روزنامه جمهوري اسلامي 29/01/1383 صفحه هنر و ادبيات

* آداب معنوي در هنرهاي سنتي ايران
* رويدادهاي فرهنگي هنري
آداب معنوي در هنرهاي سنتي ايران




همنشين اهل معني باش تا
هم عطا يابي و هم باشي فتا
جان بي معني در اين تن بي خلاف
هست همچون تيغ چو بين در غلاف
هنرمندان هنرهاي سنتي , عموما از طبيعت الهام مي گيرند و براساس اعتقادات , كار هنري و نقش پردازي را با آداب خاص به اجرا درمي آورند. كار و نقش آنان كوشش و سير و سلوكي است براي رسيدن به كمال و نقش ازلي . چرا كه خود مي دانند نمي توانند با نقاش ازلي برابري كنند ولي به سوي او مي توانند بروند. تلاششان در نمايش , پرتويي از جمال و جلال خداوندي است و بيان عشق به معبود ابدي , رسيدن به اين عشق و زيستن در آن را آدابي و مراتبي است .
اين هنرمندان كه بر پايه اصول اعتقادي خاصي , قلم به دست گرفته و يا دست به كار هر هنر اصيل ديگري مي شوند , جز به ديدار يار و نماياندن جلوه هايي از او نمي انديشند و خود را در بند اصول و قواعد ظاهري طبيعت اسير نمي كنند و تنها آنچه را كه در دل دارند , بر قلم آورده يا بر عرصه كار هنري خود جلوه گر مي سازند.
هر دم از روي تو نقشي زندم راه خيال
تو چه داني كه در اين پرده چه ها مي بينم
دستيابي هنرمندان و اساتيد هنرهاي سنتي , به درجاتي از كمال به دليل بهره گيري و نزديك شدن به حقايق و فرهنگ ديني است .
اين هنرمندان براي رسيدن به مراتب عالي هنري و انساني , رويه و آدابي دارند كه باعث تهذيب نفس و تزكيه روح مي شود. به همين منظور نيز در طول تاريخ , رسالات و فتوت نامه هايي توسط هنرمندان و بزرگان نوشته شده كه درباره جوانمردي و پيشه ها و هنرها و آداب آنها و از آن جمله در ارتباط با آموزش خط و خوشنويسي است ; هنري مقدسي كه از مهمترين رشته هاي هنرهاي سنتي است . به عنوان نمونه در رساله « آداب المشق » اثر « بابا شاه اصفهاني » كه در قرن دهم هـ.ق . نوشته شده , چنين آمده است :
« پس كاتب بايد كه از صفات ذميمه به كلي منحرف گردد و كسب صفات حميده كند تا آثار انوار اين صفات مبارك از چهره شاهد خطش سرزند و مرغوب طبع ارباب هوشمند افتد. »
مشخص است كه اخلاق و رفتار پسنديده باعث مي شود كه هنرمند مودب شود و چگونگي تربيت و آداب و اعتقادش در اثرش آشكار خواهد شد. در رساله « فوائد الخطوط » نوشته شده در قرن دهم هـ. ق چنين آمده است .
« و خوش نوشتن به سه چيز حاصل آيد : اول تعليم است , دويم بسياري مشق , سيم صفاي باطن . خوش نوشتن و خوش نگاشتن و هنرمند بودن , اساسا به اين سه چيز نيازمند است و هنرجو بايد از تعليم استاد استفاده نموده وتمرين بسيار انجام دهد و مهمتر از همه , صفاي باطن داشته باشد كه براي رسيدن به اين اصل مهم بايد با اعتقاد و آداب لازم در مسير درست حركت كند.
نويسنده رساله ادامه مي دهد : « بايد كه شاگرد به استاد به اخلاص و اعتقاد درست متوجه شود و به درجه كمال توجه ورزد و حرمت معلم از پدر بيشتر نگه دارد تا مشفقت استاد بر وجه كمال او را به مقصود رساند. ان شا الله تعالي و تقدس . »
پس نگاه داشتن حرمت استاد و معلم خود مهمترين آداب در هنرهاي سنتي است .
يكي ديگر از توصيه هايي كه به شاگردان شده است , دقت در كار و نگاه كردن آثار اساتيد است و چنانچه پيشرفتي در كار پيدا كرد و آثار ارزنده اي را ابداع نمود , توجه داشته باشد كه وقت خود را بيهوده تلف نكند و به كار خود مغرور نشود و متواضع باشد و سعي كند كه حسن خلق يابد و تقوي را پيشه خود كند.
چون كه خط روي در ترقي كرد
بنشين گوشه اي و هرزه مگرد
مختصر نسخه اي بدست آور
به خط خوب دار پيش نظر
هم بدان قطع مسطر قلمش
ساز ترتيب تاكني رقمش
پس از آن مي نويسي سطري چند
خود پسندي به خويشتن مپسند
و مي گويد : « يعني بر خود و بر خط خود بنا نماني كه خوب نوشتم , كه منتج نيست , جهد كن تا آن خوب بماند و روز به روز زياده كن و به تقوي و تواضع باش . »
توصيه اساتيد داشتن اخلاق نيكو و رفتار پسنديده , اجتناب از دروغ و غيبت و مردم آزاري و اطاعت از دستورات ديني و خصوصا داشتن وضو بوده است تا هنگام كار نيز با پاكي و صفاي ظاهر و باطن اثر خود را بيافريند , درست مانند زماني كه مي خواهد نماز بخواند و با خداي خود راز و نياز كند و عبادت به جاي آورد , پس ابداع اثر نيز نوعي عبادت مي شود.
پس در صورت دوري از زشتي ها و ناپاكي هاست كه هنر او نيز زيبا مي شود و به دل مي نشيند و صفا و زيبايي خط يا هر اثر هنري ديگر به دليل پاكي و صفاي دل هنرمند است . آنكس كه پاك شد و دلش صاف گرديد , آيينه اي مي شود كه همه خوبيها و زيبايي ها در آن متجلي مي شود. بدين ترتيب , اثر او كم كم به مقام صفا و شان خواهد رسيد كه مقام استادي است . مولوي چه خوش گفته است كه :
چينيان گفتند ما نقاش تر
روميان گفتند ما را كرو فر
گفت سلطان امتحان خواهم درين
كز شماها كيست در دعوي گزين
اهل چين و روم چون حاضر شدند
روميان در علم واقفتر بدند
چينيان گفتند يك خانه بما
خاص بسپاريد و يك آن شما
بود دو خانه مقابل دربدر
زان يكي چيني ستد رومي دگر
چينيان صد رنگ از شه خواستند
پس خزينه بازكرد آن ارجمند
هر صباحي از خزينه رنگها
چينيان را راتبه بود از عطا
روميان گفتند نه نقش و نه رنگ
در خور آيد كار را جز نفع زنگ
در فرو بستند و صيقل مي زدند
همچو گردون ساده صافي شدند
از دو صد رنگي به بي رنگي رهيست
رنگ چون ابريست و بي رنگي مهيست
هر چه اندر ابر ضو بيني و تاب
آن ز اختر دان و ماه و آفتاب
چينيان چون از عمل فارغ شدند
از پي شادي دهلها مي زدند
شه درآمد ديد آنجا نقشها
مي ربود آن عقل را و فهم را
بعد از آن آمد بسوي روميان
پرده را بالا كشيدند از ميان
عكس آن تصوير و آن كردارها
زد برين صافي شده ديوارها
هر چه آنجا ديد اينجا به نمود
ديده را از ديده خانه مي ربود
« صفا » و « شان » دو قاعده از دوازده قاعده خوشنويسي است كه در رسالات بر آنها تاكيد شده است . صفاي هر اثر هنري از صفاي دل هنرمند است .
« و اين صفت را در خط دخل تمام است چنان كه روي آدمي هر چند كه موزون باشد و صفا نداشته باشد , مرغوب نخواهد بود. »
« اما , شان , و آن حالتي است كه چون در خط موجود شود , كاتب از تماشاي آن مجذوب گردد و از خودي فارغ شود و چون قلم صاحب شان شود , از لذات عالم مستغني گشته روي دل به سوي مشق كند و پرتو انوار جمال شاهد حقيقي در نظرش جلوه نمايد. »
هر جا كه هست پرتو روي حبيب هست
در رساله « صراط السطور » سلطان علي مشهدي (متوفي به سال 926 هـ . ق . ) از خوشنويسان صاحب نام به نكاتي اشاره مي كند كه يك هنرجوي خوشنويسي و يا اساسا هر هنرجو بايد آنها را به كار بندد و با رعايت اين آداب به مرتبه استادي برسد :
اي كه خواهي كه خوشنويس شوي
خلق را مونس و انيس شوي
خطه خط مقام خودسازي
عالمي پر زنام خودسازي
ترك آرام و خواب بايد كرد
وين ز عهد شباب بايد كرد
سر به كاغذ چو خامه فرسودن
زين طلب روز و شب نياسودن
ز آرزوهاي خويش بگذشتن
و ز ره حرص و آز برگشتن
نيز با نفس بد جدال كردن
نفس بدكيش را زدن گردن
تا بداني جهاد اصغر چيست
بازگشتن به سوي اكبر چيست
آنچه با خود روا نمي داري
هيچكس را بدان نيازاري
دل ميازار , گفتمت زنهار
كز دلازار حق بود بيزار
همه وقت اجتناب واجب دان
از دروغ و ز عيبت و بهتان
ورد خود كن قناعت و طاعت
بي طهارت مباش يك ساعت
حيله و مكر را شعار مكن
صفت ناخوش اختيار مكن
هر كه از فكر و حيله و تلبيس
پاك گرديد , گشت پاك نويس
داند آن كس كه آشناي دلست
كه صفاي خط از صفاي دلست
خط نوشتن شعار پاكانست
هرزه گشتن شعار نادانست
هنرمندان هنرهاي سنتي در گذشته و حال , خود را نه به عنوان خالق اثر بلكه به عنوان واسطه اي مي دانند كه تنها به اين مرتبه مي رسند كه بتوانند زيباييهاي الهي را انتقال دهند و خود نقشي در اين آثار ندارند بلكه واسطه اي بيش نيستند. به همين دليل است كه در طول تاريخ هنر اسلام كمتر مشاهده مي كنيم كه هنرمندي اصرار داشته است نام خود را در زير اثرش بنويسد تا بخواهد خود را به عنوان خالق اثر معرفي نمايد , بلكه او مبدع اثر است و يا چنانچه بخواهد خود را معرفي كند , خود را فقير در بارگاه الهي و نيازمند عفو و بخشش مي داند و مي نامد و يا با اشارات و كنايه , ضمن توسل جستن به ائمه اطهار(ع ) كار خود را رقم مي زند. به عنوان مثال , « آقا نجف اصفهاني » از هنرمندان دوره قاجاريه با عبارت « يا شاه نجف » كار خود را رقم مي زند.
نمونه هاي فراواني از اين گونه رقمها وجود دارد كه اكثر آنها با چنين نيتي نام خود را در رمز و كنايه آورده اند. نمونه ديگر رقم « محمد زمان » است كه « يا صاحب الزمان » مي نوشته و همچنين شاگرد او « علي اشرف » كه رقم او بسيار زيبا و پرمعناست و چند كنايه در آن بچشم مي خورد. « ز بعد محمد علي اشرف است . » , علي (ع ) اشرف و بزرگ موجودات است , در درجه بعد , حق استادي را بجا آورده , رقم خود را به نام او مزين مي كند و سوم اين كه خود را معرفي مي كند كه بعد از محمد زمان هر هنرمند ديگري برتري دارد و البته از هنر ادبيات بخوبي بهره مي گيرد و آن را به كار مي برد.
« فتوت نامه » ها هم حرف و سخن هاي بسيار دلپذير براي هنرمندان و پيشه وران دارند. حال قسمتهايي از مقاله « آيين جوانمردان و طريقت معماران » را مطالعه مي كنيم .
« آنچه از آيين جوانمردان شناخته شده است در تاريخ كهن اين سرزمين دارد كه در نبرد نور و ظلمت خير و نيكي و بدي و بدسگالي رقم خورده است . اثر جاودانه حكيم ابوالقاسم فردوسي مشحون از آن دسته از ارزشها و نظامهاي اجتماعي است كه براي ارتقا جامعه به مقام خير و شرف انساني سامان يافته اند. در زبان عرب فتي و فتيان و فتوت به همان معناي جواني و جوانمردي است كه پاسداران اخلاق و سخاوت و شجاعت را گفته اند و نيز گفته اند فتوت از فتوي گرفته شده و فتوي پسنديدگي است . »
« فتوت نامه » ها , نوشته هاي اهل معرفت است كه براي تعليم و دوام و بقاي آيين جوانمردي نوشته شده است . « فتوت نامه » ها براي همه كساني كه مايلند هنرهاي سنتي ايران را با جان مايه اصلي و بنيان آداب ويژه آن بشناسانند و كار هنري بيجان خود را , لطافت و حيات معنوي بخشند راهنمايان خوبي هستند.
اين مقاله درباره صناعات و هنر در نزد اهل فتوت و فتوت نامه ها چنين مي نويسد :
« آنچه كه از سير و سفر در بوستان اين فتوت نامه ها در عرصه صناعات و هنر مي توان به ارمغان آورد عبارتند از :
الف ـ صناعات و هنري را كه نزد آنان بوده امانتي الهي دانسته و آن را منشايي قدسي حوالت داده اند.
ب ـ شرط ورود به صناعت و پيشه را آراستگي و ادب دانسته و اهليت يافتن و تخلق به اخلاق جوانمردي و پاك گرديدن از هرگونه رجس و ناپاكي را شرط حضور دانسته اند.
ج ـ حجاب منيت را دريده اند و خويشتن را در آتش لقا حق ذوب نموده و آماده اعطا رباني شده و به حقيقت « اذهيت مارميت » واصل گرديده اند.
د ـ ساختن را از ابتدا تا انتها با ذكر حق آميخته اند. هر جز و عنصري از صناعت خويش را به حقيقتي سرمدي وامدار دانسته و ذكر زباني و قلبي را به نحوي تمثيلي با سازندگي و ايجاد ممزوج نموده و هدف همه را قرب به حق دانسته اند.
هـ اعطا و اخذ يا به عبارت ديگر تعليم و تعلم در انتقال مهارتها و راز و رمزها كه از استاد به شاگرد به انجام مي رسد نيز در گرو يافتن « اهليت » بوده , شاگرد در اولين قدمها مي بايست در توقف در عادات بد , خودبيني , خودپسندي ها و غرور دنياطلبي پرهيز نموده و وجود خويش را آماده براي درك حقايق و رموز نمايد.
وـ استادان ارشاد و پيش كسوتان علم و عمل مقامي والا و اعتباري پابرجا در تمامي مراحل كار و پيشه داشته و حضور معنوي استاد و پير همواره در كار ملحوظ بوده است . »
در آيين جوانمردي , اساتيد و صنعتگران سنتي هميشه اصل و ريشه هنر و حرفه خود را به انبيا و اوليا نسبت مي دهند و پيرو آنانند. مثلا اولين كسي كه دوك و ابزار بافندگي را ساخت , شعيب پيامبر(ع ) بود , يا ادريس (ع ) نخستين خياط , نوح (ع ) اولين نجار و ابراهيم خليل (ع ) نخستين كسي بود كه ساختمان كرد. بنابراين همه معماران و بنايان پيروان اويند و خوشنويسان نيز مريد حضرت علي (ع ) هستند.
توجه به احوال , رفتار و سلوك و نگاه هنرمندان هنرهاي سنتي و اساتيد مهذب آن , ما را با اصالتها و مايه هاي اصلي هنرگذشتگان و ارزش كار آنان و راه و رسم خودسازي , آشنا مي سازد.
و چه خوب كه بتوانيم از حضور هنرمندان هنرهاي سنتي كشورمان , كه آيين و ميراث معنوي هنرهاي سنتي را با كار و حياتشان ادامه مي دهند , رو در رو و سينه به سينه بهره مند شويم .
گردآورنده : ك . عبدالهي
توصيه اساتيد , داشتن اخلاق نيكو و رفتار پسنديده , اجتناب از دروغ و غيبت و مردم آزاري و اطاعت از دستورات ديني و خصوصا داشتن وضو بوده است .
هنرمندان هنرهاي سنتي در گذشته و حال , خود را نه به عنوان خالق اثر , بلكه به عنوان واسطه اي مي دانند كه تنها به اين مرتبه مي رسند كه بتوانند زيبايي هاي الهي را انتقال دهند.

رويدادهاي فرهنگي هنري




همزمان با اربعين حسيني نمايشنامه « اربعين عشاق » در تبريز به اجرا درآمد
تبريز ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : همزمان با اربعين سيد و سالار شهيدان امام حسين (ع ) نمايشنامه اربعين عشاق در جوار قبور مطهر شهيدان گمنام سازمان گلزار شهداي شهرداري تبريز به نمايش درآمد.
بنابه گفته مديرعامل گلزار شهدا هدف از اجراي اين برنامه بزرگ فرهنگي كه براي اولين بار با حضور بيش از چهل هنرمند با حضور اقشار مختلف مردم , مسئولين و خانواده هاي محترم شهدا و بسيجيان به اجرا درمي آيد زنده نگه داشتن پيام سرخ آزادگي و جوانمردي شهيدان كربلاست .
وي همچنين تصريح كرد : باتوجه به جايگاه والاي ماه محرم و همچنين اربعين حسيني در فرهنگ و آئين ها و همچنين به منظور تجديد ميثاق دوباره با آرمان هاي شهيدان انقلاب و 8 سال دفاع مقدس كه به پيروي از راه سرخ شهيدان كربلا در دفاع از سرزمين و كيان خود جان بر سر پيمان نهادند. اين برنامه بزرگ فرهنگي ترتيب داده شده است .
گفتني است نمايشنامه اربعين عشاق توسط گروه نمايشي كتل و به نويسندگي و كارگرداني صديق جمالي به نمايش درآمده است .
2 نمايشگاه عكس در 2 استان بزرگ كشور
به مناسبت اربعين حسيني , نمايشگاه عكسي با عنوان « اربعين خورشيد » تا اول ارديبهشت ماه توسط حوزه هنري گيلان در مجموعه هنري سردار جنگل رشت برپا خواهد شد.
به گزارش ستاد خبري حوزه هنري , در اين نمايشگاه 40 قطعه عكس از 1000 قطعه عكسي كه در روز عاشوراي حسيني سال گذشته ثبت شده و در ايستگاه عكسي در بقعه خواهر امام رشت ارائه شده بودند به نمايش گذاشته خواهند شد.
لازم به ذكر است كه نمايشگاه عكس ديگري نيز توسط واحد عكس حوزه هنري مازندران از ساعت 17 روز چهارشنبه 26 فروردين ماه جاري با موضوع دهه فجر و آزاد در دو بخش « كودك و نوجوان » و « جوان » برگزار خواهد شد.
نخستين سوگواره تعزيه خامس آل عبا در خوزستان و مجالس تعزيه خواني در كرمان
نخستين سوگواره تعزيه خامس آل عبا با برگزاري مجالس تعزيه خواني توسط هنرمندان تعزيه خوان كشور از 24 تا 31 فروردين ماه جاري توسط حوزه هنري و شهرداري اهواز با كارگرداني حسن مجللي (معين البكا) برگزار خواهد شد.
به گزارش ستاد خبري حوزه هنري , حوزه هنري كرمان نيز به مناسبت اربعين حسيني از امروز تا جمعه 28 فروردين ماه جاري مجالس تعزيه خواني شامل تعزيه هاي : شهادت حضرت امام حسين (ع ) , صالح يهود , رزم تبوك , شهادت حضرت قاسم , شهادت حر و شهادت مسلم در مجتمع تعزيه خواني سوره كرمان واقع در خيابان سرآسياب برگزار خواهد كرد. لازم به ذكر است حوزه هنري كرمان يازدهمين سوگواره تعزيه استان كرمان را نيز همگام با ايام فاطميه در تيرماه 83 برگزار خواهد كرد.
نمايش « عطش نور » در مدرسه علميه حضرت عبدالعظيم (ره )
در اربعين سيد و سالار شهيدان , حوزه علميه ي حضرت عبدالعظيم (ع ) , واحد خواهران , با اجراي نمايشنامه « عطش ظهور » اربعين حسيني را همراه با صدها نفر از طلاب و دانشجويان دانشكده ي علوم حديث و تربيت معلم ورامين و ساير دانشگاههاي استان , و بسيجيان و مسئولين حوزه و دانشگاه , به سوگ نشستند. اين نمايش در تالار شيخ صدوق (ره ) واقع در آستان حضرت عبدالعظيم حسني (ع ) از ساعت 12 ـ10 صبح روز دوشنبه 83,1,24 مطابق با 21 صفر 1425 توسط طلاب محترم مدرسه علميه خواهران اجرا شد .
نمايشگاه « بام شكسته بم » در كشور اكراين برپا مي شود
نمايشگاه بين المللي « بام شكسته بم » كه از 23 اسفندماه در گالري فرهنگسراي نياوران برپا مي باشد . از 31 فروردين ماه در كشور اكراين به نمايش گذاشته مي شود.
به گزارش ستاد خبري اين نمايشگاه , عكس هاي نمايشگاه « بام شكسته بم » پس از پايان برپايي در ايران , به مدت يك هفته به مناسبت هفته فرهنگي ايران در كشور اكراين در معرض ديد مردم اين كشور قرار خواهد گرفت .
گفتني است , نمايشگاه « بام شكسته بم » كه قرار بود تا تاريخ 21 فروردين ماه در فرهنگسراي نياوران برپا باشد , تا تاريخ 27 فروردين ماه به مدت 6 روز تمديد شد.
نمايشگاه و مسابقه بين المللي عكاسي « بام شكسته بم » با هدف ثبت و تصوير واقعه عظيم و دلخراش زلزله و به منظور قدرداني و اهتمام به تلاش هنرمندان و عكاسان فعال , توسط اداره كل تبليغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با همكاري انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران برگزار شده است .