گراميداشت سالروز لغو امتياز تنباكو به
فتواي ميرزاي شيرازي
مهدي پورحسين
24 ارديبهشت سالروز لغو امتياز تنباكو توسط آيت الله
ميرزاحسن شيرازي (قدس سره ) در سال 1270 هـ . ش است .
ميرزاي شيرازي فقيهي نام آشنا در تاريخ معاصر ايران است كه
آوازه وي با اقتدار و صلابت مرجعيت شيعه عجين شده است .
مرجعيت يكي از اساسي ترين اركان جامعه شيعي است كه در
جهت گيري فكري جامعه تاثير منحصربه فردي دارد. مرجعيت
نيروي محركه اسلام و عامل هماهنگ كننده اصول و قواعد كلي
شريعت با نيازها و حوادث واقعه است .
پيدايش مرجعيت در شيعه به مهندسي اصل اجتهاد در
آئين مقدس اسلام براي حراست از جاودانگي دين خاتم و
پاسخ گويي به نيازهاي روز جامعه بر مي گردد كه ريشه در قرآن
و سنت دارد. پس از غيبت امام عصر(عج ) بر اساس روايات
متعدد از جمله :
« فاما من كان من الفقها صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا علي
هواه مطيعا لامرمولاه فللعوام ان يقلدوه هركدام از فقها كه
نگهدار نفس خود حافظ دين , مخالف هواهاي نفساني و مطيع
امرالهي باشند بر مردم است كه از همچو كسي تقليد كنند » (1 )
« و اماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه احاديثنا , در
حوادث نو پيدا به روايت احاديث ما مراجعه
كنيد » (2 )
رهبري ديني مردم و هدايت فكري جامعه به علما دين و
متخصصين فن واگذار شده است . در ابتدا صدور فتوا و
استخراج احكام فردي و اجتماعي از وظايف اصلي نهاد
مرجعيت بوده است اما گستره كاري اين نهاد به مرور گسترش
يافته عرصه هاي عملي زندگي مردم را نيز شامل شده است .
مرجعيت در طول دوران تكوين ونضج خود ادوار مختلفي را
طي كرده است و از جهت دامنه نفوذ به دو دوره كلي تقسيم
مي شود :
1 ـ مرجعيت نيمه متمركز : در اين دوره در هر شهر
ومنطقه اي يك يا چند مجتهد , مورد مراجعه مردم همان منطقه
بوده به حسب نياز مردم هر گاه مشكلي پديد مي آمد به دست
آنان برطرف مي شده است . و يا حداكثر مجتهداني چون شهيد
اول وكلايي را به نقاط مختلف قابل دسترسي فرستاده با مردم
ارتباط برقرار مي كرده اند. در اين دوره مرجعيت اگر چه به
تدريج به يك نهاد و حتي قدرت منطقه اي تبديل شده بود ولي
به صورت متمركز در نيامده بود تا مجموعه جهان تشييع را
دربرگيرد.
2 ـ مرجعيت متمركز :
با گسترش ارتباطات بين ملتها و فراهم شدن امكان تمركز
در مرجعيت , اين نهاد وارد مرحله جديدي شده , حياتي نو
يافت . ضمن اينكه گرايش به تقليد اعلم در مسائلي كه مورد
اختلاف انظار فقها بوده در تمركز مرجعيت ديني بي تاثير
نبوده است . در اين دوره ضمن اينكه مرجعيت در يك نهاد
ديني مستقل متكفل امور ديني جهان تشيع شده است به يك
قدرت سياسي اجتماعي در مقابل استبداد و استعمار نيز مبدل
گشت .
جوانه هاي تمركز در مرجعيت از زمان مرحوم شيخ جعفر
كاشف الغطا آغاز و در زمان زعامت صاحب جواهر و سپس
شيخ انصاري دوران گذار خود را طي كرده در دوره ميرزاي
شيرازي به اوج خود رسيد به گفته استاد شهيد مرتضي
مطهري :
« شخصيتي كه براي اولين بار , در قرن اخير رياست و
زعامت كلي پيدا كرد و وسائل ارتباطي جديد كمك بزرگي شد
براي توسعه دامنه رياست و زعامت وي , مجتهد بزرگ ,
مرحوم آيه الله حاج ميرزاحسن شيرازي . اعلي الله مقامه
بود » (3 )
پس از رحلت شيخ انصاري و در پي مراجعات مكرر مردم ,
شاگردان شيخ به فكر چاره جوئي افتاده و « ... ميرزاحسن
آشتياني , آقاحسن نجم آبادي و ميرزا عبدالرحيم نهاوندي در
خانه ميرزا حبيب الله رشتي گرد آمدند. پس از مقداري مشاوره
به گفته ميرزاي آشتياني , همگي بر مقدم بودن ميرزاي شيرازي
اتفاق كردند. پس از آن , در پي ميرزا فرستاده و بعد از حضور او
در مجلس به ايشان گفتند : مردم , نياز به مرجع تقليد و زعامت
ديني دارند و ما همگي بر شايستگي شما اتفاق كرده ايم . ميرزا
در پاسخ گفت : من آمادگي اين مهم را در خود نمي بينم و
توانائي برآوردن احتياجات مردم را هم ندارم . جناب آقاي
فقيه زمانه است و شايسته تر از من ] نجم آبادي [ شيخ حسن
بدين كار. ميرزا آقاحسن در جواب گفت : به خدا سوگند اين امر
بر من حرام است و نتيجه ورود بدان جز فساد چيزي ديگري
نيست اين مساله يك واجب عيني است بخصوص بر شما
برآوردن احتياجات مردم ساده است , ولي اين زعامت ديني
است كه نيازمند مردي جامع الشرايط , عاقل , سياستمدار , آشنا
به امور و كامل النفس مي باشد و اين همه در هيچ كس جز شما
جمع نيست . » (4 )
همچنان كه از اين نقل تاريخي پيداست براي اولين بار در
تاريخ زعامت ديني « جامع الشرايط عاقل , سياستمدار آشنا به
امور و كامل النفس » بودن يعني سياست و ديانت بصورت
توامان يكي از شرايط اساسي مرجعيت ديني شمرده مي شود
يعني صفاتي كه در ميرزاي شيرازي به وضوح نمايان بوده
است , بهترين سند اين لياقت نامه اي است كه از مرحوم
صاحب جواهر استاد ميرزا به حاكم فارس كه
مي گويند :
« شما مي دانيد كه فرزند و نور چشم و امين ما جناب ميرزا
محمدحسن سلمه الله وابقاه از كساني است كه امور او براي ما
اهميت داشته و از اولاد و شاگردان پر فضيلت ماست . يعني از
كساني كه خداوند متعال قوه اجتهاد بدو عطا فرموده و او را به
عنوان پرچم هدايت بندگان و امين در شهرها و مروج مذهب
شيعه و كفيل فرزندان آنان برگزيده است » (5 )
محقق رشتي نيز كه در همين دوره در مظان مرجعيت است
اذعان مي دارند :
« شيخ استاد (انصاري ) سه چيز ممتاز داشت : علم ,
سياست و زهد. سياست را به حاج ميرزاحسن شيرازي و علم
را به من داد و زهد را با خود به قبر برد » (6 )
اين در حالي است كه ميرزا خود مي گويند : « هيچ گاه به
فكرم خطور نكرده بود كه روزي مرجع ديني مردم بوده و به اين
امر عظيم , دچار شوم و مورد اين امتحان بزرگ خداوندي
شوم »
درخشش مرجعيت شيعه
دوره مرجعيت ميرزا از درخشانترين ادوار مرجعيت شيعه
شمرده مي شود چرا كه دراين مرحله مرجعيت تحولي ژرف و
عميق يافته و در پرتو اين دگرگوني , حياتي نو بر پيكر بي رمق
حوزه هاي علميه و جهان تشيع دميده شد. مهمترين دستاورد
دوره زعامت ميرزا بر حوزه هاي علميه اين است كه انديشه هاي
ميرزا مسير حوزه هاي علميه شيعي را عوض كرده , علما و
روحانيون را از دنياي فردگرايي و بي توجهي به تحولات
پيراموني خارج و به عرصه هاي سياسي ـ اجتماعي وارد نمود.
ميرزا پس از مدتها سكوت و سكون حوزه هاي علميه , احساس
مسئوليت نسبت به اسلام , مسلمانان و سرزمين هاي اسلامي را
در روح حوزه هاي علميه و جوامع اسلامي تزريق كرد. گزارش
زير از حوزه نجف در دوره قبل از زعامت ميرزا عمق تحولاتي
كه ميرزا در حوزه انديشه و عمل سياسي روحانيت بجا گذاشته
است را بيشتر نشان مي دهد :
« علما شيعه را بسيار پاكدامن و پرهيزكار يافتم , اما
متاسفانه روح تجدد خواهي و هماهنگي با تحولات زمان در
آنها مشهود نيست و تحولات عالم هيچ تغييري در افكارشان به
وجود نياورده است .
آنان تمام اوقات خود را صرف درس و بحث در علوم ديني
مي كردند و مانند كشيشهاي قرون وسطي , به دانشهاي جديد
چندان علاقه اي نداشتند و اگر چيزي مي دانستند به ميزان كمي
بود كه سودي در برنداشت . آنان كوچكترين اطلاعي از
جريانهاي سياسي جهان نداشتند و اصولا انديشه در اين گونه
مسائل را عبث و بيهوده مي شمردند . » (7 )
حوزه نجف و عالم روحانيت با چنين انديشه هايي دست
به گريبان بود كه ميرزا پا به عرصه مرجعيت گذاشت حتي گمان
مي رود يكي از عوامل عزيمت ميرزا به سامرا , همين جو نجف
و عدم آمادگي محيط براي پذيرش افكار نوي او باشد.
در دوره ميرزا , آميختگي ديانت با سياست جلوه مي كند
وحدت مسلمين در دستور كار قرار مي گيرد , مرجعيت نسبت به
حكومت و اداره جامعه مبارزه با ظلم و استبداد داخلي و
استعمار خارجي بي تفاوت نبوده در راه عدالت اجتماعي و
برطرف كردن تمام موانع دينداري تلاش مي كند و با يك فتوا
تمام طرحها استعماري را نقش برآب كند.
مكتب مبارزاتي ميرزا
آنچه كه تاكنون درباره شخصيت ميرزاي شيرازي مورد
توجه قرار گرفته است , فتواي تاريخي تحريم تنباكو و لغو
امتياز آن مي باشد كه به واقع نقطه عطفي در تاريخ مبارزات
مسلمانان عليه استعمارگران به رهبري روحانيت است اما نگاه
به تحولاتي كه شاگردان مكتب سامرا , در تاريخ معاصر منطقه
ايجاد كرده اند حائز اهميت بيشتر است . ميرزاي شيرازي در
مكتب سامرا , شاگردان برجسته اي تربيت كرده است كه هريك
افقي از عالم اسلام را روشن كرده , در هر منطقه و موقعيتي كه
قرار گرفته اند در راس مبارزات ضداستبدادي و ضداستعماري
بوده اند . ميرزا بالغ بر 370 نفر فاضل و دانشمند همچون ميرزا
محمدتقي شيرازي , آخوند خراساني سيدمحمدكاظم يزدي
ميرزاي نائيني , شيخ فضل اله نوري . سيدمحمد فشاركي ,
سيدحسن مدرس , شيخ عبدالكريم حائري و... تربيت كرده
است كه هركدام در دهه هاي اخير رهبري جنبش هاي ديني را
بعهده داشته اند. به گفته يكي از محققان : « ما تحولات عميق
انديشه سياسي شيعه را بعد از پيدايش مكتب سامرا در جريان
بسياري از جنبشها , حركتها و انقلابات بعدي از جنبش تنباكو
گرفته تا نهضت مشروطيت , قيام قم به رهبري مرحوم حاج آقا
نورالله اصفهاني , تحركات مرحوم آيه الله كاشاني , مرحوم
مدرس و حركت آغازين انقلاب اسلامي از 15 خرداد 1342 تا
پيروزي و استقرار كامل نظام جمهوري اسلامي ايران بوضوح
مشاهده مي كنيم . » (8 )
آزمون جديد
پس از ميرزاي شيرازي شاگردان او چه در نجف يا قم ,
دين خود را به اسلام , مسلمانان و استاد خود ادا كرده در هر
صحنه اي كه به آنان نياز بوده , پرچمدار مبارزه با بيداد استبداد
و استثمار و استعمارگران شده اند. و در راه ايفاي وظايف ديني
خود در هر منطقه اي از كشورهاي اسلامي كه مورد تجاوز
متجاوزان قرار گرفته است ايستادگي كرده و دست آنان را كوتاه
نموده اند. امروزه كه بار ديگر استعمارگران اما اين بار با شعار
فريبنده تامين آزادي و حقوق بشر به كشورهاي اسلامي
دست اندازي كرده با اشغال افغانستان و عراق , كشورهاي ديگر
اسلامي را مورد تهديد قرار داده اند بر وارثان ميرزا و پاسداران
مقام مرجعيت است كه دين خود را ادا كرده افتخاري بر
افتخارات مرجعيت شيعه بيافزايند. امروز مرجعيت در نجف
در مقابل قلدران عالم نياز به تقويت و حمايت جدي دارد
مراجعه به اسناد تاريخي سده اخير , فتاوا و جهاديه هاي
صادره از شاگردان ميرزا نشان مي دهد كه آنان به صورت
يكپارچه و يد واحده و با مشاركت هم در عرصه هاي سياسي
وارد شده و موفق نيز بوده اند. اين شيوه مي تواند كانونهاي
متعدد قدرت مرجعيت در دوره فعلي را در صف واحد سامان
دهد.
پي نوشت ها :
1 ـ اين حديث از حضرت امام جعفرصادق (ع ) مي باشد , ده
گفتار , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , ص 96
2 ـ وسائل الشيعه , ج 18 ص 101
3 ـ مرجعيت و روحانيت , ص 181
4 ـ مجله حوزه شماره 51 ـ 50 (يادواره صدمين سال درگذشت
ميرزاي شيرازي ) ص 168
5 ـ ميرزاي شيرازي (شيخ آقابزرگ ) ص 35 , مجله حوزه
شماره 51 ـ 50 ص 166
6 ـ مرگي در نور , زندگي نامه آخوند خراساني , عبدالحسين
مجيدكفائي ص 74
7 ـ خاطرات مستر همفر , ترجمه مويدي , امبيركبير ص 51
8 ـ رهيافتي بر مباني مكتبها و جنبشهاي سياسي شيعه , مظفر
نامدار ص 143
مرجعيت يكي از اساسي ترين اركان جامعه شيعي
است كه در جهت گيري فكري جامعه تاثير منحصر به
فردي دارد. مرجعيت نيروي محركه اسلام و عامل
هماهنگ كننده اصول و قواعد كلي شريعت با نيازها
و حوادث واقعه است
دوره مرجعيت ميرزا از درخشانترين ادوار
مرجعيت شيعه شمرده مي شود , چرا كه در اين
مرحله مرجعيت تحولي ژرف و عميق يافته و در پرتو
اين دگرگوني حياتي نو بر پيكر بي رمق حوزه هاي
علميه وجهان تشيع دميده شد.
ميرزاي شيرازي در مكتب سامرا شاگردان
برجسته اي تربيت كرده است كه هريك افقي از عالم
اسلام را روشن كرده و در هر منطقه و موقعيتي كه
قرار گرفته اند در راس مبارزات ضداستبدادي و
ضداستعماري بوده اند
در وضعيت كنوني جهان اسلام و اوضاع بحراني
كشورهاي اسلامي , بر وارثان ميرزا و پاسداران
مقام مرجعيت شيعي است كه دين خود را ادا كرده ,
افتخاري بر افتخارات مرجعيت شيعه بيافزايند.

|