« تحريف » ازجمله آفات و آسيب هايي است كه مدايح و مراثي
را از محتوا تهي مي كند و جهت و هدفي متضاد به آنها مي دهد و
اساس و بنيان خطا و خلاف و انحراف از اصل و حقيقت عزاداري
سالم و بالنده را بر ويرانه هاي اوهام و خرافات مستحكم مي سازد.
تحريف , گريز از « حقيقت » است و نفي « واقعيت » هاي عيني و
تاريخي .
تحريف , رهاساختن « راه » و حركت در « بيراهه » هاي ترديد و
گمراهي است .
تحريف , واژگونه سازي « بود » ها و « هست » ها و قرينه سازي ها و
همانند آفريني هاي خلاف واقع و فريبكارانه و اغواگرانه است .
اين آفت بزرگ و عارضه مهلك به هر جا كه راه يابد و بر هر
حقيقت و واقعيتي كه چنگ اندازد , تباهي و فساد مي آفريند و
جوامع انساني را به انحطاط مي كشاند.
تحريف در آسيب شناسي ديني حائز اهميت خاص مي باشد و
به ويژه در آسيب شناسي مدايح و مراثي , بسيار قابل تامل و تعمق
است و بايد همواره به صورت يك اصل و ضرورت حياتي و
بنيادين مورد توجه و مداقه قرار گيرد و از اين طريق آفات و زيانها
شناسايي شوند و موانع بازدارنده شكل گيري عزاداري هاي سالم و
پويا مرتفع گردند.
« تحريف » يعني تغيير و تبديل و منحرف نمودن چيزي از مسير
اصلي خود , به گونه اي كه آنچه باقي مي ماند با اصل و حقيقت آن
در تضاد و تعارض باشد و هدف و مقصد و مسير ديگري را دنبال
نمايد.
تحريف دوگونه است : لفظي و معنوي . در تحريف لفظي , ظاهر
كلام يا نوشته و واقعيتي تغيير و تحول مي يابد و حذف يا اضافه اي
صورت مي گيرد كه نوعي تصرف و موجب انحراف از مسير و هدف
اصلي آن محسوب مي شود و شنونده يا خواننده را به بيراهه ها
رهنمون مي گردد.
در تحريف معنوي , در لفظ هيچ نوع تغيير و تبديلي صورت
نمي پذيرد و تصرفي در كلام و سخن يا نوشته و مكتوبي به وقوع
نمي پيوندد , بلكه در معني و مفهوم تصرف مي شود و به گونه اي
تفسير و توضيح داده مي شود كه با اصل و حقيقت آن متضاد است و
هدف و مقصود تبيين كننده و توضيح دهنده جايگزين هدف و
مقصود اصلي كلام يا نوشته مي شود!
قرآن كريم براي اين كه شدت خبث و پليدي عمل تحريف را نشان
دهد و برخي از مصاديق بارز آن را معرفي نمايد , به قوم يهود اشاره
مي كند و آنان را مظهر تحريف گري در آيات الهي مي داند و جامعه
اسلامي را به هشياري و كسب معرفت و بينش لازم درباره زشتي و
خطر بزرگ اين عمل فرامي خواند :
« فبما نقضهم ميثاقهم لعنا هم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون
الكلم عن مواضعه و نسوا حظامما ذكروابه » (1 )
پس چون (بني اسرائيلي ) پيمان شكستند , آنان را لعنت كرديم و
دلهاشان را سخت گردانيديم كه موعظه در آنها اثر نكرد. كلمات
خدا را تحريف مي كردند و از جاي خود تغيير مي دادند , و آنان از
بهر آن كلمات الهي كه در تورات برايشان نازل گشت , به دليل
تحريفي كه در آنها وارد كردند , نصيب بزرگي را از دست دادند. »
در اين آيه شريفه , اولا از « تحريف » به عنوان يك عمل بسيار
شنيع و خطرناك ياد مي شود. ثانيا بني اسرائيل مظهر اين
تحريف گري و تغيير و تبدل در آيات الهي معرفي مي گردند. ثالثا
نتيجه طبيعي اين تحريف و تغيير و تبديل زشت و خلاف عقل و
شرع , محروم شدن يهوديان از بهره و نصيب هايي كه در متن تورات
به وديعه نهاده شده بود و در اثر فعاليت مخرب تحريف كنندگان
واژگونه و از دسترس و بهره وري دور گرديد , معرفي
مي شود.
خداوند متعال در آيه ديگري از قرآن كريم خطاب به مسلمانان
چنين مي فرمايد :
« افتطمعون ان يومنوا لكم و قدكان فريق منهم يسمعون كلام الله
ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون » (2 )
« آيا طمع داريد كه يهوديان به دين شما بگروند , در صورتي كه
گروهي از آنان كلام خدا را شنيده و به دلخواه خود تحريف
مي كنند , با آن كه در كلام الهي تعقل كرده و معني آن را دريافته اند. »
در اين آيه شريفه , خداوند متعال مسلمانان را به اين اطمينان
مي رساند كه محال است يهوديان به دين « اسلام » ـ كه آخرين دين
الهي و جامع همه احكام و تعاليم و قوانين مورد نياز انسان در تمام
اعصار مي باشد و به طور طبيعي با ختم رسالت و اعلام جاودانگي
اين دين مبين , پيروان همه اديان آسماني پيشين بايد به آن بگروند ـ
متمايل شوند , زيرا اين قوم كه اهل تحريف و تبديل و تغيير در
آيات الهي هستند و از اين عمل شنيع و خيانت بار دست نمي شويند
و به عمد و با يقين به درست بودن كلام حق در خلافكاري خود
اصرار مي ورزند , هرگز در برابر حقانيت اسلام سر تسليم فرود
نخواهند آورد و علاوه بر آن , به عناد و دشمني با آخرين پيامبر و
جامع ترين قوانين و تعاليم آخرين دين الهي نيز خواهند پرداخت .
همان گونه كه قرآن كريم خصيصه تحريف حقايق و واقعيت ها و
ازجمله جابه جايي و تغيير و تبديل آيات الهي را به قوم يهود نسبت
مي دهد و از آن به عنوان يك تفكر شوم و عملكرد خيانت آميز ياد
مي نمايد , جهان امروز نيز گرفتار اين صفت و مشخصه بارز
يهوديان مي باشد. امروز نيز شاهديم كه صهيونيسم بر تاروپود
مطبوعات و رسانه ها و خبرگزاري هاي جهاني مسلط است و براي
اين كه بتواند اخبار و واقعيت ها و رخدادهاي گوناگون دنيا را به نفع
مطامع و اهدف و آرمان هاي ضدبشري خود تحريف نمايد , سايه
شوم خود را بر اين رسانه ها گسترده است و از اين طريق همه چيز را
در مسير مبارزه و عداوت با اسلام و مسلمانان واژگون مي سازد.
سيطره جهنمي يهوديان بر رسانه هاي خبري جهان ناشي از
برنامه ريزي ها و فعاليت هاي مخربي است كه بيش از يك قرن پيشينه
دارد.
در سال 1869 ميلادي (1248 هـ . ش ) خاخام يهودي
« راشورون » در سخنراني خويش اعلام كرد :
« اگر طلا نخستين ابزار ما در سيطره و حكومت بر جهان است ,
بي ترديد مطبوعات و روزنامه نگاري دومين ابزار كار ما خواهد
بود » . (3 )
اين واقعيت تلخ به گونه اي ديگر در پروتكل هاي زعماي
صهيونيسم نيز مطرح گرديده است :
« ما جريان مطبوعات و روزنامه نگاري را بدين صورت در
خدمت خويش درمي آوريم : آرام آرام به سمت صهيوني كردن
مطبوعات حركت مي كنيم و عنان آن را به دست گرفته و به سمت
خود منعطف مي سازيم . ما نبايد بگذاريم كه دشمنانمان به
روزنامه ها و رسانه هاي خبري كه بيانگر آرا و نظرات آنان باشد ,
دست يابند. هيچ خبري نبايد بدون كنترل و نظارت ما براي مردم
جهان بيان شود . » (4 )
نتيجه اين برنامه ريزي هاي خباثت آميز براي نيل به هدفي چون
تحريف وقايع و رخدادها و اخبار جهان , سيطره فراگير امروز
صهيونيسم برخبرگزاري ها و مطبوعات جهان ازجمله رسانه هاي
خبري آمريكا و انگليس و فرانسه و تدارك تهاجم سنگين خبري
آميخته به دروغ و تحريف عليه جهان اسلام است .
باتوجه به واقعيت هاي مزبور ـ كه ريشه در تعاليم و
بيدارباش هاي قرآن كريم درباره خطر مهلك « تحريف » و يكي از
بارزترين جلوه ها و مصاديق آن يعني « يهوديت » دارد ـ اگر
« تحريف گري » را نوعي « يهودي گري » بناميم , سخني به گزاف
نگفته ايم و از حقيقت فاصله نگرفته ايم .
متفكر شهيد آيت الله استاد مرتضي مطهري در آثار ارزشمند
خويش وقتي سخن از تحريف به ميان مي آورد , آن را بسيار
خطرناك و زيان رسان و گمراهي آفرين مي نامد و خود را متعهد و
مسئول مي داند كه درباره همه ابعاد و جوانب اين عارضه و آفت
مهلك كنكاش كند و به نقد و بررسي بپردازد. مخصوصا در
« آسيب شناسي مراثي و مدايح » بسيار دقيق و موشكافانه به كاوش
مي پردازد و معتقد است كه تحريفات و خرافه هاي راه يافته به
نهضت مقدس امام حسين (ع ) و عزاداري هاي ايام محرم و صفر ,
اصل و اساس حركت حضرت اباعبدالله (ع ) و اهداف و آرمان هاي
والاي او را به خطر مي افكند و با گسترش ابهامات ناشي از رونق
بازار مديحه سرايان و مرثيه خوانان فاقد بينش و مطالعه دقيق و
عميق در متون معتبر تاريخ عاشورا , راه آينده , تاريك و پرسنگلاخ
مي گردد و نسل جوان به آبشخور زلال دين رهنمون
نمي شود.
علامه استاد مرتضي مطهري در يك بيان كلي , از تحريف به
عنوان « آفت دين » ياد مي كند :
« همان طور كه جمادات , نباتات و حيوانات , آفت هاي
مخصوص به خود دارند , بدن انسانها آفت هاي مخصوص به خود
دارد , دين , آئين و مسلك هم آفت مخصوص به خود دارد.
تحريف ... آفت دين است , دين را از بين مي برد. تحريف چون
موضوع را عوض مي كند مردم آن را به عنوان حقيقت
مي پذيرند! ... (5 )
متفكر شهيد سپس در عباراتي صريح و روشن , خطرات و
زيان هاي تحريف را اينگونه مي نماياند :
« خطر تحريف , فوق العاده زياد است . تحريف , ضربت
غيرمستقيم است كه از ضربت مستقيم كاري تر است . يك كتاب كه
تحريف مي شود , چه تحريف لفظي , چه تحريف معنوي , اگر كتاب
هدايت باشد تبديل به كتاب ضلالت مي شود , اگر كتاب سعادت
باشد تبديل به كتاب شقاوت مي شود. اگر كتابي باشد كه انسان را
روبه بالا مي برد , در اثر تحريف , روبه پائين مي آورد. اساسا آن
حقيقت را به كلي عوض مي كند , نه تنها بدون خاصيت مي كند , بلكه
اثر معكوس مي بخشد . » (6 )
استاد مطهري خطر تحريف را با موضوع تحريف پيوند مي دهد
و بر اساس نقش و مراتب اهميت موضوع , درجات و شدت
خطرات ناشي از تحريف را مطرح مي سازد :
« يك وقت است كه تحريف در يك سخن عادي است , مثل اين
كه دو نفر در نقل قول و گفتار يكديگر تحريف كنند. يك وقت هم
هست كه تحريف در يك موضوع بزرگ اجتماعي است , مثل
تحريف در شخصيت ها. شخصيتهايي هستند كه قول و عملشان
براي مردم « حجت » است , خلقشان براي مردم « نمونه » است . مثلا
كسي سخني را به علي (ع ) نسبت مي دهد كه نگفته است يا
مقصودش چيزي ديگري بوده , اين خيلي خطرناك است . خلق و
خويي را به پيغمبر , به امام نسبت مي دهد , در صورتي كه خلق او
طور ديگري بوده است . يا در يك حادثه بزرگ , در يك حادثه
تاريخي كه از نظر اجتماعي يك سند اجتماعي و يك پشتوانه
اخلاقي و تربيتي است , تحريف به وجود آورند. اين ديگر چقدر
اهميت دارد و چقدر خطرناك است كه تحريفات , چه تحريف
لفظي و چه تحريف معنوي , در موضوعاتي صورت بگيرد كه
موضوع عادي نيستند... تحريف در چيزهايي كه بستگي به اخلاق و
تربيت و دين مردم دارد خطرناك است , و واي به آنجا كه در اسناد و
پشتوانه هاي زندگي بشر تحريف صورت بگيرد . » (7 )
متفكر شهيد استاد مطهري از نهضت مقدس عاشورا به عنوان
يكي از مواريث و پشتوانه هاي سترگ تاريخي ياد مي كند و به
ضرورت خاص پاسداري و صيانت از اين تاريخ سرشار از درسها و
پيامها و ارزش هاي والاي الهي و انساني اشاره مي نمايد و سپس با
دردمندي تمام از نفوذ تحريف در وقايع اين نهضت بزرگ و مراثي
و عزاداري هايي كه براي بزرگداشت آن صورت مي گيرد , مي نالد و آه
حسرت از گلو برمي آورد :
« حادثه كربلا براي ما مردم , خواهي نخواهي يك حادثه بزرگ
اجتماعي است , يعني در تربيت ما , در خلق و خوي ما , اين حادثه
اثر دارد. حادثه اي است كه خود به خود بدون اين كه هيچ قدرتي ما
مردم را مجبور كرده باشد , ميليون ها نفر و قهرا ميليون ها ساعت از
وقت خودمان را براي استماع قضاياي مربوط به آن صرف مي كنيم ,
ميليون ها تومان در اين راه خرج مي كنيم . اين قضيه بايد همان
طوري كه بوده است بدون كم و زياد بيان شود و اگر كوچك ترين
دخل و تصرفي از طرف ما در اين حادثه صورت بگيرد , حادثه را
منحرف مي كند و به جاي اين كه ما از اين حادثه استفاده بكنيم قطعا
ضرر خواهيم كرد...
در نقل و بازگوكردن حادثه عاشورا , ما هزاران تحريف وارد
كرده ايم ! هم تحريف هاي لفظي , يعني شكلي و ظاهري كه راجع به
اصل قضايا , راجع به مقدمات قضايا , راجع به متن مطلب و راجع
به حواشي مطلب است , و هم تحريف در تفسير اين حادثه , با كمال
تاسف اين حادثه , هم دچار تحريف هاي لفظي شده و هم دچار
تحريف هاي معنوي . گاهي از اوقات تحريف هايي كه مي شود لااقل
با اصل مطلب هماهنگي دارد , ولي گاهي وقتها تحريف ,
كوچك ترين هماهنگي كه ندارد هيچ , قضيه را هم مسخ مي كند ,
قضيه را به كلي واژگون مي كند و به شكلي درمي آورد كه به صورت
ضدخودش درمي آيد! باز هم با كمال تاسف بايد بگويم تحريفهايي
كه به دست ما مردم در اين حادثه صورت گرفته است همه در جهت
پايين آوردن و مسخ كردن قضيه بوده است , در جهت بي خاصيت و
بي اثركردن قضيه بوده است . و در اين قضيه , هم گويندگان و علماي
امت , و هم مردم تقصير داشته اند... مطلب آنقدر زياد است كه قابل
بيان كردن نيست , آنقدر زياد است كه اگر بخواهيم روضه هاي
دروغي را كه مي خوانند جمع آوري كنيم شايد چند جلد كتاب
پانصد صفحه اي بشود...
همين تحريفات سبب شده كه اين سند بزرگ تاريخي و اين
منبع بزرگ تربيتي براي ما بي اثر و يا كم اثر شود و احيانا در مواقعي
اثر معكوس ببخشد! » (8 )
بدين ترتيب نهضت عظيم عاشورا و ارزشهاي والاي نهفته در
وقايع و رخدادهاي گوناگون آن كه ميراث بزرگ فرهنگ شيعي و
بسترساز همه بينش ها و آگاهي ها و رشد و بالندگي هاست و نسل هاي
زنده و بيدار و فكور و مسئول و متعهدي مي پرورد كه راهگشاي
آزادي و استقلال و اقتدار و عزت و اعتلاي دين و جامعه و كشور
مي شوند , در معرض آفات و آسيب هاي خطرناك قرار مي گيرد كه
ماهيت و اهداف و آرمانهاي پاك و الهي آن را آماج ابهامات و
كژانديشي ها و آرايه ها و پيرايه هاي خلاف حقيقت مي سازد. اين
آفات و آسيب ها بايد شناسايي و مرتفع گردند تا فرهنگ انسان ساز
عاشورا در بستر زمان جاري شود و بشريت را صلاي رهايي و
رستگاري دهد.
پاورقي :
1 ـ قرآن كريم , سوره مائده , آيه 13
2 ـ سوره بقره , آيه 75
3 ـ نفوذ صهيونيسم در رسانه هاي خبري , فوادبن عبدالرحمان
الرفاعي , ترجمه حسين سروقامت , انتشارات كيهان , ص 8
4 ـ همان منبع , ص 8 و 9
5 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات
صدرا , ج 1 , ص 96
6 ـ همان منبع , ج 1 , ص 96
7 ـ همان منبع , ج 1 , ص 16 و 17
8 ـ همان منبع , ج 1 , صفحات 17 , 18 , 39
تحريف , گريز از « حقيق » است و نفي « واقعيت » هاي عيني و
تاريخي
تحريف , رها ساختن « راه » و حركت در « بيراهه » هاي ترديد و
گمراهي است
تحريف , واژگونه سازي « بود » ها و « هست » ها و قرينه سازي و
همانند , آفريني هاي خلاف واقع و فريبكارانه و اغواگرانه است
نهضت عظيم عاشورا و ارزش هاي والاي نهفته در وقايع و
رخدادهاي گوناگون آن كه ميراث بزرگ فرهنگ شيعي و
بسترساز همه رينش ها و آگاهي ها و رشد و بالندگي ها و پرورش
دهنده نسل هاي زنده و بيدار و فكور مي باشد , در معرض آفات و
آسيب هاي خطرناكي قرار دارد كه ماهيت و اهداف و آرمان هاي
پاك و الهي آن را آماج ابهامات و كژانديشي ها و آرايه ها و
پيرايه هاي خلاف حقيقت مي سازد
متكر شهيد استاد مطهري در آثار ارزشمند خويش وقتي سخن
از « تحريف » به ميان مي آورد , آن را بسيار خطرناك و
زيان رسان و گمراهي آفرين مي نامد و خود را متعهد و مسئول
مي داند كه درباره همه ابعاد و جوانب اين عارضه و آفت مهلك
كنكاش كند و به نقد و بررسي بپردازد

|