
سرباز « كارلوس » اهل نيكاراگوئه , 28 ساله جز اولين
گروههايي بود كه به عراق فرستاده شد. دليل حضور او در عراق
وعده پاسپورتي بود كه به او داده شده بود. او بعد از شش ماه
جنگ در عراق , در مهرماه سال گذشته چنان عرصه را بر خود
تنگ ديد كه تصميم گرفت يونيفورم آمريكايي خود را به دور
انداخته و براي اعلام مخالفت خود با اين جنگ « نامشروع و غير
اخلاقي » بطور قاچاق وارد كشور خود گردد. او در اول آذرماه
سال گذشته با نشريه « ايل منيفستو » چاپ ايتاليا مصاحبه اي
افشاگرانه انجام داد.
حدود چهار ماه و نيم بعد از مصاحبه ناگهان تصميم گرفت
از پنهان كردن خود از ديد نظاميان و ماموران دست بردارد و
مبارزه علني خود را با فرماندهان نظامي آغاز كند.
« كارلوس » متعاقب اين تصميم از طريق رسانه هاي
مطبوعاتي حضور خود را به عنوان نماينده 7500 سربازي كه از
بازگشت به عراق امتناع كرده اند , اعلام كرده است . نام واقعي وي
« كاميلومي جا » فرزند خواننده معروف انقلاب ساندينيست ها
يعني « كارلوس مي جاگادوي » مي باشد.
سرباز « مي جا » دادخواستي بانام « شكايت نامه وجدان »
تحويل دادگاه فلوريدا كرده است . اين سرباز قرار است در دادگاه
نظامي محاكمه شود و تا رسيدن موعد محاكمه به پايگاه
« استوارت » واقع در جورجيا منتقل شده است . وي در
مصاحبه اي افشاگرانه كه مجددا با نشريه « ايل منيفستو » انجام
داد , به سئوال هاي خبرنگار اين نشريه پاسخ داده است كه در ذيل
از نظرتان مي گذرد :
س : چرا تصميم گرفتيد مخفيانه از عراق فرار كنيد
ج : دليل اصلي اين اقدام من , در واقع اين بود كه مي خواستم
حقايق و واقعيت هاي عراق را به گوش جهانيان برسانم . بالاخره
بايد كسي مي توانست آنچه را كه در عراق اتفاق مي افتد و
وحشتي كه بر اين كشور حاكم است را , نقل كند. بسياري از
سربازان حاضر در عراق , اوضاع را مي بينند ولي شهامت
بازگويي آن را ندارند ولي به عقيده من افكار عمومي آمريكا اين
حق را دارد كه از حقايق اشغالگري در عراق آگاه شوند.
سياستمداران و نظاميان هيچ تمايلي براي بازگويي اين حقايق
ندارند.
آنها تنها به اين شعار مي پردازند كه اخلاقيات در عراق
بسيار رعايت مي شود و سربازان بسيار راضي و خرسندند و
اوضاع كاملا تحت كنترل است . ولي واقعيت چيز ديگري
مي باشد و آنها كاملا دروغ مي گويند. در عراق صحنه هاي هولناك
و دلخراش زيادي به وقوع مي پيوندد و هر روزه تعداد زيادي
شهروند عراقي كشته مي شوند , بدون اينكه جهانيان از اين
كشتارها و فجايع با خبر شوند.
س : يگان 124 لشگر زرهي چه مدت در منطقه « الرمادي » عراق
مستقر بوده است
ج : اين يگان 4 ماه در اين منطقه مستقر بود و من كاملا به آن
آشنايي دارم و از همين پايگاه نظامي در جورجيا هم مي توانم
تصور كنم كه در بمباران اخير اين منطقه منجمله يك مسجد چند
قرباني از ملت عراق گرفته شده است در حالي كه در اخبار
آمريكا فقط از كشته شدن سربازان آمريكايي صحبت مي شود.
س : شما در زماني كه مخفي بوديد در مصاحبه اي گفته بوديد
زماني كه احساس كرديد واقعيتها را بايد براي افكار عمومي
روشن كرد , از عراق فرار كرديد. قطعا شما شاهد لحظات هولناك
زيادي بوديد , اينطور نيست
ج ـ بله , واقعا لحظات پراضطراب و وحشتناكي را گذراندم .
بخصوص دوراني كه در « الرمادي » بودم , ما را به منطقه اي
فرستاده بودند كه روح ضداشغالگري در آنجا بسيار حاكم بود. ما
تلاش مي كرديم كنترل منطقه را در دست بگيريم . به ياد دارم كه
روزي سه نفر غير نظامي از دور مي گذشتند كه به نظر رسيد در
دست يكي از آنها اسلحه وجود دارد , فرمانده يگان بلافاصله
فرمان شليك صادر كرد و بعد از اينكه خود را به بالاي سر آنها كه
غرق در خون بودند , رسانديم متوجه شديم آن ها كودكاني بودند
كه با اسباب بازيهايشان , بازي مي كردند.
س : آنها چند ساله بودند
ج : حدودا ده تا دوازده ساله بودند. آنها هنوز نمرده بودند و تكان
مي خوردند در اين هنگام فرمانده ما دستور داد تير خلاص را به
آنها بزنيم . سربازي كه در كنار من بود اين كار را كرد و كودكان
ديگر حركتي نمي كردند. ما واقعا متاثر شده بوديم تا حدي كه
سرباز ديگري كه در كنار من ايستاده بود به گريه افتاد. در واقع ما
در عراق شاهد جنايات زيادي از اين نوع بوديم .
س : بعد از اين واقعه چه اتفاقي افتاد
ج : يكي از شهروندان عراقي سوار بر ماشين خود سررسيد و
كودكان را به بيمارستان برد , در صورتي كه آنها مرده بودند.
س : چرا از اين خاطره ياد كرديد
ج : براي اينكه هيچ يك از اشغالگران به اين فكر نمي كنند كه
تيرهايشان را به سمت چه كساني شليك مي كنند و فقط از فرمان
پيروي مي كنند.
س : آيا اين صحنه باعث شد كه شما تصميم نهايي خود را بگيريد
و امروز به عنوان يك سرباز فراري در دادگاه نظامي حضور
يابيد آيا جرم شما به شما تفهيم شده است
ج : بله , من در برابر كميسيون 4 نفره متشكل از فرماندهان نظامي
قرار گرفتم و جرم من فرار از ماموريت برون مرزي , ترس و
اجتناب از جنگ اعلام شد.
س : ترس بر اساس چه معيارهايي در دوران جنگ سنجيده
مي شود
ج : نمي دانم , در دادگاه بررسي خواهد شد.
س : شما مي دانيد كه حكم يك سرباز فراري اعدام است
ج : بله , من آماده ام تا اگر خطايي مرتكب شده ام , جزاي كيفري
آن را بپردازم .
من با ارتش قرار داد امضا كرده بودم ولي اخلاق به من حكم
مي كرد كه مجري فرامين جنايتكارانه آنها نباشم . هيچ منطقي به
من حكم نمي كند كه مجبور باشم در يك جنگ نامشروع شركت
كنم .اگر چه در رسانه ها صحبتي از اين واقعيات نمي شود ولي در
پايگاه استوارت افرادي هستند كه با اين انديشه من موافقند و
معتقدند جنگ عراق از پايه خطا بوده است . ما نبايد در عراق
حاضر مي شديم اما سربازاني بودند كه مثل من قرارداد امضا
كرده بودند. به هر حال من قراردادم را به عنوان يك « سرباز »
امضا كرده بودم , نه به عنوان يك « مزدور » . وظيفه من دفاع از
نفت و شركت هاليبرتون نبود.
س : آيا گروههاي صلح طلب ايتاليايي وعده كمك به شما را
داده اند
ج : بله , نامه هاي زيادي دريافت كرده ام كه در آنها وعده كمك هاي
بسيار گسترده به من داده شده است . اين نامه ها نه تنها از ايتاليا ,
بلكه از انگليس هم مي آيد ولي من از ايتاليايي ها مي خواهم كه
انتخابات اسپانيا را سرلوحه كار خود قرار داده و آنها نيز با
هوشياري , دولت برلوسكوني را كنار زده و نيروهاي نظامي خود
را از عراق خارج كنند. زيرا كه آنها هم همچون آمريكائيها ,
اشغالگراني بيش نيستند.
سه نفر غيرنظامي از دور مي گذشتند كه به نظر رسيد در دست
يكي از آنها اسلحه وجود دارد , فرمانده يگان بلافاصله فرمان
شليك صادر كرد. وقتي بالاي سر آنها رسيديم , ديديم كه آنها
سه كودك ده تا دوازده ساله بودند كه غرق خون شده اند
سه كودك عراقي هنوز نمرده بودند و تكان مي خوردند. در اين
هنگام فرمانده ما دستور داد تير خلاص به آنها بزنيم . سربازي كه
در كنار من بود , اين كار را كرد و آنها ديگر تكان نخوردند

|
سايه سنگين دادگاه يك ديكتاتور بر انتخابات
آمريكا
|

بيش از يكسال از اشغال عراق و سقوط رژيم ديكتاتوري
« صدام » مي گذرد. به طور حتم , يكي از مهم ترين خواسته هاي
مردم ستمديده عراق و ملت هاي مصيبت ديده ايران و كويت از
تجاوزات صدام , در كنار تشكيل دولتي فراگير و با ثبات در اين
كشور , محاكمه عادلانه ديكتاتور خون آشامي است كه بيش از
دو دهه ظلم و ستم هاي فراواني را به مردم عراق و همسايگان
آن تحميل كرده است .
اگرچه اكنون چگونگي و شيوه محاكمه صدام و محل انجام
آن مورد بحث بسياري از محافل بين المللي قرار گرفته است و
حتي افكار عمومي عراق و خارج از اين كشور با شنيدن خبر
مربوط به تعيين قضات و دادستان دادگاه صدام , خود را براي
آغاز محاكمه وي آماده مي كنند , اما برخي از گزارش ها و
گمانه زني ها از تعويق اين محاكمه تا بعد از انتخابات بهمن ماه
رياست جمهوري آمريكا و نيز تغيير شيوه انجام آن حكايت
دارد.
چند روز گذشته « سالم الچلبي » كه از سوي اعضاي
شوراي حكومتي عراق به عنوان رييس گروه قضايي محاكمه
سران رژيم عراق تعيين شده , از برگزاري دادگاه صدام در آبان
ماه سالجاري خبر داد. اعلام تاريخ احتمالي محاكمه صدام كه
بدون ارايه هرگونه توضيحي درباره نحوه برگزاري آن (درقالب
يك دادگاه محلي يا بين المللي ) , اگر چه از سوي مقامات ارشد
كاخ سفيد تكذيب نشد , اما در يك سكوت سياسي و رسانه اي
محو گرديد.
برخي از ناظران مستقل بين المللي علت اين سكوت آمريكا
را در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري آمريكا و تاثيرات
و پيامدهاي بسيار انجام اين محاكمه بر نتيجه اين انتخابات و
در نگاهي كلان تر شكست جمهوريخواهان حاكم بر كاخ سفيد
عنوان مي كنند.
از نگاه اين دسته از تحليلگران , يكي از دلايل مهم امتناع
آمريكا از رسيدگي به جنايات جنگي صدام در يك دادگاه صالح
و بين المللي پيش از برگزاري انتخابات بهمن ماه , نگراني
مسوولان آمريكايي از برملا شدن ديدارهاي دوستانه و نزديك
مسئولان كابينه وقت رئيس جمهوري جمهوري خواه , دونالد
ريگان با صدام در زمان جنگ عراق با ايران است .
در حقيقت , محاكمه واقعي صدام در يك دادگاه صالح و
بين المللي در شرايط كنوني براي آمريكا و برخي كشورهاي
غربي حكم بمبي را دارد كه افشاي آن بسياري از حقايق را
آشكار مي سازد , بطوري كه بسياري از سران و مقامات عالي
رتبه سه دهه گذشته آمريكا و كشورهاي قدرتمند غربي را به
عنوان حامي و همدست ديكتاتور عراق به افكار عمومي جهان
نشان خواهد داد.
يكي از بهترين شاهد مثال هاي اين موضوع , سفر سال
1362 « دونالد رامسفلد » وزير دفاع كنوني آمريكا به عنوان
فرستاده ويژه ريگان به عراق و ملاقاتش با صدام
است .
رامسفلد در اين سفر ماموريت داشت تا روابط واشنگتن و
بغداد را در حالي كه رژيم تحت امر صدام به طور گسترده از
سلاح هاي ميكروبي و شيميايي در جنگ عليه ايران استفاده
مي كرد , گسترش دهد. بخشي از مواد شيميايي بكار رفته توسط
صدام عليه ايران در اوايل دهه 1360 از آمريكا وارد شده
است . تغيير لحن مقامات آمريكايي در مورد خطاب قرار دادن
صدام از « جنايتكار جنگي » به « اسير جنگي » نشان دهنده زمينه
چيني هاي آمريكا در برگزاري يك محاكمه هدايت شده و
صوري است .
در همين حال و از منظري ديگر , برخي از قضات مستقل
بين المللي از هم اكنون در حال بررسي راهكارهاي اجرايي
تشكيل يك دادگاه بين المللي براي رسيدگي به جنايات جنگي
صدام هستند , همانند آنچه كه در مورد « اسلوبودان ميلوسويچ » ,
از سوي ديوان كيفري بين المللي انجام شد.
ميلوسويچ كه در سال 1379 از سوي اصلاح طلبان صرب
از مقام رياست جمهوري يوگسلاوي بركنار شد , دو سال بعد به
خاطر ارتكاب جنايات عديده عليه بشريت در جنگ هاي دهه
1360 در بوسني , كرواسي و كوزوو به دادگاه بين المللي
رسيدگي به جنايات جنگي فرستاده شد و تاكنون به 60 مورد از
موارد اتهامي وي رسيدگي شده است .
به نظر مي رسد , قضات مستقل بين المللي از جمله چند
قاضي انگليسي در تلاش هستند تا با بررسي موانع و مشكلات
موجود بر سر راه دادگاه ديكتاتور يوگسلاوي , روش هاي
اصلاحي نويني را در محاكمه صدام به كار گيرند.
آنها مي كوشند تا با ترتيب دادن دادگاه ديگر مقام هاي ارشد
رژيم صدام در اولين گام , ادله و دادخواست هاي قوي تري را
عليه صدام گردآوري كنند.
يكي از رهبران اصلي حزب بعث عراق كه احتمالا در
صورت تشكيل دادگاه محاكمه خواهد شد , « حسن علي مجيد »
معروف به « علي شيميايي » است كه نقش موثري را در بمباران
شيمايي شهر كردنشين حلبچه در شمال عراق و قتل عام
گسترده هزاران تن از كردهاي اين كشور در سال 1377 برعهده
داشته است .
محاكمه « طارق عزيز » معاون نخست وزير وقت عراق نيز
در قالب همين چارچوب قابل پيگيري است .
در هر حال , علاوه بر عدم تمايل آمريكا به برگزاري چنين
دادگاهي , نگراني ديگري نيز در ميان كارشناسان وجود دارد و
آن , نبود نظام حقوقي و قانون منسجم در عراق است كه
محاكمه ديكتاتور اين كشور را در هاله اي از ابهام فرو برده
است .
از نگاه بسياري از تحليلگران حقوق بين الملل , با توجه به
شرايط بي ثبات عراق و معادلات قدرت در ميان بازيگران عمده
بين المللي در روندهاي سياسي و امنيتي اين كشور , اگر هم
دادگاه محاكمه صدام در ماههاي اخير برگزار شود سه فرض
براي نحوه و كيفيت برگزاري آن قابل تصور است :
نخست آنكه , صدام به عنوان يك جنايتكار جنگي در يك
دادگاه صالح بين المللي از جمله ديوان بين المللي كيفري مورد
محاكمه قرار گيرد كه اين خواست اصلي افكار عمومي منطقه و
جهان بويژه ايران و كويت است .
دوم آنكه , محاكمه صدام به عنوان يك اسير جنگي در يكي
از دادگاه هاي نظامي اشغالگران در داخل عراق انجام گيرد.
سوم اين كه , ديكتاتور عراق به عنوان يك جنايتكار جنگي
در يك دادگاه جنايي زير نظر قوه قضاييه آينده اين كشور مورد
محاكه قرار گيرد.
ناظران حقوق بين الملل از ميان احتمالات بالا يك راه
ميانه را در صورت آمادگي اوضاع سياسي و امنيتي عراق
اشغال شده , به شرط پذيرش بازيگر اصلي صحنه عراق آمريكا
مطرح مي كنند.
آنان مي گويند , آنچه كه از اوضاع عراق و نحوه نگرش
آمريكا به اين موضوع برمي آيد تشكيل دادگاه رسيدگي به
جنايات صدام و مقامات ارشد حزب بعث , احتمالا در
دادگاهي تلفيقي در داخل عراق و با نظارت مستقيم آمريكايي ها
برگزار مي شود.

|
|