روزنامه جمهوري اسلامي 09/02/1383 صفحه حوزه
مطهري و بايسته هاي رهبري نسل جوان




مهدي پورحسين
درآمد
پديده جوان و جواني از دو منظر حائز اهميت است . از يك سو حساس ترين دوره عمر آدمي است كه انسان با پشت سر گذاشتن دوران كودكي در مرحله هويت يابي و تكوين شخصيت قرار مي گيرد و با قدم گذاشتن در دنيايي جديد واجد احساسات , تمايلات و انگيزه هاي تازه مي شود كه مايل است با توان و انرژيهاي متراكمي كه در او بوجود مي آيد , آنها را اشباع كند و از اين راه آرزوهاي خود را برآورده نمايد. اما از آنجايي كه براي اولين بار با اين دنياي بزرگ و پيچيده مواجه شده و تجربه برخورد با آن را ندارد , تكليف خود را نمي داند لذا در يك حالت بي قراري , بي ثباتي و بي پناهي قرار مي گيرد. از اين جهت چگونگي برون رفت از اين مرحله ابهام آلود , براي آينده جوان , سعادت و شقاوت زندگي او , با اهميت و تعيين كننده است .
از سوي ديگر در همان اواني كه قله جواني , فراز و نشيب عمر آدمي را تعادل بخشيده و در ثبات آن تعيين كننده است , جوان پا به اجتماع مي گذارد و بخاطر ويژگيهايي كه دارد در صف اول پيشرفت جامعه قرار مي گيرد. و به همان نسبت ترقي جامعه , سرنوشت يك كشور , يك ملت و نظام , بسته به نيروي نسل جوان خواهد بود. به ويژه در كشوري مثل كشور ايران كه توده گسترده و در صد بالايي از جمعيت آن را طبقه جوان آن , تشكيل داده و يك جامعه جوان محسوب مي شود.
بنابراين از هر دو جهت رهبري نسل جوان و هدايت فكري آنان , بايد در صدر مسائل قرار گيرد و مواد اهتمام ويژه رهبران و نخبگان جامعه باشد و از سوي نهادهاي مسئول و رسمي در نظام اسلامي خصوصا حوزه و دانشگاه به جد , پيگيري شود.
استاد شهيد مرتضي مطهري از جمله كساني است كه به اين مسئوليت ديني و وجداني عمل كرده و با آشنايي كامل به زمان خود و شناسايي نيازها به تربيت و هدايت نسل جوان همت گمارد. گستردگي آثار قلمي و زباني استاد مطهري در موضوعات متنوع كه هر يك به نوعي پاسخگوي پرسش هاي مطرح نسل جوان و نوانديش جامعه بوده است , مويد اين سخن است . استاد در جاي جاي آثار خود , جوانان را مورد توجه قرار داده و به حسب مسئوليت ديني خود معتقد بود : « فكر اين نسل از نظر مذهبي آن چنانكه بايد راهنمايي نشده است » (1 ) و « اگر فكري براي هدايت و رهبري اين نسل نشود , آينده به كلي از دست خواهد رفت » (2 ) عنايت , حساسيت و دردمندي استاد شهيد در خصوص جوانان بايد براي همه كساني كه اين مسئوليت را به عهده داشته اما اهتمام درخوري به آن ندارند , سرمشق و راهگشا باشد.
مفهوم جواني
تلقي رايج از نسل جوان , طبقه اي است كه داراي سن خاص بوده , داراي ويژگي هايي چون شخصيت نو و در حال تكوين , انگيزش و هيجان و پر انرژي بودن است لذا حالات روحي و رواني , احساسات و نيازهاي ويژه خود را دارد اما مقصود شهيد مطهري از نسل جوان نه فقط سن خاص بلكه انديشه نو , ذهن پرسشگر و تفكر جديد است : « وقتي كه مي گوييم نسل جوان , مقصود حتما " طبقه جوان نيست , مقصود طبقه اي است كه در اثر تحصيلات و آشنايي با تمدن جديد داراي طرز تفكر مخصوصي است , خواه پير باشد يا جوان » (3 ) از اين منظر چه بسيار پيران كه ذهني پرسشگر , خلاق و طرز تفكري جديد دارند و در مقابل چه بسيار جواناني كه از نوگرايي تهي بوده طرز تفكري چون پيران و مردم قرون گذشته دارند. بصورت طبيعي اين نسل داراي انديشه نو و سئوالات تازه است و نمي تواند چون بسياري از افراد نسل گذشته بدون دليل منطقي و برهان عقلي و حكمت , همه چيز را بپذيرد. او مي خواهد , كشوري كه در آن زندگي مي كند , سرزميني كه به او تعلق دارد و فرهنگي كه از آن تغذيه مي كند , عزيز , سربلند , مقتدر و برخوردار از همه زيباييها و نيكيها باشد و علاقمند است جامعه او متمدن و از پيشرفتهاي علمي و عملي برخوردار باشد و خود نيز در سرنوشت سياسي , اقتصادي و فرهنگي جامعه شريك باشد و از حقوق فردي و اجتماعي خود دفاع كند.
ضرورت رهبري
اگر به اين احساسات , ادراكات و پرسش هاي جوان پاسخ صحيح و درخوري داده نشود و هيجانات جسمي و روحي او , سازماندهي نگردد , نيروي فعال جواني به بي راهه مي رود و جوان دچار انواع انحرافات فكري و اخلاقي و بحران هويت مي شود. لذا نيروي جواني نياز به رهبري و هدايت دارد و بهترين شيوه اي كه مي تواند اين قدرت خارق العاده را سامان دهد تربيت و هدايت مذهبي و ديني است . اما به اعتقاد استاد مطهري رهبري و هدايت در اسلام از جمله مسئوليتهايي است كه اجزا و شرائط آن مشخص و اندازه گيري نشده است تا بتوان براساس قالب و شكلي خاصي جوان را هدايت كرد. اساسا مسئوليت هاي ديني از اين جهت بر دو قسم است :
1 ـ مسئوليت شكل , كه در آن عنايت اصلي روي خودكار با اجزا و شرائط معين است كه كار بايد در يك قالب معين و شكلي خاص به انجام برسد و حصول نتيجه در مرحله بعدي قرار دارد مثل مسئوليت نماز و روزه كه با دستور خاص با مقدمات , اجزا و شرايط معلوم انجام ميشود و حصول نتيجه در مرحله بعد قرار دارد.
2 ـ مسئوليت نتيجه , كه در آن يك شكل صددرصد معين ترسيم نشده است كه همه اجزا , مقدمات و شرايط و موانع در نظر گرفته شده باشد و اساسا قابل تعيين و اندازه گيري نيست . هر وسيله اي كه بهتر بتواند به نتيجه برسد مطلوب تر است و مسئله رهبري از نوع دوم است كه نسل گذشته يا رهبران و هاديان جامعه و يا حكومت ديني مسئول هدايت نسل جوان شناخته شده اند اما وسيله اي كه بايد از آن استفاده شود براي هميشه و همه جا تعيين نشده و قابل تعيين و اندازه گيري نيست ولي « يك سلسله اصول بر رفتار انسان حكومت مي كند كه اگر كسي بخواهد وي را رهبري كند , جز از راه شناخت قوانيني كه بر حيات و بر روال زندگي بشر حاكم است , ميسر نيست » (4 ) لذا اين اصول و ضوابط كلي را در تربيت و هدايت نسل جوان بايد شناخت و مورد توجه قرار داد و الا نتيجه اي نخواهد داشت . استاد شهيد در مباحث خود اين اصول را ترسيم كرده اند :
قواعد رهبري نسل جوان
1 ـ شناخت صحيح از نسل جوان درباره نسل جوان دو طرز تفكر شايع است و معمولا دو جور قضاوت مي شود و اين نوع قضاوت دو جور برخورد را نيز در پي دارد :
« از نظر يك طبقه اينها يك عده مردمي هستند خام , مغرور و گرفتار هوي و هوس , شهوت پرست , داراي هزار عيب » (5 )
كساني كه با اين نگاه به جوانان مي نگرند , هر گونه نيازهاي تازه و سئوالات جديد از سوي آنان را انحراف و زاييده هوسها و شهوتهاي نسل جوان مي شمارند و طبعا در برخورد با آنان نيز كژراهه مي روند : « اين طبقه هميشه به اين نسل دهن كجي مي كنند و ناسزا مي گويند » (6 ) و « نسل جوان در نظر ما صرفا يعني يك نسل هواپرست و شهوت پرست , و خيال مي كنيم با اينكه به آنها دهن كجي بكنيم و چهار تا متلك در روي منبر به آنها بگوئيم و فحش بدهيم , به خيال خودمان آنها را هو بكنيم و مستمعين ما بخندند , كار درست مي شود » (7 )
در مقابل اين نظر تفريطي يك نظر افراطي نيز وجود دارد كه معمولا از سوي خود جوانان ابراز مي شود : « از نظر خود نسل جوان درست به عكس است . آنها در خودشان عيب نمي بينند , خودشان را مجسمه هوش و مجسمه فطانت , مجسمه آرمانهاي عالي مي دانند » (8 ) لذا مي بينيم كه اين دو ديدگاه افراط و تفريط در مقابل هم قرار مي گيرند : « نسل كهن اينها را تكفير و تفسيق مي كند و اينها آنها را تحميق و تجهيل . آنها به اينها مي گويند شما كافريد , شما شهوت پرستيد; اينها به آنها مي گويند شما نادانيد , شما نمي فهميد » (9 )
در يك نگرش صحيح به نسل جوان , سئوالات جديد و نيازهاي نو پيدا و حتي هيجانات و احساسات جواني به هيچ عنوان به معناي انحطاط شمرده نمي شود بلكه نشانه رشد و حيات يك جامعه زنده مي باشد چرا كه : « در گذشته درها به روي مردم بسته بود... امروز اين درها و پنجره ها باز شده , دنيا را مي بينند كه رو به پيشرفت است ... جوان است , احساسش عالي است , و حق هم دارد , مي گويد ما چرا بايد عقب مانده تر باشيم » (10 ) لذا در قديم سطح فكر مردم پائين بود كمتر در مردم شك و ترديد و سئوال پيدا مي شد , حالا بيشتر پيدا مي شود. طبيعي است وقتي كه فكر , كمي بالا آمد سئوالاتي برايش طرح مي شود كه قبلا مطرح نبود. بايد شك و ترديدش را رفع كرد و به سئوالات و احتياجات فكريش پاسخ گفت . » (11 ) بنابراين اساسي ترين فكري كه مي توان در اين باره كرد اين است كه درد عقلي و فكري جوان كه نشانه بيداري اوست بخوبي شناسايي شود و سپس براي آن چاره انديشي نمود. واقعيت اين است كه بر خلاف ديدگاههاي افراط و تفريط گرايانه « نسل جوان ما مزايايي دارد و عيبهايي . زيرا اين نسل يك نوع ادراكات و احساساتي دارد كه در گذشته نبود و از اين جهت بايد به او حق داد. در عين حال يك انحرافات فكري و اخلاقي دارد و بايد آنها را چاره كرد. چاره كردن اين انحرافات بدون درنظر گرفتن مزايا يعني ادراكات و احساساست ميسر نيست . بايد به اين جهات احترام گذاشت ... اسلام به اين امور احترام گذشته است . اگر ما بخواهيم به اين امور بي اعتنا باشيم محال است كه بتوانيم جلوي انحرافهاي فكري و اخلاقي نسل آينده را بگيريم » . (12 )
2 ـ نسل جديد , متد جديد
گفته شد كه در اسلام براي هدايت و رهبري , يك شكل صد در صد معين ترسيم نشده كه همه اجزا و مقدمات و شرايط و موانع آن درنظر گرفته شده باشد و اساسا قابل تعيين و ترسيم و اندازه گيري نيز نيست . لذا منطقي كه براي هدايت نسل كهن بكار گرفته مي شود بايد با منطق هدايت يك جوان تحصيل كرده و فرزند زمانه , متفاوت باشد. در منطق انبيا نيز اين قاعده پذيرفته شده و در قرآن به آن سفارش شده است : « ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن » (13 ) در اين آيه شريفه , براي دعوت و تربيت افراد , سه سطح قرار داده شده است . منطق هدايت عده اي مواجهه عقلي و حكمت است يعني سخن متقن و محكمي كه از برهان برخاسته و هيچ قابل خدشه و تشكيك نباشد و وسيله تربيت عده اي ديگر نه از طريق عقل بلكه از راه دل و موعظه خوب , پند و اندرزهاي دلپسند است . و در مقابل گروه سومي بايد از مجادله احسن استفاده كرد. به اعتقاد استاد مطهري سر اختلاف معجزات پيامبران الهي نيز در اين نهفته است كه آنان متناسب با عصر و زمان خود و مطابق سطح فكري و اشتغالات ذهني مردم زمان خود معجزه مي آورده اند. بر اين اساس , رهبري نسل جوان با رهبري و هدايت نسل كهن متفاوت است و هر كدام از ابزارهاي خاص و متناسب با خود , پيروي مي كند. از اين رو « مهمتر از اينكه طرحي براي رهبري اين نسل تهيه كنيم اينست كه اين فكر در ما قوت بگيرد كه مساله رهبري و هدايت , از لحاظ تاكتيك و كيفيت عمل در زمانهاي متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت , فرق مي كند و ما بايد اين خيال را از كله خود بيرون كنيم كه نسل جديد را با همان متد قديم رهبري كنيم » (14 ) چرا كه « در هدايت و رهبري نسل قديم كه سطح فكرش پائين تر بود ما احتياج داشتيم به يك طرز خاص بيان و تبليغ و يك جور كتابها , اما امروز آن طرز بيان و آن طرز كتابها به درد نمي خورد , بايد و لازم است رفورم و اصلاح عميقي در اين قسمتها به عمل آيد , بايد با منطق روز و زبان روز و افكار روز آشنا شد و از همان راه به هدايت و رهبري مردم پرداخت » . (15 )
3 ـ اصلاح رهبران
اصلاح مسئوليت رهبري نسل جوان بعنوان يك وظيفه ديني بر اساس شريفه ي « كلكم راع و كلكم مسئول عني رعيقه » (16 ) يك مسئوليت عمومي و همگاني است و هر مسلماني بايد نسبت به برادران ايماني خود و اصلاح و هدايت آنان احساس مسئوليت نمايد. از اين رو همه نسلها در برابر يكديگر مسئولند و هر نسل مسئول نسل بعدي است كه اين هدايتي كه از نسلهاي گذشته دست به دست به آنها رسيده است ضمن حفظ و نگهداري , آن را به نسلهاي بعد برسانند و آنان را نيز براي پذيرفتن و استفاده از آن , آماده كنند بالاخص اين وظيفه متوجه طبقه اي است كه تحت رهبري ديني اجتماع را بعهده دارد. اما مهمترين شرطي كه در نسل گذشته براي هدايت نسل آينده , ضرورت دارد اين است كه « نسل آهن بايد اول خود را اصلاح كند » (17 ) تا نسل گذشته خود را اصلاح نكند و از آموزه هاي ديني خود را بهره مند نكند نمي تواند چيزي را كه خود واجد آن نيست به نسل آينده منتقل كند : « عجبا كه خود نسل قديم (مثلا) قرآن را متروك و مهجور كرده , آنوقت از نسل جديد گله دارد كه چرا با قرآن آشنا نيست . قرآن در ميان خود ما مهجور است و توقع داريم نسل جديد به قرآن بچسبد » (18 )
خود اصلاح گري اولا و با لذات متوجه حوزه هاي ديني و روحانيت است كه سمت رهبري ديني را بعهده دارند. بنابر اين تا اصلاحات عميقي در سازمان روحانيت و خود روحانيت براي كارآمدسازي بيشتر و تطبيق با زمان صورت نگيرد توقع اصلاح در ديگران به ويژه نسل جوان نتوان داشت و به توصيه استاد شهيد مطهري : « روحانيون بزرگ ما بايد به اين نكته توجه كنند كه بقا و دوام روحانيت و موجوديت اسلام در اين كشور به اين است كه زعما دين , ابتكار اصلاحات عميقي كه امروز ضروري تشخيص داده مي شود در دست بگيرند. انتظاراتي كه نسل امروز از روحانيت و اسلام دارد غير از انتظاراتي است كه نسلهاي گذشته داشته اند » . (19 )
پي نوشت :
1 ـ مسئله حجاب , ص 13
2 ـ ده گفتار , ص 206
3 ـ همان , ص 205
4 ـ امدادهاي غيبي در زندگي بشر , ص 136
5 ـ ده گفتار , ص 209
6 ـ همان
7 ـ همان , ص 206
8 ـ همان , ص 209
9 ـ همان
10 ـ همان , ص 213
11 ـ همان ص 215
12 ـ همان , ص 213
13 ـ سوره نحل , آيه 125
14 ـ ده گفتار , ص 208
15 ـ همان , ص 215
16 ـ بحارالانوار , ج 72 , ص 38
17 ـ ده گفتار , ص 222
18 ـ همان , ص 219
19 ـ همان , ص 273
بايد از هر دو جهت رهبري نسل جوان و هدايت فكري آنان در صدر مسائل قرار گيرد و مواد اهتمام ويژه رهبران و نخبگان جامعه باشد و از سوي نهادهاي مسئول و رسمي در نظام اسلامي خصوصا حوزه و دانشگاه به جد , پيگيري شود.
متفكر شهيد آيت الله مطهري :
روحانيون بزرگ ما بايد به اين نكته توجه كنند كه بقا و دوام روحانيت و موجوديت اسلام در اين كشور به اين است كه زعما دين , ابتكار اصلاحات عميقي كه امروز ضروري تشخيص داده مي شود در دست بگيرند. انتظاراتي كه نسل امروز از روحانيت و اسلام دارد غير از انتظاراتي است كه نسلهاي گذشته داشته اند.