بسم الله الرحمن الرحيم
واكنش نسبتا قابل قبول وزارت امور خارجه كشورمان در
برابر انتقاد دولت آمريكا از وضعيت حقوق بشر در جمهوري
اسلامي ايران , اگر روش جديدي در برخورد با جبهه
استكباري غرب باشد , موجب اميدواري است .
سخنگوي وزارت امورخارجه , گفته است : « آمريكا با
جناياتي كه در عراق , فلسطين و ساير نقاط دنيا انجام ميدهد و
سبب جان باختن , آوارگي و وضعيت نابسامان بسياري از
انسانهاي بيگناه شده , اصولا در جايگاهي قرار ندارد كه درباره
حقوق بشر اظهارنظر كند » . وي افزود : « ديدگاه و برداشت
آمريكا از دو مقوله « حقوق » و « بشر » با ارزش هاي رايج و مورد
قبول جهانيان كاملا متفاوت است و اين ديدگاه اكنون بيش از
هر زماني در انزوا قرار دارد و چنين گزارشهائي در تضاد كامل با
اقدامات ضدحقوق بشري دولت آمريكا قرار دارد » .
هرچند وزارت امورخارجه ميتواند در چنين مواردي با
استناد به جنايات و مداخلات فراوان دولت آمريكا در
كشورهاي مختلف چهره زشت سردمداران اين كشور و ساير
دولت هاي غربي را افشا كند و دروغپردازي هاي حساب شده و
هدفدار آنها را برملا نمايد , اما همين اندازه كه اين روزها كمي
پيشرفت كرده و به نظر مي رسد درحال وداع كردن با ادبيات
انفعالي است , بايد اميدوار باشيم . البته براي متوليان وزارت
امورخارجه بايد دعا هم كرد تا همين روند را ادامه دهند و به
ادبيات انقلابي برگردند كه ادبيات متناسب با روحيات مردم
كشورمان و منطبق با تحولات امروز جهان است .
در سالهاي اخير , از رهگذر ادبيات انفعالي كه متوليان
سياست خارجي كشورمان بويژه اهالي وزارت امورخارجه
دچار آن بودند , خسران زيادي متوجه نظام و كشور و جامعه ما
شده است . در اين سالها حداكثر اقدامي كه توسط وزارت
امورخارجه در برابر تهاجمات غرب بويژه آمريكا صورت
گرفت , انتشار بيانيه هاي نيم بند و يا اظهارات منفعلانه
سخنگوي اين وزارتخانه بود كه نه تنها دولت هاي استكباري را
از تهاجم باز نميداشت بلكه به ادامه تهاجم ترغيب نيز ميكرد.
دولتمردان آمريكائي و اروپائي كه با پيروزي انقلاب اسلامي در
ايران دچار سردرگمي و انفعال شده بودند و حدود دو دهه
تلاش آنها براي وادار ساختن نظام جمهوري اسلامي به
عقب نشيني از مواضع انقلابي خود با شكست مواجه شده بود ,
به يكباره با ادبياتي مواجه شدند كه نه تنها هيچ نشاني از
انقلاب و آرمانهاي انقلابي نداشت بلكه بشدت منفعل بود. آنها
مرداني را ديدند كه به عنوان « ديپلمات » پشت ميزهاي مذاكره
مي نشينند و از گذشته ابراز ندامت مي كنند و غربي هاي
استعمارگر و جنايتكار بي نزاكت و گستاخ و مداخله گر را به
نظارت بر عملكرد نظام جمهوري اسلامي دعوت نموده و قول
ميدهند كه كاستي هاي مربوط به حقوق بشر و آزادي قلم و بيان
را جبران خواهيم كرد و رضايت شما را تامين خواهيم نمود!
اين برخورد منفعلانه , سران كشورهاي غربي را ذوق زده كرد و
آنها را به از سرگيري مداخلات در ايران به اميد بازگشت به
وضعيت قبل از انقلاب ترغيب نمود.
متاسفانه اين وضعيت آنقدر ادامه يافت كه حتي اخيرا در
كوران ماجراي تصويب قانون ممنوعيت حجاب در فرانسه و
تظاهرات و راه پيمائي هاي اعتراض آميز مسلمانان در بسياري از
كشورهاي جهان , سفير جمهوري اسلامي ايران در يكي از
كشورهاي اروپائي در جواب اين سئوال كه چرا اقدامي براي
مقابله با اين اقدام ضد حقوق بشر دولت فرانسه نمي كنيد گفت
ما فقط درصورتي ميتوانيم در اينجا كاري از پيش ببريم كه شما
در ايران تظاهرات و راه پيمائي عليه اين اقدام دولت فرانسه به
راه نيندازيد! چنين منطقي , از انفعال بسيار ضعيف تر و
ذليلانه تر است . وقتي سفير دولت جمهوري اسلامي ايران
بجاي آنكه مدافع احكام اسلامي باشد و با استفاده از اقدامات
ضدحقوق بشري دولت هاي غربي , آنها را از طريق اظهارنظرها
و اعتراضات مكرر وادار به پاسخگوئي و عقب نشيني كند , اين
چنين ذليلانه سخن ميگويد , بايد به اين واقعيت رسيد كه اين
وضعيت نتيجه طبيعي كاركرد ادبيات انفعالي است . دقيقا همين
ادبيات و همين كاركرد است كه آمريكا را آنچنان گستاخ نموده
كه به خود اجازه ميدهد قانون اساسي ما كه ميثاق ملي ماست
را زير سئوال ببرد و حتي خواستار تغيير آن و تغيير نظام
حكومتي كشور ما شود و بي شرمانه اعلام كند كه در ايران بايد
حكومتي بوجود بيايد كه مورد نظر آمريكا باشد و خواسته هاي
آمريكا را تامين كند.
خدا كند وزارت امورخارجه كشور ما به اين نتيجه رسيده
باشد كه اين روش غلط بوده و به زيان كشور تمام شده است .
در اينصورت ميتوان اميدوار بود كه متوليان اين وزارتخانه با
روي آوردن به ادبيات انقلابي و راه كارهاي انقلابي , وضعيت را
به تدريج به جايگاه شايسته اش برگردانند. مراجعه به
رهنمودهاي رهبري كه هر ساله به سفرا و مسئولان وزارت
امورخارجه ارائه مي كنند ـ و متاسفانه بكار بسته نمي شود ـ و
عمل به همين رهنمودها ميتواند راه را براي رسيدن به اين
جايگاه هموار سازد.

|