از سال 1353 كه يگانهايي از ارتش تركيه بخش شمالي ترك نشين
قبرس را اشغال كردند , مردم اين كشور كوچك جزيره اي با 9251
كيلومتر مربع مساحت در درياي مديترانه , آرزوي اتحاد دوباره كشور
خود را دارند.
قبرس كه در جريان هجوم لشكريان « اسكندر مقدوني » به ايران در
زمان هخامنشيان در سال 323 قبل از ميلاد به تصرف وي در آمد به علت
اهميت دريايي و راهبردي آن تا سال 1339 يك مستعمره يا حوزه تحت
نفوذ قدرتهاي بزرگ جهاني بود.
استيلاي دوباره مصريها در 58 قبل از ميلاد , حكومت بيزانس
(روم شرقي ) , لشكركشي مسلمانان در سال 629 (هشتم هجري ) و اخذ
خراج , سلطه انگليس در سال 1191 (570 هجري ) و واگذاري آن به
خانواده اشرافي « لوزينيان » فرانسوي در 1192 (571 هجري ) كه تا
سال 1489 (868 هجري ) ادامه داشت بخشي از تاريخ كهن قبرس
محسوب مي شود.
با فروكش كردن رونق قبرس در سال 1370 ميلادي (749
هجري ) , مصر بر اين كشور سلطه اقتصادي يافت ولي در سال 1489
(868 هجري ) ضميمه جمهوري ونيز از مملوكات ايتالياي امروز شد .
با توجه به اهميت اين منطقه به عنوان متحدي نيرومند عليه جهان
اسلام , عثمانيها در سال 1571 (950 هجري ) همزمان با حكومت
« سلطان سليم دوم » با هجوم به قبرس و يك جنگ مهيب , اين منطقه را
اشغال كردند.
در چارچوب تحولات جهاني و با تضعيف حكومت عثماني , اداره
قبرس به انگليس واگذار و در سال 1914 (1293 هجري ) به خاك اين
كشور ملحق شد و در سال 1925 (1304 هجري ) نيز به عنوان مستعمره
رسميت يافت .
با آغاز نهضتهاي استقلال طلبانه و مبارزه با اشغالگران انگليسي ,
قبرس در سال 1349 به عنوان كشوري واحد به استقلال دست يافت اما
انگليس پايگاه هاي نظامي خود را در اين جزيره حفظ كرد.
تشديد اختلاف بين يونانيها كه حدود 80 درصد مردم قبرس را
تشكيل مي دهند با تركها كه شامل 19 درصد جمعيت اين كشور هستند
سبب شد سازمان ملل در سال 1343 نيروي حافظ صلح به اين منطقه
اعزام كند كه اين اقدام نيز موثر نبود تا اينكه ورود ارتش تركيه به بخش
شمالي اين كشور به وحدت 14 ساله اين كشور تازه استقلال يافته پايان
داد.
از آن زمان تاكنون تمامي تلاشهاي جامعه بين المللي براي اتحاد
دوباره قبرس با شكست مواجه شده و بخش يوناني نشين قبرس به عنوان
نماينده اين كشور رسميت جهاني دارد و بخش شمالي به رهبري « رئوف
دنكتاش » فقط از نظر تركيه معتبر است .
امروزه بخش ترك نشين با حمايتهاي آنكارا همچنان بر مواضع
خود مبني بر حفظ هويت اين منطقه , تداوم آن و سهم مطلوب در قدرت
سياسي و اقتصادي قبرس تاكيد مي كند و بخش جنوبي يوناني نشين نيز
با توجه به برتريهاي جمعيتي و نزديكي بيشتر به اروپا , خواستار
اتحادي است كه مي تواند نقش جامعه تركها را تا حدود زيادي كاهش
دهد.
از نظر كارشناسان اختلاف نظرهاي يونان و تركيه بر سر قبرس و
گسترش حوزه نفوذ خود در اين كشور , عامل نافرجامي 30 سال
تلاشهاي جامعه جهاني بويژه سازمان ملل , براي اتحاد دوباره اين
جزيره است .
تركيه به عنوان وارث امپراتوري عثماني , قبرس را تنها نماد
بازمانده از ده ها ميليون كيلومتر مربع متصرفات خود در آسيا , آفريقا و
اروپا مي داند و حاضر نيست تمامي امتيازهاي خود را در آخرين برگ
بازي از دست دهد و از پشتيباني مسلمانان قبرس برخوردار است .
از سوي ديگر يونان كه از ديرباز در انديشه پيوستگي با قبرس بوده
و در سال 1325 نيز اين درخواست را مطرح كرده با اتكا به احساسات
ملي گرايانه و مذهبي ارتدكسهاي يوناني كه حدود 80 درصد از جمعيت
790 هزار نفري اين كشور را تشكيل مي دهند , در صدد رسيدن به اهداف
خود است .
سازمان ملل تاكنون چندين بار براي اتحاد دوباره قبرس , تلاش
كرده ولي پافشاري دو بخش اين كشور همراه يونان و تركيه بر مواضع
خود , سبب نافرجامي اين اقدامها شده است .
چگونگي تشكيل دولت فدرالي , موضوع بازگشت پناهندگان به
خانه و كاشانه خود بويژه به منطقه ترك نشين و ساختارهاي حكومتي از
مناقشه برانگيزترين محورهاي اتحاد دوباره قبرس است .
با توجه به برنامه عضويت قبرس در اتحاديه اروپا براي خردادماه
امسال اين كشور و يونان خواستار افزايش تلاشها براساس طرحهاي
سازمان ملل شدند كه با فراخوان تمامي طرفها از سوي « كوفي عنان »
دبيركل اين سازمان در اسفندماه سال گذشته , مذاكرات فشرده و سنگيني
در سازمان ملل آغاز و سپس در اوايل نيمه دوم فروردين ماه بدون
دستيابي به هيچ نتيجه اي در سوييس پايان يافت .
اگر طرح سازمان ملل به تصويب برسد دوپارچگي كشوري كوچك
پايان خواهد يافت و قبرس مي تواند به صورت يكپارچه عضويت
اتحاديه اروپا را كسب كند در غير اين صورت فقط بخش يوناني نشين به
اتحاديه خواهد پيوست و پرونده قبرس همچنان باز خواهد ماند.
در حاليكه اختلاف نظرهاي دو بخش قبرس و حاميان آنان يعني
تركيه و يونان همچنان ادامه دارد , اكنون راي مردم و نهادهاي اجتماعي
و مذهبي براي اتحاد دوباره يا تداوم تجزيه كشورشان تعيين كننده است .

|