روزنامه جمهوري اسلامي 02/02/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

* انسان كامل
* از مرثيه تا تعزيه
* انديشه حوزه
* ميقات حج
* تاريخ اسلام
* پژوهش و سنجش
* كتابداري و اطلاع رساني
انسان كامل




كتاب « انسان كامل و معرفت امام و امامت در كلمات در ربار حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا عليه السلام » را سيدعلي طباطبائي تاليف كرده و انتشارات مطبوعات ديني آن را در 238 صفحه به چاپ رسانده است . در فهرست اين كتاب , عناوين زير به چشم مي خورد : معرفت امام و امت , پيدايش منصب امامت , غدير خم دليل بر خاتميت دين اسلام , معناي خاتميت , شناخت محورهاي اساسي دين , وحي تشريعي و ابنايي , جريان غدير خم يك جريان ابدي است , فوايد و مزاياي امامت در اسلام . امامت از منظر عرفان , آيا مردم مي توانند امام معصوم را انتخاب كنند امام مانند خورشيد در حال طلوع است , تنها راه شناخت امام راه شهود است , همه انبيا از شوون وجودي حضرت ختمي مرتبت هستند , جهالت مردم و پيامدهاي آن , ادب شناخت امام معصوم , جامعه گرفتار جهل چگونه جامعه اي است امام مربي امت است , امام امين الهي در بين مردم است , منشا گناه چيست حقيقت گناه چيست امام نظام دين است , تنها راه شناخت امام ادراك شهودي است , چرا منصب امامت انتخابي نيست تعريف عصمت از زبان در ربار معصوم و عناوين فراوان ديگر در صفحاتي از اين مي خوانيم :
شناخت انسان كامل كه مظهر جميع اسما و صفات الهيه است كار انسان كامل است والا غيركامل از عهده وصف و تعريف و شرح انسان كامل برنمي آيد. در مفهوم اسمي چيزي مي فهمد.
انسان كامل كسي است كه مفاتيح غيب باذن الله تعالي در دست او است و قلب او خزانه اسرار و علوم الهي است و مويد به روح القدس است و از ملك تا ملكوت همه , مراتب اين انسان كامل است .
انسان كامل افضل از جميع ما سوي الله است , زيرا جامعه جميع صفات كماليه كلمات وجوديه مي باشد به همين جهت خليفه الله است و خلافت بر همه مكونات از آن اوست .
انسان كامل را به اسامي گوناگون اسم مي برند و هر اسمي اشارتي به شاني از شوون آن دارد , نوحش گفته اند براي آن كه نجات دهنده از طوفان بلا است , ابراهيم گفته اند زيرا كه از نار هستي گذشته و نمرود خواهش را كشته و خليل حضرت حق گشته , موسي ناميده اند به جهت اين كه فرعون هستي را به نيل نيستي غرق نموده و در طول قرب مناجات مي كند , خضر گفته اند براي آن كه آب حيوان علم لدني خورده و به حيات جاوداني پي برده است .
انسان كامل امام قافله نوع انساني و غايت مسير تكاملي آن و صراط مستقيم و صراط الي الله بلكه صراط الله است كه ديگر افراد بايد راه تقرب به او را سير نمايند تا به كمال انساني خود نائل شوند.
انسان كامل آن عارف متصرف در وجود است كه با همت خود (يعني توجه و قصدش ) و به سبب قوت روحانيت و مظهريت تامش صورتهايي را كه خارج از خيال اند و موجود در اعيان خارجي اند خلق مي كند و در آن واحد در اماكن مختلفه در سراسر عالم امكان حاضر مي شود و حوايج عبادالله را برمي آورد...
امام با سنت و سيره و اوامرش جامعه را به سوي هدايت رهبري مي كند و با نهي از منكر و تحمل سختي ها و زندان رفتن ها و قبول شهادت و خون دل خوردن ها , امت را از هلاكت نجات مي دهد. در اينجا دو امر قابل بررسي و دقت است :
اول . امام براي نجات امت از هلاكت چه سختي هايي را تحمل مي كند و دوم آن كه مراد از هلاكت چيست اين دو مطلب را در زيارت نوراني اربعين مي خوانيم :
« و بدل مهجته فيك ليستنقد عبادك من الجهاله و حيره الضلاله »
« مهجه كل شي , يعني خالص هر چيز » امام خون خود را , جان خود را بخشيد و بذل كرد تا بندگان خدا را از جهالت و سردرگمي و گمراهي نجات دهد.
در فرهنگ دين « جهل » در مقابل عقل است , عقل آن است كه فرمود : « العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان » به بركت نور عقل , خدا عبادت مي شود و تا انسان به حقيقت عبوديت خويش پي نبرد به عظمت ربوبيت حق نمي رسد. و به بركت عقل در پرتو عبادت انسان بهشت كسب مي كند كه همان فعليت و سعادت ابدي اوست .
جامعه گرفتار جهل چگونه جامعه اي است اگر اين مطلب , تبيين شود , روشن مي شود كه چرا امام براي نجات امت عصاره جان خود را بذل كرد. امام درچه جامعه اي زندگي مي كند و جان خود را مي دهد تا ديگران را نجات دهد
جامعه گرفتار جهل يعني : حاكميت هوي و هوس « ارايت من اتخذ الهه هواه » جامعه گرفتار جهل يعني حاكميت ضدارزش هاي انساني , جامعه گرفتار جهل يعني رواج منكرات و تشويق گناه و معصيت , جامعه گرفتار جهل يعني بي توجهي به احكام و نواميس الهي , جامعه گرفتار جهل يعني رواج دين گريزي و مستعدالحاد. جامعه گرفتار جهل يعني مسلخ ارزش ها و آرمان هاي متعالي انسان . جامعه گرفتار جهل يعني انزواي سرچشمه علم و حكمت و عدالت . جامعه گرفتار جهل يعني اجبار و اضطرار بر جام زهر نوشيدن مظهر اتم غيرت الهي , جامعه گرفتار جهل يعني عامل اصلي كربلا و دشت نينوا. جامعه گرفتار جهل يعني سقيفه بني ساعده و پيدايش 14 قرن غربت ارزش ها.
اين جامعه , جامعه جهل است كه امام حاضر مي شود قبول شهادت كند تا امت را از اين وضع , نجات دهد و نتيجه جهالت , همان ضلات و گمراهي است . همراه جهل ضلالت و گمراهي است و اين گونه ضلالت و گمراهي همان هلاكت انسان و نابودي همه ارزش هاي انساني است كه امام معصوم براي نجات امت از اين گمراهي و هلاكت , تا مرز قبول شهادت , تلاش مي كند...
اصلا گناه يعني خلاف , گناه يعني ناهماهنگي با متن واقع . اگر كاري هم به ثواب و عقاب آن نداشته باشيم , گناه يعني خلاف واقع , گناه يعني ناهماهنگي با متن واقع نظام هستي نهي از گناه يك امر اعتباري و قراردادي نيست . از آن جايي كه كل نظام به هم منسجم است و بهم پيوسته است و هيچ نحوه گسستگي از هم ندارد كل نظام , آدم و عالم همه چيز به هم پيوسته است و اين پيوند و پيوستگي نظام عالم يك اصل است . و از آن جايي كه احكام تشريعي متفرع بر مصالح و مفاسد است و اين مصالح و مفاسد از بطون كلمات وجوديه نسبت به انسان پديد مي آيد كه تمام تشريعات از باطن تكوينات پديد آمده اند لذا حرمت گناه براي ممانعت انسان از انحراف از متن واقع است . حرمت گناه براي ممانعت انسان از انحراف و ناهماهنگي با متن نظام تكوين است اين كه مي گويند گناه نكنيد يعني با متن نظام عالم هماهنگ باشيد چون يك امر اعتباري و قراردادي نيست كه مثلا بگويند اين تابلو را گذاشته اند كه از اين طرف نرويد اين تابلو را برمي دارند و مي گويند برويد. گناه نكردن كه اين گونه نيست چون نظام , نظام اعتباري و قراردادي نيست متن عالم برابر حقايق و واقعيات است , نظام عالم نظامي رياضي است نه نظام مهندسي . يك وقت مي گوييم اين ساختمان بر محور مهندسي ساخته شده به طوري كه همه اجزا آن بايد همين گونه باشد اين چنين ساختماني اگر يك آجر را از نقطه اي از آن برداريم و آن جا بگذاريم ساختمان به هم نمي ريزد اگر ما اين ديوار را برداريم و آن جا بگذاريم ساختمان به هم نمي ريزد نظام عالم نظام مهندسي ساختمان نيست . نظام عالم نظام رياضي است يعني اعداد همه سرجاي خودش است , نمي توان آنها را برداشت يا جاي آنها را تغيير داد در بين اعداد اگر پنج را برداريم و به جاي چهار بگذاريم نمي شود , تمام ذرات و موجودات عالم توقيفي است آن هم توقيفيت اسما بر مبناي معرفتي , توقيفيت اسما در بحث هاي فقهي اين است كه مي فرمايند : شما كه مي خواهيد براي خداوند سبحان اسمي بگذاريد و او را توصيف كنيد موظفيد آن چه كه در قرآن و روايات در لسان شرع آمده به همان وصف , خداي متعال را توصيف كنيد اسمائي كه در السنه شرعيه نيامده نمي توانيد به وسيله آنها خداي سبحان را توصيف كنيد اگرچه اسم درست همراه با معناي صحيحي باشد تادبا بايد به همان گونه كه معصوم عليه السلام توصيف كرده , توصيف كنيد. اين توقيفيت اسما تشريعي است اما در عرفان , توقيفيت اسما تكويني است آن جا مي گويند تمام ذرات عالم ميخكوب سر جاي خودش است شما نمي توانيد ذره اي را از جاي خودش برداريد و در جاي ديگر بگذاريد , فرض ندارد. توقيفيت اسما است . اسما الهي تكوينا سر جاي خودش كه است جاي او همان است , نمي شود از اينجا او را برداشت , اين بيان انسجام عالم است حقيقتا حيرت آور است هر اسمي از اسما الهي در نظام تكوين سر جاي خودش ميخكوب است و همه هم هماهنگند. وقتي ميگويند گناه نكنيد يعني تو اي انسان در اين نظامي كه سراسر منسجم است بايد هماهنگ با همه باشي . گناه تو را انحراف مي دهد. منحرف مي كند , ناهماهنگ مي كند , گناه يعني مخالفت با واقع . اگر گفتند تو اي انسان گناه نكن فقط اين نيست كه تو اين ضربه را مي بيني چون تو هم اسمي هستي از اسما عالم در اين نظام . و هر موجودي با اصل نظام و عالم فاصله بگيرد و منحرف شود ضايع مي شود. بر همين اساس وقتي به بعضي از بزرگان گفته شد كه ما را نصيحت كنيد آن بزرگوار فرمود اين درخت سيب را در حياط نگاه كنيد از آن درس بگيريد اين هميشه سيب مي دهد , گلابي نمي دهد مسير خاص خودش را دارد مي رود تو هم انساني , مسير داري , مسير انساني خود را برو از مسير منحرف نشو و گناه انسان را از مسير انساني منحرف مي كند و انحراف در اين عالم يعني ضايع شدن آن كلمه . انسان اگر از مسير انساني منحرف شود ضايع مي شود و هر موجود تكويني اگر با اصل نظام و متن عالم فاصله بگيرد ضايع مي شود. حيف است جناب انسان اين موجود با عظمت بخواهد ضايع شود و حيف جناب انسان نيست كه در پيشگاه ملك و ملكوت عالم اين صنع بدان لطافت و ظرافت را با حرفهاي ناشايسته , با اشكال ناشايسته با مقالات ناشايسته ضايع كند حقيقت هم همين طور است اين كه مرحوم متاله سبزواري عليه السلام فرمود :
دفتر حق است دل , به حق بنگارش
نيست روا كه پر نقوش باطله باشد
انسان با اين ناشايستگي هايش خود را ضايع مي كند و حيف است اين صنع به اين لطافت و اين كلمه با اين ظرافت ضايع شود.
اين نحوه درباره گناه بررسي كردن آن راه جراحي روحي انسان است كه انسان اگر آن را هضم كرد جراحي روحي شده . مي بيند ديگر راهي براي گناه كردن نيست وقتي از اين راه وارد شد و حرف را اين گونه هضم كرد , به انسان ديد مي دهد افق ديد را وسيع مي كند. وقتي انسان افق ديدش وسيع بود ديگر مي فهمد چه كار مي كند يك وقتي مي گويند گناه نكن به جهنم مي روي , يك وقت ديدش باز مي شود هم گناه را مي بيند هم آدم را مي بيند هم عالم را مي بيند و بعد مي گويد : اين آدم اگر بخواهد در اين عالم گناه كند راه ندارد و نمي شود , ضايع مي شود بعد مي فهمد كه احكام شرعي از بطون تكوينات برخواسته اند و پديد آمده اند....
گناه يعني ناهماهنگي با متن نظام تكوين . اين كه مي گويند گناه نكنيد , يعني با متن نظام عالم هماهنگ باشيد. گناه , انسان را از مسير انساني و از كل نظام هستي و سير نظام تكوين منحرف مي كند.
جامعه گرفتار جهل , يعني جامعه اي كه در آن جامعه هوي وهوس حاكميت دارد , منكرات رواج دارد , علم و حكمت و عدالت منزوي است . جامعه گرفتار جهل , يعني جامعه اي كه مظهر اتم و غيرت الهي است به اجبار و اضطرار جام زهر مي نوشد و يا اين كه كربلا و نينوا پديد مي آيد

از مرثيه تا تعزيه




كتاب « از مرثيه تا تعزيه » را كه بررسي هايي درباره چگونگي شكل گيري تعزيه و تجزيه و تحليل نسخه هاي آن است , توسط غلامرضا گلي زواره تاليف يافته و انتشارات حسين عليهماالسلام آن را در 251 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب چهاربخش دارد و عناوين بخش ها و برخي مطالب آن به شرح ذيل مي باشد. سيري در سوگواري , سوگواري در سيره اهل بيت , عزاداري در عصر صفوي , پيدايش سوگواري هاي نمايشي , معرفي و نقد مجالس تعزيه . رسوخ فرهنگ فرمانروايان در مجالس تعزيه , افسانه ها و افزوده هاي غيرمستند , از واقعه خواني تا شبيه خواني و عناوين ديگر. در قسمت هايي از مقدمه كتاب از مرثيه تا تعزيه چنين مي خوانيم :
در قيام عاشورا حماسه و مصيبت با هم مي آميزند و در عمق آن پيوند مي خورند. اين است كه در امتداد اين حركت سترگ جويبار اشك جاري مي گردد و تصوري عاطفي به عنوان اصيل ترين نشان اين رويداد عظيم همراه با آگاهي و معرفت در ذهن مشتاقان نقش مي بندد. اين فضاي فكري و هيجاني يادمان عاشورا را به سوي قداست بخشيدن به برخي از آداب و رسوم سوق داده است به گونه اي كه يادكردي از اين نهضت در سنت هاي بومي و ادبيات مردمي به صورت تاثيري ژرف و مباهات به قهرمانان نينوا و غرق شدن در عناصر عاطفي جلوه گر مي شود تا آن حد كه احساسات شيعيان در هر مرتبه و دوره اي خيزش و انگيزشي تازه مي يابد.
راز ماندگاري اين قيام شكوهمند را در مسير تاريخ بايد در حقانيت , اخلاص , صداقت و ايثار شهيدان كربلا , تاكيد اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) بر برگزاري مراسم سوگ و ماتم براي به خون خفتگان نينوا و نيز گرايش هاي فطرتي و سرشت هاي ملكوتي مردم جستجو نمود.
كمتر شاعر شيعي را مي توان يافت كه براي مصيبت سيدالشهدا شعر نسروده باشد , آنان كه در سير تاريخ با سروده هاي زيباي خود ادبيات كربلا را پديد آوردند. در زبان فارسي شعله هاي سوزناك مرثيه هاي عاشورا در قرون ششم تا هشتم هجري متداول مي گردد و در عصر صفويه به اوج فروغ خويش نائل مي گردد , محتشم كاشاني شاعر دربار شاه طهماسب بزرگترين مرثيه گوي نينواست كه دوازده بند مرثيه معروف خود را سرود و شاعراني چون صباحي , صبا , وصال , سروش , قاآني و برخي ديگر اين مسير را ادامه دادند اما به پاي محتشم نرسيدند. به تدريج مرثيه سرايي سير تكاملي خود را پيموده و به صورت شبيه خواني و نمايش هاي مذهبي ظاهر گرديد.

انديشه حوزه






شماره 43 و 44 دو ماهنامه « انديشه حوزه » با عناوين زير منتشر شده است : واكادمي ريشه هاي پيام نهضت خدمت رساني , گذري بر اصول و معيارهاي خدمت رساني در انديشه امام خميني , مباني و اهداف خدمت رساني از نگاه رهبري , اصول و آثار خدمت رساني , تصويري از كارگزاري در نظام اسلامي و بايدهاي اخلاقي آن , اهداف و وظايف قوه قضائيه در قانون اساسي , عدالت و رفاه اجتماعي , مانع دروني خدمت رساني , موانع بيروني خدمت رساني , عدالت علمي , به سوي شكل گيري جوامع دانش محور , نقش فرهنگ در عرصه خدمت رساني , چشم انداز بيست ساله , توجه به مديريت روستايي , توسعه روستايي , حاشيه نشيني , اهميت و نقش خدمات در فرآيند توليد و اشتغال و...

ميقات حج






شماره 45 فصلنامه فرهنگي و اجتماعي و سياسي و تاريخي « ميقات حج » با عناوين زير منتشر شده است : اسرار و معارف حج , فقه حج , جمرات در گذشته و حال , ورود جهان گردان غيرمسلمان به مكان هاي مقدس , مرحوم آيت الله ميرزا خليل كمره اي و مسائل حج , هجوم وهابيان به مدينه منوره , تخريب بقيع به روايت اسناد , حج در آيينه ادب فارسي و... .

تاريخ اسلام






شماره 15 فصلنامه تخصصي « تاريخ اسلام » با عناوين زير منتشر شده است : استقرار و تحكيم خلافت در مدينه , محمدبن ابي حنيفه , بلاط الشهدا , شخصيت و آثار ابن قتيبه دينوري , انديشه هاي حسن صباخ در باب امامت , حجت , طب و داروسازي در اندلس , منصب چراغچي باشي در عتبات عاليات , سفرهاي علمي اين عساكر در ايران و...

پژوهش و سنجش






شماره 35 فصلنامه « پژوهش و سنجش » با عناوين زير منتشر شده است : مباني رسانه ديني , ديالكتيك شامل و محتواي مذهبي در تلويزيون , مطبوعات ديني , دين و فناوري و تلويزيون , بررسي ديدگاه هاي فقهي در مورد پيام هاي گمراه كننده , اعتماد كوركورانه يا ايمان آگاهانه , عصر ارتباطات و اطلاعات و جهاني شدن , جايگاه حقوقي رسالت رسانه ها , مذهب و رسانه , رسانه هاي ارتباطي در جهان اسلام , تاريخ تحول راديو و تلويزيون هاي ديني در دنياي معاصر و...

كتابداري و اطلاع رساني






شماره 23 فصلنامه علمي و ترويجي « كتابداري و اطلاع رساني » با عناوين زير منتشر شده است : مروري بر پژوهش هاي كاربر مدار در مطالعات بازيابي اطلاعات مبتني بر وب , نقش ادبيات كودكان و نوجوانان در پاسخ گويي به نيازهاي آنان , يك پاره از سي پاره قرآن محمدبن عثمان بن حسين و راق غزنوي , معرفت شناسي و ديدگاه اجتماعي و شناختي در علم اطلاع رساني و...