روزنامه جمهوري اسلامي 05/02/1383 صفحه هنر و ادبيات

* ادبيات در رسانه
* در امتداد گنج قارون !
* در حاشيه سالنهاي تئاتري !
ادبيات در رسانه




ث هومن نجفيان
رسانه تلويزيون براساس گفتار شكل مي گيرد و به اين خاطر از مقوله ادبيات كه برپايه نوشتار است فاصله مي گيرد و همين عامل باعث مي شود تا ارتباط نزديكتري با مخاطب برقرار كند. البته عنصر نوشتار را مي توان به طور كامل از مقوله رسانه حذف كرد. زيرا برخي از گفتار گويندگان برپايه متن نويسندگان شكل مي گيرد و مجريان براي اينكه ارتباط بهتري با مخاطبان برقرار كنند ناگزيرند تا از خلاقيت خود براي جان بخشيدن به كلمات مرده استفاده كنند. بسياري از برنامه هاي تلويزيوني برپايه پخش زنده شكل مي گيرد و امكان اينكه تمام مطالبي كه در زمان پخش توسط گويندگان بيان مي شود از پيش نگاشته شود مقدور نيست , زيرا برنامه در هنگام پخش ساخته مي شود و لذت ديدن برنامه برپايه حوادث خلق الساعه است .
مدت پخش برنامه تلويزيوني تا اندازه اي است كه حتي در صورت پخش غير زنده هم نگاشتن تمام متون براي نويسندگان غيرممكن است , زيرا نويسندگان براي نگاشتن برنامه اي 24 ساعته زمان اندكي دارند . بنابراين در تلويزيون اصل برپايه گفتار است و آنچه شكل مي گيرد براساس ذهن خلاق مجري است , يكي از راهكارهايي كه فاصله مخاطب با تلويزيون را از بين مي برد به كار بردن واژه هاي مشترك ميان بيننده و مجري تلويزيون است . اين امر باعث مي شود تا بيننده و رسانه در يكديگر تلفيق شوند. اما آنچه كه در تلويزيون باعث آسيب رسيدن به ذهن مخاطب است فاصله گرفتن از ادبيات و نزديك شدن به فرهنگ گفتار است . فرهنگ گفتار زماني مي تواند پويا باشد كه برپايه ادبيات شكل بگيرد اما در اغلب برنامه ها مجريان مي كوشند تا با ابتدايي ترين روش با مخاطب خود در ارتباط باشند.
يكي از آسيب هاي شديدي كه تلويزيون را در خطر نابودي قرار داد , پخش زنده اغلب برنامه ها از اولين ساعات بامداد تا واپسين ساعات شامگاه و گسترش كانالهاي تلويزيوني بود. عوامل فوق باعث شد كه تمركز ادبي تلويزيون از بين برود و برنامه سازان فرصت اندكي براي تمركز انديشه خود داشته باشند. در چنين شرايطي تمام اتفاقها برپايه خلاقيت فردي شكل مي گيرد و در نتيجه اشتباهات بيشتر مي شود. اما در اين مورد همواره تنها مجريان برنامه هاي تلويزيوني در معرض تهمت قرار مي گيرند. اما مشكل تلويزيون اينجاست كه پيش از ارتقا فرهنگي جامعه به گسترش دامنه خود دست زد و جامعه بدين ترتيب با تهديد رسانه اي روبرو شد. به طور مثال جامعه اي كه مطالعه افراد بسيار پايين تر از استانداردهاي ادبي است و توليد آثار در حوزه ادبيات و انديشه محدود است ما شاهد تلويزيونهاي شبانه روزي هستيم .
بدين گونه طراحان رسانه اين نكته را در نظر نگرفته اند كه تلويزيون با اين ابعاد گسترده نيازمند خوراك فكري است , اما تلويزيون به جاي استفاده از توليد فكري جامعه به باز توليد انديشه هاي ثابت تكراري دست مي زند كه اين موضوع به نزول كيفيت رسانه منجر مي شود.

در امتداد گنج قارون !




نگاهي به دو فيلم روي پرده سينماي ايران
ث الهام بهرامي
پس از اينكه مشخص شد فيلم « مارمولك » اثر بحث برانگيز كمال تبريزي , از برنامه نوروزي سينماهاي كشور حذف شده . سه فيلم بوتيك , كما و ملاقات با طوطي رقابتي تقريبا برابر با يكديگر آغاز كردند و البته آنكه در اين ميان بيش از همه سود كرد , تهيه كننده فيلم « كما » ساخته آرش معيريان بود.
« كما » نه فيلمنامه قابل تامل و عميقي دارد , نه كارگرداني هنرمندانه و خارق العاده و نه بازيگرانش بازيهاي فني وهوشمندانه اي انجام داده اند. بلكه به قول يكي از نويسندگان نشريات , سكانس رقص و آواز (بخوانيد فيلمفارسي ) فيلم توانسته است , خيلي از تماشاگران را روانه سالنهاي نمايش دهنده فيلم كند. در اين بخش از فيلم , دو ستاره ! فيلمهاي ايراني (محمدرضا گلزار و امين حيايي ) حدود ده دقيقه نوارهاي دزديده شده از افراد مسوول را با يكديگر گوش داده و به فراخور آواز و مضمون نوار , واكنش نشان داده و مي رقصند و...
به جز اين فصل كه قطعا تماشاگراني كه فيلم را ديده اند براي آنها كه نديده اند , با آب و تاب تعريفش كرده اند و ديگران را تشويق به ديدن كما مي كنند , بخش هاي ديگري هم مثل آموزش آداب و رفتار اجتماعي , رفتن به كافي شاپ و صحنه دعوت پسر از دختر و.. وجود دارد كه هر كدام به طور مستقل خاصيت سرگرم كنندگي وخنده آفريني فراوان دارد.
جالب اينجاست كه نقش هاي اساسي و پر كنش فيلم را دوبازيگر مرد آن به عهده گرفته اند و مهمترين صحنه ها مربوط به اين دو نفر است و دو بازيگر زن (آن هم ستاره !) فيلم تقريبا نقش هايي انفعالي دارند و در واقع , فراهم كننده فرصت براي جلوه نمايي هاي هنرپيشگان مرد فيلم هستند.
اما كارگردان فيلم يعني آرش معيريان كارگرداني تحصيل كرده است و سابقه عضويت هيات علمي دانشكده سينما و تئاتر را دارد. شايد براي كساني كه او را نمي شناسند ساخت چنين فيلمي عجيب نباشدو فيلمي به نظر برسد كه به سياق ديگر فيلمهاي بدنه سينماي ايران , ساخت كارگرداني جوياي نام با پذيرش هر نوع انتقاد احتمالي باشد. اما با شروع به ساخت فيلم ديگري با همين تيم پشتيباني , به نام شارلاتان , احتمالا بايد تكليف معيريان را روشن شده ببينيم ! ضمن اينكه فروش فوق العاده فيلم , آينده شغلي اين كارگردان جوان را تضمين كرده است .


خوب , سوال بعدي اين است كه آيا بايد استقبال از چنين اثري ما را مسرور و سرمست كند , از اينكه صنعت سينماي ايران نيز رو به پيشرفت دارد و يا بايد تاسف بخوريم از اينكه سطح پسند تماشاگران و همچنين توانايي فيلمسازان براي ساخت آثاري جذاب و در عين حال پر محتوا پايين آمده است
به عقيده نگارنده , با وضعيت كنوني , حتي اكران مجدد همان نسخه قديمي « گنج قارون » نيز تماشاگران انبوه را به سينما مي كشاند و شايد هم بيشتر از تماشاگران فعلي , بنابراين چنين استقبالي از فيلمي مثل كما نمي تواند برگ برنده اي براي سينماي ايران باشد و تازه با كمي تخفيف , « كما » در امتداد گنج قارون قرار مي گيرد.
اما اثر ديگري كه اكرانش پيش از تعطيلات نوروز در سينماها آغاز شد , فيلمي به نام بوتيك ساخته « حميد نعمت الله » است . بوتيك البته در سوي ديگر اين نقد قرار مي گيرد. اگر تمام تلاش سازندگان « كما » به هر طريقي كه شده , جذب هر چه بيشتر تماشاگر بوده و در اين مسير از هيچ اقدامي فروگذار نكرده اند , اما نويسنده و كارگردان « بوتيك » خواسته است موقعيتي جدي , حساب شده و محكم در فيلمنامه اثر ايجاد كرده و در كارگرداني اثر نيز توانمندي هاي هنرمندانه خود را نشان دهد.
عليرغم اينكه فيلم به طريق 35 ميليمتري فيلمبرداري نشده , اما آنچه بر پرده آمده است , تفاوت چنداني با آثاري كه به شيوه مرسوم ساخته شده اند , ندارد. يعني , حداقل اين تفاوت آنچنان به ديد تماشاگراني كه از ساخت فيلم سررشته چنداني ندارند , نمي آيد.
بوتيك اما پهلو به آثار سياه نمايانه مي زند. نعمت اله به عنوان سازنده اين فيلم , هم پز روشنفكري اثر را داده و جامعه اي سراسر مشكل دار را نشان داده و از سوي ديگر با آوردن « محمدرضا گلزار » به عنوان چهره اي تماشاگر پسند , توانسته است تماشاگران زيادي را به سينما بكشاند. او البته در بازي گرفتن از مجموعه بازيگران فيلم به ويژه گلشيفته فراهاني موفق عمل كرده است .
جسارت ديگر اين فيلمساز , حرف هاي بي محاباي رضا رويگري و ذكر اعمال و رفتار اين شخصيت به شدت منفي فيلم است . بازي رويگري نيز اين شخصيت را به كمال رسانده . به خصوص در فصل آخر كه ميزان شرارت و خباثت اين شخصيت به اوج مي رسد.
اما در عين حال مشكل اساسي فيلمنامه در همان شخصيت پردازي محمدرضا گلزار (جهان ) است . گويي , جهان در بست در اختيار نويسنده و كارگردان است تا هر چه او نوشته , بگويد و هر جا كه نويسنده گفته برود. در واقع شخصيت جهان در اين اثر , گاه با منطق آنچه از او به ما شناسانده شده , جوردرنمي آيد. جهان در برابر بسياري از حرف ها و رفتارهاي رويگري واكنش معقول و منطقي را در جاي خود نشان نمي دهد. اما درصحنه آخر , آنچنان از كوره درمي رود كه تا پاي قتل رويگري نيز پيش مي رود.
در مقايسه دو اثر كما و بوتيك مي توان يكي را اثري به شدت خوشبينانه , كاملا غير واقعي و سطحي قلمداد كرد (كما) و ديگري را اثري كه كاملا ساخته ذهن و دغدغه هاي نويسنده و كارگردان آن است و گزينشي از چند شخصيت بدبخت و فلاكت زده در يك اثر سينمايي است كه در سر تا سر آن سياهي و نكبت موج مي زند و معمولا جاي آثار حد فاصل اين دو وضعيت خالي است و فقط گاه گداري , چنين آثاري را بر پرده سينماي ايران مي بينيم .

در حاشيه سالنهاي تئاتري !




ث علي ارسنجاني
ثشايد غم انگيز باشد كه براي نشان دادن وضعيت تئاتر كشور , صرفا سالن هاي تهران را بررسي كنيم و از اين ميان هم فقط چند سالن به تعداد انگشتان يك دست , در بررسي هاي ما بگنجد. به هر صورت با اين بضاعت كه داريم و با اين شيوه مديريت , همين هم غنيمتي است !
حوزه هنري ; تماشاخانه مهر
نخستين نمايش عمومي سال 83 در حوزه هنري , نمايش پروهته در زنجير به كارگرداني قطب الدين صادقي است . اين نمايش , نخستين اجراي عمومي دكتر صادقي در مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري است . هر چند صادقي از ساليان پيش تاكنون يكي از استادان و كارشناسان تئاتر بوده كه رابطه اي نزديك با مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري داشته و به ويژه در برنامه هاي سخنراني و نقد نمايشهاي اين مركز كه با عنوان انجمن نويسندگان و منتقدان هنرهاي نمايشي و دفتر پژوهش هنرهاي نمايشي حوزه هنري حاضر بوده و خاطره حضور او در نشست نقد و بررسي نمايش دندون طلاي ميرباقري در كنار داريوش ارجمند هيچ گاه فراموش نمي شود. اما تاكنون فرصتي دست نداده بود تا اين كارگردان عموما در حال كار , در حوزه هنري نيز نمايشي به صحنه ببرد. « پرومته در زنجير » ابتدا براي حضور در جشنواره اول تئاتر ماه تمرين شد. در ايام برگزاري جشنواره هم دوبار به اجرا درآمد و توانست نظر تماشاگران را به خود جلب كند. اين نمايشنامه يكي از معدود نمايشنامه هاي دوره كلاسيك يونان است كه توسط « اشيل » نوشته شده است . بازيگران نمايش صادقي نيز عموما دانشجويان دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي هستند كه پروسه تقريبا طولاني مدتي را براي آماده كردن اين نمايش طي كرده اند. تجربيات گذشته صادقي نيز نشان مي دهد كه او هر بار نمايشنامه اي خارجي را به ويژه با گروهي جوان كار كرده است , حاصل كار خوب از آب درآمده است . از جمله نمونه هاي موفق اين تجربه ها مي توان به نيرنگهاي اسكاپن و قابيل اشاره كرد.
از طرف ديگر شايد آغاز اجراهاي عمومي امسال حوزه هنري با نمايشي از قطب الدين صادقي بتواند شروع خوبي براي جذب مخاطب به سوي اين مركز باشد و با توجه به اينكه قرار است نمايشگاههاي اجرا شده در جشنواره تئاتر ما , نيز به اجراي عمومي برسند. سالن كمتر شناخته شده « مهر , مورد توجه علاقمندان و تماشاگران تئاتر قرار بگيرد.
جهاددانشگاهي ; تالار مولوي
در آخرين روزهاي سال 82 دو نمايش با مضمون مذهبي در تالار مولوي جهاددانشگاهي به اجرا درآمد , يكي از اين نمايشها در سالن بزرگ تالار مولوي و ديگري در سالن كوچك (مجلس غريبت تنهايي ) كه در واقع با اجراي « مجلس غريب تنهايي » به كارگرداني رحمت اميني , سالن كوچك مولوي رسما افتتاح شد.


اما مشكل اساسي و عمده اي كه دست به گريبان تالار مولوي است , مساله نداشتن بودجه براي عقد قرارداد با گروه هاي اجرايي است . هر چند گروه هاي تئاتر دانشجويي , نبايد انتظاري حرفه اي از تالار مولوي داشته باشند و اين گروه هاي جوان و دانشجويي ابتدا بايد بدون كمترين چشمداشتي , تجربه كنند و خود را در برابر تماشاگران بيازمايند. اما چه براي اين گروه ها و چه براي گروه هاي دانشگاهي شناخته شده , در نظر گرفتن حداقل امكانات ضروري است . مثلا چاپ و انتشار پوستر و بروشور و تبليغات جهت اين گروه ها ضروري است . از سوي ديگر , هنگامي كه قرار است گروهي دانشگاهي (و نه الزاما دانشجو) نمايشي را براي اجرا در اين تالار آماده كند , قطعا به جز پوستر و بروشور هزينه هاي ديگري نيز مي طلبد. ضمن اينكه تالار مولوي به تازگي بازسازي و با نام تئاتر مولوي بازگشايي شده است و به گفته مديريت اين تالار , هنوز بدهي هاي بسياري دارد و امكانات تهويه مطبوعش هنوز برقرار نشده و با اين اوصاف , در گرماي تابستان حتما با مشكل روبرو خواهد شد.
اگر قرار باشد تئاتر مولوي برقرار بماند و همچون گذشته هاي دور و نزديك مكاني براي ارائه تجربيات جالب توجه تئاتر دانشجويي باشد , حمايت بيشتري از سوي مسئولان مي طلبد. شايد با تغييراتي كه در معاونت هنري ارشاد به وجود آمده , مركز هنرهاي نمايشي نگاه دلسوزانه و مهربانانه تري به اين مجموعه بيفكند و بخشي از مشكلات مالي اين تالار را حل كند.
تالار سنگلج ; نمايشهاي سنتي و آييني
فعاليت امسال تالار سنگلج با يك نمايش شهرستاني به نام « خين دارون » به كارگرداني « حميدرضا ري شهري » آغاز شده است . پس از اجراي نمايشهايي از بهزاد فراهاني (مريم و مرد آويج ) و منيزه محامدي (فالگوش ) اين تالار مهجور مانده از مهجوريت به درآمد و توانست تماشاگران را به سوي خود جذب كند. رويكرد مديريت تالار و در واقع مديريت مركز هنرهاي نمايشي به اجراي نمايشهاي سنتي در اين تالار يكي از دلايل توفيق در جذب تماشاگران است . شايد اجراي نمايشي مثل « خين دارون » باز هم اين جايگاه تازه به دست آمده را تضعيف كند. هر چند نگارنده هنوز نمايش را نديده است و تنها شنيده شده كه از جمله نمايشهاي يكي از دوره ي جشنواره نمايش هاي سنتي و آييني است كه مورد توجه كارشناسان قرار گرفته , اما حتي جذابيت اجرا , صرفا عامل كشاندن تماشاگر به سالن نيست , بلكه , بهره گيري از بازيگران و عوامل شناخته شده براي نمايشهايي كه در چنين سالنهايي به اجرا درمي آيد , مي تواند اين سالن ها را همچنان زنده و فعال نگاه دارد. اميدواريم كه نمايش « خين دارون » در آغاز فعاليت امسال تالار سنگلج بتواند تماشاگران را جذب كند.
تالار هنر; نمايشهاي ضعيف كودكانه
برخلاف توفيق نسبي اجراهاي تالار سنگلج , تالار هنر نيز كه زيرنظر مركز هنرهاي نمايشي ارشاد اسلامي , مديريت مي شود , نتوانست , سالني مطلوب براي مخاطبان نمايشهاي كودك و نوجوان باشد. البته از جمله دلايل عدم توفيق اين مديريت , ضعف كلي تئاتر و به ويژه تئاتر كودك و نوجوان است . در گذشته اي نه چندان دور جشنواره كودك و نوجوان همدان , گهگاه تنور اجراي نمايشهاي كودك و نوجوان را گرم نگاه مي داشت . اما اكنون با تعطيلي اين جشنواره , كانون و يا تشكيلات ديگري جايگزين آن نشده و مركز هنرهاي نمايشي , توجه كافي به تئاتر كودك و نوجوان ندارد و عمده فعاليتهاي اين حيطه در فرهنگسراها و سالن هاي كوچك و آن هم با نيت پول درآوردن صورت مي گيرد. خبر تازه اي كه از اين تالار به گوش مي رسد , نشان دهنده فعاليت هاي نمايشنامه خواني كودك و نوجوان در اين تالار است كه قرار است از امسال آغاز شود. اميدواريم اين برنامه بتواند خلاهاي نمايشنامه نويسي كودك و نوجوان را پركرده تا از اين رهگذر نمايش كودك و نوجوان جان تازه اي بگيرد.
تئاتر شهر تهران ; سمبل مديريت تئاتر كشور!
و اما تئاتر شهر تهران , مجموعه اي با چند سالن كوچك و بزرگ تئاتر كه در واقع نماد تئاتر تهران و كشور است . شايد وضعيتي شبيه وضعيت مديريت اين تئاتر را داشته باشد. مدت طولاني است كه سالن اصلي اين مجموعه خالي است و شايد اين وضعيت بي ارتباط به غيبت هاي مكرر رياست اين مجموعه كه همزمان رياست مركز هنرهاي نمايشي را نيز به عهده دارد , نباشد. ايشان مدام يك پايش داخل كشور و يك پايش خارج كشور است . و از خيل عظيم كارشناسان و هنرمندان تئاتر هم نتوانست يك نفر را شايسته مديريت مجموعه تئاتر شهر تشخيص دهد و او را به جاي پاكدل بنشاند و حداقل خودش مجبور نشود در يك زمان هم رئيس مركز هنرهاي نمايشي و هم تئاتر شهر و اندكي دورتر , در ادار كل راديو مشغول خدمت باشد. مگر با يك دست چند هندوانه مي توان برداشت به هر صورت از تبعات اين مديريت هاي كنترل از راه دوري , خالي ماندن سالن اصلي تئاتر شهر و... است .
اميدواريم سال 83 , تئاتر شهر فعال تر از گذشته با استقبال بيشتر تماشاگران روبرو شود و اينگونه نگردد كه مثلا با رو كردن يك نمايش از بيضايي , يا سمندريان و... كمبود تماشاگران ديگر سالنها را جبران كرده و يا بر سو مديريت در اين حيطه سرپوش بگذاريم . مثل زدن هفت گل به لائوس و فراموش كردن شكست هاي دردآور از كره و چين در فوتبال !