روزنامه جمهوري اسلامي 12/02/1383 صفحه عقيدتي
تبيين ديدگاه هاي استاد مطهري درباره آسيب شناسي مدايح و مراثي ـ1
مدايح و مراثي , گستردگي آفات و عوامل بازدارنده


متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از سرمايه هاي عظيم اسلام و از ذخاير ارزشمند براي همه عصرها و نسلهاست . اين عالم فرزانه و انديشمند با جامعيت خاص خود و احاطه اي كه به علوم و فنون مختلف داشت , با ذهني خلاق و تحليل گر و نكته ياب به تبيين جلوه هاي گوناگون فرهنگ و انديشه اسلامي مي پرداخت و به زدودن پيرايه ها و آرايه هايي كه با اصل و هويت اين دين مبين و جامع و رهايي بخش در تضاد و تعارض قرار داشت اهتمام مي ورزيد و سعي و تلاشي وافر و دقت و تعمقي كم نظير براي « آسيب شناسي ديني » مبذول مي داشت و از اين رهگذر , تعاليم و قوانين و ارزشهاي اسلامي را آنگونه كه « هست » به نسل تشنه فرهنگ و معارف الهي عرضه مي نمود.
آسيب شناسي ديني داراي ابعاد و جنبه هاي مختلفي است و به موضوعي خاص و محدوده اي تنگ و ضيق اختصاص نمي يابد. همه موضوعات و معارف و تعاليم اسلام كه داراي گستره اي وسيع مي باشند و شئون گوناگون حيات انسان را به نظم و سامان درمي آورند , در صورت نياز و با در نظر گرفتن ضرورتي كه براي نگرشها و بازبيني ها و پالايش ها به وجود مي آيد , با آسيب شناسي ديني پيوند و ارتباط مي يابند.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري به ابعاد و جلوه هاي مختلف آسيب شناسي ديني احاطه داشت و در آثار ارزشمندي كه از او به جاي مانده است , اين گستردگي و وسعت در كنكاش و تبيين و بررسي ها را به وضوح و صراحت درمي يابيم و نقش آفريني ذهن و فكر نقاد و موشكاف و همه سونگر او را مشاهده مي نمائيم .
« آسيب شناسي مديحه سرايي و مرثيه خواني » يكي از ابعاد و جلوه هاي آسيب شناسي ديني محسوب مي شود. اين آسيب شناسي در جايگاه خود از اهميتي خاص برخوردار مي باشد و از همين رو نمي توان به سهولت از كنار آن گذشت و نقد و بررسي در اين حوزه و عرصه را سهل و آسان گرفت . اهميت خاص آسيب شناسي مديحه سرايي و مرثيه خواني از آنجا ناشي مي شود كه در كاوش هاي اوليه اي كه در اين موضوع صورت مي گيرد , به وضوح چهره زشت و خطرناك تحريف ها و بدعت ها و خرافه ها و ستم عظيمي كه به نهضت عاشورا و ارزشهاي والاي نهفته در اين حركت سترگ الهي و شخصيت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) مي رود نمايانده مي شود و ضرورت پالايش مراثي از عوامل بازدارنده شكل گيري معرفت ديني و دين باوري و دين ورزي صحيح و اصيل و ناب رخ مي نمايد.
باتوجه به اين اهميت و ضرورت است كه علامه استاد مرتضي مطهري در آثار ارزشمند خويش خود را متعهد و مسئول و وظيفه مند مي داند كه در برابر تحريف ها و بدعت ها و خرافه گرايي هايي كه نهضت مقدس كربلا و شخصيت والاي امام حسين (ع ) را به محاصره درآورده و در اذهان نسلهايي كه بايد از اين آبشخور زلال معرفت جرعه هاي بينش و تحرك و رشد و بالندگي برگيرند و در اثر بارش انوار مقدس اين خورشيد تابان حق جان و روحي تازه بيابند و منشا جنبش و حركت و پويايي در جوامع اسلامي و انساني شوند ابهام به وجود آورده است , قيام نمايد و تا پاي جان به اين مبارزه مقدس ادامه دهد.
بيشترين لحظات زندگي سراسر تلاش و فعاليت علمي و پژوهشي اين انديشمند توانا به آسيب شناسي ديني و ازجمله آسيب شناسي مديحه سرايي و مرثيه خواني اختصاص يافت و تعمق ها و نقادي ها و موشكافي هاي او در شناخت اين آسيب ها و بررسي راههاي علمي و عملي تقابل با آنها بسيار دقيق و راهگشا مي باشد و آنچه به جامعه اسلامي ما و جهان اسلام و تشيع عرضه مي دارد , حياتي و تعيين كننده است .
در آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , دردمندي و نگراني و احساس تعهد و مسئوليت او در برابر آسيب ها و آفت هايي كه مرثيه خواني ها را از محتوا تهي نموده و به بيراهه كشانده است , موج مي زند. اين انديشمند مسئول و دلسوخته از تحريف ها و بدعت ها و دروغهايي كه به نام امام حسين (ع ) و فرزندان و اصحاب فداكارش در مرثيه ها و عزاداري ها و روضه ها راه يافته است فرياد مي زند و همگان را به احساس مسئوليت در مقابله با اين آفات و آسيب هاي زيانمند و خطرناك كه اساس و بنيان عمل مستحسن و پسنديده و سرشار از حكمت عزاداري و مرثيه خواني را به زير سئوال مي برد و به گسترش دروغ و خرافه در جامعه مي انجامد , فرامي خواند.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري خود را با عالم وارسته و جليل القدر مرحوم حاج ميرزاحسين نوري (1 ) ـ كه همچون او فريادگري است عليه تحريفات و دروغ و خرافه هاي نسبت داده شده به نهضت عاشورا ـ هم آوا مي يابد و گسترش آسيب ها و آفت هاي گوناگون درباره قيام كربلا و شخصيت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) را بلا و مصيبت بزرگي مي داند كه روح پاك و والاي آن پيشواي بزرگ الهي را رنجه مي دارد :
« امروز بايد عزاي حسين را گرفت , اما براي حسين در عصر ما يك عزاي جديدي است كه در گذشته نبوده است و آن اين همه دروغ هايي است كه درباره حادثه كربلا گفته مي شود و هيچ كس جلوي اين دروغها را نمي گيرد. براي مصيبت حسين بن علي بايد گريست , ولي نه براي شمشيرها و نيزه هايي كه در آن روز بر پيكر شريفش وارد شد , بلكه به خاطر دروغ ها . » (2 )
استاد مطهري به يكي از كشورهاي همجوار اشاره مي كند و از شكوائيه يكي از علماي هندوستان سخن به ميان مي آورد كه فريادش از مرثيه هاي دروغين بلندشده و از علماي شيعه ايران استمداد طلبيده است . سپس به اين واقعيت تلخ و رنج آور مي پردازد كه برخي از عالمان دردآشناي هندوستان يا ساير كشورهاي اسلامي چنين مي پندارند كه مرثيه خواني ها و مديحه سرايي ها در ممالك مزبور به آفت تحريف و دروغ و خرافه آلوده شده است , حال آن كه : « آب از سرچشمه گل آلود است و مركز روضه هاي دروغ , كربلا و نجف و ايران , يعني همين مراكز تشيع است ! » (3 )
استاد مطهري معتقد است روح پاك و مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) از دروغهايي كه به نهضت عاشورا نسبت مي دهند ناخشنود مي باشد و در برابر تغيير و تحولات آميخته با تحريف و خرافه كه درباره وقايع و رخدادهاي كربلا رواداشته مي شود , به شدت معترض و ناراضي است :
« ... ما چهره اين حادثه تابناك تاريخي را تا اين مقدار مشوه و بزرگ ترين خيانتها را به امام حسين عليه السلام كرده ايم كه اگر امام حسين عليه السلام در عالم ظاهر بيايد و ببيند , خواهد گفت كه شما به كلي قيافه حادثه را تغيير داده ايد. آن امام حسيني كه شما در خيال خودتان رسم كرده ايد كه من نيستم , آن قاسم بن الحسني كه شما در خيال خودتان رسم كرده ايد كه برادرزاده من نيست . آن علي اكبري كه شما در مخيله خودتان درست كرده ايد كه جوان با معرفت من نيست . آن ياراني كه شما درست كرده ايد كه آنها نيستند . » (4 )
تحريفات و مطالب خلاف واقعي كه به رخدادهاي نهضت عاشورا راه يافته است , اندك و محدود نيست و در حصار زمان و مكان خاصي متوقف نمي شود , بلكه در زمانها و مكان هاي مختلف دچار دستبرد افكار و افراد ناسالم شده و بنابر مصالح نامشروع و تمايلات نفساني آنان تغيير و تحول يافته است .
براساس ديدگاهها و بررسي هاي استاد مطهري , اين تحريفات و خرافه ها به طريق ذيل تقسيم و دسته بندي مي شوند :
1 ـ تحريفات مربوط به وقايع قبل از شكل گيري نهضت عاشورا .
2 ـ تحريفات مربوط به وقايع و رخدادهايي كه در بين راه مدينه تا كربلا به وقوع پيوسته است .
3 ـ تحريفات و خرافه هايي كه در ايام ماه محرم درباره امام (ع ) و يارانش به وجود آمده است .
4 ـ تحريفاتي كه در ايام اسارت خاندان پيامبر اكرم (ص ) شكل گرفته است .
5 ـ تحريفات مربوط به ائمه اطهار(ع ) كه بعد از وقوع حادثه عاشورا ساخته شده است .
وسعت مقاطع زماني و مكاني وقوع تحريفات و دروغ و خرافه ها درباره رخدادهاي نهضت كربلا و امام حسين (ع ) و فرزندان و اهل بيت و اصحابش , نشان از عمق آفات و خطراتي دارد كه از ناحيه افراد و جريان هاي خاص براي به بيراهه كشاندن اهداف نهضت عاشورا و تهي كردن آن از واقعيت هاي انكارناپذير تاريخي , به وجود آمده است .
واقعيت مهمي كه نبايد از نظر دور بداريم اين است كه شكل گيري تحريفات و خرافه ها در نقل وقايع عاشورا هرگز معلول كمبود منابع صحيح و مورد اطمينان براي مراجعه نيست و نبايد چنين تصور شود كه اين تحريفات و آفات و زيان هاي آن به دليل نقص و ضعف در وجود منابع تاريخي مورد اعتماد به وجود آمده است , بلكه بر خلاف چنين تصوري , در منابع صحيح و قابل اطمينان كمبودي به چشم نمي آيد و آنچه درباره اهداف و انگيزه ها , خطبه ها و سخنان امام حسين (ع ) , اظهارات فرزندان و ياران امام , وقايع و رخدادهاي عاشورا و قبل و بعد از آن موجود است اولا صحيح و معتبر و مستند مي باشند. ثانيا حجم قابل توجه اي از حقايق و رويدادهاي كربلا و نهضت مقدس حضرت امام حسين (ع ) را به خود اختصاص داده اند.بنابراين راه هرگونه توجيه خلافكاري ها در به وجودآوردن تحريفات و دروغ و خرافه ها كاملا مسدود است و هيچ قصور و تسامحي براي مراجعه به منابع معتبر پذيرفته نيست .
متفكر شهيد آيت الله مطهري از اين كه با وجود منابع معتبر تاريخي درباره حوادث ناگوار عاشورا , دامنه بهره برداري هاي ناشايست و آميخته با خرافه و دروغ از اين نهضت الهي وسعت مي يابد , به شدت احساس دردمندي مي كند و برخي از اين منابع را نام مي برد و به آنها براي مرثيه خواني هاي صحيح استناد مي جويد :
« آن چيزي كه بيشتر دل انسان را به درد مي آورد اين است كه اتفاقا در ميان وقايع تاريخي , كمتر واقعه اي است كه از نظر نقلهاي معتبر به اندازه حادثه كربلا غني باشد... هيچ حادثه اي در تاريخ هاي دوردست مثل سيزده , چهارده قرن پيش به اندازه حادثه كربلا تاريخ معتبر ندارد. مورخين معتبر اسلامي از همان قرون اول و دوم قضايا را با سندهاي معتبر نقل كردند و اين نقل ها با يكديگر انطباق دارد و به يكديگر نزديك هستند , و يك قضايائي در كار بوده است كه سبب شده جزئيات اين تاريخ بماند. يكي از چيزهايي كه سبب شده متن اين حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته شود اين است كه در اين حادثه « خطبه » زياد خوانده شده . در آن عصرها خطبه حكم « اعلاميه » در اين عصر را داشت . همان طور كه در اين عصر , در جنگها مخصوصا اعلاميه هاي رسمي بهترين چيزي است كه متن تاريخ را نشان بدهد , در آن زمان هم خطبه ها اين طور بوده است . لذا خطبه زياد است , چه قبل از حادثه كربلا و چه در خلال آن و چه بعد از آن كه اهل بيت در كوفه , در شام , در جاهاي ديگر خطبه هايي ايراد كردند و اصلا هدف آنها از اين خطبه ها اين بود كه مي خواستند به مردم اعلام كنند كه چه گذشت و قضايا چه بود و هدف چه بود , و اين خودش يك انگيزه اي بوده كه قضايا نقل شود.
در قضيه كربلا « سئوال و جواب » زياد شده است و همين ها در متن تاريخ ثبت است كه ماهيت قضيه را به ما نشان مي دهد.
در كربلا « رجز » (5 ) زياد خوانده شده است , مخصوصا شخص اباعبدالله زياد رجز خوانده است و همين رجزها مي تواند ماهيت قضيه را نشان بدهد.
در قضيه كربلا , چه قبل و چه بعد از آن , « نامه » هاي زيادي مبادله شده است , نامه هايي كه ميان امام و اهل كوفه مبادله شده است , نامه هايي كه ميان امام و اهل بصره مبادله شده است , نامه هايي كه خود امام قبلا براي معاويه نوشته است (از اين جا معلوم مي شود كه امام خودش را براي قيامي بعد از معاويه آماده مي كرده است ) , نامه هايي كه خود دشمنان براي يكديگر نوشته اند , يزيد براي ابن زياد , ابن زياد براي يزيد , ابن زياد براي عمرسعد , عمر سعد براي ابن زياد , كه متن همه اين ها در تاريخ اسلام مضبوط است . لذا قضاياي كربلا , قضاياي روشني است و سراسر آن هم افتخارآميز است . » (6 )
با تامل و تفكر در آنچه از نظر گذشت نكات و عبرت هاي ذيل , راه آينده را هموار و روشن مي سازد :
الف ـ وجود تحريف ها و دروغ و خرافه ها در مدايح و مراثي , مصيبت و بلاي بزرگي است كه جوامع شيعي را رنج مي دهد و از رشد و معرفت ديني درباره نهضت مقدس امام حسين (ع ) بازمي دارد. اين عزا و مصيبت همچون مصيبتي كه بر حضرت اباعبدالله (ع ) و فرزندان و اصحابش رفت , دردناك و فاجعه آميز مي باشد. اين مصيبت و عزا به آن دليل كه ماهيت و اصل و اساس انقلاب عاشورا را نشانه رفته و همه چيز را در معرض خطر قرار داده است , بسيار دردناك و تحمل ناپذير مي باشد و خطر آن به حدي است كه به راستي بايد اذعان و اعتراف كنيم كه « اگر كسي بخواهد امروز بگريد , اگر كسي بخواهد امروز ذكر مصيبت كند , بايد بر مصائب جديده اباعبدالله بگريد , بر اين دروغ هايي كه به اباعبدالله عليه السلام نسبت داده مي شود , گريه كند . » (7 )
ب ـ راه يابي و گسترش مراثي آميخته به دروغ و خرافه و تحريف به كشورهاي اسلامي , آن هم از مراكز اصلي تشيع يعني ايران و نجف و كربلا , نشان از عمق فاجعه اي دارد كه كمتر كسي به وجود آن واقف گشته و خطر آن را در اعماق جان و روح خود احساس كرده و خويشتن را موظف و مسئول براي تقابل با آن دانسته و به حركت و تلاش آگاهي بخش اهتمام ورزيده است .
ج ـ خروج تحريفات و بدعتها و خرافه ها از محدوده هاي زماني و مكاني خاص و استمرار و نقش آفريني هاي مخرب آن در پنج مقطع تاريخي قبل از نهضت عاشورا , بين راه مدينه تا كربلا , ايام محرم , ايام اسارت , و سالهاي بعد از وقوع عاشورا و در دوران حيات ساير امامان معصوم (ع ) , آفات و مهالك و خطراتي را كه از جانب اين مدايح و مراثي نهضت امام حسين (ع ) را تهديد مي كند , ملموس تر مي سازد.
د ـ وجود منابع غني و معتبر و ثبت و ضبط شده در تاريخ نهضت عاشورا , تحريف ها و خرافه هاي راه يافته به مراثي و عزاداري ها را با توجيه كمبود مدارك و مستندات تاريخي برنمي تابد. بنابراين ريشه اصلي همه حركت هاي مخرب منتهي به تحريف گري و دروغ پراكني و خرافه گرايي , اهداف و اغراض ناشي از نفسانيت هاي فردي و گروهي و سياسي و اقتصادي مي باشد و اين مقاصد نامشروع و ضدديني در هر عصري در قالب و شيوه هاي متناسب با خود ظهور مي نمايند و نسل جوان جوامع اسلامي را هدف تيرهاي زهرآگين خود قرار مي دهند.

پاورقي :
1 ـ استاد مطهري در اثر ارزشمند خويش « حماسه حسيني » از مرحوم حاج ميرزاحسين نوري به نيكي ياد مي كند و او را مردي بسيار فوق العاده و محدثي توانمند مي داند كه در فن خود متبحر و داراي حافظه اي قوي و اهل ذوق و شور و حرارت بوده است . او استاد مرحوم حاج شيخ عباس قمي , مرحوم حاج شيخ علي اكبر نهاوندي و مرحوم حاج شيخ محمدباقر بيرجندي بوده است . « لولو و مرجان » از آثار بسيار حائز اهميت اين عالم مسئول و دردآشنا مي باشد كه در آن درباره تحريف و دروغ و آثار خطرناك آن در عزاداري ها و مراثي سخن به ميان مي آورد و به ويژه رخنه اين آفات را در وقايع مربوط به كربلا و روضه ها و مرثيه ها به بحث و بررسي مي گذارد. متفكر شهيد درباره اين مشخصه بارز اثر مزبور چنين اظهارنظر مي نمايد : « ... و در اينجاست كه موضوع راست گفتن و دروغ گفتن تشريح شده و انواع دروغها را چنان بحث كرده كه من خيال نمي كنم در هيچ كتابي درباره دروغ و انواع آن به اندازه اين كتاب بحث شده باشد و شايد نظير اين كتاب در دنيا وجود نداشته باشد. عجيب اين مرد تبحر از خود نشان داده است . اين مرد بزرگ در همين كتاب نمونه هايي از دروغ هايي را كه معمول است و به حادثه تاريخي كربلا نسبت مي دهند , ذكر مي كند. »
2 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , ج 1 , ص 20 , انتشارات صدرا
3 ـ همان منبع , ص 20
4 ـ همان منبع , ص 32
5 ـ « رجز » شعري است كه در ميادين جنگ و نبرد براي تقويت جبهه خودي و تضعيف جبهه دشمن توسط مبارزان خوانده مي شود.
6 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , ج 1 , ص 32 ـ30
7 ـ همان منبع , ج 1 , ص 30
وجود منابع غني و معتبر و ثبت و ضبط شده در تاريخ نهضت عاشورا , تحريف ها و خرافه هاي راه يافته به مراثي و عزاداري ها را با توجيه كمبود مدارك و مستندات تاريخي برنمي تابد و ريشه اصلي همه حركت هاي مخرب منتهي به تحريف گري و دروغ پراكني و خرافه گرايي را اهداف و اغراض ناشي از نفسانيت هاي فردي و گروهي و سياسي و اقتصادي معرفي مي كند كه در هر عصري در قالب و شيوه هاي متناسب با خود ظهور مي نمايند و نسل جوان جوامع اسلامي را هدف تيرهاي زهرآگين خود قرار مي دهند.
« آسيب شناسي مديحه سرايي و مرثيه خواني » يكي از ابعاد و جلوه هاي مهم « آسيب شناسي ديني » محسوب مي شود. اين آسيب شناسي در جايگاه خود از اهميتي خاص برخوردار مي باشد و از همين رو نمي توان به سهولت از كنار آن گذشت و نقد و بررسي در اين حوزه و عرصه را سهل و آسان گرفت .
تعمق ها و نقادي ها و موشكافي هاي استاد مطهري در آسيب شناسي مدايح و مراثي و بررسي راههاي علمي و عملي تقابل با آنها , بسيار دقيق و راهگشا مي باشد و آنچه به جامعه اسلامي ما و جهان اسلام و تشيع عرضه مي دارد , حياتي و تعيين كننده است .