
قبلا با عنايت به سخنان رهبر معظم انقلاب , درباره نقش
مولفان و ناشران در تعميم و توسعه فرهنگ كتابخواني مطالبي
تقديم شد. اكنون با بهره گيري از سخنان رهبر معظم انقلاب ,
مطالبي درباره نقش مردم و جوانان در اين عرصه عرضه
مي نماييم :
مردم بويژه قشرهاي تحصيل كرده و جوان كشور , وظايف
سنگيني در قبال فرهنگ عمومي جامعه و بالا بردن سطح
آگاهيهاي خود دارند. اقبال آنان به كتاب و كتابخواني , علاوه بر
آنكه بازار نشر و توليد كتابها را رونق مي بخشد , به نوع كتابهاي
توليدي و جهت گيري صحيح ناشران و مولفان نيز كمك
خواهد نمود تا از بيراهه رفتن و ارائه كتابهاي غيرمفيد و
غيرامين جلوگيري شود. مردم , همچنان كه در همه صحنه ها
بويژه ميدانهاي سياسي , براي دفاع از حريم انقلاب اسلامي و
ارزشهاي والاي آن , حاضر بوده اند مي بايستي در ميدان
فرهنگي نيز حضوري پررنگ و انگشت نما داشته باشند.
نمي توان تمامي ايرادها را به دست اندركاران توليد و نشر كتاب
متوجه نمود و از مسئوليت مردم سخن نگفت . نگاه مردم به
كتاب و كتابخواني , همان فرهنگ عمومي كتاب و كتابخواني
است و نارساييها و كاستيهايي كه در اين عرصه ديده مي شود.
بخشي از آن متوجه مردم است كه با اصلاح اين نگاه و فرهنگ ,
مي توان مردم را از مسئوليت اين بخش نيز موفق و روسفيد
خارج ساخت . بنظر مي رسد موارد ذيل در اين نگاه و اصلاح
آن , موثرند.
1 ـ جز ضروريات دانستن كتاب
يكي از مهمترين نكات در اصلاح نگاه به كتاب , اهميت
دادن به آن و قرار دادن خريد كتاب در كنار لوازم ضروري
زندگي است . در حال حاضر , كتاب در بين اقشار مرفه , جنبه
تزييناتي و لوكس و تجملات را دارد. در بين اقشار متوسط و
كم درآمد جامعه , كتاب اصلا جز لوازم ضروري محسوب
نمي شود! نتيجه طبيعي چنين نگاهي , بي اعتنايي نسبت به كتاب
و كتابخواني است . در چنين جامعه اي , نشر و تاليف جاي در
خور شان و منزلت خود را پيدا نخواهد كرد.
الان كتاب جزو لوازم نيست , جزو كالاهاي لوكس و
تشريفاتي است , جزو چيزهاي خوبي است كه اگر باشد بهتر
است , اگر هم نبود. آسمان به زمين نمي آيد! بايد از اين حالت
خارج بشود و جزو لوازم زندگي به حساب آيد . (1 )
كتاب خريدن , بايد يكي از مخارج اصلي خانواده محسوب
بشود. مردم بايد بيش از خريدن بعضي از وسايل تزييناتي و
تجملاتي ـ مثل اين لوسترها و ميزهاي گوناگون ومبلهاي
مختلف و پرده ها و اين قبيل چيزها ـ به كتاب اهميت بدهند و
اول كتاب را بخرند. مثل نان و خوراكي و وسايل معيشتي
لازمي كه در خانه هست , كتاب هم بايد از اين قبيل باشد . (2 )
وقتي كتاب , آخرين اهميت را در ليست خريدهاي
خانواده ها داشته باشد و اگر همه چيز تهيه و فراهم شد و پولي
اضافه ماند و علاقه اي وجود داشت , كتاب خريداري شود ,
فرهنگ عمومي و ارتقا آگاهيهاي مردمي . بيشترين لطمه را
خواهد ديد.
چندي پيش من ديدم كه همين تلويزيون بابعضي از جوانان
مصاحبه كرده بود و پرسيده بود كه اصلا شما كتاب
مي خوانيد پاسخ داده بودند كه نه , اصلا كتاب را جزو
ضروريات زندگي نمي دانند!(3 )
برخي , ساده انگارانه , دليل بي ميلي خود به كتاب و
كتابخواني را قيمت بالاي آن عنوان مي كنند! در حاليكه اگر
مقايسه كتاب با ساير مخارج روزانه صحيح باشد ـ باز در
مقايسه با ساير هزينه ها , قيمت كتاب بالا و گران نيست . از
لحاظ رواني , وقتي كتاب جزو هزينه هاي زندگي محسوب
نشود , گران تلقي مي گردد. البته براي گروهي از مردم كه قادر به
تامين هزينه زندگي نيستند ممكن است تهيه كتاب مشكل
باشد.
جزو لوازم زندگي شد. ديگر گران نيست . بر ] كتاب [ وقتي
روي « المعجم الوسيط » كتاب به آن بزرگي , دو هزار تومان
قيمت گذاشته اند. شما دو هزار تومان را به بازار ببريد ببينيد با
آن چه مي دهند... البته كساني هستند كه نمي توانند همه ي لوازم
زندگي را بخرند , پول ندارند , يا كم دارند , براي آنها بايد فكري
كرد. آن جزو مسائل ماست ... اگر كتاب واقعا جزو ضروريات
زندگي به حساب بيايد , گران نيست .
شما يك جفت جوراب يا يك عدد دستمال را چند
مي خريد آدم چند عدد آدامس را كه براي بچه مي خرد , چند
مي خرد كتاب را با اينها مقايسه كنيد . (4 )
بايستي اهميت مطالعه كتاب و آگاهيهاي ضروري كه از اين
طريق بدست مي آيد و تاثير و نقش آن را در سرنوشت سياسي ,
اجتماعي , اخلاقي و فرهنگي باور كرد تا براي آن جاي مناسب
را در نظر گرفت . باوراندن چنين امري به عهده رسانه ها ,
مسئولين , روحانيون و انديشمندان است . در هر حال حساس
نمودن مردم به خواندن و آگاه شدن , يكي از راههايي است كه
كتاب را جزو ضروريات مردم مي سازد.
اگر كسي اين جا نشسته باشد و در اتاق بغل دستش خبر و
چيز تازه و حرف جديدي باشد , كمتر كسي است كه طاقت
بياورد اين جا بنشيند و بلند نشود سرك بكشد و ببيند اين اتاق
چه خبر است . همه ي اطراف ما را خبرهاي تازه پر كرده است ,
اين قدر معلومات , اين قدر معارف , از همه ي زمينه ها , ما چه
طور حاضر نيستيم سرك بكشيم و نگاهي بكنيم و ببينيم چه
خبر است و در اين دنياي معارف چه مي گذرد راهش اين
است كه كتاب بخوانيم . هر كس كه كتاب بخواند , از بخشي از
معارف موجود عالم , از خبرهايي كه در دنيا هست , از چيزهايي
كه موجود است , حتي از آنچه كه در همه ي زمينه ها خواهد
بود , مطلع خواهد شد , بنابراين بايستي كتابخواني را براي
خودمان عادت قرار بدهيم . (5 )
البته خريدن كتاب , تنها راه مطالعه وكتابخواني نيست .
عضويت در كتابخانه ها و گاه كرايه كتاب هم مي تواند عطش
مطالعه و آگاهي ودانستن را سيراب كند. اين همان راهي است
كه مي توان جلوي پاي كساني كه امكان تهيه كتاب را ندارند
گذارد , اگر چه ديگر افراد نيز مي توانند از منبع غني كتابخانه ها ,
بهره جويند. مهم اين است كه احساس ضرورت براي مطالعه
بشود.
خود ماها , هم كتاب داشتيم وكرايه ] در دوره ي نوجواني [
هم مي كرديم . نزديك منزل ما كتابفروشي كوچكي بود كه كتاب
كرايه مي داد. من رمان كه مي خواندم , معمولا از آن جا كرايه
مي كردم . به كتابخانه ي آستان قدس هم مراجعه مي كردم , ...
باكتاب انس داشتم . البته الان هم كه در سنين نزديك شصت
سالگي هستم , ... از خيلي از نوجوانان بيشتر مطالعه مي كنم . (6 )
2 ـ عادت به مطالعه و انس با كتاب در خانواده
انس با كتاب و عادت به مطالعه براي مردم با فرهنگ و با
سابقه فرهنگي والا و ديرينه , از ضروريات است . فرهنگ
كتابخواني بايد از خانواده ها شروع شود. مطالعه خانوادگي از
جمله راههاي ترويج كتابخواني در اعضا خانواده است . اين
مساله در گذشته بيشتر رايج بود. تفريحات متعدد وبرنامه هاي
متنوع , فرصتها را براي مطالعه كمتر كرده است و احساس نياز
را از خانواده ها گرفته است , در حاليكه هيچ يك از اين
امكانات , قادر به پر كردن جاي كتاب و ارائه آنچه در اين آثار
عرضه مي شود , نيستند. نبايستي اين تصور ايجاد شود كه با
وجود ابزارهاي پيشرفته , نيازي به كتاب نيست .
همه ي افراد خانه ي ما تقريبا يعني شايد بگويم هيچ
استثنايي نداردـ شب , هميشه در حال مطالعه خوابشان مي برد.
خود من هم همين طورم , نه اين كه وسط مطالعه خوابم ببرد ,
مطالعه مي كنم , تا خوابم مي آيد , كتاب را مي گذارم و
مي خوابم . همه ي افراد خانه ي ما همين طورند , يعني وقتي كه
مي خواهند بخوابند , حتما يك كتاب پهلوي دستشان است . من
فكر مي كنم كه همه ي خانواده هاي ايراني بايد اين طور باشند ,
من توقعم اين است . (7 )
يكي از راههاي علاقمند كردن اعضاي خانواده به كتاب ,
كتابخواني جمعي در منزل است . كتابخواني يك نفر در منزل
براي ديگران , انس و علاقه ي به كتاب را در بين نوجوانان و
كودكان بوجود مي آورد.
اين رسم كتابخواني را در بين مردم باب كنيم , كاري كه
شنيدم اروپاييها در خانه انجام مي دهند. وقت خواب , مادر
براي بچه اش كتاب مي خواند. ما اين رسم را اصلا نداريم . البته
در قديم در بعضي از خانواده ها بود. ما در منزل پدريمان ديده
بوديم كه كسي مي نشست و براي ديگري كتاب مي خواند.
سالهاي چنين كاري مي شد , هم براي كوچكها , هم براي
بزرگها , اما اين كار اكنون در بين مردم رايج نيست . (8 )
در هر حال , فرهنگ عمومي كتابخواني بايد از خانواده
شروع شود و پدر و مادر در ايجاد اين فرهنگ و شور و نشاط
كتابخواني در فضاي خانواده بسيار موثرند. نوجوانان و
جواناني كه در چنين محيطي رشد و تربيت مي يابند , در مسير
زندگي خود از كتاب جدا نمي شوند.
بايد اين را گفت :
با صد هزار جلوه برون آمدي كه من
با صد هزار ديده تماشا كنم تو را
اين طوري بايد باشد. بايد با صد هزار جلوه كتاب را در
چشمها متجلي كنند , تا هر كس هر طور دوست دارد , به
چشمش بيايد. جوانان و پدران و مادران و بخصوص بچه ها ,
بايد با كتاب انس پيدا كنند , اين كار مي شود. اگر پدر و مادر
كتابخوان باشند , به احتمال زياد بچه ها كتابخوان خواهند
شد . (9 )
بايد پدر و مادران , بچه ها را از اول با كتاب محشور و
مانوس بكنند. حتي بايد بچه هاي كوچك با كتاب انس پيدا
كنند . (10 )
بچه هايمان را هم از اول كودكي عادت بدهيم كه كتاب
خوانند , مثلا وقتي مي خواهند بخوابند , كتاب بخوانند و
بخوابند. وقتي كه ايام روز فراغتي هست , يا مثلا روز جمعه يي
كه بازي مي كنند , بخشي از آن را حتما براي كتاب قرار بدهند.
در تابستانها كه بچه ها و جوانان تعطيل هستند , حتما كتاب
بخوانند , كتابهايي را معين كنند , بخوانند و تمام
كنند . (11 )
نتيجه يك پژوهش در مورد وضعيت خريد كتاب و مطالعه
در مردم مشهد , واقعيتهاي تلخ را نشان مي دهد(12 ) كه بي گمان
اگر چنين پژوهشي در ساير نقاط كشور انجام شود , نتايج مشابه
و بلكه گاه بدتر از آن بدست خواهد آمد.
3 ـ مطالعه در كنار درس خواندن
نوجوانان و جوانان , مهمترين قشر مخاطب در ميان مردم
هستند كه بخاطر ويژگيهاي دوره نوجواني و جواني ,
شايسته ترين گروه براي مطالعه و انس با كتاب هستند.
نوجوانان و جوانان بطور طبيعي , غالبا در دوره آموزش و درس
قرار دارند و بخش عمده اي از اوقات آنان به فراگيري دروس
معطوف مي شود. ليكن بسنده كردن به خوب درس خواندن
براي يك جوان كافي نيست . چرا كه بسياري از آگاهيها و
دانستنيها در ميان كتابهاي آموزشي قرار ندارند. تجربه ها و
تاريخ و فرهنگ در ميان كتابهاي غير درسي امين نهفته است .
بايد در كنار درس خواندن , مطالعه مستمر و برنامه ريزي شده
نيز گنجانده شود. وقتهاي بسياري در شبانه روز و در فصول
مختلف پيش مي آيد كه مي توان از آنها براي مطالعه استفاده
كرد.
من مي بينم با اين كه درسهاي موجود از لحاظ حجم و
محتوا خيلي سنگين نيست , اما بعضي از جوانان ما فرصتي
براي خودشان نمي بينند كه بتوانند مطالعات جنبي بكنند , در
حالي كه به نظر من جوان مي تواند هم درس بخواند , هم
مطالعه كند و هم ورزش كند.
وقتتان را صرف كارهاي جدي بكنيد , ... بعضي از كارها
جدي نيست . فرض كنيد انسان جمعا ساعتهايي بنشيند و
تبليغات تلويزيون را تماشا كند , چون مثلا بيست دقيقه قبل از
اين كه فيلم را به ما نشان بدهند , تبليغات مي كنند! اين بيست
دقيقه ها خودش خيلي مي شود. من با اين طور وقت گذراني
خيلي موافق نيستم . (13 )
ناشران مي دانند كه فصل تابستان , فصل ركود فروش كتاب
است , در حالي كه علي القاعده با اوقات فراغت بيشتر
نوجوانان و جوانان , مي بايستي پرفروش ترين فصل كتاب باشد!
بنظر مي رسد بخاطر فرهنگ نشدن كتابخواني , كه عمده آن به
خانواده و محيطهاي آموزشي باز مي گردد , گروه پرشمار
نوجوانان و جوانان , به مطالعه روي خوش نشان نمي دهند و در
كنار درس و ورزش , مطالعه را يك ضرورت براي خود به
حساب نمي آورند!
4 ـ مطالعات در هر فرصت
بزرگترها , بايستي عملا اين مساله را كه مي توان در كنار
اشتغال روزانه , به مطالعه نيز پرداخت و از فرصتها , بهره
گرفت , به نوجوانان و جوان بياموزند.
دو صد گفته چون نيم كردار نيست .
متاسفانه , اين فرهنگ , در بين بزرگترها , چه پدران و
مادران و چه آموزگاران و اساتيد و مسئولان , نهادينه نشده
است . لذا هم فرصتهاي زيادي از آنان به هدر مي رود و هم
سهمي كه بايد در فرهنگ عمومي جامعه ايفا نمايند , به غفلت
از دست مي دهند.
هر كس كه در يك بخش يا گوشه يي مشغول تبليغ و كار
است , رابطه ي خودش را با كسب معلومات قطع نكند , نگوييم
كار داريم و نمي رسيم .
من خودم اوايل انقلاب كه شد , حدود دو سال رابطه ام با
كتاب قطع شد. با آن همه اشتغالي كه ما داشتيم , مگر فرجام
داشت من شب ساعت يازده و يا بيشتر به خانه مي رفتم و كار ,
ساعت پنج , شش صبح آغاز شده بود , تازه عده يي ملاقاتي هم
در خانه داشتم ... ناگهان به خودم نهيب زدم والان سه , چهار
سال است كه شروع به مطالعه كرده ام ... شروع مجدد من به
مطالعه , بعد از اشتغال به رياست جمهوري است . الان مطالعه
هم مي كنم و به كارم هم مي رسم و مي بينم كه منافاتي با هم
ندارند . (14 )
فرهنگ حمل كتاب هاي مناسب و استفاده از آن در اوقات
خاص بي كاري , بايد در ميان تمام اقشار جامعه , زنده شود.
من مي گويم جوانان , پيران , مردان , زنان , شهريها ,
روستاييها و هر كسي كه با كتاب مي تواند ارتباط برقرارند , بايد
كتاب را در جيبش داشته باشد و تا يك جا بي كار نشست ـ مثل
اتوبوس , تاكسي , مطب پزشك , اداره , در دكان وقتي كه مشتري
نيست , در خانه به هنگام اوقات فراغت ـ كتاب را در بياورد و
بخواند . (15 )
بنده خودم دوره هاي بيست و چند جلدي كتاب ها را در
همين فاصله هاي ده دقيقه , بيست دقيقه , يك ربع ساعت
خوانده ام !... شايد من از صدها جلد كتاب همين طور در اين
فاصله هاي كوتاه استفاده كرده باشم . بسياري را هم مي شناسم
كه اين طور هستند... من يك دوره ي كتاب ... هشت جلدي رالله
در اتوبوس مطالعه كردم ! اين بايستي يك سيره و سنت رايجي
بين مردم ما بشود كه كتاب را بخوانند و به بچه هايشان ياد
بدهند. خانم ها در خانه ها كتاب بخوانند و معلومات را
فرابگيرند . (16 )
اگر فايده كتاب خواني , كه در مرحله اول نصيب مطالعه
كننده مي شود بدرستي تبيين شود و مردم تفاوت كتابخوان و
غير كتابخوان را لمس كنند و در وجود خود بيابند , قطعا گرايش
به مطالعه رشد بيشتري خواهد يافت . قرآن كريم مي فرمايد :
قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون (17 )
بگو : آيا كساني كه مي دانند با كساني كه نمي دانند يكي
هستند
كتاب يكي از ابزارهاي دانستن است , آن را بايد جدي گرفت .
كتابخواني چيزي است كه براي يك ملت فريضه و لازم
است . آن مردمي كه اهل كتاب خواندن باشند , از لحاظ
معلومات و زكاوت و هوشياري , با مردمي كه با كتاب و
مطبوعات انس نداشته باشند , تفاوت مي كنند... معارفي كه در
كتابها(ي ) مفيد هست , مردم ما از آنها بي نياز نيستند , بايد اين
كتابها را بخوانند. انس با كتاب , چيزي بسيار با ارزش است و
من خواهش مي كنم كه همه و همه با كتاب انس پيدا كنند . (18 )
5 ـ تبليغ كتابخواني و اهداي كتاب
كتاب , كالاي تشريفاتي و لوكس نيست كه بعد از
خريداري , در يك جاي ويژه در منزل نگهداري شود و تنها
مورد استفاده در آن محل باشد. كتاب , مجموعه آگاهيها و
معارف است كه بايستي مورد مطالعه قرار گيرد. ارائه كتاب به
ديگر اهل خانواده و دوستان براي مطالعه و يا اهداي كتاب به
كتابخانه ها و اشخاص نيازمند به آن كتاب , از جمله راهكارهاي
بهره گيري از كتاب و جلوگيري از راكد و بايگاني و بي بهره شدن
آن است . بهترين نوع تبليغ كتاب , اهدا و ارائه آن به ديگران
براي مطالعه است .
اين عادت هنوز در بين مردم ما جا نيفتاده كه بروند كتابي
را بخرند , بعد آن را بخوانند , بعد به دوستشان يا به فرزندشان
بدهند , تا آنها هم بخوانند , اين طوري نست . اي بسا كتابي را
مي خرند , بعد آن را كناري مي گذارند , يا مثلا كتابي را دوستي
به دوستي هديه مي دهد , او هم كناري مي گذارد! واقعا " كتاب
خواندن در مملكت ما جا نيفتاده است , و اين درد بزرگي است .
ما از اهميت و عظمت اين درد غافليم , در حالي كه اين همه
مطلبي كه در ذهنها هست , بر سر قلمها و بر روي كاغذها جاري
ميشود و با خرج زيادي چاپ مي گردد.
اگر اين مطالب ... بين همه ي مردم تقسيم بشود , ببينيد
چقدر سطح فرهنگ جامعه بالا مي آيد و چه منافعي از اين
ناحيه عايد مي شود (19 )
اكنون , همه ما , بايستي از خود سئوال كنيم : چقدر نسبت
به اهميت كتاب و انس با آن وظيفه خود در قبال كتابخواني و
نشر آن در خانواده و دوستان و جامعه , تلاش كرده ايم آيا ما
نيز از غافلين بوده ايم چقدر نسبت به رهنمودها و خواست
رهبر انديشمند و فرهنگ پرور و آينده نگر خود , حساس شده و
به آنها در حوزه كاري خود عمل كرده ايم ما مردم , نقش خود
را در گسترش فرهنگ كتابخواني , ايفا نموده ايم يا نه
پاورقي :
1 ـ ديدار با اعضاي هيات تحريريه ي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,
1374,2,18
2 ـ مصاحبه پس از بازديد از هشتمين نمايشگاه بين المللي
كتاب تهران , 1374,2,26
3 ـ مصاحبه پس از بازديد از ششمين نمايشگاه بين المللي كتاب
تهران , 1372,2,21
4 ـ ديدار با اعضاي هيات تحريريه دفتر نشر فرهنگ اسلامي ,
1374,2,18
5 ـ مصاحبه پس از بازديد از ششمين نمايشگاه بين المللي كتاب
تهران , 1372,2,21
6 ـ گفتگو با گروهي از نوجوانان و جوانان و دست اندركاران
برنامه هاي « نيمرخ » سيما , 1376,11,14
7 ـ مصاحبه پس از بازديد از هشتمين نمايشگاه بين المللي
كتاب تهران , 1374,2,26
8 ـ بيانات در ديدار با دست اندركاران هفته ي كتاب ,
1376,8,19
9 ـ ديدار با برگزيدگان مراسم انتخاب كتاب سال ,
1372,10,7
10 : مصاحبه پس از بازديد از هشتمين نمايشگاه بين المللي
كتاب تهران , 1374,2,26
11 ـ مصاحبه پس از بازديد از ششمين نمايشگاه بين المللي
كتاب تهران , 1372,2,21
12 ـ روزنامه كيهان , پنجشنبه 1382,10,4 , اين بررسي
پژوهشي از سوي دفتر طرحهاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي منتشر شده است . براساس اين پژوهش , وضعيت
مطالعه در سالهاي گذشته بهتر از سال قبل (81 ) بوده است .
طبق اين پژوهش , 48,2 درصد خانواده هاي مشهدي ظرف
يك سال گذشته , هيچ كتاب غيردرسي خريداري نكرده اند!
متوسط زمان مطالعه براي جمعيت اهل مطالعه در هفته 92
دقيقه و براي جمعيت باسواد 57 دقيقه است !
13 ـ گفتگو با گروهي از نوجوانان و دست اندركاران برنامه
نيمرخ سيما , 1376,11,14
14 ـ ديدار با علما و روحانيون قاين , 1366,1,3
15 ـ مصاحبه پس از بازديد از سومين نمايشگاه بين المللي
كتاب تهران , 1369,2,19
16 ـ مصاحبه پس از بازديد از ششمين نمايشگاه بين المللي
كتاب تهران , 1372,2,21
17 ـ سوره زمر , آيه 9
18 ـ مصاحبه پس از بازديد از پنجمين نمايشگاه بين المللي
كتاب تهران , 1371,2,17
19 ـ ديدار با اعضاي هيات تحريريه ي دفتر نشر فرهنگ
اسلامي , 1374,2,18
رهبر معظم انقلاب : الان كتاب جزو لوازم نيست ;
جزو كالاهاي لوكس و تشريفاتي است ; جزو چيزهاي
خوبي است كه اگر باشد بهتر است , اگر هم نبود ,
آسمان به زمين نمي آيد! بايد كتاب از اين حالت
خارج شود و جزو لوازم زندگي به حساب آيد. كتاب
خريدن , بايد يكي از مخارج اصلي خانواده ها
محسوب بشود. مردم بايد بيش از خريدن بعضي از
وسايل تزييناتي و تجملاتي , به كتاب اهميت بدهند و
اول كتاب را بخرند. مثل نان و خوراكي و وسايل
معيشتي لازمي كه در خانه هست , كتاب هم بايد از
اين قبيل باشد... كتابخواني چيزي است كه براي
يك ملت فريضه و لازم است . آن مردمي كه اهل
كتاب خواندن باشند , از لحاظ معلومات و ذكاوت و
هوشياري , با مردمي كه با كتاب و مطبوعات انس
نداشته باشند , تفاوت مي كنند.

|