
ارديبهشت سال 1178 هـ . ش ; يعني حدود 205 سال
پيش , روزهاي بسيار سختي بر فلسطين مي گذشت . روزهايي كه
مملو از حوادث مهم و سرنوشت ساز بود و اين سرزمين
اسلامي , به سختي هدف تهاجم وحشيان غربي قرارداشت .
فلسطين در طول تاريخ اسلام اين خاصيت مهم را داشته
است كه معياري براي سنجش عظمت و ذلت مسلمانان در برابر
جهان غرب بوده است . گويي اين سرزمين كوچك , ولي
پراهميت , همواره مثل عقربه و زبان ترازويي بوده است كه
ميزان قدرت , عزت و عظمت سياسي و جهاني اسلام و
مسلمانان را نشان مي داده است . به همين دليل , آنهايي كه در
طول تاريخ , عظمت و قدرت و عزت مسلمانان را نمي توانستند
تحمل كنند , اين سرزمين مقدس را پيوسته آماج حمله قرار
دادند . جنگهاي 200 ساله صليبي , هدف مهمي غير از اين
نداشت كه غربي ها مي خواستند فلسطين را اشغال كنند و در
آنجا حكومت دست نشانده اي مثل « رژيم صهيونيستي امروز »
تشكيل دهند. البته در آن روزگار غربي ها به طور مقطعي به اين
هدف خود رسيدند ولي مسلمانان غيور آن زمان , بعد از مدتي ,
آن حكومت غاصب را از بيخ و بن بر كندند و متجاوزان را به
دريا ريختند.
ضرب شستي كه مسلمانان غيور در جنگهاي صليبي به
غربي ها نشان دادند و مشتي كه بر دهان متجاوزان كوبيدند ,
چنان سنگين و توان فرسا بود كه حدود 600 سال غربي ها
جرات نكردند به فلسطين حتي نيم نگاهي بيندازند. ولي در
دهه هاي پاياني قرن 12 هـ . ش , از ميان وحشيان و متجاوزان
غربي , كساني پيدا شدند كه زمان را براي حمله مجدد به
فلسطين و تصرف آنجا , مناسب ديدند. در اين زمان , يكي از
متجاوزان غربي كه ناپلئون نام داشت , با گستاخي و
وحشي گري تمام به سوي شرق اسلامي حركت كرد. ناپلئون ,
تجاوزگر مغرور و جنگ افروز سبك سري مثل جورج بوش زمان
ما بود و مي خواست به عنوان كدخداي جهان مطرح شود و
جهان اسلام را نيز كاملا اشغال كند.
ناپلئون به منظور دست يابي به اهداف تجاوزگرانه خود ,
ابتدا مصر را تصرف كرد و سپس عازم فلسطين شد. او باده ها
هزار سرباز , از منطقه العريش , فلسطين را هدف تجاوز قرار
داد. در پي اين تجاوز , پس از جنگهاي خونين , العريش ,
خان يونس , غزه و ... به اشغال متجاوزان درآمد. سربازان
ناپلئون پس از تصرف شهرهاي مذكور , به سوي مناطق شمالي
فلسطين حركت كردند و شهرهاي رام الله , رمله , يافا و ... را نيز
با كشتار مهيب به اشغال در آوردند.
در جريان تجاوز ناپلئون به فلسطين , جنايتهاي هولناك به
وقوع پيوست . علاوه بر انبوه مردم بي گناهي كه در جريان
تهاجم , كشته شدند; هزاران اسير مسلمان نيز به طرز فجيع و
وحشيانه اي قتل عام و تيرباران گرديدند. تنها در يك مورد ,
2500 اسير مسلمان به دستور ناپلئون هدف رگبار تير قرار
گرفتند.
گرچه سربازان ناپلئون توانسته بودند تعدادي از شهرهاي
فلسطين را اشغال كنند , ولي مقاومت مردم با شدت و حرارت
فراوان ادامه داشت و متجاوزان از اينكه كه با هجوم ناگهاني و
همه جانبه مدافعان مسلمان مواجه شوند , پيوسته در هراس به
سر مي بردند. به همين سبب بود كه ناپلئون به سران و بزرگان
مسلمين منطقه نامه هاي متعدد نوشت و كساني را نزد آنها
فرستاد تا زمينه گفت و گو و سازش را آغاز كند. علاوه بر اين ,
ناپلئون از شدت ترس , به دروغ اعلام كرد كه هيچ قصد سوئي
نسبت به مسلمانان ندارد و نمي خواهد آزادي مذهبي را از كسي
بگيرد. او براي اين كه تجاوز به شهرهاي فلسطين را توجيه
كند , چنين بازگو كرد كه هدف خيرخواهانه دارد و مي خواهد از
فشار حاكمان ستمگر بر مردم مسلمان بكاهد و به اصطلاح آنها
را آزاد كند; يعني همين توجيهات كاذبي كه سران كنوني
استكبار غرب مثل جورج بوش و ديگران به زبان مي آورند و به
بهانه هاي مختلفي مثل آزاد كردن مردم از يوغ حكام مستبد و...
به كشورهاي مسلمان هجوم مي آورند.
گرچه عده اي ساده لوح تحت تاثير دورغ گويي ها و تبليغات
بيهودن ناپلئون قرار گرفتند , ولي اكثريت مسلمانان منطقه
فريب نخوردند و با شور و حرارت , خود را براي يك رويارويي
تمام عيار با مهاجمان آماده كردند. در همين زمان , ناپلئون به
سوي شهر مستحكم « عكا » حركت كرد. سربازان ناپلئون تا
پشت ديوارهاي شهر عكا پيشروي كردند ولي در آنجا كاملا
زمين گير شدند; زيرا علاوه بر آن كه حصار شهر محكم بود ,
مدافعان نيز تصميم داشتند تا آخرين نفس مقاومت كنند و به
دشمن متجاوز اجازه ورود به شهر را ندهند. در اين زمان ,
نبردهاي مختلفي به وقوع پيوست و گروهي از سپاهيان عثماني
نيز به كمك مردم شتافتند.
اين موضوع , دامنه نبردها را افزايش داد و جنگ را طولاني
كرد. پس از مدت ها نبرد و نااميد شدن ناپلئون از فريب دادن
مسلمانان منطقه , او بخشي از نيات باطني خود را آشكار كرد و
با انتشار اعلاميه اي , از يهوديان كمك خواست . ناپلئون در اين
اعلاميه , سخنان مبسوط و تشويق آميزي به نفع يهوديان بيان
كرد و خطاب به آنها چنين اظهار كرد كه از اهداف سپاه فرانسه ,
تحقق بخشيدن به آرزوها و آرمانهاي تاريخي يهوديان در
سرزمين فلسطين است و اگر يهوديان مردانه به پاخيزند و به
سپاه فرانسه ياري رسانند , به آرزوهايي كه در فلسطين دارند
دست خواهند يافت و وعده فرمانروايي يهوديان در سرزمين
فلسطين جامه عمل خواهد پوشيد و ...
البته ياري يهوديان نيز نتوانست مشكل زمين گير شدن
سربازان متجاوز ناپلئون را حل كند; زيرا شهر استوار عكا
همچنان مقاومت مي كرد و مدافعانش سلحشورانه در برابر
متجاوزان ايستاده بودند. يقينا اگر عكا سقوط مي كرد , كل
سرزمين فلسطين سقوط مي كرد و حتي مركز فرمانروايي
عثماني ها در اسلامبول نيز دچار مخاطرات جدي مي شد. در
اين زمان , عكا , تنها شهر مهم فلسطين بود كه هنوز سقوط
نكرده بود و اجازه نمي داد سپاه متجاوز ناپلئون به اهداف پليد
خود در آن جا دست يابد.
مقاومت عكا , همه برنامه هاي ناپلئون را به هم ريخت ,
همان برنامه هايي كه حدود 120 سال بعد , اخلاف متجاوز
ناپلئون در جريان جنگ جهاني اول اجرا كردند و با تصرف
كامل فلسطين , به تدريج در آن جا حكومت صهيونيستي
تشكيل دادند. يقينا اگر در جريان جنگ جهاني اول نيز
مقاومت دليرانه اي مثل مقاومت عكا صورت مي گرفت , اكنون
جهان اسلام با پديده شومي به نام رژيم غاصب صهيونيستي
رو به رو نبود.
به هر حال , بعد از آن كه ناپلئون نتوانست عكا را به تصرف
درآورد , در حالي كه بسياري از سربازانش تلف شده بودند , از
فلسطين فرار كرد و به مصر بازگشت . ناپلئون بعد از ورود به
مصر , با تلاش و تبليغات فراوان و با خشونت آميزترين روش ,
سعي كرد مردم سلمان مصر را از واقعيت هايي كه در فلسطين
رخ داده بود , بي اطلاع نگه دارد و چنين وانمود كند كه سپاه
فرانسه از فلسطين فرار نكرده , بلكه به اختيار خود آن جا را
پيروزمندانه ترك كرده است ! وحشت ناپلئون از افشا شدن
واقعيت هاي نبرد فلسطين به اين دليل بود كه اگر مردم مسلمان
مصر با خبر مي شدند كه در فلسطين , فقط مقاومت دليرانه يك
شهر توانسته است بزرگترين سپاه استكباري غرب را به
هزيمت مفتضحانه وادارد , قطعا شهرهاي بزرگ مصر , كاري
بس بزرگ تر مي توانند انجام دهند و در يك شب همه متجاوزان
به دريا بريزند.
ناپلئون هميشه از مقاومت دليرانه مسلمانان عكا با
ناراحتي و تاسف ياد مي كرد و همواره افسوس مي خورد كه چرا
نتوانست آن جا را تصرف كند و به ساير برنامه هاي خود جامه
عمل بپوشاند. او مدت ها بعد از نبرد عكا , در نامه اي به يكي از
دوستانش چنين نوشت : اگر شهر عكا را تصرف مي كردم , به
راحتي مي توانستم به قسطنطنيه (اسلامبول كه در آن زمان
مركز فرمانروايي امپراتوري عثماني بود) بروم و آن جا را نيز به
تصرف درآورم . هدف من اين بود كه پس از فتح عكا , به
قسطنطنيه بروم و سلسله سلطنتي بناپارت را در آن جا بنيان
گذاري كنم , ولي مقاومت شهر عكا همه برنامه هاي مرا بر هم
زد.
از اين اظهارات ناپلئون , اهميت مقاومت شجاعانه
مسلمانان عكا در آن زمان , كاملا روشن مي شود. اميد است
شهرها و سرزمين هاي كنوني جهان اسلام كه هدف تجاوز
سردمداران استكبار غرب قرار گرفته اند , به جورج بوش و ساير
جنايتكاران و متجاوزان غربي همان درسي را بدهند كه شهر
عكا حدود 205 سال پيش به ناپلئون داد و همه برنامه هاي او را
به هم ريخت .
فلسطين در طول تاريخ اسلام اين خاصيت
مهم را داشته است كه معياري براي سنجش عظمت و
ذلت مسلمانان در برابر جهان غرب بوده است .
گويي اين سرزمين كوچك , ولي پر اهميت , همواره
مثل عقربه و زبانه ترازويي بوده است كه ميزان
قدرت , عزت و عظمت سياسي و جهاني اسلام و
مسلمانان را نشان مي داده است . به همين
دليل , آن هايي كه در طول تاريخ , عظمت و قدرت و
عزت مسلمانان را نمي توانستند تحمل كنند , اين
سرزمين مقدس را پيوسته آماج حمله قرار دادند.
ضرب شستي كه مسلمانان غيور در جنگ هاي
صليبي به غربي ها نشان دادند و مشتي كه بر دهان
متجاوزان كوبيدند , چنان سنگين و توان فرسا بود كه
حدود 600 سال غربي ها جرات نكردند به فلسطين
حتي نيم نگاهي بيندازند. ولي در دهه هاي پاياني
قرن 12 هـ . ش , از ميان وحشيان و متجاوزان
غربي , كساني پيدا شدند كه زمان را براي حمله
مجدد به فلسطين و تصرف آن جا , مناسب ديدند. در
اين زمان , يكي از متجاوزان غربي كه ناپلئون نام
داشت , با گستاخي و وحشي گري تمام به سوي شرق
اسلامي حركت كرد , ناپلئون , تجاوزگر مغرور و
جنگ افروز سبك سري مثل جورج بوش زمان ما بود
و مي خواست به عنوان كدخداي جهان مطرح شود
و جهان اسلام را نيز كاملا اشغال كند.
ناپلئون در اين اعلاميه , سخنان مبسوط و
تشويق آميزي به نفع يهوديان بيان كردو خطاب به
آن ها چنين اظهار كرد كه از اهداف سپاه فرانسه ,
تحقق بخشيدن به آرزوها و آرمان هاي تاريخي
يهوديان در سرزمين فلسطين است و اگر يهوديان
مردانه به پا خيزند و به سپاه فرانسه ياري رسانند , به
آرزوهايي كه در فلسطين دارند دست خواهند
يافت و وعده فرمانروايي يهوديان در سرزمين
فلسطين جامه عمل خواهد پوشيد و...
ناپلئون مدت ها بعد از نبرد عكا , در نامه اي به
يكي از دوستانش چنين نوشت : اگر شهر عكا را
تصرف مي كردم , به راحتي مي توانستم به
قسطنطنيه (اسلامبول كه در آن زمان مركز
فرمانروايي امپراتوري عثماني بود) بروم و آن جا
را نيز به تصرف درآورم . هدف من اين بود كه پس از
فتح عكا , به قسطنطنيه بروم و سلسله سلطنتي
بناپارت را در آن جا بنيان گذاري كنم , ولي مقاومت
شهر عكا همه برنامه هاي مرا بر هم زد.

|
تداوم تفكر خوارج
|
اگر قرار است نمونه بارزي از برخورد اسلام با مقدس
مآبي ها را نام ببريم , يقينا نمونه اي مناسب تر از جنگ نهروان
نخواهيم يافت , چرا كه حضرت اميرالمومنين (ع ) بعنوان
جانشين پيامبر(ص ) كه نمونه بارز آيه « اشداعلي الكفار
رحما بينهم » بود , اين جنگ را عليه خوارج فرماندهي كرد و
افراد سرشناس اين گروه را با دست مبارك خود به هلاكت
رساند كه اين اتفاق سالها پيش از آن توسط حضرت
رسول (ص ) پيش بيني شده بود.
زنده ماندن تعداد اندكي از خوارج بعد از اين جنگ ـ كه
تعداد آنان از انگشتان دست هم تجاوز نمي كرد ـ و گريختن آنها
به نقاط مختلف سرزمين اسلامي , اتفاق ناميموني بود كه
موجب شيوع تفكر متحجرانه آنان ميان افراد عوام آن وقت شد
و نسل به نسل رشد نمود و امروز نيز اين تفكر غلط توسط
تفاله هاي آنان و بازمانده هاي اين جريان خطير به صورت آفت
جدي تبديل به بلاي جان پيكره بزرگ اسلام شده
است .
سرزمين حجاز , يمن و بلوچستان كه روزگاري مامن
بازماندگان اين گروه بود بارها شاهد درگيري هاي خونين
هواداران اين انديشه خطرناك با مسلمانان و طرف داران مذهب
تشييع بوده كه امروزه و در امتداد آن ما شاهد درگيري هاي
خونين آنان در پاكستان , افغانستان و عراق عليه شيعيان كه از
آن زمان هاي دور سرچشمه مي گيرد هستيم .
تفسير غلط اين گروه از اسلام و باطل دانستن ديگر مذاهب
اسلامي با توسل به زبان اسلحه , چنان اين گروه را خشن و
غيرمنطقي تبديل كرده است كه هيچ راه بازگشتي را براي
تجديدنظر در انديشه خود باقي نگذاشته است تا آن حد كه
تمامي رفتارهاي وحشيانه و خودسرانه خود را مطابق اسلام
دانسته و هر حركتي را در مقابل خود , حركتي عليه اسلام
قلمداد مي كند.
كشتار بي رحمانه شيعيان و گسترش رفتارهاي خشن اين
گروه در سطح بين المللي به صورت انفجارها , تخريب ها و
عمليات تروريستي , چنان اسلام را خونخوار , زشت و
خشونت طلب مطرح كرده است كه هيچ شيوه تبليغاتي و هيچ
سرمايه كلاني از سوي دشمنان اسلام نمي توانست تا اين حد
چهره اسلام را تخريب كند.
كمتر كسي مي تواند تندروي هاي اين گروه را بپذيرد و
امروزه آنان در چهره هاي مختلف ظاهر شده اند و وهابي ها و
سلفي ها مصداق عيني آن هستند كه متاسفانه داراي تمكن مالي
زياد , نفوذ در برخي حكومت ها و مجالس بعضي از كشورها و
برخوردار از حمايت برخي قدرتها مي باشند.
رفتار وحشيانه طرفداران اين انديشه خشن و خطرناك در
سطح جهاني موجب شده است پاي دشمنان اسلام به
كشورهاي اسلامي باز شود و مسلمانان بيگناه برخي از اين
كشورها قرباني انتقامجويي دشمنان شده و تاوان بزرگي در
مقابل اين عمل بپردازند.
ترميم چهره آسيب ديده اسلام نياز به همت بزرگان مذاهب
اين دين و تحكيم وحدت ميان مذاهب اسلامي دارد كه اميد
مي رود بزرگان اين دين براي حفظ و حراست از اسلام مجالي
براي رشد تندروي هاي زيان رسان به حيثيت اسلام چه در
كشورهاي اسلامي و چه خارج از آن ندهند و براي برخورد
جدي و افشاي چهره مزورانه اين گروه بسيج شده و تمام توان
خود را در اين زمينه به كار گيرند.
م ـ ج

|
|