
هيچ كشوري در جهان پيدا نمي شود كه يك سال را بدون
تحولات منفي يا مثبت ناشي از حوادث كوچك و بزرگ يا
ضعف و قوت دست اندركاران امور خويش در ابعاد مختلف
سياسي , اقتصادي , فرهنگي , علمي , اجتماعي و... سپري كند.
افغانستان از اين قاعده كلي مستثني نيست اما معيار تشخيص
بهتر شدن يا بدتر شدن هر كشور چيزي جز وضعيت و گذشته
آن نمي باشد. اگر وضعيت كنوني افغانستان را با گذشته آن
مقايسه كنيم گذشته مطلوب ندارد كه گفته شود افغانستان فعلي
بدتر از آن زمان است وليكن با توجه به اجماع بين المللي و
تعهدات كشورهاي جهان در امر بازسازي , تامين امنيت , از بين
بردن كاشت , برداشت و قاچاق موادمخدر و ريشه كن كردن
تروريسم كاري كه انتظار مي رفت انجام داده نشده است ,
كمكهاي بين المللي كه حق مسلم ملت افغانستان مي باشد
هيچگونه حساب و كتاب نداشته و ندارد , برخي كشورهاي
كمك كننده از يك طرف به عنوان كمك به بازسازي افغانستان
) N.G.O پول ميدهند و از سوي ديگر موسسات غيردولتي (
را براي بازيابي آن پول در كابل و برخي ولايات ايجاد نموده اند
و آنان خارج از حاكميت دولت يا به عبارت ديگر به عنوان
دولت هائي در دولت عمل مي كنند و مقداري هم كه در اختيار
دولت قرار داده مي شود وزراي مربوط با استفاده از تخصصي
كه دارند صورت مصرف آن را تدوين نموده در پاسخ
سئوال كنندگان ميليون ميليون حساب مي دهند. كافي است كه
بگويند چند صد ميليون دلار در امور مهاجرين عودت كننده ,
چند صد ميليون به كجا و چند ميليون به كجا مصرف شده
است چنانكه در اجلاس لويه جرگه چنين تسويه و تصفيه
حساب كردند اگر پرسيده شود كه چرا بازسازي صورت
نمي گيرد مي گويند كه پول كافي وجود ندارد.
درست است كه بازسازي كامل افغانستان به 30 ميليارد
دلار نياز دارد اما پنج يا شش ميليارد دلار هم پول كمي نيست
كه در يك كشور كوچك مانند افغانستان هزينه كردن آن جواب
روشن نداشته باشد هم اكنون سه قسمت شهر كابل آب , برق ,
بيمارستان و مدرسه ندارد چه رسد به ساير مناطق , آنچه كه در
شهر كابل جلب توجه مي كند ايجاد ساختمانهاي بلند منزل
شخصي از پول هاي بادآورده مي باشند نه كارخانه هاي توليدي
و موسسات عام المنفعه .
موسسات خارجي و كلا خارجي هاي دست اندركار بدون
استثنا از تعرض مصون هستند نه آنان در فكر حساب دادن به
ملت افغانستان مي باشند و نه ملت مظلوم افغانستان جرات
پرسيدن را از آنان دارد , به صراحت مي گويند كه چنين كرديم و
چنان مي كنيم , افشا اختلاس توسط نمايندگان سازمان ملل در
عراق نشان داد كه اگر آقاي كوفي عنان هيئتي را براي بررسي
عملكرد خارجي ها در افغانستان موظف كند و پرده از روي كار
آنان برداشته شود ديده خواهد شد كه قضيه از چه قرار است .
در رابطه با مواد مخدر نيز به جاي آنكه قبل از كاشت
خشخاش دهقانان و زمينداران را در امر كشت جايگزين كمك
كنند بعد از آنكه خشخاش به ثمر رسيد آن را سر مي زنند در
حالي كه انجام اين عمل ضرري جز براي دهقانان و منفعتي جز
به مافياي بين المللي ندارد چون موجب بالا رفتن قيمت مواد
مي گردد و دهقانان بدهكار كه از قاچاقچي پيشكي پول گرفته اند
پول ترياك قبلا فروخته شده را به قيمت روز چند برابر
مي پردازند , معلوم نيست كه اين خدمتگذاري به مافياي
بين المللي آگاهانه صورت مي گيرد يا ناخودآگاه علت هر چه كه
باشد نتيجه به نفع مافياي بين المللي است .
در رابطه با مساله پاكسازي افغانستان از پايگاههاي
تروريسم و تامين امنيت , گمان اغلب بر اين بود كه با توجه به
حضور هزاران سرباز خارجي مشكل تامين امنيت و تروريسم
حداكثر در مدت يكسال حل مي شود , اكنون كه بيش از دو سال
سپري شده است نه تنها از تامين امنيت خبري نيست بلكه
ناامني در اقصي نقاط كشور بيداد مي كند , از ورود سربازان
تازه نفس آمريكايي به افغانستان چنين استنتاج مي شود كه گويا
جنگ با تروريسم تا مدت نامعلوم ادامه دارد. در هر سرزميني
كه جنگ باشد آن سرزمين منطقه جنگي است . اين سئوال
پاسخ مي طلبد كه منطقه جنگي را چگونه مي توان بازسازي
كرد پرواضح است كه در چنين شرايطي پول دادن به نام
بازسازي براي ان جي اوهاي شناخته شده و موسسات خارجي
نتيجه اي جز حيف و ميل ميليونها دلار و فريب دادن مردم
افغانستان نخواهد داشت . زيرا جنگ و ناامني نمي گذارند
بازسازي به معني واقعي آغاز شود. اگر چنين نيست پس چرا
سازمان ملل هر چند يكبار دفاتر خويش را در بعضي مناطق
مي بندد و با ترور يك كارمند خود , مردم يك ولايت را مدتها
مجازات مي كند تا چه زماني مردم ستم ديده افغانستان بايد
بهاي جنايت تروريسم و بازي هاي رنگارنگ را بپردازند
سخن گفتن هاي اميد بخش و عملكردهاي ياس آفرين داخلي و
خارجي موجب گرديده است مردم در بدترين شرايط قرار
داشته باشند زيرا در گذشته اگر شرايط زندگي در داخل كشور
خوب نبود , مهاجرت افغاني ها در سطح بين المللي رسميت
داشت , اكنون نه در داخل زمينه براي زندگي كردن مساعد است
و نه در خارج جايي براي زندگي كردن دارند. مردم افغانستان
اعم از كارگران , مهندسين و متخصصين اميدوار بودند كه اگر
بازسازي شروع شود , مشكلي براي كاريابي نخواهند داشت اما
گفته مي شود كه اكنون نه تنها متخصصين غيرافغاني با حقوق
گزاف بلكه سربازان خارجي نيز در مناطق مختلف مشغول كار
بازسازي گرديده اند. اگر اين معنا واقعيت داشته باشد حقوق
كارگران و متخصصين افغاني به نحوي غير منصفانه زيرپا
گذاشته خواهد شد. سربازان , داخلي باشند يا خارجي امنيت
رابايستي تامين كنند كه وظيفه اصلي آنان است ; مهاجرين
افغاني اكثرا با داشتن مهارت هاي لازم در امر بازسازي
برمي گردند كار بازسازي را بگذارند براي متخصصين و كارگران
افغاني مضافا بر اين بازسازي نبايد بدون مناقصه و تعهدات
اصولي در اختيار هيچ كشور , شركتهاي ساختماني , موسسات
داخلي و خارجي قرار داده شود , علاوه بر وزارتخانه ها كه براي
پروژه ها طرح ارائه مي دهند يك كميسيون با صلاحيت متشكل
از افراد دولتي نمايندگان سازمان ملل و اشخاص معتمد
غيردولتي تشكيل شود تا در امر مناقصه , پرداخت پول , آغاز و
انجام كارهاي كوچك و بزرگ و از همه مهمتر استاندارد بودن
كارها نظارات كامل داشته باشد پول هاي كمكي به حسابي واريز
شود كه هزينه كردن آن جز به پيشنهاد كميسيون بازسازي و
امضا رئيس جمهور امكان پذير نباشد. البته دفع كردن و رد
كردن موسسات و متخصصين خارجي صلاح نيست مشروط بر
آنكه اقتدار ملي , منافع ملي , فرهنگ ملي و حقوق افغانها را
ناديده نگيرند.
از برجسته ترين كارهاي انجام شده در سال 82 تشكيل
لويه جرگه و تصويب قانون اساسي مي باشد كه متاسفانه از
تبادل افكار و مباحثات لازم روي اصلي ترين ماده هاي آن
جلوگيري شد. سه روز كه از وقت تعيين شده اجلاس گذشت ,
رئيس دارالانشا كميسيون تدوين پيش نويس قانون اساسي كه
در عين حال رئيس دارالانشا كميسيون لويه جرگه هم بود با
صداي بلند فرياد كشيد و گفت كه « در اين جلسه روزي پنجاه
هزار دلار هزينه مي شود , زود كار را تمام كنيد كه ما نمي توانيم
روزي پنجاه هزار دلار بپردازيم , در حاليكه اولا : پنجاه هزار
دلار از جيب شخص آقاي رئيس يا اشخاص ديگر پرداخت
نمي شد و يك مساله شخصي نبود. ثانيا پرداختن آن پول هيچ
ربطي به دخل و خرج بودجه افغانستان نداشت و ثالثا صورت
حساب هزينه كميسيون هاي تدوين پيش نويس قانون اساسي و
لويه جرگه را ميليون ها دلار اعلام كردند , يك تشكيلات عريض
و طويل مدت چند ماه مشغول هزينه كردن پول بود كسي نگفت
كه چه خبر است و فرياد كشيده نشد , در لويه جرگه و تصويب
آن پيش نويس كه لازم بود نمايندگان ملت روي هر ماده آن
بحث مي كردند به خاطر هزينه روزي پنجاه هزار دلار فرياد
كشيده شد كه « زود تمام كنيد » ! اين فرياد كشيدن ها و تحت
فشار قراردادن نمايندگان موجب آن گرديد كه ما شاهد تصويب
چند ماده مبهم و متضاد در قانون اساسي
باشيم .
واقع بينانه ترين تحليل از اوضاع افغانستان در سال 1382
اين است كه عليرغم سر و صداي فراوان و عليرغم كمكهاي
ميلياردي مجامع جهاني , كاري كه حل كننده مشكلات ملت
افغانستان باشد انجام نشد. البته در مقايسه با زمان طالبان و
جنگهاي داخلي , تحولاتي ايجاد گرديده است اما اين تحولات
نتيجه طبيعي ختم جنگ , سقوط طالبان و هماهنگي مجامع
جهاني مي باشد.
از خودسانسوري و شيرين زبانيهاي سياسي كه بگذريم
اصولي ترين سئوال اين است كه آيا كمكهاي بين المللي حق
ملت افغانستان هست يا نه اگر هست , حق آن ملت در تاريخ
كشور تا اين حد تلف نشده است البته حق تلفي هميشه بوده
ولي اين مقدار امكانات وجود نداشت كه تنها دلار گوني گوني
حيف و ميل شود; حيف و ميلي كه هيچ كس مسئوليت آن را به
عهده نمي گيرد. افغانستان بيشتر به يك جزيره آزاد شباهت
دارد تا يك كشور. تا زماني كه كمكهاي بين المللي در افغانستان
تحت كنترل و نظارت قرار نگيرد و به عنوان بيت المال حق
آحاد ملت خواندن شود حيف و ميل , اختلاس و سواستفاده
كمافي السابق ادامه خواهند داشت و تا زماني كه وضعيت چنين
باشد كه هست , افغانستان آباد نخواهد شد ولو اينكه صد
ميليارد دلار وارد آن كشور شود كه خارج كردن دلار خيل
آسانتر از وارد كردن آن است .
هاشمي لولنجي

|