بسم الله الرحمن الرحيم
صف هاي طولاني اتومبيل ها در پمپ بنزين ها كه شب شنبه
پانزدهم فروردين براي پر كردن باك هاي بنزين تشكيل شده بود ,
ذهن ها را متوجه داستان تكراري تورم در اولين ماه هر سال كرد.
سئوال مهمي كه اين ماجراي هر ساله مطرح مي كند اينست كه
آنچه از رهگذر بالا بردن رسمي قيمت ها از جمله قيمت بنزين و
ساير فرآورده هاي سوختي به سراغ مردم ميآيد تا چه وقت بايد
ادامه پيدا كند
اكنون مساله اين نيست كه چرا سوخت هر ساله رسما گران
مي شود , زيرا ظاهرا مردم به اين گران شدن خودكار و تكراري
عادت كرده اند. مساله اينست كه عوارض اين گران كردن هاي
رسمي را مردم تا چه وقت بايد تحمل كنند
اقتصاد كشور ما سالهاست كه اول هر سال شمسي حداقل
20 درصد رسما چاق مي شود و حدود 20 درصد نيز بطور
غيررسمي بر چاقي آن افزوده ميگردد و در مجموع تا 40 درصد
فربه تر از سال قبل مي شود. امسال , البته چاقي رسمي در همه
زمينه ها از حدمعمول گذشته و رشد! قابل ملاحظه اي نسبت به
سالهاي گذشته داشته است . بنزين 30 درصد , مزد كارگران 25
درصد و لابد لبنيات و ساير محصولات كارخانجات و مراكز
توليدي دولتي بين 35 تا 75 درصد كه ميانگين آنها به بالاي 50
درصد خواهد رسيد.
تازه اين ميانگين رشد رسمي گراني است . حداقل همين
مقدار هم بايد براي گراني غيررسمي حساب باز كرد , كاري كه
خدماتي ها , توليدي ها و كسبه بخش خصوصي هر ساله مي كنند
تا از قافله عقب نمانند. بدين ترتيب , با يك حساب سرانگشتي ,
از همين حالا ميتوان پيش بيني كرد قطر شكم اقتصاد متورم ما در
سال 83 بسيار بيشتر از سال 82 خواهد بود .
قصد نداريم همه كاسه كوزه ها را بر سر بنزين بشكنيم و
بگوئيم چرا بنزين را گران كرده ايد و بر آن هم نيستيم كه بگوئيم
چرا حقوق كارگران افزايش يافته است . بيچاره كارگر كه بايد
منت پذير عده اي كه اهداف خاص خودشان را دنبال مي كنند
باشد و از آنها تشكر كند كه حقوق او را افزايش داده اند ولي در
همان حال ناچار است به اين در و آن در بزند تا افزايش چند
برابري مخارج زندگي كه به بهانه همين افزايش حقوق بر او
تحميل مي شود را تهيه كند. كساني كه در اطاق هاي دربسته
مي نشينند و تصميم ميگيرند حقوق كارگران يا كارمندان را
فلان قدر افزايش بدهند , خودشان هم ميدانند كه با اين افزايش و
بدون آنكه فكري براي آثار تورمي آن كنند , آنان را چند برابر
آنچه به عنوان افزايش در نظر گرفته اند زير بار گراني و تورم
غيررسمي مي برند. اين هنر نيست كه آقايان از اطاق هاي دربسته
با لبخند پيروزي بر لب خارج شوند و مژده فلانقدر درصد
افزايش را بدهند , هنر اينست كه جلوي افزايش مخارج زندگي
كارگران و كارمندان كه از طريق گراني هاي رسمي و غيررسمي بر
آنها تحميل مي شود را بگيرند. وقتي شما از يكطرف حقوق كارگر
و كارمند را 20 يا 30 درصد افزايش ميدهيد و از طرف ديگر
دست كارخانه دار و كاسب را باز ميگذاريد تا هر قدر كه مايل
است قيمت ها را بالا ببرد , اين نه تنها خدمتي به حقوق بگيران
نيست بلكه تحميل گراني مضاعف بر آنها و باز كردن راه براي
گراني هاي بيشتر است .
بدين ترتيب , اكنون سئوال اساسي اينست كه اين ماجراي
تكراري تا چه وقت بايد ادامه يابد چرا مردم ايران بايد در
آرزوي ثبات قيمت ها بمانند و تورم هاي دو رقمي , روزي هر
ساله آنها باشد آيا وقت آن نرسيده است كه براي پايان دادن به
داستان تكراري تورم , چاره اي انديشيده شود

|