
(به مناسبت 24 ارديبهشت سالروز اشغال فلسطين توسط
صهيونيست ها)
در روز بيست و چهارم ارديبهشت 1327 هـ . ش , واقعه
هولناك و غم انگيزي در سرزمين اسلامي فلسطين روي داد كه
از آن زمان تاكنون , نه تنها تمام جهان اسلام را تحت تاثير
قرارداده و مضطرب و خشمگين كرده است بلكه در سياست
عمومي جهان نيز جايگاه مهمي داشته و بخش بزرگي از جهان
سياست را به خود مشغول نموده است . در اين روز , توطئه
مشترك صهيونيسم و استكبار غرب به اوج رسيد و رژيم
صهيونيستي در پي كشتار و جنايت بي سابقه , اعلام موجوديت
كرد . هنوز بيش از 6 ساعت از اعلام موجوديت رژيم
صهيونيستي نگذشته بود كه آمريكا اين رژيم غاصب را به
رسميت شناخت و همدستي خود با انگليس را در تشكيل رژيم
صهيونيستي اعلام نمود . روز 25 ارديبهشت 1327 , يعني
اندكي كم تر از يك روز پس از اعلام موجوديت رژيم
صهيونيستي , ارتش هاي مصر , سوريه , ماوراي اردن , عراق و
لبنان به رژيم صهيونيستي حمله ور شدند تا آن را در نطفه خفه
كنند , ولي پشتيباني جهان استكبار غرب كه سردسته آن
انگليس , آمريكا و... بودند از يك سو و نفوذ عوامل مزدور
استكبار در ميان دولت هاي عربي از سوي ديگر و همچنين
سستي اراده اين دولت ها در استمرار بخشيدن به يك جنگ
تمام عيار و جدي , سبب شد كه در اين جنگ كه نخستين
رويارويي عمومي اعراب با رژيم صهيونيستي بود , رژيم
صهيونيستي پيروز شود و اعراب را به شكست و تن دادن به
ذلت وادارد.
با اشغال فلسطين و تشكيل رژيم صهيونيستي , سراسر
جهان اسلام گرفتار خشم و اضطراب شد و از هر سو صداي
اعتراض برخاست و شور و هيجان مبارزه با صهيونيسم
عموميت يافت , ولي به اين دليل كه تقريبا در همه كشورهاي
اسلامي , عوامل استعمار و استكبار در راس قدرت بودند , نه
تنها از شور و هيجان عمومي عليه صهيونيسم بهره اي گرفته
نشد بلكه تلاش همه دولت هايي كه در سرزمين هاي اسلامي
قدرت داشتند بر اين محوراستوار شد كه از هيجان مردم
بكاهند و صداي اعتراض آن ها را نيز خاموش كنند.
در آن زمان , ايران نيز وضعيت خاص و دوگانه اي داشت ;
يعني حاكميت سياسي در دست عوامل استعمار و حاميان
صهيونيست ها بود , ولي عموم مردم مسلمان ايران دقيقا در
مقابل حاكميت قرار داشتند و مبارزه با صهيونيست ها و
حاميان آن ها را واجب مي دانستند.
در آن زمان , محمدرضا و ساير سردمداران رژيم پهلوي ,
تمام كوشش و تمام نيروي سياسي و تبليغاتي خود را بر اين
قرار داده بودند كه اولا طبق دستور اربابان خود به تثبيت و
استقرار رژيم صهيونيستي كمك نمايند , ثانيا تا مي توانند
هيجانات مردم مسلمان ايران را مهار كنند و با تبليغات پنهان و
آشكار و با تهديدهاي نهان و عيان , ذهن مردم را از مبارزه با
صهيونيست ها منصرف نمايند. همين تلاش ها و تكاپوهاي
خائنانه بود كه سرانجام منجر به شناسايي دو فاكتوري رژيم
صهيونيستي توسط رژيم پهلوي شد و درحالي كه هنوز دو ـ
سه ماه به دومين سالگرد فاجعه اشغال فلسطين و تشكيل رژيم
صهيونيستي باقي مانده بود , رژيم شاه به بهانه حفظ منافع
اتباع ايراني در فلسطين , در بيت المقدس كنسولگري داير كرد و
رژيم غاصب صهيونيستي را به رسميت شناخت . در پي اين
ماجراي خائنانه , رژيم شاه رسما اعلاميه اي منتشر كرد و در آن
اعلاميه , ضمن اعلام به رسميت شناختن رژيم غاصب
صهيونيستي , الفاظ و اصطلاحاتي به كار برد كه همگي دلالت
بر تعظيم و تجليل از رژيم غاصب صهيونيستي داشت و در اين
اعلاميه هيچ اشاره اي به غصبي بودن و متجاوز بودن اين رژيم
نشده بود و به حقوق فلسطينيان نيز كه ماورا و وطن آن ها در
اشغال قرار داشت , اشاره اي نشده بود. در بخشي از اين اعلاميه
چنين آمده است : پس از استقلال ! دولت اسرائيل ! و به رسميت
شناختن آن از طرف سازمان ملل متحد , دولت ايران براي
حفظ منافع اتباع ايراني ! در فلسطين (منظور از اتباع ايراني ,
يهوديان ايراني تبار و بهائيان خائني بودند كه در فلسطين به سر
مي بردند) كه در نتيجه جنگ خسارت زيادي متحمل شده
بودند , عباس صيقل را به عنوان نماينده به فلسطين اعزام
داشت . پس از مذاكرات مفصلي كه از طرف سازمان ملل و
دولت آمريكا با ايران به عمل آمد (همين امر نشان ميدهد رژيم
شاه براي به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي از آمريكا
دستور گرفته بود) , براي اين كه دولت ايران بيشتر بتواند منافع
اتباع خود را حفظ و اشكالاتي كه در كار چند هزار ايراني مقيم
فلسطين پيدا شده مرتفع شود , سه ماه قبل رضا صفي نيا را با
سمت مامور مخصوص به فلسطين اعزام داشت و با اين اقدام ,
رژيم اسرائيل ! را بالفعل به رسميت شناخت , ولي براي اين كه
اين شناسايي به صورت رسمي درآيد , طبق تصميم هيئت
دولت , شخصي به نام انتظام نماينده دايمي دولت شاهنشاهي
در سازمان ملل متحد به اطلاع نماينده دولت اسرائيل رساند
كه از اين پس دولت ايران , دولت اسرائيل را به طور دوفاكتو به
رسميت شناخت . تلگراف رسيده از انتظام حاكي است كه اين
دستور به موقع اجرا گذاشته شد.
گرچه در اعلاميه رژيم پهلوي حفاظت از منافع اتباع
ايراني مقيم در فلسطين (بهائيان و يهودياني كه از ايران به
فلسطين رفته بودند تا با رژيم صهيونيستي همكاري كنند) به
عنوان بهانه به رسميت شناختن رژيم غاصب صهيونيستي
مطرح شده است , ولي اصل ماجرا اين بود كه يكي از ماموران
سازمان جاسوسي آمريكا كه هيچ گاه نامش فاش نشد , در راس
گروهي ماموريت يافت كه رژيم شاه را وادار به شناسايي رژيم
غاصب صهيونيستي نمايد. اين شخص كه نماينده مشترك
آمريكا و رژيم صهيونيستي بود , با ساعد مراغه اي (نخست
وزير شاه ) وارد مذاكره شد تا زمينه را براي شناسايي رژيم
صهيونيستي هموار نمايد. در جريان اين مذاكرات , مقرر شد كه
مبلغ 400000 دلار به سردمداران رژيم پهلوي رشوه داده
شود تا آن ها با شوق و ذوق بيشتر و با شتاب بيشتر پيگير كار
شوند.
در همان حال كه سردمداران رژيم دست نشانده شاه در
تشكيل و استقرار و تثبيت رژيم غاصب صهيونيستي
مي كوشيدند , عموم مردم مسلمان ايران به رهبري روحانيت و
با پيشگامي نيروهاي مذهبي در جبهه مقابل قرار داشتند و
سعي مي كردند به هر نحوي كه ممكن است از شكل گيري رژيم
غاصب صهيونيستي جلوگيري نمايند. در اين زمان , نيروهاي
سياسي و مبارز مسلمان به طورعمده پيرامون دو محور جمع
شده بودند. گروهي پيرامون شهيد نواب صفوي قرار داشتند و
جمعي نيز با اشاره هاي آيت الله كاشاني حركت مي كردند. البته
اين دو نيرو , در مجموع , متحد و هماهنگ عمل مي نمودند و
رهبري عالي و عمومي نيروهاي مذهبي دردست آيت الله
كاشاني قرار داشت .
نيروهاي مبارز و مذهبي ايران به موازات فعاليت ها و
مبارزات داخلي , به طور جدي با صهيونيست ها نيز به مبارزه
مشغول شدند. مبارزات ملت مسلمان ايران با پديده
صهيونيسم , از اولين حركت هايي است كه در اين عرصه نمايان
شد. آيت الله كاشاني حتي چندين ماه پيش از تشكيل رژيم
صهيونيستي , مبارزه با آن را آغاز كرد و در يازدهم دي 1326
هـ.ش , اولين اعلاميه خود را در اين باره منتشر كرد. آيت الله
كاشاني در همين اعلاميه مفاسد غيرقابل جبران تشكيل رژيم
صهيونيستي را پيش بيني كرد و چنين نوشت : معلوم نيست
ادعاي وطن بودن فلسطين براي مهاجرين يهودي آلماني و
روسي و آمريكايي و غيره , مطابق با كدام منطق و قانون است
كه راي به تقسيم اين سرزمين مي دهند. اگر مي خواهند
صهيونيست ها را از خود راضي كنند و استفاده هايي كه منظور
است از آن ها بنمايند , در مملكت خود به آن ها جا بدهند و آن ها
را مستقل كنند. در هر صورت , تشكيل دولت صهيونيستي , در
آتيه كانون مفاسد بزرگ براي مسلمين خاورميانه و بلكه تمام
دنيا خواهد بود...
آيت الله كاشاني به صدور همين اطلاعيه اكتفا نكرد و چند
روز بعد در فضايي كه خفقان از آن مي باريد توانست تظاهرات
عظيمي عيه توطئه هاي استعماري و صهيونيستي برپا كند و به
نفع فلسطين اقدام نمايد . در جريان اين تظاهرات كه 20 دي
1326 هـ . ش بر پا شد , به دعوت آيت الله كاشاني بيش از سي
هزار نفر از مردم تهران در مسجد بازار (مسجد امام خميني ) و
اطراف آن اجتماع كردند. در اين اجتماع بزرگ , ضمن
جمع آوري كمك هاي مالي به فلسطينيان , از همه مسلمانان
جهان خواسته شد به پاخيزند و نگذارند رژيم صهيونيستي
شكل بگيرد. دومين تظاهرات بزرگي كه به حمايت مظلومان
فلسطين وبه دعوت آيت الله كاشاني بر پا گرديد , روز 30
ارديبهشت 1327 هـ . ش بود , يعني اين كه پنج روز پس از اعلام
موجوديت رژيم صهيونيستي , بار ديگر ده ها هزار نفر از مردم
تهران به درخواست آيت الله كاشاني پاسخ مثبت دادند و
اجتماع و تظاهرات بزرگي در اعتراض به توطئه هاي
صهيونيستي برپا نمودند. در اين اجتماع , آيت الله كاشاني
سخنان مبسوط و مشروحي ايراد كردند. آيت الله كاشاني در
بخشي از سخنراني خود چنين فرمودند : اين مصيبتي كه اخيرا
براي برادران مسلمان فلسطين پيش آمده وايرانيان را براي
همدردي واظهار تاثر در اين مكان گرد هم جمع آورده منشا آن
حس برادري و عواطف ديني و اسلامي است كه همه متحدا
تاثر و تالم خود را با قلبي آزرده و خاطري پريشان به سمع
عموم مسلمين دنيا مي رسانيم .
چو عضوي بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
اكنون كه باعث تهييج احساسات مردم ايران واجتماع
عمومي شده است بسمع آقايان محترم مي رساند : چنانچه در
اخبار روزانه مشاهده كرده ايد بعضي دول بدون مجوز قانوني
فلسطين را كه مراكز مقدسه اسلام و محل مسجداقصي كه قبله
مسلمين مي باشد وساليان دراز وطن و مسكن مسلمانان بشمار
مي رفت و بر آن حكومت مي كردند و در طي صدها سال
جنگهاي خونين صليبي و دادن ميليونها كشته نتوانسته اند اين
سرزمين مقدس را از دست مسلمين بدر آورند , وطن
(صهيونيستها)يي كه از نقاط مختلفه عالم به آنجا مهاجرت
كرده شناخته اند در صورتيكه حكومت اسلام از قديم الايام بر
فلسطين حقي ثابت است و مسلمين دنيا بخصوص ملت
مسلمان ايران چنين اجازه اي را نمي دهند كه
(صهيونيست ها)... به اين حق ثابت دست تعدي دراز نموده و
با چنگال هاي آلوده بفساد و ظالمانه برادران مسلمان ما را در
هم ريخته و خون آنان را بيرحمانه بريزند. در اين مورد است
كه پيغمبر اكرم مي فرمايد : « من اصبح ولم يهتم بامور المسلمين
فليس بمسلم . » يعني كسانيكه صبح كنند و در اهتمام برادران
مسلمان خود نباشند از اسلام بهره ندارند. برادران مسلمان
ايران بايد بكوشند در اين هنگام كه سخت ترين مصائب بر
برادران مسلمان شما رخ داده از آنها حمايت نمايند و باتمام
موارد كمك و استعانت آنها قيام كنند. تمام مردم ممالك
اسلامي هر يك به نوبه خود از كمك مالي و جاني به مردم بي
پناه فلسطين از همدردي دريغ ننموده و فداكاري كرده اند. تمام
ممالك اسلامي دنيا وطن ماست و ما نيز با تمام قوا جانا و مالا
نسبت به سهم خود بايد از آنها حمايت كنيم و در حفظ منافع و
مصالح عاليه مسلمين كوتاهي ننمائيم . ما براي شهداي
مسلمين فلسطين بخصوص سيد عبدالقادر الحسيني شهيد راه
اسلام درود فرستاده و باحترام ارواح پاك آنان يك فاتحه
مي خوانيم البته خاطر محترم آقايان مستحضر است
(صهيونيستها)يي كه در فلسطين باعث اين همه ظلم و جنايت
شده اند(كساني ) هستند كه از نقاط مختلف عالم به آنجا
مهاجرت كرده اند و يهودياني كه در ذمه اسلام يعني تحت
حمايت دولت هاي اسلامي زندگي مي كنند از حيث جان و مال
در امان مي باشند....
مبارزات و تلاش هاي متعهدانه آيت الله كاشاني در راه
احقاق حقوق فلسطيني ها و آزاد كردن سرزمين اسلامي
فلسطين , محدود به آنچه ذكر شد نيست , زيرا اين عالم مبارز به
عنوان رهبر مسلمانان ايران , در تمام مدتي كه رژيم
صهيونيستي در حال تشكيل , استقرار و تثبيت بود , تا نهايت
توان خود عليه اين جريان ضد اسلامي مبارزه مي كرد و پيوسته
همه مسلمانان داخلي و خارجي را نيز به مبارزه فرا مي خواند.
در اين زمان , بخش قابل توجهي از اوقات آيت الله كاشاني
صرف اين مي شد كه به سران كشورهاي اسلامي , علما و بزرگان
كشورها و همچنين به سازمان هاي جهاني در باره مساله
فلسطين واشغال آن توسط صهيونيست ها نامه بنويسد و از
آن ها بخواهد در اين باره به وظايف خود عمل كنند. به عنوان
مثال , آيت الله كاشاني نامه اي به مجمع عمومي سازمان ملل
متحد فرستاد و در بخشي از اين نامه چنين نوشت : يك عده
مهاجر با كمك و اسلحه دول موفق جنگ جهاني (انگليس ,
آمريكا و...) توانستند اعراب فلسطين را از سرزمين فلسطين كه
خانه آن ها بود و قرن ها در آن جا ماوي داشته اند , بيرون رانند.
اگر دول بزرگ به اين مهاجران اطمينان نداده بودند , يقينا آن ها
جرات تجاوز و حق كشي نداشتند و چنين جنايتي مرتكب
نمي شدند. اكنون ميليون ها مسلمان در انتظارند تا سازمان ملل
جلوي اين تعديات را بگيرد و اجازه ندهد كه اقليتي به پشتوانه
پول و اسلحه بعضي دول , خاك فلسطين را غصب و آن جا را به
خاك و خون بكشند...
فدائيان اسلام نيز در كنار آيت الله كاشاني با شور و
حرارت ويژه اي عليه توطئه هاي صهيونيست ها مبارزه
مي كردند و پي در پي با صدور اطلاعيه , برگزاري تجمعات
كوچك و بزرگ , ايراد سخنراني در مجالس و محافل و... در اين
زمينه تلاش مي نمودند.
اين اقدامات نشان مي دهد توطئه اشغال فلسطين توسط
صهيونيست ها عكس العمل شديد مردم مسلمان ايران را بر
انگيخت كه دامنه وسيع آن تا امروز ادامه دارد. ظهور حضرت
امام خميني و پيروزي انقلاب اسلامي در ايران , عمق حمايت
ملت ايران از آرمان فلسطين را نشان داد , حمايتي كه بر مباني
ديني متكي است و پشتوانه اي براي آرمان فلسطين محسوب
مي شود.
افكار بلند حضرت امام خميني , مبارزات ملت فلسطين
عليه رژيم اشغالگر و غاصب صهيونيستي را نيز متحول
ساخت و آنرا به سوي اسلامي شدن خالص كشاند. همين
ويژگي موجب رشد نهضت فلسطين شده و آنرا در آستانه
پيروزي قرار داده است .
علي وزوايي
هنوز بيش از شش ساعت از اعلام موجوديت
رژيم صهيونيستي نگذشته بود كه آمريكا اين
رژيم غاصب را به رسميت شناخت و با انگليس
در زمينه تشكيل رژيم صهيونيستي اعلام
همبستگي كرد
يكي از ماموران سازمان جاسوسي آمريكا كه
هيچ گاه نامش فاش نشد , به عنوان نماينده
مشترك آمريكا و صهيونيست ها , ماموريت يافت
تا رژيم شاه را به شناسايي رژيم غاصب
صهيونيستي وادارد. اين شخص با ساعد
مراغه اي (نخست وزير شاه ) وارد مذاكره شد و
400000 دلار به سردمداران رژيم پهلوي رشوه
داد تا آن ها موضوع شناسايي رژيم صهيونيستي
را با شتاب بيشتر پيگيري كنند
واكنش نيروهاي مذهبي ايران به توطئه
تشكيل رژيم صهيونيستي , از نخستين
حركت هايي بود كه در جهان اسلام نسبت به
اين توطئه ابراز شد و مسلمانان ايران به رهبري
آيت الله كاشاني به طور مستمر و مكرر عليه
اشغال فلسطين به تظاهرات پرداختند و براي
اعزام به فلسطين وجنگ با رژيم صهيونيستي
ثبت نام كردند

|