
در بهار سال 1300 هـ . ش , ناگهان از سوي كودتاگران
(سيدضيا و رضاخان ) و حامي آن ها (انگليس ) و رسانه هاي
خبري وابسته به انگليس و كودتاگران , چنين اعلام شد كه
قرارداد منحوس و بسيار زيانبار « وثوق الدوله ـ كاكس » معروف
به قرارداد « 1919 » ملغي شده است و ايران گام بسيار بزرگي در
راه استقلال برداشته است !
پس از اعلام اين خبر , خيابان هاي تهران و برخي شهرهاي
ديگر , چراغاني شد و در همه جا از سوي دولت كودتا , صداي
پيروزي و تشويق مردم به شادماني , برگزاري جشن و... به
پاخاست . اين تبليغات و تحريكات چنان گسترده بود كه گويي
فتح بزرگي نصيب مردم و كشور ايران شده است و به خاطر اين
فتح بزرگ , لازم است مردم به هر نحو كه مي توانند به سرور و
شادماني بپردازند و از كودتاگران به خاطر تلاشي كه در راه اين
پيروزي و موفقيت به دست آورده و آن را تقديم كشور و مردم
كرده اند. سپاسگزاري نمايند!
در آن زمان كه اين تبليغات و تحريكات براي بر پا كردن
جشن و سرور كاذب بر پا بود , عده اي از مردم فهيم و آگاهان
جامعه مي دانستند كه زيانباري دولت كودتا چيزي كم تر از
زيانباري قرارداد 1919 نيست و در نتيجه , نه تنها جايي براي
سرور و شادماني وجود ندارد , بلكه بايد عزادار هم بود , زيرا
كودتاگران , همان هايي بودند كه مي خواستند مفاد قرارداد
1919 را با شيوه اي پيچيده تر و منافقانه تر اجرا نمايند و خود
را به عنوان چهره هاي وطني و بومي معرفي كنند.
قرارداد 1919 در سال 1337 هـ . ق (1298 شمسي برابر
1919 ميلادي ) بين نخست وزير وقت ايران (وثوق الدوله ) و
پرسي كاكس وزير مختار انگليس به امضا رسيد. طبق اين
قرارداد بسيار ذلت بار , ايران به حالت مستعمره و
تحت الحمايه انگليس در مي آمد و استقلال خود را به عنوان
يك كشور از دست مي داد و فرماندهان و ماموران انگليس بر
اقتصاد و امور مالي . ارتش و نيروهاي دفاعي و انتظامي , امور
سياسي و ساير جنبه هاي عمومي ميهن ما مسلط مي شدند و
مي توانستند درباره ايران و سرنوشت آن , هر تصميمي بگيرند و
به هر نحو كه مايلند آن را نجات و اداره نمايند.
پس از آن كه انعقاد قرارداد 1919 در سطح جهان اعلام
شد , مجامع جهاني , كشور ايران را ديگر يك كشور مستقل
نشناختند و با آن مثل يك منطقه اي كه وابسته به يك دولت
ديگر است , برخورد كردند.
در داخل نيز بعد از اعلام انعقاد قرارداد مذكور , موجي از
مخالفت ها و اعتراض ها به پاخاست . البته جاسوسان و
مزدوران انگليس نيز در مجامع , مطبوعات و... به تكاپو
پرداختند و سعي كردند تحت الحمايگي و از ميان رفتن
استقلال ايران را با عوام فريبي هاي مشمئز كننده , توجيه
نمايند.
وثوق الدوله با كساني كه مخالف قرارداد 1919 بودند و
عليه آن مي شوريدند , با شدت تمام برخورد كرد و ده ها نفر را
به زندان انداخت و يا اين كه تبعيد كرد. با اين حال , مخالفت ها
ادامه يافت و استعمارگران و مزدوران آن ها نتوانستند فرياد
اعتراض وطن دوستان و دل سوزان را خاموش كنند.
مخالفان قرارداد 1919 , به چند دسته تقسيم مي شدند .
عده اي فقط به اين دليل كه در زمينه نوكري انگليس , از رقباي
خود (مثل وثوق الدوله ) عقب مانده اند و كم تر از ديگران مورد
توجه ارباب (انگليس ) قرار گرفته اند , با قرارداد مذكور
مخالفت مي كردند و به نوعي نارضايتي خود را از كم توجهي
ارباب استعمارگر خود آشكار مي نمودند و نشان مي دادند كه از
كم لطفي ارباب گله دارند!

عده اي نيز بودندكه دغدغه شغل و منفعت مالي و منصب
سياسي و اداري و نظامي خود را داشتند و گمان مي كردند با
سرازيرشدن ماموران سياسي و مالي و نظامي انگليس به ايران ,
شغل و منصب و منفعت خود را از دست مي دهند و يا اين كه در
اين زمينه تنزل پيدا مي كنند.
در سطح جهان نيز مخالفت هايي با قرارداد 1919 به عمل
آمد و روسيه , فرانسه , آمريكا و... در اين باره اعتراض هايي
نمودند و موضع گيري هايي نشان دادند. مخالفت اين دولت ها
نيز به خاطر ايران وبه خاطر مصالح مردم ايران نبود , بلكه علت
اعتراض آن ها , عقب ماندن از انگليس در غارت ايران بود. اين
كشورها معتقد بودند كه انگليس در ميان كانون هاي استعمارگر ,
ناجوانمردي كرده و به حقوق نامشروع ساير غارت گران
بين المللي توجه ننموده است و مي خواهد طعمه بزرگي مثل
ايران را به تنهايي ببلعد و سهمي براي ديگران در نظر نگيرد.
خلاصه اين كه همه جريان مخالفي كه به آن ها اشاره شد.
مخالف واقعي نبود و در اين باره به موضوع استقلال و عزت و
مصالح ايران و مردم ايران كاري نداشتند و مخالفتشان با
قرارداد 1919 , انگيزه اي غير از منافع شخصي و گروهي و
رقابت نبود.
مخالفان واقعي قرارداد 1919 فقط افراد و جريان هاي
مذهبي و ميهن دوستان راستيني بودند كه به چيزي غير از مردم
و ميهن و سرنوشت كشور نمي انديشيدند. در صف مقدم چنين
افراد , آيت الله مدرس , آيت الله كاشاني و برخي روحانيان و
ميهن دوستان ديگر قرار داشتند. يعني همان كسان و همان
جرياني كه مخالفتشان از اصالت و خلوص برخوردار بود و به
طور اساسي با استعمارگران مخالفت داشتند. مبارزات همين
افراد بود كه براي استعمار انگليس گران و غيرقابل تحمل بود
وبه هيچ وسيله اي نمي توانست آن ها را از مبارزه ومخالفت باز
دارد. آن هايي كه مخالفت منفعت آميز و رقابت آميز با قرارداد
1919 داشتند , با دريافت سهم ونوازش استعمارگران انگليس ,
سكوت مي كردند و دست از مخالفت برمي داشتند , ولي
مخالفت افراد و جريان هاي اصيل مذهبي و ميهني خريدني و
قابل مهار نبود.
بعد از آن كه مخالفت با قرارداد 1919 افزايش يافت ,
استعمارگران انگليس در صدد بر آمدند قرارداد مذكور را به
نوعي ديگر اجرا كنند . طرح جايگزين قرارداد 1919 اين بود كه
به دست افرادي كه در ظاهر , ايراني هستند , كودتايي به پا كنند
و چنين تبليغ نمايند كه كودتاگران نيات ميهن دوستانه و
خيرخواهانه دارند و مي خواهند ايران را از چنگال
استعمارگران نجات دهند و با زير پا گذاشتن موانع ديگر , مسير
پيشرفت و ترقي را به روي مردم ايران بگشايند. بالاخره اين
كودتا در اسفند 1299 هـ . ش انجام شد و رضاخان و سيدضيا
كه از سرسپردگان رديف اول انگليس به قدرت رسيدند تا
قرارداد 1919 را تحت پوشش ديگر و با ابعاد گسترده تر اجرا
كنند.
تا زماني كه طرح جايگزين قرارداد 1919 به خوبي پياده و
تثبيت نشد. انگليس حاضر به الغاي آن نگرديد ولي بعد از آن
كودتاي سوم اسفند 1299 هـ . ش به وقوع پيوست و انگليس
موفق شد آن را در بستر ذهني و سياسي و حكومتي ايران
جابيندازد , به منظور فريب مردم ايران و موجه نشان دادن
چهره كودتاگران و تبليغ كذب اين مطلب كه كودتاگران عامل
انگليس نيستند , داوطلبانه قرارداد 1919 را در بهار 1300
هـ.ش ملغي اعلام كرد و به نوكرانش در ايران دستور داد
خيمه شب بازي كنند و جشن وسرور به پا نمايند و همه جا را
چراغاني كنند تا مردم ايران فريب بخورند و با كودتاگران به
عنوان افراد دل سوز و ميهن دوست كنار بيايند. اين نيرنگ
انگليس سبب شد كه حدود 6 دهه , ايران و مردم ايران گرفتار
سلسله مزدور و سرسپرده پهلوي شوند.
البته در همان زمان , افراد دلسوز و آگاهي وجود داشتند كه
نيرنگ هاي انگليس و استكبار را به خوبي دريافته بودند , ولي
صداي حق آن ها به جايي نرسيد و در ميان غوغاهاي
استعمارگران و مزدوران داخلي آن ها گم شد و تا مدتي ماهيت
مزدورانه كودتاگران در ميان ذهن مردم ايران مبهم باقي ماند.
بعد از آن كه ابهام مذكور به تدريج برطرف شد , مردم ايران به
تدريج و به تناسب فهم و دركي كه از ماهيت كودتاگران پيدا
مي كردند , به ميدان مبارزه و مخالفت با مزدوران بيگانه
برمي آمدند و متوجه مي شدند كه جشن هايي كه در بهار
1300 هـ . ش توسط كودتاگران تبليغ مي شد . چيزي غير از
فريب و حركت اغواگرانه نبوده است .
علي وزوايي
كودتاي سوم اسفند 1299 و به قدرت رسيدن
رضاخان , طرح جايگزيني براي قرارداد استعماري
و استقلال برانداز 1919 بود و زماني كه كودتاي
مذكور تثبيت شد. استعمارانگليس ديگر نيازي به
قرارداد 1919 نداشت و در نتيجه آن را ملغي كرد .
با الغاي قرارداد 1919 كه ديگر هيچ خاصيتي
نداشت , كودتاگران غوغايي به راه انداختند و
خيابان ها را چراغاني كردند تا چنين وانمود كنند كه
به پيروزي بزرگي دست يافته اند .
مخالفان واقعي قرارداد 1919 , روحانيان ,
اقشار مذهبي و ميهن دوستان راستيني بودند كه
فقط به ميهن و سرنوشت آن مي انديشيدند.
مخالفت جريان ها ديگر با قرارداد 1919 , صرفا در
جهت منفعت ها و رقابت هاي شخصي و جمعي بود و
هيچ گونه اصالتي نداشت .

|
شهيد شاه آبادي , روحاني
مخلص و مبارز
|

ششم ارديبهشت سالروز شهادت حجت الاسلام و المسلمين
مهدي شاه آبادي مي باشد.
شهيد شاه آبادي در سال 1309 در قم ديده بدنيا گشود . چهار
سال داشت كه بهمراه والد مكرم خود حضرت آيت الله العظمي ميرزا
محمدعلي شاه آبادي به تهران عزيمت نموده و در مكتب خانه
امامزاده يحيي بمدت دو سال به فراگيري قرآن مشغول گرديد. سپس
بهمراه دو برادرش به دبستان رفت و در 12 سالگي اين دوره را
باتمام رساند.
او در همين دوران ضمن تحصيل در دبستان , ادبيات عرب را از
پدر بزرگوارش فرا گرفت .
در سال 1323 براي ادامه تحصيل در علوم ديني به دبيرستان
مروي تهران رفت و 18 ساله بود كه به لباس مقدس روحانيت درآمد .
در آذرماه 1328 هجري شمسي پدر بزرگوارش به عالم بقا رحلت
كرد. او دو سال پس از درگذشت پدر به قم عزيمت نموده و به
تحصيل علوم اسلامي در مركز فقه و علم , ادامه داد و در فروردين
1331 براي گذراندن دوره دبيرستان به تهران بازگشت .
شهيد شاه آبادي چند روز پس از كودتاي 28 مرداد در شهريور
1332 دستگير و پس از مدتي آزاد شد و سپس در مهرماه 1332
دوباره عازم قم شده و تحصيلات ديني را ادامه داد. وي در سال
1334 يعني در سن 25 سالگي , دوره سطح را باتمام رساند و در
تحصيل خارج فقه و اصول از محضر مبارك امام و مرحوم آيت الله
بروجردي و نيز آيت الله گلپايگاني و آيت الله العظمي حاج شيخ
محمدعلي اراكي بهره مند شد . شهيد شاه آبادي در سال 1336 در سن
27 سالگي تصميم به ازدواج ميگيرد و با بيت مرحوم آيت الله
ميرزاي شيرازي بزرگ كه خانواده علم و فضيلت و مبارزه و جهاد
است , وصلت مي نمايد.
شهيد شاه آبادي از همان سالها بر زعامت و رهبري امام خميني
پس از آيت الله بروجردي اعتقاد راسخ داشته و اين موضوع را كرارا
به دوستان خود گوشزد مي نمود.
سالهاي 1340 به بعد با توجه به اوج گيري مبارزات اسلامي به
رهبري حضرت امام خميني (ره ) , روحانيون نقش بسيار حساسي را
در اجراي طرح هاي حضرت امام در مبارزه با طاغوت بعهده ميگيرند
كه شهيد شاه آبادي نيز از جمله آنان بود.
پس از تبعيد حضرت امام به تركيه و از آنجا به عراق , فعاليتهاي
روحانيون مبارز در زمينه هاي سياسي و فرهنگي عمق بيشتري
مي يابد . شهيد شاه آبادي در سال 1348 در ارتباط با حركت هاي
مسلحانه پيروان راستين حضرت امام عليه رژيم شاه قرار ميگيرد و
با جسارت و شجاعت تمام كه از پدر والامقامش در برخورد با
رضاخان قلدر به ارث برده بود , به همكاري و همياري با اين افراد
مي پردازد.
شهيد بزرگوار شاه آبادي پس از مدتي تصميم ميگيرند كه از قم
به تهران هجرت كنند تا در مركز ايران بهتر بتوانند در مبارزه عليه
نظام جور شركت كرده و دوشادوش مجاهدان و مبارزان راه خدا نداي
ملكوتي حضرت امام را در عمق جان ها بنشانند و دستورات الهي اين
رهبر بزرگ را به مرحله عمل درآورند. پس از مدتي اهالي رستم آباد
شميران از ايشان دعوت مي نمايند تا با قبول امامت مسجد
رستم آباد , اين مسجد و محل را به پايگاهي جهت رشد نيروهاي
انقلابي بدل سازد. شهيد شاه آبادي با توجه به نياز افراد منطقه و
جذب جوانان و نيروهاي متعهد محل و تشكل آنان در قالب جلسات
مذهبي مسئوليت مسجد را قبول مي نمايد و با تلاشي خستگي
ناپذير و زحمت شبانه روزي آن مسجد را به پايگاهي براي انقلابيون
درآورده اعلاميه ها و نوارهاي امام را كه از نجف مي رسيد تكثير
كرده و به نقاط مختلف كشور ارسال ميكرد.
بااوج گيري مبارزات شهيد شاه آبادي در مسجد رستم آباد ,
ساواك در چهارم تيرماه سال 52 با حمله به منزل شهيد شاه آبادي او
را دستگير نموده و از منزلشان يك دستگاه پلي كپي و تعداد زيادي
اعلاميه و نوار و كتاب بدست آورد.
شهيد شاه آبادي سرسختانه شكنجه هاي رژيم شاه را تحمل
مي نمايد و پس از رهايي از زندان خشمگين و مصمم تر از گذشته
مبارزه عليه طاغوت را ادامه مي دهد تا اينكه در سال 54 بار ديگر
دستگير شده و روانه سياهچالهاي ساواك ميشود. پس از آزادي از
زندان بار ديگر در سنگر تبليغ و ترويج اسلام و رهبري حضرت امام
(ره ) وارد شده و از آنجا كه مبارزه با طاغوت را از هركاري لازم تر و
ضروري تر ميدانست , تمام وقت خود را صرف اين امر حياتي نمود و
آرام و قرار را بر خويش حرام كرد.
ساواك در طول سال 52 ـ 57 هفت بار شهيد شاه آبادي را
دستگير و زنداني و تبعيد نمود و اين دستگيري ها و تبعيدها و
شكنجه ها هرگز او را از راهي كه انتخاب كرده بود باز نداشت و امثال
همين تلاشها بود كه مردم قهرمان ايران را بسيج نمود و انقلاب
اسلامي را همانگونه كه اين عزيزان آرزويش را داشتند به نقطه اوج
رساند. با به اوج رسيدن انقلاب و تصميم حضرت امام خميني به
بازگشت به وطن , شهيد شاه آبادي به همراه عزيزاني چون استاد
بزرگ شهيد مرتضي مطهري , شهيد مظلوم آيت الله بهشتي , آيت
الله خامنه اي و ... دركميته استقبال امام نقش فعال داشت . در 21
بهمن 57 در لحظاتي حساس كه حضرت امام (ره ) فرمان تاريخي لغو
حكومت نظامي را صادر فرمودند ايشان دركنار شهيد مطهري
ماموريت ابلاغ اين پيام را به تمامي اماكن و مراكز داشتند و در شب
22 بهمن نيز در خلع سلاح كلانتري ها و انتقال اسلحه و مهمات
فعالانه شركت داشت و بلافاصله با پيروزي انقلاب مسئوليت
نظارت بركميته هاي شميرانات و كليه دهات اطراف آن به عهده
ايشان گذاشته شد.
وي در سال 59 كانديداي مردم تهران شده و به مجلس شوراي
اسلامي راه يافت .
آخرين سنگر اين شهيد سعيد نمايندگي دوره دوم مجلس
شوراي اسلامي بود و از همين سنگر بود كه راهي جبهه شد واز آنجا
به ديدارمعبود شتافت .
شهيد حجت الاسلام مهدي شاه آبادي با عشق و علاقه
وصف ناپذيري همواره در ميان سپاهيان نور حاضر ميشد و به وعظ و
تبليغ و ترويج اسلام مي پرداخت . اما اين كافي نبود , او چيز ديگري
هم ميخواست كه همچون همه عاشقان و سرگشتگان كوي دوست , در
جستجو و يافتن و درآغوش كشيدن آن بود , و آن چيز جز « شهادت »
چه ميتوانست باشد !
او در آخرين سخنراني اش در لشگر 25 كربلا چنين ميگويد :
« اگر شهادت ميتواند نظام توحيديمان را حفظ كند , اگر شهادت
ميتواند دشمن را ذليل كند , اگر شهادت ميتواند تفكر و بينش
اسلاميمان را به دنيا اعلام كند , ما آماده اين شهادتيم . »
و سرانجام به آرزوي بزرگ خويش دست يافت و روزي كه براي
سركشي و ديدار با رزمندگان عازم جبهه ها شده بود پروردگارش او
را از زمين بركشيد و به ملكوت اعلي برد.

|
|