روزنامه جمهوري اسلامي 16/02/1383 صفحه عقيدتي
تبيين ديدگاه هاي استاد مطهري درباره آسيب شناسي مدايح و مراثي ـ4
هدف , وسيله را توجيه نمي كند


مديحه سرايي و مرثيه خواني براي بزرگداشت مكتب امام حسين (ع ) و زنده نگهداشتن اهداف نهضت عاشورا , يك ضرورت قطعي و انكارناپذير مي باشد. اين ضرورت كه به صورت يك عمل مستحبي و پسنديده و موجب جلب پاداش و ثواب هاي فراوان معنوي است , از جانب ائمه اطهار(ع ) و در قالب دستورات و رهنمودهاي اكيد و مكرر مورد توجه و نظر خاص قرار گرفته است و شيعيان به برگزاري مراسم عزاداري و مرثيه خواني و مديحه سرايي براي شهداي كربلا ترغيب شده اند.
طبيعي است كه توصيه هاي مكرر ائمه دين (ع ) براي بهره وري از مدايح و مراثي به منظور زنده نگه داشتن نام و ياد امام حسين (ع ) و اهداف و آرمانهاي پاك و والاي او , بايد براساس ضوابط و معيارهاي شرعي و منطبق با واقعيت هاي تاريخي تحقق پذيرد و هرگز از مسير حق خارج نشود و در بيراهه هايي چون تحريف گري و دروغ بافي نيفتد , كه اگر چنين شود نه تنها اهداف مورد نظر ائمه اطهار(ع ) در بزرگداشت نهضت عاشورا جامه عمل به خود نمي پوشاند , بلكه حقايق و واقعيت هاي اين حركت رهايي بخش واژگون مي گردد و در جامعه اثر معكوس و منفي به وجود مي آورد.
ضرورت حياتي و نقش تعيين كننده مدايح و مراثي براي بزرگداشت نهضت عاشورا و جاري كردن ارزش هاي زيبا و انسان ساز و حركت آفرين آن در عرصه ها و صحنه هاي مختلف حيات اجتماعي , برخي از افراد را به دامان افراط و جهل و تصميم هاي نامشروع و نامعقول افكند و تا آنجا بيراهه هاي انحطاط را بر سر راه آنان گشود و به نفسانيت هاي گوناگون اسير و گرفتارشان ساخت كه براي نيل به هدفي چون گرياندن مردم , همه ابزارها و وسيله هاي خلاف و نامشروع را به استخدام درآوردند و ازجمله تحريف و دروغ را مستمسكي قرار دادند براي جلب توجه و گرياندن بيشتر و پرشورتر عزاداران !
از ديدگاه حاميان اين تفكر باطل و معارض با اصول و مباني و تعاليم دين مبين اسلام , اگر بخواهيم در مردم شور و حرارت فراوان توليد كنيم تا از اين طريق بيشتر بگريند و به ثواب و اجر وصف ناپذير عزاداري براي امام حسين (ع ) نائل آيند , هيچ مانعي ندارد كه بعضي از وقايع تاريخي را به دست تغيير و تبديل بسپريم يا روضه ها و مرثيه هايي را كه صحت آنها ثابت نشده و سندشان تاييد نگرديده , مطرح نمائيم و از اين هم بالاتر , به جعل برخي از مراثي بپردازيم ! يعني وقتي « گرياندن » هدف است , براي رسيدن به آن , همه وسيله ها توجيه مي شوند و به بهره برداري مي رسند و بدين ترتيب در اينجا جعل و تحريف و دروغ و خرافه به آن دليل كه تحقق هدف مقدس گرياندن را تضمين مي كنند , جايز و روا مي باشند!
اين تفكر باطل , همان « ماكياوليسم » است كه « اسلام » به شدت با آن مخالفت مي كند و مراثي و مرثيه خوانان پيرو اين طرز فكر را محكوم مي نمايد.
ماكياوليسم (1 ) كه به آن فلسفه استبداد جديد نيز مي گويند , اصل و نظريه مشهوري دارد كه براساس آن اعلام مي نمايد : « هدف , وسيله را توجيه مي كند » .
اصل « هدف وسيله را توجيه مي كند » , زمامداران را براي نيل به قدرت و ازدياد آن آزاد و رها مي گذارد و آنان را مجاز مي سازد به هر عمل خلافي همچون حيله و تزوير و دروغ و جنايت و تقلب و نقض قول و پيمان شكني و نقض مقررات اخلاقي متوسل شوند. همچنين براساس اين فلسفه باطل , اخلاق و مذهب ابزار دست زمامدار است و او براي انجام هر عمل نامشروع و خلافي مختار مي باشد . (2 )
هم اينك نظام هاي سياسي و حكومتي دنياي غرب براساس اصول و معيارهاي مبتني بر ماكياوليسم به تعامل با مردم جوامع خود و ساير جوامع و كشورها مي پردازند.
اصول و معيارهاي ماكياوليستي نه تنها در دنياي سياست و نظام هاي حكومتي غرب و كشورها و مجامع غرب گرا ترويج مي گردد , بلكه در مجموعه مديريت هاي غيرسياسي نيز رخنه و نفوذ كرده و متاسفانه به صورت يك عارضه مهلك و ويران گر درآمده است . و از اين خطرناك تر , مشاهده مي شود كه در تعاملات و مواجهات متداول گروهي از مردم ـ كه به طور طبيعي پايبندي صحيحي به اسلام و ايمان و ارزشهاي والاي اخلاقي ندارند و دين به دنيافروشي و زندگي دم غنيمتي از مشخصه هاي بارز آنان محسوب مي شود ـ راه يافته و آنان را وادار به تمسك به حربه هاي دروغ و نيرنگ و تقلب و خيانت و فضاسازي هاي باطل و خلاف شرع براي نيل به اهداف موردنظرشان مي سازد!
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از راهيابي طرز تفكر ماكياوليسم به برخي از مراثي هشدار مي دهد و از اين كه اصل و فلسفه منحط « هدف وسيله را توجيه مي كند » براي گرياندن بيشتر مردم به بهره برداري هاي مكرر رسيده است , به شدت احساس خطر مي نمايد و اين عمل را در تعارض آشكار با تعاليم و قوانين اسلام مي داند.
استاد مطهري اين طرز تفكر رخنه كرده در مرثيه خواني ها را اينگونه توصيف مي نمايد :
« عده اي گفتند موضوع امام حسين و گريه بر او , ثوابش آنقدر زياد است كه از هر وسيله اي براي اين كار مي شود استفاده كرد! يك حرفي امروزي ها در مكتب « ماكياول » درآورده اند كه مي گويند هدف وسيله را مباح مي كند. هدف خوب باشد , وسيله هرچه شد , شد! اين ها هم گفتند ما يك هدف مقدس و منزه داريم و آن گريستن بر امام حسين است كه كار بسيار خوبي است و بايد گريست . به چه وسيله بگريانيم به هر وسيله كه شد! هدف كه مقدس است , وسيله هرچه شد , شد! اگر تعزيه درآوريم , يك تعزيه هاي اهانت آور , درست است يا نه گفتند اشك جاري مي شود يا نه همين قدر كه اشك جاري شود , اشكال ندارد...! معصيت كاري بكنيم , به بدن مرد لباس زن بپوشانيم , عروسي قاسم درست كنيم , جعل كنيم , تحريف كنيم , در دستگاه امام حسين اين حرفها مانعي ندارد! دستگاه امام حسين از دستگاه ديگران جداست ! در اينجا دروغ گفتن بخشيده است ! جعل كردن , تحريف كردن , شبيه سازي , به تن مرد لباس زن پوشاندن , بخشيده است ! هر گناهي كه اينجا بكنيد , بخشيده است , هدف خيلي مقدس است ! در نتيجه افرادي دست به جعل و تحريف اين قضيه زدند كه انسان تعجب مي كند! » (3 )
استاد مطهري براي نشان دادن مصداق و جلوه اي از اين تفكر باطل و خلاف تعاليم مقدس اسلام و در تضاد آشكار با اهداف و انگيزه هاي پاك امام حسين (ع ) , به جعل يك روضه دروغين توسط يكي از وعاظ فاقد معرفت و دانش ديني اشاره مي كند و از اين كه براي گرياندن بيشتر مردم به عنوان « هدف » , ابزار و وسيله جعل و دروغ به كار گرفته مي شود , آه از نهاد خود برمي كشد و به شگفتي و حيرت فرو مي رود. استاد مطهري روضه جعل شده توسط آن شخص را اينگونه توضيح مي دهد :
« ... داستان پيرزني را نقل مي كرد كه در زمان متوكل مي خواست به زيارت امام حسين برود و آن وقت جلوگيري مي كردند و دستها را مي بريدند. تا اين كه قضيه را به آنجا رساند كه اين زن را بردند و در دريا انداختند. در همان حال اين زن فرياد كرد : يا ابالفضل العباس ! وقتي داشت غرق مي شد سواري آمد و گفت : ركاب اسب مرا بگير. ركابش را گرفت , گفت چرا دستت را دراز نمي كني گفت من دست در بدن ندارم , كه مردم خيلي گريه كردند . » (4 )
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري در بيان تاريخچه جعل اين روضه دروغين , به مجلس روضه اي اشاره مي كند كه از بزرگترين مجالس سوگواري در اصفهان محسوب مي شده است . واعظ و مرثيه خوان جاعل اين روضه درباره حضور و شركتش در اين مجلس بزرگ و ساختن اين مرثيه خلاف واقع توضيحاتي دارد كه استاد مطهري به نقل آن مي پردازد :
« من آخرين منبري بودم . منبري هاي ديگر مي آمدند و هنر خودشان را براي گرياندن مردم اعمال مي كردند. هر كس مي آمد روي دست ديگري مي زد و بعد از منبر خود مي نشست تا هنر روضه خوان بعد از خود را ببيند. تا ظهر طول كشيد. ديدم هر كس هر هنري داشت به كار برد , اشك مردم را گرفت . فكر كردم من چه كنم همان جا اين قضيه را جعل كردم , رفتم قصه را گفتم و از همه بالاتر زدم . عصر همان روز رفتم در مجلس ديگري كه در چارسوق بود , ديدم آن كه قبل از من منبر رفته همين داستان را مي گويد! كم كم در كتاب ها نوشتند و چاپ هم كردند! » (5 )
استاد مطهري سپس حزن و حسرت خود را از وقوع اين دروغهاي بزرگ براساس اصل ماكياوليستي « هدف وسيله را توجيه مي كند » براي ايجاد شور و حرارت در مجالس مرثيه خواني و گرياندن بيشتر مردم , اينگونه ابراز مي دارد :
« اين موضوع كه دستگاه حسيني , دستگاه جدايي است و از هر وسيله اي براي گرياندن مردم مي شود استفاده كرد , اين توهم و خيال دروغ و غلط , عامل بزرگي براي جعل و تحريف شد... اين چه غوغايي است ! اين چه حرف شريعت خراب كني است ! اين كه براي گرياندن مردم در سوگ امام حسين , استفاده كردن از هر وسيله اي جايز است , به خدا قسم برخلاف گفته امام حسين است . امام حسين شهيد شد كه اسلام بالا برود... امام حسين كشته شد كه سنن اسلامي , مقررات اسلامي , قوانين اسلامي زنده شود , نه اين كه بهانه اي شود كه پاروي سنن اسلامي بگذارند. امام حسين را ما به صورت العياذبالله اسلام خراب كن درآورده ايم . امام حسيني كه ما در خيال خودمان درست كرده ايم , اسلام خراب كن است ! » (6 )
آنچه بر درد و اندوه ها مي افزايد و زخمها را عميق تر مي سازد اين است كه مرثيه هايي كه براساس فلسفه باطل « هدف وسيله را توجيه مي كند » به وجود مي آيد و سرتاسر كذب و دروغ مي باشد , به آثار مكتوب نيز راه مي يابد و به صورت « كتاب » چاپ و نشر و ترويج مي شود. بدين ترتيب نه تنها از تحريف و دروغ ها كاسته نمي شود , كه « ثبت » و « ضبط » نيز مي گردد و به صورت اثر « ماندگار » از آن محافظت ميشود و با تيراژهاي وسيع منتشر مي گردد!
كتاب « روضه الشهدا » و « اسرارالشهاده » ازجمله آثار مكتوبي هستند كه به ثبت و ضبط مراثي تحريف شده و كذب و دروغ و تبليغ و ترويج آنها پرداخته اند.
متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري از اين دو كتاب خطرناك و آسيب رسان , با درد و اندوه ياد مي كند :
« كتاب معروفي است به نام « روضه الشهدا » كه نويسنده آن ملاحسين كاشفي است ... من اين كتاب را نديده بودم و خيال مي كردم در آن يكي دو تا از اين حرفهاست ... اولين كتابي كه در مرثيه به فارسي نوشته شده , همين كتاب است كه در پانصد سال پيش نوشته شده است . قبل از اين كتاب , مردم به منابع اصلي مراجعه مي كردند. شيخ مفيد رضوان الله عليه « ارشاد » را نوشته است و چقدر متقن نوشته است . ما اگر به « ارشاد » شيخ مفيد خودمان مراجعه كنيم , احتياج به جاي ديگر نداريم ...
من نمي دانم اين بي انصاف (صاحب كتاب روضه الشهدا) چه كرده است ! وقتي كه كتاب را خواندم ديدم حتي اسمها جعلي است ! يعني در اصحاب امام حسين اسمهايي را ذكر مي كند كه اصلا وجود نداشته اند! در ميان دشمن هم اسمهايي را مي گويد كه همه جعلي است . داستان ها را به شكل افسانه درآورده است !
اين كتاب چون اولين كتابي است كه به زبان فارسي نوشته شد , لذا مرثيه خوان ها كه اغلب بي سواد بودند و به كتاب هاي عربي مراجعه نمي كردند , همين كتاب را مي گرفتند و در مجالس از رومي خواندند... از وقتي كه اين كتاب به دست مردم افتاد , كسي تاريخ واقعي امام حسين را مطالعه نكرد!
در شصت هفتاد سال پيش مرحوم ملاآقاي دربندي پيدا شد. تمام حرفهاي روضه الشهدا را به اضافه چيزهاي ديگري پيدا كرد و همه را يكجا جمع كرد و كتابي نوشت به نام « اسرار الشهاده » , واقعا مطالب اين كتاب انسان را وادار مي كند كه به اسلام بگريد! » (7 )
متفكر شهيد در كنار آه و درد و حسرت و اندوهي كه از عملكرد صاحبان كتب روضه الشهدا و اسرارالشهاده از گلو خارج مي سازد , از عالمان آگاه و مسئول و دردآشنايي چون مرحوم آخوند خراساني , مرحوم حاجي نوري , مرحوم حاج شيخ عبدالحسين تهراني , و مرحوم صاحب مقامع به نيكي ياد مي نمايد و مراقبت و تلاشهايشان را در حفظ تاريخ معتبر عاشورا و مقابله با جعل و خرافه گرايي ها تمجيد مي كند. بدين ترتيب در بستر تاريخ , همچنان كه وعاظ و مديحه سرايان و مرثيه خوانان غيرمسئول و فاقد بينش و دانش هاي لازم ديني زمينه ساز رشد و گسترش تحريف و خرافه در وقايع نهضت مقدس حضرت امام حسين (ع ) بوده اند , عالمان فرهيخته و انديشمند و وعاظ آگاه و مسئول و دردآشنا و مديحه سرايان و مرثيه خوانان مومن و متعهد و دانا , بيراهه هاي گمراهي آفرين و ترديدافزا را مسدود ساخته و « راه روشن دين » را بر سر راه تشنگان حقيقت و شيفتگان مكتب اهل بيت عصمت و طهارت و عاشقان و دلدادگان حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) مي گشايند و مشعل هاي هدايت و رشد و بالندگي و عزت و رستگاري را در ظلمات و تيرگي هاي شب جهل و خرافه برمي افروزند و از اعماق وجود و با پشتوانه هاي سترگ معرفتي و علمي و پژوهشي فرياد برمي آورند كه : اسلام همواره زنده و جاودان و حاضر و ناظر در تمام عرصه ها و صحنه هاي حيات است و پرچمداران و مرزبانان توحيد در تمام ادوار و زمانها و مكانها راه را بر كژانديشي ها و تحريف و بدعت گزاري ها و جعل و خرافه بافي ها مسدود مي سازند و اين وديعه بزرگ الهي را از دستبرد حوادث روزگار مصون مي دارند.

پاورقي :
1 ـ ماكياوليسم مجموعه اصول و روشهايي است كه از انديشه هاي سياسي , فلسفي و اجتماعي « ماكياولي » فيلسوف و سياستمدار ايتاليائي قرن 15 سرچشمه مي گيرد . اين اصول و روشها كه هر جنايت و ظلم و فريب و نيرنگي را براي نيل به قدرت سياسي و تداوم آن تجويز مي نمايد , عليرغم مخالفت ها و طرد و نفي هايي كه برانگيخت , هم اكنون مورد توجه و عمل بسياري از سران كشورهاي غربي ازجمله آمريكا و انگليس قرار مي گيرد و توجيه كننده جنايات آنان مي باشد!
2 ـ مكتب هاي سياسي , دكتر بهاالدين پازارگاد , انتشارات اقبال , ص 185
3 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , ج 1 , ص 48 و 49
4 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 49
5 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 50
6 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 51 و 52
7 ـ همان مدرك , ص 55 ـ53
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از راهيابي طرز تفكر « ماكياوليسم » به برخي از مراثي هشدار مي دهد و از اين كه اصل و فلسفه منحط « هدف وسيله را توجيه مي كند » براي گرياندن بيشتر مردم به بهره برداري هاي مكرر رسيده است , به شدت احساس خطر مي نمايد و اين عمل را در تعارض آشكار با تعاليم و قوانين اسلام مي داند
در بستر تاريخ , همچنان كه وعاظ و مديحه سرايان و مرثيه خوان غيرمسئول و فاقد بينش و دانش هاي لازم ديني زمينه ساز رشد و گسترش تحريف و خرافه در وقايع نهضت مقدس حضرت امام حسين (ع ) بوده اند , عالمان فرهيخته و انديشمند و وعاظ آگاه و مسئول و دردآشنا و مديحه سرايان و مرثيه خوانان مومن و متعهد و دانا , بيراهه هاي گمراهي آفرين و ترديدافزا را مسدود ساخته و « راه روشن دين » را بر سر تشنگان حقيقت و شيفتگان مكتب اهل بيت عصمت و طهارت گشوده اند و مشعل هاي هدايت و رشد و بالندگي و عزت و رستگاري را در ظلمات و تيرگي هاي شب جهل و خرافه برافروخته اند