روزنامه جمهوري اسلامي 25/01/1383 صفحه سياسي

* سيد حسن نصرالله دبيركل جنبش حزب الله لبنان
هرگز دست از مقاومت برنمي داريم

رويايي به نام « كشور مستقل فلسطين »
سيد حسن نصرالله دبيركل جنبش حزب الله لبنان
هرگز دست از مقاومت برنمي داريم




سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله تاكيد كرد كه اين حزب هرگز با وعده و وعيد يا تهديد از مقاومت دست برنمي دارد.
دبيركل حزب الله اين مطلب را در جشنواره شهادت و آزادي كه به مناسبت هفته مقاومت اسلامي و سالگرد شهادت سيد عباس موسوي و شهيد راغب حرب و تقدير از شيخ عبدالكريم عبيد و ساير اسرا , شهدا و آزادگان برگزار شد , بيان كرد.
متن كامل سخنراني سيد حسن نصرالله بدين شرح است : هنگامي كه از تبديل شدن ما به يك حزب سياسي سخن مي گويند در واقع از دست برداشتن ما از مقاومت و دفاع از ملت , كشور و شرفمان سخن مي گويند. شما وقتي مي توانيد چنين چيزي را بخواهيد كه همه مردم براساس واقعيت ها مطمئن شوند كه خطر تجاوز از آنها دور شده و خطري لبنان و منطقه را تهديد نمي كند. اين سخن را وقتي مي توان گفت كه زمينه اي براي بررسي آن وجود داشته باشد. اما آيا انسان عاقل چنين حرفي مي زند. وقتي در خط مقدم دفاع از كشورت در برابر نقض حريم و تهديدهاي احتمالي ايستاده اي به تو مي گويند مرزها را رها كن و با ما در باتلاق تلفن همراه , برق , فساد اداري و دلالي غرق شو. وقتي از ما مي خواهند كه وارد چنين مقوله هايي شويم از ما دعوت نمي كنند كه با آنها در اصلاحات شريك شويم . در واقع آنها از ما ورود به چنين مقوله هايي را طلب مي كنند تا در آن سقوط كنيم , اما ما هرگز تسليم فشارها و مسائل حاشيه اي نمي شويم و در چارچوب مقاومت به مسائل مختلف و پرونده هايي كه همچنان لاينحل باقي مانده , خواهيم پرداخت .
ما اين مسئوليت را باز هم بر عهده خواهيم گرفت و دشمن نيز نمي تواند به دليل خروج از جنوب لبنان و كشتزارهاي شبعا بر سر كسي منت بگذارد. زيرا آن تنها از طريق مقاومت آزاد شد از اين رو مقاومت باز هم به مسئوليت هاي خود در اين زمينه عمل خواهد كرد.
اما در زمينه موضوع برادران مان كه همچنان در بند هستند بايد عرض كنم كه من تنها از لبناني ها سخن نمي گويم بلكه از تمام زندانياني صحبت مي كنم كه به دليل ايمان و وابستگي شان به خط مقاومت در زندان هاي دشمن بسر مي برند. درباره مرحله دوم مذاكرات مطالب زيادي گفته شده , اما من و برادرانم توافق كرديم كه بطور مخفيانه در اين زمينه اقدام كنيم زيرا اظهارنظرها و سخنان زياد به اين روند لطمه مي زند و در برابر آن مانع ايجاد مي كند.
رسانه هاي گروهي اسراييل طي ماههاي گذشته با اقدامات خود مبادله را به تاخير انداختند. از اين رو ما براي ميانجي آلماني شرط گذاشتيم كه در هرگونه مذاكره ميان ما و آنها و ميان آنها و دشمن , تمام طرف ها بايد تا زمان رسيدن به نتيجه مورد نظر مسائل را محرمانه نگه دارند. امري كه من و ساير برادران به آن متعهد و پايبند هستيم .
اما درباره پيكرهاي شهدا به خانواده هاي شهدايي كه جنازه هايشان همچنان مفقود است عرض مي كنم كه اميد خود را از دست ندهيد. به نظر من و ساير برادران , اين پيكرها همچنان در دست دشمن است . لذا ما پيكرهاي شهدا را به دو بخش تقسيم كرده ايم , پيكرهاي شهدايي كه به نظر ما در لبنان مدفون هستند و پيكرهاي شهدايي كه به فلسطين اشغالي منتقل شده است . در زمينه اجسادي كه در لبنان است از همه مي خواهم كه در اين زمينه كمك كنند اما درباره اجسادي كه در دست دشمن است ما اين موضوع را دنبال خواهيم كرد. اما نياز به اطلاعات داريم . مانند فيلم , عكس يا گفته هاي شاهدان عيني كه اين امر در گفت و گوها به ما كمك مي كند.
از سوي ديگر درباره 24 مفقودالاثر , اطلاعاتي به دست آورده ايم . برخي از آنها به شهادت رسيده اند كه اين موضوع را به خانواده هايشان اطلاع داده ايم . اما درباره ساير افراد نمي توان به اظهارات دشمن تكيه كرد. منظور من مفقودان در لبنان است خواه لبناني , فلسطيني يا وابسته به ساير مليت ها باشند. كه موضوع ديپلمات هاي ايراني نيز در همين راستا قرار دارند. ما از افرادي صحبت مي كنيم كه در جريان حمله اسراييل و اشغال لبنان توسط اين رژيم مفقود شده اند. در اين زمينه هم ما نيازمند اطلاعات هستيم . از ديگر موضوعات بسيار مهم , موضوع ميادين مين است . ما در اين زمينه نقشه هايي را به دست آورده ايم اما دشمن طبق معمول ادعا مي كند كه نقشه ها را در اختيار نيروهاي سازمان ملل متحد قرار داده است . در حالي كه نقشه هاي صدها ميدان مين را همچنان در اختيار دارد كه در آن نقاط دقيق كاشت 140 هزار مين در مناطق مختلف لبنان مشخص شده است . كه اين امر خنثي كنندگان مين بيشتري را در دراز مدت طلب خواهد كرد. از اين رو پاكسازي اين ميادين , موفقيتي بزرگ به شمار مي رود زيرا آزادي وطن از چنگال اشغال گران محسوب مي شود.
از سوي ديگر ما با نقض حريم زميني مواجه خواهيم شد. در برخي مواقع ما اندكي تامل كرده و هشدار مي دهيم و به نيروهاي سازمان ملل مي گوييم كه به آنها بگويند از منطقه خارج شوند اما گاهي نيز هر كس را كه داخل مي شود مورد حمله قرار مي دهيم . اما حال مي گويم هر سرباز اسراييلي كه يك وجب قدم در خاك لبنان بگذارد تمام عواقب اين كار را بايد برعهده بگيرد. ما آزاديم كه او را به قتل برسانيم و يا زخمي و اسير كنيم . ما هرگز در برابر نقض حتي يك وجب از خاك لبنان سكوت نخواهيم كرد و از حاكميت و عزت كشورمان دفاع خواهيم نمود. ما هرگز اجازه هيچگونه نقض خط بنفش را كه از كشتزارهاي شبعا عبور مي كند , نمي دهيم . در صورت هرگونه نقض مرزهاي بين المللي يا خط بنفش در خاك لبنان , مقاومت مقابله با آن را حق خود مي داند و اين يك حق طبيعي است . من آشكارا اعلام مي كنم كه ما حق مين گذاري در مناطق و نقاطي كه نظاميان صهيونيست ها آن را نقض مي كنند , و همچنين حق نصب كمين را داريم و دشمن حق ندارد از نيروهاي سازمان ملل بخواهد اين مين ها را خنثي كنند.
درباره آبهاي منطقه اي لبنان نيز ما هيچ مورد نقض را نمي پذيريم . در زمينه پدافند هوايي نيز ما داراي ضدهوايي هستيم كه از آن استفاده مي كنيم . امري كه از فعاليتهاي نيروي هوايي اسراييل جلوگيري مي كند. لذا هليكوپترهاي دشمن در برخي مناطق به دليل ترس از پدافند حزب الله , در ارتفاع پايين پرواز نمي كنند و حتي هواپيماهايشان نيز جرات پرواز در ارتفاع پايين را ندارند.
در پايان بايد عرض كنم كه حزب الله , كادرها , پرسنل و افراد آن برخلاف آنچه گفته مي شود به خوبي مي دانند كه چگونه از پيروزي هاي خود در سطوح داخلي بهره برداري كنند. موضوع اين نيست كه ما نمي دانيم چگونه برخورد كنيم بلكه مساله آن است كه ما نمي خواهيم با كسي دشمني و رقابت كنيم و اوضاع داخلي را متشنج سازيم . چرا كه مسئله اي بسيار مهم و خطير فراروي ما قرار دارد. كشور همچنان در معرض تهديد است . ما مي دانيم كه چگونه از امكانات بهره برداري كنيم اما نمي خواهيم . هيچ مانعي بر سر راه استفاده ما از موقعيت سياسي و معنوي مقاومت براي تحقق اهداف وجود ندارد اما اينها براي دشمني , رقابت و يا حذف ديگري و گرفتن جاي آن نيست .
به نقل از : « ندا المقاومه ـ مارس 2004
سيد حسن نصرالله : رژيم صهيونيستي نقشه 140 هزار « مين » كه در نقاط مختلف اراضي لبنان كار گذاشته , در اختيار دارد
دبيركل حزب الله لبنان : هر سرباز اسرائيلي كه پاي در يك وجب از خاك لبنان بگذارد , ما آزاديم كه او را به قتل برسانيم

رويايي به نام « كشور مستقل فلسطين »


سال 82 هم به پايان رسيد , اما روند تشكيل كشور مستقل « فلسطين » كه بر اساس طرح صلح پيشنهادي آمريكا موسوم به « نقشه راه » مي بايد در سال گذشته آغاز مي شد و در سال 1384 به سرانجام مي رسيد , همچنان در مرحله حرف و روي كاغذ باقي مانده است .
تحقق نيافتن ابتدايي ترين امور پيش بيني شده در نقشه راه كه آمريكاييها در سال گذشته به دو طرف فلسطيني و اسراييلي ارائه كردند , از ناكامي آمريكاييها در اجراي اين طرح صلح خبر مي دهد.
از ديد محافل خبري آمريكا نيز اگر طرح صلح بوش طبق برنامه تعيين شده پيش مي رفت , امروز مي بايد شاهد آغاز روند تولد كشور مستقل فلسطين مي بوديم . اما تاكنون نه فقط اين روند آغاز نشده , بلكه دورنماي اجرا و تحقق طرح « نقشه راه » با توجه به گفته هاي تازه وزير خارجه آمريكا , نااميدكننده است .
ژنرال « كالين پاول » وزير امور خارجه آمريكا گفته است كه « اگر فلسطينيان و دولت احمد قريع قدمي اساسي در ارتباط با محكوم كردن عمليات تروريستي بر ندارند , آمريكا نمي تواند نقش فعالي در پيشبرد صلح به عهده بگيرد. »
اين شرط يك طرفه و جانبدارانه آمريكا براي ايفاي نقش فعال در روند صلح , در شرايط فعلي در واقع موكول كردن تحقق امر صلح به محال است . زيرا در آن جنايات صهيونيستها در فلسطين اشغالي ناديده گرفته شده و آمريكا را هم آشكارا و رسما از موقعيت ميانجي بي طرف , در موضع يك طرف منازعه قرار داده است .
نكته قابل توجه اين كه حتي مرحله اول طرح صلح پيشنهادي آمريكا كه مورد قبول رژيم صهيونيستي و دولت خودگردان , حداقل در مرحله حرف قرار گرفته , طبق برنامه پيش بيني شده , به اجرا در نيامده است .
اگرچه مقامات آمريكايي از اسراييليها خواسته اند كشور فلسطين را در يك دوره زمانبندي شده يك ساله , بطور غير مشروط به رسميت بشناسند , اما تاكنون هيچ گونه رفتاري از اسراييليها در پاسخ به اين خواسته آمريكا ديده نشده است و آمريكا هم در برابر آن جز سكوت تاييد آميز نداشته است .
روزنامه اسراييلي « هاارتص » در آن موقع نوشت كه دولت آمريكا از راه منابع غير رسمي پاره اي تغييرات در طرح حل و فصل منازعات ميان اسراييل فلسطين موسوم به « نقشه راه » را به آگاهي اسراييل رسانده و خواستار برپايي كشور فلسطين حداكثر ظرف سه سال شده است .
تاكنون مقامات كشورهايي كه به نحوي درگير بحران فلسطين هستند و نيز كميته چهار جانبه كه روند طرح صلح نقشه راه را پيگيري مي كنند , نشستهاي زيادي داشته اند , اما هيچ كدام به نتيجه عملي و اجرايي دست نيافته اند. تنها نتيجه عملي آن ها , درخواست آمريكا از عرفات براي ايجاد پست نخست وزيري در دولت خودگردان بوده كه تحقق يافته است . اما اسراييليها نه تنها به درخواست آمريكاييها براي توقف شهرك سازي پاسخ مثبت نداده اند , بلكه روند آن را تشديد هم كرده اند.
با توجه به اين كه طرح صلح نقشه راه را آمريكاييها پيشنهاد كرده اند و اين كه هر دو طرف آن را پذيرفته اند , اين سوال مطرح است كه دلايل اجرا نشدن آن چيست
آمريكاييها كه در مسائل خاورميانه نقش مستقيمي دارند , آيا قادر نيستند اين مشكل اساسي خاورميانه را حل كنند و به قول خودشان به خشونت و تروريسم پايان دهند
چندي پيش كه طرح صلح نمادين اروپايي موسوم به « ابتكار ژنو » مطرح شد , مقامات آمريكا در واكنشي سريع فرستاده خود را به براي پي گيري روند طرح صلح نقشه راه به خاورميانه اعزام كردند و شديدا طرح ژنو را مورد انتقاد قرار دادند. هر چند كه در راستاي « امكان پذير دانستن برقراري صلح » , با تغيير موضع , آن را « در راستاي طرح صلح نقشه راه » اعلام كردند.
رفتار سياسي آمريكاييها و اسراييليها در مورد مساله فلسطين و روند صلح خاورميانه اين انديشه را تقويت مي كند كه آنها واقعا خواهان صلح نيستند و مي خواهند آتش بحران در منطقه را هميشه شعله ور نگاه دارند.
نكته قابل توجه اين كه در حالي كه آمريكاييها در حرف از صلح سخن مي گويند , اسراييليها حملات خود را در سرزمينهاي اشغالي به فلسطينيان تشديد مي كنند.
ديوار حايل و به اصطلاح امنيتي مي سازند و جاي پاي خود را در مناطق اشغالي تحكيم مي بخشند.
اسراييليها به كشتار مردم بي دفاع فلسطين ادامه مي دهند و آنگاه كه فلسطينيان در مقام دفاع بر مي آيند , تروريست و مانع بزرگ برقراري صلح در خاورميانه خوانده مي شوند.
عملكرد صهيونيستها در ادامه اشغالگري سرزمينهاي فلسطيني نشان مي دهد كه حتي اگر فلسطينيان سلاحهاي خود را به زمين بگذارند و دست از مبارزه بكشند , خواسته اي كه آمريكاييها دارند , باز هم صلحي در كار نخواهد بود.
به عقيده بسياري از تحليگران اين كه امروز با گذشت يك سال از اعلام طرح صلح نقشه راه هنوز قدمي در راستاي تاسيس كشور مستقل فلسطيني (وعده اي كه بوش آن را داده ) برداشته نشده , ناشي از زياده طلبي آمريكاييها و اسراييل در كسب حداكثر امتيازها و دادن حداقل امتيازها است . بسياري از كشورهاي عرب از جمله اردن و مصر كه بطور جدي روند اين طرح صلح را پيگيري مي كنند , از آن حمايت كرده اند. اما برخي ديگر از جمله سوريه به مخالفت برخاستند و از همان اوان آن را « نيرنگي براي تامين منافع اسراييل » دانستند.
محافل مطبوعاتي عرب از همان روز اول , اين طرح را « تلاش آمريكايي ها براي كنترل بحران هاي منطقه » ارزيابي كردند.
اگر امروز طرح نقشه راه ناكام مانده , در واقع مي توان گفت به دليل اينست كه هدف از اين طرح , پايمال كردن حقوق ملت فلسطين , تنزل سطح خواسته هاي اعراب و در نهايت توقف مقاومت و انتفاضه ملت فلسطين بوده است .
اعراب مي گويند كه هر طرحي اگر به خواسته هاي آنها در مورد پايان يافتن سياست اشغالگري در همه سرزمين هاي عربي اشغال شده سال 1967 , توقف عمليات شهرك سازي صهيونيستها و برچيدن شهرك ها , يافتن راهكاري براي حل مساله پناهندگان فلسطيني و شهر قدس و همچنين برپايي كشور فلسطين پاسخ مناسب ندهد , هرگز امكان موفقيت پيدا نخواهد كرد.
در برابر اين عقيده اعراب , اسراييليها نيز خواستار توقف انتفاضه , ادامه اشغالگري هستند و نسبت به هيچ يك از قطعنامه هاي بين المللي هم پايبندي ندارند.
در چنين فضايي و در شرايطي كه انتفاضه مردم فلسطين در برابر اشغالگران صهيونيست ادامه دارد , دستيابي به صلح در خاورميانه رويايي بيش نيست .
آمريكاييها تا زماني كه ابتكار عمل سياسي قابل قبولي براي منازعه اعراب و اسراييل بر مبناي قطعنامه هاي شوراي امنيت كه اولويت آن تامين امنيت براي اسراييل نباشد , ارائه نكنند , نمي توانند در برقراري صلح موفق شوند.
طرح صلح « نقشه راه » به رغم اصلاحاتي كه در آن صورت گرفت و كميته چهار جانبه اي براي پيگيري آن تشكيل شد , اما همچون طرحهاي پيشين به دليل چشم بستن مقامات آمريكايي به روي واقعيتها , سرانجام محكوم به شكست است .
هر چند كه كميته چهار جانبه بين المللي متشكل از اتحاديه اروپا , آمريكا , روسيه و سازمان ملل آن را مورد تاييد قرار داده باشند.
رفتار سياسي آمريكائيها و صهيونيستها در قبال تحولات فلسطين اين انديشه را تقويت مي كند كه آنها مي خواهند آتش بحران را در منطقه همواره شعله ور نگاه دارند