روزنامه جمهوري اسلامي 15/02/1383 صفحه عقيدتي
تبيين ديدگاه هاي استاد مطهري درباره آسيب شناسي مدايح و مراثي ـ3
نفوذ تحريف هاي لفظي و معنوي در مدايح و مراثي


تحريف هاي لفظي و معنوي آفات بزرگ مدايح و مراثي محسوب مي شوند و از عوامل اوليه و بنيادين همه ترديدافكني ها , شبهه آفريني ها و بيراهه روي ها به شمار مي روند. اهداف و آرمانهاي عظيم نهضت عاشورا , ارزشهاي والاي اخلاقي , عرفاني , تربيتي , سياسي , اجتماعي و تمام آنچه به عنوان ميراثهاي گرانبهاي نهفته در تاريخ سترگ اين حركت الهي و انسان ساز براي جهان اسلام و بشريت تشنه حقيقت , راهگشا و تحول آفرين و عبرت زا مي باشد , در معرض آثار شوم و زيانبار ناشي از رخنه و نفوذ تحريف و خرافه و دروغ در بسياري از مديحه سرايي ها و مرثيه خواني ها قرار دارد.
در مباحث سابق , خطر تحريف و آفات و زيان ها و نقش تخريبي اين عارضه كهنه و ويروس پيشروي كننده و تباهي آفرين را ـ كه به هيچ چيز رحم نمي كند و اركان اصلي فرهنگ و معارف و ميراث هاي تاريخي را نشانه مي رود و چون موريانه همه چيز را از درون مي خورد و مي پوساند ـ مطرح و بررسي كرديم . اينك لازم است به بازشناسي مصاديق تحريف هاي لفظي و معنوي بپردازيم تا آنچه از جنبه نظري درباره اين خطر مهلك مطرح نموديم , ملموس و مشهود گردد.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري در معرفي مصاديق تحريفات در مرثيه خواني ها , ابتدا « تحريف هاي لفظي » را مطرح و بررسي مي نمايد. اين نوع تحريفات فراوان و بسيار زيانمند مي باشند و استاد مطهري به مصداق هاي زيادي از آنها اشاره مي نمايد.
استاد مطهري اين تحريف را به دو نوع « عادي » و « مهم » درجه بندي مي نمايد. در تحريف هاي لفظي عادي , به تحريف كتاب هاي شعر حافظ و مولوي , كتابهاي داستان , سخنان افراد معمولي , عبارات نامه ها و امثال اين نمونه ها اشاره مي نمايد و سپس به اين نكته مي پردازد كه اين نوع تحريفات در مقايسه با تحريفات حائز اهميتي كه مربوط به اعتقادات و دين و اخلاق جامعه است , از درجه نازلتري برخوردار مي باشند و هرگز قابل مقايسه با آنها نيستند , لكن در عين حال به آن دليل كه « تحريف » است و كلام و سخن يا نوشته و شعر و داستان كسي را از هدف اصلي گوينده و نويسنده و سراينده آن تهي و منحرف مي نمايد , عملي مذموم و حرام مي باشد و بايد از آن اجتناب شود . (1 )
استاد مطهري سپس به تحريف هاي لفظي مربوط به مسائل اعتقادي و اخلاقي و تاريخ اسلام اشاره مي كند و اين واقعيت غيرقابل انكار را مطرح مي نمايد كه اين نوع تحريفات لفظي به دليل پيوند و ارتباطي كه با « دين » دارند و مباني اعتقادي و اصول اخلاقي و اهداف و آرمانهاي والا و پاك پيشوايان معصوم (ع ) را نشانه مي روند و حقايق مسلم اسلامي را دچار تغيير و تبديل مي كنند و از محتوا تهي و در مسير خلاف آن مطرح و معرفي مي نمايند , بسيار خطرناك تر از تحريف هاي لفظي عادي مي باشند و زمينه هاي فساد و انحطاط و گمراهي جامعه اسلامي و مردم مسلمان را آماده و مهيا مي سازند. از اين نوع تحريفات , در وقايع مربوط به عاشورا نمونه ها و مصداقهاي زيادي مورد توجه و نقد و بررسي استاد مطهري قرار مي گيرد كه نمونه ذيل يكي از آنهاست :
« نمونه ديگر از تحريف در وقايع عاشورا كه يكي از معروف ترين قضايا شده است و حتي يك تاريخ هم به آن گواهي نمي دهد , قصه « ليلا » مادر حضرت علي اكبر است . البته ايشان مادري به نام ليلا داشته اند , ولي حتي يك مورخ نگفته كه ليلا در كربلا بوده است . اما ببينيد كه چقدر ما روضه ليلا و علي اكبر داريم , روضه آمدن ليلا به بالين علي اكبر. حتي من در قم , در مجلسي كه بنام آيت الله بروجردي تشكيل شده بود كه البته خود ايشان در مجلس نبودند , همين روضه را شنيدم كه علي اكبر به ميدان رفت , حضرت به ليلا فرمود كه از جدم شنيدم كه دعاي مادر در حق فرزند مستجاب است , برو در فلان خيمه خلوت موهايت را پريشان كن , در حق فرزندت دعاكن , شايد خداوند اين فرزند را سالم به ما برگرداند!
اولا ليلايي در كربلا نبوده كه چنين كند. ثانيا اصلا اين منطق , منطق حسين نيست . منطق حسين در روز عاشورا , منطق جانبازي است . تمام مورخين نوشته اند كه هر كس اجازه مي خواست , حضرت به هر نحوي كه مي شد عذري برايش ذكر كند , ذكر مي كرد , به جز براي علي اكبر. « فاستاذن في القتال اباه فاذن له » . يعني تا اجازه خواست , گفت برو. حال چه شعرها كه سروده نشد! ازجمله اين شعر كه مي گويد :
خيز اي بابا از اين صحرا رويم
نك به سوي خيمه ليلا رويم
نمونه ديگري در همين مورد را كه خيلي عجيب است من در همين تهران , در منزل يكي از علماي بزرگ اين شهر... از يكي از اهل منبر كه روضه ليلا را مي خواند شنيدم و من در آنجا چيزي شنيدم كه به عمرم نشنيده بودم . گفت بعد از اين كه حضرت ليلا رفت در آن خيمه و موهايش را پريشان كرد , نذر كرد كه اگر خدا علي اكبر را سالم به او برگرداند و در كربلا كشته نشود , از كربلا تا مدينه را ريحان بكارد. يعني نذر كرد كه سيصد فرسخ راه را ريحان بكارد!!
اين را گفت و يك مرتبه زد زير آواز :
نذر علي لئن عادوا و ان رجعوا
لازرعن طريق التفت ريحانا
من نذر كردم كه اگر اين ها برگردند , راه تفت را ريحان بكارم . اين شعر عربي بيشتر براي من اسباب تعجب شد كه اين شعر از كجا پيدا شده ! بعد به دنبال آن رفتم و گشتم , ديدم اين تفتي كه در اين شعر آمده كربلا نيست , بلكه اين تفت سرزمين مربوط به داستان ليلي و مجنون معروف است كه ليلي در آن سرزمين سكونت مي كرده و اين شعر مال مجنون عامري است براي ليلي , و اين آدم اين شعر را براي ليلا مادر علي اكبر و كربلا مي خوانده ! تصور كنيد اگر يك مسيحي يا يك يهودي يا يك آدم لامذهب آنجا باشد و اين قضايا را بشنود , آيا نخواهد گفت كه تاريخ اين ها چه مزخرفاتي دارد آنها كه نمي فهمند كه اين داستان را اين شخص از خودش جعل كرده است , بلكه مي گويند العياذ بالله زنهاي اين ها چقدر بي شعور بوده اند كه نذر مي كردند از كربلا تا مدينه را ريحان بكارند!(2 )
نوع ديگر تحريف , « تحريفات معنوي » است . اين نوع تحريف در مقايسه با تحريف هاي لفظي از اهميت بيشتري برخوردار مي باشد و به همين ميزان , ضربات و زيان هاي آن نيز بر پيكر دين و جامعه ديني شديدتر و مخرب تر است . زيرا اگر در تحريف هاي لفظي , واقعه اي جابه جا مي شود و با تصرفات و تغيير و تبديل ها از مسير اوليه اش خارج مي گردد و به صورت حادثه اي نامنطبق با اصل و حقيقت خود به مردم معرفي مي شود , در تحريف معنوي , محتواي يك مكتب و نهضت و حركت و اهداف اصلي آن به طور كامل زيرورو و واژگون مي گردد و به دليل تفسير و توجيه هاي غلط و مغرضانه و خلاف واقع , تمام تلاش هايي كه براي تبليغ و ترويج انگيزه ها و آرمان هاي غايي آن مكتب يا نهضت صورت پذيرفته است , يكباره نابود مي شود و جامعه به جاي هدايت , ره به سوي تحير و آسيمگي و انحطاط مي سپرد.
طبيعي است كه تحريف معنوي , شديدترين آفات و زيان ها را بر تاريخ عاشورا و اهداف اصلي قيام حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) وارد مي نمايد و آرمان هاي مقدس پيشواي شهادت را به مسلخ جهل و جعل مي برد و آنچه از اين حركت پرشور و عظيم الهي باقي مي گذارد , ظواهري است كه با اصل و متن نهضت و اهداف والا و الهي و انساني آن در تضاد و تعارض مي باشد.
وقتي هدف و مسير اصلي نهضت عاشورا در چنبره تحريفات معنوي اسير و مسخ گرديد , مسلم است كه ديگر سخن از خط مشي الهي اين حركت و آرمانها و برنامه هاي آن كه عبارت است از مبارزه با ظلم , فساد , تباهي , و مقاومت و صلابت در برابر قدرتهاي سيطره جو و مطامع و منافع نامشروع و ضدانساني آنان و دفاع از مظلومان و محرومان و اسارت كشيدگان زمين , به ميان نمي آيد و اين آرزويي است كه دشمنان اسلام و بشريت در طول تاريخ براي جامه عمل پوشاندن به آن از هيچ تلاش و كوشش و نيرنگ و فريبي دريغ نورزيده اند!
متفكر شهيد آيت الله استاد مرتضي مطهري پس از بررسي تحريف هاي لفظي در وقايع عاشورا و بيان مصاديق آن , تحريف هاي معنوي را به نقد و بررسي مي گذارد و خطرات بزرگ آن را مطرح مي نمايد و در مقايسه با تحريفات نوع اول , اهميت و به دنبال آن آفات و زيان هاي بيشتر و مهلك تري را براي اين نوع تحريفات قائل مي باشد.
استاد مطهري به معرفي يكي از معروف ترين تحريف هاي معنوي مي پردازد كه هم امروز نيز گريبانگير جامعه اسلامي و اقشاري از مردم مي باشد و آفتي است رنج آور و خطري است تهديدگر و انحرافي است بزرگ كه اساس و بنيان هاي اعتقادي و اخلاقي را متزلزل مي سازد :
« در ذهن بسياري از عوام الناس وارد شده است كه امام حسين كشته شد و شهيد شد , براي اين كه گناه امت بخشيده شود , شهادت آن حضرت به عنوان كفاره گناهان امت واقع شد! » (3 )
استاد مطهري اين طرز تفكر منحط را كه به شيوه هاي مختلف در مراثي مربوط به نهضت عاشورا ترويج مي گردد و انحراف مي آفريند , اينگونه توضيح مي دهد :
« اگر بپرسند اين حرف در كجاست آيا خود امام حسين (ع ) چنين چيزي گفت پيغمبر گفت امام گفت ما مي گوئيم به اين حرفها چكار داريد امام حسين كشته شد براي اين كه گناهان ما بخشيده شود! نمي دانيم كه ما اين فكر را از دنياي مسيحيت گرفته ايم يا نه ملت مسلمان , ندانسته خيلي چيزها را از دنياي مسيحيت برضد اسلام گرفته است !
يكي از اصول معتقدات مسيحيت , مسئله به صليب كشيدن مسيح است براي اين كه فادي باشد. الفادي لقب مسيح است . از نظر مسيحيت اين جز متن مسيحيت است كه عيسي به دار رفت تا كفاره گناهان امت باشد! يعني گناهان خودشان را به حساب عيسي مي گذارند! فكر نكرديم كه اين , حرف دنياي مسيحيت است , با روح اسلام سازگار نيست , با سخن حسين عليه السلام سازگار نيست . به خدا قسم تهمت به اباعبدالله است . والله اگر كسي در ماه رمضان روزه داشته باشد و اين حرف را به حسين بن علي نسبت بدهد و بگويد حسين براي چنين كاري بود و (اين سخن را) از او نقل بكند , روزه اش باطل است , دروغ بر حسين است .
اباعبدالله كه براي مبارزه با گناه كردن قيام كرد , ما گفتيم قيام كرد تا سنگري براي گنهكاران باشد! گفتيم حسين يك « بيمه » درست كرد , يك شركت بيمه تاسيس كرد. بيمه چه بيمه گناه ! گفت شما را از نظر گناه بيمه كردم , در عوض چه بگيرم اشك . شما براي من اشك بريزيد , من در عوض , گناهان شما را جبران مي كنم . شما هرچه مي خواهيد باشيد , ابن زياد باشيد , عمر سعد باشيد! يك ابن زياد در دنيا كم بود! يك عمر سعد در دنيا كم بود! يك سنان بن انس در دنيا كم بود! يك خولي در دنيا كم بود! امام حسين خواست خولي در دنيا زياد شود , عمر سعد در دنيا زياد شود , گفت ايهاالناس هرچه مي توانيد بد باشيد كه من بيمه شما هستم !! » (4 )
طبيعي است كه اين گونه تفسير و برداشت از نهضت عاشورا , اصل و محتوا و هدف اين حركت مقدس را به زير سئوال مي برد و در پرده اي از ابهام قرار مي دهد و تمام آثار و ثمرات و پيامهاي فرهنگي , اجتماعي , سياسي , اخلاقي و تربيتي آن را محو و از آئينه اذهان پاك مي نمايد و جامعه انساني را به جاي رشد و كمال و عزت و پاكي و شرف , به بيراهه هاي فسق و بي بندوباري سوق مي دهد. اين تفكر منحط و برداشت خلاف حقيقتي كه از حركت مقدس امام حسين (ع ) مي شود , راه گناهكاري و فساد و هرزگي را هموار مي نمايد و از آنجا كه شهادت حضرت اباعبدالله (ع ) كفاره گناهان امت است , هيچ كس را باك و پروايي از انجام معاصي نيست , كه نه بازخواستي در كار است و نه عذاب و جزاي گناهكاران !
استاد مطهري به ثمره تلخ و مهلك چنين تفكر ناشي از تحريف معنوي و محتوايي در نهضت عاشورا اينگونه اشاره مي نمايد :
« اين طرز فكر و اين طرز تفسير , بسيار خطرناك است . براي بي اثركردن قيام امام حسين و براي مبارزه با هدف امام حسين و براي بي اثركردن و از بين بردن حكمت دستورهايي كه براي عزاداري امام حسين رسيده , هيچ چيزي به اندازه اين طرز فكر و اين طرز تفسير موثر نيست . باور كنيد كه يكي از علل كه ما مردم ايران را (اشاره به طرفداران اين طرز فكر) اين مقدار در عمل لاقيد و لاابالي كرده , اين است كه فلسفه قيام امام حسين براي ما كج تفسير شده , طوري تفسير كرده اند كه نتيجه اش همين است كه مي بينيم . » (5 )
استاد مطهري اين طرز تفكر را نوعي « مرجئه گري » مي داند. مرجئه يكي از فرقه هاي انحرافي است كه در اثر تحجر و سطحي نگري هايي كه در دين شناسي داشتند به دام برداشت هاي خلاف حقيقت و مخالف با تعاليم صريح قرآن مبتلا و گرفتار شدند. آنان عقيده داشتند اعتقاد و ايمان كافي است و نيازي به « عمل » نمي باشد. يعني همين كه كسي به خدا و اسلام و قرآن معتقد گشت مسلمان است و ديگر نيازي به انجام اعمال نيك و صالح و عبادات و پرهيز از معاصي و گناهان نمي باشد و كسي براي فسادها و فسق و گناهاني كه مرتكب مي شود مجازات نمي گردد! اين تفكر منحط با نفي آيات صريح قرآن ازجمله نص مكرر قرآني « الذين آمنوا و عملوالصالحات » كه ايمان به خدا و عمل صالح را در كنار هم ضروري و واجب مي داند , موجب شكل گيري و گسترش فساد و گناه در جامعه مي گردد.
استاد مطهري پس از اشاره به گروه مرجئه و ذكر اين واقعيت تلخ كه « اينها كاري كردند كه فساق در فسق خود به طمع عفو خدا جري شدند » (6 ) , نتيجه گيري مي كند كه طرفداران اين باور منحط كه امام حسين (ع ) كشته شد تا كفاره گناهان امت باشد , گروه مرجئه امروز مي باشند كه در دل تشيع سر برآورده و موجب فساد و تباهي در جامعه شده اند . (7 )
متفكر شهيد به نمونه ديگري از تحريف هاي معنوي در نهضت عاشورا اينگونه اشاره مي كند :
« تحريف معنوي دومي كه از نظر تفسير و توجيه حادثه كربلا رخ داده , اين است كه مي گويند : مي دانيد چرا امام حسين نهضت كرد و كشته شد مي گوئيم چرا مي گويند يك دستور خصوصي فقط براي او بود. به او گفتند برو و خودت را به كشتن بده . پس به ما و شما ارتباط پيدا نمي كند , يعني قابل پيروي نيست ! به دستورات اسلام كه دستورات كلي و عمومي است , مربوط نيست !
تفاوت سخن امام با سخن ما چقدر است امام حسين فرياد كشيده كه علل و انگيزه قيام من مسائلي است كه منطبق بر اصول كلي اسلام است .
احتياجي به دستور خصوصي نيست . آخر دستور خصوصي را در جايي مي گويند كه دستورهاي عمومي وافي نباشد... امام حسين در كمال صراحت فرمود : اسلام ديني است كه به هيچ مومني اجازه نمي دهد كه در مقابل ظلم , ستم , مفاسد و گناه بي تفاوت بماند. امام حسين مكتب به وجود آورد , ولي مكتب عملي اسلامي , مكتب او همان مكتب اسلام است . مكتب اسلام « بيان » كرد , حسين « عمل » كرد. ما اين حادثه را از مكتب بودن خارج كرديم . وقتي از مكتب بودن خارج شد , ديگر قابل پيروي نيست , وقتي كه قابل پيروي نبود , پس ديگر نمي شود از حسين استفاده كرد , يعني از حادثه كربلا نمي توان استفاده كرد. از اينجا ما حادثه را از نظر اثر مفيد داشتن , عقيم كرديم . آيا خيانتي از اين بالاتر هم در دنيا وجود دارد » (8 )
اين تحريف معنوي و محتوايي از نهضت عاشورا , همچون تحريف و توجيه « كفاره گناهان » به عنوان فلسفه قيام كربلا , باطل و منحط مي باشد و همان آثار و نتايج تلخ و فسادآفرين بر آن مترتب است . اين دو تحريف معنوي از نهضت حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) در كنار دو تحريف لفظي مورد اشاره كه از نظر گذشت , در برخي از مديحه سرايي ها و مرثيه خواني ها رخنه و نفوذ كرده و انگيزه و فلسفه و اهداف مقدس نهضت عاشورا و ارزشهاي والاي نهفته در آن را تحت الشعاع خود قرارداده است .
ترديدي وجود ندارد كه اين تحريفات و خرافه ها , مواجهه منطقي صحيحي را مي طلبد كه با « فرهنگ سازي » و « آگاهي آفريني » عالمان فكور و مسئول و نويسندگان و پژوهشگران و شاعران و هنرمندان مومن و متعهد تحقق مي يابد. همانطور كه به وجودآوردن اين تحريفات در نهضت عاشورا توسط افراد و جريان هاي فرصت طلب سياسي و اقتصادي و جاهلان ابزاردست , يك خيانت بزرگ مي باشد , قصور و كوتاهي از جانب آگاهان و دانشوران بيدار در مقابله با اين انحرافات « خيانت » به نسل هاي امروز و فرداست .

پاورقي :
1 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , ج 1 , ص 14
2 ـ همان منبع , ج 1 , ص 27 ـ25
3 ـ ده گفتار , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , ص 247
4 ـ حماسه حسيني , ج 1 , ص 76 و 77
5 ـ ده گفتار , ص 248
6 ـ همان منبع , ص 247
7 ـ همان منبع , ص 248
8 ـ حماسه حسيني , ج 1 , ص 77 و 78
اگر در تحريفات لفظي , واقعه اي جا به جا مي شود و با تصرفات و تغيير و تبديل ها از مسير اوليه اش خارج مي گردد و به صورت حادثه اي نامنطبق با اصل و حقيقت خود به مردم معرفي مي شود , در تحريفات معنوي , محتواي يك مكتب و نهضت و حركت و اهداف اصلي آن به طور كامل زيرورو و واژگون مي گردد و اسير تفسير و توجيه هاي غلط و خلاف واقع مي شود
تحريفات و خرافه ها , مواجهه منطقي و صحيحي را مي طلبد كه با « فرهنگ سازي » و « آگاهي آفريني » عالمان فكور و مسئول و نويسندگان و پژوهشگران و شاعران و هنرمندان مومن و متعهد تحقق مي يابد. همانطور كه به وجود آوردن اين تحريفات , خيانت بزرگ مي باشد , قصور و كوتاهي در مقابله با اين انحرافات , « خيانت » به نسل هاي امروز و فرداست