بسم الله الرحمن الرحيم
شايد آنروز كه بوش كوچك بر صفحه تلويزيون ظاهر شد و
سقوط صدام و رژيم بعث عراق را اعلام كرد , در ذهن خود تصور
نمي كرد كه افكار عمومي جهان , اظهاراتش را به ذهن خواهند
سپرد. وقتي به دنيا و بويژه به مردم عراق اطمينان مي داد كه ديگر
هيچ شانسي براي بازگشت بعثي ها به قدرت وجود ندارد و مردم
عراق از اين پس مي توانند مطمئن باشند كه بدون بعثي ها
مي توانند در آرامش زندگي كنند , همصدا با بوش كوچك ,
دستگاههاي تبليغاتي آمريكا و متحدينش چنين وانمود مي كردند
كه آمريكا مردم عراق را از شر حزب بعث و بعثي هاي خون آشام و
جنايتكار نجات داده است .
در جهت تاييد و تكميل اين مواضع واشنگتن , سخنگويان
رسمي آمريكا در طول يكساله اخير , هر حركت ضداشغالگري را
بعنوان اقدامي از جانب بعثي ها معرفي مي كردند لكن طي دو هفته
اخير ناگهان اعلام شد كه آمريكا اداره فلوجه را به يك ژنرال كه
فرمانده يكي از گردانهاي گارد رياست جمهوري عراق است ,
سپرده است .
اگر آن تبليغات رسمي كه حملات ضداشغالگري را به
بعثي ها نسبت مي داد , صحيح باشد , در واقع آمريكا به بعثي ها باج
داده و به كساني كه نظاميان آمريكائي را هدف قرار داده و
كشته اند , پاداش بزرگي داده است . اما مسئله اينست كه اصل
ادعاهاي مقامات رسمي آمريكا صحت ندارد و عمليات
ضداشغالگري , اساسا به گروه خون بعثي ها نمي خورد. چرا كه
آنها اگر اهل مقاومت بودند , وقتي حكومت عراق بطور كامل در
اختيارشان بود , به سوراخها فرار نمي كردند و مردم بيدفاع عراق
را در برابر اشغالگران وحشي تنها نمي گذاشتند. بدين ترتيب ,
امروز بهتر از گذشته مي توان اعلام كرد كه آمريكا براي لوث
كردن مطلب و براي انجام يك جنگ رواني عليه نيروهاي
ضداشغالگري , آنها را مزدوران صدام معرفي كرده تا وانمود كند
كه نيروهاي مقاومت ـ ضداشغالگري , فاقد پايگاه مردمي در
عراق هستند و بي ريشه اند. در واقع اشغالگران با تناقض تبليغاتي
بزرگي مواجه شده اند كه ديروز عمليات ضدآمريكائي را به
بعثي ها نسبت ميدادند ولي امروزه همه مي بينند كه براي سركوب
همين عمليات به بعثي ها و نيروهاي بدنام گارد رياست جمهوري
عراق متوسل شده اند.
واشنگتن هيچگاه در طول يكساله اخير در قبال مسائل عراق
صادقانه با مسائل برخورد نكرده و همواره افكار عمومي جهان و
بويژه مردم آمريكا را فريب داده است . امروزه حتي در يك مورد
هم , ادعاهاي بوش كوچك درباره اهداف و نيات واقعي آمريكا از
تجاوز به عراق به اثبات نرسيده و حتي عكس اين ادعاها محرز
شده است .
آمريكا در تبليغات خود نشان داده بود كه گويا ضد صدام و
ضدبعثي است اما در ميدان عمل و عمدتا در خفا , بيشترين
تعامل و هماهنگي را با بعثي ها داشته است . حتي فروپاشي
غيرمنتظره رژيم بعث عراق هم از رازهاي مهمي است كه بهرحال
روزي نقش مشترك بعثي ها و آمريكا در آن , فاش خواهد شد و
مشخص خواهد شد كه چگونه و چرا مردم مظلوم عراق از چاله
به چاه افتادند.
امروز بهتر مي توان دريافت كه حتي كنار زدن بعثي ها از
مناصب قدرت در طول يكساله اخير هم بخاطر اصرار به حذف
كامل آنها از صحنه سياسي , اجرائي , نظامي و امنيتي در عراق
نبوده بلكه دقيقا بمنزله اعطاي فرصتي به بعثي ها براي زدودن آثار
سو گذشته از خاطره مردم عراق و بازسازي چهره مخوف
بعثي ها با شرايط جديد زمان و مكان تلقي مي شود. روي كار
آوردن ناگهاني يك ژنرال گارد رياست جمهوري صدام , يك
نمونه از اقدامات پرمخاطره واشنگتن در اين مقوله است كه
دقيقا به زيان اشغالگران تمام خواهد شد و به مردم عراق عملا
ثابت مي كند كه آمريكا واقعا قابل اعتماد نيست . اين را ديگر هر
كسي مي تواند در ذهن خود تحليل كند كه ورود يك ژنرال عضو
نيروهاي بدنام گارد رياست جمهوري كه مسئول اصلي سركوب
و جنايت در طول چندين دهه بوده است محصول يك تصميم
ناگهاني نيست بلكه مويد اين مطلب است كه اشغالگران از همان
ابتدا بيشترين همفكري و تعامل را با بعثي ها داشته اند ولي
همواره آنرا كتمان كرده اند تا زمينه هاي سياسي ـ تبليغاتي براي
آشكارسازي همكاري بعثي ها با اشغالگران را فراهم سازند.
با اينهمه , هنوز دقيقا مشخص نشده است كه اشغالگران
درحال كمك به بعثي ها هستند يا بعثي ها به كمك اشغالگران
شتافته اند يا آنكه هر دو پديده , در آن واحد در برابر چشمان
حيرت زده مردم مظلوم عراق درحال وقوع است . دقيقا به همين
دليل است كه نه تنها اين تصميم خائنانه آمريكا چيزي را در
صحنه سياسي ـ نظامي عراق بنفع اشغالگران تغيير نمي دهد بلكه
حتي باقيمانده اعتبار و حيثيت آمريكا را بر باد مي دهد چون
آندسته از گروهها و مردمي كه تغافل كرده و تدريجا سعي داشتند
به آمريكا اعتماد كنند , امروزه با تلخكامي بيشتري احساس
مي كنند كه از اشغالگران , « رودست » خورده اند و آمريكا تحت
هيچ شرايطي قابل اعتماد نيست , چون مرتبا دروغ مي گويد. با
اينهمه , اتفاقات ديگري در خارج از مرزهاي جغرافيائي عراق
روي مي دهد كه بطرز حيرت انگيزي با مسائل امروز و فرداي
عراق مرتبط است . برخي گزارشات موثق حاكيست كه اصل طرح
بازگرداندن بعثي ها به قدرت در عراق , پيشنهاد اسرائيل است و
اين يك « راهكار اسرائيلي » براي بيرون كشيدن آمريكا از باتلاق
عراق است كه بتدريج به مرحله اجرا در مي آيد. اقدام بعدي
مطابق اين طرح از ميان بردن سلاحهاي جنگي و فوق مدرني
است كه بخاطر جنگيدن صدام عليه ايران , در اختيار وي قرار
داده شده است . شيمون پرز نخست وزير اسبق رژيم
صهيونيستي در اين زمينه جملات صريحي دارد. وي راهكار
بازگشت آرامش به عراق و منطقه را در 3 نكته خلاصه مي كند .
1 ـ اعلام پذيرش همه كشورهاي منطقه مبني بر اينكه
تروريسم عليه آنها نيز هست
2 ـ معرفي ايران بعنوان مانع ثبات در عراق
3 ـ از ميان بردن انبوه سلاحهاي جنگي عراق كه بخاطر
جنگ عليه ايران در اختيارش قرار گرفته است .
اين بدان معني است كه آمريكا و صهيونيست ها حتي بعثي ها
را هم درچارچوب اهداف و برنامه هاي خودشان مي خواهند و
تصميمات ديگري را در سر مي پرورانند.
اكنون يكي از علل اصلي انتخاب عراق و افغانستان براي
تهاجم مشترك آمريكا و انگليس را بهتر مي توان درك نمود كه
« تخليه بار نظامي اضافي » اين دو كشور كه هر دو , جنگي طولاني
را پشت سر گذاشته اند , به خودي خود , يك هدف است .
با اينهمه , واشنگتن فقط براي تامين يك هدف به عراق وارد
نشده و آنهمه اعتراض جهاني را براي تامين زمينه هاي عملي
براي يك « اقدام چند منظوره » در عراق پذيرا شده است . ديدار
مخفيانه « پل برمر » حاكم آمريكائي عراق با 30 تن از مقامات
ارشد اطلاعاتي و نظامي بعث , با اين انگيزه صورت گرفته است
كه اشغالگران با بعثي ها بصورت دستجمعي كار كنند يعني آمريكا
درصدد احياي كامل شبكه مخوف بعثي ها در عراق است . اگر
بوش كوچك فرصت پيدا كند كه دوباره اين غول را از درون
شيشه خارج كند و بجان مردم مظلوم عراق بيندازد , به خودي
خود به منزله دور جديدي از اختناق و سركوب و كشتار در عراق
است .
چگونه مي توان انكار كرد كه اين خط مشي علني اشغالگران
با شعارهاي يكساله آمريكا براي انتخابات آزاد , برقراري
دمكراسي و تبديل عراق به بهشت دمكراسي در خاورميانه در
تضاد و تعارض جدي و بنيادي است و يك چهره فريبكارانه را
از بوش كوچك و دستيارانش به تصوير مي كشد رمز اصلي
اصرار اشغالگران براي به تعويق انداختن انتخابات در عراق ,
امروزه بهتر قابل شناسائي است . آمريكا اگرچه سازمان ملل را در
ماجراي عراق بشدت مورد تحقير و بي اعتنائي قرار داد ولي از
هيئت اعزامي سازمان ملل به رياست « اخضر ابراهيمي » بمنظور
عدم وجود زمينه هاي عملي براي برگزاري انتخابات آزاد در
عراق , بيشترين سواستفاده ممكن را بعمل آورد.
در واقع اشغالگران همه رابازي داده اند و انتخابات نهائي
آمريكا براي آينده عراق پس از خروج ظاهري اشغالگران , باز هم
همان بعثي هاي سابقند. اين بدان معني است كه اصرار اشغالگران
براي ابقاي ارتشهاي اشغالگر در عراق با هدف كسب اطمينان از
تحقق همين هدف , حتي در دراز مدت است . اما اين هنوز يك
روي سكه است . حتي در شرايط كنوني هم اشغالگران به هيچ يك
از اهداف اصلي و كليدي خود در عراق نرسيده اند و ناكاميهاي
پي در پي , نوعي هرج و مرج و حتي بلاتكليفي را بر مراكز
تصميم گيرنده آمريكا در ارتباط با تحولات عراق , حاكم ساخته
است .
ژنرال « جاسم صالح » كه با يك نمايش كم طرفدار وارد
فلوجه شده , هنوز نتوانسته اعتماد اشغالگران را جلب كند. البته
او قاعدتا تجارب و توانمنديهاي زيادي براي سركوب و ارعاب
و كشتار مردم عراق دارد ولي مسئله اينست كه بكمك 200 نفر
ماموريت يافته كاري را انجام دهد كه اشغالگران بكمك 150
هزار نفر نيرو , از انجام آن عاجزند. بعلاوه اشغالگران به تازگي
دريافته اند كه استعداد ژنرال براي دروغگويي , بيشتر از ساير
توانمنديهاي اوست . ژنرال « ريچارد ميرز » رئيس ستاد ارتش
آمريكا با ابراز ترديد در مورد توانائي هاي ادعائي ژنرال « جاسم
صالح » گفته است كه وي نكاتي را در گزارش كار خود ذكر نموده
كه هرگز انجام نشده است . آيا اين بدان معني است كه بعثي ها
شياداني هستند كه مي خواهند از اشغالگران درمانده در باتلاق
عراق باج بگيرند و دروغگوتر از خود آمريكائي ها هستند اگر
چنين باشد , آمريكا با آزمودن كساني كه 30 سال است امتحان
خود را پس داده اند , وقت خود را تلف مي كند و فقط فرصتي
طلائي به وجود آورده كه باقيمانده حيثيت خود را هم برباد دهد.

|