
مقاله حاضر با استناد به شواهد آشكار و پنهان نشان
مي دهد كه در تهاجم آمريكا به عراق , نفت از اهميت كليدي
برخوردار است . طبق تبليغات گسترده جنگ آمريكا با عراق به
منظور حذف صدام حسين از حاكميت صورت گرفت , اما
مستندات مختلف و نيز ادامه اشغالگري آمريكا همگي دلالت بر
اهميت اهداف بيان نشده و پشت پرده ايالات متحده در عراق
دارند همچنين شواهد حاكي از آن است كه آمريكا با تسلط بر
نفت عراق قصد دارد به استيلاي دلار در اقتصاد جهاني نفت
تداوم بخشد.
جنگ دوم خليج فارس به ظاهر پيرامون مبارزه با
تروريسم , كشف سلاحهاي كشتار جمعي در عراق و حقوق
بشر دور مي زد و در حالي كه به ظاهر سياست دولت بوش
مقابله با صدام بود , اما هرگونه علاقه به منابع نفتي عراق انكار
مي شد. در اين مقاله به اين موضوع مي پردازيم كه نفت عراق تا
چه اندازه در تصميم واشنگتن بر تهاجم به عراق و اشغال اين
كشور مي تواند اثرگذار بوده باشد.
عراق يك كشور نفت خيز
كشور عراق دارنده دومين ذخاير نفت خام جهان است , كه
ذخاير كشف شده آن بالغ بر 112 ميليارد بشكه (يعني 11
درصد از كل ذخاير كشف شده جهان ) مي باشد. كارشناسان
عقيده دارند كه در عراق ذخاير كشف نشده زيادي وجود دارد
كه با احتساب آنها كل ذخاير اين كشور به 250 ميليارد بشكه
مي رسد. اين حجم از ذخاير , كشور عراق را به موقعيت
عربستان سعودي نزديك مي كند و از ديگر كشورهاي نفتي
متمايز مي سازد. نفت عراق از كيفيت بالايي برخوردار است .
توليد آن نيز ارزان تمام مي شود. در نتيجه كشور عراق در
موقعيت بسيار ويژه اي از جهت سودآوري منابع نفتي قرار
دارد. شركتهاي نفتي جهان نيز اميدوارند كه با كسب حق توليد
در ميادين غني نفتي عراق به ميلياردها دلار درآمد , دست يابند.
با تهي شدن ذخاير اغلب مناطق جهان در ده تا پانزده سال
آينده , نفت عراق از اهميت روزافزوني در عرضه انرژي جهاني
برخوردار خواهد بود. مطابق نظر كارشناسان صنعت نفت ,
كمتر شركت نفتي در جهان وجود دارد كه چشم طمع به نفت
عراق ندوخته باشد. رقابت در جغرافياي سياسي در ميان
كشورهاي بزرگ در خلال قرن گذشته , اغلب به كنترل بر منابع
كليدي نفت بوده است . با توجه به همه اين شواهد با اين كه
كمتر از نفت صحبتي به ميان مي آيد , اين احتمال وجود دارد كه
ايالات متحده بخواهد از طريق كنترل عراق , به عنوان يك
محور اساسي , در نظم جديد جغرافياي سياسي انرژي ,
استفاده كند. در واقع جنگ با عراق را مي توان ابزاري براي
برقراري موازنه قدرت در خاورميانه دانست .
جايگاه عراق در استراتژي نفتي آمريكا
نفت عراق از جهات مختلف مي تواند در استراتژي نفتي
ايالات متحده داراي اهميت باشد. از يك طرف , ظرفيت نفتي
عراق براي شكستن انحصار قدرت نفتي عربستان سعودي در
بازار جهاني مي تواند استفاده شود. پس از بازسازي صنعت
نفت عراق و رسيدن توليد نفت اين كشور به حدي قابل توجه ,
عربستان سعودي ديگر تنها توليدكننده حاكم بر بازار , كه بتواند
بازارهاي نفتي را به تنهايي متاثر سازد , نخواهد بود. با وجود
سردي روابط عربستان و ايالات متحده پس از حوادث
تروريستي 20 شهريور 1380 (شكافي كه ممكن است بيشتر
شود) وجود يك رقيب براي عربستان سعودي با استقبال
واشنگتن مواجه خواهد شد. يك ديپلمات ايالات متحده به
« ساندي هرالد اسكاتلند » گفته است كه « يك عراق بازسازي
شده تنها رقيب دوم استراتژي براي عربستان سعودي است .
تعويض رژيم بغداد توسط ايالات متحده در واقع يك ضرورت
استراتژيك است تا يك تاكتيك . »
از طرف ديگر , با حاكميت بر نفت عراق , واشنگتن يك
اهرم قوي در بازار نفت جهاني به دست خواهد آورد. بازشدن
شيرهاي نفت عراق در بازار جهاني به صورت سيل آسا
مي تواند قيمتهاي جهاني نفت را به ميزان زيادي كاهش دهد.
از طرفي سازمان اوپك هميشه با مشكل توليد بيش از ظرفيت و
گرايش اعضاي آن به توليد بيش از سهميه دست به گريبان بوده
است . به طوري كه هم اكنون در حدود 3 ميليون بشكه در روز
بيش از كل توليد توافق شده يعني 24,7 ميليون بشكه نفت در
روز , توسط اعضاي اين سازمان در بازار جهاني عرضه
مي شود. در اين شرايط كاهش زياد قيمتهاي نفت مي تواند
اعضاي اين سازمان را در تلاشي تخريبي در مقابل هم به جنگ
قيمت وادار كرده تا در نهايت به فروپاشي اوپك منجر شود.
همچنين , يك جريان سنگين نفت عراق هرگونه تاثير ساير
رقبا مانند روسيه , مكزيك و ونزوئلا را بر بازار جهاني نفت
محدود خواهد كرد. قيمتهاي پايين مي تواند نفت روسيه ـ كه
توليد آن گران تمام مي شود ـ را غير رقابتي ساخته و در نتيجه
فضاي جذب سرمايه گذاري خارجي را به نفت سيبري تيره و
تار سازد. اقتصاد ضعيف روسيه بشدت به درآمد صادرات نفت
وابسته است . بودجه مركزي روسيه براساس قيمتهاي 24 تا
35 دلار براي هر بشكه نفت پيش بيني شده است . الكسي
آربيتور قائم مقام رئيس كميته دفاع مجلس روسيه , در يك
پيش بيني اعلام كرده است كه اگر يك رژيم جديد در عراق نفت
را بدون محدوديت عرضه كند , بودجه روسيه به هم خواهد
ريخت .
حضور كمپانيهاي نفتي امريكا در عراق
اگر رژيم جديد عراق زير پاي كمپاني هاي نفتي براي
برگشتن فرش قرمز پهن كند , اين امكان وجود دارد كه يك موج
وسيع از ضدملي سازي بتواند در صنعت نفت به راه افتد و
تغييرات تاريخي سالهاي اول دهه 1350 را معكوس سازد .
بر اثر فشارهاي يك دهه تحريم , رژيم فعلي اين علامت را
داده كه حاضر است شرايط مطلوبي را براي شركتهاي خارجي
فراهم سازد. چنين دعوتي از سوي بغداد با تغييرات بزرگتري
كه در جريان است كه طبق آن تعدادي از كشورهاي در حال
توسعه توليدكننده نفت , در حال بازكردن صنايع نفت خود بر
روي سرمايه گذاران مستقيم خارجي هستند , همخواني دارد.
واقعيت آن است كه با سرنگون ساختن رژيم عراق , آمريكا
ظرفيتهاي نفتي عراق را براي استخراج بر روي كمپانيهاي
بخش خصوصي ايالات متحده خواهد گشود. كمپانيهاي نفتي
آمريكايي نيز تمايلات خود را براي حضور در اين صحنه
آشكار ساخته اند. در گذشته سياست خارجي آمريكا اقدامات
زيادي براي توليدكننده هاي عمده نفتي آمريكا انجام نداده
است . تحريمهاي ايالات متحده عليه ايران و ليبي مانع
دستيابي كمپانيهاي آمريكايي به اين بازارها شده است , در
حالي كه كمپانيهاي اروپايي و سايرين در سرمايه گذاري در
كشورهاي ثروتمند نفتي آزادانه عمل كرده اند. بنابراين حضور
گسترده آن ها در شرايط جديد در عراق مي تواند گذشته را نيز
جبران كند.
برخي شركتهاي نفتي اروپايي و آسيايي در سالهاي اخير
معاملاتي را با عراق امضا كرده اند كه اگر به نتيجه برسد , آنها به
حداقل 50 ميليارد بشكه نفت و يك ظرفيت توليد 4 تا 5
ميليون بشكه اي در روز دست خواهد يافت (تخمين ديگري
مي گويد كه شركتهاي روسي به تنهايي قراردادهايي را امضا
كرده اند كه 70 ميليارد بشكه نفت را شامل مي شود) . به علاوه
تعدادي از قراردادها براي اكتشاف در صحراي غربي امضا
شده اند. شركتهاي روسي , چيني و فرانسوي به طور خاص ,
سعي در آن داشته اند كه به محض برطرف شدن تحريمهاي
سازمان ملل خود را در وضعيت توسعه ميادين جديد نفتي و
بازسازي ميادين موجود قرار دهند.
جنگ آمريكا از نظر كشورهاي عربي
در اينكه نفت هدف جنگ بوده است همه اعراب متفق
هستند. اما در اين كه براي اين هدف , آمريكا نيازمند ماندن در
عراق است , اتفاق نظر وجود ندارد. در واقع مقاومتهاي مردمي
در عراق , شبيه آنچه در انتفاضه فلسطين مي گذرد , اجازه
حضور در عراق را به آمريكا نخواهد داد. لذا در نظر برخي ,
واشنگتن تنها در پي داشتن پايگاه نظامي در عراق به منظور در
دست داشتن كنترل نفت است .
بسياري از اعراب اشغال عراق را يك نقطه برگشت تاريخي
استعمار نو تعريف مي كنند كه مي تواند اثرات عميقي بر روحيه
ملل عرب داشته باشد.
ايالات متحده در گذشته خاورميانه چندين كودتاي
براندازي براي سرنگوني رژيمهاي مصر , ايران و خود عراق به
راه انداخته است . اين كشور از بحرانهايي نظير جنگ اول
خليج فارس براي به دست آوردن پايگاههاي موقت و دائمي
ساختن آن ها بهره جسته است . اما اين اولين بار بود كه ايالات
متحده يك ارتش عظيم را براي سرنگوني يك دولت عربي
اعزام كرد. حتي در طول دو قرن از استيلاي ايالات متحده در
آمريكاي لاتين , واشنگتن هرگز جرات يك تاخت و تاز تمام
عيار براي برانداختن يك حكومت , در يك كشور بزرگ اين
منطقه را نداشته است . مداخله اين كشور در كارائيب و
آمريكاي مركزي از 1368 تا 1369 نيز تنها در برابر معارضين
ضعيف در كشورهاي كوچك بوده است .
حفظ ارزش دلار
هدف تفوق بر نفت عراق با هدف ديگر آمريكا در دفاع از
دلار گره خورده است . در واقع قدرت كنوني دلار آمريكا ناشي
از التزام عملي اوپك در فروش نفت اين سازمان به دلار ايالت
متحده مي باشد , التزامي كه در ابتدا از طريق يك توافق پنهاني
ميان عربستان سعودي و ايالات متحده شكل گرفته است . در
حال حاضر , اين التزام از طريق تمايل برخي كشورهاي اوپك
به فروش نفت در مقابل يورو مورد تهديد قرار گرفته است .
از طرف ديگر , در « طرح ملي انرژي » (حاصل نشست گروه
ويژه و منتشره توسط چني معاون رئيس جمهور آمريكا) به
روشني از خليج فارس به عنوان كانون اصلي سياست انرژي
بين المللي ايالات متحده نام برده شده است . اين طرح , موافق
با گزارش بيكر تصريح دارد كه ايالات متحده به طور فزاينده اي
به واردات نفت وابسته خواهد شد و دسترسي به منابع جديد
عرضه نفت الزامي است .
نقطه نظر اخير بعد به صورتي بي پرده توسط « كوردسمن »
تحليلگر ارشد مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي واشنگتن
مطرح شد. از نظر او ايالات متحده بدون توجه به خواست
جهاني اقدام به جنگ خواهد كرد , چرا كه صدام در مركز
ناحيه اي نشسته است كه بيش از 60 درصد همه نفت جهان در
آن است .
تضعيف قدرت اوپك
افزايش توليد نفت عراق مي تواند فشار بازار بر كشورهاي
واردكننده نفت مانند ايالات متحده را كاهش دهد. همچنين آن
كشور مي تواند قدرت اوپك را براي اثرگذاري بر بازار نفت
تضعيف كند و در واقع ارزش سهميه بندي اوپك را در
بازارهاي امروز نفت زايل سازد.
كشور عراق دارنده دومين منبع نفت خام
جهان است , كه ذخاير كشف شده آن بالغ بر
112 ميليارد بشكه يعني 11 درصد از كل
ذخاير كشف شده جهان مي باشد
به نظر كارشناسان صنعت نفت , كمتر
شركت نفتي در جهان وجود دارد كه چشم
طمع به نفت عراق ندوخته باشد
با حاكميت بر نفت عراق , واشنگتن يك
اهرم قوي در بازار جهاني نفت به دست
خواهد آورد
تلاش آمريكا براي سلطه بر نفت عراق با
تلاش اين كشور براي تقويت دلار گره
خورده است

|