بسم الله الرحمن الرحيم
به همان اندازه كه تعليق بازرسي هاي ماموران آژانس
بين المللي انرژي اتمي از تاسيسات هسته اي كشورمان
مسرت بخش بود
اعلام از سرگيري مجدد اين بازرسي ها از هشتم
فروردين آينده موجب نگراني مردم شد. هرچند اين خبر را مدير
كل آژانس اعلام كرده ولي از آنجا كه مسئولان ايراني آنرا تكذيب
نكرده اند موجب شگفتي شده است .
اكنون كه دوران خوشبيني پايان يافته و همه ميدانند كه
اروپائي ها و آژانس بين المللي انرژي اتمي تحت فرمان آمريكا
عمل مي كنند
ما بايد تكليف خود را با آژانس
سه كشور اروپائي
امضا كننده بيانيه تهران و همچنين كانادا و استراليا كه در طراحي
قطعنامه اسفند ماه عليه كشورمان با آمريكا همراهي كرده اند
روشن كنيم . ما هر قدر در اين مسائل بلاتكليف عمل كنيم و دچار
سياست روزمرگي باشيم
بيشتر زيان خواهيم ديد.
يك نكته قابل تامل در اين ميان
عملكرد دوگانه اروپا و
بويژه فرانسه
انگليس و آلمان است كه در ماههاي اخير با
درپيش گرفتن ژست دوستي و دلسوزي براي ايران چنين وانمود
مي كردند كه گويا ديدگاه ديگري به غير از آنچه از واشنگتن ديكته
مي شود
در قبال ايران دارند. مثلث فرانسه
انگليس و آلمان در
طول اين ماهها سعي داشت موضع نسبتا مستقلي را از اروپا
بنمايش بگذارد و بازسازي چهره مستقل اروپا پس از جنگ سرد
را در اين مقوله
برعهده بگيرد و نشان دهد اروپا مي خواهد و
مي تواند موضع مستحكمي در قبال مسائل بين المللي داشته
باشد كه مشخصا با ديدگاه آمريكا متفاوت است . با اينهمه از
همان ابتدا روشن بود كه اروپا در هر نكته و نقطه اي كه با آمريكا
اختلاف نظر داشته باشد
دستكم در مرحله مقابله با مواضع
ايران اشتراك نظر كامل دارد. بگذريم از اينكه برخي عناصر
خوشبين چنين وانمود مي كردند كه سياست آنها به نتيجه رسيده
و تفاهمات تهران را به حساب موفقيت اين تلاشهاي پشت پرده
معرفي مي كردند لكن در صحنه واقعيات عيني
همه ديدند كه آن
رفتار موذيانه فرانسه
آلمان و انگليس فقط با انگيزه تحميل
دوستانه امضاي پروتكل 2 +93 به جمهوري اسلامي ايران
تنظيم و تدارك شده بود و پس از كسب موافقت تهران با پروتكل
2 +93
اروپا ماهيت واقعي خود را نشان داد و عملا ثابت كرد كه
بين مواضع واشنگتن و آنها
واقعا هيچ تفاوت محسوسي وجود
ندارد. امتناع جمهوري اسلامي ايران از پذيرش بازرسين آژانس
بين المللي انرژي اتمي
يك حركت اعتراض آميز عليه اقداماتي
است كه با شتاب فراواني به سمتي پيش مي رفت كه بوي تحكم
مداخله جوئي و زياده خواهي از آن به مشام مي رسيد.
واقعيت اينست كه جمهوري اسلامي ايران در طول ماههاي
اخير بيشترين همكاري را با آژانس بين المللي انرژي اتمي به
انجام رسانيده لكن هرچه بيشتر همكاري كرده
آتش طمع و
طلبكاري طرف مقابل را بيشتر برافروخته است و اين قابل تحمل
نيست . اعتمادسازي يك مقوله طرفيني است و 3 كشور اروپائي
عليرغم تعهداتي كه در تهران پذيرفتند
اكنون موضعي را
برگزيده اند كه عملا تفاوتي با مواضع ديكته شده از واشنگتن
ندارد. متاسفانه در اين ميان محمد البرادعي نيز نشان داد كه
حسن نيت و صداقت لازم را ندارد. وي از يكطرف در لحظات
حساس و تعيين كننده با انتخاب جملات و واژه هاي كشدار
دو
پهلو
مبهم و درعين حال گزنده
مواضعي را عليه ايران اتخاذ
كرده كه عملا بعنوان خوراك تبليغاتي رسانه هاي دشمن عليه
جمهوري اسلامي ايران مورد سواستفاده تبليغاتي قرار گرفته و
در برخورد بامسئولين ايراني از عملكرد آنها اظهار تشكر و
قدرداني مي كند و از طرف ديگر در پشت تريبون و در گزارشات
خود
لحن گزنده و نيشداري را عليه ايران بكار مي گيرد كه عموما
خلاف واقع و تامين كننده اهداف سياسي ـ تبليغاتي آمريكا
ارزيابي شود.
موضوع انرژي هسته اي
يكبار مورد سواستفاده آمريكا و
انگليس در توجيه تجاوزات آنها به عراق قرار گرفته و بعد از
تسلط اشغالگران
مشخص شد كه اساس ادعاي آنها بر
ياوه سرائي استوار بوده ولي سازمان بين المللي انرژي هسته اي و
شخص البرادعي هرگز در طول آن دوران حساس يا نخواستند يا
اجازه نيافتند كه ادعاهاي اشغالگران براي توجيه جنايات جنگي
در عراق را رد كنند.
با توجه به اين مسائل بسيار حساس و تعيين كننده
اكنون
جمهوري اسلامي ايران در قبال عملكرد جنجال برانگيز
غيرانساني سازمان بين المللي انرژي هسته اي و شوراي حكام
بايستي مواضع روشن
منطقي و مستدلي را در پيش بگيرد تا
مانع سواستفاده بيشتر دشمنان و توطئه گران از اين مقوله شود.
نكته اول آنكه سياستهاي تنبيهي مشخصي را عليه بانيان
قطعنامه در پيش بگيرد. ما در صحنه سياسي ـ اقتصادي و تجاري
نيازي به كانادا و استراليا نداريم . حتي اگر نيازي هم وجود
داشت
بايستي بخاطر مصالح كشور و حفظ منافع ملي
در
مناسبات سياسي ـ اقتصادي و تجاري خود با استراليا و كانادا
تجديدنظر مي كرديم . اكنون كه حتي آن ملاحظات هم وجود
ندارد و اساسا حذف استراليا و كانادا از صحنه مناسبات ايران
چيزي در اينجا تغيير نمي كند
طبعا در انجام اين اقدامات
نبايستي كمترين ترديدي را بخود راه دهيم .
نكته دوم به مواضع دوگانه فرانسه
انگليس و آلمان
برمي گردد. آنها انصافا باما « دودوزه بازي » كردند و با اتخاذ يك
روش فريبكارانه
در آن واحد شريك دزد و رفيق قافله بودند و
اگرچه با امريكا همدستي مي كردند ولي ژست دوستي با ايران را
از خود بروز مي دادند.
اين درس بزرگي براي متوليان دستگاه ديپلماسي ما بود كه با
يك لبخند اروپائي ها ناگهان همه چيز را فراموش مي كنند و
تصورشان براينست كه اروپا با ما صادقانه عمل خواهد كرد. البته
اروپا در اين مقوله مواضع يكدست و يكپارچه اي ندارد. طيف
واكنش ها و برخوردها بسيار متفاوت و گاه متناقض است . ولي
سياست انگليس در صحنه اروپائي همواره در قبال ايران
از
شرارت و كينه ورزي خاصي برخوردار بوده است . مقامات
رسمي انگليس در ماههاي اخير بارها بصورت رسمي و علني
با
اتخاذ مواضع خصمانه و حتي خارج از عرف ديپلماتيك
از
موضع يك دشمن عمل كرده اند و منطقي نيست كه در صحنه
سياسي
اقتصادي و تجاري ما
جايگاه مطمئني به انگليسي هاي
شرور اختصاص يابد. تجديدنظر در مناسبات اقتصادي ـ صنعتي
و تجاري ما با انگليس
كانادا و استراليا يكي از جدي ترين
مواردي است كه عملي ساختن آن لندن را با نتايج رفتار
خصمانه اش مواجه مي سازد.
در يك كلام
حتي اگر كساني در اينجا خوشباورانه
نام همه
كشورها را در فهرست دوستان جمهوري اسلامي قرار دهند و
چنين وانمود كنند كه گويا ما هيچ دشمني در سطح جهان نداريم
در ميدان عمل
چه بخواهيم و چه نخواهيم
ديگران در تنظيم
مناسبات با ما
جمهوري اسلامي ايران را در فهرست دوستان
خود قرار نداده و نخواهند داد. در اينصورت اظهار دوستي ما با
آنها يك « اقدام يكطرفه » است كه مفهومي جز نرمش و كرنش در
برابر بيگانه ندارد. اين تجربه ايست كه به ما نشان مي دهد در
تنظيم فهرست دوستان و دشمنان ايران در صحنه ديپلماتيك
به
هوشمندي و دقت نظر بيشتري نياز است و نبايستي برروي
تعارفات ديپلماتيك و اعلام حمايت هاي لفظي و بدون هزينه
تا
اين اندازه حساب كنيم .
علاوه بر اينها
ما بايد براي هميشه تكليف خود را با آژانس
بين المللي انرژي اتمي روشن كنيم . تجربه عراق و اكنون
بازي هائي كه با جمهوري اسلامي ايران مي شود نشان داده است
كه آژانس
آلت دست آمريكاست و بازرسان آژانس
جاسوس هائي هستند كه با هدف شناسائي مراكز حساس
اقتصادي و نظامي به كشورمان ميآيند تا اطلاعات مورد نياز
آمريكا را جمع آوري نموده به آمريكائي ها تحويل دهند تا در
زمان لازم از آنها براي عملي ساختن اهداف خصمانه خود عليه
ملت ايران استفاده نمايد. مسئولين جمهوري اسلامي نبايد بيش
از اين خوشبين باشند. باز گذاشتن دست بازرسان آژانس
حسن نيت نيست
بلكه ساده انديشي و خامي است . اينها
دشمناني هستند كه با نهايت سونيت به خانه ما ميآيند. بنابر
اين
از يكطرف مسئولان جمهوري اسلامي بايد هرچه زودتر به
آژانس اعلام كنند از اين پس حق اعزام بازرس به جمهوري
اسلامي ايران ندارد و از طرف ديگر فعاليت هاي هسته اي ايران
بايد با قدرت و قوت بويژه در چرخه سوخت و غني سازي ادامه
يابد و كشورمان از اين حق طبيعي خود استفاده كند. اگر امروز
اين سياست را در پيش نگيريم
فردا ناچار خواهيم شد چنين
كنيم و چه بسا فردا دير باشد.

|