روزنامه جمهوري اسلامي 18/01/1383 صفحه سياسي

* اسپانيا از آمريكا فاصله مي گيرد
* سكاندار جديد ديپلماسي فرانسه در يك نگاه
اسپانيا از آمريكا فاصله مي گيرد




انتخابات مجلس اسپانيا در آخرين روزهاي سال گذشته كه با افزايش شركت 8 درصدي مردم نسبت به دوره قبل , به پيروزي حزب سوسياليست كارگران اين كشور و شكست حزب حاكم « مردمي » انجاميد , به عنوان تقويت اروپاي قديم و تضعيف جناح اروپايي مدافع آمريكا ارزيابي شده است .
در نتيجه اين انتخابات , آمريكا يكي از نزديكترين متحدان اروپايي اش را از دست داد و در برابر آن , موضع دو كشور قدرتمند اين قاره يعني آلمان و فرانسه كه مخالف سياستهاي تك روانه واشنگتن در عرصه بين المللي هستند , تقويت گشت .
از همين رو است كه برخي از كارشناسان معتقدند انفجارهاي 21 اسفند اسپانيا فصل جديدي را در عرصه تحولات جهاني خواهد گشود. اين گروه از تحليلگران بر اين باورند همانگونه كه انفجارهاي 20 شهريور سال 1380 آمريكا باعث شد « جرج بوش » رئيس جمهوري اين كشور به بهانه آن , بي توجه به معيارهاي سازمان ملل و اعتراضهاي گسترده مردم و كشورها , تاخت و تاز در عرصه جهاني را آغاز و به افغانستان و عراق حمله كند , اكنون پيامدها و نتايج همان رفتار كه جلوه اي از آن در 21 اسفند اسپانيا و انتخابات سه روز بعد آن جلوه گر شد , دوره اي جديد را در جهان بنيان نهاده است .
نخستين نشانه هاي آغاز اين فصل , سرنگوني دولتي با راي مردم در اسپانيا است كه يكي از مهمترين ويژگي هايش , همراهي بي چون و چرا با آمريكا در همه عرصه ها با توجيه « مبارزه با تروريسم » بود. اسنار جزو معدود رهبران جهان بود كه زمستان سال 1381 در نشست « آزورس » پرتغال , همراه « جرج بوش » رييس جمهوري آمريكا و « توني بلر » نخست وزير انگليس حاضر شد و بدون اخذ مجوز از سازمان ملل , به بهانه مبارزه با تروريسم و وجود تسليحات كشتار جمعي , حمله به عراق را آغاز كرد.
عراق به سرعت توسط اين كشورها اشغال و رژيم آن سرنگون شد اما هرگز سلاحهاي كشتار جمعي ادعايي كشورهاي مهاجم در اين سرزمين يافت نشد.
اين تهاجم و اشغال در حالي صورت گرفت كه بسياري از كشورهاي قدرتمند اروپا از جمله آلمان و فرانسه با چنين رفتاري در عرصه جهاني مخالف بودند. همين امر باعث شد تا آمريكا از واژه « اروپاي پير » به رهبري آلمان و فرانسه و « اروپاي جوان » به رهبري اسپانيا و انگليس سخن براند و وعده توفيق اروپاي جوان را بدهد , اما اسپانيايي هايي كه پاي صندوقهاي راي رفتند قبل از آن به چشم خود ديدند كه چگونه جنگ عراق , باعث انفجار قطارها و گسترش شعله كشتار انسانهاي بيگناه در عرصه جهاني شده است .
اسپانيايي ها در سال 1382 نيز بارها در خيابانهاي شهرهاي مختلف اين كشور حاضر شدند و در راهپيمايي هاي چندصدهزار نفري , خواهان پايان دادن به جنگ و مخالفت با حضور سربازان اسپانيايي در عراق شدند اما اسنار كسي نبود كه به اين اعتراضها , توجهي بكند. در حالي كه دولت اسنار تلاش مي كرد انفجار قطارهاي مسافري مادريد را به سازمان جدايي طلبان باسك موسوم به اتا نسبت دهد , كشف شواهد و دستگيري پنج خارجي , مردم را به اين نتيجه رساند كه دست گروههايي چون القاعده پشت اين ماجرا پنهان است .
فردي كه خود را در يك نوار ويديويي سخنگوي القاعده در اروپا خواند نيز با عهده گرفتن مسئوليت حملات تاكيد كرد كه اين امر به تلافي همراهي دولت اسپانيا با آمريكا در جنگ عراق و افغانستان صورت گرفته است . مردمي كه از رفتار دولت حزب « مردمي » در عراق و نيز عدم صداقت اسنار در زمينه كشف سلاحهاي كشتار جمعي در اين كشور و عاملان انفجارهاي تروريستي مادريد ناراضي بودند , هنگامي كه با كابوس رويارويي با القاعده به عنوان نتيجه رفتارهاي دولت اسنار روبرو گشتند , چاره اي جز تغيير آن نديدند.
نمايشگاهي كه در آخرين روزهاي سال 82 در برابر شهرداري مادريد در ميدان مركزي « سول » به ياد 200 قرباني انفجارهاي قطارها برگزار شد و شاهد هزاران شمع در حال سوختن بود , جلوه اي روشن از نگاه مردم اسپانيا به سياست اسنار در قبال عراق به شمار مي رود.
« اسنار , تو جنگ كردي , ما كشته شديم » و « مقصران انفجار , بوش و بلر و اسنار » نمونه هايي از شعارها و پلاكاردهاي نصب شده در اين مراسم يادبود بود كه توسط مردم برپا گشت . از همين رو بود كه « خوسه لوييس رودريگز زاپاته رو » رهبر حزب سوسياليست اسپانيا براساس وعده قبلي بلافاصله پس از پيروزي در اين انتخابات اعلام كرد در صورتي كه تا خردادماه سازمان ملل , مسئوليت اوضاع عراق را در دست نگيرد , اين كشور همه سربازانش را از مناطق نجف و ديوانيه فراخواهد خواند.
به عقيده كارشناسان , اين اظهارنظر قبل از هر چيز بيانگر شكافي است كه در پروژه ضدتروريسم پس از 20 شهريور ايجاد شده و در درون خود , گسترش فاصله ميان دو سوي آتلانتيك يعني اروپا با آمريكا را در پي دارد.
در مقابل , نتايج انتخابات اسپانيا به رفع بن بست اتحاديه اروپا بر سر تصويب قانون اساسي آن و تقويت همگرايي اين قاره كمك شاياني خواهد كرد.
اين بن بست به دليل اصرار اسپانياي اسنار بر همراهي با آمريكا در جنگ عراق و مخالفت آلمان و فرانسه بااين وضعيت پديد آمده بود اما در قالب اختلاف نظر بر سر شيوه راي گيري در قانون اساسي جديد جلوه گر شد بود.
همين امر موجب شد دو نشست سران اتحاديه اروپا در رم و بروكسل بر سر تصويب قانون اساسي اروپا به شكست منجر شود. دقيقا از همين رو است كه دو كشور اروپايي آلمان و فرانسه به عنوان مخالفان سرسخت جنگ عراق از اظهارات زاپاته رو نخست وزير منتخب اسپانيا براي تقويت روابط با كشورهاي اروپايي ابراز خرسندي كردند. در برابر اين واكنش , آمريكا و انگليس نگراني خود را از سخنان رهبر حزب پيروز انتخابات مبني بر بازگشت نيروهاي نظامي اسپانيا از عراق به وضوح نشان دادند.
در اين ميان , « ژاك شيراك » رييس جمهوري فرانسه در پيام تبريكي به زاپاته رو به صراحت گفت : روابط دوستانه دو كشور موجب افزايش مبارزه عليه تروريسم و همكاري دو جانبه براي دستيابي به اروپايي قوي تر , امن تر و موثرتر خواهد شد. اما , دولت « سيلويو برلوسكوني » نخست وزير ايتاليا كه از حاميان آمريكا در جنگ عراق است و پس از حملات انتحاري به پايگاه نظامي اين كشور در عراق با تظاهرات مردمي مشابه اخير در اسپانيا مواجه گشته است , اكنون احساس خطر مي كند.
به همين دليل , ايتاليا از اسپانيا خواسته است همچنان نيروهاي خود را در عراق حفظ كند و رييس جمهوري لهستان نيز تاكيد كرده است كه كشورش نيروي نظامي بيشتري براي جايگزيني نيروهاي اسپانيايي در عراق اعزام نخواهد كرد. در همين زمينه « لسزك ميلر » نخست وزير لهستان سياست خارجي دولت جديد اسپانيا در مورد حضور نيروهاي نظامي اين كشور در عراق و موضع زاپاته رو در برابر قانون اساسي جديد اتحاديه اروپا را در بردارنده مشكلات جدي براي كشورش خواند.
زاپاته رو تاكيد كرده بود كه اسپانيا بايد در صف مقدم كشورهاي حامي انسجام اتحاديه اروپا قرار گيرد و اين در حالي است كه در دوره اسنار , اسپانيا و لهستان يك جبهه جدا در برابر تصويب قانون اساسي اين اتحاديه و صفي واحد در عراق تشكيل داده بودند.
به عقيده كارشناسان , احتمال تكرار نتايج انتخابات اخير اسپانيا در انگليس و انتخابات رياست جمهوري 1383 آمريكا , تقويت نگاه چندجانبه گرايي , احترام به سازمان ملل , اروپاگرايي و نوع نگاه به پديده مقابله با تروريسم در عرصه جهاني از ديگر پيامدهاي انفجار 21 اسفند و انتخابات متاثر از آن در اسپانيا است كه همه از گشايش فصلي جديد در عرصه روابط بين المللي خبر مي دهد.
محمدرضا نادري
مادريد ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي
پيروزي حزب سوسياليست كارگران اسپانيا و شكست خوزه ماريا اسنار نخست وزير پيشين اين كشور در انتخابات مجلس , به عنوان تقويت اروپاي قديم و تضعيف جناح اروپايي طرفدار آمريكا ارزيابي شده است
سرنگوني دولت اسنار كه طرفدار بي چون و چراي سياستهاي جنگ طلبانه آمريكا بود , بسياري از سران متحد آمريكا را در اروپا نگران كرده است
اظهارات نخست وزير جديد اسپانيا بلافاصله پس از پيروزي حزبش در انتخابات مبني بر اينكه سربازان اسپانيايي را از عراق خارج خواهد كرد در واقع نشان دهنده شكاف بزرگي است كه پروژه ضدتروريسم ادعايي بوش آشكار شده است
زيرنويس عكس : « اسنار » نخست وزير شكست خورده
« زاپاته رو » سياستمدار پيروز

سكاندار جديد ديپلماسي فرانسه در يك نگاه




« ژان پير رافرن » نخست وزير فرانسه هفته گذشته در ترميم كابينه خود « ميشل بارنيه » را به عنوان وزير جديد امور خارجه اين كشور برگزيد.
سكان ديپلماسي فرانسه پيش از اين در اختيار « دومينيك دو ويلپن » , نزديك ترين فرد به ژاك شيراك بود.
مردي با قامت بلند , اديب , شاعر و از خانواده اي متمول كه در طول دو سال گذشته يكي از سخت ترين برهه هاي ديپلماسي فرانسه را هدايت كرد. زماني كه پاريس جبهه اي را در برابر آمريكا آرايش داد و افكار عمومي جهان را براي مخالفت با ورود نيروهاي ائتلاف به عراق تحريك نمود.
وي گرچه از قبيله راست هاي فرانسه است ولي در چالش با آمريكاييها دست سلف خود « اوبروردين » وزير خارجه سابق دولت ژوسپن را كه در آمريكا ستيزي شهره بود , از پشت بست .
اين ديپلمات زيرك امروز به وزارت كشور رفته است تا تمام كياست خود را براي حفظ آرمانهاي درخشان « ساركوزي » وزير كشور سابق در كاهش جرايم بكار گيرد.
گماردن وي در اين پست اگرچه برخي از سوسياليست هاي مخالف دولت را نگران كرده است ولي همين نگراني نشان مي دهد كه نمي توان ويلپن را درپست وزارت كشور نيز دست كم گرفت .
« ميشل بارنيه » جانشين وي در پست وزارت امور خارجه فرانسه نيز يك ديپلمات ورزيده است و اگرچه تاكنون پست وزارت داشته وبا مسايل اجرايي كشور آشناست ولي محافل ديپلماسي وي را به عنوان يك خبره امور اروپا مي شناسند و به نظر مي رسد كه با اين انتخاب , شيراك بهترين استفاده را از جابجايي قدرت در اسپانيا خواهد كرد.
انفجارهاي مادريد موجب شد تا دولت راست گراي « اسنار » قدرت را به چپي ها واگذار كند و با روي كار آمدن دولت سوسياليست در مادريد خيال شيراك از مانع تراشي اسپانيا براي تحقق گسترش اروپا راحت شد.
با اين حساب به نظر مي رسد كه شيراك تصميم دارد در فرصتي كه سوسياليست ها دولت را در اسپانيا در دست دارند مسئله اروپا را با اين ديپلمات ورزيده و كميسر سابق اروپا « ميشل بارنيه » برطرف كند.
ميشل بارنيه متولد سال 1330 به همراه رافرن نخست وزير كنوني فارغ التحصيل مدرسه عالي تجارت پاريس است .
وي در طول سالهاي 1352 تا 1378 در دفتر وزراي محيط زيست , ورزش و تجارت و نماينده منطقه محل تولد خويش « ساووا » در مجلس ملي و نيز وزارت محيط زيست فرانسه در دولت ادوارد بالادور را اداره كرده است .
بارنيه از سال 1374 تا 1376 وزير مشاور در امور اروپايي در كابينه « آلن ژوپه » بوده و هيات فرانسوي را در مذاكرات و پيگيريهاي پيمان « آمستردام » و « ماستريخت » هدايت كرده است .
وي در سال 1376 نيز انجمني با نام « انجمن فرانسوي شوراي مناطق و استانهاي اروپا » تاسيس كرد كه اهداف اروپايي دارد و تاكنون نيز فعال است .
بارنيه با اين هدف تاكنون در بيش از 1500 نشست داخلي و خارجي از ايده ورود فرانسويان به بخش هاي شرقي و بالتيك اروپا با عنوان « گسترش شهروندي در اروپا » دفاع كرده است .
ميشل بارنيه در يك سال آخر حضور خود در مجلس سناي فرانسه كميسيون امور اروپايي اين مجلس را رياست كرده است .
وي از سپتامبر سال 1378 تاكنون عضو كميسيون اروپا و كميسر سياستهاي منطقه اي و اصلاحات در نهادهاي اروپايي آن است و به همراه همكار ايتاليايي خود « آنتونيو ويتورينو » كميسيون اروپا را در كنوانسيون آينده اروپا نمايندگي مي كرد.
بارنيه بشدت در تعقيب و ايجاد يك اروپاي قدرتمند فعال است و از توان دفاعي و تسليحاتي اروپا در برابر آمريكا دفاع مي كند.
« زنده باد سياست » , « داعيه زيست محيطي » , « اطلس مخاطرات بزرگ » , « بسوي درياي ناشناخته » و « قراردادهاي متوالي ما » از جمله كتابها و آثار وي بشمار مي رود.
« ميشل بارنيه » از 15 سالگي در حزبهاي راست و طرفدار ژنرال دوگل حضور داشته است و از اصلاحات اداري اين كشور و تز جمهوري نوين براي فرانسه دفاع مي كند.
وي براي تحقق ايده جمهوري نوين فرانسه كه به معني نزديكي هرچه بيشتر و نهادي پاريس با اتحاديه اروپاست با تعدادي از نمايندگان مجلس , رجال سياسي و ارباب صنايع , اقدام به تاسيس انجمن « جمهوري جديد » كرده است .
بارنيه هم اكنون عضو دفتر سياسي حزب راست حاكم بوده و با « ژان پير رافرن » نخست وزير , انجمن « گفتگو و ابتكار » را نيز بنا كرده است .
وي همچنين در زمان رياست شوراي استاني « ساووا » برپاكننده المپيك زمستاني سال 1371 در آلبرت ويل نيز بوده است .
گرايش بارنيه به حفظ محيط زيست در سالهاي گذشته وي را واداشت تا بحث ملي انرژيهاي جايگزين و شفافيت در انرژيهاي الكترو اتمي را در فرانسه به راه اندازد و مسئله استفاده از انرژيهاي تجديد پذير را به عنوان مسئله روز اين كشور مطرح كند.
با حضور بارنيه در پست وزارت خارجه , فرانسه در عرصه اروپايي بيش از اين فعال خواهد بود و به نظر مي رسد كه با توجه به اشراف وي بر مسايل اروپا و قدرت وي در چانه زني سياسي , مسئله قانون اساسي جديد اروپا را تا تحقق همه اهداف آن پيگيري كند.
بارنيه در زمان خود جوانترين نماينده در مجلس ملي فرانسه بوده و مطبوعات اين كشور پس از انتخاب وي به سمت وزيرخارجه از او به عنوان ديپلماتي كه در انتظار پست نخست وزيري بوده است , ياد مي كنند.
بارنيه سومين كميسر اروپايي است كه پيش از اتمام مدت ماموريت قانوني , پست خود در گروه « رومانو پرودي » را ترك مي كند.
جاي بارنيه را در كميسيون اروپا دوست نزديك وي و رافرن « ژاك بارو » خواهد گرفت كه ديرزماني نماينده مجلس ملي فرانسه بوده و چندين بار نيز پست وزارت را در دولت هاي پيشين تجربه كرده است .
« ژان پير رافرن » نخست وزير فرانسه پس از شكست جناح راست در انتخابات شوراهاي استاني اين كشور چهارشنبه هفته گذشته كابينه دولت را ترميم كرد.
در كابينه جديد رافرن « نيكلا ساركوزي » به عنوان وزير اقتصاد و دارايي , « دومينيك دو ويلپن » به عنوان وزير كشور و امنيت داخلي , « ميشل بارنيه » به عنوان وزير خارجه , « ژان لويي بورلو » به عنوان وزير كار و امور اجتماعي , و « فرانسوا فيون » به عنوان وزير آموزش و پرورش منصوب شدند.
در انتخابات شوراهاي استاني فرانسه كه در اول و هشتم فروردين ماه جاري برگزار شد , احزاب جناح راست حاكم كشور متحمل شكست شدند.
احزاب سوسياليست , سبزها , كمونيست و راديكال فرانسه كه با عنوان اتحاد چپ در انتخابات استاني اين كشور شركت كرده بودند با بدست آوردن نزديك به 50 درصد كل آرا , نتيجه اين انتخابات را از آن خود كردند.
نامزدهاي جناح چپ فرانسه توانستند در 21 استان از 22 استان اين كشور پيروز شوند و اداره امور اين استانها را در اختيار بگيرند. پيش از اين تنها هشت استان در اختيار جناح چپ بود.