
آمريكا به منظور دستيابي به اهداف استراتژيك خود در
جهان , درصدد نوسازي و بازسازي قدرت اتمي , طراحي و
نوآوري سلاحهاي جديد مخرب و بكارگيري نمونه هاي نويني
از جنگ افزارها است .
تلاش آمريكا براي دستيابي به سلاح هايي كه امنيت و
حاكميت كشورهاي جهان را به خطر مي اندازد , در حالي است
كه رسانه هاي غربي همواره موضوع فناوري هسته اي ايران را در
كنار بحران عراق در صدر اخبار و گزارشهاي خود قرار
داده اند.
فشارهاي آمريكا بر ايران و كره شمالي در مورد دراختيار
داشتن سلاح اتمي و يا تلاش براي دستيابي به فناوري پيشرفته
آن , به ويژه پس از پيروزيهاي نظامي آمريكا درمنطقه , افزايش
بيشتري داشته است .
برطرف شدن مشكل ليبي كه برخلاف انتظار غربيها بود ,
موجب شده تا آمريكا تصور كند كه مي توان با اعمال فشار
هرچه بيشتر آژانس بين المللي انرژي اتمي بر ايران , اين كشور
را متقاعد كرد تا از فناوري اتمي كه حق كشوري چون ايران
است , چشم پوشي كند.
به همين جهت فشار آمريكا بر آژانس انرژي اتمي براي
اعمال نظر بر ايران در ماههاي اخير چنان افزايشي داشته كه در
موارد متعددي استقلال « البرادعي » رييس مصري اين نهاد
بين المللي را نيز زير سئوال برده است .
تصميم ايران در ممنوعيت ورود بازرسان بين المللي به
كشور و سپس اجازه مشروط آن , همه حكايت از آن دارد كه
تهران براي بهره برداري از حق قانوني و مشروع خود دراين
منطقه , بسيار جدي است و تصميم ندارد اختيار تصميم گيري
در مورد منافع ملي خود را به بيگانگان واگذار كند.
ولي آنچه در اين ميان مهم است , استثنا قرار گرفتن برخي
رژيم ها همچون رژيم صهيونيستي است كه نه امكانات , بلكه
تسليحات اتمي خارج از كنترل را نيز در اختيار دارد.
از اين مهمتر تلاش آمريكا براي نوسازي و بازسازي
قدرت اتمي خود و دستيابي به سلاح هايي است كه امنيت و
حاكميت كشورهاي ديگر را به خطر انداخته و به اين كشور
امكان مي دهد تا با نوآوري در بكارگيري تهاجمي اين سلاح
مخرب , شيوه نويني از جنگ افزار را براي اهداف استراتژيك
خود طراحي كند.
متاسفانه اين مسئله از سويي در بسياري از رسانه هاي
بين المللي مسكوت يا مغفول مانده است و از سوي ديگر با
غيبت تبليغاتي ايران در حضور رسانه هاي بين المللي , موازنه
رسانه اي حتي از سوي رسانه هاي عربي به نفع آمريكا و
اسراييل رقم مي خورد.
آمريكا با اين شيوه تبليغاتي در دنياي امروز چنان افكار
عمومي را فريب داده تا كمتر كسي اين موضوع را مطرح كند كه
تهديد اصلي جهان نه ايران و كره شمالي , بلكه خود آمريكا
است .
اهميت اين مطلب به ويژه از آن سو است كه آمريكا بر
خلاف كره شمالي و ايران بر آژانس بين المللي انرژي اتمي نفوذ
غير قابل ترديد دارد و از اين راه درصدد پيشبرد مقاصد خاص
خود است .
بررسي نشست سري سرفرماندهي استراتژيك آمريكا در
ايالت « نبراسكاي » اين كشور در مرداد سال گذشته نشان
مي دهد كه تصميم آمريكا براي دستيابي به نسل جديد
سلاح هاي اتمي , جدي است .
در اين نشست حدود 150 نفر از كارشناسان سطح بالاي
آمريكا از مسئولين اداري , نظامي , هوايي , استراتژيك و
آزمايشگاههاي اتمي اين كشور حضور داشتند و اجازه ورود
حتي به ناظرين كنگره آمريكا نيز داده نشد.
هدف از برگزاري اين نشست طراحي ساخت سلاح اتمي
جديد با برد دقيق ولي شعاع محدود بود تا بتواند در اعماق
زمين نفوذ كرده و منابع زير زميني را منهدم كند.
آمريكا مي داند كه امروزه حدود 70 كشور جهان داراي
امكانات موشكي با برد موثر و سلاح هاي كشتار جمعي هستند.
« كيت پين » يكي از فرماندهان ارشد نظامي آمريكا در
اين باره گفت , واشنگتن درصدد بهبود توانايي خود براي
دستيابي به سلاح هايي است كه بتواند دشمن را از حمله نظامي
منصرف كند و آن سلاح مي تواند دشمن را از انبار و ساخت
سلاح هاي زيرزميني باز دارد.
برداشت هاي استراتژيك كارشناسان حكايت از اين دارد
كه اظهاراتي از اين قبيل براي كوچك نشان دادن اين هدف
است و كشوري چون آمريكا كه به راحتي نمي تواند هدف
سلاح هاي مخرب كشورهاي ديگر قرار گيرد در واقع بدنبال
دستيابي به آرزوهاي بزرگتري است .
« مايكل شاورز » سخنگوي پنتاگون روايت واقع بينانه تري
از اين مسئله ارايه مي دهد و معتقد است كه آمريكا بايد به
قابليت هاي اتمي نويي دست يابد تا بتواند با تهديدهاي جديد
اتمي دشمنان خود مقابله كند.
« پل رابينسون » مدير آزمايشگاه اتمي « سانديا » در آمريكا
معتقد است كه اگر قرار باشد فاصله ميان سلاح هاي اتمي و
سلاح هاي كنوانسيوني شناور باشد , آمريكا بايد برنامه جديدي
را به اجرا بگذارد تا بتواند از تركيب اين دو نوع سلاح به
تهاجم هاي احتمالي و تلافي جويانه پاسخ دهد.
با توجه به اين روند مي توان اعلام كرد كه جورج بوش
رييس جمهوري كنوني آمريكا از هدف اعلام شده خود در
تبليغات انتخاباتي دوم خردادماه سال 1379 براي كاهش يك
سويه زراد خانه اتمي آمريكا بسيار دور شده است .
بنا بر اين مي توان از هم اكنون پيش بيني كرد كه با اين خيز
سرمايه گذاري و برنامه ريزي آزمايشگاههاي اتمي آمريكا ,
نمي توان از كشورهاي صنعتي ديگر نيز انتظار داشت كه از
فعاليت هاي توسعه اتمي خود بكاهند و سلاح مخرب جمعي
توليد نكنند.
در حقيقت آمريكا از سال 1375 كه بيل كلينتون
تعهدنامه اي را امضا كرد كه بر مبناي آن اين كشور نبايد با
دولتي كه داراي توان اتمي نيست , مقابله هسته اي كند , تا دي
ماه 1381 كه « رامسفلد » وزير دفاع اين كشور طرح سياست
نوين اتمي آمريكا را براي راه اندازي زرادخانه جديد به كنگره
ارايه كرد , راه درازي پيموده شده است .
تعهد كلينتون در ادامه تعهد واشنگتن در سال 1357 بود
كه بعدها توسط كشورهاي شوروي سابق , فرانسه , انگلستان و
چين نيز به امضا رسيد.
پنتاگون با اين استدلال كه زرادخانه كنوني آمريكا
نمي تواند با توان موجود و ناكافي در حملات اعماق زمين
موفق باشد , طرحي را پي ريزي كرده است تا اين كشور بتواند بر
هر سوي كره زمين اشراف داشته و در فراسوي افق , قدرت
بازدارندگي خود را حفظ كند.
اين سلاح بايد بتواند به اعماق زمين نفوذ كرده ودر عين
حال از خسارات جانبي نيز در حد ممكن جلوگيري كند.
گزارش پنتاگون نشان مي دهد كه 1400 هدف مورد نظر
آمريكا بوسيله سلاح هاي موجود كنوانسيوني نابود شدني
نيست و براي اطمينان از برد موثر بايد كلاهك هاي موجود ,
دوباره مورد بررسي قرار گيرد.
اروپاييان به ويژه استراتژيست هاي فرانسوي معتقدند كه
غيبت رقيبي چون شوروي سابق به شدت پنتاگوني ها را
واداشته است تا نوميدانه به دنبال جايگزيني بگردند كه بتواند
اهداف نظامي آمريكا را دنبال كند.
به همين جهت نشريات اتمي آمريكا فهرستي از هفت
كشور تهيه كرده اند كه مي توانند هدف سلاح هاي جديد اتمي و
تاكتيكي آمريكا قرار گيرند , اين هفت كشور عبارتند از : روسيه ,
چين , عراق (قبل از جنگ ) , ايران , كره شمالي , ليبي و سوريه .
اين مطلب در نشريه دفاع ملي فرانسه در ديماه سال 1380 نيز
منعكس شد.
« جاناتان شل » كه يك حقوقدان اتمي است در اين باره
معتقد است كه پيشگيري از تكثير سلاح اتمي از اين پس نه در
قراردادهاي بين المللي , بلكه مندرج در حملات تهاجمي
آمريكا خواهد بود.
استراتژي اتمي نوين آمريكا از سوي كارشناسان فرانسوي
و اروپايي , بسيار مورد نقد نيز قرار گرفته است .
اغلب آنان معتقدند كه به سه دليل اين استراتژي
نگران كننده است .
اول آنكه بشدت انگيزه بازدارندگي دفاعي را زير سئوال
مي برد و استراتژي غافلگيرانه و سريع را مطرح مي كند.
دوم از اين نظر كه اصولا اين برنامه , مسئله خلع سلاح
اتمي و كاهش سلاح هاي كشتار جمعي ميان كشورها را لوث
مي كند و سوم آنكه اين استراتژي خود به نحو تناقض آميزي
مبتني بر تكثير سلاح اتمي است .
مسئله استفاده از سلاح اتمي از ديرباز بر دو نوع استراتژي
متقابل مبتني بوده است . نوع اول آن مبتني بر داشتن اين سلاح
ولي با بكارگيري سلاح ديپلماسي و سياسي براي اقناع طرف
مقابل در انصراف و استفاده نكردن از آن و نوع دوم آن استفاده
نظامي صرف و موثر از اين سلاح در برخورد با رقيب بوده
است .
اين استراتژيها از زمان آيزنهاور رييس جمهوري آمريكا
در سال 1329 و دهه 40 تا سال 1359 كه به استفاده از بمب
نوتروني درميدان جنگ با رقيب منتهي مي شد , ادامه يافت .
ولي پس از آن بتدريج با تحول جريانات بين المللي فروكش
كرد.
اكنون اروپاييان در اين هراس هستند كه اگر آمريكاييها
بخواهند دوباره به ميدان رقابت هاي اتمي وارد شوند و قدرت
پيش دستي در جنگ افروزي اتمي را داشته باشند , تكليف چه
خواهد شد
اين در حاليست كه در طول ساليان گذشته شعار « اولين
نه » سرلوحه برنامه هاي اتمي صاحبان اين انرژي خطرناك و
مخرب در جهان بوده است .
بدتر آنكه آمريكاييها از اين پس نه تنها مي توانند عليه
كشورهايي كه سلاح اتمي در اختيار دارند , از سلاح نوين خود
استفاده كنند , بلكه با اين منطق حتي مي توانند به كشورهايي كه
هيچ حمله اي را هم متوجه آمريكا نكرده اند هجوم برند و اين
مبناي همان حمله پيشگيرانه اي است كه توجيه حمله به عراق
با آن هموار شد. جنگي كه البته بر خلاف قراردادهاي دفاع
مشروع و عرف و اجماع بين المللي به اين كشور انجام شد.
امروزه توسط آمريكا كه خود بيشترين فشار را بر آژانس
بين المللي انرژي اتمي دارد , تابوي استفاده از سلاح مخرب
اتمي شكسته شده و فاصله ميان سلاح مخرب اتمي و
سلاح هاي كنوانسيوني از بين رفته است و هر لحظه منطقه
خاورميانه براي تحقق روياهاي مسند نشينان كاخ سفيد در
معرض استفاده از اين وسيله است .
كاخ سفيد با اين استراتژي جديد در واقع به 10 سال
تلاش براي ممانعت از رديابي سلاح هاي اتمي با توان كمتر از
5 كيلو تن نقطه پايان گذاشته است . اگر اين نكته را نيز اضافه
كنيم كه آمريكا خود پيمان منع كامل تحقيقات اتمي را در سال
1374 امضا نكرده است , ابعاد موضوع بيشتر روشن مي شود .
آمريكاييها در ارديبهشت ماه 1381 به روسيه وعده دادند
دو تا شش هزار كلاهك تهاجمي هسته اي خود را از بين ببرند و
حق نگه داري حدود 10 هزار كلاهك را براي خود محفوظ
داشتند كه مي توان در عرض چند روز براي استفاده , آنها را
فعال كرد.
با اين حساب به گفته برخي كارشناسان تمام اين
موافقت ها بيشتر به شوخي شبيه است و واشنگتن با طراحي
مفهوم « آرمز كنترل » در حقيقت تمامي قراردادهاي مربوط به
خلع سلاح اتمي در جهان را زير سئوال برده است .
جنگ عراق ماههاست كه به پايان رسيده و اعترافهايي كه
كم و بيش از سوي كارشناسان مي شود , نشان مي دهد كه عراق
سلاح اتمي در اختيار نداشته است ولي اين مسئله هنوز از
سوي كاخ سفيد دنبال مي شود.
ايران نيز كه خود قرباني سلاح هاي كشتار جمعي است و
استحقاق و استانداردهاي بهره برداري از فناوري صلح آميز
انرژي هسته اي را براي مصارف داخلي خود نيز دارد , تحت
فشار بزرگترين تروريست اتمي جهان قرار گرفته است .
« تروريسم اتمي » واژه اي است كه كارشناسان حقوق
بين الملل در سال 1325 آن را ابداع كردند و اكنون بطور حتم
بايد آن را برازنده آمريكا دانست .
اين در حالي است كه حتي اروپاييان از جمله
استراتژيست هاي فرانسوي معتقدند كه آمريكا چشم خود را بر
توان خارج از محدوده و بدون كنترل اتمي رژيم اسراييل بسته
است .
از سوي ديگر طرح آمريكا با كره شمالي با وجود اعتراف
رسمي اين كشور مبني بر در اختيار داشتن سلاح اتمي و منع
بازرسي بين المللي , از راه مذاكرات سياسي دنبال مي شود و
عراق نيز با حمله آمريكا به پايان خط رسيد بنابراين آمريكا نياز
دارد تا براي پيگيري اهداف خود با ايران همچنان اين كشاكش
را دنبال كند.
محافظه كاران جديد آمريكايي از تابستان 1381 كه
مسئله توانايي اتمي ايران را در نطق بوش رييس جمهوري
آمريكا جاي دادند تا امروز تلاش كردند اين مسئله را در مركز
توجه افكار عمومي جهان قرار دهند.
اروپاييها كه بازي ماهرانه اي را دراين مدت به اجرا
گذاشته اند , گرچه نخواسته اند تن به بازيهاي آمريكا بسپارند و
ايران را تحت فشار يك سويه آژانس قرار دهند , ولي از سوي
ديگر شانس خود را نيز امتحان كرده اند.
برآوردها نشان مي دهد كه ترديد سردمداران كاخ سفيد
فقط در برگزاري انتخابات داخلي اين كشور است در غير اين
صورت نام ايران در دستور كار ماههاي آينده آنان قرار خواهد
داشت .
ايران كه تاكنون بر حق مسلم خود دراستفاده صلح آميز از
انرژي هسته اي تاكيد داشته , در ميان كمربندي محصور از
سلاح هاي اتمي قرار گرفته است .
اين در حالي است كه بسياري گزارشهاي آژانس
بين المللي انرژي اتمي در زمينه غني سازي اورانيوم يا
بكارگيري پلوتونيوم مبتني بر حدس و ظن و نيز تحت فشار
آمريكا تنظيم شده است .
به اين دليل آمريكا تمامي تلاش خود را براي
محصورسازي فضاي ايران از اطراف به عمل آورده است تا
بتواند اين كشور را از نزديك كنترل كند.
ولي اوضاع كنوني عراق چنان كه نشان مي دهد حكايت از
زمين گيري نيروهاي آمريكايي دارد.
واشنگتن كه از حضور در عراق براي تحت فشار قراردادن
ايران استفاده مي كند در اداره اوضاع داخلي عراق ناكام است و
تلاش براي نزديكي به ايران و استفاده از تجارب ايرانيان در
اداره بحران شيعيان عراق خود گوياي اين مسئله
است .
رويدادهاي اخير منطقه اين ظن را تقويت مي كند كه وزن
ايران در منطقه چندان سبك نيست كه آمريكاييها بتوانند آن را
ناديده گرفته و يا با تهديد رژيم اسراييل كاهش دهند.
به علاوه كارشناسان اروپايي به آمريكا تذكر داده اند كه
ايران , عراق نيست كه بتوان خيال نظامي درآن پروراند و يا با
نمايش هاي نظامي آن را از اهداف ملي اش منصرف كرد.
اين مسئله را اروپايي ها بيشتر از نگاه و روح ناسيوناليسم
ايراني ديده اند. حس ملي ايرانيها مانع هرگونه تجاوز خارجي
است .
آمريكاييها با بزرگ نمايي مبالغه آميز قدرت موشكي ايران
سعي دارند تصويري مظلوم از رژيم صهيونيستي درمنطقه
ارايه دهند. رژيمي كه خود به طور لجام گسيخته تسليحات
اتمي دراختيار دارد و در عين حال كه سرزمينهاي اشغالي را در
اختيار گرفته , هر روز آتش تروريسم دولتي را درمنطقه
شعله ورتر مي كند.
آنچه از نظر كارشناسان غربي ملاك داوري در ايران امروز
قرار مي گيرد تهديدهاي نظامي خارجي نيست , بلكه تحولات
داخلي اين كشور و سمت و سوگيري قواي سياسي آن است .
به عقيده آنان مهار مسالمت جويانه تشنج هاي ناشي از
يك دمكراسي درحال گذر در ايران , ايجاد ثبات سياسي در
عين رعايت آزاديهاي عمومي و حرمت و حقوق افراد , اجراي
درست و عادلانه قوانين و ايجاد وحدت نظر عمومي ميان
نيروهاي سياسي مسئله اي است كه مديريت ايران امروز براي
عرضه چهره اي توانا بايد در صحنه بين المللي از خود نشان
دهد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
فشار آمريكا بر آژانس انرژي اتمي براي
كنترل فعاليتهاي هسته اي ايران در ماههاي اخير
چنان افزايش داشته كه در موارد متعددي
استقلال « البرادعي » رئيس مصري اين نهاد
بين المللي را زير سئوال برده است
آمريكا با شيوه هاي مختلف تبليغاتي در دنياي
امروز چنان افكار عمومي را فريب داده تا كمتر
كسي اين موضوع را مطرح كند كه تهديد اصلي
جهان نه ايران و كره شمالي , بلكه خود آمريكا
است
« تروريسم اتمي » واژه اي است كه كارشناسان
حقوق بين الملل در سال 1325 ابداع كردند و
اكنون به طور حتم بايد آن را برازنده آمريكا
دانست
حتي اروپائيان معتقدند كه آمريكا چشم خود
را بر توان خارج از محدوده و بدون كنترل
اتمي رژيم صهيونيستي اسراييل بسته است
آمريكائيها با بزرگ نمائي مبالغه آميز قدرت
موشكي ايران , سعي دارند تصويري مظلوم از
رژيم صهيونيستي در منطقه ارائه دهند

|