روزنامه جمهوري اسلامي 15/02/1383 صفحه داخلي

* گفتگو با خانواده شهيد نعيمي دبير اول سفارت جمهوري اسلامي ايران در بغداد
همسر شهيد نعيمي : حيف بود اين مرد در بستر بميرد

در ديدار سفير چين
آيت الله هاشمي رفسنجاني خواستار گسترش همكاريهاي راهبردي و استراتژيك ايران و چين شد

شيرين عبادي براي ملاقات با مقامات دولت بوش به آمريكا مي رود
سكوت سازمان تاكسيراني در مقابل افزايش خودسرانه كرايه ها
در نامه رئيس جمهور به جوانان مطرح شد
آينده درخشاني را براي انقلاب پيش بيني مي كنم

تاكيد آيت الله شاهرودي بر حمايت همه جانبه قضايي از كارگران
رئيس مجلس :
اعمال شكنجه و توهين به مردم عراق محكوم و مردود است

* با برپايي تجمع و انجام راهپيمايي در سالروز صدور فرمان هشت ماده اي رهبر انقلاب صورت گرفت
اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران به كوتاهي سه قوه در برخورد با مفاسد اقتصادي

پاسخ رئيس كل دادگستري استان همدان به فرازي از نامه رئيس جمهور
عقربي به نام مارمولك
خرازي در ديدار با سولانا :
هيچگونه پيش شرط در گفتگو با اتحاديه اروپا را نمي پذيريم وعجله اي براي مذاكره نداريم

ضرورت بازرسي از زندانهاي عراق اشغالي
تقويم تاريخ
گفتگو با خانواده شهيد نعيمي دبير اول سفارت جمهوري اسلامي ايران در بغداد
همسر شهيد نعيمي : حيف بود اين مرد در بستر بميرد




بخش خبري : در يكي از خيابانهاي فرعي منتهي به ضلع جنوبي خيابان مجاهدين اسلام كه به نام شهيد عظيم زادگان نامگذاري شده , با ديدن تصاويري از شهيد خليل نعيمي دبير اول سفارت جمهوري اسلامي ايران در عراق , سراغ منزل اين شهيد را از كسبه محل مي گيريم . آنها حدود منزل را به ما نشان مي دهند. كمي جلوتر با ورود به كوچه اي كه نمودي از محلات جنوب شهري تهران دارد , چند پارچه نوشته مشكي رنگ نظرمان را به درب منزلي جلب مي كند كه بر روي پارچه مشكي بالاي آن نام شهيد « خليل نعيمي » نقش بسته است . مقابل درب طوسي رنگ كوچكي قرار مي گيريم كه بارها رنگ روي رنگ خورده و نشان از سادگي و قدمت زياد منزل دارد. كنار در نيز يك زنگ معمولي بدون آيفون نصب شده كه با درب منزل همخواني دارد.
شاسي زنگ را مي فشاريم , بي درنگ نوجواني سياهپوش درب را به روي ما مي گشايد. پس از اينكه خود را معرفي مي كنيم به داخل منزل هدايت مي شويم . با ورود به حياط كوچك منزل , مات و مبهوت مي مانيم و باورمان نمي شود كه اين منزل دبير اول سفارت ايران در بغداد باشد , آنهم كسي كه قريب ده سال در ماموريت خارج از كشور بوده و قطعا مي توانست از وضعيت مالي و معيشت سطح بالايي برخوردار باشد. در و ديوار حياط قدمت دهها ساله منزل را مي رساند.
لحظه اي بعد در داخل اطاقي كنار ابوالحسن نعيمي پدر شهيد خليل نعيمي روي فرش مي نشينيم چرا كه از مبلمان و دكوراسيون آنچناني خبري نيست . منزل فقط داراي دو اطاق تو در تو مي باشد كه با فرش هاي تميز اما نسبتا رنگ و رورفته مفروش شده است . ظاهر ساده خانه و بي آلايشي آن نشان مي دهد كه شهيد خليل نعيمي در زمان حيات 50 ساله خود با وجود امكان فراهم آوردن انواع و اقسام وسايل مدرن زندگي , ساده زيستي و پرهيز از زخارف دنيوي را ترجيح داده و روح معنويتي خاص را با تربيت فرزنداني متدين وصالح برخانواده حاكم كرده است .
از پدر , همسر و فرزندان شهيد نعيمي مي خواهيم كه به صورت جمعي نشسته تا امكان انجام مصاحبه و گرفتن عكس فراهم شود. آنها ابتدا از مصاحبه و قرار گرفتن مقابل دوربين طفره مي روند و همسر شهيد نعيمي با بيان اين كه حاج خليل اهل اين حرفها و دنبال اسم و رسم نبود خواهش مي كند كه تصويري از خانواده بويژه از خود وي چاپ نكنيم ولي ما با اصرار و با اين توجيه كه چاپ عكس , لازمه يك چنين مصاحبه اي مي باشد , تصاويري از پدر , همسر و فرزندان شهيد در كنار يكديگر مي گيريم و گفتگو با آنها را در رابطه با خصوصيات اخلاقي و ويژگي هاي شهيد خليل نعيمي كه روز پنج شنبه 27 فروردين ماه توسط افراد مسلح در بغداد و هنگامي كه آماده مي شدند براي ديدار با خانواده به ايران مراجعت كنند آغاز مي كنيم . لازم به ذكر است كه از شهيد خليل نعيمي 4 فرزند پسر به نام هاي علي , محمد , حسين و حسن و يك فرزند دختر به نام عفيفه به يادگار مانده است .
ماحصل گفتگوي خبرنگار ما با برخي از اعضاي خانواده شهيد نعيمي ذيلا از نظر خوانندگان گرامي روزنامه مي گذرد :
ابوالحسن نعيمي پيرمرد 70 ساله لامردي و پدر شهيد خليل نعيمي در مورد زندگي اين شهيد بزرگوار مي گويد
خليل از سن 16 سالگي به خارج رفت و ضمن تحصيل و فراگرفتن زبانهاي انگليسي و عربي به كار هم مشغول بود. پس از اين مرحله و در زمان انقلاب وارد سفارت ايران شد و همكاري خود را با سفارت شروع كرد. خليل از روحيه مذهبي بالايي برخوردار بود و هميشه اوقات بيكاري و بخصوص شبها به خواندن نماز و قرآن و عبادت مشغول مي شد و يك حال و هواي خاصي پيدا مي كرد. ايشان وقتي حرف كسي كه در جمع حاضر نبود مطرح مي شد با ناراحتي به افراد مي گفت چرا غيبت مي كنيد و بشدت از غيبت و تهمت پرهيز مي كرد. در زمان كودكي خليل , من براي انجام كار به عربستان مي رفتم و زحمت تربيت بچه ها روي دوش مادرشان بود.
پدر شهيد نعيمي در مورد نحوه با اطلاع شدن خود از شهادت خليل مي گويد : من در لامرد بودم و از طريق تلويزيون خبر شهادتشان را شنيدم .
وي در زمينه چگونگي تشييع و خاكسپاري شهيد نعيمي مي گويد : استقبال مردم و حضورشان در مراسم براي ما باور كردني نبود. واقعا ما از اين مردم كه در مورد شهيد و خانواده بسيار لطف كردند و زحمت كشيدند ممنون و سپاسگزار هستيم .
همچنين خانم فاطمه منصوري همسر شهيد نعيمي در اين گفتگو ابتدا در زمينه نحوه آشنايي و زندگي مشترك خود با شهيد نعيمي مي گويد : آشنايي ما از طريق پسر عموي خليل كه هم اكنون سردبير روزنامه الوفاق هستند شروع شد , پس از معرفي خليل , ما در يك جلسه كه با ايشان صحبت كرديم ديديم مردي متدين و بسيار باخداست لذا پذيرفتيم و به هيچ چيز ديگر هم مانند مسائل مادي و موقعيت و غيره توجه نكرديم . مراسم عروسي ما هم طوري برگزار شد كه بارها من به بچه هاي خود گفته ام الحمدلله هيچ گناهي در مراسم عروسي ما رخ نداد و سلامت نفس خليل باعث مي شد كه جوانب شرعي از طرف حاضرين كاملا رعايت شود.
بعد از ازدواج در سال 64 ماموريت حضور در سفارت ايران در عربستان به ايشان داده شد. در حالي كه كارمند قراردادي وزارت خارجه بود. مدتي بعد خليل در آنجا توسط دولت متبوعه بازداشت شد و پس از دو هفته زندان , از عربستان اخراج و به ايران بازگشت . در ايران از ايشان خواسته شد كه به صورت رسمي وارد وزارت خارجه شود. خليل كار خود را در وزارت خارجه شروع كرد و تا زمان شهادت همكاري ايشان ادامه داشت .
همسر شهيد نعيمي در زمينه تخصص و نوع كار ايشان اظهار مي دارد : خليل نزديك 20 سال بود كار كارشناسي مي كردند و بخاطر تسلط به زبانهاي اردو , عربي و انگليسي عمدتا در اداره مطبوعات بودند. البته در ماموريت ها كار فرهنگي مي كردند و در پاكستان كه بوديم ارتباط تنگاتنگي با شيعيان برقرار نموده و امور مربوط به شيعيان اين كشور را انجام مي دادند و چون به زبانهاي انگليسي و اردو مسلط بودند خيلي راحت ارتباطشان برقرار مي شد. به نظر من در آنجا كارهاي بسيار مهمي انجام دادند و بارها از طرف وزير و ساير مسئولان وزارت خارجه مورد تقدير و تشويق قرار گرفتند.
بعدا كه يكي از پاكستاني ها به ديدن ايشان آمده بود مي گفت نمي دانيد شيعيان چقدر از آمدن شما به ايران ناراحت هستند. گذشته از مسائل كاري , حاج خليل يك خصلتي داشت كه هر كس با ايشان برخورد مي كرد شيفته اين مرد مي شد با اينكه نه پست و مقامي داشت و نه ثروتي به هم زده بود. شما مي بينيد كه بعد از سه ماموريت چند ساله , اين خانه و وضعيت مالي ايشان است . واقعا آدم به اين آيه مي رسد كه « هر كس تقوا پيشه كند خداوند او را محبوب گرداند. » هر چه بود به خاطر تقواي ايشان بود.
وي در خصوص مدت زمان ماموريت شهيد در پاكستان مي گويد : آذر ماه 69 به اتفاق خانواده به ماموريت پاكستان رفتند و سال 73 به ايران برگشتند و حدود 9 سال نيز ماموريتي نداشتند كه در اداره رسانه هاي وزارت خارجه مشغول بودند . در سال 81 به اداره خليج فارس كه رفتند و سپس قبل از شروع جنگ آمريكا و عراق جهت انجام ماموريت به بغداد عزيمت نمودند . اسفند ماه 81 كه خداوند بچه ديگري به ما داده بود ايشان به ايران آمدند و وقتي برگشتند به بغداد , حمله نظامي آمريكا شروع شد. ايشان بعد از حمله نظامي آمريكا , مجددا به ايران آمدند و ارديبهشت ماه دوباره به بغداد رفتند. من هم به اتفاق بچه ها يكبار قبل از شروع حمله آمريكا به بغداد رفتيم و يكبار هم عيد نوروز به ديدن ايشان رفتيم و روز سيزده بود كه ما را از بغداد تا قصرشيرين بدرقه كردند. من گفتم كاش شما هم به تهران مي آمديد. ايشان گفتند الان سفارت خالي است و نيروها همه رفته اند , انشاالله دو هفته ديگر من برمي گردم كه سر دو هفته هم شهيد شدند. به من وعده دادند كه شنبه مي آيند. البته شنبه آمدند اما در حالي كه سر و رويشان به خون سرخ شهادت آغشته بود و مورد استقبال عظيم مردم قرار گرفتند....
وي در زمينه دليل انتخاب افرادي مانند شهيد حاج خليل نعيمي براي ترور شدن توسط دشمنان مي گويد : ايشان در پاكستان هم كه بودند يك عده شيعياني كه با شهيد ارتباط داشتند گفته بودند سپاه صحابه نام و نشاني و اطلاعاتي از شما را جمع آوري كرده و نقشه ترور شما را دارد. اين حرفها مدتي مطرح بود تا اينكه ماموريت ايشان تمام شد. البته بعد از پايان ماموريت آقاي نعيمي , آقاي شيرخدايي كه آن موقع سركنسول جمهوري اسلامي ايران در پاكستان بودند گفتند من با مركز تماس گرفتم و گفته ام ماموريت شما را شش ماه ديگر تمديد كنند اما حاج خليل استخاره كرد و خيلي بد آمد. به همين دليل به آقاي شيرخدايي گفتند من بيشتر نمي توانم در پاكستان بمانم . به هر حال در پاكستان بخاطر رسيدگي به امور شيعيان و ارتباط تنگاتنگ با آنها , هدف سپاه صحابه قرار داشتند. به عراق هم كه رفتند معمولا تا پاسي از شب در دفتر كارشان به فعاليت ادامه مي دادند و مي گفتند اينجا كار خيلي زياد است , چون عربي مي دانستند ملاقاتهاي زيادي با علماي عراق داشتند. در بغداد هم شناسايي شده و زير نظر مخالفين قرار داشتند. حاج خليل هر چقدر كار مي كرد فكر مي كرد كم كار كرده است . هيچ وقت كاري نبود كه از زير آن بخواهد شانه خالي كند. هميشه دنبال كار بود مثلا مقاله گزنده اي در روزنامه اي عليه نظام , اسلام و ارزش هاي اسلامي چاپ مي شد بدون اينكه كسي از ايشان بخواهد سريع جوابيه مي نوشت .
ايشان در ايام دهه فجر كه آمده بودند بايد دو هفته ايران مي ماندند كه ده روز بيشتر نماندند. هر چه من به ايشان گفتم بعد از اين همه مدت به ايران آمدي هنوز مرخصي هم داري پس بيشتر اينجا بمان . گفتند ما كارمند بغداد هستيم , كارمند اينجا كه نيستيم , بعد هم 22 بهمن است من بايد بروم و مقاله براي روزنامه ها بدهم و يك سري كارها را بايد رديف كنم . ايشان به بغداد برگشتند و در واقع اين آخرين سفرشان بود.
از همسر شهيد نعيمي سوال مي كنيم شما در غياب آقاي نعيمي هنگامي كه ماموريت بودند طبعا در اداره زندگي و رسيدگي به امور فرزندان سختي هايي را بايد متحمل مي شديد. بويژه اينكه در خانه اي محقر و با يك زندگي معمول و متوسط از لحاظ مالي مواجه بوده و هستيد. در اين رابطه توضيح دهيد ايشان مي گويد :
اوايلي كه حاج خليل رفته بودند واقعا برايمان مشكل بود. چون خانواده خودم و خانواده ايشان همه شهرستان هستند. من خودم با اين پنج بچه تنها بودم بخصوص وابستگي خيلي شديدي كه پسرم حسين به پدر داشت بيشتر مرا عذاب مي داد اما كم كم به اين وضع عادت كرديم .
خانم منصوري در رابطه با نحوه اطلاع يافتن خود از شهادت همسرش شهيد نعيمي مي گويد : ايشان روز پنج شنبه قرار بود به ايران بيايند منتهي گفته بودند يك سري كار هست كه بايد برنامه آنرا رديف كنم و روز شنبه مي آيم . شب قبل آنهم به من زنگ زد و گفت من روز شنبه با ماشين خودم مي آيم . من به پسر بزرگم علي آقا گفتم مادر , من دلم خيلي شور مي زند بابا مي خواهد از طريق اين جاده هاي خطرناك با ماشين خودش بيايد و من خيلي نگرانم .
اگر شب زنگ زد مي خواهم به او بگويم با هواپيما بيايد كه متاسفانه ديگر به شب نرسيد و ساعت 2 بعدازظهر پنج شنبه ايشان را ترور كردند . ايشان ظهر پنج شنبه ظاهرا به زيارت كاظمين رفته بودند و يك سري چيزهايي براي بچه ها خريده بودند. ظاهرا وقتي ايشان به سمت سفارت مي آمدند مورد هدف قرار گرفتند. من پس از حادثه ترور از هيچ جا خبر نداشتم و اين ضعف وزارت خارجه را مي رساند , يك كارمندشان در آنجا شهيد شده و خانواده هيچ خبري ندارند. تمام تلويزيونها داشتند موضوع ترور ايشان را پخش مي كردند و من به عنوان همسر ايشان از موضوع بي خبر بودم . آيا آنها فكر نمي كردند كه وقتي من چنين موضوعي را از طريق تلويزيون ببينم چه حالي به من دست مي دهد حداقل بايد كسي را مي فرستادند و يا يك تلفني مي زدند. من در خانه سرگرم كار بودم . ديدم مرتب تلفن دارد زنگ مي زند و افراد آشنا و فاميل حال حاج آقاي ما را مي پرسيدند. بعد وقتي مي ديدند من خبر ندارم چيزي به من نمي گفتند. پسر عموي ايشان با خانمش آمدند منزل ما , ديدم حال خوبي ندارند. گفتم چه شد اينطرفها آمديد و به ما سر زديد. گفتند آمديم حال شما را بپرسيم . من هم شربت براي آنها آوردم و پذيرايي كردم اما باز هم خبر نداشتم . بعد ديدم شبكه خبر تلويزيون دارد اخبار بغداد را پخش مي كند اما تصوير صاف نبود , گفتم حسين بيا تصوير را تنظيم كن , به محض اينكه تصوير صاف شد. زيرنويس تصوير را ديدم كه نوشته مرحوم خليل نعيمي , يك دفعه گفتم خليل رفت اينها همه زير گريه زدند و اينجوري من باخبر شدم . من نمي دانم وزارت خارجه چرا اينطور عمل مي كند. من پس از باخبر شدن از شهادت ايشان , گفتم مي دانستم خليل شهيد مي شود ولي نه به اين زودي . من 20 سال با اين مرد زندگي كردم و مي دانم چقدر مخلص بودند . به بچه ها هميشه مي گفتم « قدر پدرتان را بدانيد , كمتر پدري هست كه اينجوري باشد. از عبادت , طهارت , انفاق , سخت كوشي و پركاري و... ايشان مردي قاطع بودندو با هيچ احدي بخاطر خدا رودربايستي نداشتند. تمام بستگان اينرا مي دانند. جايي كه رضاي خدا نبود نمي رفتند و هيچ هم برايشان مهم نبود كه چه كسي چه چيزي مي گويد.
خانم منصوري سپس به نقل خاطره اي از شهيد نعيمي مي پردازد و مي گويد : يكبار با اتوبوس داشتيم به شيراز مي رفتيم . داخل اتوبوس ديدم يك آقا پسري يك توله سگ داشت و با آن بازي مي كرد. وقتي خليل اين صحنه را ديد رفت پيش راننده اتوبوس و گفت مگر شما مسلمان نيستيد چرا اين سگ را داخل ماشين آورده ايد اين پسر دست به سگ مي زند بعد مي آيد دست به آب سردكن مي زند و اينجا را آلوده مي كند. راننده در جواب گفت آقا , اين سگ شناسنامه دارد. خليل گفت اين سگ شناسنامه دارد يعني ديگر پاك شده است راننده جوابي نداد و آقاي نعيمي وقتي به پليس راه رسيديم سريع رفت موضوع را مطرح كرد و گفت اگر اين سگ را پياده كردند كه هيچ و گر نه ما قم پياده مي شويم .
پليس راه دفترچه راننده را گرفت و گفت سريع برو ترمينال اين سگ را پياده كن و برگرد. وقتي اتوبوس داشت بر مي گشت چند مسافر به او اعتراض كردند و گفتند چرا داري وقت ما را هدر مي دهي . حاج خليل گفت مگر شما مسلمان زاده نيستيد , مگر اينجا اروپاست كه يك سگ را كنار خودتان گذاشته ايد راننده وسط راه به او گفت : « من خواهش مي كنم اجازه بده برگرديم و به مسيرمان ادامه بدهيم , من اين سگ را توي صندوق مي گذارم « ولي ايشان جواب داد كه مي خواهيد سگ را كنار وسايل ما بگذاريد تا همه را كثيف كند راننده گفت يك جايي مي گذارم كه هيچ وسيله اي نباشد. خلاصه سگ را در داخل صندوق گذاشتند و حاج خليل با اين شرط كه سگ را بالا نياورند با ادامه مسير موافقت كردند. اينقدر ايشان قاطعيت داشتند كه هيچ وقت حاضر نبودند براي خوشايند كسي كار حرام يا مكروهي انجام دهند. در اين مدت بيست سال زندگي مشترك من شاهد بودم كه چه وقتي به تنهايي عبادت مي كردند و چه هنگامي كه در يك جمع صدنفري قرار مي گرفتند يك جور عبادت مي كردند و نماز مي خواندند. يك خصلتي هم داشتند كه به محض شنيدن صداي اذان اگر حتي بيرون بودند خود را مقيد مي دانستند كه به اولين مسجد سر راه رفته و نماز بخوانند. من بعضي وقتها به او مي گفتم توي بيشتر اين مسجدهاي تهران نماز خوانده ايد. در اداره هم مي شنيدم كه همين خصوصيت را داشته اند.
وي در مورد حضور و استقبال مردم در مراسم تشييع پيكر شهيد نعيمي در تهران و زادگاهش « لامرد » مي گويد : حضور مردم در تشييع پيكر ايشان واقعا عجيب بود. من در دل به حال خليل مي گفتم همه كارها و اعمال تو خوب بود ولي كدام كار تو بود كه اين جمعيت را به دنبال پيكر غرقه به خونت كشيده من نمي دانم . نماز اول وقت , قلب مهربان و باخدا بودنت بود يا چيز ديگر من نمي دانم . براي ما واقعا حضور اين جمعيت عظيم عجيب بود .كل شهر تعطيل شده بود. مدرسه ها , ادارات مغازه ها و... البته ايشان در وزارتخارجه خيلي گمنام بودند , براي پست و مقام كار نمي كردند اما بيشتر از وظيفه انجام وظيفه مي كردند. وقتي پيكر ايشان را به اينجا آوردند من روي ايشان را باز كردم او را بوسيدم و گفتم خداوند پاداش زحمات ترا داد. حيف بود كه اين مرد در بستر بميرد.
همسر شهيد نعيمي در خصوص ساده زيستي شهيد مي گويد : همكاران وزارت خارجه اي ايشان كه به منزل ما آمده بودند از وضعيت زندگي ما تعجب مي كردند. خدا شاهد است كه اصلا ايشان توجه نداشتند اين فرش دستباف است . ماشيني است يا گليم است . ما به بغداد كه رفته بوديم وقتي وارد اطاق ايشان شديم بچه ها پنكه را روشن كردند. حاج خليل يك دفعه گفتند مگر اين اطاق پنكه هم دارد , من يكسال است كه در اين اطاق هستم نمي دانستم پنكه هم دارد. خانه كسي هم كه مي رفتند اصلا توجه نداشتند كه اين خانه چند متر است . چه امكاناتي دارد وضع صاحبخانه چطور است و... ايشان خيلي هم سخاوتمند بودند. بعضي وقتها كه من به فرد مستمندي مثلا هزار تومان مي دادم و به ايشان مي گفتم كه راضي باشند مي گفتند چرا بيشتر كمك نكردي . بغداد هم كه بودند وقتي از معابر و خيابانها عبور مي كردند و افراد مستمندي را مي ديدند مي ايستادند و به آنها كمك مي كردند. من به او مي گفتم حاج خليل اينها را بد عادت نكن . مي گفت اينها صدقه است كه مي دهم . از نظر پرداخت خمس مال هم ايشان خيلي مقيد بودند و خمس درآمدي را كه داشتند خيلي راحت و با خوشحالي كنار مي گذاشتند. من هم مي ديدم وقتي آدم پولي را كه در راه خدا مي دهد ضرر نمي كند , خدا خيلي راحت جبران مي كند . خداوند به ايشان عزتي داد و مردم آنگونه پيكر ايشان را تشييع كرده و بخاك سپردند.
آقاي علي نعيمي فرزند شهيد خليل نعيمي نيز طي سخنان كوتاهي مي گويد : كه پدرم اهل ايمان و معرفت بود و به ما خيلي توصيه مي كرد كه نماز را اول وقت بخوانيم , قرآن را زياد تلاوت كنيم و در درس خواندن كوشا باشيم . همچنين پدرم دوست داشت ما منضبط و منظم باشيم . مطالعه كنيم و فرصت ها را به بطالت از دست ندهيم . مثلا اگر اذان گفته مي شد و بچه ها پاي تلويزيون بودند ايشان خيلي ناراحت مي شد و مي گفت چرا وقت نماز .تلويزيون نگاه مي كنيد.
خانم عفيفه نعيمي دختر شهيد نعيمي كه در سال دوم دبيرستان به تحصيل اشتغال دارد نيز در رابطه با خصوصيات پدر خود مي گويد : ايشان سعي مي كرد با همه مهربان باشد و دوست داشت كسي از او رنجيده خاطر نشود. دلش براي افراد محتاج و مستمند مي سوخت و هميشه در فكر كمك به آنها بود. روحيه لطيف او باعث مي شد با اعضاي خانواده مهربان باشد. در مسافرتي كه به بغداد پهلوي او رفته بوديم تمام تلاشش اين بود كه به ما خوش بگذرد. وقتي به جاي مي رفتيم پشت فرمان ماشين زياد مي گفت و مي خنديد و من با اينكه به شهادت ايشان افتخار مي كنم اما از اين بابت ناراحتم كه ديگر خنده ها و محبت هاي او را نمي بينم .
وي اضافه مي كند كه من سعي مي كنم با رعايت حجاب , خواندن نماز و قرآن و تقويت روحيات معنوي در وجود خودم , ادامه دهنده راه ايشان باشم و با انجام اعمال پسنديده روح ايشان را شاد كنم .
ابوالحسن نعيمي پدر شهيد نعيمي : خليل از روحيه مذهبي بالايي برخوردار بود. هميشه اوقات فراغت و بخصوص شبها به خواندن نماز و قرآن و عبادت مشغول مي شد و حال و هواي خاصي پيدا مي كرد.
فاطمه منصوري همسر شهيد خليل نعيمي : حيف بود كه اين مرد در بستر بميرد , خداوند پاداش زحمات او را داد و ايشان به فيض شهادت نايل شد.
علي نعيمي فرزند شهيد خليل نعيمي : پدرم اهل ايمان و معرفت بود و به ما خيلي توصيه مي كرد كه نماز را اول وقت بخوانيم , قرآن را زياد تلاوت كنيم و در خواندن درس كوشا باشيم .
عفيفه نعيمي دختر شهيد نعيمي : سعي مي كنم با رعايت حجاب , خواندن نماز و قرآن وتقويت روحيه معنوي در وجود خودم , ادامه دهنده راه پدرم باشم و به شهادت ايشان افتخار مي كنم .

در ديدار سفير چين
آيت الله هاشمي رفسنجاني خواستار گسترش همكاريهاي راهبردي و استراتژيك ايران و چين شد


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديروز در ديدار با « نيوجن تانك » سفير جمهوري خلق چين در ايران خواستار گسترش همكاريهاي دو كشور در سطح راهبردي و استراتژيك شد.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام , آيت الله « اكبر هاشمي رفسنجاني » گفت : هنوز سهم همكاريهاي دو كشور به اندازه ظرفيتها و قابليتهاي دو كشور نيست .
وي افزود : بدليل ذخاير و منابع غني انرژي در ايران و بازار مصرف نامحدود در چين مي توان با سرمايه گذاريهاي بلند مدت در ايران شاهد پيشرفت و شكوفايي اقتصادي تهران , پكن بود.
آيت الله هاشمي رفسنجاني با تاكيد به همكاري ايران و چين در راه آهن شهري تهران و حومه , يادآور شد : اين همكاري موفق كه براي دولت و مردم كشور ما محسوس است موجب اعتماد و علاقه بيشتر طرفين براي همكاريهاي نزديكتر و تعميق مناسبات خواهد شد.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام , همكاريها و تشريك مساعي بين المللي دولت ايران و چين را در حل مسائل مهم منطقه اي از جمله عراق , افغانستان و مسايل جهاني تاثيرگذار دانست و يادآور شد با اراده سياسي موجود دو كشور مي توان از اين بستر استفاده بهينه كرد.
« نيوجن تانك » سفير چين در تهران نيز با ابراز خرسندي از تعميق و گسترش روابط دو كشور گفت : روابط ايران و چين به مرحله جديدي رسيده و نياز به يك جهش براي ارتقاي سطح همكاري تا سطح راهبردي و استراتژيك است .
وي افزود : تهران و پكن با تمدن كهن و روابط ديرينه مي توانند يك شريك مطمئن و مناسب براي همديگر باشند.
نيوجن تانك تصريح كرد : پس از اجراي سياست درهاي باز در چين و جذب سرمايه هاي كلان , با توجه به منابع غني و نيروهاي مستعد در ايران در صورت بستر مناسب تر مي توان اين سرمايه ها را به سوي تهران گسيل داشت .
وي همچنين افزود : با توجه به بازار مصرف چين و موقعيت ژئوپلتيك ايران پيشرفت اقتصادي براي هر دو كشور سودمند است .
سفير چين در تهران همچنين با اعلام حمايت از آرمانهاي بشر دوستانه ايران گفت : دولت پكن در مجامع بين المللي پشتيبان تهران است و در پيوستن اين كشور به بازار تجارت جهاني پشتيباني خواهد كرد.
نيوجن تانك همچنين دعوت دولت اين كشور را از آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام براي سفر به چين تقديم كرد كه مورد موافقت قرار گرفت .

شيرين عبادي براي ملاقات با مقامات دولت بوش به آمريكا مي رود


خبرگزاري فرانسه از تهران به نقل از يكي از همكاران « شيرين عبادي » گزارش داد كه او قرار است ظرف چند روز آينده به آمريكا سفر كند و احتمال دارد در اين سفربا اعضاي دولت بوش , ديدار كند.
خبرگزاري جمهوري اسلامي با مخابره اين خبر افزود : سفر عبادي در پاسخ به شماري از دعوتنامه هايي است كه از دانشگاهها و سازمان هاي غير دولتي دريافت كرده است و در صورت ايجاب شرايط , احتمال دارد با اعضاي دولت آمريكا در زمينه حقوق بشر گفت و گو كند.
گفته مي شود عبادي در حال حاضر در « ونكوور » كانادا بسر مي برد و از آنجا عازم آمريكا مي شود.

سكوت سازمان تاكسيراني در مقابل افزايش خودسرانه كرايه ها


در حالي كه بررسي كارشناسانه شوراي شهر طي سراسر سال گذشته درباره نرخ جديد كرايه ها به شهروندان وصال نداد , پس از گذشت يك ماه و نيم از سال نيز هنوز از اين مساله خبري نيست و رانندگان و مشتريان , گويي با يكديگر به توافق رسيدند كه بايد به طور خودسرانه كرايه ها افزايش يابد و قطعا در صورت پايان بررسي هاي كارشناسان شوراي شهر , اعلام نرخ جديد , « نوشدارو پس از مرگ سهراب » خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري مهر , هنگامي كه هيچگونه نظارت و كنترلي بر اين موضوع از سوي سازمان تاكسيراني صورت نمي گيرد , شهروندان نيز فريادهاي اعتراض آميز خود را بي ثمر پنداشته و هر آنچه را كه رانندگان تاكسي براي خود تعيين مي كنند مي پذيرند.
اما موضوعي كه نمي توان نسبت به آن بي اعتنا بود , عدم قدرت مالي قريب به اتفاق شهرونداني است كه براي آمدوشد روزانه خود در كلان شهر تهران , مجبورند در مسيرهاي خاصي از تاكسي يا مسافربران شخصي استفاده كنند و همين امر تا حدود نسبتا زيادي , شهروندان را با مشكل پرداخت كرايه تاكسي و تامين كسري هزينه هاي اضافي مواجه مي سازد. طي چند سال گذشته , همواره هر آنچه بر نرخ كرايه تاكسي ها افزوده شده , از سوي خود رانندگان بوده و سازمان تاكسيراني فقط با مطرح كردن اين موضوع كه در دريافت كرايه تاكسي ها نظارت دارد , وظيفه خود را تمام شده مي داند.
در هر حال شوراي اسلامي شهر تهران در دوره دوم فعاليت خود , اين موضوع را در دستور كار خود قرار داد تا بتواند يك راه حل اساسي براي آن بيابد. اما طولاني شدن اين زمان , منجر به آن شد كه رانندگان تاكسي خودسرانه به افزايش نرخ كرايه تاكسي ها اقدام كنند و هيچگونه برخورد جدي نيز از سوي سازمان تاكسيراني صورت نگيرد. به طوري كه امروز شهروندان تهراني به پرداخت نرخ هاي جديد واكنش نشان ندهند و آن را قانوني بدانند.
بنابراين , اگر سازمان تاكسيراني بخواهد بعد از اين , نرخ جديدي را اعلام كند كه كمتر از نرخي باشد كه هم اكنون دريافت مي شود , قطعا هيچگونه جايگاه اجرايي نخواهد داشت زيرا اين مساله از سوي شهروندان و رانندگان پذيرفته شده كه نرخي كه بالا رفت , هرگز پايين نخواهد آمد. لذا در حال حاضر آنچه بيش از پيش اجراي آن از سوي شهروندان مورد نظر است , كنترل همين نرخ هاي جديدي است كه از سوي رانندگان اعمال مي شود. يعني اين كه مبادا افزايش نرخ كرايه ها به دلخواه و روزانه باشد!

در نامه رئيس جمهور به جوانان مطرح شد
آينده درخشاني را براي انقلاب پيش بيني مي كنم


« سيدمحمد خاتمي » رئيس جمهوري در واكنش به انتقادها و درددل هاي جوانان , ديروز در نامه اي مشكلات و دشواري هاي سال هاي رياست جمهوري خود را تشريح كرد.
رئيس جمهور در مقدمه اين نامه به انتقادهاي برخي جوانان در نشست روز هشتم ارديبهشت خود اشاره كرد و افزود : در فضاي كنوني لازم دانستم خطاب به همه فرزندان عزيزم كه مهر و خشم شان هر دو براي من قيمتي است , نامه اي بنويسم و عنوان آن را « نامه اي براي فردا » بگذارم و اينك كه به پايان دوران مسووليت رسمي خود نزديك مي شوم باب اين مراوده و تبادل نظر را باز كنم .
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي در بخشي از اين نامه به نتايج دوران اصلاحات اشاره شده و آمده است : امروز گر چه هنوز اين درد و مصيبت را داريم كه انساني دانشمند كه شايد سابقه حضورش در انقلاب و جبهه بيش از سابقه تصدي فلان قاضي بي تجربه اي باشد كه گشاد دستانه حكم ارتداد صادر مي كند و مبارزي كه پا و سلامت خود را براي انقلاب داده و همواره از موضع دين خواستار اعتلاي آزادي بوده است ولو در برداشت و نظر خود دچار خطا شده باشد ـ به ناحق به ارتداد متهم و بر اساس آن محكوم مي شود , ولي اين نيز دستاورد كمي براي جامعه ما نيست كه جز معدودي افراد , هيچكس از حوزه هاي علميه گرفته تا دانشگاهها و تا سطح مسوولان , اين برخورد و حكم را پذيرا نمي شوند.
در بخشي از اين نامه آمده است : فرزندان امروز ايران , ميراث داران زنان و مردان مومن و با فرهنگ و فداكاري هستند كه ديروز , سرود پيروزي مردمي ترين انقلاب ايماني و آزادي خواهي و سربلندي را نواختند و مبادا كه توطئه ها و ترفندها و كژتابي ها و كج انديشي ها آنان را مايوس كند.
اين نامه اي است از انساني كه اگر فاقد هر فضيلتي باشد , فضيلت دوستداري عدالت و ايمان و آزادي را دارد , نامه اي به نسلي كه بايد بار سنگين ميراث همه فداكاري ها , آفرينندگي ها و آزادگي ها را بر دوش بكشد. گذشته ما گذشته اي استبدادزده است و استبدادزدگي درد مزمن و مشترك جامعه ما است .
اين نامه مي افزايد : بگذاريد اندكي از مظلوم بزرگ تاريخ انقلاب يعني امام خميني (قده ) سخن بگويم . خميني مظهر عزت خواهي ملت و زنده كننده حس اعتماد به نفس و خودباوري در مردمي بود كه مشتاق آزادي و رهايي بودند.
آقاي خاتمي تاكيد كرده است : دوم خرداد از دل انقلاب اسلامي و باوفاداري به آرمان هاي اصيل آن و به ويژه بر جنبه مردمسالارانه نظام و تاكيد بر تن دادن به لوازم آن و نگاهداشت حق وحرمت مردم و راهگشا به سوي آزادي هاي اساسي و اصلاحات در همه عرصه ها و ساختارهاي اقتصادي , علمي , اجتماعي و روابط خارجي , برآمد.
دوم خرداد عليرغم جفاهايي كه به آن شد و سواستفاده هايي كه از هر طرف از آن به عمل آمد و فشارهاي آشكار و پنهاني كه براي مايوس كردن مردم از راهي كه برگزيده بودند اعمال گرديد , چيزي نبود جز « حديث » يا « گفتمان » بيداري و دينداري و آزاديخواهي و استقلال طلبي و پيشرفت جويي ملت .
آقاي خاتمي در نامه آورده است : گروهي كه خود موجبات نارضايتي جامعه و به حاشيه راندن بسياري از روشنفكران و متخصصان و جوانان از عرصه انقلاب شده بودند , از آغاز حضور , خاتمي را منشا از ميان رفتن انقلاب , لطمه ديدن امنيت كشور و استيلاي فرهنگ غربي بر كشور دانستند و بر طبل انكار كوبيدند و هرچه توانستند , كردند. به خصوص با كشف و حذف غده سرطاني جاخوش كرده در نهادهاي امنيتي كه قتل هاي زنجيره اي نمونه اي مهلك از آن بود ـ از متن دستگاه رسمي اطلاعات و امنيت كشور و تبديل آن دستگاه به نهادي بيدار و هوشيار ومدافع امنيت پايدار و نقطه اطمينان ملت و خنثي كننده توطئه هاي دشمنان ايران و معارضان تروريست و كينه توز انقلاب و جامعه , آن فعاليت به صورتي ديگر و ريشه اي تر ادامه داشته و دارد.
اين نامه مي افزايد : تصور اعمال حاكميت دين از راه اجبار و استبداد و ناديدن خواست و راي مردم نيز , نادرست و ناميسر است . بنياد و پشتوانه هر نظامي مردمند و مردم ما خواستار جمهوري بيگانه با دين ولائيك نبوده و نيستند. متاسفانه حتي مفاهيم غربي هم , وقتي به يك فضاي استبدادزده پا مي نهند , تحريف هم مي شوند و اينكه در اين سرزمين سكولاريسم نيز مبدل به دين ستيزي مي شود , از اين قاعده بركنار نيست .
آقاي خاتمي در نامه خود خاطرنشان ساخته است : ما از آزادي دفاع كرده و مي كنيم و دين را نيز با آزادي سازگار مي دانيم .
آقاي خاتمي افزوده است : به رغم آن كه امروز هفت سال از واقعه دوم خرداد گذشته , روشن است كه ملت ما خواست خود را در جامعه پايدار كرده است . از شعار ذوب در ولايت كه شعار محوري رقباي دوم خرداد در درون حكومت بود تا شعار ايران آزاد , آباد و شاد و تاكيد بر دموكراسي , آزادي و حقوق بشر راه درازي طي شده است . اين معجزه روح اصلاح طلب ملت ما است كه بايد بازشناخته شود. در واقع خواست مردم تغيير نكرده , بلكه بيشتر تجلي يافته است .
اين نامه مي افزايد : عزيزي كه ديروز به جبهه ها مي رفت و عشق به امام را پشتوانه حركت خود داشت , پدر و مادري كه بدن قطعه قطعه شده فرزندش او را از پاي در نمي آورد , همسري كه در غيبت شوهر شهيدش سرود بيداري و دليري را در گوش فرزند خود مي خواند , شهروندان شهري و روستايي , متفكران دانشگاهي و حوزوي زنان و مردان , صاحبان صنعت و سرمايه , كارگران و كشاورزان , فرهنگيان و همه آحاد و بخش هاي جامعه ما , مگر خواستي جز دستيابي به ايراني آزاد وآباد و شاد داشته و دارند اگر اهل ولايت هم بودند , ولايت را پشتوانه حركت براي رسيدن به سربلندي , آزادي , آباداني و پيشرفت مي دانستند.
در بخش ديگري از نامه آمده است : اگر ما نظر امام را در آستانه پيروزي انقلاب مي پذيرفتيم كه اعلام كردند حتي احزاب و گروههاي غير اسلامي تا وقتي به توطئه و اقدام عملي براندازانه عليه نظام دست نزده اند در فعاليت و بيان نظر خود آزادند , به جايي نمي رسيديم كه حتي مومنان به اسلام و راه امام , فقط به جرم اين كه روش و سليقه گروهي را نمي پسندند , ولو حاضر به عمل در چارچوب قانون اساسي باشند نيز حذف و دفع شوند.
در نامه مذكور آمده است : اين بر عهده نسل جوان ما است كه با تامل و تذكر نسبت به وضعيت تاريخي موجود , خواست شجاعانه خود را در جهت استقرار مردم سالاري سازگار با دين و فرهنگ خود با تدبير و تحمل پي گيري كند ـ همه منابع و موانع آن را بشناسد و با آنها مدبرانه رو به رو شود. وي سپس گفت : آينده درخشاني را براي انقلاب پيش بيني مي كنم .
در اين نامه آمده است : دولت توانست متوسط رشد توليد ناخالص داخلي در سال را از 3,8 درصد در برنامه دوم توسعه به 5,2 درصد در برنامه سوم برساند . به طوري كه اكنون اقتصاد ايران رشد 7,4 درصد را از سال هاي 1381 به بعد تجربه مي كند.
متوسط نرخ تورم از 25,1 درصد در برنامه دوم به 13,2 درصد در برنامه سوم كاهش يافته است . متوسط رشد سرمايه گذاري از 7,9 درصد در برنامه دوم به 10,7 درصد در برنامه سوم رسيده است .
ايجاد سالانه حدود 700 هزار فرصت شغلي موجب شده است كه به رغم افزايش روزافزون سطح تقاضاي اجتماع براي كار , روند ايجاد اشتغال آهنگ مثبتي بيابد.
آقاي خاتمي افزوده است : در هر حال من هم چنان بر سه اصل آزادي در انديشه , منطق در گفتار و قانون در عمل تاكيد مي كنم و آن را راه حقيقي اسلام و راه امام و مورد قبول وجدان عميق اكثريت قاطع مردم و به خصوص نخبگان منصف مي دانم . رئيس جمهور در خاتمه نامه خود آورده است : در پايان باز بر اين نكته تاكيد مي كنم كه همه ما و شما جوانان عزيز بايد اين پندار غلط را كه حاصل يك بيماري تاريخي است از ذهن خود بزدائيم كه , براي رهايي بايد منتظر قهرمان بود. « قهرمان شمائيد و مسوولاني شايسته شمايند كه خواست شما را درك و در جهت آن حركت كنند » .
كلام بلند خداوند جل و علي را از ياد نبريم كه , « خداوند سرنوشت هيچ قومي را دگرگون نخواهد كرد مگر كه آن قوم , جان خود را دگرگون كند » .

تاكيد آيت الله شاهرودي بر حمايت همه جانبه قضايي از كارگران


رئيس قوه قضاييه ديروز در سخناني در جمع مسئولان عالي قضايي بر حمايت همه جانبه قضايي از كارگران تاكيد كرد و گفت كه اين حمايت نبايد به تعطيلي كارخانه ها و كارگاه ها منجر شود.
آيت الله هاشمي شاهرودي اظهارداشت : اين گونه حمايتها موجب ضرر خود كارگران مي شود. وي سپس از حذف ماده 191 قانون برنامه توسعه سوم كه به اختصاص بخشي از درآمدهاي قوه قضاييه به اين قوه مرتبط بود , ابراز تاسف كرد و افزود : حذف اين ماده از سوي مجلس شوراي اسلامي باوجود اينكه در لايحه دولت وجود داشت , سبب گلايه عموم قضات از مجلس شد.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي رئيس قوه قضاييه از قضات به دليل تضييع حقوقشان در اين ارتباط عذرخواهي كرد و اظهار داشت : با حذف ماده 191 قانون برنامه سوم توسعه , بخش مهمي از منابع قوه قضاييه حذف شده و جبران آن نيز پيش بيني نشده است .
وي حذف اين ماده را برغم تاكيدات رئيس جمهوري و رئيس مجلس شوراي اسلامي , ناشي از عوامل سياسي دانست و گفت : اين اقدام ظلمي به قضات شريف بوده است .
وي با بيان اينكه اين امر دستگاه قضايي را با معضل روبرو خواهد كرد , افزود : با اين وصف قوه قضاييه مجبور خواهد شد , موضوع را خدمت رهبر معظم انقلاب جهت ارجاع به مجمع تشخيص مصلحت نظام , تقديم كند.
رئيس قوه قضائيه همچنين نسبت به تحقق برنامه هاي پنج ساله اين قوه و تحقق چشم انداز 20 ساله و سياستهاي كلان در بخش قضا ابراز نگراني كرد و خواستار جبران و تامين منابع مالي براي تحقق برنامه هاي قوه قضاييه از مراجع ذيربط شد. در اين جلسه , بندهايي از لايحه پيشنهادي قانون تابعيت با حضور مسئولان عالي قضايي و نمايندگاني از وزارت امور خارجه بررسي شد.

رئيس مجلس :
اعمال شكنجه و توهين به مردم عراق محكوم و مردود است


حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي , رئيس مجلس شوراي اسلامي ديروز در ديدار رئيس كميته ويژه مبارزه با تروريسم بين الملل و كمك به بازسازي در مجلس نمايندگان ژاپن , اعمال هرگونه شكنجه و توهين به مردم عراق را محكوم و مردود دانست .
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از اداره كل فرهنگي و روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي , كروبي در اين ديدار بر حساسيت جهان اسلام نسبت به حفظ حرمت و قداست مراجع عظام و مكانهاي مقدس تاكيد و اعمال هرگونه شكنجه و توهين به مردم عراق را « برخلاف آموزه هاي اديان و قواعد و مقررات بين المللي مربوط به حقوق بشر » توصيف كرد.
رئيس مجلس شوراي اسلامي همچنين بر ضرورت ايفاي نقش محوري از سوي سازمان ملل متحد در تحولات عراق تاكيد كرد و خواستار احترام به آرا و نظرات مردم عراق در تعيين سرنوشت سياسي آن كشور شد.
كروبي با تاكيد بر حمايت جمهوري اسلامي ايران از حكومت منتخب مردم عراق , تماميت ارضي و استقلال اين كشور , گفت : جمهوري اسلامي ايران آمادگي دارد در بازسازي عراق تحت نظرسازمان ملل متحد شركت كند وتمام توان اجرايي خود را در اين زمينه بكار گيرد.
رئيس مجلس شوراي اسلامي در بخش ديگري از سخنانش از روند رو به رشد روابط و مناسبات دو كشور ايران و ژاپن بويژه در سالهاي اخير ابراز خرسندي و بر ضرورت تحرك بخشيدن هرچه بيشتر به همكاريهاي دو كشور , براساس منافع متقابل تاكيد كرد.
كروبي , نقش و جايگاه مجالس در تعيين خطوط كلي سياستهاي كشورها را يادآور شد و اظهار اميدواري كرد : پارلمانهاي جمهوري اسلامي ايران و ژاپن بتوانند بيش از پيش زمينه هاي توسعه روابط دو جانبه در تمام ابعاد سياسي , اقتصادي و فرهنگي را فراهم كنند.
در اين ديدار , « توشيتسو سايتو » رئيس كميته ويژه مبارزه با تروريسم بين المللي و كمك به بازسازي در مجلس نمايندگان ژاپن نقش ايران را در حفظ صلح و ثبات در منطقه بسيار مهم ارزيابي كرد و خواستار حمايت بيشتر ايران از روند استقرار صلح و ثبات در عراق شد.
وي ديدگاههاي تهران ـ توكيو را در خصوص عراق بسيار نزديك دانست و گفت : مقامات سياسي ژاپن نيز اعتقاد دارند كه بايد هر چه سريعتر قدرت به مردم عراق منتقل شده و بازسازي آن كشور , با نظارت سازمان ملل متحد آغاز شود.

با برپايي تجمع و انجام راهپيمايي در سالروز صدور فرمان هشت ماده اي رهبر انقلاب صورت گرفت
اعتراض دانشجويان دانشگاه تهران به كوتاهي سه قوه در برخورد با مفاسد اقتصادي




بخش خبري : دانشجويان دانشگاههاي تهران ديروز در سومين سالگرد صدور فرمان هشت ماده اي رهبر معظم انقلاب در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي , در مقابل مسجد دانشگاه تهران تجمع كردند و پس از سردادن شعار و قرائت قطعنامه , به سوي نهاد رياست جمهوري , مجلس شوراي اسلامي و نهاد قوه قضائيه راهپيمايي كردند.
دانشجويان در اين راهپيمايي كه به صورت ستوني حركت مي كردند با سردادن شعارهاي « فقر , فساد و تبعيض , دانشجو بپاخيز » , « دانشجو بيدار است از تبعيض بيزار است » , « فقر و فساد و تبعيض نابود بايد گردد » و « حرف بس است عمل نمائيد » .اعتراض خود را به كوتاهي سه قوه در برخورد با مفاسد اقتصادي و رفع فقر و فساد و تبعيض اعلام داشتند.
دانشجويان معترض همچنين با در دست داشتن پلاكاردهايي با مضامين « هزينه كردن اموال عمومي براي اقدام هاي بدون اولويت , بي اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي است » , « ثروت باد آورده و رانت خواري بيش از فقر و تبعيض براي مردم گزنده است » خواستار برخورد قاطع و جدي قوه قضائيه با مفاسد اقتصادي و مالي شدند.
دانشجويان بسيجي تجمع كننده در دانشگاه تهران پس از پايان تجمع خود قطعنامه اي در پنج ماده قرائت كه هريك از بندهاي آن با شعارهاي تكبير دانشجويان مورد تاييد قرار گرفت .
در بخشي از اين قطعنامه آمده است : « سه سال از صدور فرمان هشت ماده اي رهبر معظم انقلاب اسلامي به سران سه قوه در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي مي گذرد كه تاكنون بدون نتيجه بوده است .
اين قطعنامه موارد خواسته شده از سران سه قوه توسط جنبش دانشجويي را مورد تاكيد قرار داده و از سران سه قوه خواسته است تا در سال پاسخگويي هر چه سريعتر صريح و شفاف به ملت ايران اعلام كنند پس از گذشت سه سال از صدور فرمان هشت ماده اي رهبر مبني بر مبارزه با مفاسد اقتصادي چه اقدامات موثري انجام داده اند.
دانشجويان بسيجي همچنين , خواستار بيان علت تعطيلي يك ساله جلسات مشترك سران سه قوه در خصوص پيگيري فرمان هشت ماده اي رهبري شده و به سران سه قوه اعلام كرده اند تا « در مبارزه با مفاسد اقتصادي , اعتمادسازي در مردم را از طريق عدم تبعيض در برخورد و عدم سياست بازي در اجراي عدالت را سرلوحه كار خود قرار داده و در اين مبارزه سخت , دقيق , قاطع و اثرگذار باشند. »
دانشجويان بسيجي در پايان اين قطعنامه تاكيد كرده اند , « لازم است قوه قضاييه هرچه سريعتر اجراي اصل 142 قانون اساسي (از كجا آوردي ) در خصوص مسوولان را در دستور كار جدي قرار داده و نتايج آن را در اختيار افكار عمومي قرار دهد.

پاسخ رئيس كل دادگستري استان همدان به فرازي از نامه رئيس جمهور


رئيس كل دادگستري استان همدان در عين اميدواركننده خواندن بخشي از نامه رئيس جمهور متذكر شد : آن فراز از نامه كه مربوط به پرونده ي آغاجري بود , ما و خيلي هاي ديگر را ناراحت كرد و اين حق را به خود مي دهيم كه آن را نپذيريم ; هم چنان كه ايشان برخورد قاضي ما را نپسنديده است .
ذكرالله احمدي در واكنش به نامه ي اخير رئيس جمهور كه در بخشي از آن از صدور حكم ارتداد براي هاشم آغاجري ابراز گله شده بود , به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت : رئيس جمهور مسئول حرف هاي خودش است ; بعضي از فرمايشات ايشان خوب است و اين گونه نيست كه تمام حرف هايشان مطلقا بد باشد.
وي افزود : ايشان در اين نامه آورده اند كه « بعضي مي خواهند اصلاحات در درون حاكميت و دولت , نقش اپوزيسيون را بازي كنند » كه البته و متاسفانه اين كار را كردند و برج و باروها را فرو ريختند و حرمت ها را شكستند و به نام دوم خرداد خيلي كارها كردند.
وي اضافه كرد : به هر حال در هر دستگاهي ممكن است اشتباهاتي صورت گيرد , اما ما طبق قانون اساسي و شرع , نظر قاضي را محترم مي دانيم .
احمدي خاطرنشان كرد : حكم بدوي آغاجري هنوز قطعي نشده و ممكن است در مراحل بالاتر و در مرجع تجديدنظر از آن نقض گرفته شود و تاييد نشود.

عقربي به نام مارمولك


فيلم كمدي مارمولك كه اخيرا در برخي از سينماهاي كشور به نمايش درآمده , اگر نام « عقرب » بر آن نهاده مي شد كه با نيش زهرآگين خود ارزشهاي اعتقادي و هنجارهاي اجتماعي را نشانه رفته , مناسبتر بود. در اين مختصر عجالتا به بيان سه نكته اساسي در اين فيلم ـ به ترتيب اولويت ـ اشاره مي شود.
1 ـ القاي مفاهيم انحرافي از مهمترين پيامهاي اين فيلم است . آنچه در سالهاي اخير با زبان روشنفكري در محافل مختلف و در قالب سخنراني , ميزگرد , كتاب و نشريه ترويج شده و آنگونه كه انتظار داشتند , جانيافتاده , اينك در قالب يك فيلم القا شده است . پلوراليسم , اباحي گري , تساهل و تسامح , از جمله اين مفاهيم انحرافي است . القاي اين مطلب كه « راه رسيدن به خدا به تعداد افراد آدميان است » و تكرار آن از زبان قهرمان فيلم بدون توضيح معناي درست آن , گفتن جملاتي از قبيل « دل بايد پاك باشد , مهم نيست نماز چگونه باشد » , « مگر جوانها دل ندارند كه با دختران ارتباط نداشته باشند » , « ما كه به آسمانها راه نداريم تا از احكام محرم و نامحرم آزاد باشيم , چرا بايد در زمين محكوم به اين احكام باشيم » , « بهشت و جهنم كشك است كه آخوندها درست كرده اند » و پاسخهاي مناسب به اين فرازهاي حساس فيلم ندادن , نشانه هايي از ترويج مفاهيم انحرافي ياد شده است . طرح اين مفاهيم در جمع مردم حاضر در سالنهاي سينما كه كمتر اهل تعمق وتفكر در مسائل ديني هستند , آن هم بدون توضيح كافي , معلوم است كه چه پيامدهايي دارد. كف زدنهاي تماشاگران همزمان با پخش چنين صحنه هايي گواه بر اين مطلب است .
2 ـ حضور سارقي مسلح و خلافكار با لباس روحاني در جمع مردم , انجام اعمال سخيفي چون نگاه به زن و دختر مردم , و متلك پراكني به آنان , گفتن كلمات ركيك در حضور مردم , پاسخهاي نامربوط به پرسشها دادن , و دهها نمونه ديگر , و در عين حال شيفتگي روزافزون مردم به اين شخص چگونه قابل توجيه است آيا جز اينكه مردم را « هالو » , « نفهم » و « نادان » فرض كردن و به تصوير كشيدن توجيه ديگري هم دارد اين قلم منكر وجود عوامزدگي در جامعه و حتي تعدادي از روحانيان نيست , اما ارائه چنين تصويري از مردم در اين فيلم جز اينكه توهين آشكار به شعور مردم باشد , چيز ديگري نيست . آيا مردم جامعه اسلامي ما كه در ميان همه ملتها شهره « شعور و درك و فهم » هستند , بايد اينگونه به سخره گرفته شوند بخصوص كه از مردم مذهبي و متدين و اهل مسجد و جوانان مذهبي چنين تصوير سخيفي ارائه شده است . آيا در ميان مردم اهل مسجد يك نفر هم نبود كه « مارمولك » را از يك روحاني واقعي تشخيص دهد
3 ـ اهانت به روحانيت محور ديگر اين فيلم است . اداي روحانيان را در آوردن و تماشاگر را به خنده وادار نمودن چگونه قابل توجيه است آيا هيچ قشر و صنفي از جامعه چنين اهانتهايي را به قشر خود تحمل مي كند هر چند وقت يكبار يك نهاد و سازمان كه نماينده يكي از اقشار جامعه هستند , بخاطر يك طنز مختصر صداي اعتراضشان بلند مي شود. حال چرا بايد رفتار يك سارق روحاني نما را كه رفتار روحانيان را تقليد مي كند , دو ساعت به تصوير كشيد و تماشاگر را خنداند
اصولا ورود به مقوله « روحانيت » بدون استفاده از ديدگاه كارشناسان خبره كه از درون با نهاد روحانيت آشنا باشند و نقاط قوت و ضعف آنان را بشناسند , و در عين حال به اصالت آن ايمان داشته باشند , موجب بروز خطاها و اشتباهات فاحشي مي شود , نظير آنچه در اين فيلم رخ داده است , هر چند آنچه در اين فيلم اتفاق افتاده فراتر از خطا و اشتباه بوده و ارزشهاي ديني و هنجارهاي اجتماعي به چالش كشيده شده است . آثار و پيامدهاي شكسته شدن ارزشها و هنجارها چيزي نيست كه هنرمندان دلسوز و مسئولان متعهد بدان رضايت دهند , پس اين فيلم با چه توجيهي ساخته شده و اجازه نمايش يافته است اگر فيلم داراي نقاط قوت هم باشد كه بعضي به آن اشاره كرده اند , انحرافات اساسي فيلم آنها را تحت الشعاع قرار مي دهد.
جواد حسيني

خرازي در ديدار با سولانا :
هيچگونه پيش شرط در گفتگو با اتحاديه اروپا را نمي پذيريم وعجله اي براي مذاكره نداريم


وزير امورخارجه كشورمان در بروكسل و در جريان ديدار با خاوير سولانا نماينده ارشد سياست خارجي و امنيتي اتحاديه اروپايي , فعاليتهاي هسته اي ايران آخرين تحولات و اوضاع عراق , خاورميانه و افغانستان را بررسي كردند.
به گزارش خبرنگار اعزامي واحد مركزي خبر به بروكسل , آقاي خرازي در اين ديدار كشته شدن مردم بي گناه عراق و شكنجه زندانيان عراقي را خلاف شعارهاي تند آمريكا براي ترويج به اصطلاح مردم سالاري در منطقه و صيانت از حقوق بشر توصيف كرد.
وزير امورخارجه كشورمان همچنين تماس ها و روند همكاريهاي جمهوري اسلامي ايران را با آژانس بين المللي انرژي هسته اي مثبت خواند و گفت : اين روند درست و سازنده است و جمهوري اسلامي ايران درصدد همكاري كامل با آژانس است .
وزير امورخارجه برنامه ها و فعاليت هاي هسته اي كشورمان را در چارچوب اهداف صلح جويانه خواند و گفت : اين موضوع به تاييد كامل آژانس و بازرسان آن رسيده است .
آقاي خرازي تاكيد كرد جمهوري اسلامي ايران در مسير اعتمادسازي و شفافيت گام برداشته است و انتظار دارد مسير همكاريهاي ايران و آژانس به مسير طبيعي اش بازگردد و سياسي نگري پايان يابد.
وزير امورخارجه كشورمان با اشاره به روند همكاريهاي سه جانبه ايران با آژانس و سه كشور اروپايي تصريح كرد اين روند حامل همكاري سه طرف است و پايبندي اروپا به تعهداتش ضامن تداوم اين روند سازنده مي باشد.
آقاي خرازي در خصوص همكاري و تماس ها ميان ايران و اتحاديه اروپايي گفت : دو طرف زمينه هاي همكاري را دارند و روابط ايران و اتحاديه اروپايي بايد بدون پيش شرط و بر اساس احترام و منافع متقابل تنظيم شود.
آقاي خرازي تصريح كرد ما براي گفتگوها در باره همكاريهاي جامع دو طرف عجله اي نداريم .
خاوير سولانا نماينده ارشد سياست خارجي و امنيتي اتحاديه اروپايي هم در اين ديدار خاطرنشان كرد مناسبات با ايران براي اتحاديه اروپايي جايگاه ويژه اي دارد و اين اتحاديه مشورت و تبادل نظر با ايران را مفيد مي داند.
سولانا روند همكاري ها ميان ايران و آژانس بين المللي انرژي هسته اي را در مسير اعتمادسازي , ارزيابي و خاطرنشان كرد : بايد تلاش كنيم اين مسير سازنده را حفظ و تقويت كنيم .

ضرورت بازرسي از زندانهاي عراق اشغالي


اخبار وعكس هاي منتشره از زندانهاي عراق اشغالي , افكار عمومي جهان را به خشم آورده واين در حاليست كه بر اساس اطلاعات موثق , اين جنايات ضد بشري فقط به يك زندان و فقط در يك مقطع زماني كوتاه , محدود نبوده است .
بر اساس گزارشات تكاندهنده روزنامه انگليسي « ديلي ميرور » , وضعيت شكنجه و تحقير زندانيان عراقي در زندانهاي زير نظر ارتش اشغالگر انگليس , به مراتب وحشيانه تر و تحقيرآميزتر از حوادث مشابه در زندانهاي تحت نظارت آمريكا در عراق است . استفاده از سرپوش هاي پلاستيكي و پارچه اي براي پوشاندن سر و گردن زندانيان و تحقير و شكنجه آنان , پديده اي روزمره و عادي در زندانهاي زير نظر ارتش انگليس تلقي مي شود. « ديلي ميرور » صحنه هائي را به تصوير كشيده كه سربازان با سلاحهاي جنگي در حال تهديد زندانيان ديده مي شوند و در يك مورد , يك نظامي انگليسي در حال ادرار كردن به روي يك زنداني عراقي است .
واضح است كه با مشاهده چند عكس انتخابي , نمي توان به همه ابعاد واقعي شكنجه و تحقير زندانيان عراقي توسط اشغالگران پي برد بويژه آنكه آنها قطعا از خروج اطلاعات بيشتر و عكس هاي مستند و فيلم هاي كامل از صحنه هاي چندش آور شكنجه هاي قرون وسطائي در زندانهاي عراق جلوگيري كرده و خواهند كرد. طبعا از اين پس اشغالگران با تشديد مقررات امنيتي , مانع از خروج اطلاعات بيشتر در اين زمينه خواهند شد. اين در حاليست كه برخي زنان آزاد شده از زندانهاي عراق , از ابعاد جنايت آميز , رفتارهاي غير انساني و غير اخلاقي اشغالگران آمريكائي و انگليسي با زنان زنداني در عراق فاش كرده اند و خاطرنشان ساخته اند كه زنان و دختران زنداني بارها توسط نظاميان اشغالگر و حتي فرماندهان جنايتكار آنها مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند.
شبكه تلويزيوني « آينس » گزارش مشروحي از نحوه شكنجه و رفتار خلاف شئون اخلاقي نظاميان اشغالگر در عراق منتشر كرده و آنرا « شوك آور » خوانده ولي در عين حال افزوده است كه كانال تلويزيوني « سي .بي .اس » آمريكا كه براي نخستين بار تصاويري از صحنه شكنجه در زندان ابوغريب را منتشر كرده , قطعا جرئت آنرا ندارد كه تصويري را نشان دهد كه طي آن , رئيس آمريكائي زندان حومه بغداد , بر روي زنان عريان عراقي نشسته است .
يك نكته مهم در اين ميان , رفتار دولتمردان كشورهاي اشغالگر است كه در يك اقدام هماهنگ , از يكطرف سعي دارند اين حوادث را فقط به چند نفر نسبت دهند و چنين وانمود سازند كه گويا بقيه نظاميان اشغالگر , انسانهاي شريفي هستند كه بخاطر آزادي ديگران و به ارمغان آوردن دمكراسي براي عراق , از خود گذشتگي نشان مي دهند و ثانيا در يك تلاش متمركز براي كمرنگ جلوه دادن قضايا و كم اهميت معرفي كردن اين فجايع ضد انساني , ادعا كرده اند كه اين شكنجه هاي قرون وسطائي با رفتار مزدوران صدام در زندانهاي بعثي , قابل مقايسه نيست . اين بدان معني است كه گويا هنوز نيروهاي اشغالگر تا مرحله رسيدن به چنان سطحي از جنايات و شكنجه , فرصت دارند!
« ديلي ميرور » با تشريح نتايج رقت انگيز برخي شكنجه هاي اعمال شده عليه زندانيان عراقي در زندانهاي تحت نظر انگليس مي نويسد : « در يك مورد آزار اسيران عراقي كه به شكستن آرواره و خرد شدن دندانهاي زنداني منجر شده , وي به مدت 8 ساعت تمام تحت شكنجه قرار گرفته واين اسير در نهايت از پشت خودروي در حال حركت , به بيرون پرتاب گرديده و معلوم نيست كه وي در اين حادثه به چه سرنوشتي دچار شده ولي بعيد به نظر مي رسد كه جان به در برده باشد. »
اينكه چنين حوادثي تا چه اندازه در طول دوران اشغال عراق و در همه زندانهاي تحت نظر اشغالگران رخ داده , يك سئوال بزرگ است كه بايستي پاسخ آن به درستي روشن شود. بوش كوچك براي مختومه كردن اين پرونده جنايتكارانه مدعي آنست كه فقط چند نفر مسئول اين شكنجه ها بوده اند ولي مسئله آنست كه بوش و توني بلر نخست وزير شرور انگليس به قدري به افكار عمومي جهان دروغ گفته اند كه نمي توان باور كرد كه اين بار هم دروغ نگفته باشند. طبعا براي روشن شدن پاسخ اين سئوال كه واقعا در زندانهاي عراق چه مي گذرد چند نفر زنداني هستند جرم آنها چيست و تا كي بايستي در سياهچال هاي قرون وسطائي عراق باقي بمانند , بايستي تحقيقات جامع و كاملي توسط يك مرجع مسئول و در عين حال بيطرف و منصف صورت بگيرد كه بدون ملاحظات سياسي و بدون حساب بردن از اشغالگران واقعيت ها را مورد بررسي قرار دهد و ماهيت واقعي پروژه تبديل عراق به بهشت دمكراسي در خاورميانه را افشا كند.
در اين زمينه , تكليف سازمانهاي مدعي دفاع از حقوق بشر هم كاملا روشن است . آنها تا اين مرحله بعنوان ابزار دست قدرتهاي شيطاني عمل كرده اند و فقط در مواردي حساسيت نشان مي دهند كه با منافع قدرتهاي شيطاني , تعارضي نداشته باشد و يا حتي منافع آنها ايجاب كند كه كشورهاي مستقل را در معرض تهاجم سياسي ـ تبليغاتي خود قرار دهند. اما اينكه واقعا در عراق , فلسطين اشغالي و افغانستان چه مي گذرد واشغالگران دست به چه جنايات سازمان يافته اي مي زنند , سئوالاتي نيست كه آنها واقعا در صدد يافتن پاسخ آن باشند. دنياي اسلام نبايد از كنار اين مسئله به سادگي بگذرد. اكنون سازمان كشورهاي اسلامي و اتحاديه عرب و تمامي سازمانهاي فعال در دنياي اسلام بايستي يكپارچه خواهان طرح موضوع در شوراي امنيت و سازمان ملل شوند واشغالگران وحشي را تحت فشار قرار دهند تا فورا يك هيئت تحقيق مستقل , بيطرف و منصف به عراق و افغانستان اعزام شود و از زندانهاي تحت نظر اشغالگران بازرسي و با زندانيان و قربانيان جنايات اشغالگران گفتگو كند. در اين زمينه نبايد تاخير كرد , چرا كه هر لحظه بيم آن مي رود كه اشغالگران با قتل عام زندانيان واز ميان بردن قربانيان شكنجه هاي قرون وسطائي در زندانهاي عراق وافغانستان , در صدد نابود كردن و محو آثار و اسناد و مدارك شكنجه در عراق و افغانستان شوند.
فردا , دير است و در اولين فرصت ممكن بايستي شهود عيني جنايات آمريكا و انگليس تحت نظر قرار گيرند تا آنكه اين پرونده با قتل عام زندانيان در عراق و افغانستان بسته نشود و اشغالگران شرور آمريكائي و انگليسي فرصت نداشته باشند آثار جرم خود را از ميان ببرند.
« رامش بنداري » سفير سابق هند در عراق به نكته ظريفي اشاره كرده و مي گويد : « جنايات و شكنجه هاي اعمال شده توسط اشغالگران در عراق نشان مي دهد كه طراحان دمكراسي و حاميان باصطلاح حقوق بشر تا چه اندازه از رنج ديگران لذت مي برند. آنها ديگران را به نقض حقوق بشر متهم مي كنند حال آنكه امروزه ديگر همه مي دانند كه آنها تا چه اندازه بي رحمند. »
فراموش نكنيم كه آمريكا مي خواست عراق را به « بهشت دمكراسي در خاورميانه » تبديل كند. به راستي اگر شعار آنها چيز ديگري بود , تكليف مردم عراق چه مي شد و چه سرنوشتي در انتظار نواميس مردم مسلمان عراق بود اين حوادث زجر دهنده , نقاب از چهره دروغ پردازان آمريكائي و انگليسي بر مي دارد و نشان مي دهد كه اشرار واقعي , همين ها هستند.

تقويم تاريخ


14 ربيع الاول سال سوم هجري
ماموريت « محمدبن مسلمه » براي كشتن « كعب بن اشرف » با موفقيت انجام گرديد.
پيروزي مسلمانان در بدر , به دشمنان اسلام اعم از يهوديان و غيريهوديان گران آمد و حسد آنها را نسبت به اين پيروزي شعله ور نمود.
يكي از كساني كه از اين پيروزي مسلمانان به شدت ناراحت شده بود , « كعب بن اشرف » , مردي از قبيله « طبيي » بود. اين شخص كه با يهوديان « بني نضير » مرتبط بود , اشعار بي ادبانه اي عليه حضرت رسول و مسلمانان مي سرود و دشمنان اسلام را بر ضد مسلمين تحريك مي كرد. پس از پيروزي مسلمانان در بدر , كعب از اين پيروزي بر آشفت و رهسپار مكه شد. در مكه نيز قريش را عليه مسلمانان تحريك مي نمود و اشعار عليه مسلمانان مي سرود. كعب پس از مدتي دوباره به مدينه بازگشت و به پشتيباني قريش و ساير دشمنان اسلام , اقداماتي بر ضد مسلمانان انجام داد و در اشعار خويش نسبت به مسلمانان بي احترامي را از حد گذراند تا جاييكه نام زنان مسلمان را نيز در اشعار خويش با بي احترامي ياد مي كرد. حضرت رسول از اين حركت كعب خشمگين شد و فرمود : كيست مرا از دست پسر اشرف آسوده كند « محمد بن مسلمه » آمادگي كامل خود را براي انجام اين ماموريت اعلام كرد و داوطلبانه كشتن كعب را به عهده گرفت . سرانجام محمدبن مسلمه به همراهي برخي از افراد ديگر با شيوه ماهرانه اي كعب را كشتند و حضرت رسول و مسلمانان را خشنود ساختند.