حسين صنعت پور اميري
اگر شهوتها ما را به بازي نگيرند , از بازي روزگار گل
نمي خوريم .
خانه دل گناهكار , دفتر نمايندگي شيطان است .
اجير شيطان شدن , حمالي محض است .
آن كس كه فخر فروشي مي كند تنهايي و غربت را براي خود
مي خرد.
معمولا آنهايي سنگ صبور ديگران مي شوند كه سنگ دل
نيستند.
آنها كه بر در دلشان قفل غفلت است , بايد با كليد ذكر و
توجه آن را باز كنند.
نماز , گواهينامه حركت در جاده پر نشاط بهشت است .
جاده خاكي دنيا , سرشار از دست اندازهاي غم و اندوه
است .
لحظه مرگ , فصل درو كردن اعمال و برداشت محصول
است .
دلهاي زنگ زده هميشه با تلفن فكر و دل به شيطان زنگ
مي زنند.

|
فرياد چايكاران را چه كسي خواهد شنيد
|

هيات وزيران اخيرا مصوبه اي را به تصويب رسانده است كه
بر اساس آن سازمان چاي منحل و كليه امور مربوطه به چاي به
بخش خصوصي واگذار مي گردد. اين مصوبه پا را فراتر نهاده و
مدعي شده طي يك برنامه پنجساله مبالغ 700 , 600 , 450 ,
300 و 150 هزار تومان در هر هكتار به صورت و بلاعوض به
چايكاران پرداخت خواهد شد.
نكته اينجاست محصول كنوني چايكاران را چه كسي خواهد
خريد و اساسا طبق مصوبه كنوني كه وزارت جهاد كشاورزي آن
را اجرا مي نمايد , هيچ كارخانه چايسازي مشغول به فعاليت
نيست و همه كارخانجات چاي تعطيل است . علاوه بر آن فصل
برداشت چاي شروع شده و محصول برگ سبز چاي در باغات در
حال نابودي است و هيچ گوش شنوايي براي حل اين معضل از
سوي جهاد كشاورزي وجود ندارد! از همه مهمتر مجلس
واردات چاي را آزاد اعلام كرده است . در كجاي دنيا , كدام
دولت خريد محصول داخلي خود را ممنوع اعلام مي كند و دست
عده اي سودجود و فرصت طلب را باز مي گذارد كه با قاچاق
چاي از مبادي قانوني يا غيرقانوني حق عده اي از اقشار جامعه
را پايمال نمايند اكنون يك ماه و نيم از فصل بهار مي گذرد و
چايكاران نيز پناهگاهي را نمي بينند و فقط فرياد را به عنوان حل
معضل انتخاب كرده اند كه
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنكه البته بجايي نرسد فرياد است
هيچ مسئولي پاسخگو نيست بجاي اينكه دولت با
برنامه ريزي بلندمدت نسبت به ارتقا سطح محصول چاي داخل
اقدام كند , در يك برنامه پنجساله واردات چاي خارجي را آزاد
اعلام كرده و تا اين برنامه به پايان برسد نه تنها كل ذائقه هاي
مردم تغيير مي كند , بلكه معلوم نيست چايكاري در قيد حيات
باشد يا نه ! يا بوته چايي در ايران وجود داشته باشد يا خير !
اكنون حدود هفتاد هزار چايكار مشغول فعاليت در مزارع چاي
هستند و حدود سيصد هزار نفر نيز در ساير مشاغل مرتبط از
چيدن تا بسته بندي مشغول به فعاليت هستند , دولت بجاي اينكه
چنين محصولاتي را حمايت كند با يك برنامه غيركارشناسي كليه
شغل هاي موجود را از ميان برده و بر سيل بيكاران كه تا خليج
عقبه صف كشيده اند اضافه مي نمايد! پاسخگوي اين بي عدالتي
كيست !
دولتي كه رنجنامه براي ملت مي نويسد فقط در يك نگاه
سطحي درد و رنج يك قشر خاص يعني همين چايكاران را
مطالعه كند كه جز دستان پينه بسته و ورم كرده شاهد ديگري بر
مظلوميت خود ندارند! و در آتشي كه ناخواسته برايشان مهيا
كرده اند مي سوزند! ولي در عين حال مي نويسم تا شايد مرهمي بر
دردهاي خودم باشد كه گفتني است :
بيگانه اگر دل شكند حرفي نيست
از دوست بپرسيد كه چرا مي شكند
در اينجا از دولت محترم مي خواهم هر چه سريعتر نسبت به
تصميم اتخاذ شده تجديدنظر كند و چاي را طبق منوال سالهاي
قبل از 79 با نظارت كارشناسان خود خريداري كرده و چايكاران
را از اين دغدغه و سردرگمي نجات دهد , زيرا محصول برگ سبز
چاي در باغات چاي در حال نابودي است و هيچ كارخانه اي نيز
فعاليت نمي كند تا مردم برگ سبز را در آنجا تحويل دهند.
همچنين از دولت مي خواهم كه بيش از اين قاچاق چاي را با
چنين برنامه هايي حمايت نكند , زيرا چايكاران در اين ميان از
آتش ديگران مي سوزند.
لاهيجان ـ علي حيدري

|
زندگي شيرين است
|
سالها بود فكر مي كردم معني واقعي ازدواج چيه آيا به جز
سختي , معني ديگري هم داره , تا اينكه روزهاي اول نامزديم بود , يه
روز غروب با خانمم تصميم گرفتيم بريم پارك ملت .
از تاكسي كه پياده شديم خانمم چشمش افتاد به بساط
آلوچه فروشي روبروي پارك و از من خواست كه قدري از اون
آلوچه ترشها بگيرم , راستشو بخواهيد من علاقه اي به اين
خوراكيهاي غيربهداشتي ندارم , اصلا بدم هم مي اومد اما با وجود
اينكه ميلي به آلوچه نداشتم رفتم جلو گفتم « آقا يه كاسه از اين
آلوترشها بدين » .
فروشنده كاسه اي كوچك آلوچه ترش به من داد. گفتم چند
گفت : 1500 تومان !
منو ميگي , مسئله پولش نبود اما آدم از چيزي بدش بياد و براي
يه مشتش 1500 تومان هم بدهد!
براي اينكه خانمم احساس ناراحتي نكند , لبخندي زدم و با
كاسه آلوچه ترش به داخل پارك رفتيم و كنار يه درخت نشستيم .
حالا براي اينكه به خانمم تلخ نگذره بايد از چيزي كه بدم
مي اومد و 1500 تومان هم پولش رو دادم . با لبخند با اون
چنگالهاي مسخره , آلوچه بخورم و مثلا خوشم باشه .
وقتي دقت كردم ديدم اه ! با پنجاه تا از اين خود نگهداريها
صبرم زياد مي شه و با پنجاه عمل ديگر اخلاقم بهتر مي شه و با
پنجاه عمل ديگر مهربونيم افزوده مي شه و الخ ...
اين يعني به كمال رسيدن , اين يعني انسان شدن و
بزرگوارشدن , اين يعني زيباشدن و...
اين شد كه متوجه شدم ازدواج هم براي به كمال رسيدنه . حالا
دوست من , اصلا بنا نيست كسي كه ازدواج كرد حتما سختي نبيند
بلكه بايد خيلي جاها بهش سخت بگذره تا رشد كند و به اين وسيله
به كمال برسد. مگر هدف از آفرينش غير از پالايش و به كمال
رسيدن بوده وقتي كسي با اين موضع ازدواج كنه , ديگه خيلي از
ناراحتي ها و مشقت ها رو به اين حساب ميذاره , اونوقته كه متوجه
مي شه زندگي چقدر شيرين شده .
مرتضي شاه كرمي

|
واقعه بيمارستان ايرانمهر را به فراموشخانه نسپاريم !
|
جمعه گذشته خبرگزاري مهر به نقل از دكتر اكبري معاونت
سلامت وزارت بهداشت و درمان گزارش داد نتيجه قطعي
تحقيقات علمي واقعه بيمارستان ايرانمهر به صورت محرمانه
در اختيار دادگستري قرار گرفته است دو روز بعد شايع شد كه
دادگستري احكام صادره در باره اين واقعه را به وزارتخانه
مربوطه و مديران بيمارستان مذكور ابلاغ نموده اما آنان را از هر
گونه اظهار نظر با رسانه ها به دليل محرمانه بودن احكام منع
كرده است .
از قديم الايام گفتند تجربه ها چراغ راهند و هدايتگر انسان
و جامعه بسوي كمال . آنان همچنين براين اعتقادند كه تجربه ,
ابزاري است قابل اطمينان و عبرت آموز براي گذر از موانع
روزگاران و ورود به آينده پر اميد و با نشاط . اما گويا در اين
كشور دستهايي در كارند تا عامدا مانع بهره گيري مناسب از
تجارب شده و بجاي هدايت جامعه به سوي تكامل , با تمهيد
برخي اقدامات مغاير با فطرت انسان و اهداف انقلاب اسلامي ,
سير قهقرايي را براي اين كشور و مردمش متصور
هستند.
تجربه ها بيانگر آنند كه متاسفانه سالهاست در اين مرز و
بوم , سلسله حوادث وحشتناكي رخ مي دهد كه بعضا در نوع
خود فاجعه ملي محسوب مي گردد , اما هيچ فرد , جناح يا
سازماني حاضر نيست مسئوليت بپذيرد. بدتر آنكه برخي نه
تنها از پذيرش مسئوليت , شانه خالي مي كنند بلكه با قلدري
خود را از هر گونه خطا و تقصير مبرا و منزه مي دانند. دردناكتر
آنكه چنانچه بر حسب تصادف و عليرغم پنهان كاريهايي كه
معمولا بعمل مي آيد , مواردي از اين نوع اتفاقات و حوادث نزد
افكار عمومي افشا و احيانا احكام قضايي هم صادر شود اما به
دليل آنچه مصلحت خوانده مي شود , هيچ سرانجام و ضمانتي
براي مجازات خطاكاران متصور نبوده و احكام صادره بتدريج
تحت تاثير وساطت ها و فشارهاي جورواجور يا تعامل
جناحي , از اولويت خارج كه نهايتا يا به فراموشي سپرده شده
يا بگونه اي ديگر سبب نارضايتي و خشم افكار عمومي خواهد
شد.
نمي توان سخن نگفت و سكوت كرد و نبايد به سادگي از
تاثيرات ويران كننده تعامل هاي پشت پرده و بي توجهي به
حقوق ملت بر اذهان عموم غافل بود و در محاسبات آن را از
قلم انداخت . قطعا مردم از تك تك اتفاقاتي كه طي آن جان
انسانهايي فداي عدم تدبير و خطاي برخي مديران نالايق شده ,
آگاهند و آن را در اذهان خود ثبت مي نمايند. همچنين همين
مردم از نافرجامي احكام برخي پرونده هاي قضايي پيرامون
اينگونه حوادث و يا سكوت مدعي العموم و نيز تعاملات پشت
پرده كه طي آن اميال جامعه فداي اميال اقليتي كوچك
مي گردد , رنج مي برند و اين تبعيض ها را هم بخاطر
مي سپارند.
براي اينكه اين هشدارها توسط برخي مقامات و مسئولان ,
سخني گزاف تلقي نشود , تعدادي از اين حوادث و فرجام
خواهي آن را مورد اشاره قرار داده و البته يادآور مي شويم كه
در هيچيك از اين حوادث مردم اقناع نشده اند.
دقت كنيد : اختلاس 123 ميلياردي از بانك صادرات ـ تزريق
خون آلوده به بيماران هموفيلي ـ سقوط چند فروند هواپيماي
مسافري ـ توزيع گوشت هاي آلوده ـ ماجراي مرموز شهرام
جزايري ـ انفجار قطار در مسير نيشابور ـ پرونده تخلفات
اقتصادي ـ تلفات وحشتناك سوانح جاده اي ـ هزينه ميلياردي
افتتاح فرودگاه امام از آن جمله اند و اخيرا مرگ تعدادي بيمار
در بيمارستان ايرانمهر را بايستي به اين ليست اضافه نمود.
متاسفانه وقوع حوادث اينچنيني در كشور و عدم برخورد
جدي و همراه با ملاحظات دستگاه هاي مسئول , بيش از اندازه
تكراري شده و اصل ماجرا را لوث كرده و سبب واكنش هاي
پنهاني در سطوح مختلف جامعه شده كه ظاهرا ممكن است از
نظرها دور و نهان باشد ولي يقينا وجود دارد و اين يك واقعيت
غير قابل انكار است . در اين زمينه ها هشدار دلسوزان را جدي
بگيريم و دست هاي منفعت طلب و معامله گر را كه اذهان و
آرامش افكار عمومي را نشانه رفته اند , بدون هيچگونه ترحمي
قطع كنيم .
بي ترديد بي تفاوتي در مقابل اين جريان معامله گر تاكنون
آسيب هاي غير قابل جبراني را به اعتماد جامعه وارد ساخته و
شرايطي را پديد آورده كه از يك سو سبب جري شدن مديران
قانون گريز و متخلفاني شده كه به حمايت مقامات بالا دست
اميدوارند و از سوي ديگر موجب سلب امنيت مردم و عدم
اعتماد به نهادهاي تصميم ساز شده و مي شود.
مردم مي پرسند اگر بنا باشد در كشور امام زمان (عج )
دست قانون فقط براي تنبيه و مجازات متخلفين جز باز باشد و
در مجازات متخلفان دم كلفت و متمول دچار اما و اگر شود ,
ديگر چه نيازي به ايجاد تغييرات ريشه اي در كشور از طريق
انقلاب بود. « جمهوري اسلامي » حاصل تمام خواست هاي
ملت است و در جمهوري اسلامي , همگان در برابر قانون
يكسانند و از مواهب آن برخوردار. ملتي كه از ابتدا با مردود
خواندن افكار غير ديني , پير جماران را شناخت و بدون
كوچكترين لغزشي بدنبالش روان شد و چون سيل , بنيان
طاغوت را كند و تاكنون نيز در مقابل فشارهاي متعدد استكبار
شجاعانه ايستاده و به پيروي از مولايش امام حسين (ع ) تن به
ذلت نداده , يقين داريم كه در شناخت و انتخاب راه و راهبر و
نيز ايستادگي در مقابل زر , زور و تزوير مرتكب خطا نشده و در
پيمودن ادامه مسير نيز اشتباه نخواهد كرد. اما همين ملت در
عين تواضع و فروتني هرگز نمي تواند تبعيض ها , بي حرمتي ها و
سهل انگاري ها را ببخشد و بي تفاوت از كنار آن بگذرد و قطعا
اين رفتارهاي اهانت آميز را در خاطرش بايگاني
مي كند.
افكار عمومي ايام متعددي را بياد دارد كه هر بار با انتشار
يك خبر ملال آور يا يك خبر گيج كننده در باره مفاسد
اقتصادي , جامعه دچار التهاب و نگراني شده و ليكن پس از
چند روز جارو جنجال رسانه اي , اين وقايع از صفحه
مطبوعات محو و براي هميشه به فراموشخانه سپرده شده
است . در تازه ترين رويداد از اين نوع ماجراي مرگ چند بيمار
در اتاق عمل بيمارستان ايرانمهر تا مدتي توجه ها را به خود
جلب كرد.
اما در اين ميان آنچه بيش از همه اهميت دارد , شناخت
خائن از خادم و پالايش اركان نظام و جامعه از وجود خائنين
نفوذي است و يقينا مسئوليت قضاوت كنندگان در اين رابطه
بسيار سنگين است چرا كه خود در معرض قضاوت عمومند.
قطعا مردم به شيوه هاي بررسي اينگونه مسايل در پشت پرده
آنهم به بهانه هاي موهوم , رضايت نخواهند داد و اصرار دارند
كه نبايد اجازه داد در بررسي چنين وقايعي , مصالح عموم فداي
مصلحت فردي و احيانا جناحي شود.
م ـ طلوع گر

| |
| |