روزنامه جمهوري اسلامي 07/02/1383 صفحه حوزه
جوانان , محور توسعه




حسن قلي پور
مقدمه
« الله الذي خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفا و شيبه » « خداوند همان كسي است كه شما را در حالي كه ضعيف و ناتوان بوديد آفريد , سپس بعد از اين ضعف و ناتواني قوت و قدرت بخشيد و بعد از آن بار ديگر ضعف و پيروي را جانشين قوت كرد . » (روم 54, )
دوران جواني , منزل قوت و نيرومندي ايام زندگي است . جوانان بالاترين قله زندگي را مي پيمايند و وجودشان كاملا داراي نيرو و قوت است .
برعكس , آدمي پس از دوران جواني بسوي فرسودگي و ناتواني مي رود و هر سال از سال قبل ضعيف تر مي شود آنقدر اين راه نشيب را مي پيمايد تا به منزل پيري و نهايت درجه ناتواني برسد : « و من نعمره ننكسه في الخلق افلا يعقلون » « آن كس را كه عمر دراز داديم , در ايام پيري جسم و جانش را و تمام قوا و اندامش را واژگون مي سازيم . » (يس 68 )
يعني قوتش را به ضعف , كمالش را به نقص , حفظش را به نسيان , ابتكارش را به جمود , قدرتش را به عجز , طراوتش را به پژمردگي و زيبايي اش را به زشتي مبدل مي نمائيم .
قله زندگي
بنابراين انسان از دو طرف محدود به ضعف و ناتواني است از طرفي ضعف ايام كودكي و از طرف ديگر , ناتواني دوران پيري , انسان در پيمودن راه زندگي و طي كردن پستي و بلنديهاي آن مانند كوهنوردي است كه يك روز دامنه فراز را مي پيمايد تا خود را به مرتفع ترين قله كوه برساند و روز ديگر از دامنه نشيب عبور مي كند تا به آخرين نقطه نزولي برسد. موقع پيمودن دامنه فراز , هر روزيكه بر وي مي گذرد چشم اندازش وسيع تر مي گردد و نقاط تماشائي را بيشتر مي بيند وقتي كه به قله كوه قدم مي گذارد بر همه جا مسلط ميشود و عالي ترين مناظر را تماشا مي كند برعكس , موقع پيمودن راه نشيب و نزولي , هر روز كه بر او مي گذرد چشم اندازش محدودتر مي شود و نقاط تماشايي يكي پس از ديگري پنهان مي گردند تا به كلي همه مناظر زيبا از نظرش غائب مي شوند. لذا ايام جواني يعني رسيدن به مرتفع ترين و عالي ترين منازل زندگي . در ديدگاه جوانان مناظر زيبا و چشم اندازهاي مطبوع و دل پسند بسيار است . روح جوانان لبريز از آمال و آرزو و سرشار از عشق و اميد است .
جوانان و تربيت
جوانان به لحاظ موقعيت سني و شاكله شخصيتي از نظر روحي و فكري و حالات رواني وضع بسيار خاصي دارند. آنان تحت تاثير عواطف شديد و شورانگيز خود هستند و همه چيز را از پشت عينك احساسات مي نگرند. دوران جواني دوره سركشي و طغيان است دوره هيجان و بي قراري است لذا جوان براي استقرار و ثبات شخصيت تلاش مي كنند و در پي هويت يابي است از اينجا است كه براي فراگيري افكار و انديشه محيط جامعه , آمادگي دارد. آدمي بوسيله تقليد , از تجربيات علمي و عملي ديگران استفاده مي كند و راهي را كه گذشتگان پيموده و به نتيجه رسيده اند مي پيمايد. جوانان براي ساختن شخصيت خويش و برگزيدن صفات لازم از ديگران تقليد مي كنند. حس تقليد يكي از تمايلات طبيعي است كه در تمام افراد بشر در سنين مختلف وجود دارد و اين حالت در نسل جوان شديدتر است . اصل تقليد در صورتي كه در مسير صحيح قرار گيرد و استفاده از تجربيات و دست آوردهاي ديگران باشد بي اشكال بلكه مفيد است . اما رفتار جوانان از افراط و تفريط بدور نيست لذا ممكن است محيط ناسالم بر شخصيت جوان اثر سو گذارد از اين رو جوانان بايد قبل از ورود به اجتماع تحت تربيت صحيح قرار گيرند جوان را بايد طوري تربيت كرد كه چنانچه از محيط خود پا را بيرون گذاشت تحت تاثير محيط ناسالم قرار نگيرد و رفتار و كردار ديگران در او اثر سو نگذارد.
سرمايه هاي ملي
يكي از بزرگترين سرمايه هاي هر مملكت نيروي انساني آن است و مهم ترين نيروي انساني هر كشور را نسل جوان آن كشور مي توان يافت . چرخهاي عظيم صنايع سنگين با نيروي جوانان در حركت است , ذخاير طبيعي كه در اعماق معادن نهفته است با همت نسل جوان استخراج مي شود. عمران و آباديهاي كشور مديون كار و كوشش نسل جوان است . دانشگاه ها و مراكز علمي و آموزشي را نسل جوان زينت مي بخشد , پايه هاي اقتصاد كشورها بر نيروي فعال جوانان استوار است , دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنيت هر كشوري بعهده نسل جوان است , خلاصه در همه كشورها آثار پر ارج فعاليت هاي جوانان در تمام مظاهر زندگي مشهود است و نيروي خستگي ناپذير نسل جوان مايه اميدواري تمام ملتها است لذا توسعه همه جانبه كشور در گرو تربيت صحيح جوانان است . براي دست يابي به توسعه پايدار متكي بر فرهنگ بومي , بايد روح تعهد را در او تقويت , نيروي عقل را شكوفا و ذخائر تجربي را در او افزايش داد. جوان را با فهم و فكر , نظم و اعتدال , محاسبه و سنجش , واقع بيني و درك حقايق دمساز كرد. به عبارت ديگر توسعه همه جانبه از طريق توسعه فرهنگي و سازندگي روحي جوانان ميسر است . با اين توصيف نقش بسزاي سيستم آموزش و تربيت در حوزه ها و دانشگاهها در تكوين هويت جوانان روشن مي شود. نظام آموزشي در اين دو نهاد بايد براي دست يابي هدف مورد اشاره در توسعه و تربيت جوانان چند نكته مهم را مورد توجه قرار دهد :
1 ـ توجه به تمايلات و احساسات جوانان
شناخت تمايلات طبيعي و تمنيات فطري جوانان و ارضا صحيح و معتدل هر يك از آن تمايلات , اساسي ترين پايه تربيت نسل جوان است . مربي لايق كسي است كه در درجه اول , ساختمان طبيعي جوانان را مورد مطالعه دقيق قرار دهد و با بررسي كامل و همه جانبه , تمام خواهشهاي دروني آنان را بشناسد و سپس هر كدام را در جاي خود و با اندازه گيري صحيح و عاقلانه ارضا نمايد. چنين تربيتي هم آهنگ بانظام حكيمانه خلقت و بر وفق قانون آفرينش است و چنين تربيتي بهترين و پايدارترين تربيتها است . چنين تربيتي مي تواند جوانان را به شايستگي بسازد و موجبات خوشبختي و سعادت ابدي آنان و جامعه را فراهم آورد.
بيشتر انحرافات جوانان كه سرانجام منجر به تيره روزي و سقوط آنان مي شود از دو منشا سرچشمه مي گيرد يا پاره اي از تمايلات فطري آنان مورد توجه قرار نگرفته و عملا سركوب شده اند يا خود در ارضا بعضي از تمايلات , دچار تندروي و افراط شده اند.
در آئين مقدس اسلام برنامه تربيت نسل جوان , براساس احيا تمام تمايلات فطري و هدايت همه خواهشهاي طبيعي استوار است . پيشواي عاليقدر اسلام كليه تمنيات مادي و معنوي جوانان را مورد توجه دقيق قرار داده است . جواني كه در مكتب آسماني اسلام تربيت ميشود و جسم و جانش با تعاليم رسول اكرم (ص ) پرورش مي يابد , يك انسان واقعي است و در زندگي از تمام مزاياي سعادت و خوشبختي برخوردار است چرا كه خواست مشروع او مورد توجه قرار گرفته , اسب سركش افراط گرايي جواني نيز لجام تقوا خورده است . از جمله تمايلاتي كه بطور فطري با سرشت انسان آميخته شده و ريشه اصلي آن در اعمال جان كليه ملل و اقوام بشري وجود دارد معرفت الهي و وجدان اخلاقي است كه بايد در يك نظام تربيتي متكي بر آموزه هاي ديني شكوفا گردد. تقويت اين ميل و پرورش آن , جوان را بيمه كرده , نيروي فعال او را در مسير پيشرفت خود و جامعه هدايت مي كند.
2 ـ توجه به ويژگي هاي رفتاري جوانان
تمايز شخصيتي جوان داراي اقتضائاتي است كه بيشتر در رفتار جوانان بروز مي يابد. لذا براي ساماندهي نيروي فعال جواني و بكارگيري آن در رشد و توسعه كشور , بايد ويژگي هاي رفتاري آنان مورد توجه قرار گيرد تا راهكارهاي تقويت آن در نظام آموزش تعبيه شده , موانع فراروي آن برداشته شود :
يك ـ توان زياد براي مشاركت در اموري كه ناشي از فراغت خاطر است .
دو ـ برتري نسبي و خصلت آرمان گرايي و اخلاق در رفتار اجتماعي .
سه ـ پايين بودن هزينه رفتار در اكثر حالات و كردار ايشان
چهارـ خطر پذيري فراوان در انجام تصميم هاي مختلف .
پنج ـ ضديت با محظه كاري و طرفداري از نوگرايي
شش ـ توجه شديد به ارزش هاي جديد و زيبايي هاي زندگي
هفت ـ قهرمان پرستي , استقلال طلبي و آزادي خواهي
هشت ـ عدم وابستگي و داشتن اعتماد به نفس
جوانان و فرهنگ بيگانه
با توجه به مطالب فوق , در صورتي كه نظام آموزش و تربيت كشور براساس موازين صحيح ساماندهي نگردد و فرهنگ جامعه , روح حساس , لطيف و لغزنده جوانان را ارضا نكند و فرهنگ بومي و اصيل نتواند در مقابله با فرهنگ هاي رقيب , هماوردي نمايد , كشش هويت يابي از يك سو و جاذبه فرهنگ بيگانه از سوي ديگر جوانان را به خارج از مرزهاي فرهنگ خودي , سوق مي دهد.
امروزه توجه جوانان به فرهنگ غرب و عواقب ناشي از اين امر يكي از حياتي ترين مسائلي است كه فرهنگ هاي اصيل با آن مواجه اند و اين امر يك فاجعه بزرگ ملي براي كشورهايي است كه بايد عقب ماندگيهاي علمي , آموزشي , پژوهشي , فني و صنعتي خود را با بهره گيري از انديشه هاي خلاق بومي و نيروهاي جواني پرشور و پرانگيزه , جبران كنند و با گذار به مرحله پيشرفتگي فرصت هجوم و سلطه گري قدرتهاي استكباري را از آنان سلب نمايند.
از دو و سه قرن پيش تاكنون , زبان , آداب , رسوم , عادات , روحيات و انديشه و سبك زندگي غربي بر تمام جهان سايه افكنده و خطر محو شدن تدريجي ساير فرهنگهاي جهان يك امر جدي است كه غفلت از آن خسران عظيم ديني و ملي و انساني را به بار مي آورد. متاسفانه بسياري از فرهنگهاي جهان اين خطر را چنانكه بايد احساس نمي كنند و به تدريج در فرهنگ و سبك زندگي غربي استحاله مي شوند. شبيه چنين اتفاقي از هزاران سال پيش تاكنون نيز بارها و بارها در جهان رخ داده است و قرآن نيز بر آن شهادت داده است . بسيارند فرهنگها و مللي كه فقط نامي از آنها در تاريخ باقي مانده اما خود آن ملل و فرهنگها در زير هجوم ملل و فرهنگهاي سلطه گر زمانه ابتدا كمرنگ و سپس استحاله و نهايتا به كلي نابود شده اند. اما به اعتقاد ما فرهنگ اسلامي و بومي ما توان مقابله و ايستادگي در مقابل تهاجم سنگين فرهنگ غرب را دارد بشرطي كه بخوبي شناخته و بكار گرفته شود. خوشبختانه فرهنگ و مليت مردم مسلمان ايران خاصه با طلوع آفتاب انقلاب اسلامي , تا حدودي توانسته است از اين هجوم بي امان , خود را محفوظ نگه دارد و بايد با درايت و برنامه ريزي و پشت كار اين روند را تقويت كرد.
راه مقابله
موثرترين راه مقابله با خطر جهان غرب و فرهنگ غربي بازگشت به فرهنگ ديني اصيل و خودي است كه بايد از طريق نظام آموزشي كشور در حوزه و دانشگاه در روح جوانان ما تزريق شده و برتري فرهنگ متكي بر آموزه هاي ديني براي آنان آشكار گردد. البته اين امر حياتي نيز در دنياي معاصر يك پيش زمينه حياتي دارد و آن اينكه عمدتا از راه مجهز كردن كشور به بالاترين سطوح پيشرفت علمي , فرهنگي , اجتماعي , صنعتي و اقتصادي ميسر مي شود. در اعتلاي فرهنگ خودي , نظر , نگرش و رفتار جوانان حائز اهميت است . به ويژه نخبگان آنان بايد چنان تربيت شوند و در فضايي قرار گيرند كه انديشه ترك كشور و زندگي دائمي در كشورهاي پيشرفته صنعتي را به كلي از ذهن خارج كنند و به توان مندي خود باور نمايند.
ناگفته پيداست , وجود برنامه هاي غيرمنطقي و طرد كننده در ميان مديريت هاي سياسي , فرهنگي و اجتماعي به ويژه مديريت صنعتي , فني و علمي كشور كه زمينه هاي دلزدگي و نااميدي جوانان نخبه را فراهم آورده و آنان به اميد جذب در مراكز علمي , پژوهشي و صنعتي كشورهاي توسعه يافته جهان , راهي اين كشورها مي شوند , خود زمينه ساز مسائلي است كه جا دارد براي بهره وري عميق تر و علمي تر مورد توجه مديريت جامعه قرار گيرد تا در نهايت بتوان از اين سرمايه هاي فرهنگي در راستاي توسعه بويژه توسعه پايدار كشور و توسعه فرهنگ بين الملل استفاده كرد.
بنابراين براي حفظ اين سرمايه هاي بي بديل ملي و تشويق حضور جوانان در عرصه هاي جديد علمي و فرهنگي موارد زير بايد بصورت جد مورد اهتمام مديريت كلان كشور قرار گيرد :
1 ـ دستيابي به يك سطح آموزشي مدرن , كارآمد و جواب گو و متناسب با خواسته هاي آنان .
2 ـ دسترسي به فرصت هاي شغلي هم تراز با توانمندي آنان
3 ـ دخالت دادن و مشاركت آنها در فرآيند تصميم گيري ها و خط مشي ها.
4 ـ دسترسي به تغذيه مناسب و كافي براي مشاركت كامل در حيات جامعه .
5 ـ دست يابي به محيط فيزيكي و اجتماعي مناسب و حمايت در مقابل بيماري ها و اعتياد و دوري از هرگونه خشونت .
6 ـ برخورداري از حقوق برابر و آزادي هاي اساسي بدور از هرگونه تبعيض و نابرابري هاي اجتماعي .
7 ـ دسترسي به امكانات فرهنگي , تفريحي , ورزشي , علمي و بهبود سطح زندگي جوانان
به اين ترتيب با مشاركت همگان و تمامي دستگاهها مي توان جوانان را به عنوان محور توسعه در مراكز تصميم گيري ها قرار داد تا جوانان با مشاركت خود بتوانند خانواده اي سالم , جامعه اي شاداب مبتني بر فرهنگ پوياي اسلامي بوجود آورند و اين امر با استغنايي كه در فرهنگ ما وجود دارد ميسر است .
عضو هيات علمي و رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد بابل
براي دست يابي به توسعه پايدار متكي بر فرهنگ بومي , بايد روح تعهد را در جوانان تقويت , نيروي عقل را شكوفا و ذخائر تجربي را در آنان افزايش داد
جواني كه در مكتب آسماني اسلام تربيت مي شود و جسم و جانش با تعاليم رسول اكرم (ص ) پرورش مي يابد , يك انسان واقعي است كه در زندگي از تمام مزاياي سعادت و خوشبختي برخوردار است . چرا كه خواست مشروع او مورد توجه قرار گرفته , اسب سركش افراط گرايي جواني نيز لجام تقوا خورده است