روزنامه جمهوري اسلامي 03/02/1383 صفحه سياسي

* « گوانتانامو » , مسلخ حقوق بشر
* بوش حمله به عراق را در آذر 1380 برنامه ريزي كرده بود
« گوانتانامو » , مسلخ حقوق بشر




اشاره :
آمريكا پس از حوادث 20 شهريور 80 تعدادي از متهمين به عضويت در « القاعده » را در « گوانتانامو » زنداني كرد. در اين زندان بسياري از حقوق اوليه زندانيان رعايت نمي شود و آنها حتي نمي توانند از وكيل استفاده كنند اخيرا « لرداستاين » يك قاضي ارشد انگليسي به دليل وضع بد زندانيان « گوانتانامو » به شدت از دولت آمريكا انتقاد كرد در اين خصوص مصاحبه اي با آقاي « مسعود شجره » رئيس كميسيون حقوق بشر اسلامي در لندن انجام شده كه نظر خوانندگان را به آن جلب مي كنيم :
س : همانطور كه مطلع هستيد قاضي ارشد انگليسي آقاي « لرداستاين » دولت آمريكا را به خاطر وضعيت زنداني هاي « گوانتانامو » شديدا به باد انتقاد گرفته است . لطفا در اين باره توضيح بدهيد
ج : باعث خرسندي است زمانيكه يك قاضي ارشد همانند « استاين » ماهيت واقعي آمريكا را در جريان دادرسي و نحوه بازداشت زنداني هاي « گوانتانامو » آشكار مي سازد. وي با اين موضع جدي نشان مي دهد كه عكس شعارهاي مكرري كه از طرف بوش داده مي شود عدالت و قانون در آمريكا شديدا مورد بي مهري هستند. به ويژه اگر از ديدگاه قانون مساله را بررسي كنيم واقعا به غير از تضاد و تناقض , نكته آشكار ديگري به چشم نمي خورد. به عقيده بنده ماجراي « گوانتانامو » نقض صريح قوانين اوليه حقوق بين الملل است . با اين وضعيت هر گونه شجاعت و اقدام صريح براي محكوم نمودن آمريكا , به نوعي طرفداري از قانون و عدالت است . نكته تاسف بار اين است كه توني بلر عليرغم اينكه خود يك حقوقدان است , اما در ماجراي « گوانتانامو » هيچگاه آمريكا را تنها نگذاشت .
س : لرداستاين در اظهارات خود اعلام نموده كه نحوه بازداشت و دادرسي زنداني هاي « گوانتانامو » كاملا خارج از محدوده قانون قرار دارند. وي افزوده است كه اين افراد بي گناه , كاملا به طور سليقه اي در بند آمريكا و انگليس هستند. تحليل شما از اين امر چيست
ج : متهم ساختن آمريكا و انگليس به نقض قانون , كاملا مطابق با اصول حقوق بين الملل است . اگر شما حادثه 20 شهريور 80 را به ياد آوريد , متوجه مي شويد كه آمريكا و متحدانش كاملا در ماجراي « گوانتا نامو » مقصر هستند , زيرا بازداشت اين افراد هيچگاه مبتني بر ادله محكم قانوني نبوده و به خاطر سوظن آمريكا , آنها به خليج « گوانتا نامو » برده شده اند. بنابراين بازداشت اين افراد به نوعي كوتاهي آمريكا و انگليس و ساير متحدانش محسوب مي شود.
س : آمريكا در اين قضيه كاملا از زور استفاده كرده و هم اينك به اين افراد اجازه داده نمي شود كه با اعضاي خانواده هايشان ملاقات كنند و يا به وكيل مدافع دسترسي داشته باشند. با اين وصف شما با توجه به قوانين حقوق بين الملل چگونه اين موضوع را ارزيابي مي كنيد
ج : اگر واقعا متناسب با حقوق بين الملل به طور اعم و حقوق بشر به طور اخص ارزيابي كنيم به جز انتقاد نمي توانيم مطلب ديگري بگوييم . قوانين حقوق بشر صرفا سوظن را براي دستگيري كافي نمي دانند. حقوق بشر و حقوق بين المللي از دستگيري بدون تفهيم اتهام و بازداشت در شرايط نامساعد انتقاد مي كند. قوانين حقوق بشر , عدم دسترسي زنداني به وكيل مدافع را شديدا زير سئوال مي برد. به ويژه شكنجه , شيوه هاي بازجويي غيرانساني و عدم دسترسي به خانواده از ديگر مواردي است كه نقض صريح قوانين بنيادي حقوق بشر محسوب مي گردند.
از ديگر انتقادهاي وارده مي توان به تهديد زنداني ها براي بازجويي اشاره كرد. اخباري موجود است كه آمريكا زنداني ها را به بازرسي در دادگاههاي نظامي تهديد نموده و از اين طريق اين افراد را به بازجويي هاي موردنظر آمريكا واداشته است . مورد ديگر بحث اجازه ندادن دولت آمريكا به سازمانهاي مدافع حقوق بشر براي بررسي اوضاع اين افراد است . قطعا از ميان اين افراد هستند كساني كه به بيماريهاي زيادي مبتلا و يا جان خود را از دست داده اند ولي متاسفانه اين گونه اخبار هيچگاه در محافل قضايي جهان انعكاس داده نمي شوند. با توجه به تسلط آمريكا بر جهان شايد دسترسي به اين اطلاعات در زمان حال مقدور نباشد , اما تاريخ هيچگاه از خطاها و بي مهري هاي آمريكا نسبت به قانون و عدالت نخواهد گذشت .
س : قضات انگليسي به ندرت در مورد مسائل حاد سياسي ابراز نظر مي كنند. به ويژه آنها هيچگاه صراحتا كشور خاصي را به خاطر نقض حقوق بشر مورد انتقاد قرار نداده اند. با اين حال چرا « لرداستاين » به طور ناگهاني آمريكا را به باد انتقاد گرفت
ج : از اين لحاظ حق با شماست . ماجراي گوانتانامو براي هر وجدان بيداري مورد پرسش است . در انگليس شايد اين موضوع از شديدترين موضوعاتي باشد كه بحث و جدل هاي فراواني ايجاد كرده و به هر حال گرچه دولت انگليس نيز در اين ماجرا خاطي شمرده مي شود ولي وجدان بيدار بعضي از قضات اين كشور هيچگاه نمي توانند واقعيت هاي قضايي را ناديده بگيرند.
سيستم قضايي انگليس بسيار منظم و قانونمند است در ضمن اعتراض هاي فعلي « لرداستاين » يك اقدام ضعيف , دير هنگام اما پسنديده بود. انگليس قرن هاست كه تلاش كرده تا يك سيستم قضايي منظم را پايه گذاري كند اما متاسفانه شخصي مانند « توني بلر » كه شخصا خود يك حقوق دان است به اين سابقه پر افتخار قضايي بي توجهي كرده و زمينه انتقادات فراواني را برانگيخته است .
س : به نظر شما چرا آمريكا دو تن از زنداني هاي گوانتانامو كه تابعيت استراليايي دارند , را به مرگ محكوم كرده است . اگر واقعا بايد ملاك حقوق و قانون باشد چرا آمريكا در اين قضيه دو گانه عمل نموده است
ج : البته آمريكا اعلام كرده كه اين دو استراليايي مستحق دريافت حكم اعدام نمي باشند. اما واقعيت ها نشان از آن دارد كه آمريكا همواره قوانين حقوقي را بازيچه اهداف سياسي خود كرده است . اين موضوع اگر بخواهد واقعا از اتهامات سياسي بري شود , حتما بايد به دست محافل قضايي بين المللي سپرده شود.
آمريكا نمي تواند در شرايطي كه خود يك طرف قضيه است دست به قضاوت بزند. هم اينك دغدغه اصلي تمامي محافل قضايي جهان اين است كه آمريكا به چه نحوي برفرايند دادرسي در مورد اين زنداني ها عمل مي كند قاعدتا اگر اين مهم در انحصار كامل دولت آمريكا اتفاق بيفتد , زمينه براي هرگونه پيش داوري و اعمال سليقه باز است . حال آنكه قوانين بين المللي بايد عاري از پيش داوري هاي سياسي و ملي باشند. اگر واقعا ملاك بازداشت در گوانتانامو فقط سوظن باشد بايد شمار كثيري از شهروندان آمريكائي نيز زنداني مي شدند , اما اين كار عملي نشده است .
« مصاحبه از راديو انگليس برون مرزي »
آمريكا همواره قوانين حقوقي را بازيچه اهداف سياسي خود كرده است . حال آنكه قوانين بين المللي بايد عاري از پيش داوري هاي سياسي و ملي باشند.
حقوق بشر و حقوق بين المللي از دستگيري بدون تفهيم اتهام و بازداشت در شرايط نامساعد انتقاد مي كند. قوانين حقوق بشر عدم دسترسي زنداني به وكيل مدافع را شديدا زير سئوال مي برد.
ماجراي « گوانتا نامو » نقض صريح قوانين اوليه حقوق بين الملل است .
نكته تاسف بار اينكه « توني بلر » عليرغم اينكه خود يك حقوقدان است اما در ماجراي « گوانتا نامو » هيچگاه آمريكا را تنها نگذاشت

بوش حمله به عراق را در آذر 1380 برنامه ريزي كرده بود




بر اساس گزيده اي از يك كتاب تازه انتشار يافته در آمريكا , جرج بوش رييس جمهور اين كشور در آذرماه 1380 براي حمله به عراق برنامه ريزي كرده بود.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن , اين كتاب جديد « طرح حمله » نام دارد و نويسنده آن « باب وودوارد » گزارشگر روزنامه « واشنگتن پست » است كه در سال 1353 به همراه « كارل برنشتاين » يك روزنامه نگار ديگر , ماجراي رسوايي « واترگيت » را كه به استعفاي ريچارد نيكسون رئيس جمهور وقت آمريكا منجر شد , فاش ساخت .
بر اساس گزيده هايي از اين كتاب كه ديروز منتشر شد , بوش در آذرماه سال 1380 در حاليكه بيشتر افكار عمومي بر اين عقيده بود كه رئيس جمهور آمريكا بحران عراق را از راههاي مسالمت آميز حل خواهد كرد , وي طرح حمله به عراق را ريخته بود.
« وودوارد » كه اكنون معاون سردبير واشنگتن پست است در اين كتاب مي نويسد : بوش اواخر سال 1380 , سه ماه پس از حملات 20 شهريور همان سال چندين بار با كابينه جنگ خود تشكيل نشست داد تا براي حمله به عراق برنامه ريزي كنند.
در بخشي از اين كتاب آمده است : « جان مك لافلين » معاون سازمان سيا در يكي از اين نشستها تصاوير ماهواره اي گرفته شده از اماكن حساس و مشكوك عراق را به بوش نشان داد و بوش از ديدن آنها خوشحال شد اما تاكيد كرد كه هنوز اين مدارك براي جلب حمايت و اطمينان افكار عمومي آمريكا و جامعه جهاني از حمله به عراق كافي نيست .
در بخش ديگري از اين كتاب آمده است : بوش كه مدارك معاون سيا را كافي نمي ديد از جرج تنت رئيس سيا خواست اگر مي تواند بر روي سلاحهاي كشتار جمعي عراق كار كند و تنت بلافاصله به بوش اطمينان داد كه جاي نگراني نيست زيرا بر روي اين قضيه به حد كافي كار شده است .
در اين كتاب آمده است : بوش تصميم قطعي و نهايي را براي اقدام نظامي برضد عراق در ديماه سال 1382 گرفت .
در كنفرانس خبري پريروز كه پس از ملاقات بوش و توني بلر نخست وزير انگليس برگزار شد يكي از خبرنگاران از بوش پرسيد : آيا حقيقت دارد كه وي در آبان ماه سال 1380 به دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا دستور داده بود , خود را آماده جنگ با عراق كند , اما بوش از پاسخ به اين سئوال طفره رفت و تنها گفت : « نمي تواند چيزي به ياد بياورد. »
« وودوارد » در كتاب خود همچنين نوشته است كه بوش در آذرماه 1380 نشستهاي زيادي با ژنرال « تامي فرانكس » رئيس وقت فرماندهي مركزي ارتش آمريكا داشت و در اين نشستها طرحهاي نظامي بوش براي منطقه خاورميانه بررسي شد.
« وودوارد » در اين كتاب خاطرنشان ساخت : كه « ديك چني » معاون رئيس جمهور آمريكا در طرح ريزي حمله به عراق نقش محوري داشته است .
در اين كتاب همچنين به اختلافات و تنشهاي موجود بين « كالين پاول » وزير خارجه و « ديك چني » معاون رئيس جمهور برسر حمله به عراق اشاره شده است .
به گفته « وودوارد » بيشترين اختلاف نظر « پاول » و « چني » مربوط به اين قضيه بود كه « چني سعي » داشت به نحوي رژيم سابق عراق را با القاعده نسبت دهد اما « پاول » چنين عقيده اي نداشت .
در اين كتاب آمده است كه « پاول » و « چني » از آن زمان عملا باهم قهر هستند و با يكديگر صحبت نمي كنند.
پيش بيني پاول از شكست آمريكا در عراق
براساس مطالب اين كتاب « كالين پاول » وزير امور خارجه آمريكا دو ماه قبل از جنگ آمريكا در عراق , در گفت وگو با جرج بوش شكست آمريكا را پيش بيني كرده بود.
نويسنده در اين كتاب با آوردن مكالمات ميان بوش و پاول افزوده است : پاول به رئيس جمهوري آمريكا گفت كه براساس قانون جنگ , شما كشور را در اختيار خواهيد گرفت , اما در آن شكست خواهيد خورد.
نيويورك تايمز افزود : به خوبي معلوم است كه پاول در ميان مشاوران بلندپايه بوش در زمينه درستي حمله به عراق مرددترين آنان به شمار مي رود. اما جزييات جديدي كه در اين كتاب منتشر شده در زماني است كه آمريكا در اشغال عراق با مخاطرات جديدي روبروست و اين كتاب وزير خارجه اي را به تصوير مي كشد كه هرگز مخالفت خود را با اين جنگ به صورت علني اعلام نكرده بود.
مطالب « وودوارد » اين حدس و گمانه ها را در زمينه اينكه پاول ممكن است با نويسنده اين كتاب و در تلاشي براي فاصله گرفتن از جنگ همكاري كرده باشد , برمي انگيزد.
سخنگوي وزير امور خارجه آمريكا شامگاه جمعه گفت كه او نمي تواند تعيين كند كه آيا « پاول » با « وودوارد » گفت وگو كرده يا خير و با طفره رفتن از اين سئوال بيان داشت : اين كتاب را نخوانده و وظيفه او نقد اين كتاب نيست .
اين كتاب همچنين درگيريهاي پاول بويژه با ديك چني معاون رئيس جمهوري آمريكا را كه وي را بعنوان يك نيروي جاري و قدرتمند توصيف كرده , خاطرنشان ساخته است .