عن النبي صلي الله عليه و آله نظر الي و رجل له ابنان فقبل
احد هما و ترك الاخر. فقال النبي صلي الله عليه و آله
فهلاساويت بينهما
پدري با دو فرزند خود شرفياب محضر رسول اكرم بود. يكي
از فرزندان را بوسيد و بفرزند ديگر اعتنا نكرد. پيغمبر كه اين
رفتار نادرست را مشاهده كرد به او فرمود چرا با فرزندان خود
بطور متساوي رفتار نمي كني
و قال عليه السلام : اعدلوا بين اولادكم كما تحبون ان يعد
لوا بينكم .
بين فرزندان خود بعدالت رفتار نمائيد , همانطور كه مائليد
فرزندان شما و مردم , بين شما بعدل و داد رفتار كند.

|
صاحب ثواب
|
زبيده زن هارون الرشيد , نهري در مكه جاري ساخته است
كه از آن زمان تاكنون مورد استفاده زوار بيت الله است . اينكار ,
ظاهري بسيار صالح دارد. همت زبيده اين نهر را از
سنگلاخهاي بين طائف و مكه به سرزمين بي آب مكه جاري
ساخت و قريب دوازده قرن است كه حجاج تفتيده دل تشنه
لب از آن استفاده مي كنند. از نظر چهره ملكي , كار بس عظيمي
است , ولي از نظر ملكوتي چطور آيا ملائكه هم مانند ما
حساب مي كنند آيا چشم آنان هم به حجم ظاهري اين خيريه
خيره مي شود
نه , آنها طوري ديگر حساب مي كنند.آنان با مقياس الهي ,
ابعاد ديگر عمل را مي سنجند , حساب مي كنند كه زبيده پول اين
كار را از كجا آورد زبيده همسر يك مرد جبار و ستمگر به نام
هارون الرشيد بود كه بيت المال مسلمين را در اختيار داشت و
هر طور هوس مي كرد عمل مي نمود. زبيده از خود ثروتي
نداشت و مال خود را صرف عمل خير نكرد , مال مردم را
صرف مردم كرد , تفاوتش با ساير زناني كه مقام او را داشته اند
در اين جهت بو دكه ديگران مال مردم را صرف شهوات
شخصي مي كردند و او قسمتي از اين مال را صرف يك امر
عام المنفعه كرد. تازه مقصود زبيده از اين كار چه بوده است
آيا مي خواسته نامش در تاريخ بماند يا واقعا رضاي خدا را در
نظر داشته است خدا مي داند و بس .
در اين حساب است كه گفته شده زبيده را در خواب ديدند
و از او پرسيدند كه خدا با اين نهري كه جاري ساختي با تو چه
كرد جواب داد تمام ثوابهاي آن را به صاحبان اصلي پولها
داد . (1 )
پاورقي :
1 ـ عدل الهي , مجموعه آثار استاد مطهري , ج 1 , ص 302

|
لغو امتياز تنباكو , درسي فراموش نشدني به
استعمار پير
|
به مناسبت سالروز لغو امتياز تنباكو و پيروزي ملت مسلمان ايران
بر استعمار انگليس
در روزهاي پاياني ارديبهشت 1370 هـ . ش , يعني 113 سال پيش ,
ملت مسلمان ايران در شور و شعف عميق و عمومي به سر مي برد و
تمام وجود مردم سرشار از غرور و سرور پاك و بي شايبه شده بود.
علت اين واقعه , چيزي غير از اين نبود كه مردم پس از پيكاري
بزرگ و قيامي شكوهمند , توانسته بود سردسته استكبار آن زمان
غرب (انگليس ) را به زانو در آورد و سر شيطان بزرگ آن دوره را به
خاك بسايد.
آن جشن ملي و بزرگي كه در آن روزها قلب همه ايرانيان مسلمان و
متعهد را لبريز از شادي كرده بوده , اولين جشن بزرگ و عمومي
ملت ايران در روند مبارزات ضد استعماري محسوب مي شود. علت
گستردگي و عمق شادي مردم در اين بود كه نه تنها توانسته بود از
چپاول ميهن توسط استعمار انگليس جلوگيري نمايد و از اموال و
ذخاير كشور صيانت نمايد , بلكه به توفيق بزرگ تري در عرصه
نگهباني از فرهنگ و دين و استقلال و عزت نيز دست يافته بود ,
زيرا مي توان گفت زياني كه قرار بود انگليس تحت عنوان امتياز
تنباكو بر دين و فرهنگ و استقلال ايران بزند , بسيار عميق تر و
مهلك تر از ضربه اي بود كه بر اقتصاد ايران وارد مي آمد.
شركت رژي بلافاصله پس از اخذ امتياز , دست به كارهايي زد كه
بسيار خطرناك بود و هر كس كه از اندكي شعور سياسي , اجتماعي و
نظامي برخوردار بود مي توانست حدس بزند كه شركت رژي همان
كاري را كه شركت هند شرقي در هندوستان انجام داد , مي خواهد
تكرار كند و ايران را اشغال كند. علاوه بر اين , تحميل فرهنگ غربي
بر مردم و تغيير دين نيز به طور جدي در برنامه شركت مذكور قرار
داشت و استعمار انگليس مي خواست از طريق شركت رژي در يكي
از مهم ترين و حساس ترين سرزمين هاي مركزي اسلام , علم
مسيحيت برافرازد و اسلام را از ميان بردارد.
شركت رژي پس از اخذ امتياز , با شتاب عده كثيري را با پول زياد
به ايران فرستاد. اين شركت , پيش از هر چيز در غرب خيابان
فردوسي باغ بزرگي خريد و تاسيسات و بناهايي در آن جابه وجود
آورد. سپس در همين مكان , انبارهايي را براي ذخيره كردن اسلحه
ومهمات , بنا كرد. اين الگو در ساير شهرستان هاي بزرگ ايران نيز
دنبال شد و شركت رژي با پوشش ايجاد دفتر تجاري , پادگان هاي
كوچك و بزرگي ساخت و انبار اسلحه و مهمات به وجود آورد تا در
فرصت مناسب از طريق پادگان هايي كه در ظاهر دفتر تجاري بودند ,
هجوم گسترده براي اشغال كامل كشور را آغاز كند.
در همين حال كه شركت رژي در پوشش دفاتر تجاري , به تاسيس
پادگان و انبار مهمات و اسلحه اقدام مي كرد و هر روز بر توان
نظامي ونفرات مسلح خود مي افزود , در بعد فرهنگي نيز به اقدامات
وسيع دست زد تا زمينه را براي تغيير رفتار اجتماعي و فرهنگي و
ديني مردم ايران هموار كند. در پي همين سياست بود كه به سرعت
هزاران نفر از انگليس اعم از مرد و زن با ظاهري بسيار زننده و نيمه
عريان به ايران وارد شدند و با عبور و مرور در خيابان هاي تهران و
شهرستان ها و ايجاد تماس با افراد , در صدد تغيير رفتار و بينش
مردم برآمدند. نوشته اند شركت رژي در مدتي اندك , حدود
چهارصد هزار نفر تحت عناوين مختلف وارد ايران كرد. در ميان
اين افراد , قرار بود زن ها نقش ويژه اي در تباه كردن جامعه داشته
باشند و ماجراي اندوهبار اندلس را تكرار كنند. اين زنان سعي
مي كردند خود را به مردان جوان نزديك نمايند و در ميخانه هاي و
مراكز آلوده حضور پيدا كنند و خود نيز محل هايي را براي گسترش
فساد و... داير نمايند و در نهايت همه جوانان را كه بازو و سپر
دفاعي هر ملت محسوب مي شوند , كاملا در عيش و عشرت غرق
واز مسائل اصلي دور سازند. اين زنان ضمن آلوده كردن مردان
جوان , مسيحيت و فرهنگ غربي را نيز تبليغ مي نمودند و چنين
وانمود مي كردند كه پذيرفتن مسيحيت و گرويدن به انديشه غربي ,
به معني ورود به بهشت لذايذ است و هركس اين دين را بپذيرد ,
مي تواند از همه لذت هاي مشروع و غيرمشروع بهره ببرد و احساس
گناه نكند و از عذاب اخروي نيز نهراسد.
حكيم حاج ملامحمدعلي هيدجي كه از شاهدان بصير آن زمان
بود , در بخش هايي از رساله دخانيه خود به تشريح وضعيتي كه
شركت رژي به وجود آورده بود , پرداخته است . او در قسمت هايي
از رساله مذكور مي نويسد : چندي نگذشت كه بازار و كوچه و
خيابان پر از سكنه و كسبه كفار شد. اين جماعت , براي خود
عمارت ها ساختند , باغ ها خريدند; در هر كوي و برزن و در هر
گذرگاهي اتاقك هايي به نام بانك و دفتر تجارت بنا نمودند; در
بازارها و محله ها , دكان لاتاري (قماربازي ) برپا كردند; در هر جايي
كه صلاح مي دانستند , ميخانه , كنيسه و كليسا ساختند , در همه جا
به خريد و فروش خمر و شراب و خنزير (خوك ) و اقسام آلات
قمار مشغول شدند; در هر جا بساط تباهي و فسادگستردند و اهل
هوا و هوس را به خود مشغول نمودند; مسلمانان را تحقير و
تهيدست نمودند و اختيار از دست مسلمانان گرفتند و بر مردم
پلنگي كردند; حرمت و عزت شريعت غرا را شكستند; پرده شرم و
حياي مردم را دريدند و وقاحت و بي شرمي را ستودند. كار تا آن جا
پيش رفت كه رونق اسلام شكسته و رشته ايمان گسسته شد و بيم آن
مي رفت كه شريعت منهدم و آثار ملت و شرافت منعدم گردد و...
بعد از ماجراي اخذ امتياز توتون و تنباكو و پيش از آن كه قيام
عليه آن آغاز شود , علما و مراجع شيعه كه در ايران و عراق سكونت
داشتند , با ارسال نامه به ناصرالدين شاه و ساير فرمانروايان
قاجاري و يا با برگزاري جلسه با آن ها , درصدد برآمدند از طريق
گفت وگو و روش مسالمت آميز و نصايح , فرمانروايان قاجاري را به
عواقب وخيم و مهلك اعطاي امتياز توتون و تنباكو آگاه كنند و از
آن ها بخواهند با ميل خود تسليم حق شوند و به فرمان علما گوش
بسپارند و در نهايت , قرارداد با شركت رژي را فسخ نمايند. با
مطالعه متن اين نامه ها و گفت وگوها نيز مي توانيم با ابعادي از
مفاسد و زيان هايي كه به دين و فرهنگ و اقتصاد جامعه اسلامي
ايران در اثر اعطاي امتياز مذكور وارد مي شد , آشنا شويم . البته
متوني كه از اين نامه ها و گفت وگوها باقي مانده است , متعدد و
فراوان مي باشد , بنابراين , امكان نقل و درج همه آن ها وجود ندارد.
به همين دليل در اين جا فقط سطوري از اين متن ها را بازنگاري
مي كنيم .
آيت الله ميرزاي شيرازي , رهبر نهضت تنباكو در نامه اي به
ناصرالدين شاه چنين مي نويسد : به عرض مي رسد كه انفاذ اين امور
(اعطاي امتياز تنباكو) به مراتب , اعظم مفاسد است . كدام مفسده
مي تواند با اختلال قوانين ملت و عدم استقلال مملكت و تفرق كلمه
و تشتت مردم و ياس آن ها از سلطنت برابري كند. چگونه مي شود كه
در قرون متطاوله , اولياي دين مبين و سلاطين مسلمين , با اتلاف
نفوس و بذل اموال در اعتلاي كلمه اسلام كوشش فرمودند و اكنون
از همه آن ها اغماض نمود و كفار را بر وجوه معاش و تجارت
مسلمين مسلط كرد تا مردم به اضطرار , با آن ها مخالطه و مراوده
نمايند و به خوف معيشت , ذلت و نوكري آن ها را اختيار نمايند.
چگونه مي توان پذيرفت كه اندك اندك منكرات شايع و متظاهر شود
و رفته رفته عقايد مردم فاسد گردد و شريعت اسلام به جانب اختلال
رود و خلق ايران به كفر قديم برگردند. بدان كه رعيت (مردم ) خزانه
عامره دولت هستند و مصلحت نيست كه بالمره از تجارت و مطالب
خود مسلوب الاختيار و مقهور كفار شوند...
ميرزاي شيرازي در نامه ديگري به شاه چنين مي نويسد : اجازه
مداخله اتباع خارجه در امور داخله مملكت و مخالطه و معاشرت و
تودد و آن ها با مسلمين , همچنين در دست گرفتن امور جامعه ايران
مثل تصدي و راه اندازي بانك , خريد و فروش انحصاري تنباكو و
غيره , از جهات متعدد منافي صريح قرآن مجيد و نواميس الهيه و
موهن استقلال و مخل نظام مملكت و موجب سيه روزي و پريشاني
ملت و مردم است ...
همچنان كه اشاره شد , غير از ارسال نامه , در تهران نيز علماي
بزرگ جلساتي با فرمانروايان و مسئولين حكومت قاجاريه تشكيل
دادند تا آن ها را نسبت به عواقب بسيار خطرناك اعطاي امتياز به
شركت رژي آگاه سازند. در يكي از اين جلسات كه متشكل از
تعدادي علما (مثل آيت الله ميرزاحسن آشتياني . آيت الله سيدعلي
اكبر تفرشي , آيت الله آقا محمدرضا و...) و جمعي از وزرا و امراي
قاجاري بود , آيت الله ميرزاحسن آشتياني به امرا و وزراي حكومت
گفت : مفاسدي كه بر اين كار (اعطاي امتياز به شركت رژي ) مترتب
است , چنان مي باشد كه بر ساير منهيات مترتب نيست . از اين
بساطي كه شركت رژي گسترده است , شائبه اي بس زيانبار از آن
براي دين و دولت و مملكت استشمام مي شود. تاجر تنباكوفروش را
چه نيازي به خانه دويست هزارتوماني است . او چه نيازي به اين
همه عمارت و كاروان سراها و دكاكين و جايگاه ها و پايگاه هاي
كوچك و بزرگ دارد. او چه نيازي دارد كه به قول خود شما سيصد
هزار نفر نوكر و كارگر و نيروي مسلح دورخودش جمع كرده است و
به آن ها مزد و مواجب مي دهد. مگر نمي دانيد كه اين شركت در يكي
از فصول اساسنامه و كتابچه مقرراتش چنين ذكر كرده است كه
آن هايي كه حقوق بگير و كارمند شركت رژي هستند , اجازه ندارند
در هيچ امر كلي و جزئي به شرعيات و عرفيات رجوع كنند و بايد در
همه امور تابع مقررات و قوانين شركت باشند. مگر نشنيده و
نخوانده ايد كه شركت رژي گفته است كارمندان و حقوق بگيران او و
كساني كه به هر نحو با اين شركت در ارتباط هستند , هر كاري و هر
مشكلي داشته باشند و هر پيشامدي برايشان رخ دهد , بايد فقط به
شركت رجوع كنند و در همه كارها , شركت را مرجع رسيدگي به
امور خود بدانند و گرنه از شركت اخراج و يا ارتباط آن ها با شركت
قطع خواهد شد. مگر نگفته اند كه مستخدمين و كارمندان شركت و
آن هايي كه با شركت در ارتباط هستند , در همه امور فقط بايد به
سخن و دستور شركت گوش كنند و از شركت فرمان ببرند. معني اين
حرف ها چيست و چه خطري از اين نوع سخنان استشمام مي شود.
اين چه نوع تنباكو فروش است كه مي خواهد تا اين حد قدرت عمل
و دست دراز داشته باشد.
آقا سيدمحمدرضا نيز در آن جلسه خطاب به وزرا و امراي
قاجاري گفت : اين چه وضعي است كه در مركز مملكت اسلامي ما ,
كشيشان به طور آشكار مردم را به دين نصارا دعوت مي كنند. چرا
جلوي كساني مثل آن كشيش ينگي دنيايي (آمريكايي ) را كه از آن
سوي دنيا به اين جا آمده است و مردم را به دين نصارا ترغيب و بر
ضد اسلام تبليغ مي كند , نمي گيريد. چرا اجازه مي دهيد كنيسه ها و
كليساهاي جديد احداث نمايند. مگر نمي بينيد كه نصارا حتي
شب ها نيز چراغ جلوي خانه خود مي گذارند و شراب و خوك
مي فروشند و اصلا به مقررات و قوانين اهل زمه رفتار نمي نمايند.
چرا تسلط كفار مسلمين را روامي داريد. مگر نمي بينيد كه يك كافر
بدكيش را داروغه دارالسلام كرده اند و او به زن هاي محترمه
مسلمانان تهمت مي زند و آن ها را به زندان مي فرستند. اين عار و
ننگ را اهل ايران بايد به كجا ببرند... متاسفانه اين گفت وگوها و
همچنين ارسال نامه و نصيحت موثر واقع نشد و فرمانروايان جاهل
و خائن قاجاري نخواستند به طور مسالمت آميز تسليم سخن حق
شوند و قراردادي را كه با شركت رژي بسته بودند , لغو نمايند. به
همين دليل , قيام بسيار شكوهمند و پرماجراي تنباكو به رهبري
ميرزاي شيرازي به وقوع پيوست و مردم مسلمان ايران پس از
پيكاري سخت , موفق به عقب راندن استعمار و استبداد داخلي
شدند و با مبارزه اي شكوهمند , در دهه پاياني ارديبهشت
1270 هـ . ش , انگليس استعمارگر و قاجاريان جاهل و خائن را
مجبور به لغو قرارداد رژي نمودند. اين موضوع , درسي
فراموش نشدني براي انگليس شد و به اين امر پي برد كه جامعه
ايران به دليل برخورداري از مراجع آگاه ديني و پيروي مردم از
آن ها , جولانگاه مناسبي براي استعمارگران نيست .
علي وزوايي
زياني كه قرار بود انگليس تحت عنوان امتياز تنباكو بر
دين و فرهنگ و استقلال ايران بزند , بسيار عميق تر و
مهلك تر از ضربه اي بود كه بر اقتصاد ايران وارد
مي آورد
شركت رژي در پوشش دفاتر تجاري , به تاسيس
پادگان ها و انبار مهمات و اسلحه اقدام مي كرد و هر روز
بر توان نظامي و نفرات مسلح خود مي افزود : علاوه بر
اين , در بعد فرهنگي نيز به اقدامات وسيع دست زد تا
زمينه را براي تغيير رفتار اجتماعي و فرهنگي و ديني
مردم ايران هموار كند. در پي همين سياست بود كه به
سرعت هزاران نفر از انگليس , اعم از زن و مرد با
ظاهري بسيار زننده و نيمه عريان به ايران وارد شدند و
با عبور و مرور در خيابان هاي تهران و شهرستان ها و
ايجاد تماس با افراد , درصدد تغيير رفتار و بينش مردم
برآمدند.

| | |