در شرايط مناسب تر و زودتر آتش بس را نپذيرفت
.2 چرا پس از بازپس گيري و فتح خرمشهر بدست رزمندگان اسلام در سال 1361 و بازپس گيري تمامي اراضي اشغال شده كشورمان بازهم به جنگ ادامه داديم
.3 چرا با بي اعتنايي به درخواستهاي سازمان ملل , جنبش غيرمتعهدها , كنفرانس اسلامي , اتحاديه عرب و ديگر كشورها , روابط خود را با دنيا تيره كرديم و ادامه اين بي اعتنايي موجب بي اعتنايي دنيا به ما شد كه هنوز هم در آتش آن سياستهاي اعمال شده مي سوزيم
.4 چرا با شعار جنگ جنگ تا پيروزي صف كشته ها و شهدا را طولاني تر كرديم و خسارتهاي گسترده را عملا گسترده تر نموديم ; سود اين شعارها چه بود
اينها سوالهاي امروز نسل جوان ماست , نسلي كه جنگ را درك نكرده است , نسلي كه حق دارد بداند , بفهمد , تجزيه و تحليل كند , انتقاد كند و از بسياري از مسائل گذشته آگاه گرديده و مطلع شود.
هنگاميكه اين مقاله به رشته تحرير درآمد و سئوالات آن از ذهن نگارنده و برخي از نويسندگان ديگر گذشت , پاسخي كه بصورت كامل و جامع بتوان به سئوالات مطرح شده عنوان كرد , نبود و اكثر پاسخها با آن چيز يكه در گذشته رخ داده بود مغايرت داشت به اين صورت كه منابع و برداشتهاي تاريخي متفاوتي از مسئله جنگ تحميلي صورت گرفته بود و اختلاف نظرها زياد بود; اما اخيرا آيت الله هاشمي رفسنجاني طي مصاحبه اي كه با روزنامه كيهان به عمل آورده اند به تعدادي از سئوالات و ابهامات پيرامون جنگ تحميلي پاسخ داده اند و در مقام خود كه يكي از فرماندهان اصلي جنگ تحميلي بوده اند به رفع برخي از ابهامات اقدام نموده اند.
در اينجا ابتدا به برداشتها و ابهامات مختلف از سئوالهاي مطرح شده كه پيشتر از محضرتان گذشت اشاره كرده و سپس به پاسخهاي آقاي هاشمي رفسنجاني مي پردازم :
در مورد سئوال اول و مسئله آتش بس يك نظر كلي و مورد اجماع همه وجود دارد مبني بر اينكه مجامع بين المللي ازجمله شوراي امنيت , مجمع عمومي سازمان ملل متحد , كشورهاي نه گانه بازار مشترك اروپا , كشورهاي شوروي , ژاپن و تعداد بسياري از كشورهاي بي طرف و مسلمان خواهان آتش بس ميان ايران و عراق شدند. لذا بدنبال درخواست آتش بس از سوي مجامع و كشورهاي مختلف , ياسر عرفات , ژنرال ضياالحق رئيس جمهوري پاكستان و حبيب شطي دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي در ششمين روز جنگ تحميلي براي تشريح آتش بس به ايران آمدند و با مسئولان كشورمان ملاقات كردند و درباره پيشنهاد آتش بس مذاكراتي داشتند. اما اين مذاكرات و پيشنهادات بدون نتيجه باقي ماند و جنگ ادامه يافت .
جناب آقاي رفسنجاني در مورد اينكه چرا مذاكرات و پيشنهادت آتش بس از سوي جمهوري اسلامي ايران رد شد معتقدند كه : سازمان ملل متحد قطعنامه اي در آن زمان صادر كرد كه 5 بندداشت , مهمترين بند اين بود كه « دو طرف از توسل به قوه قهريه بپرهيزند » . بقيه بندها خيلي سطحي بود. از تشخيص و تنبيه متجاوز چيزي نگفته بودند. حتي نگفته بودند كه متجاوز به مرز برگردد . شهيد رجايي 24 مهرماه 59 به سازمان ملل متحد رفت و پيشنهاد داد متجاوز يعني عراق به مرز خود برگردد و نيروي بي طرفي در مرزها مستقر گردد تا دوباره تجاوزي اتفاق نيفتد كه هيچ اعتنا نكردند. ولي تبليغات عليه ما را شروع كرده بودند كه عراق فوري پذيرفت ولي ايران نپذيرفت . پس در آن مرحله ميانجي گرها مي آمدند و حرف ما اين بود كه اول بايد متجاوز از خاك ما برود و متجاوز را محكوم كنيد تا مذاكره و آتش بس شروع شود.
از سخنان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني چنين برمي آيد كه ايران پذيرش آتش بس را منوط به تحقق دو شرط مهم و اساسي مي دانست .
اول اينكه عراق هرچه زودتر به مرزهاي بين المللي برگردد و از اراضي اشغالي عقب نشيني نمايد. دوم اينكه متجاوز معرفي و تنبيه شود.
در مورد سوال دوم و مسئله ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر و آزادي اين شهر توسط دلاور مردان جنگ تحميلي نظرات مختلفي مطرح است و اينكه حضرت امام (ره ) با ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر مخالف بوده اند و معتقد بوده اند كه پشت مرزها بمانيد و وارد خاك عراق نشويد. استنباط حضرت امام (ره ) نيز از اين قضيه و وارد نشدن به خاك عراق اين بود كه : اگر وارد خاك عراق شويم 1 ـ مردم عراق وقتي ببينند نيروهاي خارجي وارد خاكشان شده اند . با تعصب دفاع مي كنند2 ـ شيوخ منطقه احساس خطر مي كنند و اگر تا الان رودربايستي داشتند , علنا از عراق بيشتر حمايت مي كنند3 ـ دنيا هم بهانه اي پيدا مي كند و ما را به خاطر ورود به خاك عراق خيلي رسمي تر تحت فشار قرار مي دهد. به نظر مي رسد همين سه احتمالي كه امام مي دادند اتفاق مي افتد. يعني مردم عراق در خاك خود بيشتر دفاع مي كنند , شيوخ منطقه خيلي جدي تر همراهي مي كنند و دنيا هم در برابر ما محكمتر مي ايستد كه در نهايت به حضور مستقيم آمريكا در جنگ منتهي مي شود و جنگ به آن شكل به پايان مي رسد.
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در مورد مسئله ادامه جنگ و نظرات حضرت امام (ره ) به نكاتي چند اشاره كرده اند و بيان نموده اند كه : چند روز پس از فتح خرمشهر كه تب و تاب عمليات تمام شده بود جمعي از فرماندهان نظامي براي تعيين تكليف بعدي خدمت امام رفتند. من و آيت الله خامنه اي هم بوديم . در آن جلسه بحث عمده بين نظامي ها و امام بود. پايه حرف اين بود كه امام گفتند : « تفكر پايان جنگ در مقطع غلط است و بايد جنگ را ادامه دهيم » . يعني اصلا اجازه ندادند كه بحث ختم جنگ را در آن جلسه مطرح كنيم . بحث بيشتر بر سر چگونگي ادامه دادن جنگ بود. امام با توجه به استدلالهايي كه داشتند. و (قبلا ذكر شد) مي گفتند مصلحت نيست وارد خاك عراق شويم .نظامي ها با منطق خودشان مي گفتند : اگر دشمن بفهمد كه ما وارد خاكش نمي شويم , احساس امنيت مي كند. يعني لازم نيست در مرزهايش نيرو بچيند. نيروهايش را متمركز مي كند و در مقاطع مشخص از نقاط معين به ما حمله مي كند. منطق نظامي مي گويد نبايد چنين امنيتي به دشمن بدهيم . بايد به گونه اي باشد كه عراق فكر كند كه تا بغداد هم مي رويم . امام با همان سلامت نفس و قاطعيتي كه در وجودشان بود و در موارد لازم استدلال متخصصين را مي پذيرفتند , قبول كردند.
البته فرمايشات حضرت امام (ره ) هم مهم بود و نمي توانستيم صرف نظر كنيم خود امام راه حل پيدا كردند و گفتند : « در نقاطي وارد خاك عراق شويد كه مردم آسيب نبينند » . با اين دستور و رهنمود , نظامي ها براي عمليات بعدي منطقه بعد از خرمشهر تا دجله و فرات را انتخاب كردند كه خالي از سكنه بود. انتهاي منطقه اي در خاك عراق به تنومه مي رسيد كه از لحاظ نظامي جاي ارزشمندي بود. اگر جلو مي رفتيم و به آب مي رسيديم . عراق واقعا آسيب پذير مي شد.ارزش استراتژيك داشت و مشكل مردمي هم نداشت . براساس همين دليل بود كه عمليات رمضان در اواخر تير ماه 1361 در آن منطقه طراحي شد . ( كه متاسفانه اين عمليات با شكست مواجه گرديد.)


در مورد سوال سوم و بي اعتنايي به درخواستهاي ساير مجامع بين المللي و پرداخت غرامت از سوي كشورهاي عرب كه حاضر بودند كل غرامت ناشي از تجاوز عراق به ايران را پرداخت نمايند , مسائل و نظرات مختلفي مطرح مي باشد از جمله اينكه درسالهاي آخر جنگ زياد از سقوط صدام حرفي در ميان نبود بيشتر مي گفتيم كه مي خواهيم حق خود را بگيريم . احتمالا منظور از حق غرامت و خسارت جنگ است .
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در مورد مسئله پرداخت غرامت و مسائل مربوط به آن نظراتي دارند كه شنيدن آن خالي از لطف نيست . در مورد پرداخت غرامت گاهي روزنامه اي مطلبي را مي نوشت . شايد كسي يا ديپلماتي مطلبي را در جايي مي گفت : ولي كسي براي ما پيغام رسمي نمي آورد. چيزهايي بدون سند گفته و نوشته مي شد. در طول اين مدت هيچكس به ما پيشنهاد نكرد كه غرامت جنگ را به ما بپردازد , كسي بصورت رسمي به ما نگفت . فقط در بعضي از رسانه ها آمده بود كه براي ما اعتبار نداشت كه روي آن بحث كنيم . همان كساني كه مي نوشتند , مي گفتند كشورهاي عربي 50 ميليارد دلار مي پردازند , حرفهاي آنها غير مستند بود. درخواستهاي ما غرامت واقعي جنگ بود. صرف پرداخت هم هيچ وقت رسمي نبود.
در مورد سوال چهارم و شعار جنگ جنگ تا پيروزي و طولاني تر شدن صف شهداي ما و تفكر محض ادامه جنگ در هر شرايطي نيز نظرات مختلفي مطرح است .
آقاي هاشمي رفسنجاني در مورد شعار جنگ جنگ تا پيروزي مطلبي را عنوان كرده اند. بعد از عمليات فتح المبين آيت الله منتظري نيمه شب به من تلفن كرد كه وارد خاك عراق شويد. ما را سرزنش مي كرد. اعتراض ايشان آن موقع اين بود كه چرا عمليات مي كنيد و متوقف مي شويد فكر مي كردند نيرو , اسلحه , امكانات و مهمات داريم و جنگ را ادامه نمي دهيم . بعد از عمليات بخاطر مدت عمليات نيروهاي ما تمام مي شد. مهمات ما كم مي شد.
يادم [زمان فتح خرمشهر سخنگوي شوراي عالي دفاع بودم تفكر اينكه بتوانيم به اهدافمان كه تنبيه متجاوز و گرفتن ]مي آيد حقوق ايران بود , در جنگ برسيم , هميشه مطرح بود. مي دانستيم اگر چنين شود , به طور طبيعي سقوط صدام را به دنبال خواهد داشت . اگر قبل از فتح خرمشهر شروط ما را مي پذيرفتند و دشمن از خاك ما بيرون مي رفت , ما آتش بس را قبول مي كرديم . ولي هيچ وقت شروط ما را نپذيرفتند. ما در محافل سران كشور بحث مي كرديم كه راه ختم جنگ اين است كه يك ضربه كاري به عراق وارد كنيم و جاي حساسي از عراق را بگيريم و از طريق منقطه اي كه گرو مي گيريم , خواسته هايمان را تامين و جنگ را تمام كنيم .
اكنون كه سوالات و ابهامات جنگ تحميلي مطرح شد و پاسخهاي آن را از جانب يكي از دست اندركاران اصلي جنگ شنيديم , به بررسي و علل وقوع جنگ تحميلي پرداخته و آن را تشريح مي نمائيم .
ادامه دارد
شهيد رجايي 24 مهرماه 1359 به سازمان ملل متحد رفت و پيشنهاد داد متجاوز يعني عراق به مرز خود برگردد و نيروي بي طرف در مرزها مستقر گردد تا دوباره تجاوزي اتفاق نيفتد كه هيچ اعتنا نكردند , ولي تبليغات عليه ما را شروع كرده بودند كه عراق فوري پذيرفت ولي ايران نپذيرفت .
حضرت امام (ره ) فرمودند : « در نقاطي وارد خاك عراق شويد كه مردم آسيب نبينند. » با اين دستور و رهنمود , نظامي ها براي عمليات بعدي منطقه بعد از خرمشهر تا دجله و فرات را انتخاب كردند كه خالي از سكنه بود.