روزنامه جمهوري اسلامي 14/02/1383 صفحه سرمقاله
ما را چه مي شود


بسم الله الرحمن الرحيم
لابد دشمن كم داريم كه اجازه ميدهيم از درون و با مجوز رسمي دولتي , عليه روحانيت فيلم بسازند و از اين طريق همه چيز را به مضحكه بگيرند.
فيلم « مارمولك » كه اكنون دو هفته است در سينماهاي تهران نمايش داده مي شود , داستان يك دزد تروفرز را بازگو مي كند كه براي فرار از مجازات قانوني , لباس يك روحاني , كه در بيمارستان با او آشنا شده و چيزهائي از او ياد گرفته است , را به تن مي كند و به منطقه اي ميرود كه مردم آن در انتظار يك روحاني هستند و به اشتباه مي پندارند كه اين شخص همان روحاني مورد نظر آنهاست و او نيز با استفاده از اين اشتباه , مدتي به وعظ و اظهارنظر درباره مسائل ديني و اخلاقي و اجتماعي مي پردازد , مرتكب اقدامات خلاف شان مي شود و سرانجام , خود نيز هدايت مي شود...
تهيه كننده , بازيگر اصلي و صادر كنندگان مجوز براي اين فيلم , همين بخش اخير را مستمسك قرار داده و ميگويند چون اين لباس موجب هدايت اين فرد شده , اين فيلم يك فيلم مثبت است و كساني كه به آن اعتراض دارند , اين نكته را درك نمي كنند. با صرفنظر از چنين استدلال عوامانه اي , اصولا اين واقعيت را نميتوان ناديده گرفت كه حتي اگر نتيجه مورد نظر درست نيز باشد , توسل به چنين ابزاري براي رسيدن به اين نتيجه , از مصاديق اصل ماكياولي « هدف وسيله را توجيه مي كند » مي باشد , اصلي كه نه مورد پذيرش عقل است و نه شرع .
مشخص نيست كساني كه با استدلال عوامانه اي همچون هدايت شدن آن دزد مارمولكي از طريق پوشيدن لباس روحانيت , ساختن فيلم مارمولك و نمايش آنرا اقدامي مثبت ميدانند چرا اين راه كثيف را براي رسيدن به اين هدف مثبت برگزيده اند مگر روحانيت نيازمند كمك اين افراد آنهم با توسل به اين راه هاي آلوده است
فيلم مارمولك , درحاليكه در مشهد و قم اجازه نمايش نيافت و در كرمان بعد از دو روز نمايش در يك سينما نمايش آن ادامه پيدا نكرد , بشدت مورد تحسين راديو دولتي انگليس (بي . بي . سي ) قرار گرفت . اين راديو كه به بوق استعمار پير معروف است در گفتاري كه به همين فيلم اختصاص داد , ضمن ابراز شگفتي از صدور مجوز براي نمايش فيلم مارمولك , گفت : « به اين فيلم , آزادي هائي داده شده كه در سالهاي بعد از انقلاب بي سابقه بوده است » .
در همين حال , اقشار متدين , انقلابي و علاقمندان به نظام جمهوري اسلامي از به نمايش درآمدن چنين فيلمي بشدت ابراز نگراني مي كنند و ميگويند : چنين اقدامي حتي در دوران ستم شاهي نيز سابقه نداشته و شاه و دربار و دستگاه هاي فرهنگي ضددين او جرات نكردند چنين فيلم هائي عليه روحانيت بسازند. در اواخر دوران پهلوي , نمايشي به نام « شهر قصه » ترتيب داده شد كه بخشي از آن تعرضي به روحانيت داشت . اين اقدام مورد اعتراض مردم و روحانيت قرار گرفت و خطيب مشهور مرحوم فلسفي در يكي از سخنرانيهاي خود به اين اقدام اعتراض كرد و همين اعتراض موجب حذف آن نمايش شد. در آن دوران , روحانيت همواره مورد تهاجم بود و قدرت حاكم تلاش ميكرد روحانيت را سركوب كند و جايگاه و پايگاه روحانيت را تضعيف نمايد , با اينحال دستگاه هاي هنري وابسته به رژيم شاه جرات چنين هتاكي هائي را پيدا نكردند و هرگز چنين اهانتهائي به روحانيت نشد. جاي بسي شگفتي و تاسف است كه اكنون , بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , در دوران حاكميت نظام جمهوري اسلامي و در شرايطي كه روحانيت در حاكميت قرار دارد , با مجوز دولتي و با امكانات نظام اسلامي فيلمي ساخته ميشود كه اينگونه روحانيت را هدف قرار ميدهد و مضحكه مخالفان مي شود و مورد تحسين دشمنان قرار ميگيرد.
شايد افرادي وجود داشته باشند كه چنين روشي را نشانه آزادي و نگاه آزاديخواهانه نظام اسلامي و روحانيت بدانند و با به راه انداختن به به و چه چه چنين وانمود كنند كه در ايران امروز آزادانديشي به اوج خود رسيده بطوريكه اجازه داده مي شود حتي عليه روحانيت نيز چنين فيلم هائي ساخته شود. كساني كه از اين زاويه به اين فيلم و اقداماتي از اين قبيل نگاه مي كنند يا بسيار ساده لوحند و يا بسيار شيطان و مغرض . امروز در هيچ نقطه جهان حتي كشورهاي غربي كه آنهمه فرياد آزادي سرميدهند , به كسي اجازه داده نمي شود از خطوط قرمزي كه ترسيم مي كنند عبور نمايد. موارد متعددي مشاهده شده است كه در آمريكا و اروپا با افرادي كه درصدد بودند از مرزهاي ترسيم شده توسط حكومت ها عبور كنند , برخوردهاي شديدي صورت گرفت و بهيچوجه اجازه تخطي داده نشد. اگر غرب الگوي اين افراد است , بايد به اين واقعيت غيرقابل انكار توجه كنند و اگر معيارهاي اسلامي مورد نظر آنان است , بايد با مراجعه به تاريخ اسلام , سيره پيشوايان معصوم , متون ديني و احكام مدون اسلام به اين نتيجه رسيده باشند كه از نظر اسلام هرگز كسي براي نمايش آزادي مجاز به لگدمال كردن ارزشها , ترويج اباحيگري و تمسخر اين و آن نيست . توسل به روش ماكياولي « هدف وسيله را توجيه مي كند » نيز آشكارا از نظر اسلام مردود است . با اينهمه , چگونه ميتوان پذيرفت به چنين فيلم موهني اجازه ساخت و نمايش داده شود و عده اي تحت عناويني از قبيل نتيجه گيري مثبت و يا آزادانديشي , درصدد توجيه چنين اقدام گستاخانه اي برآيند معلوم نيست ما را چه ميشود كه اينگونه تيشه به ريشه خود مي زنيم و به چنين كاري افتخار هم مي كنيم !
شنيده مي شود عده اي تلاش مي كنند رئيس قوه قضائيه را وادار به حمايت از اين فيلم نمايند و با استفاده از جايگاه وي , قضاتي را كه حكم ممنوعيت نمايش اين فيلم را در بعضي شهرها صادر كرده اند , مجبور به عقب نشيني كنند. هرچند بعيد است رئيس قوه قضائيه تحت تاثير اين افراد قرار گيرد , اما لازم است توجه ايشان نيز به اين نكته جلب شود كه دشمنان بعد از مايوس شدن از تخريب نظام جمهوري اسلامي و دين و اعلام ختم انقلاب از طريق مطبوعات زنجيره اي , اكنون به ابزار سينما براي تحقق اين هدف شوم روي آورده اند. اينكه قوه قضائيه براي ساخت فيلم « زندان زنان » زندان و ساير امكانات را در اختيار قرار داد و بعدا نيز راضي به رفع توقيف آن شد , اشتباه فاحشي بود كه هرگز قابل بخشودن نيست . تلاش براي تهيه و نمايش اين قبيل فيلم ها كه « مارمولك » نيز حلقه اي از آنهاست , ابزاري براي مقابله با اساس نظام اسلامي و روحانيت است . قوه قضائيه نه تنها نبايد فريب اين فضاسازي ها را بخورد و تسليم فشارها شود , بلكه بايد با اين حركت مرموز برخورد نمايد.