روزنامه جمهوري اسلامي 21/02/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

* ياران امام به روايت اسناد ساواك
* ياران امام به روايت اسناد ساواك
* شجره طوبي
* شكاكيت
* علوم حديث
* تحقيقات حقوقي
* نگين ايران
* نگاه
ياران امام به روايت اسناد ساواك




كتاب بيست و هشتم از مجموعه « ياران امام به روايت اسناد ساواك » كه درباره حجت الاسلام والمسلمين حاج سيدعلي اكبر ابوترابي است , در 367 صفحه از سوي مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات منتشر شده است . در بخشي از مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
هنوز طعم شيرين پيروزي بر طاغوت در كام مردم رنجديده ايران اسلامي , كامل نشده بود و كشور از لوث وجود دست نشاندگان رژيم پهلوي , پاك نگرديده بود كه شياطين شرق و غرب , براي خاموش كردن فرياد حق طلبانه ملتي كه ميرفت تا الگوي همه كساني باشد كه تحت ظلم وجور قرار داشتند , با علم كردن ديوانه اي به نام صدام حسين , در غرب و جنوب ايران , آتش جنگي خانمانسوز را برافروختند.
در اين برهه حساس كه ارتش در نابساماني ناشي از حذف امراي آمريكايي خود قرار داشت و از سازماندهي لازم و كافي برخوردار نبود , مي بايست مردمي كه با اتحاد و همدلي خود , رژيم پهلوي را سرنگون كردند. اداره جنگ را نيز به عهده گيرند و با ابتدايي ترين اسلحه ها و تجهيزات جنگي در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح صف آرايي كرده و ضمن بازپس گيري سرزمين هاي اشغال شده , دشمن را از ادعاي فتح كوتاه مدت ايران , نااميد و مايوس نمايند.
سيد علي اكبر ابوترابي , « درست در آغاز جنگ تحميلي , از قزوين با لباس رزم , رو به سوي جبهه آورد و در كنار شهيد دكتر مصطفي چمران در ستاد جنگ هاي نامنظم به سازماندهي نيروهاي مردمي پرداختند و شخصا به ماموريت هاي شناسايي رزمي و دشوار مي رفتند. آزادي منطقه پرحادثه و خطرناك « دب حردان » به فرماندهي وي در راس يك گروه متشكل از يك صد رزمنده سر از پا نشناخته , يكي از اقدامات ايشان است .
سرانجام در روز 26 آذر 59 , در يكي از ماموريت هاي شناسايي در حالي كه هفت كيلومتر از نيروهاي خودي فاصله گرفته و تا 200 متري دشمن پيشروي كرده بود , در راه بازگشت , مورد شناسايي و تعقيب دشمن قرار گرفت و به اسارت در آمد.
سيد علي اكبر ابوترابي در خصوص چگونگي اسارت خود مي گويد :
« در تاريخ 59,9,26 در تپه هاي الله اكبر به اسارت درآمدم , در تپه هاي الله اكبر مدت يكسالي بود كه دشمن در مرتفع ترين قله ها سنگر گرفته بود و زمين مسطح وسيعي جلوش خالي بود... ما هم با يك گروهي كه مسئوليت كلي آن را مرحوم شهيد دكتر چمران اين بنده صالح خدا عهده دار بودند , وارد عمل شديم .
... ما افتخار پيدا كرديم كه با حدود صد نفر از بين دشمن عبور كنيم و از پشت با دشمن درگير بشويم تا نيروها بتوانند اين فاصله 7 كيلومتر را پيشروي كنند ... روز دوم بود كه لازم بود يك شناسايي دقيقي براي عبور شب دوم داشته باشيم لذا ما براي شناسايي رفتيم ... به طوري كه فاصله ما با آنها كمتر از 200 متر بود... شناسايي شديم . »
شهادتنامه شهيد چمران , در رثاي سيد علي اكبر ابوترابي كه گمان قوي بر شهادت ايشان داشت , گواهي گويا در نقش تعيين كننده ايشان در محورهاي عملياتي جنوب كشور ميباشد.
دوران اسارت
هنوز چند ماهي از جنگ تحميلي سپري نشده بود كه تقدير بر اين تعلق گرفت تا سيد علي اكبر ابوترابي , به اسارت نيروهاي بعثي عراق درآيد و در طول هشت سال دفاع مقدس , در اردوگاه هاي عراقي , با تيغ زبان به مصاف دشمنان برخيزد و روشني بخش جمع اسيراني باشد كه به مرور زمان بر تعداد آنان افزوده مي شد. سيد علي اكبر ابوترابي , روزهاي اول اسارت خود را چنين به تصوير مي كشد.
« در سلول براي اعتراف گرفتن چندين بار مرا به پاي چوبه دار بردند و شماره 1 و 2 را گفتند و دوباره برگرداندند . در طول روز چندين بار مرا بردند و آوردند. بالاخره شب مرا به مدرسه العماره بردند و يك تيمسار عراقي به افرادي كه آنجا بودند گفت : اين حق خوابيدن ندارد. ما نيمه شب براي اعتراف گرفتن مي آئيم , اگر اطلاعات لازم را به ما نداد سرش را با ميخ سوراخ مي كنيم . نيمه شب هم آمدند و سرم را با ميخ سوراخ كردند , ولي ضربه طوري نبود كه راحت شوم . »
آن روزهايي كه سيد علي اكبر ابوترابي , در شكنجه گاه هاي عراق , الگويي از صبر و مقاومت را به نمايش گذاشته بود. در جمهوري اسلامي ايران , شايع شد كه ايشان به شهادت رسيده است . مجالس بزرگداشت و سخنراني هاي شخصيت هايي چون شهيد رجايي و تعطيلي و عزاي عمومي در شهرستان قزوين و شركت آيات عظام : سيد هاشم رسولي , يوسف صانعي و محمد علي نظام زاده , از سوي حضرت امام خميني (ره ) در مجلس ياد بود ايشان و ابلاغ تسليت امام امت , ابعادي از شخصيت اين عالم عامل را روشن ساخت و دولت عراق نيز , از اين طريق ايشان را به عنوان يك روحاني سرشناس , شناسايي كرد.
بدون ترديد , دوران مشقت بار دهساله اسراي ايراني در اردوگاهها و زندانهاي عراق , سرانجامي عزت بخش و افتخار آفرين داشت .
تسليم ناپذيري , همزيستي آرام و ايثارگرانه , همراه بااميد و نشاط , تحمل ناملايمات و تلخكامي ها , تلاش در جهت سالم نگه داشتن جسم و روح , رشد فضيلت هاي اخلاقي و علمي و مواردي از اين قبيل , ويژگي عمده آزادگان سرافراز , در اين دوران بود , دوراني كه حركت كلي اسيران ايراني در اردوگاههايي كه سيد علي اكبر ابوترابي حضور داشت , تحت هدايت مستقيم و غير مستقيم قوه اي عاقله , قرار داشت و رهبري خردمند و مهذب , خط مشي كلي اسارت را به ويژه در بحران ها و تندبادهاي سخت آن , حكيمانه تبيين مي كرد.
سيد علي اكبر ابوترابي , نمودار تحمل , مقاومت , خدامحوري , آرامش , تواضع و در يك كلام , مجمع خوبي ها بود , انساني دوست داشتني و رازداري امين و گره گشايي بي منت .
از اين روست كه با تصور واژه « آزادگان , ابتدا تصوير او بر آئينه خاطرها نقش مي بندد. همو كه پناهگاه اسيراني مظلوم و در بند بود و مانند پدري مهربان , آن بندگان مجاهد و بي توقع خدا را , در سايه سار محبت خويش , جاي مي داد و گرد غم و اندوه را از چهره آنان , مي زدود تا ياس و طرد و ركود و اختلاف و كسالت , از جمع آنان رخت بربندد واميد و جاذبه و تحرك و اتحاد و نشاط , جايگزين آن شود.

ياران امام به روايت اسناد ساواك




كتاب سي ام از مجموعه « ياران امام به روايت اسناد ساواك » كه درباره شهيد حجت الاسلام و المسلمين محمد علي حيدري است , در 280 صفحه از سوي مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات منتشر شده است .
در بخشي از مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
در سال 1356 كه نقطه اوج تظاهرات مردمي بود , ناگهان شهيد حيدري كليه امور شهر را به بعضي از افراد مطمئن خود واگذار كرده و اعلام مي كند كه قصد سفر دارد. مسافرت غير منتظره شهيد حيدري به محل نامعلومي , موجب حيرت عده زيادي از مردم گرديده بود , ولي دوستان خصوصي او مي دانستند كه چند روز قبل امام خميني (ره ) طي تماسي ازوي خواسته كه به لبنان سفر نمايد. شهيد حيدري نيز بلافاصله مقدمات سفر را فراهم نموده و عازم لبنان گرديد.
او در اين سفر با امام موسي صدر , رهبر شيعيان و ساير علما و شخصيتهاي شيعه ملاقات كرده و كمك هاي نقدي امام خميني (ره ) را در اختيار آنان قرار داد و پس از اتمام ماموريت به عنوان زائر خانه خدا و حرم نبوي (ص ) وارد عربستان شده و از طريق عربستان به ايران باز گشت .
اولين مجسمه اي كه سرنگون مي شود
فعاليت ها و مبارزات پي گير شهيد حيدري و حضور همه جانبه مردم بخصوص جوانان در تظاهرات و مبارزات ضد رژيم باعث شد كه مردم نهاوند براي اولين بار در ايران , مجسمه شاه را قبل از فرار او به خارج از كشور سرنگون كنند. ماموران رژيم نيز كه از اين اقدام غير منتظره غافلگير شده بودند , با تمام توان و با دعوت از نيروهاي كمكي از ساير استان ها به سركوبي مردم پرداخته و ديوانه وار خانه ها و مغازه هاي مردم را به آتش كشيده و غارت كردند. با راه انداختن دسته هاي چماق به دست در مبادي ورودي و خروجي شهر , مردم را دستگير و آنان را مجبور به گفتن جاويد شاه و ناسزا به شهيد حيدري كردند.
حجه الاسلام حاج شيخ يونسي وزير محترم اطلاعات و يكي از دوستان نزديك شهيد حيدري كه در آن دوران در نهاوند حضور داشت چنين عنوان مي كند : « ارتش اين شهر كوچك را به پادگان نظامي تبديل كرده و مردم را دستگير و تا سرحد مرگ شكنجه مي كرد. آسايش و آرامش از مردم شهر و روستا سلب شده بود و روستاهاي اطراف شهر هم مورد حمله نيروهاي گارد قرار مي گرفت . آمار شهدا و مجروحين هر ساعت افزايش پيدا مي كرد و اكثر انقلابيون مجبور به ترك شهر شده و در شهرها و روستاهاي اطراف ساكن شهر شده بودند. شهيد حيدري در چنين جوي همچنان به مبارزه و هدايت مبارزات مردمي ادامه مي داد و در زير سرنيزه هاي گارد و ماموران مسلح به مسجد رفته و نماز جماعت را اقامه مي نمود.
حضور دائمي شهيد حيدري در شهر و هدايت مبارزات مردمي , ماموران رژيم را بر آن داشت كه در ساعت خلوت خيابان و در هنگامي كه شهيد حيدري عازم مسجد است , وي را مخفيانه به قتل برسانند. بر اين اساس در يكي از اين شب ها تعدادي از ماموران با لباسهاي شخصي جهت به شهادت رساندن وي در نزديكي درب منزل شهيد مستقر ومنتظر خروج و ترور ناجوانمردانه او شدند , ولي عده اي از همسايگان كه از دور نظاره گر اعمال مشكوك ماموران بودند. بسرعت موضوع را به شهيد حيدري اطلاع دادند و در نتيجه علي رغم اين كه ماموران تا به صبح در جلوي درب منزل شهيد حيدري حضور داشتند موفق به پيدا كردن او نشدند از آن شب به بعد عده اي از جوانان انقلابي و مردم نهاوند كنترل و حفاظت منزل ايشان را به عهده گرفتند و همواره از آن مراقبت مي كردند.
در روز 26 دي ماه 1357 در حالي كه عده زيادي از مردم نهاوند مجروح و در بيمارستان ها بستري شده بودند. عده اي از پزشكان تهران با درخواست شهيد حيدري از مرحوم آيت الله سيد محمود طالقاني جهت مداواي مجروحين و مصدومين به نهاوند آمدند , مردم شهر كه چندين روز پي در پي در زير سخترين و شديدترين نوع حكومت نظامي بسر مي بردند بااطلاع از ورود پزشكان به خيابان ها ريخته و با تظاهرات و با روشن كردن چراغ هاي خودروهاي خود به دادن شعار پرداختند. در اين هنگام ماموران رژيم به بهانه متفرق ساختن مردم , اتومبيل حامل شهيد حيدري و پزشكان مذكور را به گلوله بستند كه در اثر آن چندين نفر از جمله دو تن از اطبا مجروح شده و شهيد حيدري نيز , به طور معجزه آسايي از مرگ حتمي جان سالم بدر برد...

شجره طوبي






كتاب شجره طوبي را محمد سعيد بهمن پور نوشته و انتشارات سوره آن را در 258 صفحه منتشر كرده است .
در كتاب شجره طوبي موضوعات و عناوين زير در مورد حضرت فاطمه (ص ) شرح داده شده است : صديقه امت اسلام , اسامي صديقه , شمايل صديقه , هجرت , ازدواج , فضل و ادب , عبادت , زهد , محبت , منزلت فاطمه نزد خداوند , منزلت فاطمه نزد پيامبر(ص ) , منزلت فاطمه در قرآن , منزلت فاطمه در قيامت , معجزات صديقه , وفات پدر , پس از وفات پدر , زيارت صديقه , خطبه ها , ادعيه , تسبيح فاطمه زهرا , مصحف و صحيفه فاطمه و رواياتي از پيامبر در خصوص حضرت فاطمه (ص ).

شكاكيت






كتاب شكاكيت « نقدي برادله » را علي عسگري يزدي نوشته و موسسه بوستان كتاب قم آن را در 271 صفحه منتشر كرده است . عناوين فصول اين كتاب چنين است : شكاكيت , شكاكيت قديم , سوفسطايي , شك دستوري , شكاكيت هيوم , شكاكيت كانتي و نقد و بررسي ادله شكاكيت .

علوم حديث






شماره 30 فصلنامه علمي و تخصصي علوم حديث با عناوين زير منتشر شده است : نقد متن , اعتبار سندي زيارت هاي ناحيه مقدسه , پژوهشي در اشعار وصيت , رابطه حديث و جامعه شناسي , بررسي سند چند حديث مشهور , گزارشي از سير مباحث درايه در اماميه تا سده دهم هجري , دودستگي شيعيان امام كاظم (ع ) و پيدايش فرقه واقفه , نكاتي درباره اهميت آثار شيخ صدوق , كتاب شناسي زيارت جامعه كبير , بررسي كتاب النكت البديعات علي الموضوعات , نگاهي به مقتل الحسين (ع ) به روايت شيخ صدوق و...

تحقيقات حقوقي






شماره 37 مجله تحقيقات حقوقي با عناوين زير منتشر شده است : موافقت نامه داوري و صلاحيت دادگاه , امضاي شخص ثالث در ظهر سند تجارتي ظهور در ضمانت دارد يا ظهرنويسي , نظام حقوقي سازمان تجارت جهاني , اجراي قانون كشور , انتقال مالكيت در قراردادهاي فروش , استدلال از طريق قياس در حقوق بين المللي و...

نگين ايران






پنجمين شماره مجله « نگين ايران » كه فصلنامه مطالعات جنگ ايران و عراق است , با عناوين زير از سوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ منتشر شده است : تجربه هاي جنگ هشت ساله و تصميمات راهبردي , حادثه ايرباس از آغاز تا پايان . الگوسازي در دوران جنگ , نقش توسعه طلبي ارضي رژيم بعث در وقوع جنگ ايران و عراق , كاربرد سلاح هاي شيميايي در جنگ ايران و عراق , غرب و منازعه دريايي در خليج فارس , هزينه اقتصادي جنگ ايران و عراق , گزارش عمليات رمضان . جلسه فرماندهان سپاه پس از پايان عمليات رمضان و...

نگاه






شماره 37 و 38 و 39 مجله نگاه با عناوين زير منتشر شده است : جنگ نامتقارن , روندهاي نظام بين المللي و امنيت ملي ايران , سيستم امنيت جديد خليج فارس , ديدگاه جرج بوش نسبت به اسرائيل , دبيركل آينده ناتو , مقدمه اي بر رئاليسم تهاجمي , نظام بين المللي و جنگ , بررسي تطبيقي دو جنگ عراق و آمريكا , جهاني شدن و هويت فرهنگي , جغرافيا در خدمت جنگ , نگاهي به تهديدهاي ناشي از موفقيت جغرافيايي ايران , گسترش ناتو به شرق , محيط شهري از ديدگاه جغرافياي نظامي و...