روزنامه جمهوري اسلامي 20/01/1383 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
سال 83 با نزول بركات آغاز شد و باران رحمت الهي , سرزمين ايران را نواخت و سبزي و طراوت را به سرزمين لاله ها به ارمغان آورد , لذا شايسته است اين نعمت الهي را به فال نيك گرفته و جانها را در مسير نسيم روح نواز معنويت قرار دهيم تا همچنان بركات و نفحات الهي در اين سرزمين و بر اين ملت جاري باشد.
سال جديد در پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب در راستاي تداوم نهضت خدمت رساني به مردم به عنوان سال پاسخگويي سه قوه نامگذاري شد تا قواي مقننه , مجريه و قضائيه و همه دستگاههاي مهم و تاثيرگذار , بدون استثنا خود را مشمول قاعده كلي نقد منصفانه , اصلاح و پاسخگويي بدانند و با دريافت نقطه نظرات مردم به اصلاح كاركردهاي خود بپردازند.
از مسائل عمده اي كه در سالهاي اخير و بويژه در روزهاي آغازين فروردين همواره مردم را در رنج و شكنجه قرار داده , مساله تورم و گراني است . اين موضوع نخستين و درعين حال مهمترين دغدغه ذهني و معيشتي مردم را تشكيل داده و تكرار سالانه آن بدون آنكه مرهمي براي آن پيدا شود برعمق نگراني عمومي افزوده است . يكي از دلايل اصلي اين معضل مزمن , افزايش بهاي فرآورده هاي انرژي بويژه بنزين است كه متاسفانه در چرخه يك نظام ناكارآمد اقتصادي , توالي فاسد بسياري ايجاد كرده و ساير مولفه هاي اقتصادي و اجتماعي را نيز تحت تاثير قرار داده است , تا آنجا كه مردم به جاي احساس آسايش و آرامش در ابتداي سال و احساس حلاوت و طراوت , سال جديد را در زير بار گراني آغاز مي كنند. متاسفانه افزايش قيمت ساير كالاها و خدمات در روزهاي نخستين سال و ادامه آن در ساير مقاطع سال با توجيه افزايش بهاي بنزين , سبد هزينه هاي زندگي افراد حقوق بگير را آنچنان سنگين كرده كه بي اغراق مي توان گفت كام مردم را از همين روزهاي آغازين سال به تلخي كشانده است . هرچند كه دولت همه ساله در اقدامي تدافعي , افزايشي چند درصدي در حقوق كارگران و كارمندان ايجاد مي كند , لكن سير تورم و گراني آنچنان صعودي است كه اين دو نرخ , اصلا تناسبي با هم نداشته و وضعيت معيشتي حقوق بگيران هر سال نسبت به سال قبل بدتر و بدتر مي شود. از سوي ديگر تجربه نشان داده تدابير كنترلي و نظارتي دولت براي مقابله با گراني آنچنان ضعيف و حتي عقيم بوده كه كمترين ضمانت اجرايي را هم نداشته و به همين دليل اين شائبه را در ميان مردم ايجاد كرده كه سياستهاي اقتصادي و اجرايي دولت ـ خواسته و يا ناخواسته ـ به گراني و تورم دامن زده است تا آنجا كه حتي برخي از مردم , بي كفايتي مديران اقتصادي را عامل افسارگسيختگي و گراني كالا و خدمات مي دانند.
امروزه مردم شك ندارند كه دولت , خود آغازگر گراني است و از همه مهمتر به خاطر عدم برخورداري از بازوهاي توانمند كنترلي و نظارتي هرگز نتوانسته دوري را كه خود آغازگر آن بوده , مهار كند. متاسفانه دولتمردان ما در سالهاي اخير با ادبيات حزبي و سياسي بيشتر از ادبيات اقتصادي انس داشته اند به همين دليل بازار آشفته اي در اقتصاد كشور ايجاد شده كه متاسفانه مردم بايد تاوان آن را بپردازند و اگر قرار باشد امسال و سال هاي آتي نيز چنين وضعيتي در اوضاع اقتصادي كشور و اوضاع معيشتي مردم حاكم باشد بايد گفت كه نمي توان عاقبت خوشي را براي مجموعه دستگاههاي كشور تصور كرد.
برهمين اساس مردم ما معتقدند زمان شعارهاي بي عمل سپري گشته و تنها به عمل كار بر مي آيد و مسئولين بايد كمر همت را براي رفع نگراني هاي اقتصادي جامعه ببندند و در اين راستا دولت بايد پاسخگوي مردم باشد.
در هفته جاري سفر محمد البرادعي رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي به تهران از موضوعات مهم داخلي به شمار مي رفت . البرادعي كه معمولا در سه سفر انجام شده به تهران از زمينه سازي جنجالي شبكه هاي تبليغاتي غرب و كشورهاي آمريكايي و اروپايي براي باج خواهي و شانتاژ برخورد بوده , اين بار در تهران با موضع اصولي و محكم طرفهاي مذاكره كننده روبرو شد كه خواستار اقدام عملي آژانس و كشورهاي اروپايي به تعهدات خود شدند.
مقامات جمهوري اسلامي ايران در مذاكرات خود با البرادعي با صراحت اعلام كردند تهران به اندازه كافي و حتي بيش از آنچه كه پروتكل الحاقي به آن اشاره داشته , صرفا به صورت داوطلبانه و به منظور ابراز حسن نيت و اعتمادسازي جهاني گام برداشته ولي متاسفانه برخورد دوگانه و باج خواهانه آژانس و دست هاي سياسي پنهاني كه اين روزها در پشت سر آژانس , تعزيه گردان اين بازي رسواي سياسي هستند , هرگونه حسن نيت را به ياس مبدل كرده و اكنون براي عادي سازي روابط نوبت آژانس بين المللي انرژي اتمي و كشورهاي اروپايي است كه بايد به تعهدات قانوني خود عمل كنند زيرا جمهوري اسلامي ايران هرگز خود را از حق مسلم استفاده از فناوري هسته اي محروم نخواهد كرد.
قيام خونين شيعيان در عراق كه عليه جنايات نيروهاي متجاوز بيگانه در اين سرزمين به وقوع پيوست در راس خبرها و رويدادهاي منطقه و جهان قرار دارد. اين قيام كه از آغاز هفته جاري شكل گرفته و هر روز ابعاد تازه اي مي يابد , از حمايت گسترده علما و مراجع برجسته عراق برخوردار مي باشد. قيام بزرگ شيعيان كه متعاقب بازداشت يك روحاني شيعه در نجف توسط نظاميان اشغالگر اسپانيائي آغاز شد , به سرعت به ساير شهرهاي عراق از جمله بغداد , بصره , كركوك , كربلا , كوت , العماره و... سرايت كرد و به صورت يك انقلاب مردمي جامعه عراق را رودرروي نيروهاي متجاوز بيگانه قرار داد.
بي شك دليل اين قيام فراگير كه تاكنون دهها كشته در شهرهاي مختلف عراق برجاي گذارده است را بايد در عملكرد ظالمانه نظاميان اشغالگر جستجو كرد , نيروهائي كه با شعارهاي عوامفريبانه اي چون « نجات مردم عراق » , « برقراري دمكراسي در عراق » , « ايجاد ثبات و امنيت در عراق » و... پاي به اين كشور اسلامي نهادند ولي عملكردشان جز مرگ و تباهي , هرج و مرج و بي ثباتي و ناامني , دستاورد ديگري براي ملت اين سرزمين نداشته است .
نظاميان آمريكائي در ابتداي تعرض خود به خاك عراق مدعي بودند كه حمله عليه آنان در بغداد و ديگر شهرهاي عراق تنها از سوي هواداران صدام و حزب بعث صورت مي گيرد. سپس مجبور شدند در تبليغات خويش تركيب مخالفان خود را توسعه داده و هواداران القاعده را نيز به آن بيفزايند. بعد ادعا كردند كه سني هاي تندرو در برابر طرحهاي آنان مخالفت مي كنند اما امروز كه جمعيت 65 درصدي شيعيان عراق بطور يكپارچه و تحت زعامت روحانيت و مراجع شيعه در بغداد و ناصريه و العماره و كوت و كركوك و كاظمين و كربلا و جاي جاي عراق در برابر ياغيگري و سلطه طلبي آنان صف كشيده اند , به هيچ روي قادر به توجيه حضور نامشروع خويش در عراق نمي باشند. از اين رو امروزه حتي شخصيتها و منابع خبري آمريكا نيز صريح تر از گذشته به اين واقعيت اذعان دارند كه عراق به باتلاقي براي سياستهاي دولت بوش تبديل شده و هر روز كه مي گذرد , حوادث اين كشور و شكستهاي نظامي روزافزون آمريكا لطمه بيشتري بر باقي مانده حيثيت دولتمردان جنگ طلب و ماجراجوي آمريكا وارد مي آورد.
هم پيماني 10 گروه فلسطيني براي از سرگيري قيام قهرآميز عليه رژيم اشغالگر قدس و از جمله تداوم عمليات شهادت طلبانه بر ضد صهيونيستهاي غاصب , مهمترين رويداد سياسي فلسطين در هفته اي است كه پشت سر مي گذاريم . اين هم پيماني كه پاسخي به انتظارات ملت ستمكشيده فلسطين محسوب مي شود , از جمله رويدادهاي سياسي قابل توجهي است كه در نخستين روزهاي سال جديد متعاقب ترور وحشيانه شيخ احمد ياسين رهبر معنوي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس ) بدست جنايتكاران صهيونيست , در اين سرزمين شكل گرفت . اين گروهها با وجود تفاوتهائي كه در نوع نگرش به بحران فلسطين و راه هاي فيصله آن دارند , در يك اصل يعني ضرورت تداوم مبارزه و تشديد قيام اسلامي انتفاضه عليه صهيونيستها با يكديگر تفاهم كامل دارند. خبر اين هم پيماني كه موجي از رعب و وحشت در دل صهيونيستهاي غاصب افكند , بازتاب وسيعي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي آمريكا داشت . واقعيت اين است كه هم آمريكائيها و اسرائيلي هاي غاصب هركجا با وحدت اسلامي اقشار و گروههاي فلسطيني مواجه مي شوند , در موضع خود منفعل مي گردند و هر كجا با مماشات , سازش , گرايشهاي مسالمت جويانه سياستمداران يا گروههاي سياسي مواجه مي شوند , در تعرض و تهاجم و ددمنشي خود عليه جان و مال ملت فلسطين گستاخ تر مي شوند. اين درسي است كه نه تنها مردم فلسطين بلكه ساير ملتها و دولتهائي كه در دايره توطئه ها و ماجراجوئي هاي صهيونيستها و آمريكائيها قرار دارند , بايد از آن پند بياموزند.