مديحه سرايي و مرثيه خواني براي بزرگداشت مكتب
امام حسين (ع ) و زنده نگهداشتن اهداف نهضت عاشورا , يك
ضرورت قطعي و انكارناپذير مي باشد. اين ضرورت كه به
صورت يك عمل مستحبي و پسنديده و موجب جلب پاداش و
ثواب هاي فراوان معنوي است , از جانب ائمه اطهار(ع ) و در
قالب دستورات و رهنمودهاي اكيد و مكرر مورد توجه و نظر
خاص قرار گرفته است و شيعيان به برگزاري مراسم عزاداري و
مرثيه خواني و مديحه سرايي براي شهداي كربلا ترغيب
شده اند.
طبيعي است كه توصيه هاي مكرر ائمه دين (ع ) براي
بهره وري از مدايح و مراثي به منظور زنده نگه داشتن نام و ياد
امام حسين (ع ) و اهداف و آرمانهاي پاك و والاي او , بايد
براساس ضوابط و معيارهاي شرعي و منطبق با واقعيت هاي
تاريخي تحقق پذيرد و هرگز از مسير حق خارج نشود و در
بيراهه هايي چون تحريف گري و دروغ بافي نيفتد , كه اگر چنين
شود نه تنها اهداف مورد نظر ائمه اطهار(ع ) در بزرگداشت
نهضت عاشورا جامه عمل به خود نمي پوشاند , بلكه حقايق و
واقعيت هاي اين حركت رهايي بخش واژگون مي گردد و در
جامعه اثر معكوس و منفي به وجود مي آورد.
ضرورت حياتي و نقش تعيين كننده مدايح و مراثي براي
بزرگداشت نهضت عاشورا و جاري كردن ارزش هاي زيبا و
انسان ساز و حركت آفرين آن در عرصه ها و صحنه هاي مختلف
حيات اجتماعي , برخي از افراد را به دامان افراط و جهل و
تصميم هاي نامشروع و نامعقول افكند و تا آنجا بيراهه هاي
انحطاط را بر سر راه آنان گشود و به نفسانيت هاي گوناگون
اسير و گرفتارشان ساخت كه براي نيل به هدفي چون گرياندن
مردم , همه ابزارها و وسيله هاي خلاف و نامشروع را به
استخدام درآوردند و ازجمله تحريف و دروغ را مستمسكي
قرار دادند براي جلب توجه و گرياندن بيشتر و پرشورتر
عزاداران !
از ديدگاه حاميان اين تفكر باطل و معارض با اصول و
مباني و تعاليم دين مبين اسلام , اگر بخواهيم در مردم شور و
حرارت فراوان توليد كنيم تا از اين طريق بيشتر بگريند و به
ثواب و اجر وصف ناپذير عزاداري براي امام حسين (ع ) نائل
آيند , هيچ مانعي ندارد كه بعضي از وقايع تاريخي را به دست
تغيير و تبديل بسپريم يا روضه ها و مرثيه هايي را كه صحت آنها
ثابت نشده و سندشان تاييد نگرديده , مطرح نمائيم و از اين هم
بالاتر , به جعل برخي از مراثي بپردازيم ! يعني وقتي « گرياندن »
هدف است , براي رسيدن به آن , همه وسيله ها توجيه مي شوند
و به بهره برداري مي رسند و بدين ترتيب در اينجا جعل و
تحريف و دروغ و خرافه به آن دليل كه تحقق هدف مقدس
گرياندن را تضمين مي كنند , جايز و روا مي باشند!
اين تفكر باطل , همان « ماكياوليسم » است كه « اسلام » به
شدت با آن مخالفت مي كند و مراثي و مرثيه خوانان پيرو اين
طرز فكر را محكوم مي نمايد.
ماكياوليسم (1 ) كه به آن فلسفه استبداد جديد نيز مي گويند ,
اصل و نظريه مشهوري دارد كه براساس آن اعلام مي نمايد :
« هدف , وسيله را توجيه مي كند » .
اصل « هدف وسيله را توجيه مي كند » , زمامداران را براي
نيل به قدرت و ازدياد آن آزاد و رها مي گذارد و آنان را مجاز
مي سازد به هر عمل خلافي همچون حيله و تزوير و دروغ و
جنايت و تقلب و نقض قول و پيمان شكني و نقض مقررات
اخلاقي متوسل شوند. همچنين براساس اين فلسفه باطل ,
اخلاق و مذهب ابزار دست زمامدار است و او براي انجام هر
عمل نامشروع و خلافي مختار مي باشد . (2 )
هم اينك نظام هاي سياسي و حكومتي دنياي غرب براساس
اصول و معيارهاي مبتني بر ماكياوليسم به تعامل با مردم
جوامع خود و ساير جوامع و كشورها مي پردازند.
اصول و معيارهاي ماكياوليستي نه تنها در دنياي سياست و
نظام هاي حكومتي غرب و كشورها و مجامع غرب گرا ترويج
مي گردد , بلكه در مجموعه مديريت هاي غيرسياسي نيز رخنه و
نفوذ كرده و متاسفانه به صورت يك عارضه مهلك و ويران گر
درآمده است . و از اين خطرناك تر , مشاهده مي شود كه در
تعاملات و مواجهات متداول گروهي از مردم ـ كه به طور
طبيعي پايبندي صحيحي به اسلام و ايمان و ارزشهاي والاي
اخلاقي ندارند و دين به دنيافروشي و زندگي دم غنيمتي از
مشخصه هاي بارز آنان محسوب مي شود ـ راه يافته و آنان را
وادار به تمسك به حربه هاي دروغ و نيرنگ و تقلب و خيانت و
فضاسازي هاي باطل و خلاف شرع براي نيل به اهداف
موردنظرشان مي سازد!
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از راهيابي طرز تفكر
ماكياوليسم به برخي از مراثي هشدار مي دهد و از اين كه اصل و
فلسفه منحط « هدف وسيله را توجيه مي كند » براي گرياندن
بيشتر مردم به بهره برداري هاي مكرر رسيده است , به شدت
احساس خطر مي نمايد و اين عمل را در تعارض آشكار با
تعاليم و قوانين اسلام مي داند.
استاد مطهري اين طرز تفكر رخنه كرده در مرثيه خواني ها
را اينگونه توصيف مي نمايد :
« عده اي گفتند موضوع امام حسين و گريه بر او , ثوابش
آنقدر زياد است كه از هر وسيله اي براي اين كار مي شود
استفاده كرد! يك حرفي امروزي ها در مكتب « ماكياول »
درآورده اند كه مي گويند هدف وسيله را مباح مي كند. هدف
خوب باشد , وسيله هرچه شد , شد! اين ها هم گفتند ما يك
هدف مقدس و منزه داريم و آن گريستن بر امام حسين است كه
كار بسيار خوبي است و بايد گريست . به چه وسيله بگريانيم
به هر وسيله كه شد! هدف كه مقدس است , وسيله هرچه شد ,
شد! اگر تعزيه درآوريم , يك تعزيه هاي اهانت آور , درست است
يا نه گفتند اشك جاري مي شود يا نه همين قدر كه اشك
جاري شود , اشكال ندارد...! معصيت كاري بكنيم , به بدن مرد
لباس زن بپوشانيم , عروسي قاسم درست كنيم , جعل كنيم ,
تحريف كنيم , در دستگاه امام حسين اين حرفها مانعي ندارد!
دستگاه امام حسين از دستگاه ديگران جداست ! در اينجا دروغ
گفتن بخشيده است ! جعل كردن , تحريف كردن , شبيه سازي , به
تن مرد لباس زن پوشاندن , بخشيده است ! هر گناهي كه اينجا
بكنيد , بخشيده است , هدف خيلي مقدس است ! در نتيجه
افرادي دست به جعل و تحريف اين قضيه زدند كه انسان
تعجب مي كند! » (3 )
استاد مطهري براي نشان دادن مصداق و جلوه اي از اين
تفكر باطل و خلاف تعاليم مقدس اسلام و در تضاد آشكار با
اهداف و انگيزه هاي پاك امام حسين (ع ) , به جعل يك روضه
دروغين توسط يكي از وعاظ فاقد معرفت و دانش ديني اشاره
مي كند و از اين كه براي گرياندن بيشتر مردم به عنوان « هدف » ,
ابزار و وسيله جعل و دروغ به كار گرفته مي شود , آه از نهاد خود
برمي كشد و به شگفتي و حيرت فرو مي رود. استاد مطهري
روضه جعل شده توسط آن شخص را اينگونه توضيح مي دهد :
« ... داستان پيرزني را نقل مي كرد كه در زمان متوكل
مي خواست به زيارت امام حسين برود و آن وقت جلوگيري
مي كردند و دستها را مي بريدند. تا اين كه قضيه را به آنجا
رساند كه اين زن را بردند و در دريا انداختند. در همان حال اين
زن فرياد كرد : يا ابالفضل العباس ! وقتي داشت غرق مي شد
سواري آمد و گفت : ركاب اسب مرا بگير. ركابش را گرفت ,
گفت چرا دستت را دراز نمي كني گفت من دست در بدن
ندارم , كه مردم خيلي گريه كردند . » (4 )
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري در بيان تاريخچه جعل
اين روضه دروغين , به مجلس روضه اي اشاره مي كند كه از
بزرگترين مجالس سوگواري در اصفهان محسوب مي شده
است . واعظ و مرثيه خوان جاعل اين روضه درباره حضور و
شركتش در اين مجلس بزرگ و ساختن اين مرثيه خلاف واقع
توضيحاتي دارد كه استاد مطهري به نقل آن مي پردازد :
« من آخرين منبري بودم . منبري هاي ديگر مي آمدند و هنر
خودشان را براي گرياندن مردم اعمال مي كردند. هر كس مي آمد
روي دست ديگري مي زد و بعد از منبر خود مي نشست تا هنر
روضه خوان بعد از خود را ببيند. تا ظهر طول كشيد. ديدم هر
كس هر هنري داشت به كار برد , اشك مردم را گرفت . فكر كردم
من چه كنم همان جا اين قضيه را جعل كردم , رفتم قصه را
گفتم و از همه بالاتر زدم . عصر همان روز رفتم در مجلس
ديگري كه در چارسوق بود , ديدم آن كه قبل از من منبر رفته
همين داستان را مي گويد! كم كم در كتاب ها نوشتند و چاپ هم
كردند! » (5 )
استاد مطهري سپس حزن و حسرت خود را از وقوع اين
دروغهاي بزرگ براساس اصل ماكياوليستي « هدف وسيله را
توجيه مي كند » براي ايجاد شور و حرارت در مجالس
مرثيه خواني و گرياندن بيشتر مردم , اينگونه ابراز
مي دارد :
« اين موضوع كه دستگاه حسيني , دستگاه جدايي است و
از هر وسيله اي براي گرياندن مردم مي شود استفاده كرد , اين
توهم و خيال دروغ و غلط , عامل بزرگي براي جعل و تحريف
شد... اين چه غوغايي است ! اين چه حرف شريعت خراب
كني است ! اين كه براي گرياندن مردم در سوگ امام حسين ,
استفاده كردن از هر وسيله اي جايز است , به خدا قسم برخلاف
گفته امام حسين است . امام حسين شهيد شد كه اسلام بالا
برود... امام حسين كشته شد كه سنن اسلامي , مقررات
اسلامي , قوانين اسلامي زنده شود , نه اين كه بهانه اي شود كه
پاروي سنن اسلامي بگذارند. امام حسين را ما به صورت
العياذبالله اسلام خراب كن درآورده ايم . امام حسيني كه ما در
خيال خودمان درست كرده ايم , اسلام خراب كن است ! » (6 )
آنچه بر درد و اندوه ها مي افزايد و زخمها را عميق تر
مي سازد اين است كه مرثيه هايي كه براساس فلسفه باطل « هدف
وسيله را توجيه مي كند » به وجود مي آيد و سرتاسر كذب و
دروغ مي باشد , به آثار مكتوب نيز راه مي يابد و به صورت
« كتاب » چاپ و نشر و ترويج مي شود. بدين ترتيب نه تنها از
تحريف و دروغ ها كاسته نمي شود , كه « ثبت » و « ضبط » نيز
مي گردد و به صورت اثر « ماندگار » از آن محافظت ميشود و با
تيراژهاي وسيع منتشر مي گردد!
كتاب « روضه الشهدا » و « اسرارالشهاده » ازجمله آثار
مكتوبي هستند كه به ثبت و ضبط مراثي تحريف شده و كذب و
دروغ و تبليغ و ترويج آنها پرداخته اند.
متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري از اين دو كتاب
خطرناك و آسيب رسان , با درد و اندوه ياد مي كند :
« كتاب معروفي است به نام « روضه الشهدا » كه نويسنده
آن ملاحسين كاشفي است ... من اين كتاب را نديده بودم و
خيال مي كردم در آن يكي دو تا از اين حرفهاست ... اولين كتابي
كه در مرثيه به فارسي نوشته شده , همين كتاب است كه در
پانصد سال پيش نوشته شده است . قبل از اين كتاب , مردم به
منابع اصلي مراجعه مي كردند. شيخ مفيد رضوان الله عليه
« ارشاد » را نوشته است و چقدر متقن نوشته است . ما اگر به
« ارشاد » شيخ مفيد خودمان مراجعه كنيم , احتياج به جاي
ديگر نداريم ...
من نمي دانم اين بي انصاف (صاحب كتاب روضه
الشهدا) چه كرده است ! وقتي كه كتاب را خواندم ديدم حتي
اسمها جعلي است ! يعني در اصحاب امام حسين اسمهايي را
ذكر مي كند كه اصلا وجود نداشته اند! در ميان دشمن هم
اسمهايي را مي گويد كه همه جعلي است . داستان ها را به شكل
افسانه درآورده است !
اين كتاب چون اولين كتابي است كه به زبان فارسي نوشته
شد , لذا مرثيه خوان ها كه اغلب بي سواد بودند و به كتاب هاي
عربي مراجعه نمي كردند , همين كتاب را مي گرفتند و در مجالس
از رومي خواندند... از وقتي كه اين كتاب به دست مردم افتاد ,
كسي تاريخ واقعي امام حسين را مطالعه نكرد!
در شصت هفتاد سال پيش مرحوم ملاآقاي دربندي پيدا
شد. تمام حرفهاي روضه الشهدا را به اضافه چيزهاي ديگري
پيدا كرد و همه را يكجا جمع كرد و كتابي نوشت به نام « اسرار
الشهاده » , واقعا مطالب اين كتاب انسان را وادار مي كند كه به
اسلام بگريد! » (7 )
متفكر شهيد در كنار آه و درد و حسرت و اندوهي كه از
عملكرد صاحبان كتب روضه الشهدا و اسرارالشهاده از گلو
خارج مي سازد , از عالمان آگاه و مسئول و دردآشنايي چون
مرحوم آخوند خراساني , مرحوم حاجي نوري , مرحوم حاج
شيخ عبدالحسين تهراني , و مرحوم صاحب مقامع به نيكي ياد
مي نمايد و مراقبت و تلاشهايشان را در حفظ تاريخ معتبر
عاشورا و مقابله با جعل و خرافه گرايي ها تمجيد مي كند. بدين
ترتيب در بستر تاريخ , همچنان كه وعاظ و مديحه سرايان و
مرثيه خوانان غيرمسئول و فاقد بينش و دانش هاي لازم ديني
زمينه ساز رشد و گسترش تحريف و خرافه در وقايع نهضت
مقدس حضرت امام حسين (ع ) بوده اند , عالمان فرهيخته و
انديشمند و وعاظ آگاه و مسئول و دردآشنا و مديحه سرايان و
مرثيه خوانان مومن و متعهد و دانا , بيراهه هاي گمراهي آفرين و
ترديدافزا را مسدود ساخته و « راه روشن دين » را بر سر راه
تشنگان حقيقت و شيفتگان مكتب اهل بيت عصمت و طهارت
و عاشقان و دلدادگان حضرت اباعبدالله الحسين (ع )
مي گشايند و مشعل هاي هدايت و رشد و بالندگي و عزت و
رستگاري را در ظلمات و تيرگي هاي شب جهل و خرافه
برمي افروزند و از اعماق وجود و با پشتوانه هاي سترگ معرفتي
و علمي و پژوهشي فرياد برمي آورند كه : اسلام همواره زنده و
جاودان و حاضر و ناظر در تمام عرصه ها و صحنه هاي حيات
است و پرچمداران و مرزبانان توحيد در تمام ادوار و زمانها و
مكانها راه را بر كژانديشي ها و تحريف و بدعت گزاري ها و جعل
و خرافه بافي ها مسدود مي سازند و اين وديعه بزرگ الهي را از
دستبرد حوادث روزگار مصون مي دارند.
پاورقي :
1 ـ ماكياوليسم مجموعه اصول و روشهايي است كه از
انديشه هاي سياسي , فلسفي و اجتماعي « ماكياولي » فيلسوف و
سياستمدار ايتاليائي قرن 15 سرچشمه مي گيرد . اين اصول و
روشها كه هر جنايت و ظلم و فريب و نيرنگي را براي نيل به
قدرت سياسي و تداوم آن تجويز مي نمايد , عليرغم مخالفت ها
و طرد و نفي هايي كه برانگيخت , هم اكنون مورد توجه و عمل
بسياري از سران كشورهاي غربي ازجمله آمريكا و انگليس قرار
مي گيرد و توجيه كننده جنايات آنان مي باشد!
2 ـ مكتب هاي سياسي , دكتر بهاالدين پازارگاد , انتشارات
اقبال , ص 185
3 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري ,
انتشارات صدرا , ج 1 , ص 48 و 49
4 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 49
5 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 50
6 ـ همان مدرك , ج 1 , ص 51 و 52
7 ـ همان مدرك , ص 55 ـ53
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از راهيابي طرز تفكر
« ماكياوليسم » به برخي از مراثي هشدار مي دهد و از اين كه
اصل و فلسفه منحط « هدف وسيله را توجيه مي كند » براي
گرياندن بيشتر مردم به بهره برداري هاي مكرر رسيده است ,
به شدت احساس خطر مي نمايد و اين عمل را در تعارض
آشكار با تعاليم و قوانين اسلام مي داند
در بستر تاريخ , همچنان كه وعاظ و مديحه سرايان و
مرثيه خوان غيرمسئول و فاقد بينش و دانش هاي لازم ديني
زمينه ساز رشد و گسترش تحريف و خرافه در وقايع نهضت
مقدس حضرت امام حسين (ع ) بوده اند , عالمان فرهيخته و
انديشمند و وعاظ آگاه و مسئول و دردآشنا و مديحه سرايان
و مرثيه خوانان مومن و متعهد و دانا , بيراهه هاي
گمراهي آفرين و ترديدافزا را مسدود ساخته و « راه روشن
دين » را بر سر تشنگان حقيقت و شيفتگان مكتب اهل بيت
عصمت و طهارت گشوده اند و مشعل هاي هدايت و رشد و
بالندگي و عزت و رستگاري را در ظلمات و تيرگي هاي شب
جهل و خرافه برافروخته اند

|