« حر » عاقبت به خير شد.
هيچ فكر كره ايد چرا حر عاقبت به خير شد
و عاقبت به خيري در چيست
حتما مي گوييد : عاقبت به خير , كسي را گويند كه در نهايت , سعادتمند و نيكبخت
باشد , اهل فلاح و رستگاري باشد , پيروز و نجات يافته باشد. در نهايت , بهشت
جايگاه او باشد , جهنم نرود , سرخورده و شكسته دل و ناموق نباشد.
آري چنين است . اما رمز و راز اين همه كه گفته شد در چيست
سعادت به چه معنا مي شود
ملاك و معيار خوشبختي در چيست « خير » چيست و معدن آن در كجاست و
كيست
چه كساني آنچنان خوبند كه در حق آنها نمي گوييم اهل خيرند بلكه مي گوييم ,
خود خيرند.
يك بار ديگر از خود بپرسيم :
حر چرا عاقبت به خير شد
پاسخ در يك كلمه است : او در لحظات آخر عمرش از امام زمانش جدا نشد , نه تنها
جدا نشد كه فداي امام زمانش شد.
آيا همه كس را توفيق اين هست
يقينا خير , ابن ملجم مرادي ملعون در چه جنگ هايي كه با امام زمانش شركت
نكرد اما در نهايت قاتل امام زمانش شد!
پس بايد همواره آن به آن از خداوند « عاقبت به خيري » را درخواست كنيم .
و شما نيز كه به لطف الهي هر روز اين را در دعاي عهد از خداوند درخواست
مي كنيد :
« وجعلني من المستشهدين بين يديه »
و خدايا مرا از شهادت يافتگان در محضرش قرار بده .
اميد كه اين دعا براي من و شما و همه كساني كه توفيق خواندن آن را هر روز صبح
دارند , به اجابت برسد. و چه سعادتي بالاتر از اين

|
اهميت شناخت امام عصر(عج )
|
براي رهايي از ظلمت جهل , گمراهي , كفر و بي ديني راهي جز شناخت و معرفت
ولي دوران , حضرت صاحب الزمان عليه السلام و محبت و پيوند قلبي با ايشان
نيست . خداي مهربان او را راهنما , هادي , دستگير و نجات دهنده ما قرار داده
است . براي آشنايي با آن يگانه دوران بايد پي به نقش مهم او ببريم .
نقش حساس وجود مقدسش , بس شگرف و عظيم است . به وجود او ,
خداوند , جهان را برپا داشته و او را حجت خويش بر مردم قرار داده است .
نقش خطير وي , نقش قلب در كالبد انسان , و روح , در پيكر آدمي است . اگر
قلب از تپش باز ايستد , جسد بي جان , چون لاشه اي بگوشه اي مي افتد و
مي پوسد.
اين جهان , چونان جسدي است كه به بركت وجود آن حضرت , زنده و
برپاست . پيكري است كه او همچون قلب , حيات را در رگهايش بجريان مي اندازد و
كالبدي است كه چون روح , بامرالهي , به حركت و تكاملش وامي دارد.
او واسطه فيض بين خدا و خلق بوده و نقش او , چونان آفتاب است كه حتي
در زمان غيبت , مانند خورشيد در پشت ابر , نور هدايت , گرمي حيات , روشني و
فروغ زندگي به جهان و جهانيان مي بخشد.
خلايق به يمن آن امام بزرگوار روزي خورده و آسمان و زمين به وجود او
پابرجاست . شناخت آن حضرت از اهميتي برخوردار است كه پيامبر اكرم (ص )
فرمودند : « هر كه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است . »

|
گل نرگس
|
دلم تنگ است برايت گل نرگس
سر و جانم فدايت گل نرگس
تمناي من است و هر شب و روز
كه بوسم خاك پايت گل نرگس
اگر از پرده غيبت بيايي
دگر پايان رسد فصل جدايي
چه خوش باشد كه اي محبوب دلها
كرم كرده قدم رنجه نمايي
تويي عشق و تويي روح و روانم
هماره نام توست ورد زبانم
كسي جاي تو را هرگز نگيرد
به سينه اي امام مهربانم
به غير از تو نمي گويم غم دل
فقط تنها تو هستي همدم دل
همانند تو هيچ پيدا نگردد
كه باشد رازدار و محرم دل
بود پيوسته سوي تو نگاهم
اگر چه سر بپا غرق گناهم
به نذر و ذكر و قرآن و مناجات
مدام بهر ظهورت چشم براهم
دلم بي طاقت و چشم انتظارم
شب و روز لحظه ها را مي شمارم
ولي ترسم كه اي درمان دردها
نبينم روي ماهت جان سپارم
جعفر خاكيان

|
امام عليه السلام قادر بر امور , مطلع از علوم
|
اشاره
نوشته زير در پاسخ به شبهه و سئوال كساني تقديم مي گردد كه
مي گويند : « اگر امامان عليهم السلام به قدرت خداوندي , از همه
بيشتر آگاهند و بر همه چيز توانا , چرا بايد خودشان در اسارت و
غل و زنجير دشمن باشند »
آيا ممكن است پدر و مادر از غذايي كه تهيه مي كند , خود
نخورند و فقط به فرزندشان و يا فرزندانشان بخورانند
آيا اگر پدر و مادري از روي علاقه به فرزندشان , نان گرم را
به او بدهند و خود از نان سرد و بيات استفاده كنند , دليل بر آن
مي شود كه آن پدر و مادر دسترسي به نان گرم ندارند
با كمي دقت و توجه درمي يابيم كه رافت و دلسوزي والدين
به فرزندانشان تا آنجاست كه چه بسا خود گرسنه بخوابند اما اگر
غذايي نصيبشان شد , فرزند را سير كنند , خود تشنه بمانند و
فرزند را سيراب كنند.
به تعبير امام هشتم عليه السلام , امامان اطهار عليهم السلام
همانند مادر رئوف و پدر دلسوزند. از رافت آنان است كه بهترين
لباس را در اختيار ما بگذارند و خود پوشش سخت و زمخت
استفاده كنند. و نيز از رافت و رحمت آنان است كه به بركتشان از
انواع نعمت ها بهره مند باشيم اما چه بسا خود گرسنه باشند. ما
آزاد زندگي كنيم و خود آنها در بند زندان و آواره
بيابان ها!
اين گرسنگي و تشنگي ناشي از عجز و ناتواني و فقر و نداري
نيست . زمين و زمان در تسلط امامان است . خداوند , تمام
امكانات خلقت را در اختيار آنها نهاده كه اگر چنين نباشد ,
حجيت آنها محل سئوال است .
مضافا اينكه امامان در نهايت تسليم نسبت به امر
خداي متعال اند. اگر خداوند براي ايشان گرسنگي بخواهد
گرسنگي را مي پسندند , اگر تشنگي بخواهد , تشنگي را
مي پسندند و اگر اسارت را , اسير شدن را مي پسندند.
پس امام در همان حال كه خود بيمار است , در مقام
شفادهندگي به تمام بيماران است , در حالي كه خود گرسنه به سر
مي برد , در مقام اطعام تمامي گرسنگان است , و در حالي كه خود
اسير دست دشمن است , جهاني در تحت يد او در گردش است .
اينك نيز همه به بركت امام عصر(عج ) با آرامش و امنيت , شب را
به صبح مي آورند اما خود در خوف از دشمن , در پس پرده غيبت
است .
اين خوف و گريز و تشنگي و گرسنگي نه از عجز است و نه از
فقر كه اينها صفات ما مردم است كه بشري زميني هستيم , اما
انسان هايي كه الهي اند و آيينه تمام نماي خداوندي و در مقام يد
و وجه خدائي , هرگز نه عاجزند و نه فقير بلكه با تمام وجود
تسليم امر خداوندي اند.
ع . طلوع

|
در پاي تو
|

... ديده از من پنهان نكن , هرچند مي دانم كه چشم هاي بسياري
تو را جسته اند و نيافته اند. چه بسيار ديدگاني كه به پاي تو
برخاك افتاده اند و سر بر تراب گذاشته اند.
بيا ببين كه موريانه غربت با چارچوبه دلمان چه مي كند.
بيا ببين كه تنهايي , چگونه جانمان را مي كاود و چنگ بر
جگرمان مي زند.
بيا ببين كه سوز بي كسي در برهوت غربت , چه بر سر اين
نهال نازك وجود مي آورد.
... بيا امام زمان كه تنها دستهاي تو مي تواند مرهم دلهاي
شكسته مان باشد.

|
چند لحظه با امام زمان (عج )
|
پدر , همه روزه همراه با سيماي يك , دعاي عهد را قنوت
نمازش مي خواند.
پسر , همه روزه غروب را با زيارت عاشورا و تقديم به
مولايش سپري مي كرد.
خواهر , همه شب با تقديم چهارقل , به ساحت مقدس امام
زمانش به بستر مي رفت .
مادر , هر روز صبح بعد از نماز , دو ركعت نماز امام
زمان (عج ) مي خواند.
و او , در اين فكر بود كه روزانه چه هديه اي را به امام
زمانش (عج ) تقديم كند!

|
| | | | |