روزنامه جمهوري اسلامي 20/01/1383 صفحه سياسي

يك ربع قرن عناد كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران
* سردبير روزنامه مصري « الاخبار » :
آمريكا و رژيم صهيونيستي منزوي شده اند
يك ربع قرن عناد كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران


به بهانه سالروز قطع رابطه آمريكا با ايران اسلامي
يك ربع قرن از عمر انقلاب اسلامي ايران مي گذرد ولي در اين 25 سال مقامات آمريكائي هيچگاه رابطه سالمي با جمهوري اسلامي ايران نداشته اند و هيچگاه از موضعي برابر , متعارف و منطبق بر قوانين ناظر بر روابط بين المللي با ايران اسلامي رفتار نكرده اند.
انقلاب اسلامي ايران در شرائطي به پيروزي رسيد كه آمريكا تمامي تدابير و كوششهاي خود را براي حفظ رژيم شاه بكار بسته بود و با تجربياتي كه از حوادث مربوط به سركوبي نهضت ملي شدن صنعت نفت و كودتاي 28 مرداد و نيز سركوب خونين قيام اسلامي 15 خرداد مردم ايران بدست آورده بود تمامي راه حلهاي موجود را در اين رهگذر بررسي و مطالعه كرده بود.
آمريكا از ارسال سلاحهاي نظامي و احتمال براه انداختن كودتا گرفته تا حمايت مصلحتي گروههاي چپ مانند حمايت از حزب توده در سالهاي 2 ـ 1331 براي سرنگوني دولت مصدق و حتي كنارآمدن با قدرتهاي رقيب خود و غيره همه راهها و طرق موجود را براي جلوگيري از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و برقرار نگاه داشتن روابط نابرابر و سلطه جويانه خود مورد مطالعه قرار داده بود.
انقلاب اسلامي ايران در حقيقت قيام مردم مسلمان ايران عليه سلطه جابرانه و طولاني آمريكا بر كشورمان بود. سلطه اي كه چنگال اختاپوسي آن بر همه مقدرات سياسي , فرهنگي , اقتصادي و نظامي و اجتماعي جامعه فرو رفته بود.
به همين دليل بود كه انقلاب با فرار مستشاران و جاسوسان آمريكائي و سپس موج عظيم توطئه ها و فتنه انگيزيهاي كاخ سفيد عليه نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران همراه شد.
انقلاب اسلامي ايران كه در بهمن 1357 به پيروزي رسيد , در حقيقت دولت آمريكا را از بزرگترين ستاد فرمانروايي و ژاندارمي اين كشور در خاورميانه محروم ساخت . حكومت ايران حافظ و مدافع ديرينه مركز فعاليتهاي جاسوسي سازمان سيا در خاورميانه بود. با وقوع انقلاب رابطه ايران با قوي ترين متحد خاورميانه اي آمريكا يعني اسرائيل قطع شد و سفارت آن كشور در تهران تعطيل گرديد و كليه ديپلماتها و جاسوسان صهيونيستي همراه با بيش از 40 هزار كارشناس و مستشار آمريكايي از ايران اخراج شدند , وسائل استراق سمع و جاسوسي آمريكا در ايران برچيده شد و جريان نفت به روي دولتهائي مانند اسرائيل و رژيم نژاد پرست پيشين آفريقاي جنوبي قطع گرديد. ايران از پيمان استعماري سنتو كه در سال 1338 براي دفاع از منافع آمريكا و متحدين غربيش به امضاي كشورهاي تركيه و ايران و پاكستان رسيده بود خارج شد و با ا ين خروج موجبات انحلال پيمان را فراهم آورد. قراردادهاي خريد تجهيزات ووسائل نظامي آمريكا كه در زمان شاه مخلوع منعقد شده بود لغو گرديد و از همه مهمتر نه ماه پس از پيروزي انقلاب , سفارت آمريكا كه در طول اين مدت مركز طراحي بسياري از توطئه ها , كودتاهاي نافرجام , بلوا و آشوب در نقاط مختلف كشور و كارشكني در مسير بازسازي شده بود. بعنوان لانه جاسوسي اشغال و تعطيل شد و جاسوسان ديپلمات نماي آن بعنوان اهرمي براي بازگرداندن شاه مخلوع كه به آمريكا پناهنده شده بود به گروگان گرفته شدند.
مردم ايران در سالهاي پس از انقلاب شاهد بلوكه شدن دارائي هاي كشورشان در بانكهاي آمريكايي , و شكل گيري كودتاهاي متعدد ولي ناموفق آمريكائي در ايران , تبديل شدن سفارت آمريكا به يك لانه جاسوسي براي توطئه و تشكل بخشيدن به موجوديت ضدانقلاب , مداخله نظامي آمريكا در داخل مرزهاي كشورمان (ماجراي طبس ) و دهها نمونه ديگر از اقدامات خصمانه كاخ سفيد بوده است .
از اين رو وقتي سفارت آمريكا بعنوان مركز فرماندهي اقدامات خرابكارانه و بازدارنده عليه جمهوري اسلامي ايران تعطيل شد , بجز معدودي از گروهكهاي معاند و تعدادي از سياستمداران ورشكسته و بريده از مردم كه هيچگاه در خدمت آرمانهاي انقلاب نبودند , كسي در داخل كشور از اين تحول ناراضي نبود.
آنچه كه موجب تصرف لانه جاسوسي آمريكا در تهران و خاتمه دادن به فعاليتهاي مخرب آن در كشور گرديد , صرفا اقدام آن كشور در پناه دادن به شاه مخلوع نبود. بلكه اين رويدادي بود كه تنها كاسه صبر مردم ايران را لبريز كرد و زمينه سقوط لانه جاسوسي را فراهم آورد.
تسخير لانه جاسوسي در ايران به واقع برگ ديگري از انقلاب ضدآمريكايي مردم ايران بود. به همين دليل بود كه حضرت امام خميني (ره ) از آن به عنوان « انقلاب دوم » ياد كردند. اين حادثه بازتاب و عكس العمل منطقي دشمني علني آمريكا باانقلاب اسلامي طي كمتر از 9 ماهي بود كه از پيروزي آن مي گذشت .
دولت كارتر نه براي مردم خود و نه حتي براي نظاميان وبسياري از سياستمداران خود شرح نداده بود كه علت اصلي گروگانگيري در تهران چه بود و سفارت آمريكا طي 9 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان تصرف لانه جاسوسي , چه اقدامات خصمانه و كينه توزانه اي را عليه انقلاب اسلامي ايران و جمهوري نوبنياد برخاسته از آن به عمل آورد. حتي امروز هم كه بيش از 24 سال از سقوط لانه جاسوسي آمريكا در تهران و تقريبا نزديك به همين ميزان از اعلام قطع رابطه سياسي آمريكا با جمهوري اسلامي ايران مي گذرد , هنوز وسائل ارتباط جمعي آمريكا و يا مقامات دولتي آن كشور در دنيائي كه « عصر ارتباطات » لقب گرفته است , به مردم آمريكا نگفته اند كه سفارت كشورشان در تهران طي محدوده زماني 9 ماهه حدفاصل پيروزي انقلاب تا اشغال آن , مركزي براي هدايت همه گونه فعاليتهاي مخرب و براندازانه عليه نظام نوظهور جمهوري اسلامي ايران بوده است . مقامات آمريكائي به مردمشان نگفته اند كه كودتاي نوژه با هدايت ماموران آمريكائي و با نقشه افسران آمريكائي طراحي شده بود و قرار بود به اجرا گذارده شود. كاخ سفيد به مردم آمريكا نگفته بود كه پناه دادن و پذيرائي از شاه مخلوع به عنوان دشمن يك ملت انقلابي , به منزله دهن كجي و توهين به آن ملت تلقي مي شود. مردم آمريكا هنوز نمي دانند كه كاركنان سفارت آمريكا طي كمتر از يك سال پس از پيروزي انقلاب با همه سركردگان گروههاي ضدانقلابي در تماس بوده اند , نيازهاي مالي آنها را براي مبارزه با جمهوري اسلامي ايران تامين مي كردندو خود راسا به تشكيل شبكه هاي نامرئي براي كودتا مبادرت مي ورزيدند. اساسا به همين دليل بود كه كاركنان سفارت آمريكا در اولين دقائق شروع عمليات اشغال اين مكان در روز 13 آبان 1358 به سرعت به خرد كردن و نابود نمودن اسناد مربوط به فعاليتهاي مخرب و غيرقانوني خود اقدام كردند. اگر دستگاههاي ارتباط جمعي آمريكا و وسائل اطلاع رساني مدعي آزادي قلم و بيان در آن كشور از ابتدا ذهن مردم آمريكا را نسبت به عملكرد ديپلمات نماهاي جاسوس آمريكائي در تهران روشن مي كردند , امروز مردم آمريكا بهتر مي توانستند مفهوم امتناع طولاني ملت ايران از پذيرش درخواست بازگشائي مجدد روابط ظالمانه حكام كاخ سفيد با جمهوري اسلامي ايران را بفهمند.
اين رويه يعني كتمان واقعيت و بي خبرنگاه داشتن مردم آمريكا پديده اي است كه پس از كارتر در دوران 8 ساله حكومت رونالدريگان جمهوريخواه , دوران 4 ساله حكومت جرج بوش جمهوريخواه (پدر) و دوران 8 ساله حكومت بيل كلينتون دمكرات نيز ادامه يافته و در دوران فرزند گاو چران بوش پدر يعني جرج بوش به اوج سانسور رسيده است طبق يك نظرخواهي كه در آبان سال 1378 به مناسبت بيستمين سالگرد سقوط لانه جاسوسي تهيه شد و در آمريكا انتشار يافت يك سوم مردم آمريكا هنوز از واقعه اشغال لانه جاسوسي باخبر نشده بودند و يك سوم ديگر از مردم كه از آن واقعه مطلع هستند علت اصلي وقوع حادثه را نمي دانند و از جرائم جاسوسان آمريكائي در تهران بي خبر بودند و مجموع اطلاعاتشان در حد تحريفات و اكاذيبي خلاصه شده بود كه منابع سياسي و تبليغي آمريكا راجع به انقلاب اسلامي , نظام جمهوري اسلامي وعملكرد سفارت آمريكا در تهران به خورد آنها داده بودند.
آمريكائيها جمهوري اسلامي ايران را به نقض حقوق بشر متهم مي كنند ولي فقط در يك اقدام جنايتكارانه و هولناك كه به منزله تمسخر عمدي درك و شعور جامعه جهاني است , هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران را با 300 مسافر و خدمه غيرنظامي آن در آبهاي خليج فارس سرنگون كردندو اين فاجعه بزرگ را كه هرگز از تاريخچه خصومت آمريكائيها عليه جمهوري اسلامي ايران پاك نخواهد شد , به حساب نقض حقوق بشر نگذاشتند. ايران را به حمايت از تروريسم متهم مي كنند ولي بودجه هاي تروريستي براي براندازي جمهوري اسلامي ايران در كنگره خود به تصويب مي رسانند و گروههاي تروريستي در داخل و خارج كشورمان را با پول و تبليغ و اسلحه مورد حمايت قرار مي دهند. ايران را به انباشت سلاحهاي كشتار جمعي متهم مي كنند ولي همواره رژيم صهيونيستي را مورد حمايت وسيع تسليحات كشتار جمعي و حتي هسته اي قرار داده و پايگاههاي خود در شيخ نشينهاي عرب حوزه خليج فارس را به زرادخانه سلاحهاي مخرب خويش تبديل كرده اند. ايران را به نقض حقوق اقليتهاي نژادي متهم مي كنند ولي كشتار بي رحمانه سياهان آمريكا و نقض دائمي حقوق ابتدائي و اوليه آنها نشان مي دهد كه حتي حاضر به تحمل موجوديت اين قشر زجر كشيده كه 12 درصد كل جمعيت آمريكا را تشكيل مي دهند نمي باشند . پرونده روابط آمريكائيها با جمهوري اسلامي ايران طي 25 سال اخير , چيزي جز 25 سال نيرنگ و جنايت و حقه بازي و دخالت بيجا و توطئه نبوده است .
آنها منشا بسياري از نابسامانيها و بحرانهاي كشور ما هستند ولي همواره حق انتقاد از ايران را در انحصار خود گرفته و طي ربع قرن گذشته دائما با پتك ترويج تروريسم , نقض حقوق بشر , نقض دمكراسي ترويج سلاحهاي كشتار جمعي , نقض حقوق اقليتها , نقض آزادي و صدها اتهام ديگر بر سرما كوبيده اند. رفتار دولتمردان آمريكائي با دولت و ملت ايران طي دو دهه اخير كمترين مشخصه اي كه بتوان آنان را طالب دوستي با ايران و يا لااقل داشتن رابطه مساوي با كشورمان ناميد , نداشته است . آنها خواستار برقرار شدن همان رابطه نابرابري هستند كه طي سالهاي قبل از انقلاب نيز با ما داشته اند. خواسته اي كه يك خواب و رويا بيش نيست و هرگز تحقق نخواهد يافت .
انقلاب اسلامي ايران در حقيقت قيام مردم مسلمان ايران عليه سلطه جابرانه و طولاني آمريكا بر كشورمان بود. سلطه اي كه چنگال اختاپوسي آن بر همه مقدرات سياسي , فرهنگي , اقتصادي و نظامي و اجتماعي جامعه فرو رفته بود
آمريكائيها جمهوري اسلامي ايران را به نقض حقوق بشر متهم مي كنند ولي فقط در يك اقدام جنايتكارانه و هولناك كه به منزله تمسخر عمدي درك و شعور جامعه جهاني است , هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران را با 300 مسافر و خدمه غيرنظامي آن در آبهاي خليج فارس سرنگون كردندو اين فاجعه بزرگ را كه هرگز از تاريخچه خصومت آمريكائيها عليه جمهوري اسلامي ايران پاك نخواهد شد , به حساب نقض حقوق بشر نگذاشتند
هنوز وسائل ارتباط جمعي آمريكا و يا مقامات دولتي آن كشور در دنيائي كه « عصر ارتباطات » لقب گرفته است , به مردم آمريكا نگفته اند كه سفارت كشورشان در تهران طي محدوده زماني 9 ماهه حدفاصل پيروزي انقلاب تا اشغال آن , مركزي براي هدايت همه گونه فعاليتهاي مخرب و براندازانه عليه نظام نوظهور جمهوري اسلامي ايران بوده است

سردبير روزنامه مصري « الاخبار » :
آمريكا و رژيم صهيونيستي منزوي شده اند




واحد مركزي خبر : رفتار آمريكاييها با تروريسم دوگانه و متناقض است . آنان از يكسو دفاع مردم فلسطين در برابر اقدامات تروريستي صهيونيستها و اشغال سرزمين شان به دست آنان را تروريسم مي خوانند اما از محكوميت تروريسم دولتي رژيم نژادپرست صهيونيست امتناع مي كنند.
سردبير روزنامه الاخبار مصر و دبيركل شوراي عالي مطبوعات آن كشور كه اخيرا با سفير صهيونيستي در مصر درگير يك مناقشه شده است در گفتگوي تلفني با خبرنگار واحد مركزي خبر در توصيف آن مناقشه اظهارداشت : سفير اسرائيل در مصر نامه اي به من فرستاد و مرا براي چاپ مقاله ام در شماره دو روز پيش روزنامه سرزنش كرد.
در مقاله با عنوان « اسرائيل دولتي با روش باندهاي ترور » اسرائيل را باندهايي دانسته ام كه تمامي اشكال جنايت را مرتكب مي شود و عامل اصلي حوادث يازده سپتامبر سال 2001 است .
سفير صهيونيستي نيز نامه نوشت كه نشراكاذيب مي كنم و موجب تنفر ملتهااز اسرائيل مي شوم . پاسخ دادم اين اسرائيل است كه نشر اكاذيب مي كند و سفير صهيونيستي را « دهن لق » و اظهاراتش را وقيحانه توصيف كردم .
« جلال دويدار » خاطرنشان كرد : هدف حوادث يازده سپتامبر اتهام به مسلمانان بوده است . زماني كه حادثه اوكلاهما درايالات متحده رخ داد نخستين موضع آنان اتهام به عربها و مسلمانان بوده اما بعدها مشخص شد كه عامل آن يك آمريكايي و از گروههاي تروريستي راست گراي افراطي آمريكا بود. بنابراين آمريكا در كمين مسلمانان است و در هرلحظه مترصد فرصتي است تا هرحادثه را به مسلمانان نسبت دهد اما از اقدامات تروريستي صهيونيستها با توسل به حق وتو هم كه شده دفاع مي كند.
دبيركل شوراي عالي مطبوعات مصر تصريح كرد : ترور شيخ احمد ياسين جنايتي اشكار و وحشيانه است و سكوت و حتي حمايت آمريكا از اقدامات تروريستي تل اويو برضد مسلمانان و مقدسات اسلامي نشان از رفتار متناقض آمريكاييها در مبارزه با تروريسم است كه با موضعگيري محافل بين المللي و حتي برخي كشورهاي غربي , آمريكاو رژيم صهيونيستي منزوي شده اند.