روزنامه جمهوري اسلامي 17/02/1383 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
هفته جاري به دليل تقارن با سالروز ميلاد خجسته معلم بزرگ عالم بشريت و خاتم انبيا حضرت محمدمصطفي (ص ) و صادق آل محمد(ع ) از شكوه و عظمت خاصي برخوردار است . شور و شعف ميلاد خجسته و سراسر بركت مولودين هفدهم ربيع الاول و همزماني آن با هفته وحدت , جهان اسلام را غرق در شادي و سرور كرده است . درچنين روزي , خداوند بر اساس لطف بيكران خويش , امين وحي وبشير رحمت را به بشريت عرضه كرد و ستاره اي در طالع خلقت درخشيد تا راه تاريك تاريخ را روشنايي بخشد.
محمد(ص ) زاده شد و نور قدوم او شب ظلماني بشر را سحر كرد. با طلوع ستاره احمدي , دنيا پر از نور و سرشار از عشق و حماسه شد. نور وجود پيامبر اسلام , جهان را نوراني كرد و با جهل و جاهليت و شركت و نفاق در آويخت و راه هدايت و رستگاري را به بشريت نشان داد تا آنجا كه امروز و تابلنداي تاريخ , آنچه از هدايت در سراپرده خلقت ديده مي شود. از بركات و اثرات آن پيامبر رحمت است .
همچنين در چنين روزي , كودكي از خاندان نبوت پا به عرصه گيتي گذاشت كه پاسدار راستين آئين محمدي (ص ) شد و اين راه درخشان را با مجاهدتهاي علمي خويش نگاهباني نمود. از اين رو هفدهم ربيع براي حق جويان جهان , روزي پرسعادت و قرين رحمت است و به همين مناسبت در نظام جمهوري اسلامي ايران از دوازدهم تا هفدهم ربيع به عنوان هفته وحدت گرامي داشته مي شود , بااين اميد كه پيروان آئين محمدي (ص ) در جهان خزان زده امروز با شكوفه هاي بهاري رحمت و وحدت , خود را باز يابند و مجد و عظمت اسلام را متجلي نمايند.
به واقع هفته وحدت , يادآور خاطره اقتدار جهان در عصر پيامبر عظيم الشان اسلام و بازگوكننده اصلي ترين نياز بشر در دنياي امروز است . وحدت در جهان امروز كه مسلمانان در عراق و فلسطين و افغانستان آماج حملات ناجوانمردانه دشمنان صليبي اسلام قرار گرفته اند , گمشده اصلي پيروان آئين محمدي (ص ) است . امروزه تنها راه جهان اسلام براي تجديد عزت و هويت واقعي , بازگشت به تعاليم اسلامي و قرار گرفتن در صف واحد مبارزه با متجاوزان به جهان اسلام و در راس آن آمريكاي جنايتكار , رژيم غاصب اسرائيل و انگليس رياكار است .
از مناسبتهاي اين هفته , سالروز شهادت استاد مرتضي مطهري و روز معلم بود. شايد بهترين سخن در مورد معلمان آن باشد كه رهبر معظم انقلاب در جمع معلمان و كارگران بيان فرمودند. سخن ايشان اين بود كه جامعه بايد خود را مديون معلمان بداند و دولت و ملت به گونه اي عمل كند كه اينان احساس شرافت , كرامت و حرمت كنند.
رهبر معظم انقلاب در اين راستا به دولت و مسئولان تاكيد كردند حقوق معلمان را در چارچوب امكانات تامين نمايند و در اين راه از هيچ تلاشي كوتاهي نكنند.
واقعيت اينست كه عليرغم اينكه در ماههاي اخير حركتهايي براي بهبود وضعيت معلمان صورت گرفته اما قطعا كافي نيست و بي توجهي به مسائل اين قشر شريف , خسران بي انتهايي را متوجه تعليم و تربيت جامعه خواهد كرد كه جبران آن به سادگي ميسر نخواهد بود. طبعا تكريم معلمان در روز و يا هفته معلم , امري لازم و ضروري است ولي اگر قرار باشد اين ايام را فقط به تعريف و تمجيد از مقام معلم گذرانده ولي گام موثري در جهت حل مشكلات معيشتي و حفظ كرامت آنها برداشته نشود , هيچ ارزشي نخواهد داشت . اگر مي خواهيم معلم داراي كرامت باشد بايد او را از دغدغه معيشت و مشكلات مادي نجات دهيم . چگونه مي توان انتظار داشت معلم در عين حال كه با انواع و اقسام مشكلات اقتصادي و دغدغه هاي ذهني دست و پنجه نرم مي كند , بتواند با فراغ بال به تربيت نسل جوان بپردازد و روح آينده سازان اين مرز و بوم را با علم و معنويت دمساز نمايد
مسئولين كشور بايد اين واقعيت را بپذيرند كه اكثريت معلمان شريف , اهل توقعات نامعقول و خارج از ضابطه نيستند و اگر به نيازهاي واقعي آنها كه وظيفه دولتمردان است , توجه شود , بيشترين خدمت را به جامعه خواهند كرد , خدمتي كه آثار آن تا نسل هاي دور بر جا خواهد ماند.
از مسائلي كه در هفته جاري به شدت باعث نگراني مردم و حتي مسئولين شد , افزايش لجام گسيخته گراني و عدم نظارت دولت بر اين امر بود. تورم و گراني كه از اواخر سال گذشته كليد آن زده شد در ماههاي اوليه امسال از چنان رشدي برخوردار گرديد كه ادامه آن در طول ماههاي آينده مي تواند بحرانهاي عميقي را در سطح جامعه ايجاد كند. بسياري از مردم , ريشه اين گراني ها را در سياستهاي دولت مي دانند و معتقدند با آغاز اين گراني ها از ابتداي سال توسط دولت و سازمانهاي دولتي و عدم نظارت بر تبعات اقتصادي , اجتماعي و رواني آن , دولت به طور ناخواسته درچرخه معيوبي قرار مي گيرد كه سرانجامي جز تورم و گراني وحشتناك و لجام گسيخته ندارد.
دولت بايد با ارائه سياستهاي معقول در بودجه سالانه خود وسياستهاي انقباضي و كنترلي , از ايجاد چنين شرايطي جلوگيري كند زيرا در غير اينصورت دولتمردان بايد بپذيرند كه « خود كرده را تدبير نيست » .
قلمرو فرهنگ و سينماي كشور نيز در هفته جاري عرصه تاخت و تاز و نمايش فيلم هاي موهن و زهرآگين بود كه ارزشهاي اعتقادي و هنجارهاي اجتماعي را نشانه گرفته اند. نمايش فيلم « مارمولك » كه توسط يك مافياي سينمايي ساخته و اجازه نمايش يافته , از چنان صحنه هاي اهانت آميز عليه روحانيت برخوردار است كه به جرات مي توان گفت در دوران رژيم ستمشاهي اجازه اكران چنين كمدي سخيف و توهين آميزي عليه روحانيت داده نمي شد.
اين فيلم كه دقيقا با افكار مارمولك صفت براي ضربه زدن به جايگاه روحانيت راستين و خدمت به دشمنان انقلاب ساخته شده از چنان انحرافات اساسي برخوردار است كه مخالفت افراد دلسوخته و انقلابي را برانگيخت به طوري كه خواستار جلوگيري از ادامه نمايش آن و شناسايي خط مافيايي ساخت چنين فيلم هاي هنجارشكن و كوركردن اين خط شدند.
افشا نقش نظاميان آمريكائي و انگليسي در شكنجه شهروندان عراقي , رويدادي بود كه در اين هفته خشم و انزجار افكار عمومي ملتهاي مسلمان جهان را برانگيخت . بر اساس گزارشي كه در بسياري از مطبوعات اروپائي و حتي آمريكائي به چاپ رسيد , نظاميان آمريكائي در زندان ابوغريب بغداد , مرتكب شنيع ترين رفتارهاي ضداخلاقي عليه زندانيان زن و مرد اين زندان شده اند. اين گزارشها كه با انتشار عكس هاي مستند از رفتار وقيح نظاميان آمريكائي عليه زندانيان در داخل بازداشتگاه ابوغريب توام بود , چنان طبل رسوائي محافل سياسي آمريكا را به صدا درآورد كه بالاترين مقامهاي حكومت آمريكا از جمله بوش و پاول را به واكنش واداشت . مقامات آمريكائي مستاصل در برابر رسوائي بوجود آمده مدعي شدند كه عاملان اين حادثه را شناسائي و مجازات خواهند كرد اما بلافاصله پس از اين وعده دروغين , انتشار نقش مستقيم سازمان سيا و سازمان ضداطلاعات ارتش آمريكا در فرماندهي و اجراي عمليات شكنجه و آزار و تعرض به زندانيان ابوغريب توانست هيات حاكمه رياكار واشنگتن را بي آبروتر از قبل سازد. موج اين رسوائي به حدي گسترده بود كه بسياري از دولتهاي جهان و مقامات رسمي كشورهاي اروپائي و آسيائي كه در ميان آنها متحدان آمريكا نيز بچشم مي خورند , از رفتار مستهجن و پرفساد آمريكا در عراق اظهار تاسف كردند , كوفي عنان دبير كل سازمان ملل خشم خود را نسبت به رفتار جنون آميز نظاميان ميگسار آمريكائي در عراق ابراز داشت و « ديويدكي » رئيس سابق بازرسان تسليحاتي در عراق تصريح كرد كه متاسفانه آمريكا خود به صورت بخشي از مشكلات در بحران عراق در آمده و بايد از اين كشور آشوب زده خارج شود. اين رسوائي اخلاقي در شرايطي است كه هر روز تعداد تلفات نظاميان آمريكائي در روياروئي بامدافعين شهرهاي عراق افزوده مي شود و بر اساس آماري كه روزنامه هاي آمريكائي در اين هفته انتشار دادند تنها طي يك ماه اخير 130 نظامي آمريكائي در عراق توسط مردم به هلاكت رسيده اند. اين حوادث هر روز بر ميزان نارضائي مردم آمريكا و بسياري از شخصيتهاي سياسي اين كشور افزوده و انزجار آنان را عليه جنگ طلبي بوش برانگيخته است . در اين هفته 50 ديپلمات آمريكائي در نامه سرگشاده اي خطاب به بوش , حمايت وي از جنايات شارون در فلسطين اشغالي را محكوم كردند و سياستهاي خاورميانه اي دولت آمريكا را مورد انتقاد قرار دادند.
در هر حال آنچه كه اكثر تحليلگران سياسي منطقه و جهان به آن اذعان دارند , بحران عراق به منزله باتلاقي است كه آمريكائيها خود آن را بوجود آورده و خود در آن گرفتار شده اند.
تحولات سياسي در فلسطين اشغالي در هفته جاري يك گام ديگر كابينه شارون را به سوي فروپاشي سوق داد. مخالفت اكثر اعضاي حزب افراطي ليكود با طرح شارون در مورد تصرف مناطق بيشتري از اراضي كرانه باختري رود اردن از طريق تغيير مسير « ديوار حائل » همزمان با خروج از بعضي نقاط غزه , كه در همه پرسي روز يكشنبه هفته جاري صورت گرفت , موقعيت سياسي شارون و كابينه اش را به شدت در معرض تهديد قرار داد. از سوي ديگر از سرگيري عمليات شهادت طلبانه در منطقه غزه و اقدامات تلافي جويانه رزم آوران فلسطيني كه در پاسخ به جنايات رژيم صهيونيستي در ترور فعالان انتفاضه صورت گرفته , ضربه ديگري است كه حكومت متزلزل شارون را تحت فشار خرد كننده اي قرار داده است . در نتيجه اين تحولات , رژيم شارون نيز در اين هفته بر ميزان حملات و جنايات خود عليه مردم فلسطين بويژه در منطقه غزه افزود و با اين رشته تهاجم تلاش كرد شكست سياسي خود در داخل حزب ليكود را جبران نمايد. ناظران سياسي معتقدند اگرچه اين تحول نقش قابل ملاحظه اي در تضعيف موقعيت شارون در داخل حزب ليكود , داخل كابينه و داخل مجلس نمايندگان اسرائيل گذارده اما همه اينها ناشي از بحراني است كه بخاطر انتفاضه ملت فلسطين و ضربات اين قيام بر ساختار حكومتي اسرائيل وارد آمده است زيرا تمهيداتي از قبيل احداث ديوار حائل و يا خروج از نوار غزه , كه شارون آنها را به قضاوت اعضاي حزب ليكود گذارده , عموما تدابيري براي رهائي صهيونيستها از گزند انتفاضه ملت فلسطين است . انتفاضه , پديده مقدسي است كه سرانجام تومار موجوديت نامشروع غاصبين را در سرزمين اسلامي فلسطين در هم خواهد پيچيد.
از ديگر رويدادهاي عمده سياسي در هفته جاري پيوستن 10 عضو جديد به مجموعه اعضاي قديمي اتحاديه اروپا بوده است . كشورهاي اسلوني , اسلواكي , چك , لتوني , قبرس , استوني , مجارستان , مالت , ليتواني و لهستان , اغلب از جمله كشورهاي بلوك شرق بودند كه در سالهاي پس از فروپاشي شوروي شديدا به آمريكا وابسته شدند و پس از يك دهه انتظار در پشت درهاي ورودي اتحاديه اروپا , سرانجام وارد اين اتحاديه شدند . با احتساب اين 10 عضو , اكنون جمعيت اتحاديه اروپا به 450 ميليون نفر رسيده است .
اعضاي جديد از جمله كشورهاي فقير اروپايي هستند كه از جهت توليدات صنعتي , قدرت پولي و وضعيت رفاهي و اقتصادي مردم آن , عموما قابل رقابت با كشورهاي غرب اروپا نمي باشند و از اين جهات باري بر دوش اعضاي قديمي اتحاديه اروپا خواهند بود ولي نكته اي كه در اين تحول حائز اهميت است وابستگي سياسي اكثرا اعضاي جديد به آمريكا است . بيشتر كشورهائي كه در اين هفته به عضويت اتحاديه اروپا درآمده و اين تشكل را 25 عضوي كردند در سياست خارجي , وابستگي شديدي به اراده آمريكا دارند. ورود چنين اعضائي به داخل اروپا پديده اي است كه سبب تحكيم و تقويت نفوذ آمريكا در اتحاديه مزبور خواهد شد. به همين دليل است كه دولت آمريكا كه همراه با شوروي سابق عامل تجزيه اروپا به دو بخش شرقي و غربي بوده و به مدت نيم قرن از دوپارگي اروپا حمايت مي كرد اكنون مدافع وحدت اروپا شده و خود را حامي يكپارچگي آن نشان مي دهد. اين حمايت نشان دهنده خشنودي آمريكا از وضعيتي است كه باورود دولتهاي سپرده كاخ سفيد به داخل اتحاديه نسبتا مستقل اروپا بوجود آمده است , پديده اي كه جز سلطه گري , مداخله جوئي و « استكبار » مفهوم ديگري ندارد.