
نگاهي به مسئله خدمتگزاري مسوولان حكومتي از
ديدگاه امام خميني
محمدكاظم تقوي
قوام زندگي اجتماعي به استقرار حكومتي است كه امور
عمومي افراد جامعه را تكفل نمايد. از ديدگاه اسلام حكومت
اسلامي بايد در خدمت مردم باشد و زمامداران وظيفه دارند
خدمت گزاران صادق مردم باشند. اميرالمومنين علي (ع )
هنگامي كه مالك اشتر را به عنوان زمامدار سرزمين مصر معين
كرد , در فرمان تاريخي خويش و در صدر شرح وظايف او اصول
كاري وي را اينگونه بيان فرمود :
« جبايه خراجها , وجها وعدوها , و استصلاح اهلها , و عماره
بلادها » (1 ) وصول ماليات از آن كشور , و جهاد با دشمنان , و
اصلاح مردم , و آباد سازي شهرهاي آن .
با دقت در اين محورهاي چهارگانه به روشني درمي يابيم
يكي از وظايف اصلي و رسالت هاي حكومت علوي « خدمت
رساني » به مردم و جامعه مي باشد.
بر همين اساس است كه مي بينيم علي (ع ) علي رغم مدت
كوتاه حكومت و زمامداري ظاهري و نيز به رغم سه جنگ
تحميلي فرصت سوز , خدمت رساني به مردم كوفه را اينگونه
بيان مي كند :
« ما اصبح بالكوفه احد الاناعما , ان ادناهم لياكل البر و يجلس
في الضلل و يشرب من ماالفرات » (2 ) كسي را در كوفه نمي توان
يافت كه متنعم نباشد و در رفاه به سر نبرد , به گونه اي كه
پايين ترين قشر مردم , خوراكش از نان گندم است و سرپناهي
دارد كه در آن زندگي (مناسبي ) مي كند و از آب فرات مي آشامد.
امام خميني (س ) كه توفيق بي نظير برقراري حكومت
اسلامي را در اين برهه از زمان و در سرزمين اسلامي ايران پيدا
كرد , با درس آموزي از تعاليم قرآن و عترت , در درجه اول خود
را وقف خدمت به مردم كرد و حتي دوست مي داشت مردم او را
به جاي رهبر , خدمتگزار بنامند(3 ) چرا كه به نيكي مي دانست
خدمتگزار مردم بودن شرف بزرگي است .
آن رهبر و راهنماي امت اسلام همواره مسئوولين را به انجام
اين مهم سفارش مي كرد.
حكومت اسلامي , حكومت خدمتگزار
از نگاه امام خميني در يك نظام اسلامي حكومت بايد
خدمت رساني به مردم را وجهه همت خود قرار دهد « دولت در
حكومت اسلامي در خدمت ملت است , بايد خدمت گزار ملت
باشد » (4 ) ايشان تصريح مي كنند : « در اسلام اين سيره بود كه
حكومت در خدمت مردم بود » (5 )
از اين رو در نظام اسلامي بر اساس جهان بيني الهي كه افراد
جامعه خود را موظف به انجام وظيفه ديني مي دانند , زمامداران
وظيفه خود را خدمت به مردم مسلمان و بندگان خدا مي دانند و
اينگونه نيست كه بدنبال پست و مقام باشند و فريفته رزق و برق
ظاهري و برخورداري هاي موقت و فاني گردند « آدم متعهد در
هرجا باشد , اگر ديد خدمتش خوب است آنجا دلگرم است » (6 )
در نگاه مومنان و موحدان مقام و موقعيت صرفا يك وسيله است
كه مي توانند از طريق آن در امر خدمت رساني به ديگر انسانها
موفق باشند.
حضرت امام وظيفه مهم مسئولان را خدمت به اسلام
مي داند , ولي جلوه خدمت به اسلام را همان خدمت به مردم
مي بيند. متصديان امر بايد با بصيرت و مبتني بر بررسي هاي
كارشناسانه نواقص و نيازهاي جامعه را بشناسند و پس از آن با
برنامه هاي راهگشا كمر به همت خلق ببندند كه رضاي حق را
بدنبال دارد. « عمده اين است كه ما به اسلام خدمت كنيم ,
خدمت به ملت , خدمت به اسلام است ... امروز هر خدمتي كه
انجام دهيم , خدمت به اسلام است .
هر خدمتي كه مردم به آن احتياج داشته باشند , خدمت به
اسلام است . » (7 )
خدمت عملي نه شعاري
نظام هاي گوناگوني كه در جوامع امروزي بر مردم حكومت
مي رانند داعيه خدمت به مردم را دارند و با زبان و در مرحله
شعار خود را سينه چاكان ملت ها معرفي مي كنند ولي چه بايد كرد
كه ـ به عمل كار برآيد به سخن داني نيست
خدمتي كه امام خميني آن را وظيفه حكومت اسلامي
مي دانست و همواره زمامداران را بدان توصيه مي كرد , خدمت به
معناي واقعي كلمه بود , خدمت در عمل , خدمتي كه نيازي به
گفتن و آماردادن ندارد بلكه رضايت مردم و آرامش اجتماع خود ,
بهترين گواه آن خواهد بود. « جوري عمل بكنيد كه مردم از شما
انتزاع اين را بكنند كه شما مي خواهيد خدمت بكنيد » از نظر امام
وقتي حكومتي صادقانه به مردم خدمت نمايد , ملت به كمك و
ياري چنين نظام و مسئولان آن خواهد شتافت . « وقتي مردم
ديدند كه درصدد خدمت به آنها هستيد , طبيعي است كه آنها هم
كمك به شما مي كنند . » (8 ) در صورتي رابطه بين دولت و ملت
اينگونه خواهد شد كه ملت شاهد خدمت صادقانه و دلسوزانه از
سوي دولت و حكومت باشد و اين حقيقتي است كه بخصوص
در دهه اول استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران شاهد آن
بوديم . وقتي ملت ديد به بركت انقلاب اسلامي آن همه خدمت
رساني در عرصه هاي بهداشتي , آموزشي , درماني .... بويژه در
روستاهاي محروم انجام گرفت , براي بقا نظام اسلامي از جان
مايه گذاشت و شرافتمندانه در همه صحنه هاي ايثار و فداكاري و
كمك و ياري در كنار دولت خدمتگزار بود كه عرصه درخشان
دفاع مقدس از آئين و سرزمين , يكي از صفحات ممتاز آن
مي باشد.
اولويت خدمت به محرومين
آناني كه با منظومه فكري رهبر محبوب امت اسلام آشنا
باشند و نيز سيره عملي او را مشاهده كرده باشند ترديدي
برايشان باقي نمي ماند كه خدمت به محرومان و مستضعفان از
نظر او اولويت اول و گام نخستين در خدمت به مردم مي باشد.
چرا كه اين بندگان خوب خدا در طول تاريخ از حقوق خويش
محروم نگه داشته شدند و مي بايست به حقوق خودشان
برسند.
« دولت واقعا بايد با تمام قدرت آن طوري كه علي عليه السلام
براي محرومين دل مي سوزاند , اين هم با تمام قدرت دل بسواند
براي محرومين , مثل يك پدري كه بچه هايش اگر گرسنه بمانند ,
چطور با دل افسرده دنبال اين مي رود كه آنها را سير بكند , يك
دولت تابع اميرالمومنين بايد اينطور باشد . » (9 )
خدمت كردن مورد نظر امام خميني آن خدمت كردني است
كه با تواضع و فروتني و با احساس بدهكاري به ملت بويژه
محرومان و طبقات ضعيف باشد , چرا كه آنان بودند كه با همه
گونه فداكاري , حكام مستبد را از اريكه قدرت به زير كشيدند و
حاميان استعمارگر آنان را از كشور اسلامي بيرون راندند و زمينه
حاكميت نظام اسلامي را فراهم نمودند و براي حفاظت آن از بذل
جان و عزيزان خويش دريغ نكردند « آنها لايق اين هستند كه ما با
تواضع به خدمت آنها برويم و براي آنها خدمت كنيم , همه ما
خدمتگزار آنها باشيم . آنها به ما منت دارند كه ما را از اين قيدي
كه ابرقدرتها به دست و پاي ما بسته بودند نجات دادند. آنها بر
كشور ما منت دارند كه اسلام عزيز را در اين كشور حاكم
كردند . » (10 )
رعايت اخلاق اسلامي در خدمت رساني
از جمله اصولي كه به نظر امام خميني در خدمتگزاري به
ملت بايد رعايت شود , رفتار نيكو با مردم است . وقتي
خدمتگزاري براي زمامداران و دولتمردان يك وظيفه تلقي گردد ,
حسن رفتار به هنگام خدمت رساني امر لازمي خواهد بود كه
نبود آن حلاوت خدمت را از بين مي برد.
حسن رفتار به وقت خدمت و خود را بدهكار دانستن و نه
طلبكار بودن , در واقع تاسي به سيره پيامبر اكرم (ص ) و ائمه
هدي (ع ) مي باشد. « بايد اخلاق اسلامي , آداب اسلامي درست
مراعات بشود , همانطوري كه شيوه ائمه ما و اولياي خدا و
انبياي خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مي ديدند
و با حسن معاشرت و با رفتار انساني , با رفتار الهي رفتار
مي كردند . » (11 )
حق انتقاد و نظارت ملت
« خدمت رساني » كه آرمان والاي حكومت اسلامي است , در
صورتي محقق مي شود كه مسئولان و زمامداران امور جامعه
براي پيشبرد كارهاي اجتماع و ايجاد توسعه و پيشرفت
برنامه هاي برخواسته از تخصص و تعهد داشته باشند و از سوي
ديگر علاوه بر نهادها و سازمان هاي نظارتي , مردم و يكايك افراد
جامعه از حق نظارت همگاني و پرسش گري و انتقادگري استفاده
منطقي و هدفدار نمايند و از اين طريق گامي به سوي خدمت
رساني بهتر بردارند. امام خميني (س ) خود ملت را تشويق و
تشجيع مي كرد كه ناظر بر كارها باشند و از حقوق خود دفاع
كنند « ... و ملت هم هميشه بر كارهاي خود نظارت مي كنند » (12 )
اگر سال گذشته از سوي رهبر معظم انقلاب سال خدمت
رساني ناميده شد و سال 83 سال پاسخگويي , آن يكي آرمان
بزرگ نظام اسلامي را در نظر گرفته بود و بيانگر راهبرد حكومت
اسلامي بود و « پاسخگويي » راهكاري كارآمد و موثر براي نيل به
آن هدف مي باشد.
مسئولاني كه با انگيزه خدمت به ملت وارد ميدان مديريت
جامعه شدند , تنها وظيفه آنها بيان آمار و ارقام نيست بلكه بايد
امكان ارتباط دو سويه بين همه اركان و اجزا حاكميت و ملت
برقرار گردد و مديران پاسخگوي پرسشها و جوابگوي نقدها
باشند , اگر اين فضا ايجاد شود , قدمي بزرگ به سوي هدف
خدمت رساني برداشته مي شود. پس سال پاسخگويي مسئوولان
و مديران يعني سال خدمتگزاري جدي تر و مسئولانه تر به ملت
كه به حق ولي نعمت زمامداران جامعه مي باشند. « پاسخگويي »
يعني حق پرسشگري ملت را به رسميت شناختن و به شعارها و
وعده هاي خويش وفادار ماندن و براي تحقق برنامه ها تلاش
كردن , « پاسخگويي » يعني خود را مديون ملت دانستن و كوشش
براي ادا دين به ملت .
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه , نامه 53
2 ـ بحارالانوار , ج 40 , ص 327
3 ـ صحيفه امام ,
4 ـ صحيفه نور , ج 5 , ص 238
5 ـ همان , ج 6 , ص 71
6 ـ همان , ج 19 , ص 217
7 ـ همان , ج 17 , ص 118
8 ـ همان , ج 19 , ص 240
9 ـ همان , ج 18 , ص 130
10 ـ همان , ج 17 , ص 246
11 ـ همان , ج 17 , ص 70
12 ـ همان , ج 4 , ص 195
امام خميني وظيفه مهم مسئولان را خدمت به
اسلام مي داند , و جلوه خدمت به اسلام را همان
خدمت به مردم مي بيند.
« پاسخگويي » يعني حق پرسشگري ملت را به
رسميت شناختن و به شعارها و وعده هاي خويش
وفادار ماندن و براي تحقق برنامه ها , تلاش كردن .

|
حديث نور
|
نفي هر گونه سازش با شاه
1357,8,11
با بلند شدن زمزمه « اجراي قانون اساسي و جلوگيري از
كشتار مردم توسط شريعتمداري و ملاقات با دلالان سياست
آمريكا و نيز سازش برخي از محافل روشنفكري , امام خميني طي
مصاحبه اي هرگونه سازش با شاه را نفي كرد و اعلام كردند : « هر
كس اين روش را نپذيرد , از ما جداست » . ايشان همچنين طي
پيامي به مناسبت حوادث قم فرمودند : « ... به آنها كه از
چارچوب قانون اساسي دم مي زنند تذكر اكيد دهند كه با اين
كلمه , صحه به رژيم سلطنتي موجود نگذارند. »
اميني , مهره مورد اعتماد آمريكا و موضع امام
1357,8,13
باتوجه به ورود مجدد دكتر علي اميني نخست وزير سال
1340 و مهره مورد اعتماد آمريكا , امام خميني موضع خود
نسبت به اين موضوع را طي سخناني بيان نمود.
اميني پس از ملاقات باشاه , طي مصاحبه اي , راه حل را در
تشكيل « حكومت ائتلافي » دانسته و مدعي شده بود كه اگر با امام
خميني ملاقات كند و حرفهايش را با ايشان در ميان بگذارد تمام
مشكلات حل خواهد شد.
امام در سخنراني خود , با بيان اين مطلب كه « تازگي يكي از
افراد شاهدوست كه به خيال نخست وزيري افتاده است , ايشان
هم يك مصاحبه اي فرموده اند و در آن مصاحبه گفته اند كه
خميني اين زجر و اين چيزها ديده است , و به واسطه اين
زجرديدن , خوب , اين حرفها را مي زند! ولي خوب افراد ديگر
هم زجر ديدند , گاهي كمتر گاهي بيشتر , لكن گذشت كردند... » به
اظهارات اميني در مصاحبه اخيرش پاسخ مي دهند و در بخشي
از سخنان خود بااشاره به سفر اميني به قم و ملاقات با
شريعتمداري , كه پس از ملاقات با شاه صورت گرفته بود ,
مي فرمايند : « حالا ماقبل از همه چيز , از اين آقاي « شاهدوست » !
و به اصطلاح سايرين آمريكا خواه , ما به ايشان عرض مي كنيم
شما كه قم تشريف برديد و با اتومبيلتان سوار شديد و از توي
تهران هم عبور كرديد و رفتيد به قم , توي تهران هم تظاهرات را
حتما ديديد... مي گوييد قم را ديدم , خوب شما گوشتان كه
الحمدالله گوش باز است ! هوشتان هم كه الحمدالله هوش باز
است ! نشنيديد مردم چه مي گويند مردم چه مي گفتند چه چيز
مي خواستند .. مردم , بچه و بزرگ ـ مي گويد : « آزادي و
استقلال » شما آزادي و استقلال را بدهيد بعد حكومت پهلوي نه
اين لسان ملت ماست ... اين آقاي منتظرالوزاره ! مي گويد بايد
آنهايي كه به اين ملت ظلم كرده اند مجازات بشوند , من از اين آقا
مي پرسم كه كي به ملت ظلم كرده بگو... »
اميني در مصاحبه خود سعي كرده بود اين اظهارات شاه را
كه اختلاف امام با رژيم , اختلاف شخصي و به دليل حبس و
تبعيد امام است , تائيد كند. امام بااشاره به اين موضوع
مي فرمايند : « زجري نديدم كه مخالفتمان با اين آدم براي زجر
باشد. ما زجرمان , زجر اين ملت است . من وقتي صورت آن
مردهايي كه بچه هايشان و پسرهايشان را كشتند , در ذهنم مي آيد
زجر مي برم ... مسلمان اگر بر ملت خودش زجر نبرد , مسلمان
نيست ... زجر ما اين است , نه اين كه زجر ما اين است كه ما را
حبس كردند يا زندان
بردند. »
همسويي دو قطب جهان در برخورد با انقلاب
1357,8,14
به دنبال درج مقاله ضداسلامي تحت عنوان « اسلام , افيون
جامعه است » در يكي از روزنامه هاي شوروي , امام خميني در
بياناتي در پاسخگويي به مقاله فوق , اسلام را آئين حيات بخش
جوامع بشري دانستند.
يكي از امتيازات و ويژگيهاي برجسته و منحصر به فرد
پديده انقلاب اسلامي استقلال كامل آن در چگونگي پيدايش و
استمرار و همچنين اهداف و روشهاي مبارزاتي آن است . بهترين
گواه آن , همسويي بي سابقه دو قطب حاكم بر جهان در برخورد
خصمانه با انقلاب اسلامي است .
در آغاز نهضت و در حوادث 15 خرداد سال 1342 , نهضت
امام از سويي به وسيله نظام وابسته به آمريكا سركوب مي شود و
از سوي ديگر تائيد سركوبي جنبش و حمايت از اقداما شاه
توسط سران بلوك شرق و احزاب چپ است كه در مقالات
روزنامه هاي همچون پراودا و نيز مصاحبه هاي آن ايام منعكس
است .
در دوران اوج گيري مجدد نهضت اسلامي در سال 56 و 57
نيز سويي بين دو قطب حاكم در برخورد با پديده انقلاب
اسلامي , به نحو چشمگيري جريان دارد.
به استناد اعترافات سفير سابق آمريكا در ايران و تيمسار
فردوست ـ از مهره هاي بسيار موثر در تداوم سلطنت شاه ـ و
ديگر وابستگان رژيم و نيز اسناد لانه جاسوسي , طراح اصلي
جنايات رژيم شاه , آمريكائيان بوده اند و مسئولان دولتهاي
غربي عليرغم افكار عمومي جهان , تا آخرين روزهاي سقوط شاه
از وي حمايت مي كردند.
و اين درحالي است كه هواكوفنگ رهبر چين كمونيست , در
زمان كشتار 17 شهريور , پيمان دوستي اش را با شاه در تهران
تجديد مي كند!
كرملين نشينان نيز تا آخرين روزها , از طريق مبادله پيامهاي
تبريك و نشستهاي مشترك با مسئولان رژيم ايران , خواستار
توسعه روابط هستند. درج مقاله « اسلام , افيون جامعه است » نيز
در اين راستاست و در زماني است كه مردم ايران يكپارچه با
شعارهاي اسلامي , خواهان براندازي حكومت آمريكايي شاه و
تشكيل حكومت اسلامي مي باشند.
و در حالي كه تمام ايران به قيام عليه شاه برخاسته است ,
روزنامه پراودا , ارگان حزب كمونيست شوروي در مقاله اي به
تجليل از اصلاحات شاهانه مي پردازد و ضمن محكوم كردن
رهبران مذهبي ايران تصريح مي كند : « بي شك آيت الله خميني در
مبارزه جاري نمي تواند روي كوچكترين پشتيباني شوروي
حساب كند. »
امام خميني (ره ) در سخنان خود , به استناد آيات قرآن و
روايات معصومين (ع ) و شواهد فراوان تاريخي از سيره پيامبران
و پيشوايان ديني , در پاسخ به مقاله مزبور ثابت مي كنند كه نه تنها
اسلام افيون جامعه نيست بلكه بالنده ترين مكتبي است كه
پاسخگوي تمامي نيازهاي حيات فردي و اجتماعي است . ديني
كه جامعه مرده و جاهليت زده حجاز را تحرك بخشيده و در
مدت كوتاهي با حمايت پابرهنگان زمين توسعه يافت . عليه
زورمداران سرمايه دار و قدرتمندان جابر به جنگهاي متعدد
برخاست ودو امپراطوري بزرگ ساساني و روم را شكست داد.
رهبران حقيقي آن در حين اقتدار , مردمي ترين و
شگفت آورترين رفتار متواضعانه و زندگي ساده و همسطح با
محرومترين اقشار جامعه را به نمايش گذاردند كه جهان مدعي
دمكراسي , در آرزوي تحقق نمونه اي از آن عاجز مانده است .
شاه نيز پيام انقلاب را شنيد!!
1357,8,15
خبرگزاري فرانسه اعلام كرد : « شاه كه لاغر و با چهره اي
گرفته به نظر مي رسيد طي يك نطق ده دقيقه اي ضمن اعتراف به
اشتباهات و نيز وعده هايي به مردم , در حاليكه ملتمسانه سخن
مي گفت , مردم را دعوت به آرامش كرد و گفت : « من نيز پيام
انقلاب شما مردم ايران را شنيدم . » در لحن شاه , ديگر نسبت
خرابكار , آشوبگر و يا ماركسيست اسلامي به مخالفين ديده
نميشود , بلكه جاي آن تعبيراتي نظير شما جوانان , كارمندان ,
كارگران , رهبران سياسي و مذهبي و هموطنان به چشم
مي خورد » . اين سخنراني عذرخواهانه و ملتمسانه شاه در بين
مردم به اشك تمساح معروف شد.
امام خميني (ره ) در مورد تعبير دولت و سخنان اخير شاه در
مصاحبه اي فرمودند : « تعبير دولتها تاثيري در نهضت عمومي
ايران ندارد. حرفهاي شاه هم حرفهايي است كه ديگر ملت از او
نمي پذيرد... او آغاز سلطنتش هم اين تعهد را داد... ايشان بايد
بدون زحمت بروند تا ملت خودش تكليف كشور را تعيين كند. »

|
|