روزنامه جمهوري اسلامي 08/02/1383 صفحه عقيدتي

* پيامدهاي مقاومت عكا و ناكامي ناپلئون در اشغال فلسطين
تداوم تفكر خوارج
پيامدهاي مقاومت عكا و ناكامي ناپلئون در اشغال فلسطين




ارديبهشت سال 1178 هـ . ش ; يعني حدود 205 سال پيش , روزهاي بسيار سختي بر فلسطين مي گذشت . روزهايي كه مملو از حوادث مهم و سرنوشت ساز بود و اين سرزمين اسلامي , به سختي هدف تهاجم وحشيان غربي قرارداشت .
فلسطين در طول تاريخ اسلام اين خاصيت مهم را داشته است كه معياري براي سنجش عظمت و ذلت مسلمانان در برابر جهان غرب بوده است . گويي اين سرزمين كوچك , ولي پراهميت , همواره مثل عقربه و زبان ترازويي بوده است كه ميزان قدرت , عزت و عظمت سياسي و جهاني اسلام و مسلمانان را نشان مي داده است . به همين دليل , آنهايي كه در طول تاريخ , عظمت و قدرت و عزت مسلمانان را نمي توانستند تحمل كنند , اين سرزمين مقدس را پيوسته آماج حمله قرار دادند . جنگهاي 200 ساله صليبي , هدف مهمي غير از اين نداشت كه غربي ها مي خواستند فلسطين را اشغال كنند و در آنجا حكومت دست نشانده اي مثل « رژيم صهيونيستي امروز » تشكيل دهند. البته در آن روزگار غربي ها به طور مقطعي به اين هدف خود رسيدند ولي مسلمانان غيور آن زمان , بعد از مدتي , آن حكومت غاصب را از بيخ و بن بر كندند و متجاوزان را به دريا ريختند.
ضرب شستي كه مسلمانان غيور در جنگهاي صليبي به غربي ها نشان دادند و مشتي كه بر دهان متجاوزان كوبيدند , چنان سنگين و توان فرسا بود كه حدود 600 سال غربي ها جرات نكردند به فلسطين حتي نيم نگاهي بيندازند. ولي در دهه هاي پاياني قرن 12 هـ . ش , از ميان وحشيان و متجاوزان غربي , كساني پيدا شدند كه زمان را براي حمله مجدد به فلسطين و تصرف آنجا , مناسب ديدند. در اين زمان , يكي از متجاوزان غربي كه ناپلئون نام داشت , با گستاخي و وحشي گري تمام به سوي شرق اسلامي حركت كرد. ناپلئون , تجاوزگر مغرور و جنگ افروز سبك سري مثل جورج بوش زمان ما بود و مي خواست به عنوان كدخداي جهان مطرح شود و جهان اسلام را نيز كاملا اشغال كند.
ناپلئون به منظور دست يابي به اهداف تجاوزگرانه خود , ابتدا مصر را تصرف كرد و سپس عازم فلسطين شد. او باده ها هزار سرباز , از منطقه العريش , فلسطين را هدف تجاوز قرار داد. در پي اين تجاوز , پس از جنگهاي خونين , العريش , خان يونس , غزه و ... به اشغال متجاوزان درآمد. سربازان ناپلئون پس از تصرف شهرهاي مذكور , به سوي مناطق شمالي فلسطين حركت كردند و شهرهاي رام الله , رمله , يافا و ... را نيز با كشتار مهيب به اشغال در آوردند.
در جريان تجاوز ناپلئون به فلسطين , جنايتهاي هولناك به وقوع پيوست . علاوه بر انبوه مردم بي گناهي كه در جريان تهاجم , كشته شدند; هزاران اسير مسلمان نيز به طرز فجيع و وحشيانه اي قتل عام و تيرباران گرديدند. تنها در يك مورد , 2500 اسير مسلمان به دستور ناپلئون هدف رگبار تير قرار گرفتند.
گرچه سربازان ناپلئون توانسته بودند تعدادي از شهرهاي فلسطين را اشغال كنند , ولي مقاومت مردم با شدت و حرارت فراوان ادامه داشت و متجاوزان از اينكه كه با هجوم ناگهاني و همه جانبه مدافعان مسلمان مواجه شوند , پيوسته در هراس به سر مي بردند. به همين سبب بود كه ناپلئون به سران و بزرگان مسلمين منطقه نامه هاي متعدد نوشت و كساني را نزد آنها فرستاد تا زمينه گفت و گو و سازش را آغاز كند. علاوه بر اين , ناپلئون از شدت ترس , به دروغ اعلام كرد كه هيچ قصد سوئي نسبت به مسلمانان ندارد و نمي خواهد آزادي مذهبي را از كسي بگيرد. او براي اين كه تجاوز به شهرهاي فلسطين را توجيه كند , چنين بازگو كرد كه هدف خيرخواهانه دارد و مي خواهد از فشار حاكمان ستمگر بر مردم مسلمان بكاهد و به اصطلاح آنها را آزاد كند; يعني همين توجيهات كاذبي كه سران كنوني استكبار غرب مثل جورج بوش و ديگران به زبان مي آورند و به بهانه هاي مختلفي مثل آزاد كردن مردم از يوغ حكام مستبد و... به كشورهاي مسلمان هجوم مي آورند.
گرچه عده اي ساده لوح تحت تاثير دورغ گويي ها و تبليغات بيهودن ناپلئون قرار گرفتند , ولي اكثريت مسلمانان منطقه فريب نخوردند و با شور و حرارت , خود را براي يك رويارويي تمام عيار با مهاجمان آماده كردند. در همين زمان , ناپلئون به سوي شهر مستحكم « عكا » حركت كرد. سربازان ناپلئون تا پشت ديوارهاي شهر عكا پيشروي كردند ولي در آنجا كاملا زمين گير شدند; زيرا علاوه بر آن كه حصار شهر محكم بود , مدافعان نيز تصميم داشتند تا آخرين نفس مقاومت كنند و به دشمن متجاوز اجازه ورود به شهر را ندهند. در اين زمان , نبردهاي مختلفي به وقوع پيوست و گروهي از سپاهيان عثماني نيز به كمك مردم شتافتند.
اين موضوع , دامنه نبردها را افزايش داد و جنگ را طولاني كرد. پس از مدت ها نبرد و نااميد شدن ناپلئون از فريب دادن مسلمانان منطقه , او بخشي از نيات باطني خود را آشكار كرد و با انتشار اعلاميه اي , از يهوديان كمك خواست . ناپلئون در اين اعلاميه , سخنان مبسوط و تشويق آميزي به نفع يهوديان بيان كرد و خطاب به آنها چنين اظهار كرد كه از اهداف سپاه فرانسه , تحقق بخشيدن به آرزوها و آرمانهاي تاريخي يهوديان در سرزمين فلسطين است و اگر يهوديان مردانه به پاخيزند و به سپاه فرانسه ياري رسانند , به آرزوهايي كه در فلسطين دارند دست خواهند يافت و وعده فرمانروايي يهوديان در سرزمين فلسطين جامه عمل خواهد پوشيد و ...
البته ياري يهوديان نيز نتوانست مشكل زمين گير شدن سربازان متجاوز ناپلئون را حل كند; زيرا شهر استوار عكا همچنان مقاومت مي كرد و مدافعانش سلحشورانه در برابر متجاوزان ايستاده بودند. يقينا اگر عكا سقوط مي كرد , كل سرزمين فلسطين سقوط مي كرد و حتي مركز فرمانروايي عثماني ها در اسلامبول نيز دچار مخاطرات جدي مي شد. در اين زمان , عكا , تنها شهر مهم فلسطين بود كه هنوز سقوط نكرده بود و اجازه نمي داد سپاه متجاوز ناپلئون به اهداف پليد خود در آن جا دست يابد.
مقاومت عكا , همه برنامه هاي ناپلئون را به هم ريخت , همان برنامه هايي كه حدود 120 سال بعد , اخلاف متجاوز ناپلئون در جريان جنگ جهاني اول اجرا كردند و با تصرف كامل فلسطين , به تدريج در آن جا حكومت صهيونيستي تشكيل دادند. يقينا اگر در جريان جنگ جهاني اول نيز مقاومت دليرانه اي مثل مقاومت عكا صورت مي گرفت , اكنون جهان اسلام با پديده شومي به نام رژيم غاصب صهيونيستي رو به رو نبود.
به هر حال , بعد از آن كه ناپلئون نتوانست عكا را به تصرف درآورد , در حالي كه بسياري از سربازانش تلف شده بودند , از فلسطين فرار كرد و به مصر بازگشت . ناپلئون بعد از ورود به مصر , با تلاش و تبليغات فراوان و با خشونت آميزترين روش , سعي كرد مردم سلمان مصر را از واقعيت هايي كه در فلسطين رخ داده بود , بي اطلاع نگه دارد و چنين وانمود كند كه سپاه فرانسه از فلسطين فرار نكرده , بلكه به اختيار خود آن جا را پيروزمندانه ترك كرده است ! وحشت ناپلئون از افشا شدن واقعيت هاي نبرد فلسطين به اين دليل بود كه اگر مردم مسلمان مصر با خبر مي شدند كه در فلسطين , فقط مقاومت دليرانه يك شهر توانسته است بزرگترين سپاه استكباري غرب را به هزيمت مفتضحانه وادارد , قطعا شهرهاي بزرگ مصر , كاري بس بزرگ تر مي توانند انجام دهند و در يك شب همه متجاوزان به دريا بريزند.
ناپلئون هميشه از مقاومت دليرانه مسلمانان عكا با ناراحتي و تاسف ياد مي كرد و همواره افسوس مي خورد كه چرا نتوانست آن جا را تصرف كند و به ساير برنامه هاي خود جامه عمل بپوشاند. او مدت ها بعد از نبرد عكا , در نامه اي به يكي از دوستانش چنين نوشت : اگر شهر عكا را تصرف مي كردم , به راحتي مي توانستم به قسطنطنيه (اسلامبول كه در آن زمان مركز فرمانروايي امپراتوري عثماني بود) بروم و آن جا را نيز به تصرف درآورم . هدف من اين بود كه پس از فتح عكا , به قسطنطنيه بروم و سلسله سلطنتي بناپارت را در آن جا بنيان گذاري كنم , ولي مقاومت شهر عكا همه برنامه هاي مرا بر هم زد.
از اين اظهارات ناپلئون , اهميت مقاومت شجاعانه مسلمانان عكا در آن زمان , كاملا روشن مي شود. اميد است شهرها و سرزمين هاي كنوني جهان اسلام كه هدف تجاوز سردمداران استكبار غرب قرار گرفته اند , به جورج بوش و ساير جنايتكاران و متجاوزان غربي همان درسي را بدهند كه شهر عكا حدود 205 سال پيش به ناپلئون داد و همه برنامه هاي او را به هم ريخت .
فلسطين در طول تاريخ اسلام اين خاصيت مهم را داشته است كه معياري براي سنجش عظمت و ذلت مسلمانان در برابر جهان غرب بوده است . گويي اين سرزمين كوچك , ولي پر اهميت , همواره مثل عقربه و زبانه ترازويي بوده است كه ميزان قدرت , عزت و عظمت سياسي و جهاني اسلام و مسلمانان را نشان مي داده است . به همين دليل , آن هايي كه در طول تاريخ , عظمت و قدرت و عزت مسلمانان را نمي توانستند تحمل كنند , اين سرزمين مقدس را پيوسته آماج حمله قرار دادند.
ضرب شستي كه مسلمانان غيور در جنگ هاي صليبي به غربي ها نشان دادند و مشتي كه بر دهان متجاوزان كوبيدند , چنان سنگين و توان فرسا بود كه حدود 600 سال غربي ها جرات نكردند به فلسطين حتي نيم نگاهي بيندازند. ولي در دهه هاي پاياني قرن 12 هـ . ش , از ميان وحشيان و متجاوزان غربي , كساني پيدا شدند كه زمان را براي حمله مجدد به فلسطين و تصرف آن جا , مناسب ديدند. در اين زمان , يكي از متجاوزان غربي كه ناپلئون نام داشت , با گستاخي و وحشي گري تمام به سوي شرق اسلامي حركت كرد , ناپلئون , تجاوزگر مغرور و جنگ افروز سبك سري مثل جورج بوش زمان ما بود و مي خواست به عنوان كدخداي جهان مطرح شود و جهان اسلام را نيز كاملا اشغال كند.
ناپلئون در اين اعلاميه , سخنان مبسوط و تشويق آميزي به نفع يهوديان بيان كردو خطاب به آن ها چنين اظهار كرد كه از اهداف سپاه فرانسه , تحقق بخشيدن به آرزوها و آرمان هاي تاريخي يهوديان در سرزمين فلسطين است و اگر يهوديان مردانه به پا خيزند و به سپاه فرانسه ياري رسانند , به آرزوهايي كه در فلسطين دارند دست خواهند يافت و وعده فرمانروايي يهوديان در سرزمين فلسطين جامه عمل خواهد پوشيد و...
ناپلئون مدت ها بعد از نبرد عكا , در نامه اي به يكي از دوستانش چنين نوشت : اگر شهر عكا را تصرف مي كردم , به راحتي مي توانستم به قسطنطنيه (اسلامبول كه در آن زمان مركز فرمانروايي امپراتوري عثماني بود) بروم و آن جا را نيز به تصرف درآورم . هدف من اين بود كه پس از فتح عكا , به قسطنطنيه بروم و سلسله سلطنتي بناپارت را در آن جا بنيان گذاري كنم , ولي مقاومت شهر عكا همه برنامه هاي مرا بر هم زد.

تداوم تفكر خوارج


اگر قرار است نمونه بارزي از برخورد اسلام با مقدس مآبي ها را نام ببريم , يقينا نمونه اي مناسب تر از جنگ نهروان نخواهيم يافت , چرا كه حضرت اميرالمومنين (ع ) بعنوان جانشين پيامبر(ص ) كه نمونه بارز آيه « اشداعلي الكفار رحما بينهم » بود , اين جنگ را عليه خوارج فرماندهي كرد و افراد سرشناس اين گروه را با دست مبارك خود به هلاكت رساند كه اين اتفاق سالها پيش از آن توسط حضرت رسول (ص ) پيش بيني شده بود.
زنده ماندن تعداد اندكي از خوارج بعد از اين جنگ ـ كه تعداد آنان از انگشتان دست هم تجاوز نمي كرد ـ و گريختن آنها به نقاط مختلف سرزمين اسلامي , اتفاق ناميموني بود كه موجب شيوع تفكر متحجرانه آنان ميان افراد عوام آن وقت شد و نسل به نسل رشد نمود و امروز نيز اين تفكر غلط توسط تفاله هاي آنان و بازمانده هاي اين جريان خطير به صورت آفت جدي تبديل به بلاي جان پيكره بزرگ اسلام شده است .
سرزمين حجاز , يمن و بلوچستان كه روزگاري مامن بازماندگان اين گروه بود بارها شاهد درگيري هاي خونين هواداران اين انديشه خطرناك با مسلمانان و طرف داران مذهب تشييع بوده كه امروزه و در امتداد آن ما شاهد درگيري هاي خونين آنان در پاكستان , افغانستان و عراق عليه شيعيان كه از آن زمان هاي دور سرچشمه مي گيرد هستيم .
تفسير غلط اين گروه از اسلام و باطل دانستن ديگر مذاهب اسلامي با توسل به زبان اسلحه , چنان اين گروه را خشن و غيرمنطقي تبديل كرده است كه هيچ راه بازگشتي را براي تجديدنظر در انديشه خود باقي نگذاشته است تا آن حد كه تمامي رفتارهاي وحشيانه و خودسرانه خود را مطابق اسلام دانسته و هر حركتي را در مقابل خود , حركتي عليه اسلام قلمداد مي كند.
كشتار بي رحمانه شيعيان و گسترش رفتارهاي خشن اين گروه در سطح بين المللي به صورت انفجارها , تخريب ها و عمليات تروريستي , چنان اسلام را خونخوار , زشت و خشونت طلب مطرح كرده است كه هيچ شيوه تبليغاتي و هيچ سرمايه كلاني از سوي دشمنان اسلام نمي توانست تا اين حد چهره اسلام را تخريب كند.
كمتر كسي مي تواند تندروي هاي اين گروه را بپذيرد و امروزه آنان در چهره هاي مختلف ظاهر شده اند و وهابي ها و سلفي ها مصداق عيني آن هستند كه متاسفانه داراي تمكن مالي زياد , نفوذ در برخي حكومت ها و مجالس بعضي از كشورها و برخوردار از حمايت برخي قدرتها مي باشند.
رفتار وحشيانه طرفداران اين انديشه خشن و خطرناك در سطح جهاني موجب شده است پاي دشمنان اسلام به كشورهاي اسلامي باز شود و مسلمانان بيگناه برخي از اين كشورها قرباني انتقامجويي دشمنان شده و تاوان بزرگي در مقابل اين عمل بپردازند.
ترميم چهره آسيب ديده اسلام نياز به همت بزرگان مذاهب اين دين و تحكيم وحدت ميان مذاهب اسلامي دارد كه اميد مي رود بزرگان اين دين براي حفظ و حراست از اسلام مجالي براي رشد تندروي هاي زيان رسان به حيثيت اسلام چه در كشورهاي اسلامي و چه خارج از آن ندهند و براي برخورد جدي و افشاي چهره مزورانه اين گروه بسيج شده و تمام توان خود را در اين زمينه به كار گيرند.
م ـ ج