بسم الله الرحمن الرحيم
« ويليام گلادستون » كه سمت نخست وزيري انگلستان را در سالهاي
مياني قرن نوزدهم ميلادي برعهده داشت , زماني در مجلس عوام آن
كشور گفته بود « تازمانيكه ملتهاي اسلامي مشرق زمين , از كتاب سنتي
خود موسوم به قرآن پيروي مي كنند , سياست خارجي امپراطوري
بريتانيا در آسيا و آفريقا نمي تواند با پيروزي چشمگيري توام باشد. بايد
ابتدا اين كتاب را كه وسيله وحدت و تمركز مردم شده است از آنان
گرفت و به تدريج متفرقشان ساخت و... »
كنكاش در سخنان « گلادستون » دو درس اساسي را به ما مسلمانان
مي آموزد. نخست آنكه قدرتهاي استكباري از اسلام و اعتقادات
اسلامي و باورها و تعلقات ديني مسلمانان آسيب هاي جدي ديده اند و
در حقيقت تفكر پوياي اسلامي را مانع سياستهاي سلطه جويانه و
توسعه طلبانه خود يافته اند و ديگر آنكه مسلمانان با وحدت اسلامي و
اعتصام به حبل الله و كنار نهادن اختلافات قومي , نژادي , زباني و مليتي
خويش قادر به مقابله با زياده طلبي ها و استيلاجوئي هاي قدرتهاي
استعماري و استكباري خواهند بود.
اين واقعيتي است كه هم درداخل مرزهاي يك كشور و هم در عرصه
بين المللي و در ارتباط با روابط دولتها , كشورها وملتهاي جهان صدق
مي كند. هدف قدرتهاي استكباري از سلطه جوئي بر كشورهاي اسلامي ,
چپاول ثروتهاي اين كشورهاست . آنها فقط با ايجاد تفرقه ميان ملت هاي
مسلمان مي توانند به اين هدف شوم خود دست يابند و اين لقمه چرب
را ببلعند. اين واقعيت را رهبر معظم انقلاب در بيانات اخيرشان در جمع
شركت كنندگان در هفدهمين كنفرانس وحدت اسلامي مطرح و تاكيد
كردند تهديد آمريكا و سرمايه داران صهيونيست حامي آمريكا متوجه
تمام كشورهاي اسلامي و ثروتهاي عظيم منطقه است و طرح
« خاورميانه بزرگ » نيز با همين هدف طراحي شده است .
در قلمرو وسيعي از جهان كه مسلمانان در آن سكونت دارند , يعني
از مجمع الجزاير اندونزي در شرقي ترين نقطه آسيا تا غربي ترين نقطه
آفريقا در تنگه جبل الطارق , بزرگترين ذخائر طبيعي و پوياترين مذهب به
عنوان عامل اصلي گردآوردن ملتها وجود دارد , بخش مهمي از اقيانوس
هند و غرب اقيانوس آرام , منطقه بسيار حساس و استراتژيك خليج
فارس و همچنين درياي سرخ وسواحل جنوبي مديترانه بوسيله خيل
عظيمي از مسلمين وكشورهاي مسلمان احاطه شده است , كشورهائي كه
بزرگترين سرمايه اقتصادي يعني نفت كه مايه اصلي شريانهاي حيات
غرب است و منابع كاني را در اختيار دارند.
اين قلمرو گسترده با داشتن 1,5 ميليارد جمعيت جهان و نيمي از
خشكي هاي كره زمين از توانائيهاي وسيعي در عرصه ژئوپلتيك
برخوردار است . بسياري از نقاط استراتژيك جهان شامل مراكز تجاري ,
محل اتصال درياها , محل ارتباط اقيانوسها با درياها , تنگه هاي
سوق الجيشي و... در اختيار كشورهاي اسلامي است , كشورهاي اسلامي
با برخورداري از غني ترين منابع زيرزميني , دوسوم ذخائر نفت و گاز
جهان را به خود اختصاص داده اند. همچنين در اختيار داشتن معادن
غني ذغال سنگ , آهن , مس , طلا , بوكسيت و... پايه هاي قدرت اقتصادي
كشورهاي اسلامي را دوچندان كرده است , بطوري كه بسياري از اين
كشورها به رغم داشتن ساختارهاي جهان سومي در عرصه رشد و توليد
صنعتي و سياسي , از قدرت اقتصادي بالائي برخوردارند.
بالاتر از همه اين ويژگيها , دين مشترك مسلمانان است . مسلمين
جهان به دليل آنكه همه به اسلام و كتاب مقدس قرآن اعتقاد دارند , از
نيرومندترين سرمايه براي تحكيم ميثاق و اتحاد خويش برخوردارند.
طبعا اگر اين اعتصام , مستحكم و نفوذناپذير باشد و مسلمانان جهان
اصل اسلامي « لاتفرقوا » را كه بزرگترين درس اعتصام به حبل الله است
فرا بگيرند , و آن را پيشه خود سازند , هيچ دشمني قادر نخواهد بود به
صف آنان و به بنيان مرصوص آنان نفوذ و رسوخ نمايد. جهان اسلام با
چنين ويژگي ها و توانائي هائي قادر خواهد بود در صورت تحقق
همگرائي و اتحاد داخلي خويش به رقيبي توانمند در برابر ساير قطبهاي
قدرتمند جهان تبديل شود.
اين رمز اعمال نفوذ استكبار جهاني در صف كشورهاي اسلامي با
هدف متوقف ساختن آنهاست و اين خطي است كه دولتهاي مقتدر از
زمان تشكيل كنفرانس يالتا در 1323 كه طرح تقسيم جهان به حوزه هاي
نفوذ خويش را دنبال كردند تا امروز , آن را ادامه داده اند. ايجاد
بحرانهاي قومي , نژادي , ديني و دامن زدن به جنگهاي منطقه اي , از
جمله راهكارهاي استكبار براي اعمال سلطه بر مناطق مختلف جهان
اسلام بوده است . در تداوم همين سياست بود كه دولتهاي استكباري
غرب موفق شدند به مدد ايجاد تفرقه در دنياي اسلام منابع غني
زيرزميني كشورهاي اسلام از جمله نفت و گاز آنان را به سلاحي عليه
خود آنان تبديل كنند. اين ضعف و انحطاط فقط ناشي از عدم اعتقاد
واقعي دولتها و كشورهاي اسلامي به ضرورت حفظ وحدت اسلامي
ميان يكديگر است . واقعيت اين است كه آنقدر كه دولتهاي غربي در
مواضع باطل خود با يكديگر اتحاد دارند , دولتهاي اسلامي در جبهه
حق خويش , متحد نمي باشند. اين دردي است كه همواره در داخل
جهان اسلام حوادث تلخ فراواني را به بار آورده است در حالي كه
قدرت معنوي و سياسي اسلام همراه با توانمندي اقتصادي موجود در
جهان اسلام , سرمايه اي است كه خداوند در اختيار ملتهاي مسلمان و
كشورهاي اسلامي قرار داده است . طبعا از اين دو سلاح ديني و
اقتصادي مي توان و بايد كه بتوان در راه دفاع از كيان مسلمانان و عليه
قدرتهاي استعماري , مداخله گر و سلطه جو بهره گرفت .
آگاهي و هشياري نسبت به ترفندها ونقشه هاي دولتهاي استكباري و
اتخاذ عكس العمل متناسب و در خور , راهكار ديگري است كه مسلمانان
جهان بايد در برابر دولتهاي استكباري در پيش بگيرند. تجربه رفتار
آمريكائيها با عراق نشان داد كه استكبار براي پيشبرد نقشه ها و
توطئه هاي خود از چه قالبها وپوشش هائي استفاده مي كند. تبليغات
آمريكائيها اين گونه بود كه براي نجات مردم عراق , سرنگون ساختن
ديكتاتوري صدام حسين , خاتمه دادن به خطر رژيمي كه باني توسعه
سلاحهاي كشتار جمعي در منطقه بوده است , باز گرداندن ثبات به خليج
فارس و احيا دمكراسي در عراق عمليات خود را در اين كشور به اجرا
گذاردند.
اين چهره تبليغات آمريكائيها براي موجه جلوه دادن اهداف و نيات
پنهانشان در عراق بود. اما ازآن اهداف و نيات هرگز سخني به ميان
نمي آورند.
آمريكائيها در حقيقت براي غارت سرمايه ها ومنابع عراق , ايجاد
پايگاه نظامي در اين كشور , تحكيم سلطه بر خليج فارس , چنگ اندازي
بر دومين قدرت نفتي منطقه و اردو زدن در پشت مرزهاي غربي
جمهوري اسلامي ايران وارد عراق شده اند.
تفاوت فاحشي كه ميان اهداف و تبليغات آمريكائيها وجود دارد
نشان مي دهد ملتهاي مسلمان براي خنثي سازي نقشه ها و توطئه هاي
آمريكا و ساير قدرتهاي سلطه گر , بايد بر ميزان هشياري , درايت و شعور
سياسي خويش بيفزايند. مسلمانان بايد بپذيرند كه وقتي آمريكائيها از
حقوق بشر , تروريسم , آزادي , ثبات , دمكراسي و واژه هائي از اين دست
سخن به ميان مي آورند , دلشان براي آزادي و رفاه ملتها نمي سوزد , بلكه
آنان در پشت ويتريني كه از اين واژه ها براي خود ساخته و پرداخته اند ,
سياستهاي شيطاني خود را دنبال مي كنند. تنها با هشياري و بيداري
سياسي كه است مي توان آن سوي چهره فريبنده دشمنان را شناسايي
كرد. آمريكا و انگليس كه اشغالگران امروز عراق هستند , ماهيت اصلي
خويش و چهره سالوسي خود را در پشت نقابي از انسان دوستي پنهان
كرده اند به همين دليل بود كه در تبليغات خود تلاش كردند تا خود را
« ناجي » ملت عراق قلمداد نمايند. در حالي كه امروز جامعه عراق عميقا
معتقد است كه پس از رهايي از بند صدام گرفتار دام مهلك آمريكائي ها
شده است .
بنابراين , هم ما ملت ايران و هم همه ملتهاي مسلمان براي در امان
ماندن از گزند دشمنان و يا كاستن از خطرات آنان ناچارهستيم دو اصل
اساسي و بنيادين يعني « وحدت » و « هشياري » را سرلوحه كار خويش
قرار داده و به آن عميقا پايبند بمانيم . در همين زمينه به اين هشدار رهبر
معظم انقلاب توجه داشته باشيم كه در جمع ميهمانان خارجي كنفرانس
بين المللي وحدت اسلامي گفتند : « ... دولتها و ملتهاي اسلامي بايد با
بررسي جدي راههاي وحدت , مقدمات اين اولويت حياتي را فراهم
نمايند و در مقابل توطئه دشمنان براي جدايي مسلمانان هوشيار باشند.
دولتها , نخبگان , و رجال فرهنگي و ديني دنياي اسلام در قبال وحدت
مسلمانان مسئوليت سنگيني دارند , زيرا اگر دشمنان بتوانند بر منطقه
تسلط يابند , دنياي اسلام صدسال ديگر عقب خواهد افتاد... »

|