روزنامه جمهوري اسلامي 17/01/1383 صفحه سرمقاله
دنباله روي شرم آور


بسم الله الرحمن الرحيم
« محمد البرادعي » رئيس آژانس بين المللي انرژي هسته اي طي مصاحبه اي اظهار داشت تمامي فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران مسالمت آميز بوده است . وي تصريح كرد : « مقامات آمريكائي مدعي هستند كه بخشي از برنامه هاي هسته اي ايران به بخش نظامي مرتبط است ولي دوست دارم تاكيد كنم كه در ايران درحال حاضر هيچ نشانه اي براي استفاده از فعاليتهاي هسته اي در بخش نظامي وجود ندارد. »
البرادعي مي افزايد : از آمريكائي ها و ديگران خواسته ام كه اگر هر كشوري مدركي دال بر وجود فعاليتهاي هسته اي نظامي در مورد ايران دارد , نشان دهد تا مادر مورد آن تحقيقات و بررسيهاي خود را انجام دهيم . نكته مهم در اين ميان آنست كه نه آمريكا و نه هيچ كشور ديگري در اين مورد هيچگونه مدركي ندارند لكن واشنگتن مرتبا بر تبليغات جنون آميز خود در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران دامن مي زند و اصرار دارد كه ديگران را نيز به دنبال خود بكشاند.
قرار است البرادعي در چارچوب سفر به تهران , روز 3 شنبه با مقامات جمهوري اسلامي ايران ديدار و مذاكره كند. در چنين شرايطي صدور بيانيه مداخله جويانه انگليس , فرانسه و آلمان , بمنزله نوعي دنباله روي از واشنگتن است كه با اتخاذ يك سياست ضدايراني سعي دارند از آمريكا در جاي ديگري امتياز بگيرند. فرانسه و آلمان طي سال گذشته با اتخاذ يك موضع ضد جنگ در قبال تجاوز وحشيانه آمريكا به عراق موضع گرفتند لكن براي جلب همكاري آمريكا بمنظور فراهم كردن زمينه فعاليت شركتهاي آلماني و فرانسوي , اميدوارند در جائي به آمريكا امتياز بدهند تا در بازار پرسود عراق , از واشنگتن امتياز بگيرند. تكليف انگليس هم كه روشن است . انگليس اكنون سالهاست بعنوان زائده شرم آور سياست خارجي آمريكا عمل مي كند و حتي مردم و سياستمداران انگليسي هم از « توني بلر » بعنوان « سگ بوش » ياد مي كنند كه براي خوشايند اربابش , به راحتي دمش را تكان مي دهد. لحن , محتوا و مواضع بيانيه مشترك تنظيمي از سوي آمريكا , فرانسه انگليس و آلمان كه قرار است بعنوان پيش نويس قطعنامه شوراي حكام پيرامون فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران مطرح شود , به اندازه كافي گوياست و از بده ـ بستانهاي آشكار و نهان اين 3 كشور اروپائي با آمريكا , خبر مي دهد.
واكنش هاي انفعالي فرانسه و آلمان در مقابل آمريكا , اعتبار نسبي اين دو كشور را در صحنه جهاني خدشه دار كرده و آنها را بازيچه سياست خارجي آمريكا ساخته است . اينكه برلين و پاريس در اين مقوله به چه اهدافي مي انديشند و منافع آنها از طريق دنباله روي كوركورانه سياست هاي آمريكا چگونه قابل تامين است , سئوال مهمي است كه اساسا موضوع بحث ما نيست . اين سئوالي است كه دولتمردان آلمان و فرانسه بايستي به ملتهاي خود و افكار عمومي جهان درباره آن پاسخ دهند. اما تا آنجا كه به جمهوري اسلامي ايران مربوط مي شود , رفتار غيرمنطقي آلمان و فرانسه نه تنها قابل توجيه نيست كه حتي قابل تحمل هم بنظر نمي رسد.
اين دنباله روي كوركورانه از آمريكا نشان مي دهد كه حتي آن ژست ضدجنگ ديروز فرانسه و آلمان هم يك مانور سياسي ـ تبليغاتي براي تامين اهداف خاص بود و صرفا بعنوان يك تاكتيك سياسي بايستي مورد ارزيابي قرار گيرد و هرگز نشانه انساندوستي و روحيه ضد جنگ نزد دولتمردان فرانسه و آلمان نبوده و نيست . حتي شتاب وزراي خارجه فرانسه و آلمان براي سفر به تهران و اعلام همراهي ظاهري با جمهوري اسلامي ايران در ماجراي انرژي هسته اي هم تلاشي براي تحريك واشنگتن به اعطاي امتياز به آنها بوده است و چهره كريهي از رفتار فرصت طلبانه فرانسه و آلمان را به تصوير كشيده است .
ناگفته پيداست كه تكليف دولت شرور لندن در همه اين قبيل ماجراها , پيشاپيش روشن است . آنها به دنبال راه نجات خود از مهلكه عراق هستند و با عربده كشيدن در اينجا و آنجا مايلند نشان دهند كه گويا از وضعيت متزلزل ناشي از دروغ گوئي هاي بلر به جامعه جهاني براي توجيه تجاوز نظامي به عراق , فاصله گرفته اند.
واقعيت اينست كه جنگ رواني پيرامون فعاليتهاي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران و ايجاد ابهام درباره اهداف منطقي ايران در اين زمينه مشخصا از سوي صهيونيست هاي آمريكا ترتيب يافته و هدف اصلي آن , انحراف افكار عمومي منطقه و جهان از مسائل عراق و فلسطين است كه با تلاش براي سرپوش گذاشتن بر شكست مستمر اشغالگران وحشي , نظرها به مسائل انحرافي ديگر جلب شود.
اين براي آلمان و فرانسه بسيار شرم آور است كه ديپلماسي خود را بازيچه آمريكا كرده اند و همچون گوسفندهاي رام به دنبال انگليس به راه افتاده اند تا آنها را به خانه اربابش ببرد. ترديدي نيست كه انگليس , فرانسه و آلمان از همراهي با اين بازي رسواي سياسي ـ تبليغاتي , به يك اندازه سود نخواهند برد. توني بلر نخست وزير شرور انگليس به دنبال راه نجات است كه دولت لرزان خود را فعال جلوه دهد ولي فرانسه و آلمان پايه هاي ديپلماسي خاورميانه اي خود را با اين اقدامات كوركورانه و با اطاعت از واشنگتن , بي ثبات كرده و مي كنند.
بوش كوچك در چنين شرايطي , رفتار انفعالي فرانسه و آلمان را نشانه موفقيت خود در قبال اردوگاه ضد جنگ در اروپا معرفي كرده و براي تبليغات انتخاباتي از آن بهره مي گيرد ولي آيا باقيمانده اعتبار دولتمردان فرانسوي و آلماني نزد مردمشان , با اين خوش رقصي ها براي آمريكا , از ميان نخواهد رفت
آقاي « شرودر » صدر اعظم آلمان بخوبي مي داند كه با ژست ضدآمريكائي خود در آستانه انتخابات آلمان توانست آرا مردم اين كشور را به خود جلب كند. آقاي شيراك هم بايستي رمز اصلي افول ستاره اقبال حزبش را در بي ثباتي مواضعش در قبال مسائل مختلف داخلي و جهاني جستجو كند.
در چنين شرايطي فرانسه و آلمان نخواهند توانست با اتخاذ مواضع ضدايراني , چيزي بدست آورند. البته شايد براي اثبات ناكامي اين رفتار پاريس و برلن , بايستي منتظر بمانيم ولي هيچ ملتي بخاطر اطاعت از آمريكا به دولتمردانش مدال نداده و نخواهد داد. افول ستاره اقبال توني بلر نخست وزير شرور انگليس كه مردم آن كشور او را سگ بوش لقب داده اند , براي آلمان و فرانسه بايستي درس بزرگي باشد و آنها را از دنباله روي از آمريكا برحذر دارد.