
محدثه نيك زاده
بخش دوم وپاياني
بحران هويت
در صورتي كه هويت ظاهري افراد هر مجموعه , با هويت
واقعي و باطني آن سازگار و هماهنگ نباشد و با هنجارها و
آرمانهاي آن مجموعه انطباق نداشته باشد و گرايش آن در جهت
مخالف آن هويت باشد , بحران هويت به وجود مي آيد.
روحانيون نيز چنين اند. در صورتي كه هويت ظاهري افراد
روحاني با هويت باطني مجموعه روحانيت هماهنگ نباشد و يا
در جهت مخالف با آن هويت باشد « بحران هويت » تحقق
مي يابد.
عوامل ايجاد بحران هويت
.1 عدم اخلاص و بي تقوايي .
.2 بي سوادي و ناتواني در فهم منابع ديني .
.3 عامل نبودن به گفتار خويش .
.4 عدم آشنايي نسبت به زمان خويش .
.5 تحجر و كج انديشي .
.6 رعايت نكردن اصول اخلاقي و حسن معاشرت .
.7 آشنا نبودن با نيازها و حساسيت هاي مردم و جامعه .
.8 عوام زدگي
بيشتر شاخص هاي بحران هويت در يك روحاني به جهت
عدم شناخت آن هويت و توضيحاتي كه بيش از اين داده شد ,
معلوم و روشن است تنها دو مورد از شاخص هاي ياده شده نياز
به توضيح بيشتري دارد كه اكنون به توضيح آنها
مي پردازيم :
تحجر و كج انديشي
يكي از مسائلي كه مي تواند بحران و چالشي بسيار جدي در
هويت روحانيت ايجاد كند و وجود آنها را به خطر اندازد , تحجر
و كج انديشي برخي از روحانيون است . اين خطر چنان جدي
است كه امام خميني (ره ) درباره آن مي فرمايد : در خون دلي كه
پدر پيرتان از دست متحجران خورده است , هرگز از فشارها و
سختي هاي ديگران نخورده است . » 1
عوام زدگي
يكي از بحران هاي هويت در ميان روحانيون « عوام زدگي »
است . براي توضيح اين موضوع , مطلبي را از شهيد آيت الله
مطهري نقل مي كنيم : « جامعه در بسياري از حالات خود مانند
فرد است , از آن جمله آفت زدگي است , البته آفت اجتماع مناسب
و مخصوص به خود اجتماع است . هر جامعه اي نيز آفت
مخصوص به خود دارد. آفتي كه جامعه روحانيت ما را فلج كرده
و از پاي درآورده « عوام زدگي » است . عوام زدگي از سيل زدگي ,
زلزله زدگي و مار و عقرب زدگي بالاتر است . اين آفت عظيم معلوم
نظام مالي ماست . روحانيت در اثر آفت عوام زدگي , نمي تواند
چنانكه بايد پيشرو باشد و از جلو قافله حركت كند و به معني
صحيح كلمه هادي قافله باشد. مجبور است عقب قافله حركت
كند. خاصيت عوام اين است كه هميشه با گذشته و آنچه به آن
خو گرفته , پيمان بسته است . حق و باطل را تمييز نمي دهد. عوام
هر تازه اي را بدعت با هوي و هوس مي خواند. ناموس خلقت و
مقتضاي فطرت و طبيعت را نمي شناسد , از اين رو با هر نوي
مخالفت مي كند و هميشه طرفدار وضع موجود است . » 2
امام خميني احياگر هويت روحانيت
در ميان روحانيت شيعه , هيچكس به اندازه امام
خميني (قدس ) در جهت احياي روحانيت اصيل موثر نبود. در
دوراني كه بسياري از شاخص هاي هويت روحانيت از ياد رفته و
رنگ عوض كرده بود و افتخار يك روحاني , دوري از سياست
بود , تبليغ اسلام بسيار كمرنگ و روحانيت روز به روز از
اصالتش دور مي شد و عده اي نيز با نظام استبدادي سازش كرده
بودند , ناگهان آن روح الهي زمان , با دم مسيحايي اش , اين نهاد
اصيل را زنده كرد و در جهت اصلاح آن , خون دلها خورد.
مسائلي كه امام نسبت به روحانيت بيان كرده اند , نشان دهنده
روشن بيني خاص ايشان هم نسبت به جايگاه رفيع روحانيت و
هم نسبت به خطراتي است كه مي تواند جايگاه روحانيت را در
جامعه خدشه دار كند , برخي از اين مسائل را كه ايشان در منشور
روحانيت بيان فرموده اند در ذيل مي آوريم :
1 ـ افتخار به روحانيت بيدار كه در دعوت به حق و در راه خونين
مبارزه خود اولين قربانيان آن بودند.
« سلام بر آنان كه تا كشف حقيقت تفقه , به پيش تاختند و
براي قوم و ملت خود , منذران صادقي شدند كه بند بند حديث
صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پيكرشان گواهي
كرده است و حقا از روحانيت راستين اسلام و تشيع جز اين
انتظاري نمي رود كه در دعوت به حق و راه خونين مبارزه مردم ,
خود اولين قرباني ها را بدهد و مهر ختام شهادت باشد. »
.2 حوزه هاي علميه , پايگاه محكم اسلام , در برابر حملات و
انحرافات و كج روي ها;
« ترديدي نيست كه حوزه هاي علميه و علما متعهد در طول
تاريخ اسلام و تشيع , مهم ترين پايگاه محكم اسلام در برابر
حملات و انحرافات و كج رويها بوده اند. علما بزرگ اسلام در
همه عمر خود , تلاش نموده اند تا مسائل حلال و حرام الهي را
بدون دخل و تصرف ترويج نمايند. »
3 ـ روحانيت تكيه گاه محرومان ;
« صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرومان
بوده است . همه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقها بزرگوار
سيراب شده اند »
4 ـ روحانيت پيشگام ايثار خون و شهادت ;
« در هر نهضت و انقلاب الهي و مردمي , علماي اسلام ,
اولين كساني بوده اند كه بر تارك جبينشان خون و شهادت نقش
بسته است . كدام انقلاب مردمي , اسلامي را سراغ داريم كه در آن
حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند و بر بالاي دار
نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرش هاي حوادث خونين به
شهادت نايستاده است . »
5 ـ مبارزه با سرمايه داران و پول پرستان و خوانين ;
« علما اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان
و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ
كرده اند , و در قسمتي ديگر مي فرمايند : « روحانيت متعهد , به
خون سرمايه داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتي
نداشته و نخواهد داشت »
6 ـ قناعت , شجاعت , صبر و استقامت ,
« به هر حال خصوصيات بزرگي چون قناعت و شجاعت و
صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگي به قدرتها و مهمتر از
همه , احساس مسئوليت در برابر توده ها , روحانيت را زنده و
پايدار و محبوب ساخته است . »
7 ـ اعلام خطر نسبت به تحجرگرايان و مقدس نماها;
« خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه هاي
علميه كم نيست , طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش
خط وخال كوتاهي نكنند , اينها مروج اسلام آمريكائيند و دشمن
نبايد اتحاد طلاب عزيز ] آيا [ رسول الله . در مقابل اين افعيها ,
حفظ شود » و در قسمتي ديگر مي فرمايند : « آنقدر كه اسلام از
اين اين مقدس ماب ها ضربه خورده است , از هيچ قشر ديگر
نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت
اميرالمومنين (ع ) است كه در تاريخ روشن است »
8 ـ راه ضربه زدن استكبار به روحانيت
« استكبار وقتي كه از نابودي مطلق روحانيت و حوزه ها
مايوس شد , دو راه براي ضربه زدن انتخاب نمود , يكي راه
ارعاب و زور و ديگري راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر وقتي
حربه ارعاب و تهديد چندان كارگر نشد , راه هاي نفوذ تقويت
گرديد »
اولين و مهمترين حركت , القا شعار جدايي دين از سياست
است كه متاسفانه اين حربه در حوزه و روحانيت تا اندازه اي
كارگر شده است تا جائيكه دخالت در سياست دون شان فقيه و
ورود به معركه سياسيون , تهمت وابستگي به اجانب را به همراه
مي آورد. »
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 منشور روحانيت , صحيفه امام , ج 21 , ص .273
.2 شهيد مطهري , ده گفتار , ص 299
حضرت امام خميني : ترديدي نيست كه حوزه هاي
علميه و علما متعهد در طول تاريخ اسلام و تشيع ,
مهم ترين پايگاه محكم اسلام در برابر حملات و
انحرافات و كج رويها بوده اند
حضرت امام خميني : در هر نهضت و انقلاب الهي و
مردمي علماي اسلام , اولين كساني بوده اند كه بر
تارك جبينشان خون و شهادت نقش بسته است . كدام
انقلاب مردمي , اسلامي را سراغ داريم كه در آن
حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند و بر
بالاي دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر
سنگفرش هاي حوادث خونين به شهادت نايستاده
است .

|
بايسته هاي پاسخگويي (2 )
|
6 ـ مطالبه رهبري معظم انقلاب بدون شك , مطالبه اي
فراگير و همگاني و دربرگيرنده تمامي سطوح مديريتي كشور
است . اين مطالبه در صوتي كه در مسير مطلوب و معقول به
جريان افتد بسيار مبارك و تحول آفرين خواهد بود. در اين ميان
از احتمال اقدامات فرصت طلبانه و مغرضانه كه نسبت به هر
تصميم مثبت مي تواند بوقوع بپيوندد نبايد غافل بود. فضاي
حاكم بر كشور عزيز ما متاسفانه با فضاي مورد انتظار از يك نظام
الهي فاصله دارد.
گويا گروهي از طيف هاي مختلف مترصد فرصت اند تا به هر
مناسبتي به ميدان آيند و هر طرح و ايده و اراده اي را لوث و
خنثي نمايند. امروز مسئله « پاسخگويي » مطرح است . كدام
انسان عاقلي است كه از اين امر استقبال ننمايد ولي امكان بروز
يك آفت را نيز نمي توان از نظر دور داشت . حملاتي كه جريانها و
گروههاي موجود نسبت به يكديگر با محمل هاي گوناگون انجام
مي دادند از اين پس چه بسا زير عنوان « پاسخگويي » ادامه يابد.
هر كس به هر مناسبتي هر ارگان ونهادي را به پاسخگويي فرا
خواند و به ميز محاكمه بنشاند. مچ گيريهايي كه ديروز در قالب
پوششهايي صورت مي گرفت امروز با اين بهانه شتاب بيشتري
پيدا كند و همه چيز را به خرابي وتباهي كشاند. دلسوزان و
عاقلان قوم بايد به صراحت اعلام نمايند كه « پاسخگويي » به
معناي « محاكمه » نيست , « پاسخگويي » غير از « مچ گيري » است
« پاسخگويي » هزگر به هدف به صدادرآوردن « كوس رسوايي »
ديگران مطرح نشده است .
آنها كه در اين افكار غوطه مي خورند به خود آيند و قدري
در انديشه پاسخگويي به خداي بزرگ نيز باشند. بندگان خدا!
چرا خود را به محاكمه نمي كشيد و به طعن و لعن ديگران
مي پردازيد و چه نيكو سروده است پروين كه :
سير يك روز طعنه زد به پياز
كه تو مسكين چقدر بدبويي
گفت از عيب خويش بي خبري
زان ره از خلق عيب مي جويي
گفتن از زشت روئي دگران
نشود باعث نكورويي
تو گمان مي كني كه شاخ گلي
به صف سرو و لاله مي روئي
خويشتن بي سبب بزرگ مكن
تو هم از ساكنان اين كويي
در خود آن به كه نيك تر نگري
اول آن به كه عيب خود گويي
بياييم و در اين بهار جان افزاي طبيعت با نگاهي مثبت به
پيرامون خود به جاي تيرگي , روشنايي را به نظاره بنشينيم و
بدبيني را جايگزين خوشبيني نماييم .
ظن نيكوبر بر اخوان صفا
گرچه آيد ظاهر از ايشان جفا
آن خيال و وهم بد چون شد پديد
صدهزاران يار را ازهم بريد
7 ـ مراكز علمي , حوزه ها و دانشگاهها به خاطر جايگاه ويژه اي
كه دارند , انتظارات بيشتري را از خود در ذهنيت جامعه ايجاد
مي كنند. در سخنان رهبر فرزانه انقلاب در جمع زائران و
مجاوران بارگاه ملكوتي امام هشتم تاكيد گرديد كه : « بخشهاي
علمي كشوراعم از دانشگاهها و حوزه ها نيز بايد مشخص نمايند
كه براي توليد علم , آزادانديشي علمي و تضارب افكار چه
اقداماتي انجام گرفته است » .
بدون شك نشاط علمي در اين مراكز مايه رشد و رونق در
بخشهاي مختلف كشور را به دنبال خواهد داشت . هرگز نمي توان
كارهاي بزرگ انجام شده را ناديده گرفت و چشم خويش را بر
نقاط قوت بست و بزرگان و متوليان حوزه و دانشگاه به تناسب
مسئوليتهايي كه برعهده دارند شايسته است موفقيتهاي به دست
آمده در طول سالهاي پس از انقلاب را كه مايه دلگرمي و اميد
براي مردم است بازگو نمايند در عين حال با بيان كاستيها و
ناراستيها پيشگامي خويش را در امر مقدس پاسخگويي به همه
نهادهاي درون حاكميت عملا به اثبات رسانند.
براستي اگر اقدامي وتحولي در كشور لازم است صورت گيرد
كدام نهاد را شايسته تر از نهاد « حوزه ودانشگاه » مي توان سراغ
گرفت كه ابتكار عمل را در اين زمينه به دست گيرد و نام خويش
را در صدر فهرست آغازگران پاسخگويي قرار دهد. حوزويان و
دانشگاهيان و مديران علمي و فرهنگي كشور كه نبض حركت
جامعه را در دست دارند اگر شروع كننده باشند. بهترين تشويق
براي ديگران خواهد بود. جامعه به عالمان , استادان و نخبگان
خود اقتدا خواهد نمود و در اين صورت در آينده اي نزديك
شاهد فراگير شدن آهنگ گرايش به پاسخگويي از همه نهادها
خواهيم بود.
گرايشي كه برخاسته از اعتقاد و ايمان دروني هر نهاد به اين
امر است نه الزام بيروني به نظر مي رسد ارائه گزارش از سوي
بزرگان حوزه ودانشگاه در محورهاي زير پاسخگوي برخي از
دغدغه هاي مهم حوزويان و دانشگاهيان باشد :
يك ـ سياست گذاريها و برنامه ريزيهاي بلند مدت , ميان
مدت و كوتاه مدت .
دو. طرحهاي در دست اقدام در زمينه هاي آموزشي و
پژوهشي .
سه . سهم پژوهش در حوزه و دانشگاه .
چهار. معيارهاي گزينش دانشجويان وطلاب در مقاطع مختلف
تحصيلي
پنج . نوع نظارت بر وضعيت تحصيلي و تهذيبي طلاب و
دانشجويان در طول تحصيل
شش . ميزان رضايت حوزويان و دانشگاهيان از وضعيت
موجود.
هفت . جايگه « مدرك محوري » به جاي « شايسته محوري » در
دانشگاه و حوزه .
هشت . ميزان استفاده از روشهاي نوين علمي در همه سطوح
برنامه ريزي .
نه . مقايسه ميان توسعه كمي (اعم از نيروي انساني . ابزار مادي و
ساختار تشكيلاتي ) وتوسعه كيفي .
ده . اقدامات انجام گرفته در زمينه توليد علم و نهضت نرم افزاري
پس از فراخوان رهبري .
8 ـ صفحه حوزه و دانشگاه , در سال پاسخگويي آمادگي كامل
خويش را جهت انعكاس نقاط قوت و ضعف ابراز شده از سوي
مسئولان محترم وزارتخانه هاي مربوطه و حوزه هاي علميه اعلام
داشته براي همه خدمتگزاران به نظام مقدس اسلامي آرزوي
توفيق و بهروزي مي نمايد.
بزرگان و متوليان حوزه و دانشگاه به تناسب
مسئوليتهايي كه برعهده دارند شايسته است
موفقيتهاي به دست آمده در طول سالهاي پس از
انقلاب را كه مايه دلگرمي و اميد براي مردم است
بازگو نمايند. و در عين حال با بيان كاستيها و
ناراستيهاپيشگامي خويش را در امر مقدس
پاسخگويي به همه نهادهاي درون حاكميت عملا به
اثبات رسانند.

|
|