روزنامه جمهوري اسلامي 05/02/1383 صفحه سرمقاله
قدرت مرجعيت


بسم الله الرحمن الرحيم
ورود مراجع عظام تقليد به مساله عراق و هشدار شديداللحني كه به اشغالگران داده اند , ماجراي عراق را وارد مرحله جديدي كرده است . اگر آمريكائي ها براي اولين بار است كه در مساله عراق با قدرتي به نام مرجعيت مواجه مي شوند , انگليس ها در اين زمينه تجربيات زيادي دارند كه مي توانند آنرا به همپالكي هاي آمريكائي خود منتقل كنند . البته آمريكائي ها نيز 25 سال قبل در مصاف با مرجعيت شيعه در ايران , ناچار شدند شكست سختي را بپذيرند و با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني بساط خود را از اين كشور جمع كنند و نفوذ خود را كاملا از دست بدهند. آنها شايد فكر نمي كردند در مساله عراق نيز ممكن است با قدرت مرجعيت مواجه شوند و همه محاسباتشان غلط از آب درآيد.
مراجعه به حافظه تاريخ , ميتواند آمريكا و انگليس را از خواب سنگيني كه اكنون در عراق گرفتارش شده اند بيدار كند و به آنها بفهماند كه تا ديرتر نشده از همان راهي كه آمده اند برگردند و ديگر به هوس اشغال يك كشور اسلامي كه از پشتوانه مرجعيت برخوردار است نيفتند. البته اگر بوش كوچك , رئيس جمهور نادان آمريكا از تاريخ چيزي ميدانست , كشورش را اين چنين گرفتار باتلاق عراق نمي كرد.
مرجعيت شيعه , قدرت خود را در مصاف با استعمارگران , بارها نشان داده است و عراق و ايران , همواره صحنه هاي اين مصاف بوده اند . يكصد و هفده سال قبل در سال 1308 هجري قمري فتواي كوتاه اما بسيار كوبنده آيت الله ميرزا حسن شيرازي معروف به ميرزاي بزرگ در تحريم تنباكو , توانست ناصرالدين شاه قاجار و دولت استعماري انگليس را يكجا وادار به عقب نشيني كند. فتوا اين بود « بسم الله الرحمن الرحيم , اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحوكان , در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه عليه است . حرره الاقل محمد حسن الحسيني » .
اين فتوا كه طومار استعمار انگليس را در آن مقطع درهم پيچيد و ناصرالدين شاه قاجار را عليرغم ادعاها و قلدرمآبي هايش وادار به تسليم شدن در برابر خواست مردم كرد , قدرت مرجعيت شيعه را به رخ كشيد و اين واقعيت را به اثبات رساند كه قدرتهاي مادي اعم از داخلي و خارجي نميتوانند در برابر قدرت مرجعيت مقاومت كنند. همين واقعيت 16 سال بعد بار ديگر در قيام مشروطيت كه به رهبري مراجع بزرگ تقليد آغاز شد به اثبات رسيد و مظفرالدين شاه را وادار كرد در سال 1324 هجري قمري (101 سال قبل ) فرمان مشروطيت را امضا كند هرچند موج سواران بعدها توانستند با تكيه بر تزوير , نهضت مشروطيت را به انحراف بكشانند و استبداد رضاخاني را بر ايران مسلط كنند. البته رژيم مستبد پهلوي نيز در برابر مرجعيت شكست خورد و با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني , بساط ستم شاهي براي هميشه جمع شد و ملت ايران از استبداد داخلي و استعمار خارجي نجات يافت .
در عراق نيز بعد از آنكه استعمارگران غربي توانستند با اجراي « مساله شرق » طرح فروپاشي دولت عثماني را عملي سازند و انگليس ها بر عراق مسلط شدند , مرجعيت شيعه به مصاف استعمار انگليس آمد و مردم عراق به رهبري مراجعي همچون آيت الله ميرزا محمدتقي شيرازي (ميرزاي كوچك ) , سيد مصطفي و سيدابوالقاسم كاشاني و تعدادي ديگر از علماي عراق , مبارزات دامنه داري را عليه اشغالگران انگليس آغاز كردند و سرانجام در سال 1299 هجري شمسي (1920 ميلادي ) 84 سال قبل , عراق رسما از يوغ استعمار و اشغال انگليس خارج شد. دولت استعماري انگليس هنوز تلخي شكست از مرجعيت شيعه در عراق را در كام خود دارد و اكنون كه مراجع تقليد نجف و قم , به اشغالگران هشدار داده اند به درستي درك مي كند كه اگر اشغالگران به اين هشدارها بي توجهي كنند چه عواقب خطرناكي در انتظار آنها خواهد بود.
اگر آمريكا و انگليس در زمان اصل حمله به عراق , مقاومتي از ناحيه مجامع ديني در برابر خود نديدند بخاطر اين بود كه علما و همه مردم عراق , صدام را يك ديكتاتور خون آشام ميدانستند و از ساقط شدن او به هر وسيله ممكن استقبال مي كردند. اما ادامه اشغال عراق , و تعرض به مقدسات , حمله به شهرهائي مانند كربلا و نجف و ايجاد مزاحمت براي علما , براي مراجع تقليد قابل تحمل نيست و با استفاده از قدرت و نفوذ معنوي خود همه شيعيان را , نه تنها در عراق بلكه در كليه كشورهاي اسلامي , عليه آمريكا و انگليس بسيج خواهند كرد و به اشغالگران درسي فراموش نشدني خواهند داد. آنچه يك فرمانده ارشد نظاميان انگليس در عراق در زمينه برحذر داشتن اشغالگران از حمله به نجف گفته است , از تجربه دولت انگليس از حضور استعماري قرن گذشته خود در عراق ناشي مي شود. اين فرمانده ارشد نظامي گفته است : « درصورت حمله به نجف , نه تنها مردم عراق , بلكه مسلمانان ساير كشورها نيز عليه ما برانگيخته خواهند شد » .
بن بستي كه آمريكا اكنون در عراق با آن مواجه شده و از قدرت مرجعيت ناشي ميشود منحصر به عراق نيست . آمريكا و انگليس بايد به شكست هاي سختي كه در طول دوران استعمار از قدرت مرجعيت شيعه از نوع استعمار انگليس و آمريكا رها شده و همواره در مصاف با اين دو استعمارگر پيروز و سربلند بوده و در آينده نيز چنين خواهد بود. بنابراين , بهتر است آمريكا و انگليس تا بيش از اين در باتلاق عراق فرو نرفته اند بساط اشغالگري را جمع كنند و تعيين سرنوشت عراق را به مردم آن كشور واگذار نمايند و هوس تجاوز به ايران را نيز هرگز به مخيله خود راه ندهند زيرا در ايران بيش از هر جاي ديگر با قدرت شكست ناپذير مرجعيت شيعه مواجه خواهند شد.