
دكتر علي مرزبان راد
آخرين قسمت
لحظاتي با نيروي خيال , پرده هاي ستبر زمان و مكان كنار
بزنيم و از گذشته هاي دور , از سرگذشت تني چند مستكبر
مغرور كه با خالق خود درافتادند مطالبي عبرت آور فراهم
آوريم و اگر شما خواننده عزيز را در اين زمينه ها گرايشي است
بسم الله .... كمي از كيمياي وقت خود را بها دهيد.
به گواهي تاريخ يكي از حق ستيزان بزرگ تاريخ جباري
است موسوم به نمرود , همزمان با ابراهيم ـ عليه السلام ـ اين
طاغوت زورمند پس از آنكه در مناظره و مجادله با ابراهيم (ع )
درمانده شد مزدوران خود را بفرمود آتشي سخت گدازان
برافروزند و خليل الله ابراهيم ـ عليه السلام ـ را در قعر آتش
اندازند! اما به فرمان رب توانا آتش از سوز و گداز ايستاد و بر
ابراهيم (ع ) سلام فرستاد. قلنا يا نار كوني بروا و سلاما علي
ابراهيم : (1 ) گفتيم اي آتش سرد و سلامت رسان باش بر ابراهيم .
عارف نامي مولوي با عنايت بدين آيه چنين سروده
است :
آتش ابراهيم را دندان نزد
چون گزيده حق بود چونش گزد(2 )
طغيانگري ديگر در شمار نمرود ستمگر همانا فرعون مصر
است معاصر موسي عليه السلام فرعوني كه مغرورانه ادعاي
خدائي مينمود . (3 )! او هم با نيروي فرعوني خود يك چند با
كليم الله ـ عليه السلام ـ به جهاد و مبارزه پرداخت و آنگاه كه
در برابر معجزات آن پيامبر (كه به امر خدا روي ميداد) خود را
ناتوان و زبون يافت خشم و كينه اش افزونتر گرديد و در
سركوبي خداپرستان عزمش استوارتر! مدتي مبارزه باطل با
حق ادامه يافت تا زماني فرارسيد كه فرعون و سپاهيانش در
تعقيب موسي (ع ) و همراهان وارد دريا شدند. لحظات عبور
خداپرستان از دريا , آب دريا به فرمان خدا همچون دو پاره
كوهي عظيم ايستاد تا پيامبر خدا و پيروانش سالم از دريا گذر
كردند و آنگاه كه فرعون و لشكريانش داخل دريا شدند آب دريا
به حركت و جوش و خروش درآمد و فرعون طاغي (كه از ترس
مرگ اظهار توبه مينمود) و سپاهيانش را در كام خود فرو برد ,
كاش فرعون صفتان اين زمان از سرگذشت پيشينيان عبرت
ميگرفتند اما هيهات ! خداي تواناي دادگر از سرانجام فرعون
ستمگر چنين خبر ميدهد : فانتقمنا منهم و اغرقناهم
في اليم ..... (4 ) ما از فرعونيان انتقام گرفتيم و آن ها را در دريا فرو
برديم . استاد سخن سعدي با التفات به دو آيه ياد شده چنين
سروده :
گلستان كند آتشي بر خليل
گر دهي بر آتش ز آب نيل (5 )
از گذشته به حال
از گذشته پا گذر كنيم و از سرگذشت دو طاغوت پهلوي
اهريمن صفت شاهنشاهي در ميهن خويش عبرت بگيريم . دو
شاه بدفرجام كه با حمايت بيگانگان مدتي زنگوله شاهنشاهي
را به گردن آويختند و از سال 1304 تا 1357 شمسي يعني
بيش از نوزده هزار و سيصد و چهل و پنج شبانه شب ! با زور
چماق و سرنيزه بيشرمانه شاهنشاهي با واژه ي سزاوارتر تباه ,
تباهي نمودند! آن دو شاه در اين مدت ديرپا با ياري شيطان تا
توانستند گرفتند و كشتند و خوردند و بردند! پس آنگاه با
خواست همان بيگانگان شه آور! از تخت سلطنت سرنگون
شدند و به گودال مذلت اندر افتادند. (نخستين شاه در
20,6,25 و پسين شاه در 57,10,26 با ذلت و سرافكندگي از
ايران بيرون رانده شد) و هر دو شاهنشاه تباهكار پس از چندي
دربدري و زندگي مشقت بار با خروارها گناه ديده از جهان
بردوختند و بدنامي و بدفرجامي را با خود به گور بردند! تا
روزي هراس انگيز فرارسد كه هر كس ذره ي گناه مرتكب شده
باشد و توبه نكرده باشد (توبه با شرائطش , توبه اسلام پذير)
كيفر آن را عادلانه خواهد ديد. روزي سخت ديرگذر كه (يا
ويلنا) گفتن كافر او را سودي نخواهد داشت .
يكي از شاهكارهاي مردم آزار و شيطان القاكننده نخستين
شاه پهلوي آن بود كه در دي ماه 1314 فرمان كشف حجاب
صادر كرد و با اين فرمان لكه ننگ ابدي بر دامن شاهي خود
ثبت نمود. آن شاه بدمنش و بدكنش تا پايان دوره شاهيش با
تهديد و ديگرگاه با تشويق تا توانست دختران و زنان را با
عنوان آزادي زن به گنه گستري و بي بند و باري وادار نمود! تا
آنگاه كه نوبت به دومين شاه تباهي آفرين رسيد. اين بدگهر هم
با نيرنگ و ترفندهاي از بيگانه آموخته بيش از پدرش مردم را
به فساد و تباهي كشانيد! و سزاوار نفرين و دشنام گرديد!
بجاست از زبان سعدي شيرازي در نكوهش از دو شاه پهلوي
بگوئيم :
تفو بر چنان ملك و دولت كه راند
كه شنعت برو تا قيامت بماند(6 )
ان مع العسر يسرا(7 )
حمد بيحد خالق سرمد را كه مردم حقجوي ايران پس از
سال ها تلاش و جهاد سرانجام با ياري خداي رحمان توانستند
در خجسته روز 57,11,22 طلسم نظام دو هزار و پانصد ساله
اهرمن شاهي را بشكنند و آئين آزادي بخش و سعادت فرجام
اسلامي را برقرار نمايند ـ ذلك من فضل الله علينا و
علي الناس (8 )
شنيدني هاي تلخ و ديدني هاي شيرين
يكي از شنيدني هاي ناگوار در اين روزگار آنكه سران دولت
فرانسه بر آن سرند كه حجاب را از سر زنان محاط در دائره
فرمانده هي خود بردارند و آنان را از فريضه ي مقدس محروم
نمايند! مصممند دانش طلبان محجبه را به مدارس و دانشگاه ها
راه ندهند!
از اين قرار گويا اين سركردگان مغرور نميدانند كه كشف
حجاب اعلان جنگ با آئين خدا است ! نميدانند كه بر داشتن
حجاب از سر زنان دشمني و ستيزه جوئي آشكار با ميليون ها
مسلمان غيور و ديندار در عرصه گيتي است !
نميفهمند يا خود را به نفهمي ميزنند كه امر و نهي در
پوشيدن لباس , امر و نهي در امور اعتقادي مردم , دهن كجي
نفرت انگيز به منشور ملل متحد است !
گويا دولت مردان فرانسه باور ندارند كه در اين كجروي و
گستاخي هر چند سران خون آشام صهيونيست آنان را رهبر و
ياور و هماهنگ باشند! سرانجام سرشان به سنگ نوميدي و
بدنامي خواهد خورد! كاش مسلمان بانوئي غيور , بي پروا از
شوكت رئيس جمهور دقائقي چند با آن مغرور گفت و شنود
مينمود. مثلا ميپرسيد كه آقاي رئيس جمهور , حجاب دختران
در مدارس چه آسيب هاي آشكار يا نهان به دستگاه دولتي شما
وارد ميكند
ميپرسيد كه برهنه نمودن سر و سينه آنان چه سودهاي
پنهان يا آشكار براي شما به بار خواهد آورد باز ميپرسيد آيا
دستور منع حجاب با موضوع دفاع از آزادي , دفاع از حقوق
بشر كه از اصول منشور ملل متحد است سازگاري دارد و در
پايان مي افزود : جناب رئيس جمهور چنانكه آگاهيد دفاع از
حقوق بشر يكي از اهداف برجسته ناموران آزاديخواه فرانسه
در روزگار گذشته بوده است . اما شما چطور ناگفته پيدا است
كه جناب رئيس جمهور هر چند به شيارهاي مغز خود فشار
آورد و از نفس اماره مدد طلبد پاسخي خردپذير و
مسلمان پسند نخواهد يافت .
دريغا كه دولتمردان فرانسه با آخرين و كاملترين كتاب
آسماني يعني قرآن مجيد آشنا نشده و ايمان نياورده اند تا
بدانند شكنندگان قانون خدا در يوم التغابن آن روز سخت
هراس انگيز و كمرشكن چه كيفري خواهند يافت ! روزي كه كافر
گويد : اي كاش خاك بودمي (9 )
و ما يقين داريم كه روساي جمهور فرانسه و آمريكا و سيه
دل تر از اين ها سران صهيونيست در پيكار با پروردگار شكست
خواهند خورد و آرزوي زوال آئين اسلام را به گور خواهند برد.
و در همين جا از زبان حافظ شيرين بيان به بانوان در سنگر
حجاب هم نويد ميدهيم كه :
به صبر كوش تو اي دل كه حق رها نكند
چنين عزيز نگيني به دست اهرمني (10 )
رونق اسلام
گويا باطل گرايان از قديم و جديد نفهميده اند كه حكيم
جهان آفرين گاهي آئين حق را توسط دشمنانش رونق ميدهد.
نمونه آشكار همانا واقعه خونبار كربلا است كه به شهادت امام
سوم شيعيان و ياران باوفايش ـ عليهم السلام ـ فرجاميد. پس
از آن واقعه دلخراش يزيديان جهول و منفور سرمست از باده
غرور پنداشتند اسلام و اسلاميان به بايگاني نسيان سپرده
شدند! اما آن كوردلان باور نميكردند كه خون حسين (ع ) و
يارانش حيات اسلام را جاودانه خواهد نمود. آري آينه تاريخ
نشان ميدهد كه قطرات خون امام سوم شيعيان فرزند رشيد
فاطمه الزهرا و اميرمومنان و خون ديگر شهدا كه در دهم
محرم الحرام سال شصت و يك هجري , بر شن هاي تفتيده كربلا
ريخته شدند به فرمان خداي توانا همچون قطرات بخار بالا و
بالاتر رفتند و در آسمان اعلي با انفاس مقدس و توحيدگوي
فرشتگان خدا درآميختند و مبدل به اكسيژن ايمان به عرصه
زمين بازگشتند و در سينه شيعيان اميرمومنان علي ـ
عليه السلام ـ درآمدند و شجره طيبه و ايمان بار اسلام را بيش
از پيش باور ساختند ـ سلام بر حسين و يارانش .
شگفتا از كار رب العالمين
در اين ايام كه دولتمردان خودكامه فرانسه با آئين خداي
نيرومند يگانه به نبرد برخاسته اند جهانيان شاهد و ناظر
بوده اند كه دختران و زنان خواهان فريضه مقدس حجاب , در
كشورهاي مختلف جهان با چه شور و هيجان و با چه علاقه و
اشتياق فراوان , پرچم اعتراض عليه برداشتن حجاب
برافراشتند و به تظاهرات شكوه مند و دشمن شكن پرداختند.
ديگر بار از زبان خواجه شيراز نويد بدين بانوان
سرفراز :
اگرچه خصم تو گستاخ ميرود حالي
تو شاد باش كه گستاخيش چنان گيرد
كه هر چه در حق اين (ياوران عصمت (11 )) كرد
جزاش در زن و فرزند و خان و مان گيرد(12 )
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد
اينك از خواننده ارجمند ميپرسيم اگر دولت هاي اسلامي
در سطح گيتي به ويژه دولت جمهوري اسلامي ايران اركانش
پايدار , دشمنانش پاي دار , ميخواستند به طرفداري از حجاب
تظاهراتي جهاني برپا كنند با بذل چه سرمايه ي , با چه قدرت
و امكاناتي , با بكارگيري چه نيروهائي كارآمد.... ميتوانستند تا
اين حد به هدف مطلوب نائل آيند نيز اگر سخنوران ,
نويسندگان و گويندگان محب اسلام آگاه به زمان و مكان ,
برخوردار از نيروي مادي و معنوي ميخواستند زنان و دختران
را به طرفداري از حجاب برانگيزانند و آنان را به راه پيمائي و
تظاهرات مسلمان نواز كافرگداز به خيابان ها بكشانند آيا
ميتوانستند تا اين اندازه به آرزوي اسلامي خود نائل آيند
ديگر سخن چه بسا دختران و زنان مسلمان در ايران و
ديگر جاها بودند كه پيش از اعلان جنگ كاخ نشينان فرانسه با
سنت خداي يگانه قدر و بهاي نعمت حجاب را نميدانستند و
شايد با ديده بي اعتنائي بدان مينگريستند ولي بعد از اين واقعه
بها و عزت اين امر مقدس به مراتب افزونتر گشت و از اين به
بعد هر زمان كه بانوئي ديندار خود را در سنگر حجاب قرار
ميدهد بيش از پيش رب مهربان خويش را سپاس ميگزارد و اگر
در كشوري ميزيد كه حاكمي زورگو او را به ترك سنت هاي الهي
مجبور نميكند شگرگزاريش دو چندان خواهد شد , زيرا به قول
سعدي : قدر عافيت كسي داند كه به مصيبتي گرفتار آيد.
اي كساني كه ايمان آورده ايد اگر خدا را ياري كنيد شما را
ياري ميكنند و گام هاي شما را استوار ميگرداند. از آنسوي
جهانيان خواهند ديد كه محاربان با سنت خدا چه زود پشيمان
خواهند شد و با چه سرعت در گرداب مذلت فروخواهند
غلتيد! و از اين طرف قرآن باوران بيش از پيش به پيشگوئي
اعجازآميز اين آيه معتقد خواهند گرديد : يريدون ليطفئوا
نورالله بافواههم والله متم نوره و لو كره الكافرون (14 ) يعني
كافران ميخواهند كه نور خدا را با دهن هايشان خاموش كنند ,
در حالي كه خداوند نور خود را به كمال رساننده است هر چند
كافران را ناخوش آيد. به زبان شاعر پارسي گوي ناصرخسرو
(متوفي 481 , ق )
و ز خواهد كشتن به دهن كافر او را
ايزد روشن كندش بر كامه كافر(15 )
در پايان گفتار از آفريدگار مهربان ميخواهيم كه بلند پايگان
مسوول و ديندار در نظام جمهوري اسلامي و مردم رشيد ايران
را چنان نيرو و معرفت و كمالي ببخشايد كه در آينده ي نزديك
جهان ظلمت زده را از ظلم ظالمان پاكيزه گردانند و با عمل به
دو فريضه مقدس امر به معروف و نهي ازمنكر زمينه ظهور
آخرين مصلح جهاني امام مهدي موعود موجود ـ عليه السلام
را فراهم نمايند.
چنين باد يا رب العالمين بعزت سيدالمرسلين و
خاتم النبيين محمد و آله المعصومين .
پي نوشت ها :
1 ـ الانبيا , 69
2 ـ مثنوي مولوي , دفتر اول ص 45
3 ـ النازعات آيه 24
4 ـ الاعراف , 123
5 ـ كليات سعدي , بوستان ص 2
6 ـ همين كتاب ص 5
7 ـ الانشراح , 6
8 ـ يوسف 38
9 ـ ترجمه آيه 41 , سوره النبا
10 ـ ديوان حافظ ص 338
11 ـ با اجازه از روان خواجه در تغيير دو واژه (خاندان
دولت )
12 ـ ديوان حافظ مقدمات ص 132 (ق , ل , ب )
13 ـ بخشي از آيه 190 , سوره البقره
14 ـ الصف , آيه 8
15 ـ ديوان ناصرخسرو ص .233
اين قانون و سنت الهي است كه اگر دين خدا ياري
شود , ياري خدا نازل مي شود و گام ها استوار
مي گردد و محاربان با قوانين و سنت هاي الهي
پشيمان مي شوند و در گرداب مذلت فرو
مي روند.
مخالفت ها و مبارزات خاندان پهلوي با قوانين و
سنت هاي الهي از جمله حجاب اسلامي و قوانين و
ارزش هاي الهي موجب شد كه در نهايت اين پدر و
پسر سفاك و عامل بيگانگان به آوارگي و زندگي
مشقت بار گرفتار آيند و جز بدنامي و فرجام تلخ
چيزي از خود باقي نگذارند.

|
درس عبرت
|
و لقد جا هم من الا نبا ما فيه مزدجر , حكمه بالغه فما تغني
النذر , فتول عنهم .
در اين كتاب آسماني , از تاريخ امم گذشته اخبار بسياري
آمده است كه اگر معاندين , پند پذير ميبودند براي باز
داشتشان از گناه و ناپاكي كافي بود. اخبار قرآن , حكمت رسا و
درس آموزنده است ولي براي معاندين لجوج , اين اعلام
خطرها كافي نيست و آنان از اخبار گذشتگان عبرت نمي گيرند
و همچنان برفتار نارواي خود ادامه ميدهند , تو اي پيغمبر از
اين گروه خود سر و تربيت ناپذير اعراض كن .
(سوره 54 , آيه 4 و 5 )
عن علي عليه السلام قال : كفي مامضي مخبرا عما بقي و
كفي عبرا لذوي الالباب ماجربوا.
علي عليه السلام فرمود : كافي است كه واقعه گذشته , ما را بر
معيار ديگر قضايا آگاه سازد , و كافي است كه خردمندان از
تجاربي كه اندوخته اند عبرت بگيرند و آنها را سرمشق آينده
خويش قرار دهند.
عن علي عليه السلام : من اعتبر ابصر و من ابصر فهم و من
فهم علم .
علي عليه السلام فرموده است : هر كس از وقايع گذشتگان
عبرت بگيرد بينا مي شود , كسي كه بصيرت و بينائي پيدا كرد
مي فهمد , و آنكس كه فهميد عالم ميشود.
قال علي عليه السلام : من لم يعتبربغيره لم يستظهر لنفسه .
علي عليه السلام فرموده است : كسي كه از تاريخ دگران پند
نگيرد و تجربه نياموزد در برنامه زندگي خود پشتيباني نگرفته
است .
عن علي عليه السلام : الفكر مرآه صافيه و الا عتبار منذر
ناصح و كفي ادبا لنفسك تجنبك ما كرهته لغيرك .
علي عليه اسلام فرموده : فكر و تدبر , آئينه پاكي است كه
حقيقت را به آدمي نشان ميدهد , عبرت گرفتن از دگران ,
ترساننده ايست كه به انسان پند و اندرز مي گويد و براي ادب و
تربيت همين بس است كه بپرهيزي از آنچه كه ميل نداري دگران
مرتكب شوند.(نقل از كتاب « الحديث » )

|
دادگستري
|
عن النبي صلي الله عليه و آله قال : العدل جنه واقيه و جنه
باقيه .
رسول اكرم (ص ) فرموده است : عدل در كشاكش هاي
اجتماعي همانند سپر نگهباني است كه افراد در پناه آن از تعدي
دگران محفوظند , و مانند بهشت پايداري است كه همواره مردم
از نعمتهاي آن برخوردارند.
قال علي عليه السلام : فان في العدل سعه و من ضاق عليه
العدل فالجور عليه اضيق .
علي عليه السلام فرموده است : تحقيقا گشايش و آزادگي در
عدل است و كسيكه محيط عدل و داد در نظرش تنگ آيد
عرصه جور و ستم بر وي تنگتر خواهد بود.
في وصيه امير المومنين عليه السلام للحسن (ع ) عند وفاته :
واقتصد يابني في معيشتك و اقتصد في عباتك و عليك فيها
بالامر الدائم الذي تطيقه .
علي عليه السلام ضمن وصاياي خود بحضرت مجتبي
عليه السلام فرموده است : فرزند عزيز در شئون زندگي و امور
عبادي ميانه روباش و از افراط بپرهيز. روشي را انتخاب كن كه
در حدود توان و طاقت تو باشد و بتواني هميشه آنرا انجام
دهي .

| |
|