
ث محمدرضا كشاورز
رضا مارمولك , دزد سابقه داري است كه بارها دستگير و
زنداني شده , اما در آخرين دستگيري , اتهام او سرقت
مسلحانه است . رضا را به زنداني تحويل مي دهند كه رئيسش
(آقاي مجاور) , مردي سختگير و انعطاف ناپذير است .

او معتقد است كه زندانيان را بايد حتي به زور طوري
پرورش داد تا به بهشت بروند! رضا در حادثه اي مجروح
مي شود و به بيمارستان زندان منتقل مي شود. در آنجا لباس
يك روحاني را مي ربايد و در كسوت روحاني موفق به فرار از
زندان مي شود. در فاصله فرار از زندان تا رسيدن به ايستگاه
قطار در كسوت روحانيت خلافهاي متعددي نظير جيب بري ,
دشنام دادن و ... مرتكب مي شود. پس از سوار شدن به قطار
عازم يك شهر مرزي مي شود. نهايتا ماجراهاي متعددي را در
طول سفر با قطار از سر مي گذراند. با پياده شدن از قطار با يك
روحاني ديگر اشتباه گرفته مي شود و امامت جماعت شهركي
مرزي را به عهده اش مي گذارند. او با شيوه هاي عجيب خود
مردم را موعظه مي كند. چندين بار اعمال خلافكارانه اش به
سو تعبير نيكوكاري قلمداد مي شود و بدينگونه در روستا
مريدان فراواني پيدا مي كند تا اينكه آقاي مجاور (رئيس
زندان ) او را پيدا مي كند , اما او هم ديگر مايل نيست رضا را
دستگير كند.
استفاده فيلمنامه نويس از تضاد ميان دو وضعيت سارق و
روحاني مهمترين عاملي است كه براي خنداندن تماشاچي و
البته حرمت شكني قشر روحاني به كارگرفته شده است . در
مارمولك براي نخستين بار در تاريخ سينماي ايران با موضوعي
جدي و حساسيت آفرين شوخي هاي بسيار سخيفي صورت
مي گيرد. هر چند شوخي هاي فيلم به ظاهر تماشاگر را به خنده
وا مي دارد , اما در لايه هاي زيرين تر , حرف و حديثهاي تامل
برانگيزي وجود دارد.

اينها بخشهايي از پيامهاي اين فيلم سينمايي است :
روحانيون مقررات راهنمايي و رانندگي را نقض مي كنند , در
طول عمرشان كارهاي سخت و زيان آور انجام نمي دهند ,
روحانيون اشتباه نمي كنند , روحانيون نمايندگان خدا بر روي
زمين هستند و...
فيلمساز پس از آنكه بيش از پنجاه دقيقه از فيلم خود را به
تزريق اين گونه پيامها در ذهن بيننده اختصاص مي دهد , ناگهان
مارمولك فيلم خويش را به يك قديس تبديل مي كند و به ناگاه
تماشاچي كه تا لحظاتي پيش از پيامهاي اخلاقي و غير اخلاقي
فيلم خنده و ريسه رفته , از تحول پيش آمده حيرتزده مي شود.
هنگامي كه فيلمساز در پايان فيلم مي خواهد خود و شخصيت
اصلي فيلمش را تبرئه و تطهير كند و متحول نشان دهد , جايگاه
رضا مارمولك براي تماشاچي تثبيت شده و ديگر با ديدن اين
صحنه ها باور نمي كند كه اين شخصيت بوده متحول شده
است . در انتهاي فيلم ماموران آگاهي حتي جمله كوتاهي در
مذمت سو استفاده از لباس روحانيت بر زبان جاري نمي كنند
و حتي بازداشت او نيز در هاله اي از ابهام باقي مي ماند. اين
گونه مارمولك صرفا همچون نمايشي تخت حوضي پيش
مي رود كه شخصيت « سياه » نمايش در نقش رضا مارمولك
حلول كرده و از ابتدا تا انتهاي فيلم با ادا درآوردنهايش , مردم
را به خنده وامي دارد. عبارتها و اعمالي چون راه هاي رسيدن به
خدا , « عزيز دل برادر » كه در فيلم تكرار مي شود , و نيز « اند »
اسلام و يا متلك هايي با بار جنسي و دشنام هاي ) end (
ركيكي كه با اصطلاحات مبلغان مذهبي تعديل مي شود , به سياه
بازي شخصيت اصلي فيلم كمك مي كند تا به هر نحو ممكن
صداي قهقهه تماشاگر را در سالن سينما درآورد. حتي به
قيمت مورد تمسخر قرار دادن واژه هايي كه منشا ديني و
اعتقادي دارند , مانند « بيع فضولي » و يا عبارت « خدا به ما
خدمت دهد تا به شما توفيق كنيم » و دهها مورد ديگر حواشي
فيلم مارمولك بحث برانگيز است ; نحوه نماز خواندن به
عنوان امام جماعت درحالي كه نيروهاي نظامي در صف اول
ايستاده اند (به هنگام توقف قطار) , شيوه چرخاندن تسبيح ,
بالا رفتن از ديوار با لباس روحاني , شيوه بالا رفتن از منبر و
خواندن خطابه , همه توهين به قداست جامه اي است كه
منسوب به پيامبر است . قبلا نيز پيش آمده كه در فيلمي به گروه
يا صنفي از افراد جامعه توهين و تعرض بشود به گونه اي كه اين
اتفاق اعتراض آن جمع را برانگيزد. اكران فيلم شوكران ساخته
بهروز افخمي , اعتراض جامعه پرستاران را برانگيخت و
موجب شد تا در همان زمان نشستي بين پرستاران و سازندگان
فيلم برپا شود. عجيب است فردي كه خود در كسوت روحانيت
در نظام جمهوري اسلامي داراي جايگاه و مسئوليت است
سازندگان فيلم مارمولك را به جهت ارائه تصويري اين گونه از
روحانيت مورد تشويق قرار مي دهد. محمد علي ابطحي درباره
اين فيلم مي نويسد : « من شخصا به عنوان يك روحاني به
سازندگان و تهيه كنندگان و نويسندگان اين فيلم تبريك
مي گويم . مارمولك فيلمي است كه بخشي از نجواهاي جامعه را
علني كرده و آن را تصحيح نموده است . » و در بخشي ديگر
عنوان مي كند : « آخر وقتي اكثر سينماروها اساسا اعتقاد دارند
روحانيت يعني همان شخصيت واقعي پرستويي در فيلم
مارمولك , چه دفاعي بهتر از اين فيلم هست كه بتواند اعلام
كند آخوند جماعت هم مثل ديگران داراي طيف هاي مختلفي
هستند! »
البته چنين برداشتي تعجب بسيار دارد , چرا كه حرمت
امامزاده را متولي بايد نگه دارد. حال اين سوال پيش مي آيد كه
آيا حركتهايي اينچنين براي اعتلا و رونق صنعت سينماي ايران
است يا براي اصلاح امور جامعه ! در دوره اي كه وزير
ارشادش خادم قرآن جناب مسجد جامعي است و معاون
سينمايي اش جناب حيدريان رياست سابق سيما فيلم كه از
صدا و سيما در آنجا مسئوليت يافته و تهيه كننده اش منوچهر
محمدي مدير كل سابق اداره نطارت و ارزشيابي و كارگردانش
كمال تبريزي ـ همه مهر انقلابي و اسلامي بر پيشاني ـ ديگر
دغدغه اي باقي نمي ماند!
كيست كه نداند اين همه مضحكه و ملغمه و آسمان و
ريسمان بافتن , به هتك حرمت روحانيت انجاميده است بر ما
چه رفته است كه حتي محدوده هايي را كه رژيم گذشته محترم
مي شمرده اين سان سبكسرانه آماج هجو و هجوم قرار
داده ايم آيا قصد داريم حيطه هايي را كه حتي سردمداران
طاغوت محترم مي شمردند و يا جرات نزديك شدن به آن را
نداشتند , پايمال كنيم بالا رفتن يك سارق حرفه اي از ديوار
خانه مردم با لباس روحانيت و در حضور مردم چه معنايي
دارد نظربازي او با ناموس مردم (در لباس روحاني ) در يك
قطار عمومي و يا پشت وانت بار , لابد اوج بامزگي است ! به
تمسخر گرفتن واژه هايي كه در حوزه هاي علميه و بين طلاب
علوم ديني داراي بار ارزشي هستند , چه معنايي را دنبال
مي كند جيب بري (در لباس روحاني ) حتما خيلي خنده آور
است ! شبانه با ظاهر سازي به عنوان كمك به افراد مستمند و در
واقع به قصد جعل اسناد دولتي روانه خانه معتادان و
خلافكاران شدن و بعد چند جوان معصوم و مردم روستا را
سركار گذاشتن لابد هدفي جز خنداندن مردم را دنبال نمي كند!
نزديك دو ساعت به تن يك دزد سابقه دار هفت خط لباس
روحاني پوشاندن و بعد چند دقيقه در پايان فيلم خطابه
سوزناك از زبان دزد حرفه اي (در لباس روحانيت ) جاري
ساختن واقعا چه تاثير مثبت و پايداري روي مردم باقي
مي گذارد! لابد بنابه قول تهيه كننده و فيلمنامه نويس . هدف از
تهيه اين فيلم معرفي يك روحاني « باحال » بوده
است !
روحاني جواني چند روز پيش بيخبرانه و با صداقت
مي پرسيد; راستي چرا چند روزي است مردم كوچه و خيابان
با خنده به من مي گويند « مارمولك » ! جريانش چيست ...

|