روزنامه جمهوري اسلامي 17/01/1383 صفحه مقالات

نجواي قلم
اصلاح طلبان , اصولگرا مي شوند!
با مخاطبان آشنا
نجواي قلم


حسين صنعت پوراميري
دلي كه پيوسته در ارتباط با خداست , هميشه بوق اشغال مي زند و شيطان نمي تواند با آن تماس بگيرد.
انسان عجول , پيوسته توپ هدف خود را به تيرك دروازه زندگي مي زند.
مرگ , كارت قرمزي است كه در زمين زندگي به همه مي دهند.
حريص , گداي هميشگي دنياست كه در همه حال دست نياز به سوي آن دراز مي كند.
دل لامپ خانه وجود است كه با كليد عمل روشن و خاموش مي گردد , با اطاعت روشن و با معصيت خاموش مي گردد.
هر انساني مدير مسوول روزنامه عمل خويش است .
هيچ چيز نازكتر و شكستني تر از شيشه عمر انسان نيست , پس نبايد به آن اعتماد بيهوده كرد.
گهواره گناه , خواب غفلت مي آورد.
دل بي عشق آسمان بدون خورشيد است .
صحراي سكوت , خوش آب و هواترين منطقه براي خوشگذراني عقل است .

اصلاح طلبان , اصولگرا مي شوند!


انسان موجودي است ملكوتي و شاهكار آفرينش , كه خداي سبحان آن را به عنوان افضل مخلوقات و گل سرسبد موجودات خلق كرد و از نور خود در وجودش دميد تا مسجود همه مخلوقات و حتي فرشتگان مقرب خدا گردد.
انسان موجودي قدسي است كه خالق عالم هستي , مقام خليفه اللهي را به او عطا كرد و زمين و آسمان و مافيها را رام او كرد و با نور معرفت خود , راه استفاده از آن مواهب را نيز بدو نشان داد.
خداي عالم , انسان را خلق و نعمت عقل و آزادي را هم به او ارزاني داشت تا در سايه هدايت اوليا و انبيا عظام , گرفتار قيود شيطاني نشود و با انجام تكاليف شرعي , كمال بندگي خود را به قادر متعال اثبات كند.
خداي رحمان , عقل و اراده و استقلال را به انسان هديه كرد تا طريق هدايت را از مسير ضلالت تشخيص و بي جهت تسليم اباطيل نشود و در صراط مستقيم نلغزد. خالق هستي بخش , انسان را امر كرده تا با مدد از اصل مشورت و بهره گيري از فكر عالمان و انديشمندان متدين , نقصانهاي عقلي را مرتفع و خود را بسوي كمال معنوي سوق و از نعمات لايتناهي الهي منتفع نمايد.
با سيري كوتاه در مفاهيم اوليه قرآن كريم و روايات معصومين (ع ) , مي پذيريم كه عزت ابدي از آن خداست و محكم ترين تكيه گاه اوست . اوست كه به عنوان قدرت مطلق تا قيام قيامت مي ماند و هر قدرت , فكر و انديشه اي غير از او رفتني است . هيچ كاري بدون رضايت خدا به سرمنزل مقصود نخواهد رسيد و هيچ درختي كه به نام غيرخدا غرس شود به ثمر نمي رسد. پس , انساني انسان است كه به خدا اقتدا كند , از او كمك بگيرد و از ميان خدايان زر و زور و مقام و موقعيت اجتماعي , فقط به خداي يكتا متوسل شود تا باقي با الله بماند وگرنه فاني في النار مي شود. مولايمان علي عليه السلام به ما آموخته است كه قدرت و حكومت و مقام و منزلت چون شتر چموش به كسي وفا نمي كند و اگر غير از رضاي خدا و خدمت به خلق خدا باشد , از يك لنگه كفش پاره شده هم بي ارزش تر است . گاهي اوقات شعارهاي رنگارنگ احزاب و گروههاي سياسي و دستيابي و تصاحب قدرت , انسان را از اهداف خلقتش دور , رسالت خود را فراموش و هويتش را فدا مي نمايد.
به خاطر رسيدن به نام و نشان , بدون مطالعه , همرنگ جماعت شده و خود را اسير احزاب و مناقشات و جريانهاي سياسي مي كند تا هم ناني به كف آورد و هم نامي براي خود دست و پا كند.
اين جماعت , منش و انسانيت خود را از اوج عزت به حضيض ذلت تنزل داده و به قيمت استقلال و عزت نفس , سايه نشين پرچمي مي شوند كه روزي با نازلترين قيمت آن را مي فروشند.
از ابتداي شكل گيري دو جناح مقتدر كشور تاكنون همزمان با فراز و فرود و گردش قدرت بين اين دو جناح , عده اي از افراد بي هويت و فرصت طلب كه اعتقادي هم به مباني فكري هر دو طرف نداشتند با طناب شيطنت , خود را به آنان آويزان و مسير اين حركت را به بيراهه منحرف كردند.
اين راهزنان سياسي با ژست انقلابي و نيت سودجويانه , خود را در صف موجهين هر دو تفكر كه امام امت هر دو را خدمت گذار به اسلام مي دانستند , وارد كرده با شعار استعماري « تفرقه بينداز و حكومت كن » , فضاي دوستي را به مناقشه سياسي مبدل و از اين نمد نخ نما كلاهي گرم براي خود دوختند.
اين جماعت خوش نشين كه تاكنون براي حفظ مقام و موقعيهاي شغلي كسب نان و نشان , به جاي رنگ , دهها بار پوست خود را نيز عوض كرده اند. با توليد بحرانهاي مصنوعي و ايجاد تنشهاي سياسي , منافع شخصي و باندي خود را تامين و خسارات جبران ناپذيري به اعتماد عمومي جامعه نسبت به نظام وارد نموده اند. همه نيك به ياد داريم بعد از حماسه عظيم دوم خرداد و تحولات بعدي , عده زيادي از موج سواران تنوع طلب كه به دروغ , خود را در صف اصولگرايان واقعي پنهان كرده بودند. در يك طرفه العين , عقود را شكسته , نقاب اصولگرايي را رها و لباس مرصع اصلاح طلبي را به تن كردند!
آنان كه بعضي ها تا اول خرداد , ستادهاي تبليغاتي اصولگرايان را مديريت مي كردند , روز بعد كه محاسباتشان اشتباه از آب درآمد , دوم خردادي تر از همه , چنان رنگ عوض كردند كه گويا اصلاح طلب از مادر متولد شده اند.
اين جماعت , با سردادن شعار « عبور از خاتمي » , عملا اثبات كردند گرچه قلب اصلاح طلبي داشته اند , اما با ريه اصولگرايي تنفس مي كردند تا كساني هزينه اين تحول را تامين و سلامت حضور آنان را هم تضمين نمايد.
اين نان به نرخ روزخورهاي كم صداقت , براي اثبات اصلاح طلبي , به تعريف بد از اصلاحات پرداخته و اين واژه زيبا را در عالم ادبيات سياسي نيز بي اعتبار كردند.
عده اي هم از حول حليم , خود را به ديگ انداخته و با ابراز ندامت از گذشته خود , افتخارات جهاني و روح استكبارستيزي نهضت عظيم امام خميني (ره ) فراموش و سياستهاي راهبردي نظام اسلامي را نيز مورد تخت و تاز قرار دادند تا اصلاح طلبي خود را به اربابان اثبات نمايند. !
اصلاح طلبان امروز كه تا ديروز به اصولگرايي افتخار مي كردند. براي بقا صدارت و تثبيت منافع خود و سهامداران سياسي شان , جامعه مدني خاتمي رااز مدينه النبي تفكيك و حاضر شدند هويت ديني و غرور ملي خويش را تقديم لقاي بيگانگان كنند تا تبري خود را از محافظه كاران اصولگرا به اثبات رسانند.
ناگفته پيداست كه ايجاد تحول و اصلاح روشهاي گذشته , اقدام پسنديده اي است اما روي سخن با عوام فريبان بي هنري است كه در فرآيند تحولات سياسي , صرفا به خاطر حفظ موقعيت شغلي خويش , با تغيير چهره و ابهام افكني و قلب حقايق , افكار عمومي را منحرف و امنيت رواني عامه مردم را نيز به خطر مي اندازد , اين اشباح الرجال , در قامت سياست , خيمه جهل را گسترانده , راه آگاهي جامعه را سد و يك روز به نام « راست گرا » و روز بعد در « لباس چپ انديش » , با سم ترديد , سرزمين باور و اعتماد عمومي را به نفع خود آلوده مي كنند.
شنيدني تر اين است كه عده اي نمك نشناسي را به اوج رسانده و در آستانه تشكيل مجلس هفتم و تحولات پيرامون آن , از باب آينده نگري در يك اقدام ديدني اما مشمئز كننده , مرگ زودهنگام اصلاحات را اعلام و مجلس ترحيم آن را هم برگزار تا ثواب آن , بدرقه راه بازمانگان باشند!
غافل از اينكه اصلاحات واقعي در متن دين ماست و انقلاب اسلامي ايران خود اصلاحي بود كه توسط اصلاح گر قرن بيستم يعني امام خميني (ره ) در حكومت ستمشاهي به سرانجام رسيد و تا قيام قيامت هم ادامه دارد.
علي ايحال اميد و انتظار كليه متدينين جامعه , از بنيانگذاران هر دو جناح كه در صداقت و دلسوزي آنان هيچ شكي نيست اين است كه اولا در يارگيري و انشعابات فرعي نسبت به حفظ اصول انقلاب بيشتر مراقبت نمايند و ثانيا به هواداران خود بياموزند كه تنوع و تحول در همه چيز زيباست اما تغيير در روش و اصول عقيدتي سياسي به خاطر حفظ منافع شخصي , رويه اي بسيار ناپسند است .
سيد حرمت الله موسوي مقدم

با مخاطبان آشنا


خسرو علوي زاده
عضو هيات علمي دانشگاه علوم طباطبائي
انتخابات مجلس هفتم در شرايطي آكنده از جوسازي ها و شانتاژهاي عده اي فرصت طلب با درايت و دورانديشي وسعه صدر مقام معظم رهبري و با تاكيد خردمندانه ايشان در موعد مقرر برگزار شد و حدود دو ماه ديگر كساني كه به ناحق بر صندلي هاي قرمز مجلس شوراي اسلامي تكيه زده اند اجبارا بايد اين مكان مقدس را به كساني بسپارند كه با راي مردم , شايستگي حضور در آنجا را پيدا كرده اند و برگزيدگان ملت هستند. در آغاز راه بدنيست توجه زعماي مجلس هفتم را به نكاتي چند جلب نمايم كه توجه به آنها مي تواند مجلس هفتم را از راهي كه منجر به سقوط ارزشها در مجلس ششم شد باز دارد :
1 ـ در اولين گام , اصول اساسي حكومت در نظام مقدس جمهوري اسلامي و در يك گردهمايي براي نمايندگان منتخب تعريف و تبيين گردد , جايگاه هريك از قواي سه گانه و نظارت و اشراف مقام رهبري و نقشي كه دارنده اين مقام در مسائل و شئون مختلف مملكتي دارد براي نمايندگان بازگو شود. مضافا اينكه نقش نهادهائي چون شوراي نگهبان مجمع تشخيص مصلحت نظام , مجلس خبرگان و خلاصه تمام نهادهاي برخاسته از انقلاب مقدس اسلامي ايران به درستي تبيين گردد تا ابهامي براي اين عزيزان باقي نماند و علاج واقعه قبل از وقوع شود كه خداي نكرده دو تا سال ديگر نماينده اي مدعي اصول انقلاب نشود , چنانكه آن نماينده مستعفي چنين كرد و متاسفانه اكثريت نمايندگان مجلس ششم كه هم داستان او بودند نه تنها مانع جسارت او نشدند كه به نوغي او را تائيد هم كردند.
2 ـ بد نيست قبل از تشكيل مجلس در يك نشست , مسائل مهم سياسي روز اعم از داخلي و خارجي توسط اساتيد متعهد براي اين افراد كه وظيفه اي خطير برعهده دارند تبيين گردد , مسائلي در زمينه نقش نهادهاي بين المللي , مسائل منطقه اي , مسائل اقتصادي ملي و منطقه اي و جهاني , روابط خارجي ايران با همسايگان و قدرتهاي بزرگ , وضعيت عقد قراردادهاي نفتي , وضعيت ارزي كشور و...
3 ـ براي نمايندگان برگزيده ملت توسط مقامات برجسته قضائي و آگاهان و اساتيد رشته حقوق در يك نشست عمومي به درستي مشخص شودكه حريم مصونيت يك نماينده تا كجا ادامه دارد. بايد مشخص شود جوسازي , شايعه پراكني , همسوئي با افراد معاند با نظام نه تنها در شان نماينده مجلس نيست , كه مي تواند باعث سلب مصونيت نماينده شود و اساسا زعماي مجلس هفتم چاره اي بيانديشند و در فكر ايجاد كميته اي فرعي باشند كه در قالب يك كميته قضائي و انضباطي عمل كند تا به تخلفات نمايندگان , چه قضائي چه سياسي يا اقتصادي قبل از طرح در محاكم دادگستري رسيدگي نمايد و خود مجلس اگر ملاحظه نمود كه نماينده اي برخلاف شرع و قانون اساسي اقدامي نمود , وي را به محاكم قضائي معرفي نمايد.
نماينده مجلس بايد بداند كه طرح مسائل سياسي روز , مسائل و مشكلات مملكتي و حوزه انتخابيه , نظارت بر عملكرد دستگاه هاي مسئول مملكتي تا آن جا كه در صلاحيت نماينده مجلس باشد هيچ ارتباطي به اين امر ندارد كه نماينده اي بخواهد نظام مقدس جمهوري اسلامي و اركان نظام را به چالش بكشاند. براي مثال نماينده مجلس بايد بداند اگر قوه قضائيه فردي را به هر دليل محاكمه و محكوم نمود , قوه مقننه نمي تواند و حق ندارد به جوسازي ها و مظلوم نمائي هاي گروهي بيگانه پرست اعتنا كند. نماينده مجلس بايد بداند اگر قرار است قواي ديگر مملكتي و عملكرد آنها زير سوال برود براي خود قوه مقننه هم اعتبار و ارزشي باقي نخواهد ماند. البته قوه مقننه مي تواند و بايد با همكاري قوه قضائيه و دوشادوش اين ركن مهم نظام با تصويب قوانين به رفع كمبودها و نقائص احتمالي در قوانين همت گمارد ولي نبايد در برابر اساس قوه قضائيه جبهه گيري كند و براي دادستان كل كشور يا روساي مختلف قوه قضائيه تعيين تكليف كند.
در همين جا لازم است اين پيشنهاد مورد توجه قرار گيرد كه بايد تعدادي از نمايندگان آگاه و مسلط به قوانين را از هم اكنون مامور كرد تا به بررسي قوانين مصوب مجلس ششم بپردازند. بخصوص در مورد قوانيني كه احتمال دارد در روزهاي آينده پيشنهاد نمايند.
مجلس هفتم بايد تكليف خود را يكبار براي هميشه با سياسي بازي و بيگانه پرستي روشن كند. براي اينكه نويسنده به كلي گوئي متهم نشود عبارتي از يك نماينده مجلس ششم كه در جريان نمايش تحصن در مجلس بيان كرده است عينا نقل مي كنم , خدا وكيلي نماينده مجلس هفتم با خواندن اين مطلب چه احساسي پيدا خواهد كرد !
« اگر كشورهاي خارجي مي خواهند منافع خود را در منطقه و جهان حفظ كنند , بايد از حركت مردم ايران حمايت و طرفداري كنند. در غيراينصورت نه محافظه كاران نصيبي از حمايت خارجي ها مي برند و نه آنها آينده اي در داخل كشورمان خواهد داشت » (1 )
واقعا تكليف مردم و مسئولين قوه قضائيه با نماينده اي كه چنين گستاخانه براي حفظ موقعيت و كرسي نمايندگي خود حاضر است وطن فروشي كند و پاي بيگانه را به كشور بازكند , دخالت بيگانگان در امور داخلي را براي حفظ اقتدار خود و جناح وابسته جايز بداند چيست اگر نماينده اي به بهانه استعفا از سمت نمايندگي كه فقط به نمايشي مسخره تبديل شده است نظام را به چالش كشانيد , تكليف چيست البته ملت و شوراي محترم نگهبان پاسخ بي ادبي آن نماينده و هم فكران او را داده اند و حسرت انتخاب مجدد را بردل آنها نهاده اند و اتفاقا همه كارها و گفتار بعدي اين آقايان نتيجه سوزش دل آنها و از سربغض و كينه است . اما آيا مجلس هفتم خواهد توانست زخمي را كه از سخنان نابخردانه بعضي از نمايندگان مجلس ششتم بر دل مردم بخصوص دلسوختگان انقلاب نشسته است درمان كنند !انشاالله
پاورقي :
1 ـ روزنامه ايران شماره 2720 , 18 بهمن 82 , صفحه 3