از اول پيروزي انقلاب اسلامي , دو نگرش در صحنه اجراي
سياست خارجي كشورمان وجود داشت . هر دو نگرش
آشتي ناپذيري آمريكا را با جمهوري اسلامي قطعي مي دانستند ,
اما يك گروه بين اروپا و آمريكا تفكيك قائل مي شد و اعتقاد
داشت كه با نزديكي به اروپا و استفاده از رقابت اروپا و آمريكا
مي توان بعضي منافع كشور را تامين كرد. اما گروه دوم اعتقاد
داشت چالش بين ايران و آمريكا ريشه در ايدئولوژي غربي دارد
و غرب , اعم از اروپا و آمريكا , سر آشتي با نظام جمهوري
اسلامي نخواهند داشت .
هر دو گروه براي اثبات درستي روش خود استناداتي
داشتند , اما روشي كه به صورت عملي در كشور پيگيري شد , نظر
گروه اول يعني معتقدان به روش نزديكي به اروپا و استفاده از
رقابت اروپا و آمريكا براي حفظ منافع كشورمان بود , بگونه اي
كه خصوصا در پنج سال اخير رفت و آمد مقامات بلندپايه اروپا
و ايران شتاب گرفت و هرازچندگاه شاهد حضور مقامات
عاليرتبه اروپايي در كشورمان بوديم .
با وجود آنكه صحنه غالب تصميم گيري درباره سياست
خارجي كشور در اختيار گروه گفته شده بود اما برخي جريانات
نيز وجود داشتند كه مدعي بودند آمريكا ارباب اروپاست و براي
حل و فصل مشكلات بايد با ارباب بزرگ آنان گفتگو كرد. اين
گروه در درون دستگاه سياست خارجي كشور حضوري
نامحسوس داشتند و هرچندگاه يكبار زمزمه هاي خود را براي
انتشار نظرات خود تكرار مي كردند. البته اوج اين تفكر دردرون
دولت موقت به رياست مهدي بازرگان وجود داشت كه مخالف
صريح حضرت امام راحل و سپس مقام معظم رهبري با اين
تفكر , مجالي براي ظهور و بروز براي آنان فراهم نكرد.
در مقابل اين گروه سوم , گروه چهارمي وجود داشتند كه
مدعي بودند كه چاره مقابله با آمريكا , نزديكي به شرق و يا
شوروي سابق است كه البته اين تفكر با فروپاشي شوروي بكلي
حذف شد. به اين ترتيب صحنه سياست خارجي كشور به
صورت عملي در اختيار گروه اول قرار گرفت . هرچند گروه دوم
نيز نظرات خود را مبني بر بي اعتمادي به اروپا بيان
مي كردند.
طرفداران رابطه با آمريكا نيز در طول 25 سال گذشته
هرازچندگاه در فوايد رابطه با آمريكا سخناني را بيان داشتند كه
البته مورد توجه قرار نمي گرفت .
چالش هسته اي , باعث شد كه يكبار ديگر درستي و يا
نادرستي نظريات گروه اول و دوم به عرصه تجربه كشيده شود.
گروهي كه راه پيشبرد اهداف نظام را در بهره برداري از شكاف
اروپا و آمريكا مي دانستند سعي كردند كه در يك ديپلماسي و از
طريق نزديكي و مذاكره با اروپا , حقانيت كشورمان را براي
استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي اثبات نمايند. اوج اين
ديپلماسي , حضور وزيران خارجه سه كشور مهم اروپايي در
آذرماه سال گذشته در تهران بود كه فرآيند آن صدور « بيانيه
تهران » بود.
حوادث اخير كه در مذاكرات هسته اي ايران پيش آمده و
اظهارات طلبكارانه اروپايي ها درباره فعاليت هسته اي ايران اين
نظريه را كه نزديكي با اروپا باعث كاهش فشارهاي غرب به ايران
خواهد شد , به چالش كشيده است . اروپا نشان داد اگرچه در
ابتدا براي كسب امتيازها , خود را مستقل از آمريكا جلوه گر
مي نمايد و ژست استقلال طلبي به خود مي گيرد و در ظاهر نشان
مي دهد كه قصد ايستادگي در برابر قلدري آمريكا را در جهان
دارد , ولي آن زمان كه زور , پرزور شد , دست ها را بالا مي برد و
تسليم مطامع آمريكا مي گردد. البته اين ظاهر قضيه است و
بايستي علت اين تسليم شدن را نه فقط در قدرت تحميل اراده
آمريكا جستجو كرد , بلكه در يگانگي ماهيت برتري خواهانه غرب
در جهان جست ; ماهيتي كه ريشه در تشكل فلسفي اروپا و
نژادپرستي آن دارد كه آمريكا را نيز جزيي از خود دارد. به عبارت
ديگر آمريكا اكنون ابزارهاي لازم را براي پيشبرد اهداف
اروپايي ها در اختيار دارند و اروپائيها پيشبرد مطامع
توسعه طلبانه فرهنگ فلسفه خود را در اقدامات قيم مآبانه آمريكا
مي بينند. اروپا خود را شير پيري مي بيند كه جسارت او در
معرض درندگي هاي گرگ آمريكاست .
آنچه كه از تجربه هاي پيشين بدست آمد , اثبات اين موضوع
است كه در همكاري با غرب , نمي توان اروپا و آمريكا را جدا
دانست , همچنانكه به آمريكائيها اعتمادي وجود ندارد كه
بخواهند روابط خود با ايران را منصفانه و براساس احترام متقابل
پايه ريزي كنند , از اروپائيها نيز در اين زمينه سلب اعتماد شده
است . آنچه تجربه هاي پيشين براي ما اين موضوع را به ارمغان
آورده است كه راه نجات كشور تاكيد بيشتر بر اصل نه شرقي نه
غربي و استقلال خواهي است ; اصلي كه ما را ملزم مي كند در
روابط خود با اروپا اقتدار بيشتري را كه ريشه در عزت اسلامي
دارد پيشه سازيم تا بتوانيم كشتي انقلاب را به سلامت از اين
بحران ها خارج سازيم و بدست صاحب اصلي آن بسپاريم .
بدون شك در اين مسير , تاكيد بر سه اصل حياتي « عزت ,
حكمت و مصلحت » , افق هاي روشني را در برابر انقلاب اسلامي ,
ايجاد خواهد كرد.
مجتبي ياوري

|
آژانس بين المللي انرژي اتمي و قرارداد
« قوام ـ سادچيكف »
|
خسرو علوي زاده
عضو هيات علمي دانشگاه
علامه طباطبائي
قرآن كريم انسان را به تفكر در احوال گذشتگان و مطالعه
تاريخ دعوت مي كند. عده اي تاريخ را آئينه رفتار انسانها مي دانند
و معتقدند مي توان از گذشته براي شناخت آينده استفاده كرد و
به همين علت « گذشته را چراغ راه آينده » مي دانند. ما نيز
مي توانيم از تاريخ كشورمان براي تبيين رفتارهاي سياسي بهره
بگيريم .
1 ـ در بحبوحه جنگ دوم جهاني , شركتهاي آمريكائي علاقمند!
شدند تا در زمينه استخراج نفت در ايران به فعاليت بپردازند و از
اين رو نمايندگان دو شركت « استاندارد واكيوم » و « سينكلر » براي
مذاكره و عقد قرارداد با مقامات كشوري به ايران آمدند . (1 )
اگرچه محدوده فعاليت آنها نواحي جنوب شرقي كشور اعلام
شده بود اما دولت شوروي عليرغم درگيري در جنگ , هراسان از
حضور آمريكائي ها « كافتارادزه » معاون وزارت امور خارجه
شوروي را براي مذاكره به ايران فرستاد. گستاخي هاي
« كافتارادزه » , مصاحبه هاي جنجالي مطبوعاتي وي در محل
سفارت شوروي در تهران و حتي تهديدهائي كه حضور نيروهاي
شوروي در ايران پديد آورده بود و بالاتر از آن حمايت كوركورانه
عناصر طرفدار حزب توده بويژه نمايندگان اين حزب در مجلس
شوراي ملي سبب نشد كه ايران در برابر شوروي كوتاه بيايد و در
اين راه , مقاومت نمايندگان مجلس براستي تحسين برانگيز بود
چنانكه در جلسه مورخه 11 آذر 1323 تصويب شد كه اعطاي
هرگونه امتيازي به بيگانگان ممنوع است و نيز به موجب ماده
واحده مقرر داشتند نخست وزير يا وزيري كه چنين مذاكره اي را
بعمل آورد يا قراردادي منعقد كند , تحت تعقيب قرار گرفته و
مجازات خواهد شد(2 )
پاسخ منفي ايران , شوروي را به خشم آورد به طوري كه
تحريكات شوروي و حمايت آشكار از گرايش هاي تجزيه طلبانه
در آذربايجان و كردستان نتيجه و بازتاب همين مسائل بود تا آنجا
كه دولت ايران مجبور شد به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت
كند و با توجه به اعلاميه كنفرانس سران كشورهاي متفق در جنگ
تقاضا نمايد نيروهاي شوروي , خاك ايران را تخليه
نمايند.
اين تقاضا كه از حمايت آمريكا و انگلستان برخوردار بود با
عزيمت ناگهاني قوام السلطنه نخست وزير وقت ايران به مسكو و
مذاكرات وي با استالين و مولوتوف وزير امور خارجه شوروي
مسير ديگري يافت . اعلاميه نهائي مذاكرات قوام السلطنه با
مقامات روسي حاوي چند بند بود. در بند دوم آن , تشكيل يك
شركت مشترك از سوي ايران و شوروي براي استخراج نفت
شمال ايران پيش بيني شده بود و در برابر , شوروي متعهد شد كه
تخليه خاك ايران را در مدت 3 ماه به پايان برساند .
در اجراي موافقت نامه قوام و مقامات روسي قرار شد
« سادچيكف » سفير شوروي در ايران مذاكره با دولت
قوام السلطنه را ادامه دهد. اين مذاكرات به عقد قرارداد « قوام ـ
سادچيكف » در فروردين 1325 منجر شد . اين زمان مجلس
چهاردهم در ايران به كار قانون گذاري مشغول بود , لذا قوام
موافقت نامه مزبور را براي اظهارنظر و تصويب به مجلس ارائه
نمود و مجلس نيز قرارداد را براي اظهارنظر به كميسيون نفت
مجلس ارجاع كرد. اين بررسي آن قدر ادامه يافت كه عمر مجلس
چهاردهم در زمستان سال 1325 به پايان رسيد و از بهمن
همانسال مجلس پانزدهم آن بود كه در مهر 1326 قرارداد قوام ـ
سادچيكف را رد نمود.
2 ـ آژانس بين المللي انرژي اتمي و رئيس آن اصرار دارند كه
دولت ايران پروتكل الحاقي را هرچه زودتر تصويب كند(3 )اولا
بند « د » از تبصره 5 ماده سوم اساسنامه آژانس تصريح مي كند كه
فعاليت هاي آژانس با رعايت حق حاكميت دولت هالله انجام
مي گيرد و براساس قوانين حاكم بر معاهدات بين المللي , « دولتها
هيچگاه ازنظر حقوقي مكلف به تصويب معاهدات نيستند » و
« دولت امضاكننده مختار خواهد بود هرگاه مصلحت دانست
معاهده اي را تصويب كند » (4 ) چنانكه شواهد فراواني وجود
دارد كه كشورهاي مختلف از پذيرش يك معاهده بين المللي
خودداري كرده اند , يا آن را با تاخير تصويب نموده اند , حتي
تصويب معاهده اي را موكول به احراز شرايطي
نموده اند . (5 )
ثانيا در اظهارنظري از سوي خبرنگار « بي .بي .سي » نقل شده
بود كه اصول گرايان ايراني با انتخابات مجلس هفتم , خود را
قوي تر حس كرده و فكر مي كنند ايران قدرت مقاومت بيشتري
در برابر فشارهاي بين المللي يافته است . چه ارتباطي بين اصرار
البرادعي براي تصويب پروتكل الحاقي با اين اظهارنظر خبرنگار
« بي . بي . سي » و اظهارات آن نماينده مجلس ششم در بهمن 82
وجود دارد (6 ) فاعتبروا يا اولي الابصار ...
به كشورهاي عضو اجازه مي دهد NPT ثالثا ماده 10 معاهده
در صورت مشاهده نقض حاكميت خود از اين پيمان خارج
شوند و به همين علت كره شمالي در ژانويه 2003 خروج خود از
معاهده را به دليل تهديد امنيت كره شمالي از جانب سياست هاي
خصمانه آمريكا اعلام داشت . آيا كسي توانست كره شمالي را
وادار به تغيير موضع نمايد
بديهي است دولتي كه براي حفظ اقتدار ملي تلاش مي كند
در معرض فشارهائي خواهد بود اما چه كسي نامش در تاريخ
جاودانه خواهد ماند كسي كه ذلت و خواري ملتي را توصيه
مي كند يا كسي كه حفظ اقتدار ملي را وجهه همت خود قرار
مي دهد
رابعا كداميك از مقاماتي كه با مسئولين آژانس و بخصوص
خود البرادعي مذاكره نموده اند از مقامات اين نهاد بين المللي
خواسته اند متقابلا تضميني بدهند كه اقدامات آژانس در عراق را
در ايران تكرار نخواهند كرد افراد مختلفي كه در ماجراي عراق
نقش كليدي داشتند بر دروغ بودن و جعلي بودن گزارشات آژانس
در مورد عراق تاكيد كرده اند. حتي خود البرادعي در يك
اظهارنظر , گزارشات را « غيرواقعي » معرفي كرده بود و اساسا بين
البرادعي و آمريكا چه ارتباطي وجود دارد
البرادعي با چه مجوزي ايران را به مذاكره با آمريكا دعوت
مي كند (7 ) خبرنگاران رويتر , آسوشيتدپرس و خبرگزاري
فرانسه , سه رسانه غربي كه تاكنون بارها اخبار غيرموثقي درباره
پرونده هسته اي ايران منتشر نموده اند چرا بايد در كنار البرادعي
و با همان پرواز به ايران بيايند (8 )
واقعا چه ضمانتي وجود دارد كه مسئولين آژانس و شخص
البرادعي كه ثابت كرده است آلت دست آمريكاست , همان
خيانتي كه در مورد عراق و مردم عراق به عمل آورد , در مورد
ايران اجرا نخواهد كرد
خامسا اينك كه البرادعي با تعيين موعد « ماه ژوئن » و اصرار
بر اينكه هرچه زودتر ايران پروتكل الحاقي را تصويب كند تاكيد
دارد اين پروتكل را امضا نمايد , چه بهتر كه از اقدام مجلس
پانزدهم براي عدم تصويب قرارداد « قوام ـ سادچيكف » درس
بگيريم و مجلس ششم هرگز عجله اي براي اين كار از خود نشان
ندهد.
پاورقي :
1 ـ فاتح , مصطفي , پنجاه سال نفت ايران , صفحه 354
2 ـ صورتجلسه مذاكرات مجلس , آذر 23 و كتاب تاريخ سياسي
معاصر ايران جلد اول از دفتر انتشارات اسلامي قم , صفحه 289
و كتاب روابط خارجي ايران دكتر هوشنگ مهدوي صفحه 6
3 ـ جام جم , شماره 1106 , مورخه 24 اسفند 82 , صفحه 2
4 ـ نگاه كنيد به كتاب حقوق بين الملل معاهدات , دكترفلسفي ,
هدايت الله , انتشارات فرهنگ
5 ـ اولا دولت ايتاليا 5 سال است كه پروتكل الحاقي را به بهانه
نوسانات موجود در دولت و مجلس ايتاليا تصويب نكرده و ثانيا
دولت آمريكا اخيرا شروطي براي پيوستن به پروتكل الحاقي
تعيين نموده است . ثالثا دولت ايران كنوانسيون مربوط به مزايا و
مصونيت هاي سازمانهاي تخصصي ملل متحد و چهارده سند
ضميمه آن پيشنهادي در نوامبر 1947 را پس از 27 سال در 16
ماه مه 1974 تصويب نمود .
رابعا معاهده ورساي كه در تنظيم آن آمريكا نقش اساسي
داشت و نيز ميثاق جامعه ملل كه سند ضميمه معاهده ورساي
قرار گرفته بود در مجلس سناي آمريكا رد شد و به همين علت
آمريكا نتوانست به عضويت جامعه ملل سابق درآيد (كتاب
سازمان هاي بين المللي , رضا موسي زاده , انتشارات ميزان )
6 ـ مراجعه كنيد به مقاله با مخاطبان آشنا از نويسنده , روزنامه
جمهوري اسلامي 17 فروردين 83 , صفحه 8
7 ـ جرايد روزهاي اخير از جمله كيهان و جام جم مورخه 18
فروردين 83
8 ـ كيهان , 18 فروردين 83 , صفحه اول و 14 , اين سه رسانه
غربي تاكنون اخبار غيرموثق و بعضا نادرستي را درباره پرونده
هسته اي كشورمان منتشر كرده و برخي از آنها را به
« ديپلمات هاي غربي كه نمي خواهند نامشان فاش شود » نسبت
داده اند. اين ملازمت اخير خبرنگاران و البرادعي اين سئوال را
بوجود نمي آورد كه شايد يكي از اين ديپلمات ها كه موج تبليغاتي
عليه ايران به راه مي اندازند همين البرادعي باشد !

|
آقاي وزير! انتقاد دلسوزان را تخطئه نكنيد
|
وزير راه و ترابري چهارشنبه گذشته در حاشيه جلسه هيات
دولت رسانه ها را متهم كرد كه درباره حوادث و تلفات جاده اي
كشور آمار نادرست منتشر مي كنند. وي تاكيد كرد در اين رابطه
تنها مرجع ارائه آمار صحيح , وزارت راه و ترابري است . به
اعتقاد آقاي احمد خرم آماري كه توسط مطبوعات ارائه مي شود
از سوي مراجع غيرمسئول و غيررسمي تهيه مي شود. وي
تصريح كرده است هرگونه آمار درباره ميزان تصادفات و تلفات
سوانح رانندگي كه تا قبل از 15 ارديبهشت اعلام شود , كذب و
كاملا غلط است . آقاي خرم در بخش ديگري از اظهارات خود به
رشد 15 درصدي ناوگان جاده اي كشور و عدم تطابق آن با رشد
1,3 درصدي زيربناها اشاره نمود و بيان داشت : در دو سال
گذشته پايه اعتبارات وزارت راه و ترابري تنها به بيش از 3,5
برابر افزايش يافته است .
در ابتدا واكنش وزير محترم راه و ترابري در پاسخگويي به
نگراني و دغدغه مطبوعات كه نشات گرفته از رسالت ذاتي آنان
در قبال مردم به شمار مي رود , به فال نيك گرفته و اين اقدام را
نشانه توجه ايشان به فرمايش مقام معظم رهبري كه سال 83 را
سال پاسخگويي مسئولان نامگذاري نموده اند , قلمداد مي كنيم
كه در جاي خود بسيار قابل تقدير و تامل است .
و اما قطعا وزير محترم بر اين نكته واقف است كه آمار
منتشره توسط جرايد كثيرالانتشار نبايد و نمي تواند بي پايه و
اساس باشد و بدون ترديد به اطلاعات و ارقام ارائه شده از سوي
مراجع و منابع رسمي داخلي و خارجي استناد مي شود. بنابراين
اينكه آقاي خرم در مقام مسئول يك وزارتخانه , در نخستين
واكنش , تمامي آمارها و منابع آن را به هيچ انگارد و تخطئه
نمايد , متاسفانه عكس العمل مناسب و در شان وي و مردم نبوده
و نيست كه بنظر مي رسد بايد مورد تجديدنظر قرار گيرد. در اين
رابطه نظر وزير محترم راه و ترابري را به نكات ذيل جلب
مي نماييم .
1 ـ جهت عنايت بيشتر و رفع شبهه وزير محترم و قضاوت
خوانندگان گرامي يادآور مي شويم كه ارقام و اطلاعات ارائه شده
در گزارش خبري روزنامه جمهوري اسلامي مورخه 17
فروردين 83 تماما برگرفته از اخبار رسمي سازمان هايي چون
راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي , جمعيت هلال احمر ,
وزارت بهداشت و پزشكي قانوني بوده و در گزارش موردنظر نام
اين منابع بطور كامل ذكر شده و فاقد هرگونه ابهام است . از طرفي
ترديد نداريم كه آن وزير محترم نيز در اين زمينه با نگارنده هم
عقيده است كه سازمانهايي كه در آن گزارش خبري به آنها استناد
شده نه تنها هيچيك فاقد رسميت نبوده بلكه در زمينه ارائه آمار
نيز داراي وجاهت قانوني مي باشند. اينكه در اظهارات اخير
وزير راه و ترابري , اين منابع رسمي متاسفانه رسما غيرمسئول و
همچنين اطلاعات و ارقام آنان درباره تبعات حوادث جاده اي ,
كذب و كاملا غلط تلقي مي شود , محل تعجب ونگراني است !
2 ـ همانگونه كه در صدد نيستيم تنها وزارت راه و ترابري را
مسئول بيش از 200 هزار كشته و مصدوم تلفات جاده اي كشور
بهمراه خسارات چندين ميلياردي آن كه در نوع خود فاجعه ملي
محسوب مي گردد , معرفي نماييم و تمام كاسه كوزه ها را سر آن
وزارتخانه بشكنيم , همينطور هم به آقاي خرم توصيه مي شود در
واكنش به گزارشات مستند اينچنيني همواره جانب احتياط و
انصاف را رعايت نموده و بي محابا با منزه جلوه دادن عملكرد
وزارت متبوع خود , ديگر سازمان ها را تخطئه ننمايد و بدتر آنكه
اخبار و آمار آنان را كذب و كاملا غلط نپندارد! و توصيه ديگر
اينكه پيشنهاد مي شود جهت دسترسي به آمارهاي واقعي و
تكاندهنده تلفات و خسارات تصادفات و خودداري از
يكسويه نگري , لازم است با ساير سازمانهاي ذيربط , هماهنگي
لازم برقرار نمود و تنها به اطلاعاتي كه از ناحيه عوامل
وزارتخانه متبوع خود تهيه و تنظيم مي گردد , اكتفا ننمايد.
بديهي است اين شيوه علاوه بر جمع آوري اطلاعات و ارقام
جامع و كامل , سبب دوري گزيدن از تبعات واكنش هاي فاقد
پشتوانه خواهد شد.
3 ـ اگرچه اين فرض محال است وليكن چنانچه بپذيريم كه آمار
و اخبار منابعي كه در رسانه ها مورد استناد قرار گرفته , واقع بينانه
نيست , اظهارات اخير رئيس جمهوري كه در اين خصوص اعلام
كرده است « از بليه تصادفات و سوانح رانندگي رنج مي بريم » را
چگونه بايد تحليل و تفسير كرد قطعا اين هشدارها و ابراز
نگراني ها را نمي توان بي پايه و اساس خواند و نسبت به آن
احساس تكليف نكرد.
4 ـ و باز چنانچه بپذيريم كه تمامي منابع رسمي داخلي در اين
رابطه اطلاعات كذب ارائه مي دهند! گريزي نيست جز آنكه به
گزارش هاي سالانه مجامع بين المللي استناد نماييم و براي بيدار
نمودن وجدان هاي خفته كه براي فرار از مسئوليت , اين فاجعه
ملي را به هيچ مي انگارند و نسبت به سهم خود آمادگي پذيرش
مسئوليت ندارند , بپردازيم .
در تازه ترين گزارش سازمان جهاني بهداشت كه اوايل هفته
سوم فروردين ماه منتشر شد ضمن هشدار نسبت به افزايش مرگ
و مير ناشي از حواث جاده اي در منطقه آسيا و اقيانوسيه , آمده
است : آسيا و اقيانوسيه عليرغم دارا بودن فقط 16 درصد از كل
وسايط نقليه جهان , حدود 60 درصد تصادفات را بخود
اختصاص داده كه در اثر آن سالانه تقريبا 10 ميليون نفر كشته و
مجروح مي شوند. اين گزارش كه توسط خبرگزاري فرانسه از
مانيل مخابره شده همچنين سهم كشورهاي آسيايي بويژه جنوب
شرق اين قاره و ايران بيش از ديگران اعلام و مقامات ذيربط را به
اتخاذ تدابير پيشگيرانه فراخوانده است . گزارش تصريح دارد
ايران با حدود 38 هزار مرگ و بستري به ازاي هر 100 هزار نفر
جمعيت , رتبه نخست در دنيا را از آن خود ساخته است !
5 ـ نكته آخر اينكه در سال پاسخگو بودن مسئولان , نبايد
رفتارهايي چون شانه خالي كردن از مسئوليت از طريق تخطئه
ديگران , متهم نمودن رسانه ها , جبهه گيري و برخورد نامناسب با
منتقدين دلسوز و با انصاف , پاسخگويي تعبير گردد. مسئولان
بايد بپذيرند همواره در برابر مديريت نامطلوب و عملكرد
نادرستي كه به مردم و بيت المال آسيب مي رساند , بايستي
جوابگوي انتقادها , هشدارها و ابرازنگراني ها باشند و در اين راه
رسانه ها با عنايت به رسالت عظيمي كه برعهده دارند , در كنار
تعريف و تمجيدها خود را موظف به اداي اين مهم
مي دانند.
آقاي وزير! چنانچه با سعه صدر و منصفانه با انتقاد دلسوزان
برخورد نمائيم و آن را يادآوري نكاتي بدانيم كه در طرح ها و
برنامه ريزيها از ديد مديران پنهان مانده يا بدليل فشردگي و
حجم وظايف سهوا فراموش شده است , نه تنها برنمي آشوبيم و
به وادي موضعگيريهاي عجولانه نمي غلتيم بلكه در جهت
تصحيح و جامعيت بخشيدن به عملكردها و طرح هاي ملي , آن را
مورد دقت و توجه مطلوب قرار مي دهيم .
م ـ طلوع

| | |