متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري از سرمايه هاي عظيم اسلام
و از ذخاير ارزشمند براي همه عصرها و نسلهاست . اين عالم فرزانه
و انديشمند با جامعيت خاص خود و احاطه اي كه به علوم و فنون
مختلف داشت , با ذهني خلاق و تحليل گر و نكته ياب به تبيين
جلوه هاي گوناگون فرهنگ و انديشه اسلامي مي پرداخت و به
زدودن پيرايه ها و آرايه هايي كه با اصل و هويت اين دين مبين و
جامع و رهايي بخش در تضاد و تعارض قرار داشت اهتمام
مي ورزيد و سعي و تلاشي وافر و دقت و تعمقي كم نظير براي
« آسيب شناسي ديني » مبذول مي داشت و از اين رهگذر , تعاليم و
قوانين و ارزشهاي اسلامي را آنگونه كه « هست » به نسل تشنه
فرهنگ و معارف الهي عرضه مي نمود.
آسيب شناسي ديني داراي ابعاد و جنبه هاي مختلفي است و به
موضوعي خاص و محدوده اي تنگ و ضيق اختصاص نمي يابد.
همه موضوعات و معارف و تعاليم اسلام كه داراي گستره اي وسيع
مي باشند و شئون گوناگون حيات انسان را به نظم و سامان
درمي آورند , در صورت نياز و با در نظر گرفتن ضرورتي كه براي
نگرشها و بازبيني ها و پالايش ها به وجود مي آيد , با آسيب شناسي
ديني پيوند و ارتباط مي يابند.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري به ابعاد و جلوه هاي مختلف
آسيب شناسي ديني احاطه داشت و در آثار ارزشمندي كه از او به
جاي مانده است , اين گستردگي و وسعت در كنكاش و تبيين و
بررسي ها را به وضوح و صراحت درمي يابيم و نقش آفريني ذهن و
فكر نقاد و موشكاف و همه سونگر او را مشاهده
مي نمائيم .
« آسيب شناسي مديحه سرايي و مرثيه خواني » يكي از ابعاد و
جلوه هاي آسيب شناسي ديني محسوب مي شود. اين آسيب شناسي
در جايگاه خود از اهميتي خاص برخوردار مي باشد و از همين رو
نمي توان به سهولت از كنار آن گذشت و نقد و بررسي در اين حوزه
و عرصه را سهل و آسان گرفت . اهميت خاص آسيب شناسي
مديحه سرايي و مرثيه خواني از آنجا ناشي مي شود كه در كاوش هاي
اوليه اي كه در اين موضوع صورت مي گيرد , به وضوح چهره زشت
و خطرناك تحريف ها و بدعت ها و خرافه ها و ستم عظيمي كه به
نهضت عاشورا و ارزشهاي والاي نهفته در اين حركت سترگ الهي
و شخصيت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) مي رود نمايانده
مي شود و ضرورت پالايش مراثي از عوامل بازدارنده شكل گيري
معرفت ديني و دين باوري و دين ورزي صحيح و اصيل و ناب رخ
مي نمايد.
باتوجه به اين اهميت و ضرورت است كه علامه استاد مرتضي
مطهري در آثار ارزشمند خويش خود را متعهد و مسئول و
وظيفه مند مي داند كه در برابر تحريف ها و بدعت ها و
خرافه گرايي هايي كه نهضت مقدس كربلا و شخصيت والاي امام
حسين (ع ) را به محاصره درآورده و در اذهان نسلهايي كه بايد از
اين آبشخور زلال معرفت جرعه هاي بينش و تحرك و رشد و
بالندگي برگيرند و در اثر بارش انوار مقدس اين خورشيد تابان حق
جان و روحي تازه بيابند و منشا جنبش و حركت و پويايي در
جوامع اسلامي و انساني شوند ابهام به وجود آورده است , قيام
نمايد و تا پاي جان به اين مبارزه مقدس ادامه دهد.
بيشترين لحظات زندگي سراسر تلاش و فعاليت علمي و
پژوهشي اين انديشمند توانا به آسيب شناسي ديني و ازجمله
آسيب شناسي مديحه سرايي و مرثيه خواني اختصاص يافت و
تعمق ها و نقادي ها و موشكافي هاي او در شناخت اين آسيب ها و
بررسي راههاي علمي و عملي تقابل با آنها بسيار دقيق و راهگشا
مي باشد و آنچه به جامعه اسلامي ما و جهان اسلام و تشيع عرضه
مي دارد , حياتي و تعيين كننده است .
در آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , دردمندي و نگراني
و احساس تعهد و مسئوليت او در برابر آسيب ها و آفت هايي كه
مرثيه خواني ها را از محتوا تهي نموده و به بيراهه كشانده است ,
موج مي زند. اين انديشمند مسئول و دلسوخته از تحريف ها و
بدعت ها و دروغهايي كه به نام امام حسين (ع ) و فرزندان و اصحاب
فداكارش در مرثيه ها و عزاداري ها و روضه ها راه يافته است فرياد
مي زند و همگان را به احساس مسئوليت در مقابله با اين آفات و
آسيب هاي زيانمند و خطرناك كه اساس و بنيان عمل مستحسن و
پسنديده و سرشار از حكمت عزاداري و مرثيه خواني را به زير
سئوال مي برد و به گسترش دروغ و خرافه در جامعه مي انجامد ,
فرامي خواند.
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري خود را با عالم وارسته و
جليل القدر مرحوم حاج ميرزاحسين نوري (1 ) ـ كه همچون او
فريادگري است عليه تحريفات و دروغ و خرافه هاي نسبت داده
شده به نهضت عاشورا ـ هم آوا مي يابد و گسترش آسيب ها و
آفت هاي گوناگون درباره قيام كربلا و شخصيت مقدس حضرت
اباعبدالله الحسين (ع ) را بلا و مصيبت بزرگي مي داند كه روح پاك و
والاي آن پيشواي بزرگ الهي را رنجه مي دارد :
« امروز بايد عزاي حسين را گرفت , اما براي حسين در عصر ما
يك عزاي جديدي است كه در گذشته نبوده است و آن اين همه
دروغ هايي است كه درباره حادثه كربلا گفته مي شود و هيچ كس
جلوي اين دروغها را نمي گيرد. براي مصيبت حسين بن علي بايد
گريست , ولي نه براي شمشيرها و نيزه هايي كه در آن روز بر پيكر
شريفش وارد شد , بلكه به خاطر دروغ ها . » (2 )
استاد مطهري به يكي از كشورهاي همجوار اشاره مي كند و از
شكوائيه يكي از علماي هندوستان سخن به ميان مي آورد كه
فريادش از مرثيه هاي دروغين بلندشده و از علماي شيعه ايران
استمداد طلبيده است . سپس به اين واقعيت تلخ و رنج آور
مي پردازد كه برخي از عالمان دردآشناي هندوستان يا ساير
كشورهاي اسلامي چنين مي پندارند كه مرثيه خواني ها و
مديحه سرايي ها در ممالك مزبور به آفت تحريف و دروغ و خرافه
آلوده شده است , حال آن كه : « آب از سرچشمه گل آلود است و مركز
روضه هاي دروغ , كربلا و نجف و ايران , يعني همين مراكز تشيع
است ! » (3 )
استاد مطهري معتقد است روح پاك و مقدس حضرت
اباعبدالله الحسين (ع ) از دروغهايي كه به نهضت عاشورا نسبت
مي دهند ناخشنود مي باشد و در برابر تغيير و تحولات آميخته با
تحريف و خرافه كه درباره وقايع و رخدادهاي كربلا رواداشته
مي شود , به شدت معترض و ناراضي است :
« ... ما چهره اين حادثه تابناك تاريخي را تا اين مقدار مشوه و
بزرگ ترين خيانتها را به امام حسين عليه السلام كرده ايم كه اگر امام
حسين عليه السلام در عالم ظاهر بيايد و ببيند , خواهد گفت كه شما
به كلي قيافه حادثه را تغيير داده ايد. آن امام حسيني كه شما در
خيال خودتان رسم كرده ايد كه من نيستم , آن قاسم بن الحسني كه
شما در خيال خودتان رسم كرده ايد كه برادرزاده من نيست . آن علي
اكبري كه شما در مخيله خودتان درست كرده ايد كه جوان با معرفت
من نيست . آن ياراني كه شما درست كرده ايد كه آنها نيستند . » (4 )
تحريفات و مطالب خلاف واقعي كه به رخدادهاي نهضت
عاشورا راه يافته است , اندك و محدود نيست و در حصار زمان و
مكان خاصي متوقف نمي شود , بلكه در زمانها و مكان هاي مختلف
دچار دستبرد افكار و افراد ناسالم شده و بنابر مصالح نامشروع و
تمايلات نفساني آنان تغيير و تحول يافته است .
براساس ديدگاهها و بررسي هاي استاد مطهري , اين تحريفات
و خرافه ها به طريق ذيل تقسيم و دسته بندي مي شوند :
1 ـ تحريفات مربوط به وقايع قبل از شكل گيري نهضت عاشورا .
2 ـ تحريفات مربوط به وقايع و رخدادهايي كه در بين راه مدينه تا
كربلا به وقوع پيوسته است .
3 ـ تحريفات و خرافه هايي كه در ايام ماه محرم درباره امام (ع ) و
يارانش به وجود آمده است .
4 ـ تحريفاتي كه در ايام اسارت خاندان پيامبر اكرم (ص ) شكل
گرفته است .
5 ـ تحريفات مربوط به ائمه اطهار(ع ) كه بعد از وقوع حادثه عاشورا
ساخته شده است .
وسعت مقاطع زماني و مكاني وقوع تحريفات و دروغ و
خرافه ها درباره رخدادهاي نهضت كربلا و امام حسين (ع ) و
فرزندان و اهل بيت و اصحابش , نشان از عمق آفات و خطراتي دارد
كه از ناحيه افراد و جريان هاي خاص براي به بيراهه كشاندن اهداف
نهضت عاشورا و تهي كردن آن از واقعيت هاي انكارناپذير تاريخي ,
به وجود آمده است .
واقعيت مهمي كه نبايد از نظر دور بداريم اين است كه
شكل گيري تحريفات و خرافه ها در نقل وقايع عاشورا هرگز معلول
كمبود منابع صحيح و مورد اطمينان براي مراجعه نيست و نبايد
چنين تصور شود كه اين تحريفات و آفات و زيان هاي آن به دليل
نقص و ضعف در وجود منابع تاريخي مورد اعتماد به وجود آمده
است , بلكه بر خلاف چنين تصوري , در منابع صحيح و قابل
اطمينان كمبودي به چشم نمي آيد و آنچه درباره اهداف و انگيزه ها ,
خطبه ها و سخنان امام حسين (ع ) , اظهارات فرزندان و ياران امام ,
وقايع و رخدادهاي عاشورا و قبل و بعد از آن موجود است اولا
صحيح و معتبر و مستند مي باشند. ثانيا حجم قابل توجه اي از
حقايق و رويدادهاي كربلا و نهضت مقدس حضرت امام حسين (ع )
را به خود اختصاص داده اند.بنابراين راه هرگونه توجيه
خلافكاري ها در به وجودآوردن تحريفات و دروغ و خرافه ها كاملا
مسدود است و هيچ قصور و تسامحي براي مراجعه به منابع معتبر
پذيرفته نيست .
متفكر شهيد آيت الله مطهري از اين كه با وجود منابع معتبر
تاريخي درباره حوادث ناگوار عاشورا , دامنه بهره برداري هاي
ناشايست و آميخته با خرافه و دروغ از اين نهضت الهي وسعت
مي يابد , به شدت احساس دردمندي مي كند و برخي از اين منابع را
نام مي برد و به آنها براي مرثيه خواني هاي صحيح استناد مي جويد :
« آن چيزي كه بيشتر دل انسان را به درد مي آورد اين است كه
اتفاقا در ميان وقايع تاريخي , كمتر واقعه اي است كه از نظر نقلهاي
معتبر به اندازه حادثه كربلا غني باشد... هيچ حادثه اي در تاريخ هاي
دوردست مثل سيزده , چهارده قرن پيش به اندازه حادثه كربلا
تاريخ معتبر ندارد. مورخين معتبر اسلامي از همان قرون اول و دوم
قضايا را با سندهاي معتبر نقل كردند و اين نقل ها با يكديگر انطباق
دارد و به يكديگر نزديك هستند , و يك قضايائي در كار بوده است
كه سبب شده جزئيات اين تاريخ بماند. يكي از چيزهايي كه سبب
شده متن اين حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته شود اين است
كه در اين حادثه « خطبه » زياد خوانده شده . در آن عصرها خطبه
حكم « اعلاميه » در اين عصر را داشت . همان طور كه در اين عصر ,
در جنگها مخصوصا اعلاميه هاي رسمي بهترين چيزي است كه متن
تاريخ را نشان بدهد , در آن زمان هم خطبه ها اين طور بوده است .
لذا خطبه زياد است , چه قبل از حادثه كربلا و چه در خلال آن و
چه بعد از آن كه اهل بيت در كوفه , در شام , در جاهاي ديگر
خطبه هايي ايراد كردند و اصلا هدف آنها از اين خطبه ها اين بود كه
مي خواستند به مردم اعلام كنند كه چه گذشت و قضايا چه بود و
هدف چه بود , و اين خودش يك انگيزه اي بوده كه قضايا نقل شود.
در قضيه كربلا « سئوال و جواب » زياد شده است و همين ها در
متن تاريخ ثبت است كه ماهيت قضيه را به ما نشان مي دهد.
در كربلا « رجز » (5 ) زياد خوانده شده است , مخصوصا شخص
اباعبدالله زياد رجز خوانده است و همين رجزها مي تواند ماهيت
قضيه را نشان بدهد.
در قضيه كربلا , چه قبل و چه بعد از آن , « نامه » هاي زيادي
مبادله شده است , نامه هايي كه ميان امام و اهل كوفه مبادله شده
است , نامه هايي كه ميان امام و اهل بصره مبادله شده است ,
نامه هايي كه خود امام قبلا براي معاويه نوشته است (از اين جا
معلوم مي شود كه امام خودش را براي قيامي بعد از معاويه آماده
مي كرده است ) , نامه هايي كه خود دشمنان براي يكديگر نوشته اند ,
يزيد براي ابن زياد , ابن زياد براي يزيد , ابن زياد براي عمرسعد ,
عمر سعد براي ابن زياد , كه متن همه اين ها در تاريخ اسلام مضبوط
است . لذا قضاياي كربلا , قضاياي روشني است و سراسر آن هم
افتخارآميز است . » (6 )
با تامل و تفكر در آنچه از نظر گذشت نكات و عبرت هاي ذيل ,
راه آينده را هموار و روشن مي سازد :
الف ـ وجود تحريف ها و دروغ و خرافه ها در مدايح و مراثي ,
مصيبت و بلاي بزرگي است كه جوامع شيعي را رنج مي دهد و از
رشد و معرفت ديني درباره نهضت مقدس امام حسين (ع )
بازمي دارد. اين عزا و مصيبت همچون مصيبتي كه بر حضرت
اباعبدالله (ع ) و فرزندان و اصحابش رفت , دردناك و فاجعه آميز
مي باشد. اين مصيبت و عزا به آن دليل كه ماهيت و اصل و اساس
انقلاب عاشورا را نشانه رفته و همه چيز را در معرض خطر قرار
داده است , بسيار دردناك و تحمل ناپذير مي باشد و خطر آن به
حدي است كه به راستي بايد اذعان و اعتراف كنيم كه « اگر كسي
بخواهد امروز بگريد , اگر كسي بخواهد امروز ذكر مصيبت كند , بايد
بر مصائب جديده اباعبدالله بگريد , بر اين دروغ هايي كه به
اباعبدالله عليه السلام نسبت داده مي شود , گريه كند . » (7 )
ب ـ راه يابي و گسترش مراثي آميخته به دروغ و خرافه و
تحريف به كشورهاي اسلامي , آن هم از مراكز اصلي تشيع يعني
ايران و نجف و كربلا , نشان از عمق فاجعه اي دارد كه كمتر كسي به
وجود آن واقف گشته و خطر آن را در اعماق جان و روح خود
احساس كرده و خويشتن را موظف و مسئول براي تقابل با آن
دانسته و به حركت و تلاش آگاهي بخش اهتمام ورزيده است .
ج ـ خروج تحريفات و بدعتها و خرافه ها از محدوده هاي زماني
و مكاني خاص و استمرار و نقش آفريني هاي مخرب آن در پنج
مقطع تاريخي قبل از نهضت عاشورا , بين راه مدينه تا كربلا , ايام
محرم , ايام اسارت , و سالهاي بعد از وقوع عاشورا و در دوران
حيات ساير امامان معصوم (ع ) , آفات و مهالك و خطراتي را كه از
جانب اين مدايح و مراثي نهضت امام حسين (ع ) را تهديد مي كند ,
ملموس تر مي سازد.
د ـ وجود منابع غني و معتبر و ثبت و ضبط شده در تاريخ
نهضت عاشورا , تحريف ها و خرافه هاي راه يافته به مراثي و
عزاداري ها را با توجيه كمبود مدارك و مستندات تاريخي
برنمي تابد. بنابراين ريشه اصلي همه حركت هاي مخرب منتهي به
تحريف گري و دروغ پراكني و خرافه گرايي , اهداف و اغراض ناشي
از نفسانيت هاي فردي و گروهي و سياسي و اقتصادي مي باشد و اين
مقاصد نامشروع و ضدديني در هر عصري در قالب و شيوه هاي
متناسب با خود ظهور مي نمايند و نسل جوان جوامع اسلامي را
هدف تيرهاي زهرآگين خود قرار مي دهند.
پاورقي :
1 ـ استاد مطهري در اثر ارزشمند خويش « حماسه حسيني » از
مرحوم حاج ميرزاحسين نوري به نيكي ياد مي كند و او را مردي
بسيار فوق العاده و محدثي توانمند مي داند كه در فن خود متبحر و
داراي حافظه اي قوي و اهل ذوق و شور و حرارت بوده است . او
استاد مرحوم حاج شيخ عباس قمي , مرحوم حاج شيخ علي اكبر
نهاوندي و مرحوم حاج شيخ محمدباقر بيرجندي بوده است . « لولو
و مرجان » از آثار بسيار حائز اهميت اين عالم مسئول و دردآشنا
مي باشد كه در آن درباره تحريف و دروغ و آثار خطرناك آن در
عزاداري ها و مراثي سخن به ميان مي آورد و به ويژه رخنه اين آفات
را در وقايع مربوط به كربلا و روضه ها و مرثيه ها به بحث و بررسي
مي گذارد. متفكر شهيد درباره اين مشخصه بارز اثر مزبور چنين
اظهارنظر مي نمايد : « ... و در اينجاست كه موضوع راست گفتن و
دروغ گفتن تشريح شده و انواع دروغها را چنان بحث كرده كه من
خيال نمي كنم در هيچ كتابي درباره دروغ و انواع آن به اندازه اين
كتاب بحث شده باشد و شايد نظير اين كتاب در دنيا وجود نداشته
باشد. عجيب اين مرد تبحر از خود نشان داده است . اين مرد بزرگ
در همين كتاب نمونه هايي از دروغ هايي را كه معمول است و به
حادثه تاريخي كربلا نسبت مي دهند , ذكر مي كند. »
2 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , ج 1 , ص
20 , انتشارات صدرا
3 ـ همان منبع , ص 20
4 ـ همان منبع , ص 32
5 ـ « رجز » شعري است كه در ميادين جنگ و نبرد براي تقويت
جبهه خودي و تضعيف جبهه دشمن توسط مبارزان خوانده
مي شود.
6 ـ حماسه حسيني , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , ج 1 , ص
32 ـ30
7 ـ همان منبع , ج 1 , ص 30
وجود منابع غني و معتبر و ثبت و ضبط شده در تاريخ
نهضت عاشورا , تحريف ها و خرافه هاي راه يافته به
مراثي و عزاداري ها را با توجيه كمبود مدارك و
مستندات تاريخي برنمي تابد و ريشه اصلي همه
حركت هاي مخرب منتهي به تحريف گري و دروغ پراكني
و خرافه گرايي را اهداف و اغراض ناشي از
نفسانيت هاي فردي و گروهي و سياسي و اقتصادي
معرفي مي كند كه در هر عصري در قالب و شيوه هاي
متناسب با خود ظهور مي نمايند و نسل جوان جوامع
اسلامي را هدف تيرهاي زهرآگين خود قرار
مي دهند.
« آسيب شناسي مديحه سرايي و مرثيه خواني » يكي
از ابعاد و جلوه هاي مهم « آسيب شناسي ديني » محسوب
مي شود. اين آسيب شناسي در جايگاه خود از اهميتي
خاص برخوردار مي باشد و از همين رو نمي توان به
سهولت از كنار آن گذشت و نقد و بررسي در اين حوزه و
عرصه را سهل و آسان گرفت .
تعمق ها و نقادي ها و موشكافي هاي استاد مطهري در
آسيب شناسي مدايح و مراثي و بررسي راههاي علمي و
عملي تقابل با آنها , بسيار دقيق و راهگشا مي باشد و
آنچه به جامعه اسلامي ما و جهان اسلام و تشيع عرضه
مي دارد , حياتي و تعيين كننده است .

|